مارادونا درباره اش مي گويد او بايد هنرپيشه مي شد نه فوتباليست! مالديني به اعتقاد عده اي كاملترين مدافع جهان در تمام سال هاي اخير بوده است. فوتباليستي با محبوبيت بي پايان
افتخارات مالديني:
۱۲۶ بازي در تيم ملي ايتاليا
جام باشگاه هاي اروپا: 1989، 1990، 1994، 2003
سوپرجام اروپا: 1989، 1990، 1994، 2003
جام بين قاره اي: 1989، 1990
قهرمان سري 88 :A، 92، 93، 94، 96، 99، 2004
جام حذفي ايتاليا: 2003
سوپر جام ايتاليا: 92، 93، 94
حسرت هاي مالديني:
جام جهاني 1994: شكست در ضربات پنالتي
فينال يورو 2000: شكست 2 بر 1 در برابر فرانسه، در وقت اضافي
فينال ليگ قهرمانان اروپا: 93، 95
جام بين قاره اي: 93، 94
فينال جام حذفي ايتاليا: 98
مالديني در جام هاي جهاني 98 و 2002هم كاپيتان ايتاليا بوده و ركورد جاني ريورا را در بيشترين تعداد بازي هاي ملي شكسته است.
اما درميان تعجب همگان مالديني هرگز بهترين بازيكن سال ايتاليا، جهان نشد، ولي در اين فصل مي تواند به ركورد فرانك دي بوئر كه 127 بازي در رقابت هاي اروپايي انجام داده است برسد.
وقت اضافه
ترجمه : عادل فردوسي پور
پائولو مالديني را خيلي ها بهترين مدافع تاريخ جهان مي دانند. بازيكن 37 ساله اي كه كماكان خوش تيپ است و آماده، و برخلاف كساني كه مثل او مورد توجه افكار عمومي قرار مي گيرند، هرگز اسير هياهوهاي تبليغاتي پيرامونش نشده است؛ او سالم زندگي كرده، به خانواده اش پايبند بوده و به همين دليل است كه چندي پيش بيستمين سال حضورش در ميلان و سري A را تجربه كرده است. بازي مالديني در برابر اودينزه در فصل 20052004، حس نوستالژيك خيلي ها را برانگيخت، زيرا 20 سال قبل در فصل 851984 هم جوان تركه اي در شرايطي اولين بازي اش را در سري A، در برابر اودينزه انجام مي داد كه همه او را پسر چزاره مالديني مي دانستند، ولي بدون شك حالا همه چزاره مالديني را به عنوان پدر پائولو مالديني مي شناسند.
مصاحبه مجله Champion با ستاره بي چون و چراي دو دهه اخير فوتبال ايتاليا را با هم مي خوانيم.
در ژانويه 1985، نوجواني 16 ساله در زمين سن سيرو توجه همگان را به خود جلب كرد. 3 سال بعد از آن، او موفق به پوشيدن پيراهن تيم ملي ايتاليا شد و اين كار را 126 بار انجام داد، تا حتي از فرانكو بارزي الگو و معلم اوليه اش در ميلان هم بازي ملي بيشتري انجام داده باشد.
آن نوجوان حالا 36 ساله و پدر 2 فرزند است. او خودش هم آن خاطرات را در ذهن دارد: در 15 سالگي يك زندگي طبيعي داشتم؛ به يك باره از سوپر ماركت اسه لونگا سر از ورزشگاه سن سيرو درآوردم. در 16 سالگي بازيكن ثابت تيم بودم و اين اتفاق به قدري سريع رخ داد كه خودم هم متوجهش نشدم.
رسيدن به اوج خودش يك بحث است و در اوج باقي ماندن بحثي ديگر؛ چرا ال كاپيتانو هيچ وقت افت نكرده؟ خود او در اين باره مي گويد: مجموعه اي از اتفاقات دست به دست هم داده است؛ اولا من در ميلان به دنيا آمدم و براي ميلاني ها حضور در تركيب ميلان اتفاق عجيبي به حساب مي آيد. فاصله منزل، تا ورزشگاه سن سيرو فقط 15 دقيقه بود. پدرم پيشينه درخشاني در ميلان داشت. من به عنوان كاپيتان، ليگ قهرمانان را فتح كرده ام، پدرم هم همين طور؛ داستان عجيبي است، درست مثل يك رمان.
اما فوتباليست بودن پدرش در ابتدا دردسرساز هم بود: هميشه سعي مي كردم وانمود كنم كه چيزي نمي شنوم. مي دانستم پدرم فوتباليست بزرگي بوده، ولي در 10 سالگي متوجه نبودم در چه حدي. وقتي در زمين هاي اطراف سن سيرو بازي مي كردم، مردم فقط به من توهين مي كردند.
پائولو جوانترين بازيكن تاريخ ميلان است. بايد از همان اول به همه ثابت مي كردم كه به خاطر نام خانوادگي ام در تركيب قرار نمي گيرم. او در سن 17 سالگي اولين بازي هاي ملي خود را براي تيم هاي ملي جوانان و زير 21 سال ايتاليا با شايستگي انجام داد. خيلي ها به خاطر اين كه پدرم مرا به تيم ملي زير 21 سال دعوت كرد، از او انتقاد مي كردند. من 17 ساله بودم و هم بازي هايم همه 20 و 21 ساله. آن ها هوشمندانه صحبت نمي كردند.
همه تصور مي كردند كه مالديني از رانت پدرش استفاده مي كند. در فوتبال ايتاليا او در باشگاه و تيم ملي تحت نظر پدرش هم كار كرده است. در شرايطي كه بازيكنان معمولا مربي را در سر تمرين Mister صدا مي زنند، مالديني پدرش را چه صدا مي زد؟ معلوم است؛ پاپا! نمي توانستم او را ميستر صدا بزنم. خوش بختانه من و پدرم رابطه خوبي با هم داريم. البته اوايل در زمين فوتبال كمي خجالت مي كشيدم، ولي بعدا عادي شد، او مربي و من كاپيتان تيم در جام جهاني بوديم؛ و ديگر دليلي براي خجالت كشيدن وجود نداشت.
در خانه ما به ندرت درباره فوتبال حرف مي زديم. به حد كافي در فوتبال غرق شده بوديم. در منزل و موقع ناهار و شام در مورد همه چيز صحبت مي كرديم به جز فوتبال.
مالديني پيش از آن كه به لحاظ مالي به فوتبال وابسته باشد، عاشق فوتبال است: به لحاظ مالي به فوتبال وابسته نيستم. اسير هياهوي آن هم نمي شوم. الان 15 سال است كه روزنامه گاتزتا دلواسپورت را نخوانده ام. راستش حرف خاصي براي گفتن به آن ها ندارم!
مالديني فراز و نشيب هاي زيادي را تجربه كرده است؛ فتح جام باشگاه ها و اسكودتو، شكست در فينال جام جهاني در ضربات پنالتي و از دست دادن جام ملت هاي اروپا در ظرف 43 ثانيه، اما آيا فوتبال او را به گريه انداخته است؟
اوم، نه، به عنوان يك بازيكن حرفه اي نه، ولي وقتي 8 ساله بودم بعد از باخت گريه كردم و مادرم حسابي عصباني شد و دعوايم كرد.
و اين گونه بود كه مالديني ياد گرفت ناكامي هم جزوي از فوتبال است و بعد از فينال جام جهاني، در شرايطي كه حتي بارزي هم زار مي زد، او به راحتي با آن كنار آمد.
چرا ال كاپيتانو هيچ وقت افت نكرده؟ مجموعه اي از اتفاقات دست به دست هم داده است؛ اولا من در ميلان به دنيا آمدم. فاصله منزل، تا ورزشگاه سن سيرو فقط 15 دقيقه بود. من به عنوان كاپيتان، ليگ قهرمانان را فتح كرده ام، پدرم هم همين طور؛ داستان عجيبي است، درست مثل يك رمان
پائولو از اين كه در ميلان زندگي مي كند و نه در شهر پرهياهويي مثل رم خيلي خوشحال است: نستا تعريف مي كند كه در رم نمي توانست براي شام خوردن بيرون برود، چون هواداران رم به اش توهين مي كردند، ولي در ميلان من به هر رستوراني كه بخواهم مي روم و هيچ كس هم مزاحمم نمي شود
عشق وعلاقه مالديني به فوتبال پاياني ندارد. جنارو گتوزو در مورد او مي گويد: وقتي مالديني را در تمرينات مي بينم، واقعا تعجب مي كنم. بعد از 20 سال حضور در ميلان، او هنوز هم علاقه مند است. من كه به اش حسودي ام مي شود. خب، بعضي مواقع بازيكني دلش نمي خواهد تمرين كند و خودش را به مصدوميت يا سرماخوردگي مي زند، ولي در مورد پائولو هرگز چنين اتفاقي نمي افتد. او يك رهبر واقعي است؛ سر كسي داد نمي زند و در خارج از زمين هم همچنان آرام و متين است.
پائولو مغرور هم نيست. آلبرتيني در موردش مي گويد: نه، پائولو اصلا مغرور نيست. او آدم كاملا متعادلي است.
در 560 بار حضور در سري A مالديني فقط 3 بار كارت قرمز گرفته است. او اهل مصاحبه نيست و حتي با تلويزيون هم گفت و گو نمي كند: فقط دو سه بار به تلويزيون رفته ام، كه آخرينش 5 سال قبل بود: بعد از اتمام مسابقه، همه چيز تمام مي شود و فقط به سراغ خانواده ام مي روم.
او با آدريانوي ونزوئلايي كه قبلا مدل بوده، ازدواج كرده و 2 فرزند دارد: كريستين 8 ساله و دانيل 3 ساله : هيچ وقت پسرانم را مجبور نمي كنم به سمت فوتبال بروند، ولي اگر قرار باشد سرنوشتي مثل من در انتظارشان باشد، چرا دنبال فوتبال نروند؟
پائولو از اين كه در ميلان زندگي مي كند و نه در شهر پرهياهويي مثل رم كه بازيكنان دردسرسازي مثل فرانچسكو توتي و آنتونيو كاسانو را در اختيار دارد، خيلي خوشحال است: راستش فوتباليست ها در رم زندگي راحتي ندارند. نستا تعريف مي كند كه در رم نمي توانست با نامزدش بيرون برود، چون هواداران رم به اش توهين مي كردند، ولي در ميلان من به هر رستوراني كه بخواهم مي روم و هيچ كس هم مزاحمم نمي شود.
خيلي ها مالديني را كاملترين مدافع جهان مي دانند: مدافعي كه خشن بازي نمي كند و ضريب هوشي بالا و بازي خواني فوق العاده اش او را از تكل هاي خشن بي نياز كرده است. بعد از اين كه او و بارزي زوجي بي نظير را براي ميلان ساخته بودند، حالا نوبت نستاست كه از بازي در كنار مالديني نكات زيادي را بياموزد.
ساندرو ماتزولا مهاجم صاحب نام اينتر در دهه 60 در مورد مالديني مي گويد: او كامل ترين مدافع جهان است و به قدري خوب است كه همه هم بازي هايش ازش به نيكي ياد مي كنند.
جان لوكا ويالي بازيكن سابق يوونتوس و تيم ملي ايتاليا مي گويد: من و پائولو بارها در برابر هم قرار گرفته ايم. او بازيكني دقيق، باهوش و بسيار جوان مرد است و حضور مداومش در تركيب اصلي ميلان نشان مي دهد كه چه توانايي هاي بالايي دارد. در چنين باشگاه هايي حفظ جايگاه ثابت كار بسيار مشكلي است. پائولو در ميلان افتخارات بسيار زيادي به دست آورده است.
درزماني كه مربي چلسي بودم، سعي كردم او را به لندن بياورم. پائولو به فضاي انگلوساكسون علاقه مند بود و قراردادش با ميلان داشت به پايان مي رسيد، ولي او پيشنهاد خوب چلسي را نپذيرفت و قراردادش را با ميلان تمديد كرد؛ حيف شد. چون حضورش در لندن مي توانست جالب باشد.
جالب اين است كه مالديني در ابتدا به عنوان يك مهاجم فوتبال را شروع كرد: در اوايل مهاجم بودم، بعد به عنوان هافبك راست به كار گرفته شدم و در اولين بازي ام در سري A در سمت راست خط دفاعي به ميدان رفتم. روي پاي چپم خيلي تمرين كردم. در اوايل اصلا نمي توانستم با پاي چپ سانتر كنم.
شايد اگر مهاجم بودم بيشتر مورد توجه قرار مي گرفتم، ولي مهاجم طراز اولي نمي شدم. حالا هم اصلا ناراضي نيستم. دوران ورزشي پرشكوهي داشته ام.
تصور اين كه ميكل آنژ هنر بازي دفاعي، بعد از اتمام دوران بازيگري اش چه خواهد كرد، كار دشواري است. او دنبال مربيگري نخواهد رفت : دو سه سال است كه دارم به اين قضيه فكر مي كنم. بايد يك شغل درست و حسابي براي خودم پيدا كنم؛ من آدمي نيستم كه بتوانم از صبح تا بعدازظهر در يك دفتر كار حاضر باشم.
ديه گو مارادونا يكي از بازيكناني كه مالديني هميشه از او تعريف كرده، معتقد است كه مالديني بايد سراغ سينما مي رفت. وي درباره مالديني مي گويد: او فوتباليست بزرگي است كه شغلش را اشتباه انتخاب كرده است. مالديني بايد هنرپيشه مي شد. او براي فوتبال زيادي خوش قيافه است!
به هر حال پائولو مالديني با حضور در تنها يك باشگاه و سپري كردن دوراني پرفروغ، در جهان فوتبال چهره اي نادر است و خداحافظي اش از فوتبال بدون شك اتفاقي تلخ براي ورزش اول جهان به حساب خواهد آمد.