با يك تيزر اكشن چطوريد؟ تيزر امسال جشنواره فيلم فجر چنين حال و هوايي دارد. تيزري كه سازنده اش، يكي از موفقترين سازندگان فيلم كوتاه چند سال اخير سينماي ماست
كاوه مظاهري
پسرك لباس قرمز، حلقه فيلم در دست، دارد مي رود. او بايد هر جور شده اين حلقه فيلم را به سينما برساند. نفس نفس مي زند، ولي همچنان مي دود. ناگهان ماشيني از پاركينگي بيرون مي آيد و جلو روي او ظاهر مي شود. او به سرعت از روي ماشين در حال حركت مي پرد. وقت كم است و هنوز راه زيادي مانده. با يك موتورسواري جانانه لابه لاي ماشين ها موافقيد؟
اين ها گوشه هايي از تيزر امسال جشنواره فجر است. يك تيزر اكشن با موسيقي متفاوت كه بازيگر اصلي آن هم يك ووشوكار است و حال و هواي آن با تيزرهاي سال هاي قبل جشنواره فرق اساسي دارد. همه اين حال و هواي خاص زير سر سازنده آن شهرام مكري است.
نام شهرام مكري و فيلم كوتاه توفان سنجاقك براي خيلي از مخاطبان جدي سينما و فعالان عرصه فيلم كوتاه آشناست. او و فيلمش سال پيش در هر جشنواره اي كه شركت كردند، توانستند جايزه اي را نصيب خود كنند و نام شان را بر سر زبان ها بيندازند. به دفتر موسسه مثلت زرد رفتم، همان جايي كه تهيه كننده توفان سنجاقك هم بود. مكري پشت ميز تدوين در حال آماده سازي تيزر جشنواره بود. حدود 25 روز قبل از شروع جشنواره از طرف معاونت فرهنگي بنياد فارابي، اين كار به او سفارش داده شده بود. به گفته خودش چون بنياد فارابي دنبال يك كار جوان پسند تر مي گشت به سراغ او آمدند. آن ها مي خواستند كه برخلاف سال هاي قبل كه آدم هاي مسنتر و ميان سال و پير در تيزرها حضور پررنگ داشتند، امسال تيزر رنگ و لعاب تر و تازه اي داشته باشد، اين بود كه از بين گزينه هاي موجود، طرح مكري پذيرفته شد.
با هم تيزر جشنواره را ديديم: پسري با لباس قرمز رنگ، تعدادي نگاتيو در دست دارد كه مي خواهد آن را از يك جاي شهر به سينما سينما فرهنگ برساند. اين ايده بارها و بارها براي جشنواره كار شده و شايد كليشه اي ترين ايده موجود باشد.
تنها فرق اين تيزر با تيزرهاي دوره هاي پيشين سن وسال بازيگرش و اكشن ماجرا بود. سال هاي پيش اگر چند تا آدم در كمال آرامش يك مجموعه نگاتيو را به سينما مي رساندند، امسال يك پسر جوان، با كاپشن قرمز و موي بلند و با ظاهر ورزشكارها مثل لولاي فيلم بدو لولا بدو مسيري را با هيجان فراوان مي دود تا به سينما برسد. من ايده هاي ديگري داده بودم، ايده هايي كه داشتم اصلا هيچ ربطي به اين چيزي كه ديده ايد، نداشت، چه به لحاظ شكل و فرم و چه از نظر موضوع. من فكر مي كنم كه در مورد تيزر متفاوت، به معناي اين كه به لحاظ ايده و مضمون متفاوت باشد، هميشه محافظه كارانه عمل مي كنيم، يعني كساني كه بايد در اين مورد تصميم بگيرند، محافظه كارانه برخورد مي كنند. مثلا اگر يكي برود و بگويد كه مي خواهد آنونسي بسازد كه هيچ ربطي به روند هر ساله جشنواره ندارد، با كارش به هيچ وجه موافقت نمي شود، ولي مثلا شما تبليغات كانال arte را ببينيد چه طوري است. يك مرد بادكنك به دست در حال راه رفتن است كه يك دفعه بادكنكش به هوا مي رود و بعد ناگهان مي نويسدarte، ولي مشابه اين كار اصلا در اين جا امكان پذير نيست، تازه ايده هاي قبلي من اين قدر هم بي ربط نبود و يك جوري به كارهاي قبلي خودم هم شباهت داشت، ولي باز هم نشد ديگر. اين جا مي گويند مثلا ما توي آنونس بايد نگاتيو داشته باشيم، بايد سينما داشته باشيم، حتي سالن خالي سينما هم نه، بلكه سالن مملو از جمعيت، بايد حلقه هايي كه مي چرخد داشته باشيم، حتما بايد پوسترهاي اصلي يا جنبي جشنواره را داشته باشيم و اين ها يك سري چيزهاي جاافتاده است، هيچ كس هم مسووليت تغييرشان را به عهده نمي گيرد. حالا فرض كنيد من اولين آدمي باشم كه بگويم نه، اين جوري نمي شد خوب خيلي واضح است كه مخالفت مي شود، در نتيجه اين قضيه همين جوري مانده و احتمالا همين طوري هم خواهد ماند.
|
|
|
من براي جشنواره به فكر ساخت ده تا تيزر بودم كه هر ده تا درباره يك پسر خوره فيلم بود، تيزر هر روز ماجرايي داشت كه قرار بود مخاطب در پايان هر آنونس بخندد
هيچ كس مسووليت تغيير در كليشه ها را نمي پذيرد اگر قرار باشدتيزر جشنواره متفاوت باشد بايد ايده و مضمون آن متفاوت باشد. ولي
تصميم گيرندگان محافظه كارانه عمل مي كنند
پشت صحنه ساخت تيزر جشنواره: تيزر امسال يك تيزر اكشن با يك موسيقي متفاوت است كه بازيگر اصلي آن يك ووشوكار است
در مورد نوع آنونس هاي جشنواره هاي معتبر دنيا از مكري پرسيدم و او گفت، آنونس جشنواره كن تقريبا يك ايده ثابت است كه آدم هاي مختلف در سال هاي مختلف آن را مي سازند. معلوم است كه جذابيت آن كار بيشتر است. مثلا اگر ايده اين باشد كه دو تا پا از روي پله ها و فرش قرمز كن بالا بروند و پايين بيايند و اين را هر سال آدم هاي مختلف، با نگاه هاي متفاوت بسازند، مي بيني كه نتيجه كار جذاب مي شود. يا مثلا آنونس هاي جشنواره كارلووي واري هميشه مثال زدني است. آنونس جشنواره امسال آدمي بود كه مي رفت بليت يك نفر ديگر را مي دزديد، ولي اين جور چيزها جزو مفاهيمي نيست كه بخواهيم براي جشنواره فجر كار كنيم. مثلا اگر بخواهيم آنونس امسال درباره آدمي باشد كه كيف پول يك آدم ديگر را مي قاپد و شروع به دويدن مي كند، برمي گردند و به ما مي گويند كه معرف جشنواره ما دزدي باشه؟ در نتيجه آدم ناخودآگاه به سمت كليشه اي شدن و كليشه اي كار كردن مي رود، در نتيجه ايده اين تيزر هم ايده اي است كه 500 بار در ايران كار شده. يك آدم نگاتيو برساند به جشنواره.
ما مدام مجبوريم هي خودمان را تعديل كنيم و بعد يك دفعه متوجه مي شويم كاري كه داريم انجام مي دهيم، كاري است كه همه كرده اند. بعد تازه مي فهمي كه آنونس هاي سال هاي قبل چقدر خلاقانه تر بوده اند.
اما واقعا براي جشنواره اي مثل جشنواره فجر كه تعداد روزها و سانس هاي اكران فيلم زياد است، چه جور آنونس هايي جواب مي دهد؟
با شهرام مكري به اين نتيجه رسيديم كه دو نوع آنونس در اين جشنواره ها جواب مي دهد:
۱. آنونس هاي ساده با مدت زمان كم با اين هدف كه مخاطب هر وقت با آن روبه رو مي شود، بتواند بفهمد كه بعد از اين آنونس قرار است يك فيلم پخش شود مثل همان ميان برنامه هاي شبكه arte
۲. آنونس هايي كه درون خودشان يك جور تغيير داشته باشند يعني در ده روز جشنواره ده تا آنونس مختلف پخش شود كه ممكن است بازيگرشان يكي باشد، يا مثلا يك جور داستان كه پايان آن ها با هم فرق داشته باشد. اين نوع كار هميشه اين كنجكاوي را در مخاطب به وجود مي آورد كه مثلا براي آنونس فردا چه اتفاقي قرار است بيفتد. مثل جشنواره كارلووي واري
همان طوري كه تجربه بيست و دو ساله جشنواره فجر نشان داده، آنونس هاي ما براي روز پنجم جشنواره ديگر جواب نمي دهد، به خصوص وقتي كه يك تبليغ خشك و طولاني ديگر مثل تبليغ بانك كشاورزي در جشنواره سال گذشته هم كنار آن باشد. مكري گفت: من هم اول فكر مي كردم كه با وجود ايده تكراري، مي توانيم كاري كنيم كه آنونس ما براي 10 روز جواب دهد، ولي الان كه آنونس آماده شده، فكر نمي كنم اين اتفاق بيفتد. شما مطمئن باشيد كه اگر به اندازه پنج صفحه ايده براي چنين آنونسي بنويسيد، چهار صفحه و نيمش غيرقابل اجراست، يا زمان مي خواهد يا پول مي خواهد يا امكانات مي خواهد يا از آن تفكري كه پشت ايده است، سفارش دهنده خوشش نمي آيد.
او فيلم بدو لولا، بدو را مثال زد كه بازيگر آن فيلم هم مثل بازيگر اين تيزر در حال دويدن است. با اين تفاوت كه گروه فيلم برداري آنونس جشنواره، به علت كمبود وقت نمي توانست به بازيگرش وقت استراحت بدهد. آن ها براي واقعي شدن كار به سطح شهر رفتند و در مكان هاي واقعي شهر فيلم برداري خود را انجام دادند. مكري درباره مشكلات اين كار گفت: وقتي در اتوبان فيلم برداري مي كرديم، چون پيش زمينه شهر ما پيش زمينه گرافيكي قشنگي نيست، مجبور بوديم كه يك مسير 15 متري را انتخاب كنيم كه پيش زمينه قشنگي داشته باشد؛ وقتي آن 15 متر را انتخاب مي كرديم، مي ديديم كه خيابانش دست انداز دارد، بنابراين بايد يك 15 متري را انتخاب مي كرديم كه هم پيش زمينه اش خوب باشد هم دست انداز نداشته باشد، اين ها هم كه درست مي شد بايد مواظب بوديم كه پياده رو هم چاله و بلندي نداشته باشد، ما حتي براي فيلم برداري، داخل مترو هم نمي توانستيم وسيله حركتي ببريم، ولي با مساعدتي كه مسوولين مترو با ما كردند توانستيم يك پلان متحرك بگيريم.
آنونس هاي سال هاي پيش چون اكثرا با پرده آبي كار مي شد، نيمه انيميشن نيمه فيلم بود، اما آنونس امسال به دليل همين فيلم برداري در سطح شهر واقعي تر به نظر مي رسد. فيلم برداري اين كار با دوربين ديجيتال۵ DVB انجام شده، چون اگر به صورت نگاتيو ۳۵ ميلي متري كار مي شد، امكان پياده كردن بعضي از افكت هاي تصويري، كه الان در كار مي بينيد، وجود نداشت.
اگر يادتان باشد، موسيقي فيلم من ونگين دات كام را گروهي به نام هال ساخته بودند، يك گروه سه نفره كه موسيقي فيلم مي سازند. اين گروه موسيقي تيزر جشنواره را هم ساخته اند البته اگر براي پخش عوض نشود در حال حاضر هم روي موسيقي يك فيلم مستند داستاني ژاپني كار مي كنند. موسيقي تيزر جشنواره تلفيقي از يك ريتم تند و يك مجموعه ريتم هاي آرامتر است. طبق گفته شهرام مكري، اين تلفيق به خاطر آن است كه طيف بيشتري از مخاطبان را پوشش دهد. جوانترها شايد ريتم هاي تندتر را بپسندند و ميان سال ها و مسنتر ها، ريتم هاي آرامتر را. در انتخاب سازها هم همين اتفاق افتاده است، مثلا هم از ويولن استفاده شده هم از سازهاي كوبه اي. برخلاف خيلي از كليپ ها كه معمولا تصاويرشان براساس موسيقي مونتاژ مي شود، براي تيزر جشنواره، موسيقي برمبناي تصاوير و ضرباهنگ تدوين شكل گرفته است. جلوه هاي ويژه جالب اين آنونس را هم حميد لطفي و آرين محمدي به كمك نرم افزارهاي افترافكت و فتوشاپ ساخته اند. شهرام مكري تاكيد كرد كه خيلي از جاها به صورت تك فريم كار شده: پوسترهايي كه الان توي كار مي بينيد، در اصل وجود نداشت. وقتي كه كار فيلم برداري ما تمام شد، يك دفعه پوسترها را براي ما آوردند و گفتند حالا توي كار اين پوسترها را بچسبانيد، اين يعني اين كه بايد يك فريم يك فريم پوسترها را مي چسبانديم، ضمن اين كه چون موقع فيلم برداري اين ايده وجود نداشت، حالا بايد پوسترها را توي هوا مي چسباندم، حتي اگر من سر فيلم برداري نشانه هايي روي ديوار مي گذاشتم كه مثلا قرار است فلان جا باشد، كيفيت كارم بهتر مي شد. الان پوسترها توي هواست و وقتي مي خواستيم يك جايي پوستر را بگذاريم، مدام بايد با فريم هاي قبلي و بعدي اش چك مي كرديم، چون احتمال اين بود كه در نتيجه كار، پوسترها كمي بالا و پايين شود يا بلرزد.
براي يك تيزر 60 ثانيه اي، مشابه تيزر جشنواره امسال، شايد دكوپا ژ خيلي پيچيده اي هم لازم نباشد. همه چيز در ذهنم بود و چيز نوشته شده اي نداشتم، مثلا مي دانستم كه دوربينم بايد يك حركت مورب داشته باشد و يك آدمي نگاه كند. بعد مي رفتيم سينما فرهنگ و بهترين جايي را كه به ذهن مان مي رسيد انتخاب مي كرديم. بعد مي گفتيم مثلا اين صندلي ها خوب است، اين جا هم دوربين را بكاريم. ريل را هم اين جا بچينيم و اين آدم اين جوري نگاه كند. يا مثلا مي دانستم كه يك مجموعه سه تايي نگاه مي خواهم كه آن مجموعه سه تايي را هم مي گرفتم. بعد مثلا ورود اين آدم از در سالن سينما را مي خواستم كه آن ورود را هم مي گرفتم.
ايده هاي اوليه شهرام مكري براي ساخت تيزر جشنواره خيلي جالب بود، شايد اگر به جاي چيزي كه در حال حاضر كار شده است، آن ايده ها اجرا مي شد، نتيجه كار حتما به ياد ماندني تر بود. در اصل من براي جشنواره به فكر ساخت ده تا تيزر بودم كه هر ده تا در مورد يك پسر خوره فيلم بود، منظورم از اين عشق سينماهاست كه همه اش دل شان مي خواهد سر صحنه فيلم ها بروند. اين ده تا تيزر هر روز با ماجرايي همراه مي شد كه قرار بود مخاطب در پايان هر آنونس بخندد و بعد فيلم را ببيند، ولي اولين شكلي كه براي اين طرح به وجود آمد اين بود كه فارابي گفت اگر ما از ده تا تيزر بخواهيم كپي 35 بكشيم، يعني به اندازه 10 سال جشنواره بايد كپي 35 بزنيم، آن هم فقط براي تيزر. يك ايده اي هم توي ذهنم بود كه از آخر به اول بود كه متاسفانه هيچ كدام قبول نشد آدم تعجب مي كند كه بنياد فارابي چنين دليلي آورده. مگر تيزر يكي از اجزاي اصلي جشنواره نيست و ارزش صرف هزينه و وقت ندارد؟
البته اين مشكل فقط براي تيزر جشنواره وجود ندارد و مي توان گفت تبليغات در ايران هنوز جا نيفتاده و مثلا وقتي كارگرداني مثل مجيد مجيدي تيزر تبليغاتي براي شركت سوني مي سازد صداي خيلي ها در مي آيد.
ولي اين ماجرا ظاهرا در كشورهاي ديگر جا افتاده، آن ها به تبليغات به عنوان يك هنر نگاه مي كنند. مثلا كارگردان هاي بزرگي مثل اسپيلبرگ، ديويد فينچر، جان وو، اسكورسيزي و تيزر تبليغاتي مي سازند. تعداد زيادي از كليپ هاي MTV را رسما مي توان به عنوان يك فيلم كوتاه كامل قبول كرد، در صورتي كه چنين نگاهي حداقل در تبليغات تلويزيوني ما به ندرت ديده مي شود. شهرام مكري اين تفاوت را نتيجه برآوردن سليقه سفارش دهنده ها مي داند: در اين جا سفارش دهنده ها به سازنده هاي تيزر اعتماد نمي كنند و مدام سليقه خودشان را بر سازنده ها تحميل مي كنند. از طرفي سازنده ها هم مدام به اين فكر مي كنند كه تلويزيون كار را بپسندد، فلاني ناراحت نشود، باب طبع فلان شركت باشد و
تيزري كه شهرام مكري براي جشنواره فجر ساخته، با وجود سوژه كليشه اي اش، به لحاظ فرم و قيافه، جالب از كار درآمده؛ استفاده از يك بازيگر ووشوكار براي حركات اكشن تيزر، افكت هاي تصويري و صوتي جوان پسند و متنوع و موسيقي تلفيقي پرتحرك در متفاوت شدن اين آنونس تا حد زيادي موثر بوده اند. مكري در حال حاضر فيلم نامه يك فيلم را آماده كرده كه قرار است آن را به تهيه كنندگي علي رضا شجاع نوري بسازد، اما وعده داد كه بعد از جشنواره حتما روي بازنويسي فيلم نامه اش كار خواهد كرد و ان شاءا براي جشن خانه سينماي سال آينده و يا نهايتا جشنواره فجر سال آينده آن را خواهد ساخت. منتظر اولين فيلم بلند او هستيم.