|
فرار بزرگ از واقعيت
جذاب ترين تصاوير پخش شده از تلويزيون كه به دهه فجر و پيروزي انقلا ب مربوط مي شد تصاوير آرشيوي و فيلم مستندي بود كه از سينما يك پخش شد، نه سريال هايي مثل فرار بزرگ
|
|
|
تصاويري كه تا سال گذشته از حوادث انقلاب ديده بوديم، هر سال از تلويزيون پخش مي شد اما امسال مستندي از حسين ترابي كاملا ناگهاني از شبكه 1 پخش شد وهمه را ميخكوب كرد
اگر شبكه اي تصاوير آرشيوي نابي از زمان انقلاب را نشان دهد و شبكه ديگري سريالي درباره انقلاب در مايه هاي فرار بزرگ را پخش كند، شما كدام يكي را براي تماشا انتخاب مي كنيد؟ شايد انتخاب خيلي از ما تماشاي همان تصاوير آرشيوي تا به حال پخش نشده باشد.
تصاويري كه انگار گم شده ما هستند و با ديدن شان بخشي از وجودمان آرام مي گيرد. وجودي كه در مه در به دنبال يافتن چيزهايي از زمان انقلاب و آن حال و هواست. حال و هوايي كه با تمام وجود مي خواهم آن را حس كنيم، ولي بيشتر آن حال و هوا در لابه لاي نوشته هاي كتاب ها پنهان شده و در اين عصر فرمانروايي تصوير، براي كسي انگيزه پيدا كردن اين حالا و هوا در لابه لاي نوشته ها باقي نمانده است. در اين دنياي پر سرعت، كمتر جواني پيدا مي شود كه حوصله سر و كله زدن با كتاب هاي تاريخي را داشته باشد، ولي تصاوير مستند و فيلم هاي تاريخي جايگاه خود را در بين همين جوان ها دارند. فيلم هاي تاريخي كه بتواند تشنگي اين جوانان را برطرف كند و حال و هواي آن زمان را به خوبي به تصوير بكشد و گوشه اي از تاريخ اين كشور را به خوبي روايت كند.
انقلاب اسلامي ايران و حوادث قبل و بعد از آن، نقطه عطفي در تاريخ اين كشور است و وقايع مربوط به آن زمان براي هر ايراني خواه و ناخواه مهم است و اطلاع از آن ها براي همه جذاب و جالب تصاويري كه تا سال گذشته از حوادث انقلاب ديده بوديم، به مجموعه اي از فيلم هاي آرشيوي تكراري مربوط بود كه هر سال از تلويزيون پخش مي شد و حتي يك فريم هم اضافه تر نداشت، اما پارسال مستندي از حسين ترابي كاملا ناگهاني از شبكه 1 پخش شد و ما هم مثل خيلي هاي ديگر، كنجكاو و بي اطلاع، پاي تلويزيون نشستيم و تا آخرش را ديديم. در انتها هم نام بزرگاني چون زنده ياد بهرام ري پور به عنوان فيلم بردار اين فيلم مستند تارخي نوشته شد، اين فيلم روايت تصويري بي واسطه اي بود از نقطه اوج قيام ها و اعتراضات مردمي كه منجر به خروج شاه شد تا ورود امام و پيروزي انقلاب و تشكيل دولت موقت مهندس بازرگان، و در نهايت راي گيري فروردين 1358. فيلمي كه از پخش در همه محافل و حتي تاكسي ها بر سر زبان ها افتاد.
ديدن اين تصاوير براي جواني كه از انقلاب فقط يك تعدادي كتاب و روزنامه خوانده است كه فقط بعضي از آن ها مربوط به خاطرات آن دوران است و احتمالا در اكثر موارد هم قابل اطمينان نيست و از ميان هزاران دقيقه تصوير آرشيوي تنها قسمتي از آن ها را ديده، واقعا موهبت بزرگي است. كسي كه از كل سخن راني امام در بهشت زهرا فقط دو جمله من دولت تعيين مي كنم، من تو دهن اين دولت مي زنم را شنيده، وقتي به واسطه اين فيلم يك جمله ديگر مي شنود، به وجد مي آيد. تشكيل دولت مهندس بازرگان در آن شلم شورباي اول انقلاب يا ديدن تصاويري كه آدم هاي مختلف با سر و وضع جور واجور، با حجاب و بي حجاب، شهري و روستايي، دگم و روشن فكر را در حال راي دادن نشان مي دهد تصاويري بود كه تا به حال نديده بوديم.
برنامه سينما يك امسال هم اين فيلم را به همراه گفت وگو با حسين ترابي نشان داد، اما از آن بهتر ميان برنامه هاي شبكه دو است كه راه به راه تصاوير آرشيوي انقلاب را نشان مي دهد، تصاويري كه تا حالا پخش نشده اند و همگي بوي تازگي مي دهند. مگر اين تصاوير به نحوي نشان دهند هويت اين مملكت نيستند؟ مگر سرنوشت ايران به واسطه همين حوادث رقم نخورد؟ آدم حسرت مي خورد كه كاش اين فيلم و تصاوير مستند زمان انقلاب زودتر از اين ها از تلويزيون پخش مي شد. ظاهرا تلويزيون در اين دو سال اخير خيلي از سنت هاي بيست و چند ساله اش را زيرپا گذاشته و اين طوري است كه تصاوير جالبي از فلاكت شاه و فرح و فرار شان از كشور به نمايش در مي آيد. شايد مسوولان برنامه هاي دهه فجر صدا و سيما دل شان به حال آدم هاي كم سن و سال و بي اطلاعي مثل ما سوخته، احتمالا آن ها متوجه شده اند كه برخلاف تصور احتمالي چندين و چند ساله شان، اين تصاوير نه تنها از شاه و اطرافيانش چيز جالب و ايده آلي را نشان نمي دهند، بلكه برخواري، بي عرضگي و حماقت آن ها نيز بيشتر تاكيد مي كنند. براي مثل امروزي مقاومت هاي مردم و خواسته هاي معقول شان در قالب اين تصاوير متحرك، بسيار قابل قبول تر از نوشته ها و سخن راني هاي مخصوص دهه فجر است.
اما در بين اين تصاوير تر و تازه و جذاب، سريالي از شبكه يك پخش شد كه صداي خيلي ها را در آورد. سريالي كه ا تفاقا طرف داران زيادي داشت و هر شب همه يادشان بود فرار بزرگ را ببينند. اين سريال به مناسبت دهه فجر تهيه شده بود و قرار بود گوشه اي از فساد درباريان را در زمان شاه به تصوير بكشد، ولي نتيجه چيز ديگري از آب در آمد. چون كسي براي آگاهي از فساد آن دوران اين سريال را نگاه نمي كرد و براي هيچ كس مهم نبود كه اين آدم كت و شلواري كراوات زده از نزديكان شاه است يا نه. بيشترين دليل پي گيري اين سريال توسط مردم، به جز خنده دار بودن به خط قرمزهايي برمي گشت كه پشت سرهم زير پا گذاشته مي شد. همه در حالي كه دهان شان نيم متر باز مانده بود، تصاويري نگاه مي كردند كه از داشت تلويزيون ما پخش مي شد. تصاوير شراب خوردن و ورق بازي كردن و منقل و وافور و حتي چيزهايي كه هيچ كس فكر نمي كرد روزي آن ها را در تلويزيون جمهوري اسلامي ببينند. از چشم چراني ها و آرايش هاي آن چناني بگيريد تا حتي اقدام مردي براي بوسيدن يك زن و ديالوگ هاي غير اخلاقي. اولين توضيحي كه سازندگان اين سريال براي نشان دادن اين چيزها مي دهند، چيزي در اين مايه هاست: مي خواستيم فساد آن دوران را به خوبي نشان بدهيم. اين را بايد از تماشاگران اين سريال پرسيد كه آيا با ديدن اين تصاوير در پر بيننده ترين ساعات شب به ياد فساد زمان شاه افتاده اند؟ اين را بايد از كودكاني پرسيد كه در كنار پدر و مادرشان شاهد اين تصاوير بوده اند و شراب خوردن و ترياك كشيدن و چشم چراني را به اين وضوح ديده اند. تصاويري كه خيلي هم خنده دار هستند و قهقهه همه را در مي آورند و به همين راحتي زشتي به تصوير كشيدن چنين اعمالي را از بين مي برند. آيا به تصوير كشيدن چنين اعمال غير اخلاقي اي تنها به اين دليل كه مي خواهيم فساد آن ها را نشان بدهيم قابل توجيه است؟ اين روي كردي است كه در صدا و سيما سابقه هم داشته. در حالي كه كوچكترين صحنه هاي فيلم ها و سريال هاي خارجي سانسور مي شود و خارجي ها شير و آب ميوه در كافه هاي شان مي نوشند، هر وقت قرار بوده تصويري از آدم بد هاي آن زمان به نمايش درآيد اين ليوان هاي شراب و همراه آن ها بوده است. سريال شب چراغ را يادتان هست؟ استفاده از اين موارد براي جذب مخاطب تنها يك چيز را نشان ميدهد و آن هم ضعف تلويزيون و سينماي ما در به تصوير كشيدن حال و هواي آن روزهاست. پس از گذشت 26 سال هنوز هيچ فيلم يا سريالي نتوانسته واقعيت هاي آن دوران را به خوبي به تصوير بكشد و اگر سريال جدي بوده، نتيجه محصولي تصنعي از آب درآمده كه زياد مورد اقبال بينندگان جوان واقع نشده او يا طنز و كمدي را قاطي ماجرا كرده كه باز هم چيز دندان گيري از كار در نيامده. كشور امريكا در مورد وقايع نتيجه لانه جاسوسي در كشور ما فيلم مي سازد و آن را تحريف مي كند، ولي ما ساكت نشسته ايم و با نشان دادن لودگي چند شخصيت مي خواهيم در برابر امواج قوي رسانه هاي خارجي مقاومت كنيم.
به نظر مي رسد هم چنان جذابترين و لذت بخش ترين تصاوير پخش شده از تلويزيون در سال هاي اخير كه به مناسبت دهه فجر و پيروزي انقلاب عرضه شده اند، همان تصاوير آرشيوي و مستندي باشند كه شور و احساسات و انقلابي گري در آن ها موج مي زند. طبيعي است، تا زماني كه سريالي با استانداردهاي لازم كيفي و به دور از اغراق ها و لوده بازي ها، وقايع انقلاب را به تصوير بكشد، هم چنان شبكه اي را براي تماشا انتخاب مي كنيم كه برنامه اش امثال فرار بزرگ باشد.
|