- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره هشتم - شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۳ - ۲ محرم ۱۴۲۶ - Feb 12, 2005
docharkhe
شليك موشك به سمت بارسلون 
003024.jpg
تا حالا براي علي دايي و وحيد هاشميان سانتر مي كرد. البته چند تا توپ خوب هم براي امپتزا فرستاده بود، اما اين فرصتي كه نصيب او شده احتمالا بهترين شانس زندگي اش است. مهدوي كيا، شوچنكو را در چند متري خود خواهيد ديد و چپ و راست براي او ارسال مي كند. مهدوي كيا حالا يكي از دوستان شوچنكو است كه بايد عليه دوستان رونالدينيو بجنگند. هر چند كه جنگي در كار نيست و تمام مراسم براي كمك به زلزله زدگان سونامي ترتيب داده شده. چهارشنبه شب زمين چمن ورزشگاه نيوكمپ جاي شش استوك مهدي را روي سينه خود لمس مي كند. بازي در اين استاديوم براي هر فوتباليستي آرزوست، اما اين تنها فاكتور رويايي چهارشنبه شب نيست. مجموعه اي از ستارگان ريز و درشت فوتبال در زمين هستند كه مهدي نماينده آسيا در بين آن هاست.
اولين حضور بازيكنان ايراني در چنين مسابقاتي به يك بازي تشريفاتي بين منتخب آسيا و منتخب جهان بر مي گردد. كريم باقري، علي دايي و خداداد عزيزي در منتخب آسيا بودند كه در نهايت خداداد موفق شد به كوپكه گل بزند. در سال 98 هم مهدي پاشازاده به مراسم قرعه كشي جام جهاني 1998 دعوت شده بود تا هم نماينده ايران در قرعه كشي باشد و هم در بازي نمايشي پيش از قرعه كشي پيراهن منتخب جهان را بپوشد، اما پرواز او دير به پاريس رسيد و تمام آرزوهايش نقش برآب شد.
حالا نوبت مهدوي كياست. او در آستانه بزرگ ترين انتقال زندگي اش قرار دارد. البته بدون قرارداد. او بايد با پرواز از هامبورگ به بارسلون برود تا يك شب دوست داشتني را براي مردم ايران رقم بزند.
تلويزيون براي پخش مستقيم اين مسابقه قول هايي داده، اما همه مي دانند كه اول بايد يك شبكه ماهواره اي ديگر بازي را نشان بدهد تا تلويزيون ما هم وارد بازي شود.
به هر حال چهارشنبه 27 بهمن را در بايگاني ذهن تان ثبت كنيد. البته اگر پرواز مهدي تاخير نداشته باشد.

چرك كف دست
003042.jpg
اول از تيم هندبال شروع شد. براي گرفتن حق و حقوق خودشان دست به همكاري زدند و البته اتفاقي نيفتاد. بعد هم تيم هاي بسكتبال و واليبال به جمع آن ها اضافه شدند و پشت سر شان هم كشتي. تا اين جاي كار چندان اهميت نداشت، اما وقتي فوتبال هم به اين رشته ها اضافه شد، ماجرا بيخ پيدا كرد. الان در باشگاه پرسپوليس وضعي به وجود آمده كه همه از خطيب، مدير باشگاه، التماس دعا دارند. فهرست بدهي هاي پرسپوليس كم كم سر به آسمان مي زند و اين وسط حتي پروين هم نمي تواند سروته قضيه را هم بياورد.
راينر سوبل مربي آلماني پرسپوليس شديدترين اعتراض را به مديريت داشت. البته پيش از او سامبوچوجي به خاطر بدقولي باشگاه از تعطيلات به ايران برنگشت. جالب اين جاست كه سامبو 50 هزار دلار از خطيب طلب دارد و اين پرسپوليس است كه مي خواهد از او شكايت كند.
سياست فعاليت در تمام رشته هاي ورزشي اگرچه در روز اول خيلي به نفع خطيب تمام شد، اما حالا كم كم دارد باشگاه را تا زير چانه در باتلاق فرو مي برد. مسلما اين بار هم هيچ طنابي قطورتر از ريسمان سازمان تربيت بدني كنار دست آن ها نيست. فقط كافي است پروين يك نگاه معني دار به سازمان بكند تا حساب پرسپوليس پر شود. با اين وجود هيچ تضميني نيست كه باز هم پرسپوليس به اين قبيل مشكلات برنخورد، و البته يك هشدار ديگر؛ سوبل از طريق قانوني عمل كرده. اگر تا مهلت مقرر پول او را ندهند، شايد كاري دست پرسپوليس بدهد. تنها چيزي كه ما بايد بابت آن اطمينان داشته باشيم، يك حقيقت تلخ است: اين كه قطعا اين آخرين مشكل باشگاه پرسپوليس نيست.

هركول در منامه
ايران براي بردن بحرين همه كار كرد. از كوچ دسته جمعي هواداران تيم ملي به منامه گرفته تا بردن طبل و سنج و سهراب بوقي و بقيه ماجراها. راستش همه فكر مي كرديم بحرين تيم مالي نيست، ولي در عين حال شكست دفعه قبل ايران در منامه چشم مان را چنان ترسانده بود كه نگو. براي همين همه تمهيدات به كار گرفته شد تا تيم خداي نكرده نبازد. البته حالا كه اين مطلب را مي نويسيم هنوز بازي شروع نشده، ولي وقتي شما آن را مي خوانيد كار تمام شده و چند روز هم گذشته يكي از برنامه هاي فدراسيون فوتبال هم اين بود كه با به كار انداختن جنگ رواني يا حداقل، روحيه دادن به بچه هاي تيم ملي همه چيز را به نفع آن ها رقم بزند؛ پيشنهاد به احمدرضا عابدزاده براي اين كه در بازي ايران بحرين روي سكوها بنشيند و همين طور بردن رضازاده به منامه براي تشويق ايران هم از جمله همين كارها بود. خوبي اش هم اين بود كه منامه نزديك بود و راحت مي شد همه را به آن جا انتقال داد. كسي كه پيشنهاد داده بود تا رضازاده با تيم ملي به منامه برود، بايد آدم باهوشي باشد.
بالاخره حسين با آن يال و كوپال وارد هر ورزشگاهي كه بشود سكوها مي لرزند. بحرين كه با آن جمعيت اندك و آن وسعت كم اصلا جايي نيست. قويترين مرد جهان فقط كافي است نفس بكشد تا تيم حريف به ترس بيفتد و بچه هاي تيم ملي جان بگيرند.
مشكل اين بود كه حسين بايد از بلغارستان و اردوي تيم ملي وزنه برداري به منامه مي رفت و همين هم كار را دشوار مي كرد.
بالاخره همين است ديگر. وقتي براي بازي هاي تيم ملي آلمان مايكل شوماخر به استاديوم مي رود و تنيسورهاي فرانسوي پاي ثابت تماشاي بازي هاي تيم ملي كشورشان هستند، ما چرا نبايد از حسين چنين استفاده هايي بكنيم؟ او از قهرمانان ديگر كشورها و ديگر ورزش ها كه كوچكتر نيست، خيلي هم گنده تر است!

هوا ابري است
آخ كه چقدر دل مان براي چمن خراب ورزشگاه تختي انزلي تنگ شده بود. پيراهن هاي گلي، سوت اشتباه داور، اعتراض بازيكنان، فرياد مربي، فحاشي تماشاگران، رمال و البته استاديوم خالي چنين صحنه اي را فقط مي توان در ليگ برتر ايران تجربه كرد. اين 20 روزي كه مسابقات تعطيل بود، تماشاگران خودشان را به تخت بسته بودند، اما حالا ديگر بايد از تخت پايين بيايند و از سكوهاي استاديوم بالا بروند تا باز هم تاير پنجر فوتبال ايران لنگ لنگان راه خود را برود. تيم ملي حداقل تا عيد كاري با ملت ندارد و اين اجازه يك نفس عميق را به فوتبال باشگاهي مي دهد.
سكانس نوزدهم مستند ليگ احتمالا مثل صحنه هايي باشد كه عوامل پشت دوربين با شلنگ روي سر بازيگران آب مي گيرند. بارش باران در نوشهر و انزلي البته طبيعي است. سرماي ناجوانمردانه ورزشگاه آزادي هم براي تماشاگران عادي شده. پتو پلنگيسم در استاديوم آزادي تنها راهي است كه هواداران مي توانند با آن از سرماخوردگي فرار كند.
ملوان پرسپوليس، استقلال پگاه و سايپا فولاد. براي تماشاي مسابقات ليگ 13 فريم ديگر فرصت داريد.

سوپ سرد آشتي
003036.jpg
متاسفانه اين بار هم تمام تنفرها، تمام اهانت ها و كل اتفاقات به سوءتفاهم تعبير شد. كم كم بايد به واژه سوءتفاهم يك نشان ويژه فوتبالي بدهيم. تمام مشكلاتي كه در فوتبال ايران به وجود مي آيد، در نهايت با پيش كشيده شدن اين لغت  ماست مالي مي شود.
حالا افشين پيرواني و علي پروين دست در دست هم لبخند مي زنند، اما هنوز كسي فراموش نكرده كه افشين سر بازي پرسپوليس پيكان در چه مسيري نيمكت  پروين را دور زد و دسته گل را براي تماشاگران انداخت. هنوز هم توهين هاي موزوني كه به اسم افشين ساخته مي شد و تماشاگران مقيم ورزشگاه كارگران خودشان را با آن سرگرم مي كردند از ياد كسي نرفته، اما گويا به هر زحمتي كه شده، تمام اتفاقات زشت را از ذهن پاك كرد تا چيزي غير از دوستي باقي نماند.
پارسال اگر رگ افشين را مي زدي، به سمت خيابان توانير نمي رفت، اما شنبه عصر او با پاي خودش به دفتر يكي از دوستان پروين رفت تا ماجرا با چند ديالوگ عاشقانه ختم به خير شود: به روح مادرم من راضي نبودم! خودت شاهدي كه هميشه افشين خان صدات مي كنم. حالا چطور ممكن است بگويم كه به تو فحش بدهند؟
اين حرف ها موضع پروين را بابت اهانت هايي كه در يك سال اخير به افشين شده نشان مي دهد. چند ماه پيش هم در يك مجلس مشابه دايي و پروين صلح كرده بودند. البته آن آش دهان سوزتر از سوپ از دهن افتاده فعلي بود. دايي و پروين پس از لت و پار كردن همديگر ناگهان از فدراسيون فوتبال سر در آوردند. اصرار محمد دادكان بر نمايش صحنه تصنعي در آغوش كشيدن آن قدر شديد بود كه اصلا نمي توانستيم تصور كنيم يكي از طرفين جنگ نخواهد كوتاه بيايد.
اين وسط فقط شعور عده اي از بندگان خدا كه با هر جمله آقايان شب ها خواب شان نمي برد، به بازي گرفته مي شود. مسخره ترين صحنه، شنبه عصر در ورزشگاه كارگران به نمايش درآمد؛ هواداران پروين پس از شنيدن خبر بازي دوستانه پيكان پرسپوليس حسابي از خجالت كاپيتان سابق درآمدند، اما پس از اين كه شنيدند سلطان دست افشين را فشار داده، پيرواني را تا حد مرگ تشويق كردند.
البته تمام فيلم نامه به هم ريخت و بارش سنگين برف بر روي چمن ورزشگاه كارگران در نهايت به لغو اين مسابقه دوستانه منجر شد. هر چند كه رابطه دوستانه پيرواني و پروين به راحتي مي تواند جاي بازي دوستانه را بگيرد.

خدايي مصدومم!
كمتر كسي پيدا مي شود كه تشك كشتي را بشناسد و در جريان كل كل مجيد خدايي و فريدون قنبري نباشد؛ اين دو كشتي گير كري شديدي با هم دارند، البته تا حالا يك بار هم با يكديگر سرشاخ نشده اند، اما قرعه كشي نيمه نهايي مسابقات ليگ كشتي، پرسپوليس و راه آهن را جلو هم قرار داد تا اين دو يك فرصت عالي براي خالي كردن احساسات شان نسبت به هم پيدا كنند.
وقتي تماشاگران كشتي داشتند خودشان را براي تماشاي 164 كيلوگرم عضله روي تشك سالن هفتم تير آماده مي كردند، يك خبر عجيب به گوش رسيد: مجيد خدايي پايش را گچ گرفته است؛ او در پايان آخرين تمرين تيمي پرسپوليس پايش را گرفت، چند ثانيه اي به دور خودش پيچيد و دست آخر دكتر تيم بالاي سرش آمد. او خدايي را به كلينيك برد و يك ساعت بعد با پاي گچ گرفته به مربيان پرسپوليس تحويلش داد. مدت درمان مجيد خدايي 15 روز تخمين زده شد و اين معنايي نداشت جز اين كه او كشتي با قنبري را از دست داده. تمارض، اولين حدسي است كه به ذهن تمام شنوندگان قصه مي رسد، اما دكتر تيم روز بعد جلوي جمعي خبرنگار و عكاس، مدارك اثبات ترك قوزك پاي مجيد خدايي را به نمايش گذاشت.
با اين وجود، مربي پرسپوليس اصلا باور نكرد و روي همان تمارض مانور داد. البته تمام اتفاقات در نهايت به نفع حميد رسول زاده تمام شد. كسي كه به  جاي خدايي روي تشك رفت.

افتخار اينترنتي
003030.jpg
حالا دوباره اينترنت نقش خود را در اعتلاي ورزش كشور ثابت مي كند. فقط كافي است بفهميد كه هر كليك شما چقدر در پيشرفت اين گاري زهوار دررفته تاثير دارد. باور نداريد؟ پس حتما سري به سايت كميته تاريخ، آمار و ارقام فوتبال بزنيد. جايي كه اسم صدوبيست و يك نفر را رديف كرده اند تا هر كسي كه دستش به ماوس مي رسد، وارد بازي شود. يك فرم با 5 جالي خالي كه مي توان با 121 نام آن ها را پر كرد. قسمت جذاب ماجرا وقتي آغاز مي شود كه شما دنبال گزينه هايي براي پر كردن فرم خود باشيد. وقتي انگشت اشاره شما روي فهرست بالا و پايين مي رود و هنگامي كه به حرف K مي رسيد، قطعا در حركت سريع انگشت تان سكته اي ديده خواهد شد. سكته اي كه شايد به يك سكته قلبي منجر شود؛ علي كريمي، بهترين بازيكن سال 2004 قاره آسيا حالا بايد شانس خودش را براي دريافت تنديس بهترين بازيكن سال جهان امتحان كند. البته از جمع 120 رقيب او در فهرست انتخابي اين سايت يك نفر خودي به حساب مي آيد. يك علي ديگر كه دايي ايران است. اين دو نفر از امروز محتاج كليك هاي شما هستند. شك نكنيد كه هر ضربه انگشت اشاره شما بر روي كليد سمت چپ موشواره، باعث تسلي خاطر اين دو فوتباليست خواهد شد. همين التماس دعا البته مي تواند تمام قصه  راي گيري را به هم بريزد.
در آخرين هفته سال 2004 بود كه فدراسيون جهاني وزنه برداري براي انتخاب وزنه بردار قرن  جهان يك نظرسنجي گذاشت. با شروع نظرسنجي، كافي نت  هاي اردبيل به طور شبانه روزي در خدمت حسين رضازاده بود تا پهلوان ايران خداي نكرده جلو رقيبانش كم نياورد. البته اين فراخواني در تمام ايران نفوذ كرد تا اين كه سايت فدراسيون جهاني وزنه برداري به دليل ترافيك بالا نابود شد.
احتمالا وقتي گردانندگان سايت كميته تاريخ و آمار فوتبال نام دايي و كريمي را در اين فهرست مي گذاشتند در جريان ماجراي رضازاده نبودند. شايد هم مي دانند و از حالا يك نشاني ديگر براي خودشان كنار گذاشته اند.

رويداد هفته
003021.jpg
گامي در مديريت 
قدمي معاون رييس سازمان تربيت بدني جزو كساني است كه توپ را برمي دارد و به قلب دفاع حريف مي زند. آخرين حريف او هم مديريت قبلي سازمان است؛ قدمي هشدار داده است كه ديگر از روش هاي كدخدا منشانه قبلي خبري نيست. باور مي كنيد؟
003060.jpg
داداش برانكو
وقتي برانكو هنوز عينكي نشده بود و در تيم جوانان يوگسلاوي بازي مي كرد، يك دوست صميمي داشت؛ سرچكويورچيچ سرمربي بحرين كه هفته پيش براي به باد دادن آرزوهاي مردم ايران از هيچ كاري دريغ نكرد، در نوجواني يار غار برانكو بود. برانكو مي گويد: من و سرچكو مثل دو برادر بوديم.
003048.jpg
عقاب در آسمان 
پرواز تهران اهواز فقط 70 دقيقه طول مي كشد، اما هواپيمايي كه عابدزاده را به اهواز مي برد، 7 ساعت روي هوا بود. چرخ هاي هواپيما باز نمي شد و در لحظات آخر بنزين آن هم ته كشيده بود. البته عقاب به سلامتي به زمين نشست تا ما براي دومين بار به خاطر زنده ماندن او خداوند را شاكر باشيم.
003054.jpg
نگون بخت 
نيكبخت چندان هم خوش شانس نيست. از روزي كه براي پوشيدن پيراهن الوصل به امارات رفت، پشت هم بدشانسي مي آورد؛ اول مصدوم شد و بعد هم كه آسيب ديدگي اجازه نداد به بازي با بحرين برسد. او براي اولين مسابقه، برانكو را نسبت به سمت چپ تيم نگران كرده بود.

امپراتوري ارتش آبي 
چلسي در دو سال اخير با مديريت رومن آبراموويچ و با آمدن مورينيو تبديل به يكي از غول هاي فوتبال اروپا شده است 
003222.jpg
محمد والايزداني 
اگر اندكي، فقط اندكي روزنامه هاي ورزشي را ورق زده باشيد، مشاهده مي كنيد كه هر روز در هر كدام از اين نشريات ورزشي، نام يك تيم جلوتر از همه به چشم مي خورد: چلسي. بله! چلسي. تيمي كه تا همين چند سال پيش زير سايه قدرت هايي چون منچستريونايتد، آرسنال و حتي ليورپول قرار داشت، امروز در صدر جدول فوتبال انگليس مقتدرانه تك مي تازد. آمارهايي كه مقابل نام اين تيم به چشم مي خورند، به  خوبي بيانگر اختلاف سطح آبي هاي لندن لقب باشگاه نزد هوادارانش هستند. 20 پيروزي، 4 تساوي و تنها يك شكست. شكستي كه در ماه اكتبر و مقابل منچسترسيتي رقم خورد. 49 گل زده و تنها 8 گل خورده. از آخرين باري كه دروازه چلسي باز شده، حدودا دو ماه مي گذرد. آخرين بار در ليگ برتر ، تي يري آنري با تيزهوشي خود روي ضربه اي آزاد در روز دوازدهم دسامبر در هايبري، دروازه پيترسچ، يكي از اركان اصلي موفقيت چلسي را باز كرد. پيروزي در 11 ديدار پياپي اصلا كار آساني نيست، اما فعلا اين چلسي به خوبي از پسش برآمده است، اما چه چيزي باعث شده اين تيم ظرف كمتر از 15 سال به يكي از قدرتمندترين تيم هاي جزيره تبديل شود. زياد لازم نيست دفترچه يادداشت خود يا آرشيو روزنامه هاي ورزشي را يكي يكي ورق بزنيد. كافي است تابستان سال 2003 و ماه ژوئيه آن را به ياد آوريد. باشگاه چلسي با هدايت كن بيتس، 80 ميليون پوند بدهي بالا آورده بود و رژيم شكست خورده ميليونر انگليسي در شرف انحلال قرار داشت، اما يك دفعه مردي از ناكجا آباد پيدا شد و باشگاه لندني را از ورطه سقوط نجات داد.
مردي كه تا به حال اسمش را هم نشنيده بوديم: رومن آبراموويچ، ميلياردر روس و صاحب شركت نفتي Sibneft، يكي از بزرگترين شركت هاي نفتي روسيه. او با سرمايه اي حدود پنج ميليارد پوند، از نگاه مجله فوربس Forbes به عنوان بيست و پنجمين مرد ثروتمند جهان لقب گرفته بود و تا پيش از آن تنها يك ديدار فوتبال را از نزديك تماشا كرده بود: ديدار منچستريونايتد رئال مادريد در مرحله يك چهارم نهايي ليگ قهرمانان؛ ديداري كه روز 23 آوريل 2003 در ورزشگاه الدترافورد با نتيجه 3 4 به سود رئال به پايان رسيد.
003219.jpg
همين تك بازي، كه اتفاقا در همان سال به عنوان بهترين ديدار ليگ قهرمانان شناخته شد، كافي بود تا سرمايه دار روس با پرداخت 140 ميليون پوند علاوه بر پاك كردن تمام بدهي هاي باشگاه، صاحب مطلق باشگاه غربي پايتخت شود. گرد و خاك هاي او در فصل اول حضورش در راس استمفوردبريج چندان ثمربخش نبود. كلوديو رانيري، كه همواره به عنوان يك مربي محافظه كار كاملا ايتاليايي به حساب مي آيد، نتوانست با اين تيم نتيجه بگيرد و اين چيزي نبود كه آبراموويچ با جاه طلبي بي نظيرش بتواند آن را هضم كند. او بدون بردن هيچ جامي لندن را ترك كرد تا جاي خود را به بهترين مربي اروپا در سال 2004 بدهد: خوزه مورينيو. مرد پرتغالي، پورتو را با كوله باري از خاطرات خوش، به قصد نشستن روي نيمكت چلسي ترك كرد. دو قهرماني در ليگ پرتغال، يك عنوان در جام يوفا و يك عنوان در ليگ قهرمانان، كارنامه اي درخشان براي او به حساب مي آمد. خريدهاي مورينيو، مبلغ هزينه شده چلسي از زمان حضور آبراموويچ در بازار نقل و انتقالات را به عدد نجومي 160 ميليون پوند رساند، اما اين اعداد براي سرمايه تمام نشدني او هيچ هستند. مرد روس از تيمش فقط جام مي  خواهد. گرچه بسياري از روزنامه هاي انگليسي شانس بردن 4 جام در اين فصل را براي چلسي غير ممكن مي دانند، اما مورينيو ثابت كرده براي او غير ممكن وجود ندارد. او پورتو را در شرايطي كه قبل از فينال ليگ قهرمانان مقابل موناكو تهديد به مرگ شده بود، قهرمان اروپا كرد و تيم پرتغالي را پس از سال ها بر بام اروپا نشاند. حتي اگر فرگوسن شانس چهار گانه چلسي را صفر بداند يا روزنامه تايمز هم فقط 5 درصد براي اين عنوان قايل شود، مورينيو از كمترين روزنه، بهترين استفاده را مي برد. او ظرف 7 ماه در چلسي انقلابي عظيم به وجود آورده است. شايد مهمترين فاكتوري كه فراتر از دلارهاي نفتي آبراموويچ در اين باشگاه نقش داشته، آماده ساختن تيم از لحاظ رواني بوده است. شايد بازيكنان چلسي بهتر از هركس ديگر بتوانند تفاوت هاي عصر او و دوران رانيري را توصيف كنند. ايدور گوديانسن، مهاجم ايسلندي چلسي كه تجربه كار كردن با هر دو مربي را دارد، در مورد دوران حضور مرد ايتاليايي روي نيمكت چلسي مي گويد: در زمان رانيري، هيچ وقت باور نداشتم كه مي توانيم در جام هاي مختلف قهرمان شويم. شايد بتوان اين حرف را با جمله اي كه مورينيو پيش از آغاز فينال ليگ قهرمانان فصل گذشته به زبان آورده بود، كامل كرد: برويد و تا پاي جان بجنگيد اين روحيه جنگ جويانه، چلسي را تا به اين جاي فصل در 4 جام ليگ برتر، جام اتحاديه، جام حذفي و ليگ قهرمانان قدرتمندانه نگه داشته است. ديدار با بلكبرن روورز كه چند روزي از پايان آن نمي گذرد يك بر صفر به سود چلسي مي تواند گوياي عيني اين مدعا باشد. در آن ديدار، پل ديكوف و ديگر مردان بلكبرن سعي كردند با به راه انداختن جنگ رواني و اعمال خشونت بعد از منچسترسيتي، دومين شگفتي ساز فصل لقب گيرند، اما مورينيو نشان داد كه تيمش در اين زمينه و براي خنثي كردن چنين حربه اي هم نقشه هايي دارد. جان تري، كاپيتان آبي پوشان كه هدف اصلي ديكوف، مهاجم بلكبرن بود، مثل يك گلادياتور پا به پاي حريفش جنگيد و رويش را كم كرد!
003216.jpg
داشتن هواداراني چون گاي ريچي، فيلم ساز مشهور هاليوود و استفاده از پوشاك جورجيو آرماني خود نشان دهنده موج جديدي است كه ChelseaVillage وارد فوتبال كرده است. اين روند چلسي كاملا خلاف مسيري است كه ديگر باشگاه هاي انگليسي اتخاذ كرده اند
دفاع بتوني، خط حمله اي كوبنده 
در ابتداي فصل اكثر كارشناسان از مورينيو به خاطر انديشه هاي دفاعي صرفش انتقاد مي كردند. او متهم شده بود كه سيستمي جرج گراهامي  را در پيش گرفته است. جرج گراهام در زمان هدايت آرسنال در اوايل دهه 90 با دفاعي بسته و ارايه بازي هاي كسل كننده، در اكثر ديدارهايش نتيجه يك بر صفر را روي اسكوربرد هايبري ثبت مي كرد، اما مورينيو نشان داد كه تجربيات حضور در كنار مربيان جسوري چون سربابي رابسون و لوييز فان گال را با ايده هاي منحصر به فرد خودش ادغام كرده است. اول دفاع، بعد حمله شعار مورينيو در اين فصل بوده است. او خط دفاعي مستحكمي ساخته كه مثل بتون آرمه رسوخ ناپذير است، اما در عين حال، چلسي يك تيم دفاعي صرف نيست. آن ها از اشتباهات حريفان شان به نحو احسنت استفاده مي كنند. چارلتون، وست برومويچ، بلكبرن و فولام تيم هايي بودند كه در دور رفت ليگ برتر تاوان اشتباهات شان را به سختي پس دادند. اين تيم ها هر كدام با 4 گل بدرقه شدند تا اين ايده كه چلسي تحت هدايت مورينيو در گل زني ضعيف عمل مي كند از ذهن ها پاك شود. يكي ديگر از نكاتي كه در چلسي مطرح است، اتحاد ميان بازيكنان اصلي و ذخيره است. مورينيو در ابتداي فصل آن قدر دستش باز بود كه تمام بازيكنان مورد نيازش را خريداري كند، اما او به مجموعه تيمي 23 نفره بسنده كرد تا به قول خودش تعادل و مساوات را بين بازيكنانش رعايت كند. با اين حال، با همين تعداد بازيكن هم او به اندازه كافي براي 11 نفر اصلي اش آلترناتيو دارد. همه بازيكنان تحت نظرش، رفتار او را متفاوت از ديگر مربياني مي دانند كه تا به حال داشته اند. تياگو مندز، هافبك پرتغالي سابق بنفيكا كه در ابتداي فصل با قراردادي 8 ميليون پوندي به چلسي پيوست، رمز موفقيت چلسي را رفتار دوستانه مورينيو مي داند: او با همه بازيكنان دوست است و خودش را يكي از ما مي داند. وقتي خبرنگار روزنامه اينديپندنت از او دليل تاثيرگذاري مورينيو در چلسي را مي پرسد، با اندكي مكث مي گويد: نمي دانم! شايد چون فقط پيروزي مي خواهد. خوزه خيلي باهوش است، سخت كار مي كند نه تنها خودش بلكه تمام دستيارانش. آن ها انسان هاي فوق العاده اي هستند و هر بازيكني مي داند كه بايد چه كاري انجام دهد. در اين مورد باز هم مي توان به فينال ليگ قهرمانان فصل گذشته استناد كرد. مورينيو پيش از شروع بازي جلو در رختكن ايستاد و تمام بازيكنانش را پيش از رفتن به روي چمن ورزشگاه آره نا ي شالكه بوسيد. خودش بعدها در كتاب خاطراتش نوشته بود كه اين كار را براي القاي روحيه به تيمش انجام داده بود. بازيكنان چلسي در اين فصل چنان باهم متحد هستند كه عملا هيچ تفاوتي بين بازيكنان ذخيره و اصلي تيم وجود ندارد. وقتي مورينيو پيش از بازي دور چهارم جام حذفي مقابل بيرمنگام اعلام كرد كه به لمپارد، دروگبا و روبن، سه بازيكن كليدي تيمش استراحت خواهد داد، همه حتي هواداران چلسي هم اين حركت او را ريسكي خطرناك تعبير كردند، اما 11 نفري كه در اين ديدار از ابتدا به ميدان رفتند نشان دادند كه چه عطشي براي پيروزي دارند. آن ها مثل سگ هايي وحشي كه از قفس رها شده باشند، چنان بيرمنگام را تحت فشار قرار دادند كه هيچ كس در مورد عدم لغزش چلسي لحظه اي ترديد به خود راه نداد.
اين انگيزه بالا حتي در جمع مردان اصلي تيم هم ديده مي شود. به عنوان مثال مي توان به پيتر سچ، دروازه بان ملي پوش چك تبار چلسي اشاره كرد. مورينيو بارها از او به عنوان گزينه اصلي درون دروازه اش نام بوده، اما سچ طوري از دروازه چلسي محافظت مي كند كه انگار بعد از مدت ها نيمكت نشيني، درون زمين قرار گرفته و بايد به هر ترتيب ممكن رضايت مربي اش را جلب كند.
دفع پنالتي پل ديكوف در ديدار با بلكبرن و رفلكس هاي ديدني اش در طول اين فصل باعث شد تا او در نهايت ركورد پيتر اشمايكل را بشكند و مدت زمان بسته نگه داشتن دروازه اش را به 781 دقيقه برساند. در حالي كه آرسنال و يونايتد هنوز هم نتوانسته اند براي ديويد سيمن و پيتر اشمايكل جانشين مناسبي پيدا كنند، حضور پيترسچ و كارلو كوديچيني به  عنوان دروازه بان مطمئن چلسي را نسبت به رقبايش يك قدم جلو انداخته است. از ديگر نكات مثبت مورينيو، غير قابل پيش بيني بودن اوست. شجاعت مرد پرتغالي در به ميدان فرستادن همزمان روبن، لمپارد و دروگبا در همان ديدار با بيرمنگام در جام حذفي، ستودني بود. معمولا اكثر مربيان در چنين ديدارهاي حساسي كه حتي يك گل مي تواند سرنوشت بازي را عوض كند، يكي از تعويض هايشان را با در نظر گرفتن مصدوميت احتمالي بازيكنانشان نگه مي دارند، اما مورينيو با اين تعويض هاي هجومي اش نشان داد كه حرف هاي تياگو در مورد او كاملا مصداق دارند: فقط مي خواهد پيروز شود.
003234.jpg
مورينيو پيش از آغاز فينال ليگ قهرمانان فصل گذشته گفت: برويد و تا پاي جان بجنگيد اين روحيه جنگ جويانه، چلسي را تا به اين جاي فصل در 4 جام ليگ برتر، جام اتحاديه، جام حذفي و ليگ قهرمانان قدرتمندانه نگه داشته است 
بدون شك نبايد موفقيت هاي چلسي را تنها مرهون حضور مورينيو روي نيمكت تيم دانست. هميشه اين قضيه مطرح بوده كه هر باشگاهي براي رسيدن به موفقيت دو تيم احتياج دارد: تيم فني و تيم مالي. تيم مالي چلسي تنها در رومن آبراموويچ خلاصه نمي شود. او فقط حكم ماشين اسكناس چاپ كني را دارد. مرد روس خودش به خوبي مي دانست كه نمي تواند با تكيه بر پول هايي كه به اعتقاد بسياري براي فرار از مجازات پول شويي اتهامي كه به آبراموويچ در مورد ثروتش وارد است در چلسي سرمايه گذاري شده باشگاه را هدايت كند. به همين دليل رومن از همان ابتدا كسي را همراه خودش به چلسي آورد كه بيلان كاري موفقش در منچستريونايتد مي توانست سرمايه هنگفتش را از حالت بالقوه به حالت بالفعل درآورد: پيتر كينون، مدير اجرايي سابق شياطين سرخ. كينون در مدت زمان حضورش در يونايتد، كارنامه مثبتي را از خود به جا گذاشته بود و مي توانست با توجه به تجاربش روشي كاملا فراگير را در عرصه بازاريابي براي باشگاه آبي پوش لندني همراه خود بياورد. اولين كار اين مرد انگليسي در پست مديريت اجرايي چلسي، منع قرارداد با شركت هواپيمايي امارات به عنوان يكي از اسپانسرهاي باشگاه و تبليغ كننده اصلي روي پيراهن تيم و شركت آمبرو توليد كننده لباس هاي ورزشي تيم بود. بعد از اين اقدام بود كه كينون با شركت آديداس وارد مذاكره شد و با قطعي شدن قرارداد با اين شركت، از آغاز فصل 2007 2006، آديداس به مدت 8 سال و پرداخت ساليانه 12 ميليون پوند توليد كننده رسمي پيراهن هاي چلسي خواهد بود. اين قرارداد 5 برابر پرسودتر از قرارداد قبلي آبي پوشان با شركت آمبرو است. همين نكته هوش اقتصادي بالاي كينون را نشان مي دهد. او علاوه بر امضاي اين قرارداد، دست به كارهاي مهمتري هم زده است. از زمان حضور آبراموويچ و كينون، باشگاه براي گسترش تعداد هوادارانش، تسهيلات جديدي را در نظر گرفته است. تا پيش از اين چلسي اتكاي زيادي به هواداران انگليسي اش داشت، اما حالا طرح عضويت بين المللي باشگاه در دست اجراست. هواداران غيرانگليسي تيم هم مي توانند از طريق شبكه اختصاصي باشگاه، Chelseatv، خبرهاي مربوط به تيم شان را دنبال كنند و در عين حال مي توانند در تورهاي تيم به كشورهاي مختلف، همراه بازيكنان مورد علاقه شان باشند. علاوه بر اين، طرح توزيع مجله باشگاه در خارج از انگليس هم مدنظر قرار گرفته است. باشگاه در پي مذاكره با چندين رسانه داخلي در امريكا، روسيه و خاوردور است تا از طريق آن ها پخش مجله رسمي اش را در اين مناطق زير نظر داشته باشد. فعلا 000/50 جلد از اين مجله ها در اختيار هواداران انگليسي تيم قرار گرفته است. اين طور كه از شواهد برمي آيد، كينون در حال مذاكره با شركت مخابراتي زيمنس براي سپردن تبليغات روي پيراهن هاي تيم به جاي شركت هواپيمايي امارات است. اگر اين قرارداد امضا شود، از فصل آينده پيراهن هاي باشگاه با آرم تبليغاتي شركت زيمنس تزيين خواهند شد. شركت هاي مخابراتي سال گذشته مبلغي حدود 5/435 ميليون پوند را در رشته هاي مختلف ورزشي هزينه كرده بودند و با توجه به معروفيت زيمنس در سطح جهان، پيش بيني قراردادي پرسودتر از قرارداد با شركت امارات چندان غيرمنطقي هم نيست. امارات براي تبليغات روي پيراهن چلسي، سالانه 5 ميليون پوند به حساب باشگاه واريز مي كرد، اما اهداف كينون بالاتر از اين سطح است.
او مي خواهد همان قراردادي را كه در منچستر يونايتد با شركت تلفن وودافون به ارزش سالانه 9 ميليون پوند امضا كرد مبلغي كه هنوز در انگليس ركوردي دست نيافتني است در چلسي همه پياده كند. شايد يكي از تفاوت هاي اساسي چلسي ظرف اين دو سال گذشته، كه مرهون تلاش هاي كينون و سرمايه آبراموويچ بوده، تاسيس شركت ChelseaVillage باشد. در واقع اين شركت، فوتبال را يكي از فعاليت هاي چند منظوره اش مي داند. اين شركت فعاليت هاي تجاري عظيمي را آغاز كرده و باتوجه به اهميت باشگاه در بالا رفتن سرمايه هاي شركت، مي توان به گسترده بودن فعاليت هاي كينون و آبراموويچ به عنوان دو عضو اصلي آن پي برد. داشتن هواداراني چون گاي ريچي، فيلم ساز مشهور هاليوود و استفاده از پوشاك جورجيو آرماني خود نشان دهنده موج جديدي است كه ChelseaVillage وارد فوتبال كرده است. اين روند چلسي كاملا خلاف مسيري است كه ديگر باشگاه هاي انگليسي اتخاذ كرده اند. به عنوان مثال سران آرسنال، فوتبال را در درجه اول اهميت و انگيزه هاي تجاري را ملاكي براي بالا بردن سطح باشگاه مدنظر قرار داده اند. با اين اوصاف اين نكته كه هواداران چلسي در هر فصل 15 ميليون پوند بيشتر از هواداران باشگاهي چون آرسنال در عرصه تجارت هزينه مي كنند، گوياي تفاوت در سياست هاي دو باشگاه و سطح هواداران شان است.
بزرگترين ضرر مالي تاريخ فوتبال انگليس 
با وجود تحولات و نوآوري هاي چلسي در زمينه هاي تجاري و فوتبالي، چندي پيش اعلام شد كه باشگاه فصل گذشته حدود 88 ميليون پوند ضرر پيش مالياتي داشته است. اين مبلغ بيشتر به  دليل پرداختي هاي سنگين باشگاه بابت حقوق بازيكنانش است. چلسي فصل گذشته حدود 115 ميليون پوند صرف پرداخت دست مزد بازيكنانش كرد كه اين رقم در قياس با پرداختي هاي يونايتد 77 ميليون پوند شوكه آور است. همين حقوق  ها 76% درآمد باشگاه بالغ بر 152 ميليون پوند كه نسبت به سال هاي قبل 40% افزايش يافته بود را به خود اختصاص داده بود. حتي خود پيتر كينون هم معتقد است كه تيم سال گذشته شامل بازيكناني زياد با حقوق هاي دريافتي كلان بوده است. شايد بسياري از هواداران چلسي به اين فكر كنند كه آيا زندگي بعد از آبراموويچ و دل  زدگي او از فوتبال امكان پذير خواهد بود، اما كينون تمام نگراني ها را از بين مي برد: رومن براي مدتي طولاني در چلسي خواهد بود. او اين باشگاه را با اين ديد خريده تا آن را تبديل به بزرگترين و بهترين تيم فوتبال اروپا كند. او بدون هدف به چلسي نيامده. كار او، سرمايه گذاري طولاني مدت براي آينده است. ما از حالا فصل 2010 2009 را هدف قرار داده ايم. بدون شك با اندكي تفكر مي توان به درستي حرف هاي كينون پي برد. با وجود پول هاي بي پايان آبراموويچ، درصد بالاي قهرماني تيم در ليگ برتر روزنامه تايمز شانس قهرماني چلسي را 95% تخمين زده است و درآمد حداقل 30 ميليون پوندي حاصل از آن و از همه مهمتر تفاوت خط مشي كاري مورينيو و رانيري، آينده باشگاه كاملا روشن خواهد بود. نكته جالب اين است كه نقش مورينيو در فعاليت هاي تجاري و بالانس  تراز مالي باشگاه انكارناپذير است. او در همان ابتداي فصل، بازيكناني كه نيازي به حضورشان در چلسي نبود همچون ورون را از تركيب تيمش خارج كرد و حالا هم به كينون اطمينان داده كه در صورت نياز به خريد بازيكني گران قيمت، ديگر بازيكنان مجموعه 24 نفره كنوني اش را قرباني خواهد كرد. همين كار بخش اعظمي از سرمايه هاي از دست رفته باشگاه بابت پرداخت حقوق بازيكناني كه حضورشان براي تيم سودي ندارد را زنده خواهد كرد. شايد اگر ليدز هم سرمايه داري چون آبراموويچ پشت سرش بود، هيچ وقت تا مرز ورشكستگي نمي رفت. برخلاف چيزي كه همه فكر مي كنند، در باشگاه چلسي همه چيز با منطق و حساب پيش مي رود. به دست آوردن چهارگانه عملا تمام نگراني ها بابت هدر رفتن درآمدهاي باشگاه را جبران خواهد كرد. در اين صورت امتياز پخش تلويزيوني بازي هاي چلسي و بالا رفتن ميزان فروش پيراهن هاي باشگاه غير قابل انكار خواهند بود. با اين اوصاف، هواداران چلسي مي توانند با خيال راحت روي سكوهاي استمفوردبريج شعاري را كه در تمام طول اين فصل ورد زبان شان بوده سردهند: اگر صدر جدولي هستيد، بلند شويد! اين چلسي مي تواند تاريخ ليگ برتر را از آن خود كند، مگر اين كه يك دفعه آبراموويچ همان طور كه يك شبه عاشق فوتبال شد، يك شبه هم از آن بيزار شود!

فهرست
مهرباني و دموكراسي 
فهرست
سينما تلويزيون
سيمرغ ها را چه كسي به خانه برد؟
بيد مجنون فيلم برگزيده تماشاگران 
محرم با غريبانه قاسم جعفري
قطع تيتراژ تلخ
در جشنواره كي چي گفته؟
شب به خير فرمانده
زنان بيشتر به تلويزيون تلفن مي كنند
رويداد هفته
تلويزيون
فرار بزرگ از واقعيت 
ورزشي
شليك موشك به سمت بارسلون 
چرك كف دست
هركول در منامه
هوا ابري است
سوپ سرد آشتي
خدايي مصدومم!
افتخار اينترنتي
رويداد هفته
امپراتوري ارتش آبي 
اجتماعي
اي چرخ غافلي كه چه بيداد كرده اي وزكين چه ها در اين ستم آباد كرده اي 
گزارش تصويري
به سادگي روشن كردن يك شمع 
زندگي
پليس  راه وارد جنگ مي شود
شاگرد زرنگ  ها، كنكور ارشد ندهند
آخر دمكراسي در مدارس بانشاط!
ايدزي ها:  كمتر از ده هزار نفر
رفوزه ها انصراف دادند
غذاهاي چرب و موتورسيكلت ها؛ قاتل ايراني ها
بخوابيد تا قد بكشيد!
دانشجويان بدهكار سروكارشان با دادگاه است 
امتحانات نهايي يكپارچه مي شود
رويداد هفته
سينما
يك جشنواره عجيب ولي واقعي
خيلي دور، نه چندان نزديك 
 پاياني براي يك سه گانه
گرم و شيرين
پديده جهاني
پيكاسوي نشسته روي مانيتور
DSL، از سير تا پياز
روزها
به دنبال مسيحيت واقعي 
اسطوره بازنشسته 
گريه كن سرزمين من 
جادوگر جزيره ابري 
گمشده در تاريخ 
آن ها يازده نفر بودند
دست هايم خون آلود است 
سرگشته راه حق 
ماه كامل نيست
شورشي برضد واقعيت 
جهان كوچك
نقش اول : شيعه
درباره اولين انتخابات
نامه ها
ياداشت ها
بازي
اكس باكس رقيب پلي استيشن 
تاريخچه بازي هاي كامپيوتري
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  گزارش تصويري  |  زندگي  |  سينما  |
|  پديده جهاني  |  روزها  |  جهان كوچك  |  نامه ها  |  بازي  |  شناسنامه  |  پاورقي  |  مهمان هفته  |
|  راهنما  |  سبك زندگي  |  گفت و گو  |  گزارش  |  نامه به سر دبير  |  موفقيت  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |