چلسي در دو سال اخير با مديريت رومن آبراموويچ و با آمدن مورينيو تبديل به يكي از غول هاي فوتبال اروپا شده است
محمد والايزداني
اگر اندكي، فقط اندكي روزنامه هاي ورزشي را ورق زده باشيد، مشاهده مي كنيد كه هر روز در هر كدام از اين نشريات ورزشي، نام يك تيم جلوتر از همه به چشم مي خورد: چلسي. بله! چلسي. تيمي كه تا همين چند سال پيش زير سايه قدرت هايي چون منچستريونايتد، آرسنال و حتي ليورپول قرار داشت، امروز در صدر جدول فوتبال انگليس مقتدرانه تك مي تازد. آمارهايي كه مقابل نام اين تيم به چشم مي خورند، به خوبي بيانگر اختلاف سطح آبي هاي لندن لقب باشگاه نزد هوادارانش هستند. 20 پيروزي، 4 تساوي و تنها يك شكست. شكستي كه در ماه اكتبر و مقابل منچسترسيتي رقم خورد. 49 گل زده و تنها 8 گل خورده. از آخرين باري كه دروازه چلسي باز شده، حدودا دو ماه مي گذرد. آخرين بار در ليگ برتر ، تي يري آنري با تيزهوشي خود روي ضربه اي آزاد در روز دوازدهم دسامبر در هايبري، دروازه پيترسچ، يكي از اركان اصلي موفقيت چلسي را باز كرد. پيروزي در 11 ديدار پياپي اصلا كار آساني نيست، اما فعلا اين چلسي به خوبي از پسش برآمده است، اما چه چيزي باعث شده اين تيم ظرف كمتر از 15 سال به يكي از قدرتمندترين تيم هاي جزيره تبديل شود. زياد لازم نيست دفترچه يادداشت خود يا آرشيو روزنامه هاي ورزشي را يكي يكي ورق بزنيد. كافي است تابستان سال 2003 و ماه ژوئيه آن را به ياد آوريد. باشگاه چلسي با هدايت كن بيتس، 80 ميليون پوند بدهي بالا آورده بود و رژيم شكست خورده ميليونر انگليسي در شرف انحلال قرار داشت، اما يك دفعه مردي از ناكجا آباد پيدا شد و باشگاه لندني را از ورطه سقوط نجات داد.
مردي كه تا به حال اسمش را هم نشنيده بوديم: رومن آبراموويچ، ميلياردر روس و صاحب شركت نفتي Sibneft، يكي از بزرگترين شركت هاي نفتي روسيه. او با سرمايه اي حدود پنج ميليارد پوند، از نگاه مجله فوربس Forbes به عنوان بيست و پنجمين مرد ثروتمند جهان لقب گرفته بود و تا پيش از آن تنها يك ديدار فوتبال را از نزديك تماشا كرده بود: ديدار منچستريونايتد رئال مادريد در مرحله يك چهارم نهايي ليگ قهرمانان؛ ديداري كه روز 23 آوريل 2003 در ورزشگاه الدترافورد با نتيجه 3 4 به سود رئال به پايان رسيد.
|
|
|
همين تك بازي، كه اتفاقا در همان سال به عنوان بهترين ديدار ليگ قهرمانان شناخته شد، كافي بود تا سرمايه دار روس با پرداخت 140 ميليون پوند علاوه بر پاك كردن تمام بدهي هاي باشگاه، صاحب مطلق باشگاه غربي پايتخت شود. گرد و خاك هاي او در فصل اول حضورش در راس استمفوردبريج چندان ثمربخش نبود. كلوديو رانيري، كه همواره به عنوان يك مربي محافظه كار كاملا ايتاليايي به حساب مي آيد، نتوانست با اين تيم نتيجه بگيرد و اين چيزي نبود كه آبراموويچ با جاه طلبي بي نظيرش بتواند آن را هضم كند. او بدون بردن هيچ جامي لندن را ترك كرد تا جاي خود را به بهترين مربي اروپا در سال 2004 بدهد: خوزه مورينيو. مرد پرتغالي، پورتو را با كوله باري از خاطرات خوش، به قصد نشستن روي نيمكت چلسي ترك كرد. دو قهرماني در ليگ پرتغال، يك عنوان در جام يوفا و يك عنوان در ليگ قهرمانان، كارنامه اي درخشان براي او به حساب مي آمد. خريدهاي مورينيو، مبلغ هزينه شده چلسي از زمان حضور آبراموويچ در بازار نقل و انتقالات را به عدد نجومي 160 ميليون پوند رساند، اما اين اعداد براي سرمايه تمام نشدني او هيچ هستند. مرد روس از تيمش فقط جام مي خواهد. گرچه بسياري از روزنامه هاي انگليسي شانس بردن 4 جام در اين فصل را براي چلسي غير ممكن مي دانند، اما مورينيو ثابت كرده براي او غير ممكن وجود ندارد. او پورتو را در شرايطي كه قبل از فينال ليگ قهرمانان مقابل موناكو تهديد به مرگ شده بود، قهرمان اروپا كرد و تيم پرتغالي را پس از سال ها بر بام اروپا نشاند. حتي اگر فرگوسن شانس چهار گانه چلسي را صفر بداند يا روزنامه تايمز هم فقط 5 درصد براي اين عنوان قايل شود، مورينيو از كمترين روزنه، بهترين استفاده را مي برد. او ظرف 7 ماه در چلسي انقلابي عظيم به وجود آورده است. شايد مهمترين فاكتوري كه فراتر از دلارهاي نفتي آبراموويچ در اين باشگاه نقش داشته، آماده ساختن تيم از لحاظ رواني بوده است. شايد بازيكنان چلسي بهتر از هركس ديگر بتوانند تفاوت هاي عصر او و دوران رانيري را توصيف كنند. ايدور گوديانسن، مهاجم ايسلندي چلسي كه تجربه كار كردن با هر دو مربي را دارد، در مورد دوران حضور مرد ايتاليايي روي نيمكت چلسي مي گويد: در زمان رانيري، هيچ وقت باور نداشتم كه مي توانيم در جام هاي مختلف قهرمان شويم. شايد بتوان اين حرف را با جمله اي كه مورينيو پيش از آغاز فينال ليگ قهرمانان فصل گذشته به زبان آورده بود، كامل كرد: برويد و تا پاي جان بجنگيد اين روحيه جنگ جويانه، چلسي را تا به اين جاي فصل در 4 جام ليگ برتر، جام اتحاديه، جام حذفي و ليگ قهرمانان قدرتمندانه نگه داشته است. ديدار با بلكبرن روورز كه چند روزي از پايان آن نمي گذرد يك بر صفر به سود چلسي مي تواند گوياي عيني اين مدعا باشد. در آن ديدار، پل ديكوف و ديگر مردان بلكبرن سعي كردند با به راه انداختن جنگ رواني و اعمال خشونت بعد از منچسترسيتي، دومين شگفتي ساز فصل لقب گيرند، اما مورينيو نشان داد كه تيمش در اين زمينه و براي خنثي كردن چنين حربه اي هم نقشه هايي دارد. جان تري، كاپيتان آبي پوشان كه هدف اصلي ديكوف، مهاجم بلكبرن بود، مثل يك گلادياتور پا به پاي حريفش جنگيد و رويش را كم كرد!
|
|
|
داشتن هواداراني چون گاي ريچي، فيلم ساز مشهور هاليوود و استفاده از پوشاك جورجيو آرماني خود نشان دهنده موج جديدي است كه ChelseaVillage وارد فوتبال كرده است. اين روند چلسي كاملا خلاف مسيري است كه ديگر باشگاه هاي انگليسي اتخاذ كرده اند
دفاع بتوني، خط حمله اي كوبنده
در ابتداي فصل اكثر كارشناسان از مورينيو به خاطر انديشه هاي دفاعي صرفش انتقاد مي كردند. او متهم شده بود كه سيستمي جرج گراهامي را در پيش گرفته است. جرج گراهام در زمان هدايت آرسنال در اوايل دهه 90 با دفاعي بسته و ارايه بازي هاي كسل كننده، در اكثر ديدارهايش نتيجه يك بر صفر را روي اسكوربرد هايبري ثبت مي كرد، اما مورينيو نشان داد كه تجربيات حضور در كنار مربيان جسوري چون سربابي رابسون و لوييز فان گال را با ايده هاي منحصر به فرد خودش ادغام كرده است. اول دفاع، بعد حمله شعار مورينيو در اين فصل بوده است. او خط دفاعي مستحكمي ساخته كه مثل بتون آرمه رسوخ ناپذير است، اما در عين حال، چلسي يك تيم دفاعي صرف نيست. آن ها از اشتباهات حريفان شان به نحو احسنت استفاده مي كنند. چارلتون، وست برومويچ، بلكبرن و فولام تيم هايي بودند كه در دور رفت ليگ برتر تاوان اشتباهات شان را به سختي پس دادند. اين تيم ها هر كدام با 4 گل بدرقه شدند تا اين ايده كه چلسي تحت هدايت مورينيو در گل زني ضعيف عمل مي كند از ذهن ها پاك شود. يكي ديگر از نكاتي كه در چلسي مطرح است، اتحاد ميان بازيكنان اصلي و ذخيره است. مورينيو در ابتداي فصل آن قدر دستش باز بود كه تمام بازيكنان مورد نيازش را خريداري كند، اما او به مجموعه تيمي 23 نفره بسنده كرد تا به قول خودش تعادل و مساوات را بين بازيكنانش رعايت كند. با اين حال، با همين تعداد بازيكن هم او به اندازه كافي براي 11 نفر اصلي اش آلترناتيو دارد. همه بازيكنان تحت نظرش، رفتار او را متفاوت از ديگر مربياني مي دانند كه تا به حال داشته اند. تياگو مندز، هافبك پرتغالي سابق بنفيكا كه در ابتداي فصل با قراردادي 8 ميليون پوندي به چلسي پيوست، رمز موفقيت چلسي را رفتار دوستانه مورينيو مي داند: او با همه بازيكنان دوست است و خودش را يكي از ما مي داند. وقتي خبرنگار روزنامه اينديپندنت از او دليل تاثيرگذاري مورينيو در چلسي را مي پرسد، با اندكي مكث مي گويد: نمي دانم! شايد چون فقط پيروزي مي خواهد. خوزه خيلي باهوش است، سخت كار مي كند نه تنها خودش بلكه تمام دستيارانش. آن ها انسان هاي فوق العاده اي هستند و هر بازيكني مي داند كه بايد چه كاري انجام دهد. در اين مورد باز هم مي توان به فينال ليگ قهرمانان فصل گذشته استناد كرد. مورينيو پيش از شروع بازي جلو در رختكن ايستاد و تمام بازيكنانش را پيش از رفتن به روي چمن ورزشگاه آره نا ي شالكه بوسيد. خودش بعدها در كتاب خاطراتش نوشته بود كه اين كار را براي القاي روحيه به تيمش انجام داده بود. بازيكنان چلسي در اين فصل چنان باهم متحد هستند كه عملا هيچ تفاوتي بين بازيكنان ذخيره و اصلي تيم وجود ندارد. وقتي مورينيو پيش از بازي دور چهارم جام حذفي مقابل بيرمنگام اعلام كرد كه به لمپارد، دروگبا و روبن، سه بازيكن كليدي تيمش استراحت خواهد داد، همه حتي هواداران چلسي هم اين حركت او را ريسكي خطرناك تعبير كردند، اما 11 نفري كه در اين ديدار از ابتدا به ميدان رفتند نشان دادند كه چه عطشي براي پيروزي دارند. آن ها مثل سگ هايي وحشي كه از قفس رها شده باشند، چنان بيرمنگام را تحت فشار قرار دادند كه هيچ كس در مورد عدم لغزش چلسي لحظه اي ترديد به خود راه نداد.
اين انگيزه بالا حتي در جمع مردان اصلي تيم هم ديده مي شود. به عنوان مثال مي توان به پيتر سچ، دروازه بان ملي پوش چك تبار چلسي اشاره كرد. مورينيو بارها از او به عنوان گزينه اصلي درون دروازه اش نام بوده، اما سچ طوري از دروازه چلسي محافظت مي كند كه انگار بعد از مدت ها نيمكت نشيني، درون زمين قرار گرفته و بايد به هر ترتيب ممكن رضايت مربي اش را جلب كند.
دفع پنالتي پل ديكوف در ديدار با بلكبرن و رفلكس هاي ديدني اش در طول اين فصل باعث شد تا او در نهايت ركورد پيتر اشمايكل را بشكند و مدت زمان بسته نگه داشتن دروازه اش را به 781 دقيقه برساند. در حالي كه آرسنال و يونايتد هنوز هم نتوانسته اند براي ديويد سيمن و پيتر اشمايكل جانشين مناسبي پيدا كنند، حضور پيترسچ و كارلو كوديچيني به عنوان دروازه بان مطمئن چلسي را نسبت به رقبايش يك قدم جلو انداخته است. از ديگر نكات مثبت مورينيو، غير قابل پيش بيني بودن اوست. شجاعت مرد پرتغالي در به ميدان فرستادن همزمان روبن، لمپارد و دروگبا در همان ديدار با بيرمنگام در جام حذفي، ستودني بود. معمولا اكثر مربيان در چنين ديدارهاي حساسي كه حتي يك گل مي تواند سرنوشت بازي را عوض كند، يكي از تعويض هايشان را با در نظر گرفتن مصدوميت احتمالي بازيكنانشان نگه مي دارند، اما مورينيو با اين تعويض هاي هجومي اش نشان داد كه حرف هاي تياگو در مورد او كاملا مصداق دارند: فقط مي خواهد پيروز شود.
|
|
|
مورينيو پيش از آغاز فينال ليگ قهرمانان فصل گذشته گفت: برويد و تا پاي جان بجنگيد اين روحيه جنگ جويانه، چلسي را تا به اين جاي فصل در 4 جام ليگ برتر، جام اتحاديه، جام حذفي و ليگ قهرمانان قدرتمندانه نگه داشته است
بدون شك نبايد موفقيت هاي چلسي را تنها مرهون حضور مورينيو روي نيمكت تيم دانست. هميشه اين قضيه مطرح بوده كه هر باشگاهي براي رسيدن به موفقيت دو تيم احتياج دارد: تيم فني و تيم مالي. تيم مالي چلسي تنها در رومن آبراموويچ خلاصه نمي شود. او فقط حكم ماشين اسكناس چاپ كني را دارد. مرد روس خودش به خوبي مي دانست كه نمي تواند با تكيه بر پول هايي كه به اعتقاد بسياري براي فرار از مجازات پول شويي اتهامي كه به آبراموويچ در مورد ثروتش وارد است در چلسي سرمايه گذاري شده باشگاه را هدايت كند. به همين دليل رومن از همان ابتدا كسي را همراه خودش به چلسي آورد كه بيلان كاري موفقش در منچستريونايتد مي توانست سرمايه هنگفتش را از حالت بالقوه به حالت بالفعل درآورد: پيتر كينون، مدير اجرايي سابق شياطين سرخ. كينون در مدت زمان حضورش در يونايتد، كارنامه مثبتي را از خود به جا گذاشته بود و مي توانست با توجه به تجاربش روشي كاملا فراگير را در عرصه بازاريابي براي باشگاه آبي پوش لندني همراه خود بياورد. اولين كار اين مرد انگليسي در پست مديريت اجرايي چلسي، منع قرارداد با شركت هواپيمايي امارات به عنوان يكي از اسپانسرهاي باشگاه و تبليغ كننده اصلي روي پيراهن تيم و شركت آمبرو توليد كننده لباس هاي ورزشي تيم بود. بعد از اين اقدام بود كه كينون با شركت آديداس وارد مذاكره شد و با قطعي شدن قرارداد با اين شركت، از آغاز فصل 2007 2006، آديداس به مدت 8 سال و پرداخت ساليانه 12 ميليون پوند توليد كننده رسمي پيراهن هاي چلسي خواهد بود. اين قرارداد 5 برابر پرسودتر از قرارداد قبلي آبي پوشان با شركت آمبرو است. همين نكته هوش اقتصادي بالاي كينون را نشان مي دهد. او علاوه بر امضاي اين قرارداد، دست به كارهاي مهمتري هم زده است. از زمان حضور آبراموويچ و كينون، باشگاه براي گسترش تعداد هوادارانش، تسهيلات جديدي را در نظر گرفته است. تا پيش از اين چلسي اتكاي زيادي به هواداران انگليسي اش داشت، اما حالا طرح عضويت بين المللي باشگاه در دست اجراست. هواداران غيرانگليسي تيم هم مي توانند از طريق شبكه اختصاصي باشگاه، Chelseatv، خبرهاي مربوط به تيم شان را دنبال كنند و در عين حال مي توانند در تورهاي تيم به كشورهاي مختلف، همراه بازيكنان مورد علاقه شان باشند. علاوه بر اين، طرح توزيع مجله باشگاه در خارج از انگليس هم مدنظر قرار گرفته است. باشگاه در پي مذاكره با چندين رسانه داخلي در امريكا، روسيه و خاوردور است تا از طريق آن ها پخش مجله رسمي اش را در اين مناطق زير نظر داشته باشد. فعلا 000/50 جلد از اين مجله ها در اختيار هواداران انگليسي تيم قرار گرفته است. اين طور كه از شواهد برمي آيد، كينون در حال مذاكره با شركت مخابراتي زيمنس براي سپردن تبليغات روي پيراهن هاي تيم به جاي شركت هواپيمايي امارات است. اگر اين قرارداد امضا شود، از فصل آينده پيراهن هاي باشگاه با آرم تبليغاتي شركت زيمنس تزيين خواهند شد. شركت هاي مخابراتي سال گذشته مبلغي حدود 5/435 ميليون پوند را در رشته هاي مختلف ورزشي هزينه كرده بودند و با توجه به معروفيت زيمنس در سطح جهان، پيش بيني قراردادي پرسودتر از قرارداد با شركت امارات چندان غيرمنطقي هم نيست. امارات براي تبليغات روي پيراهن چلسي، سالانه 5 ميليون پوند به حساب باشگاه واريز مي كرد، اما اهداف كينون بالاتر از اين سطح است.
او مي خواهد همان قراردادي را كه در منچستر يونايتد با شركت تلفن وودافون به ارزش سالانه 9 ميليون پوند امضا كرد مبلغي كه هنوز در انگليس ركوردي دست نيافتني است در چلسي همه پياده كند. شايد يكي از تفاوت هاي اساسي چلسي ظرف اين دو سال گذشته، كه مرهون تلاش هاي كينون و سرمايه آبراموويچ بوده، تاسيس شركت ChelseaVillage باشد. در واقع اين شركت، فوتبال را يكي از فعاليت هاي چند منظوره اش مي داند. اين شركت فعاليت هاي تجاري عظيمي را آغاز كرده و باتوجه به اهميت باشگاه در بالا رفتن سرمايه هاي شركت، مي توان به گسترده بودن فعاليت هاي كينون و آبراموويچ به عنوان دو عضو اصلي آن پي برد. داشتن هواداراني چون گاي ريچي، فيلم ساز مشهور هاليوود و استفاده از پوشاك جورجيو آرماني خود نشان دهنده موج جديدي است كه ChelseaVillage وارد فوتبال كرده است. اين روند چلسي كاملا خلاف مسيري است كه ديگر باشگاه هاي انگليسي اتخاذ كرده اند. به عنوان مثال سران آرسنال، فوتبال را در درجه اول اهميت و انگيزه هاي تجاري را ملاكي براي بالا بردن سطح باشگاه مدنظر قرار داده اند. با اين اوصاف اين نكته كه هواداران چلسي در هر فصل 15 ميليون پوند بيشتر از هواداران باشگاهي چون آرسنال در عرصه تجارت هزينه مي كنند، گوياي تفاوت در سياست هاي دو باشگاه و سطح هواداران شان است.
بزرگترين ضرر مالي تاريخ فوتبال انگليس
با وجود تحولات و نوآوري هاي چلسي در زمينه هاي تجاري و فوتبالي، چندي پيش اعلام شد كه باشگاه فصل گذشته حدود 88 ميليون پوند ضرر پيش مالياتي داشته است. اين مبلغ بيشتر به دليل پرداختي هاي سنگين باشگاه بابت حقوق بازيكنانش است. چلسي فصل گذشته حدود 115 ميليون پوند صرف پرداخت دست مزد بازيكنانش كرد كه اين رقم در قياس با پرداختي هاي يونايتد 77 ميليون پوند شوكه آور است. همين حقوق ها 76% درآمد باشگاه بالغ بر 152 ميليون پوند كه نسبت به سال هاي قبل 40% افزايش يافته بود را به خود اختصاص داده بود. حتي خود پيتر كينون هم معتقد است كه تيم سال گذشته شامل بازيكناني زياد با حقوق هاي دريافتي كلان بوده است. شايد بسياري از هواداران چلسي به اين فكر كنند كه آيا زندگي بعد از آبراموويچ و دل زدگي او از فوتبال امكان پذير خواهد بود، اما كينون تمام نگراني ها را از بين مي برد: رومن براي مدتي طولاني در چلسي خواهد بود. او اين باشگاه را با اين ديد خريده تا آن را تبديل به بزرگترين و بهترين تيم فوتبال اروپا كند. او بدون هدف به چلسي نيامده. كار او، سرمايه گذاري طولاني مدت براي آينده است. ما از حالا فصل 2010 2009 را هدف قرار داده ايم. بدون شك با اندكي تفكر مي توان به درستي حرف هاي كينون پي برد. با وجود پول هاي بي پايان آبراموويچ، درصد بالاي قهرماني تيم در ليگ برتر روزنامه تايمز شانس قهرماني چلسي را 95% تخمين زده است و درآمد حداقل 30 ميليون پوندي حاصل از آن و از همه مهمتر تفاوت خط مشي كاري مورينيو و رانيري، آينده باشگاه كاملا روشن خواهد بود. نكته جالب اين است كه نقش مورينيو در فعاليت هاي تجاري و بالانس تراز مالي باشگاه انكارناپذير است. او در همان ابتداي فصل، بازيكناني كه نيازي به حضورشان در چلسي نبود همچون ورون را از تركيب تيمش خارج كرد و حالا هم به كينون اطمينان داده كه در صورت نياز به خريد بازيكني گران قيمت، ديگر بازيكنان مجموعه 24 نفره كنوني اش را قرباني خواهد كرد. همين كار بخش اعظمي از سرمايه هاي از دست رفته باشگاه بابت پرداخت حقوق بازيكناني كه حضورشان براي تيم سودي ندارد را زنده خواهد كرد. شايد اگر ليدز هم سرمايه داري چون آبراموويچ پشت سرش بود، هيچ وقت تا مرز ورشكستگي نمي رفت. برخلاف چيزي كه همه فكر مي كنند، در باشگاه چلسي همه چيز با منطق و حساب پيش مي رود. به دست آوردن چهارگانه عملا تمام نگراني ها بابت هدر رفتن درآمدهاي باشگاه را جبران خواهد كرد. در اين صورت امتياز پخش تلويزيوني بازي هاي چلسي و بالا رفتن ميزان فروش پيراهن هاي باشگاه غير قابل انكار خواهند بود. با اين اوصاف، هواداران چلسي مي توانند با خيال راحت روي سكوهاي استمفوردبريج شعاري را كه در تمام طول اين فصل ورد زبان شان بوده سردهند: اگر صدر جدولي هستيد، بلند شويد! اين چلسي مي تواند تاريخ ليگ برتر را از آن خود كند، مگر اين كه يك دفعه آبراموويچ همان طور كه يك شبه عاشق فوتبال شد، يك شبه هم از آن بيزار شود!