زندگي طلبه ها براي مردم راز آلود و ناشناخته است، ولي از نزديك كه نگاه كنيم آن ها هم جوانند با همان حال و هواهاي جواني: گاهي سركش، گاهي شاد و گاهي غمگين
عطاءالله اسماعيلي
با استادم، رفته بوديم نمايشگاه بين المللي كتاب. استاد، در حوزه درجه اجتهاد داشت. فوق ليسانس فلسفه اش را هم از دانشگاه گرفته بود. چند ماه بعد هم قرار بود براي دكترا به اروپا برود؛ او با همان لباس روحانيت آمده بود.
استاد يك فهرست بلند بالا از كتاب هاي فارسي و انگليسي به همراه آورده بود. وارد بخش كتاب هاي خارجي كه شديم، استاد رفت تو خط كتاب ها و مشغول ورق زدن شد، اما من همه حواسم به لبخندهاي متعجب ومعناداري بود كه بعضي جوان هاي دوروبرمان مي زدند. دلم گرفته بود. ظهر كه شد، راه افتاديم سمت مسجد نمايشگاه. يك پاكت پلاستيكي كتاب دست من بود و يكي هم دست استاد. ولي در تمام مدت فكرم مشغول اين بود كه مردم درباره طلبه ها چگونه فكر مي كنند.
مردم از طلبه ها تصورات متفاوت و عجيبي دارند. فكر مي كنند طلبه ها از صبح تا شب عبا بر دوش روي سجاده نشسته اند و قرآن و دعا مي خوانند و پيوسته در ركوع و سجده اند.
فكر مي كنند طلبه ها جوان هايي هستند كه هميشه سرشان توي كتاب است و معمولا كتاب هاي قطور و سختي را مطالعه مي كنند.
بعضي از آن ها حتي تصور مي كنند طلبه ها آدم هاي تنبلي هستند كه هيچ كاري از دست شان بر نمي آيد و مدام در حال چرت زدن و استراحت كردن هستند.
بعضي ها، طلبه ها را افراد خشك مغزي مي دانند كه منتظرند كسي يك حرف تند سياسي بزند و آن وقت بريزند توي خيابان و عليه او شعار بدهند.
بعضي ها از طلبه ها به خاطر ظاهر ساده و مذهبي شان خوش شان نمي آيد، اما باور كنيد از نزديك كه ببينيد، آن ها فقط دانشجوهاي مومني هستند كه به جاي فيزيك و رياضي، فقه و فلسفه مي خوانند، همين!
زندگي طلبگي حال و هوايي مخصوص به خود دارد و شيرين ترين سال هاي طلبگي دوران حجره نشيني است؛ طلبه اي را پيدا نمي كنيد كه از زندگي در حجره خاطرات شنيدني نداشته باشد.
خاطراتي كه شبيه به آن ها نزد دانشجو ها هم وجود دارد. جوان ،جوان است. گاهي سركش، گاهي شاد و گاهي غمگين، زياد فرقي نمي كند كه طلبه باشد يا دانشجو؛ مهم اين است كه جواني خودش را دوست داشته باشد.
براي اين شماره به زندگي طلبه ها سرك كشيده ايم. خواندن اين مطلب دو تا فايده مي تواند داشته باشد: مي تواند اسباب آشنايي با يك نوع از انواع جواني باشد، و مي تواند براي كساني كه احيانا دوست دارند مسير طلبگي را انتخاب كنند يك راهنماي كوتاه به حساب آيد.
حجره و انتخاب
معمولا انتخاب اولين حجره دست خودتان نيست و مدير مدرسه اولين حجره شما را تعيين مي كند، اما اگر اين انتخاب در اختيار خودتان باشد يا اين كه بخواهيد پس از مدتي حجره تان را تغيير دهيد، خوب است به نكات زير توجه كنيد.
حجره اي انتخاب كنيد كه زياد كوچك يا زياد بزرگ نباشد. اگر حجره خيلي كوچك باشد زود از آن خسته مي شويد و اگر خيلي بزرگ باشد ممكن است مجبور شويد چهارپنج هم حجره اي ديگر را نيز تحمل كنيد، آن هم در يك اتاق!
حجره هاي طبقه اول از اين نظر كه به حمام و دست شويي نزديك ترند و شما مجبور نيستيد هر روز كلي پله را آن هم چند بار بالا و پايين برويد، بر طبقه هاي ديگر برتري دارند، ولي بايد سروصداي ناشي از دويدن و يا كشتي گرفتن طبقه بالايي ها را تحمل كنيد؛ ضمنا امكان سركشي آقاي مدير از حجره هاي طبقه اول بسيار بيشتر است!
شايد هم بهتر اين باشد تا براي انتخاب حجره، اولويت را بر ساكت و خلوت بودن آن قرار دهيد.
يادتان باشد كه حجره تان نزديك بلندگو يا تلفن نباشد، چون در اين صورت پس از مدتي متوجه خواهيد شد كه به يك تلفنچي ماهر تبديل شده ايد.
شنيدن ناخواسته گفت و گوي ديگران با پدر، مادر و يا نامزدشان از ديگرعوارض نزديك بودن به تلفن است؛ خدا صبرتان بدهد!
كمتر حجره اي پيدا مي شود كه كولر داشته باشد. آن ها بيشتر پنكه سقفي دارند، اما اگر مي خواهيد در قم درس بخوانيد، از همان اول به فكر گرماي طاقت فرساي خرداد و تيرماه قم هم باشيد.
حجره خوب هيچ تنبلي را زرنگ و درس خوان نمي كند و به سواد هيچ طلبه اي چيزي اضافه نمي كند، ولي نبايد فراموش كنيد كه قرار است سال ها در اين حجره زندگي كنيد. پس از همان ابتدا دقت كنيد تا مثل اجاره نشين ها هر روز مجبور نباشيد اثاث كشي كنيد.
اگر قفل حجره خراب است، سريعا آن را عوض يا تعمير كنيد. چرا؟ به يك دليل زيركانه! برخي مديران مدارس عادت دارند در ساعاتي كه طلبه ها در كلاس اند به حجره ها سركشي مي كنند و نظافت و نظم آن ها را مورد بررسي قرار مي دهند؛ اگر آدم منظمي نيستيد قفل حجره براي حفظ آبروتان ضروري است!
چاي و تخم مرغ را فراموش نكنيد، اين نوشيدني گياهي و اين بيضي شكل سفيدرنگ هر دو نقش مهمي در زندگي طلبگي دارند، همان طور كه در زندگي دانشجويي
اگر كلا س نرفته ايد مي توانيد از نوار ياCD همان درس استفاده كنيد ترجمه و توضيح فارسي دروس را هم در كتاب هايي پيدا كنيد كه به نام شرح معروفند و نقش حل المسايل دروس دبيرستان را دارند
انتخاب مهمتر:هم حجره اي
انتخاب هم حجره اي بعد از انتخاب همسر مهمترين انتخاب عمرتان خواهد بود. يك هم حجره اي خوب و درس خوان مي تواند شما را به درس خواندن ترغيب كند و در عوض يك هم حجره اي نامنظم و تنبل مي تواند ترتيبي بدهد تا شما شب هاي امتحان آبا و اجداد خود را يكي يكي به خاطر بياوريد و آن ها را به خاطر داشتن چنين نوه يا نتيجه اي سرزنش كنيد!
درس هاي حوزه مثل درس هاي دبيرستان و برخي دروس دانشگاه نيست كه بتوانيد يك شبه از پس آن ها بربياييد، مادر نزاييده طلبه اي را كه يك يا حتي دوسه شبه سيوطي يا مغني را نمره بياورد. در حوزه از اصطلاح پاس كردن استفاده نمي شود و سيوطي و مغني دو درس مهم حوزوي هستند.
بهترين تعداد براي يك حجره سه نفر است. بيشتر از سه نفر دردسر دارد و كمتر از آن هم صفايي ندارد.
مي توانيد يكي دوبار حجره يا هم حجره اي تان را تغيير دهيد، ولي اگر زياد دچار اين عارضه شويد همه مي فهمند كه شما ايراد داريد و نمي توانيد با هيچ كس بسازيد، سعي كنيد تابلو نشويد!
سعي كنيد كسي را انتخاب كنيد كه زياد اهل رفاقت و رفت و آمد نباشد، در غير اين صورت حجره شما تبديل به ترمينال خواهد شد و دايما بايد بساط چاي به راه باشد و از دوستان و رفقاي هم حجره اي عزيزتان پذيرايي كنيد.
بهتر است با افرادي كه خانواده شان ساكن همان شهري است كه حوزه شما آن جاست هم حجره اي نباشيد. چون عموما اين افراد در منزل خود به سر مي برند و شما مجبوريد تنها سر كنيد و ممكن است مشكلات روحي و رواني برايتان پيش بيايد. به جواني خودتان رحم كنيد!
دقت كنيد با كسي هم حجره شويد كه حداقل بتواند نيمرو يا املت درست كند، وگرنه مجبوريد دايما خودتان در حال پخت و پز باشيد. بعضي حوزه ها فقط ناهار در خدمت شما هستند.
حداقل كاري كه مي توانيد انجام دهيد، اين است كه هفته اول براي هم حجره ايتان يك دوره كلاس آموزش آشپزي و نظافت بگذاريد! البته اگر طرف بچه خوبي باشد مي ارزد كمي برايش وقت بگذاريد.
اگر خواب تان سبك است و با كوچكترين صدايي بيدار مي شويد، بدون رودربايستي همان ابتدا از طرف بپرسيد كه خرخر مي كند يا نه؟ زمستان ها كه نمي شود بيرون از حجره خوابيد!
آدم هاي خيلي منظم و تروتميز و افراد شلخته و نامرتب هر دو گروه شان دردسر زا هستند؛ اين جا حجره است، شكنجه گاه كه نيست!
حجره دكوراسيون هم دارد
فضاي داخل حجره كمي با خوابگا ه هاي دانشجويي متفاوت است و از تخت و ميز و صندلي خبري نيست، فقط بعضي از حجره ها كمد و قفسه كتاب دارند.
كف حجره ها موكت است و معمولا يك آيينه ديواري نزديك در نصب مي شود. غير از مهر و تسبيح تقريبا در تمام حجره ها مي توانيد حداقل يك شيشه عطر پيدا كنيد.
سماور برقي يا كتري برقي از واجبات يك حجره طلبگي است، چون مصرف چاي در حوزه ها بسيار بالاست و اين نوشيدني گياهي در بين طلبه ها نيز مانند دانشجويان محبوبيت خاصي دارد.
دو سه تا بشقاب و قاشق، يكي دو تا كاسه و قابلمه كوچك، سفره و كمي قند و شكر و چاي خشك، دوسه تا پتو و بالش، به علاوه چند تكه وسيله شخصي مثل مسواك، حوله و شانه مجموعه وسايلي است كه مي توانيد داخل يك حجره پيدا كنيد.
البته در برخي حجره ها راديو ضبط، اتو، گاز پيك نيك و به ندرت كامپيوتر هم يافت مي شود كه غير از اولي بقيه آن ها در هر حوزه سهچهار تا بيشتر پيدا نمي شود.
بعضي طلبه ها براي خودشان ميز مطالعه هم دست وپا مي كنند كه اين ميزها هم دو نوعند: نوع اول ميزهاي كوچك و زميني است كه بايد روي زمين نشست و از آن استفاده كرد و نوع دوم هم ميز تحريرهاي مرسوم است كه براي استفاده از آن ها بايد روي صندلي نشست.
چراغ مطالعه براي حجره ها ضروري است، چون اكثر افراد وقتي چراغ روشن باشد نمي توانند بخوابند، پس اگر اهل مطالعه آخر شب هستيد، بايد به فكر يك چراغ مطالعه باشيد. هم حجره ايتان گناهي نكرده كه شما دل تان مي خواهد نصف شبي اصول بخوانيد.
يك جالباسي ديواري از ضروريات حجره است، وگرنه صبح بايد تمام رخت و لباس ها و وسايل ديگران را زير و رو كنيد تا بتوانيد پيراهن تان را پيدا كنيد. كمي نظم هم بد نيست!
مسووليت پذيري يك اصل است
براي اين كه زياد تنبل نشويد و يا به دليل تنبلي هم حجره ايتان به دردسر نيفتيد، لازم است با يك برنامه ريزي مسووليت هاي حجره را بين خودتان تقسيم كنيد.
بعضي ترجيح مي دهند كارها را به طور هفتگي تقسيم كنند و هر نفر يك هفته مسوول كارهايي مانند؛ خريد كردن، غذا درست كردن و ظرف شستن شود، به اصطلاح هر هفته يك نفر شهردار باشد و هفته بعد، نفر بعدي، اما برخي هم كارها را در هفته بين خودشان تقسيم مي كنند، مثلا اين هفته يك نفر مسوول خريد، يك نفر مسوول غذا پختن و نفر سوم مسوول شستن ظرف ها و اين مسووليت ها به طور چرخشي هر هفته تغيير مي كند.
البته روش هاي ديگري هم هست كه كمي پيچيده است و بهتر است سراغ شان نرويد!
اين كه براي شام چه چيزي درست كنيد، معمولا به مقدار هزينه پيش بيني شده و ذايقه خودتان بستگي دارد، ولي اگر خيلي با هم اختلاف نظر داريد، مي توانيد آن را هم از قبل مشخص كنيد. مثلا؛ شنبه ها: املت؛ يكشنبه ها: سوسيس و گوجه؛ دوشنبه ها: سيب زميني سرخ كرده و
تخم مرغ را هيچ وقت فراموش نكنيد. اين بيضي شكل سفيدرنگ نقش به سزايي در زندگي طلبگي و دانشجويي ايفا مي كند. مطمئنا اگر مرغ ها براي ما تخم مرغ توليد نمي كردند، با مشكلات فراواني مواجه مي شديم. همين جا از كليه مرغ هاي محترم سپاس گذاري مي كنيم.
براي تامين هزينه غذا و خرج هاي متعارف حجره دو راه وجود دارد، يكي اين كه ابتداي هر ماه هر نفر به مقدار مشخص و مساوي پول كنار بگذارد و تمام هزينه ها از مجموع اين مبلغ برداشت شود و راه ديگر اين كه هزينه هاي هر ماه را به طور روزانه يادداشت و آخر ماه سهم هر فرد را مشخص كنيد. تاكنون راه سومي كشف نشده است.
پيشنهاد مي شود براي نظافت حجره يك روز در هفته همگي با هم به اين كار مشغول شويد. جارو كردن، منظم كردن وسايل شخصي، جمع و جور كردن كتاب ها و شستن لباس هاي نشسته. اين امور را به خوبي به انجام برسانيد، زيرا در آينده و در زندگي مشترك به دردتان مي خورد.
زندگي در ميان كتاب ها
توي حجره ها معمولا همه جور كتاب پيدا مي شود؛ از شعر و رمان گرفته تا كتاب هاي آموزش زبان انگليسي و كامپيوتر، اما كتاب جامع المقدمات را مي توانيد در همه حجره ها پيدا كنيد.
جامع المقدمات كتاب قطور و مهمي است. اين كتاب به نحوي كتاب مرجع براي طلاب، به خصوص پايه هاي اول و دوم به حساب مي آيد. چون در آن مي توانيد مجموعه بحث هايي از ادبيات عرب را پيدا كنيد.
اگرچه در اين سال ها كتاب هايي مثل مبادي العربيه و صرف ساده بيشتر استفاده مي شوند، اما طلبه اي نيست كه سر و كارش به جامع المقدمات نيفتد.
در ابتداي كتاب جامع المقدمات آمده است: اول العلم معرفه الجبار و آخر العلم تفويض الامر اليه. يعني: شناخت پروردگار ابتداي علم و واگذاري امور به خداوند آخر علم است.
هر طلبه به مجموعه اي از كتاب هاي مرجع مانند: نهج البلاغه ، المنجد ، تفسيرالميزان ، وسايل الشيعه و نياز دارد. براي خريد اين كتاب ها ايام برگزاري نمايشگاه بين المللي كتاب بهترين فرصت است. مجموعه اين كتاب ها را مي توانيد با تخفيف مناسب از نمايشگاه بخريد.
استادي داشتيم كه مي گفت: آن كه كتاب امانت مي دهد ساده است و ساده تر از او كسي است كه كتاب امانت گرفته شده را به صاحبش باز مي گرداند!
چي؟ مباحثه!
كلمه مناظره را زياد شنيده ايد، اما آيا تاكنون چيزي درباره مباحثه به گوش تان خورده است؟ مباحثه به معناي بحث و گفت وگو كردن دو يا چند نفر درباره يك موضوع مشخص است، اما در حوزه به روش درس خواندن طلبه ها، مباحثه مي گويند.
مباحثه طلبگي به اين شكل است كه ابتدا بايد براي خود يك يا دو هم بحث پيدا كنيد. بهتر است سطح علمي هم بحث ها فاصله زيادي نداشته باشد. سپس هر روز بعد از فراگيري درس در ساعت معيني دور هم جمع مي شويد. مي توانيد به قيد قرعه مشخص كنيد كه چه كسي بايد درس را توضيح بدهد. نفر اول درس را مي خواند و ترجمه مي كند و توضيح مي دهد و ديگران بايد خوب گوش دهند كه او مطلبي را جا نينداخته و يا اشتباه نگفته باشد، كه در اين صورت به اصلاح و رفع اشكال ديگري مي پردازند.
به اين ترتيب هر كدام از درس هاي آن روز را يك نفر توضيح مي دهد و بقيه، ايراد هاي او را مي گيرند.
شيوه مباحثه فوايد بسياري دارد.
۱ درس را همان روز مرور مي كنيد و بعيد است آن را از ياد ببريد.
۲ غير از كلاس، يك بار ديگر هم درس را مي گوييد و مي شنويد.
۳ اگر درس را اشتباه فهميده باشيد يا اصلا نفهميده باشيد، رفع اشكال مي شود.
۴ درس ها براي شب امتحان انبار نخواهد شد.
۵ قدرت تدريس و بيان شما فوق العاده تقويت مي شود.
۶ هر چقدر هم IQ پاييني داشته باشيد، با استفاده از اين روش مطالب را مي فهميد!
غير از متون اصلي و كتاب هاي درسي، طلبه هايي كه به دلايلي كلاس نرفته اند، مي توانند از CD يا نوارهاي درسي استفاده كنند. البته در سال هاي اخير برخي سايت ها نيز درس هاي حوزه را پخش مي كنند.
اين CD ها و نوارها عموما كلاس هاي درس بهترين استادان را شامل مي شوند كه ممكن است به هيچ وجه نتوانيد به آن ها دسترسي پيدا كنيد و از اين لحاظ بهترين بهانه براي كلاس نرفتن هستند، ولي باور كنيد حاضر شدن در محضر استادان چيز ديگري است.
غير از CD و نوار، كتاب هاي ديگري نيز هستند كه تقريبا در همه حجره ها پيدا مي شوند. اين كتاب ها كه به شرح معروفند، ترجمه و توضيح فارسي دروس حوزه هستند. شرح ها در ايام امتحان بيشترين هوادار را دارند و نوبت چاپ برخي از اين كتاب ها بيش از ده بار است.
بسياري از استادان مخالف استفاده طلبه ها از شرح هستند و معتقدند كه شرح تنبل و كم سواد شدن طلاب را در پي خواهد داشت و به همين دليل استفاده از اين كتاب ها در برخي حوزه ها ممنوع است.
شرح ها كتاب هايي از نوع حل المسايل هاي دوران دبيرستان هستند كه البته براي شب امتحان نقش حياتي خواهند داشت.
بيش از يك لباس
عبا بخشي از لباس مقدس روحانيان است، كه طلبه ها نيز از آن استفاده مي كنند. عباها جنس هاي متفاوتي دارند: حرير كه روحاني ها بيشتر در فصل تابستان از آن استفاده مي كنند و نازك و خنك است. پشمي كه براي فصل زمستان و هواي سرد بسيار مناسب است و پارچه هاي نخي معمولي كه البته طرف داران بيشتري دارد. عباها منحصر به سه رنگ مشكي، قهوه اي و شيري اند.
طلبه هايي كه هنوز لباس روحانيت بر تن نكرده اند و به اصطلاح معمم نشده اند بيشتر از نوع پارچه اي و نخي و رنگ هاي مشكي و قهوه اي عبا استفاده مي كنند.
عبا در بين طلبه ها كاربرد هاي فراواني دارد و حتي مي تواند براي غيرطلبه ها نيز قابل استفاده باشد؛ عبا روانداز خوبي براي تابستان است و مي توان در كوه و صحرا به عنوان زيرانداز و سجاده از آن استفاده كرد.
اگر شلوارتان را ديشب شسته ايد و هنوز خشك نشده يا اين كه كلاس تان دير شده و فرصت نداريد شلوار را پاتان كنيد، مي توانيد با به دوش انداختن يك عبا قضيه را به سادگي حل كنيد. اگر كمي مهارت داشته باشيد، هيچ كس متوجه نمي شود كه شما با زيرشلواري سركلاس آمده ايد!
فرض كنيد تازه از كلاس برگشته ايد و مي خواهيد لباس تان را عوض كنيد، ضمنا هم حجره اي هاتان هم چهار چشمي در حال نظاره شما هستند؛ براي رعايت ادب و شوونات اسلامي خوب است يك عبا به دوش بيندازيد و جلو چشم هاي بهت زده ديگران با آرامش كامل به تعويض شلوارتان مشغول شويد.
اما از همه اين ها كه بگذريم، نماز خواندن با عبا حال ديگري دارد!