- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره ششم - يكشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۳ - ۱۹ ذيحجه ۱۴۲۵ - Jan 30, 2005
docharkhe
داستان هميشگي
002214.jpg
بعداز چند ماه كشمكش و دعوا سر اين كه كي بايد به تيم ملي دعوت شود و كي نبايد دعوت شود، برانكو سرمربي تيم ملي ايران اسامي افراد مورد نظرش را براي اردوي تيم ملي اعلام كرد. اين عده كه از شنبه گذشته در اردو حاضر شده اند، قرار است چهارشنبه با بوسني ديدار كنند و چهارشنبه هفته بعد در منامه به ديدار تيم تحرين بروند.
اما انتخاب تيم ملي كه در همه جاي دنيا يك اتفاق عادي است و معمولا با كمترين سر و صدا انجام مي شود، طبق معمول در كشور ما سوژه اي بود كه براي چند روز سر همه را گرم كرد.
۱ احتمالا مهمترين اتفاق فهرست 31 نفره برانكو، ديده  نشدن نام علي انصاريان و كريم باقري بين آن همه نام سرشناس بود. در روزهاي پيش از اعلام اسامي از طرف باشگاه پرسپوليس به محمد محمدي، علي انصاريان و كريم باقري گفته شده بود كه براي حضور در تيم ملي انتخاب شده اند و خودشان را آماده كنند. براي همين هم كريم و علي انصاريان كلي خوش حال شدند و كار تا جايي پيش رفت كه حتي مدافع پرسپوليس سري هم به آرايشگاه زد و به آن موهاي بلند كه چند وقت پيش آن ها را دم اسبي بسته بود و جنجال شده بود حالي داد و آن ها را كوتاه كرد، اما وقتي فهرست اسامي اعلام شد، انگار آب يخ را ريخته بودند سر كريم و علي. فقط محمدي دعوت شده بود. البته كريم و علي جنجال نكردند. خود سلطان كمي داغ كرد و گفت دست هاي پشت پرده نمي گذارند انصاريان به تيم ملي دعوت شود، ولي علي كه اين جور وقت ها عادت ندارد دندان سر جگر بگذارد، سكوت كرد تا شانسش را براي انتخاب هاي بعدي از دست ندهد. كريم هم كه پس از خداحافظي از تيم ملي و چند سال دوري دوباره هوس رفتن به جام جهاني به سرش زده، آن قدر هيجان زده نيست كه در چنين شرايطي شلوغ كند. خلاصه ماجرايي است. 
۲ حضور 9 لژيونر در فهرست تيم ملي را بايد يك ركورد به حساب آورد. در اين فهرست به  خصوص ديدن دوباره نام نويدكيا پس از چند ماه، بار ديگر ثابت مي كرد كه برانكو چقدر با محرم حال مي كند؛ و بالاخره اسم فريدون زندي هم در اين فهرست ديده شد تا همه چيز به باشكوهترين شكل ممكن گواهي بدهد كه نه انگار ما واقعا مي خواهيم به جام جهاني برويم. 
۳ حتي يك  مورد را هم در تايخ تيم ملي نمي توانيد نشان بدهيد كه سرمربي هر كه مي خواهد باشد اسامي بازيكنان را هركه مي خواهند باشند اعلام كرده باشد و با سيلي از انتقادات مواجه نشده باشد. اين جا هميشه بازيكناني هستند كه ما دوست داريم توي تركيب يا حداقل توي فهرست باشند و چون فهرست بالاخره جاي محدودي دارد و نمي شود سليقه 60 ميليون آدم را در آن لحاظ كرد هميشه چند نفر بيرون مي مانند. هميشه هم چون سليقه من رعايت نشده، پس تيم ملي باند بازي است و خط و خط بازي است و سرمربي خودش انتخاب نكرده و هزار انگ و اتهام ديگري موضوع رجب  زاده و علي رضا منصوريان و بقيه نيست، ديگر عادت كرده ايم. 

خداحافظي طولاني
بالاخره علي سامره كند و رفت. چند هفته بود كه بال بال مي زد و مي خواست از استقلال برود. چند ماه بود. داستان درگيري اش با استقلال و امير قلعه نويي ديگر كهنه شده بود. از همان اول فصل سر ناسازگاري گذاشته بود و مي خواست برود و خيلي ها هم مي گفتند حق دارد. امير او را مي نشاند روي نيمكت و علي داشت دق مي كرد. تازه او از آن بچه هاي خوب است كه هيچ وقت دلش نمي خواهد شر درست كند و براي همين هم اين چند وقت خيلي دندان روي جگر گذاشت، چيزي نگويد. حتي وقتي كه امير قلعه نويي مصاحبه كرد و گفت او را نمي  خواهيم، هرجا مي خواهد برود، اما پسر رفسنجاني فوتبال كه سابقه حضور در پروجاي ايتاليا را هم در كارنامه اش دارد، آن قدر محبوبيت داشت كه به اين راحتي ها نگذارند از استقلال جدا شود. چه نزد مديران باشگاه و چه در قلب هواداران. او با گل هايي كه به پرسپوليس زده، براي هميشه خودش را به تاريخ باشگاه سنجاق كرده و دو آتشه ها هيچ دوست نداشتند فورواردي كه اين طور توانسته رقيب را نقره داغ كند از تيم برود. آن ها حتي در روزهاي نيمكت نشيني او هم اغلب طاقت از كف مي دادند و آن قدر او را تشويق مي كردند تا معمولا در نيمه دوم هم كه شده چند دقيقه اي به زمين مي آمد، اما علي اين فصل سر دماغ نبود و برخلاف بازي هايي كه براي تيم پورحيدري مي كرد، نمي توانست راه به راه تورها را پاره كند و آتش به جان هواداران بيندازد. از آن طرف رضا عنايتي رقيب او كه حالا ديگر تا آخر فصل مي تواند يك جاي ثابت در نوك حمله داشته باشد و تعداد گل هايش را بيشتر و بيشتر كند كاملا روپا و روي فرم نشان مي داد و به تيم ملي دعوت مي شد و جاي چون و چرا براي بازي ثابت باقي نمي گذاشت. 
همه اين ها زمينه ساز اين شد كه بالاخره علي از استقلال برود. اگر چه شايد خودش ترجيح مي داد همان يكي دو ماه پيش كه از آدميرا واكر اتريش با او تماس گرفته بودند   OK بدهد و برود پيش مهدي پاشا، ولي خوب پيشنهاد اتريشي ها خيلي پايين بود، اما واسطه اي كه دست روي او گذاشته بود بالاخره كار علي را درست كرد و او سرانجام به الشعب امارات رفت تا تعداد استقلالي هاي آن طرف آب به عدد 3 برسد.
علي سامره حالا مي گويد با خيال راحت تر بازي مي كنم و بدون فشار رواني مي توانم خودم را نشان بدهم. 60000 دلار براي 4 ماه هم اگر چه در اشل ارقام بين المللي خنده دار به نظر مي رسد، اما براي يك بازيكن عاصي مثل علي راضي كننده است.
او فقط تا مرداد با استقلال قرارداد دارد و تابستان سال 84 مي توان منتظر اخبار داغي بود كه از نزديك شدن او به پرسپوليس حكايت مي كند. 

از نيمكت تا سكو شايد هم دورتر
بعضي ها اظهار خوش حالي مي كنند، ولي چه جاي خوش حالي دارد؟ مهدي مهدوي كيا و وحيد هاشميان دو ستاره تيم ملي ايران در بوندسليگا تبديل به دو نيمكت نشين شده اند. كاش روي نيمكت مي نشستند، وحيد را كه اصلا در بازي بايرن با هامبورگ در جمع ذخيره ها هم نديديم و او را فرستاده بودند روي سكوها. اين درحالي است كه بايرن از نظر مهاجم دستش كاملا بسته بود و با وجود غيبت گوئررو و مصدوميت پيزارو ميدان ندادن به وحيد هاشميان و ترجيح دادن زيكلر به او يك دهن كجي آشكار بود. اين كارها احتمالا همه اش براي اين است كه او را از خر شيطان پياده كنند و رضايت بدهد تا به يك باشگاه ديگر برود. چند تا باشگاه هم پايش ايستاده اند و حاضرند همه جوره نازش را بخرند. معلوم نيست چرا وحيد كليد كرده كه جز بايرن حاضر نيست هيچ كجا بازي كند  در بايرن كه باز نمي كني خب! اقلا مهدوي كيا اين اميد را داشت كه با پنج اخطاره شدن ياروليم مي تواند توماس دال را مجبور كند كه به او جايي در تركيب بدهد. بعدش هم محبوبيت كيا در هامبورگ را همه مي دانند. ظاهرا غير از دال در اين شهر بندري همه دوستش دارند.
حالا  آن هايي كه خوش حالي مي كنند، حرف شان اين است كه چون هامبورگ و بايرن مونيخ روي وحيد و كيا حساب نمي كنند، آن ها راحت مي توانند بيايند و در اردوها و بازي هاي تيم ملي شركت كنند اما فكر مي كنيم اگر در باشگاه  شان آن ها را بايكوت كنند، ممكن است در تيم ملي هم نتوانند ستاره باشند. خدا نكند!

امسال نوبت ساعي است
اسمش را گذاشته اند قهرمان قهرمانان يا ورزشكار سال. شما هر اسمي مي خواهيد روي آن بگذاريد. موضوع اين است كه هر سال از دو سه ماه مانده به نوروز، سازمان صداوسيما شروع مي كند به نظرخواهي براي انتخاب بهترين ورزشكار سال. طي اين نظرخواهي كه در آن عده زيادي از ورزشكاران، مسوولان و خبرنگاران شركت مي كنند، 10 نفر از بهترين ها انتخاب مي شوند و طي مراسم خيلي پرسروصدايي از آن ها تقدير مي شود.
اما داستان اين است كه شما هيچ وقت نمي فهميد چند نفر راي داده اند، به كي راي داده اند، كي چند تا راي آورده و هيات انتخاب كننده چه كساني هستند و چه قيافه هايي دارند. به همين خاطر هم هست كه خيلي ها اصولا تمايلي ندارند در اين نظرخواهي ها شركت كنند و مي گويند سركاري است. هر سال هم از چند هفته قبل از اعلام برگزيده ها، ملت شروع مي كنند به پيش گويي كردن و حدس زدن اين كه امسال قرار است كي اول شود و چرا اين چرايش خيلي مهم است و حتي به نظر مي رسد از تعداد آرا هم مهم تر باشد. روي همين حساب امسال هم از حالا پيش بيني ها شروع شده و چند تا اسم توي هوا چرخ مي خورند. روايت اين است كه امسال ديگر رضازاده اول نمي شود، چون قبلا شده    عين اسكار است كه نگاه مي كنند ببيند كي شده و چند بار شده و از اين حرف ها، جشنواره فيلم فجر هم همين است ديگر بعد هم بيشترين حرف از هادي ساعي است كه مي گويند چون اولين طلاي المپيك را در رشته اي غير از كشتي و وزنه برداري دشت كرده، شانسش از همه بيشتر است. جريان كمك به زلزله زدگان بم و اين چيزها هم هست. خلاصه جريان اين است كه استادان چه كسي را شايسته تر بدانند، اگر نه مي شود حدس زد بقيه اش كه آن نظرخواهي و آرا و اين حرف هاست، بيشتر براي سرگرمي است.

مردي كه به زانو درآمد!
002196.jpg
دو ماه پيش وقتي در دانشگاه شريف و در مراسم تقدير از علي دايي جلسه پرسش و پاسخ برگزار شد و وسط هزار سوال با ربط و بي ربط يكي از او پرسيد آقاي دايي كي ازدواج مي كنيد؟ دايي پاسخي داد كه تا آن روز به زبان نياورده بود: ان شاا. در چند ماه آينده يك خبرهايي مي شنويد! 
باز هم كسي حرفش را باور نكرد. كاپيتان تيم ملي 35 ساله است و در تمام اين سال ها هر وقت از او سوال مي شد كه چرا ازدواج نمي كني، مي گفت: شرايط زندگي كردن با من سخت است، كسي را پيدا نمي كنم كه طاقتش را داشته باشد. براي همين هم وقتي دايي در شريف گفت: ان شاءا همه فكر كردند كه باز هم حرفي پرانده و همه را پيچونده، اما روز پنج شنبه اول بهمن ماه در شب عيد قربان خبر رسيد كه شهريار بالاخره زانو زده و پاي سفره اي نشسته كه مي گويند شتر هر كسي بالاخره يك روز هم در اين اتاق مي نشيند، اما فرقش اين بود كه علي دايي طبق معمول توانست همه را سركار بگذارد و تا آخرين روزها هيچ كس نفهميد كه او چطوري دارد زيرآبي مي رود. دايي كه در اين كارها براي خودش استادي محسوب مي شود، اين دفعه هم كاري كرد كه هيچ خبري از ازدواجش به بيرون درز نكند. هيچ  كس نفهميد ميهمانانش كي ها بودند البته غير از محمد دادكان رييس فدراسيون فوتبال و همين طور حميدرضا آصفي سخن گوي وزارت امور خارجه كه ارادت خاصي به باشگاه استقلال دارد و معلوم نيست در مراسم عقد كاپيتان فصل پيش پرسپوليس چه مي كرد. آقا اين موضوع را دست كم نگيريد! هيچ عكاسي نتوانست از شاه داماد در لباس دامادي عكس بگيرد و هيچ اطلاعاتي منتشر نشد. به قول بچه ها بايد اسمش را بگذاريم علي دولايه! علي ايزوله! تنها چيزي كه از اين ازدواج درآمد اين بود كه همسر كاپيتان تيم ملي، دانشجوي سال آخر راه و ساختمان است كه به خاطر اين موضوع دوستاني كه مهندسي   GVI مي خوانند مي توانند جشن بگيرند البته بلافاصله بعداز مراسم ازدواج، يعني دقيقا يك روز بعد، علي دايي با صبا باتري در ورزشگاه صبا شهر مقابل سپاهان به ميدان رفت و از 35 متري گلي زد كه سپاهاني ها دود از سرشان بلند شد. 
دايي شانس آورد كه اين جا ايران بود و مثلا تركيه يا ايتاليا نبود آن هايي كه رفته اند و بوده اند مي دانند كه اگر در يك جايي مثل اين جا ها بود از يك ماه قبل از ازدواج تا يك ماه بعد تمام روزنامه ها و شبكه هاي تلويزيوني كار و زندگي شان را ول مي كردند و از اتفاقاتي خبر مي دادند كه در حول و حوش ازدواج مي افتد. فكرش را بكنيد كه اخبار ساعت 30/8 شبكه دوم شروع شود و آن آقاي اخبارگو با آن طرز خاص اخبار گفتنش بگويد: امروز خاله عروس، كاپيتان تيم ملي و همسرش را پا گشا كرد! واقعا خوب بود نه؟ خدا را شكر كه اين جا ايران است و اين مسايل پيش نمي آيد و علي دايي هم توانست با خيال راحت و در سكوت سر خانه و زندگي اش برود.
توضيح اضافي: قابل ذكر اين كه دايي قرار است مراسم عروسي را چند ماه بعد برگزار كند. احتمالا گذاشته براي بعد از صعود تيم ملي به جام جهاني!

آرامش به احترام ديگران
002199.jpg
هفته گذشته درباره طغيان ملي پوش هاي وزنه برداري نوشتيم. همان طور كه انتظار مي رفت، غايله خوابيد و بالاخره غول ها رضايت دادند كه به تيم ملي برگردند و در اردوي بلغارستان شركت كنند. آخرين نفرشان هم حسين رضازاده بود كه اولش مقاومت مي كرد، بعد گفت بقيه بروند تا بي انظباطي نشود، اما من خودم نمي آيم و سرانجام كوتاه آمد و رضايت داد كه خودش هم به تيم ملي برگردد. 
خدا را شكر كه موضوع حداقل تا مدتي فيصله پيدا كرد، اگرچه رضازاده مي گويد به او قول داده اند كه مشكلات را حل كنند و بهمن زارع مربي تيم ملي را برگردانند مي دانيد كه اصلا بهانه آقايان وزنه برداران براي در افتادن با فدراسيون همين كنار گذاشتن زارع از جمع مربيان تيم ملي بود بالاخره خوب نبود كه اين جوري گرد و خاك شود. تيم وزنه برداري خوش بختانه يا بدبختانه از آن تيم هايي است كه قهرمانانش معروف و اسمي هستند و مثل تيم سپك تاكرا نيست كه ملي پوشانش را كسي نشناسد. بزرگترين شان هم حسين رضازاده است كه درمملكت از هر مادر بزرگ 120 ساله اي كه بپرسيد او را مي شناسد و ركوردش را مي داند و تا قيافه اش را ببيند مي گويد اي قربون قدت برم، تپل مپل من!
به خاطر همين چيزها و به خاطر چيزهاي ديگر، هيچ آبرومندانه نبود كه وزنه بردارها بخواهند با رييس فدراسيون كل كل كنند و با تيم ملي سر لج بيفتند. بعدش هم وقتي اين موضوع اعتصاب و اين ها راه افتاد، بعضي ها شروع كردند به كري خواندن براي سازمان و فدراسيون كه چي؟ بعله رضا زاده از فدراسيون گنده تر است و نمي شود جمعش كرد و قدرت ندارند او را اداره كنند و اين حرف ها. همين هم شد كه علي كفاشيان كه قبل از المپيك خصوصي به رضازاده وعده داده بود كه اگر طلا بگيرد او را رييس فدراسيون خواهد كرد، خودش حسين و يكي دو تا از بچه ها را صدا زد و با من بميرم و تو بميري و وعده برگرداندن زارع دل آن ها را به دست آورد تا اعتصاب معتصاب را بي خيال شوند و برگردند. وزنه بردارها هم گفتند براي اين كه نمي خواهند آرامش به هم بخورد بر مي گردند. البته فعلا.
خبر حاشيه اي: حالا توي اين هير و وير كه تيم ملي و فدراسيون با هم دست به يقه بودند، خبر رسيد كه يك شير پاك خورده اي در شهر راه افتاده و با جعل عنوان رضازاده كلاه مردم را بر مي دارد. البته خبر زياد كش پيدا نكرد و آخر سر نفهميديم كه اين رند خدا خودش را حسين رضازاده معرفي مي كرده يا برادر حسين رضازاده، ولي گويا يك نمه شباهتي به او داشته و خلاصه مي خواسته ماهي اي بگيرد كه  مردم ما هم ساده دل هستندها!

رويداد هفته
002232.jpg
آخرين تلاش ها در آخرين روزها
بوي جام جهاني مي آيد و همه مي خواهند برسند. اگر مي بينيد حامد كاويانپور با شدت تمام تمرين مي كند تا بتواند بازي كردن را شروع كند، بي دليل نيست 
002223.jpg
ناصرخان يك دور كامل 
حجازي در عرض يك هفته دو تغيير موضع 180 درجه اي داشت كه مجموعش مي شود 360 درجه! يك بار حمايت تند از زندي و برانكو و دوباره حمله 
002205.jpg
جاي خالي شماره 8
جادوگر اعلام كرد كه براي بازي بوسني به تهران نمي آيد. كريمي خيالش راحت است كه پيراهن شماره 8 و يك جاي ثابت هميشه براي او رزرو شده است 
002229.jpg
نابخشوده 
افشين در آخرين بازي ليگ هم براي پروين دسته گل نبرد. بعدش هم مصاحبه كرد، گفت هيچ وقت سرمربي سابقش را نمي بخشد. او اولين پرسپوليسي نيست كه فكر مي كند از تيم بيرون افتاده. خدا كند آخري باشد

به استقبال آغاز هجوم ايران براي نفوذ به آلمان 2006
فرار به سوي  پيروزي 
عادل فردوسي پور برخلاف مسابقات باشگاهي، در بازي هاي ملي طرف داران زيادي ندارد. در يك بازه زماني، هر مسابقه اي كه او گزارش مي كرد، به پيروز نشدن ايران منجر مي شد. البته طلسم او در بازي جام  بين قاره اي با پيروزي مقابل نيوزيلند شكسته شد
002418.jpg
اردوي تيم ملي در هفته اول بهمن ماه، عكس ها: جواد منتظري 
جام جهاني يك پديده جهاني است. فقط به اندازه مردم 32 كشور ظرفيت دارد، اما تمام دنيا را تسخير مي كند. جام جهاني فرصتي را به وجود مي آورد تا كشورهاي جهان سوم براي يك بار هم كه شده جلو قدرت هاي دنيا جشن بگيرند. انتقام بگيرند و البته در بعضي اوقات هم صلح كنند.
پيروزي پاپتي هاي سنگال در افتتاحيه جام 2002 نماد مسابقات جام جهاني بود. كامرون 90 و نيجريه 94 هم از اين دست ملت ها بودند.
با اين وجود تنها 32 كشور حاضر در جام درگير مسابقات نيستند. تماشاگران فوتبال در كشورهاي ديگر با وسواس تمام يك تيم از 32 نماينده جهان را انتخاب مي كنند تا در مسابقات جام جهاني بي نصيب نباشند. همذات پنداري ديوانه كننده آن ها با تيم محبوب شان در دنياي فوتبال اصلا عجيب نيست. در سال 1994 هم ايراني ها با صعود عربستان به جمع 16 تيم برتر جهان مغرور شدند و در جام 2002 وقتي كره و ژاپن، سفيران اروپا را قلع و قمع  كردند، مردم ايران در جشن چشم بادامي ها شريك بودند.
در فينال آن جام هم پس از قهرماني برزيل مردم آبادان به خيابان ريختند، اما اين بار هيچ احتياجي به درخشش تيم هاي ديگر نداريم. تيم برانكو به اندازه كافي غرور برانگيز هست، به قدري كه پس از صعود به جام جهاني حتي مردم چند كشور ديگر براي همذات پنداري با ما پا پيش بگذارند.
مسابقات مقدماتي جام تنها پل بين ما و اين اتفاق جهاني است. پس از حضور كم رنگ در المپيك آتن، جام 2006 آلمان مي تواند غرور را به مردم ايران برگرداند. البته ماجراي پل نبايد فراموش شود. ژاپن، بحرين و كره شمالي. حتي يك لغزش كوچك هم مي تواند ما را محروم كند. محروم از جشني كه حالا تمام مردم دنيا در آن حضور دارند. غيبت در سال 2006 براي ما يك فاجعه ملي تلقي مي شود. وقتي يك كودك 5 ساله با شكست تيم ملي گريه مي كند مي فهميم كه صعود از نان شب واجب تر است.
002415.jpg
مهدي اميرپور
تاناس و دوستان 
برانكو ايوانكوويچ: تاناس همراه چيرو به ايران آمد، اما با او به كرواسي برنگشت. چهار سال پيش وقتي ميروسلاو بلاژويچ با منتقدانش مي جنگيد، برانكو در هتل محل اقامت خودش پشت مانيتور LCD حريفان ايران را آناليز مي كرد.
در روزهاي اول همه چيز به پاي چيرو نوشته مي شد، اما مدتي كه گذشت نقش ايوانكوويچ كم كم پررنگ تر شد. بازيكنان تيم 2002 از رفتار سرد او جان به لب بودند و لقب پروفسور احتمالا از همان احساس نشات مي گرفت.
مرد دوست داشتني شكست خورد اما دستيار سردش در ايران باقي ماند. او تيم اميد ايران را قهرمان بازي هاي آسيايي بوسان كرد و پس از اتمام قراردادش به كرواسي بازگشت، اما فدراسيون مربي بهتري نسبت به او پيدا نكرد تا برانكو باز به ايران بيايد، و اين بار در كسوت يك سرمربي. در روزهاي ابتدايي سرمربيگري اش، او جام بين قاره اي را براي ايران به ارمغان آورد و پس از آن هم مقام سوم در جام ملت هاي آسيا را كسب كرد.
حالا قله جام جهاني مانده كه بايد با برانكو فتح شود. ما براي صعود به او احتياج داريم و او براي مربيگري در آلمان به ما. اين همزيستي او را به يك شهروند ايراني بدل كرده است؛ برانكو به تيم ملي ايران مي گويد:Our National Team
فخرالدين داوود بگوويچ: او مربي دروازه بان هاي تيم ملي در زمان بلاژويچ بود اما پيشرفت كرد و حالا دستيار برانكوست. شخصيت منزوي او حتي در بين ملي پوشان هم ناشناخته است. شايد ميرزاپور او را بهتر بشناسد.
حسين فركي: او يك تمرين دهنده صرف است؛ بدون ادعاي تملك برروي تيم و به دور از جاه طلبي؛ فركي بهترين گزينه براي همكاري با برانكو ايوانكوويچ است.
خرافات تيم ملي 
در كشوري كه هنوز هم عده اي اعتقاد دارند سمنو هم زدن آرزوها را برآورده مي كند و بعضي ها ادعا مي كنند كه يك تيم با استفاده از جادوگر توانسته است چند هفته در صدر جدول مسابقات ليگ جا بگيرد، ما هم مجبوريم به خرافات اعتقاد داشته باشيم.
دايره اين خرافات حتي به مسابقات بين المللي هم كشيده مي شود. جايي كه تيم ملي ايران بايد به جنگ حريفان برود. ناديده گرفتن اين خرافات اعتماد به نفس را در بين معتقدان پايين مي آورد و اين اتفاق چندان جالبي نيست. پس به فهرست خرافات تيم ملي احترام مي گذاريم.

رنگ پيراهن: سفيد بي خطرترين رنگ براي پيراهن تيم ملي است. در بازي هاي خانگي از اين رنگ استفاده مي شود، اما در بازي هاي خارج از خانه، وقتي كه حريف سفيد را انتخاب مي كند، جز پوشيدن پيراهن رنگي چاره اي باقي نمي ماند. پيراهن سبز، شورت سفيد و جوراب قرمز تركيبي است كه بيننده را به ياد پرچم ايران مي اندازد؛ احساس غرور ملي را كنار بگذاريد.
متاسفانه اين تركيب چندان براي تيم ملي خوش يمن نبوده است؛ حذف در نيمه نهايي جام ملت هاي 1996 در عربستان، شكست در مقابل عربستان در مقدماتي جام جهاني 98 و حذف در نيمه نهايي جام ملت هاي 2004 در مقابل چين در روزهايي اتفاق افتاده كه بازيكنان ايران لباس سبز پوشيده بوده اند.
البته رنگ قرمز هم مخالفان زيادي دارد؛ اولين دسته مخالفان، هواداران استقلال هستند كه با اين كار فدراسيون را به حمايت از پرسپوليس متهم مي كنند. البته شكست از قطر در مسابقات مقدماتي 98 و باخت جلو بحرين در مسابقات مقدماتي 2002 با اين پيراهن رقم خورد.

گزارشگر: جواد خياباني هميشه بوي تند حماسه را از صحنه تلويزيون به بينندگان منتقل مي كند. گزارش بازي برگشت ايران استراليا و بازي رفت ايران عربستان در مسابقات مقدماتي 2002 برعهده جواد بود كه با پا قدم خود موفقيت را براي تيم ملي به ارمغان آورد.
عادل فردوسي پور برخلاف مسابقات باشگاهي، در بازي هاي ملي طرف داران زيادي ندارد. در يك بازه زماني، هر مسابقه اي كه او گزارش مي كرد، به پيروز نشدن ايران منجر مي شد. البته طلسم او در بازي جام  بين قاره اي با پيروزي مقابل نيوزيلند شكسته شد.
داور: قاضيان عرب هميشه شايبه تباني را با خود به همراه دارند. پس منطقي است كه از انتخاب داوران عرب براي قضاوت مسابقات تيم ملي احساس خوبي به تماشاگران دست ندهد.

اعراب: يك قانون نانوشته در فوتبال ايران مي گويد جلو تيم هاي عربي كار گره مي خورد. البته امسال فقط يك عرب در گروه ايران افتاده و بازي در زمين آن ها اولين مسابقه تيم ملي است. اگر ببريم قال قضيه كنده مي شود.

تيپولوژي تيم ملي 
مد روز فقط 24 ساعت تاريخ مصرف دارد. براي روز آينده بايد از مد جديدتري استفاده كني.
در روان شناسي ظاهر آراسته را يكي از مهمترين عوامل موفقيت به حساب مي آورند و متاسفانه اغلب فوتباليست ها هم براي فتح قله موفقيت اين جمله را آويزه گوش شان كرده اند. كافي است عكس ستاره هاي فعلي فوتبال اروپا را نگاه كنيد تا ببينيد آن ها چقدر به مد روز اهميت مي دهند. پس با اين حساب نبايد چندان به تيپ بازيكنان تيم ملي خرده گرفت.
سيبيل: در جام جهاني 1998 سيبيلوهاي ايران تك بودند. در راس آن ها علي دايي بود. ابراهيم تهامي و سيروس دين محمدي جزو مردان غيرتي به حساب مي آمدند. البته كريم باقري هم در مسابقات مقدماتي 98 سيبيل داشت، اما پيش از بازي با قطر آن را زد و بعد هم كه ماجراي خاص او در آن مسابقه روايت شد!
مو: اين بخش بدن پيوندي نامريي با يك ساخته دست بشر دارد؛ ژل. تركيب اين دو عضو به زيبايي شما كمك مي كند و البته هنگام شكست دست منتقدان را بابت كوبيدن شما مي گيرد. با اين وجود كساني كه موي بلند دارند مجبورند از ژل استفاده كنند. روزي را تصور كنيد كه علي كريمي به موهايش ژل نزده باشد. خدا آن روز را نياورد. به هر حال مد روز فوتبال دنيا موهاي كوتاه است. هر چند كه در ايران برخلاف آن عمل مي كنند.
ابرو: پس از جام ملت هاي 96 يكي از بازيكنان تيم ملي تغيير محسوسي در قطر ابروهايش به وجود آورد. او سدشكن اين بخش بود. گرايش بي امان بازيكنان به اين اقدام انتحاري خيلي زود به يك عادت تبديل شد.
زيورآلات: خوش بختانه در فوتبال استفاده از اين اجناس به علت احتمال آسيب رساني به خود و ديگر بازيكنان ممنوع است.
بيني: پيش از جام ملت هاي 2004 مهرزاد معدنچي به آخرين فهرست تيم ملي اضافه شد تا در چين همراه تيم باشد. او در اردوي آلمان يك روز مرخصي گرفت و هنگامي كه به كمپ تمريني برگشت بيني اش را پانسمان كرده بود. پس از جراحي پلاستيك بيني، او حتي نمي توانست بدود. برانكو چاره اي نداشت جز اين كه او را خط بزند. البته دماغ نيكبخت هم وقتي در يك مسابقه باشگاهي شكست، تحت جراحي پلاستيك قرار گرفت.

مليت هاي تيم ملي 
لژيونرها حتي پيش از اختراع بازي فوتبال هم وجود خارجي داشتند. در ارتش روم باستان لژيونر به معناي سربازي بود كه براي جنگ به خاك حكومت همسايه مي رفت. البته مسووليت لژيونرها با پايان جنگ به اتمام نمي رسيد؛ آن ها در همان منطقه باقي مي ماندند تا قلمرو جديد حكومت را از نظر فرهنگي با ديگر نقاط سرزمين همسو كنند.
امروز لژيونرهاي فوتبال هم، چنين مسووليتي دارند؛ آن ها براي شناساندن فوتبال ايران به مردم كشورهاي ديگر در زمين چمن مي جنگند و البته در خارج از زمين هم. اقامت نسبتا طولاني لژيونرها در كشورهاي ديگر باعث مي شود آن ها يك بازيكن دومليتي البته نه صددرصد به حساب بيايند و در تيم ملي ايران اين بازيكنان دو مليتي كم نيستند.

آلمان: دايي، خداداد و كريم باقري جاده صاف كن بودند. البته عزيزي و باقري خيلي زود برگشت خوردند، ولي دايي ماند و موفق شد تا ديگر بازيكنان ايراني نسبت به مسافرت به آلمان ذهنيت مثبت داشته باشند. مهدي مهدوي كيا، وحيد هاشميان، رسول خطيبي، محرم نويدكيا و البته فريدون زندي كه آلماني تر از بقيه است هم به جمع لژيونرهاي ايران در آلمان اضافه شدند. حالا تماشاگران آرمينيا بيله فلد، كلن، بايرن مونيخ، هامبورگ، بوخوم، كايزرسلاترن، بايرلوركوزن و ماينس شناخت زيادي نسبت به فوتبال ايران دارند و حتي امكان دارد در صورت صعود ايران به جام جهاني 2004 با پرچم ايران براي تشويق تيم ملي به ورزشگاه بيايند.

ايتاليا: البته در ايتاليا ارتش لژيونرهاي ما از يك نفر تشكيل شده: رحمان رضايي. دو فصل در پروجا و دو فصل در مسينا. حالا تماشاگران اين دو تيم هم بايد به جمع طرف داران تيم ملي ايران اضافه شوند.

امارات: جدا از حضور تاجران بزرگ ايراني در امارات، فوتباليست هاي بزرگي هم از ايران به امارات صادر شده  اند. نيكبخت، مجيدي و علي كريمي  آن قدر طرف دار دارند كه مي توان به جرات آن ها را محبوب تر از ستاره هاي فوتبال امارات به حساب آورد. پس بازي هاي تيم ملي يك قشر تماشاگر ديگر هم دارد: مردم امارات.

كرواسي: اقامت بلندمدت برانكو در ايران، مسلما بازتاب زيادي در كرواسي خواهد داشت. البته حضور يك ساله ميروسلاوبلاژويچ هم كم  تاثيرگذار نبود. الان مردم كرواسي دورا دور با تيم ملي ايران آشنا هستند. احتمال برگزاري يك بازي دوستانه اين آشنايي را بيشتر هم مي كند.

قطر: حسين كعبي يك تنه فوتبال ايران را در قطر زنده نگه داشته است. درست مثل چند سال پيش كه علي دايي در السد چنين وظيفه اي داشت.

ازتمام ايران انرژي مثبت مي گيرم
اين آخرين گفت و گو با برانكو ايوانكوويچ نيست. حتي آخرين حرف هاي سرمربي تيم ملي پيش از آغاز بازي ها هم نيست،
اما شايد شنيدن آخرين دعا هاست پيش از رفتن به نبرد، اعتراف به حقيقت در چند جمله 
002421.jpg
سيامك رحماني مهدي كشوري 
اگر عكسي از برانكو ديديد كه در آن خنده بر لب داشت، حتما آن را به خاطر بسپاريد. اين صحنه اي نيست كه مدام تكرار شود. او كمتر لبخند مي زند، كمتر به خشم مي آيد و كمتر از خود هيجان نشان مي دهد . همه اين ها عناصري است كه مي تواند يك مربي را تبديل به موجودي دوست داشتني كند. تركيبي كه چيرو بلاژويچ در نهايت زيركي آن را داشت و براي همين هم بود كه اين قدر براي مردم و براي خبرنگارها جذاب بود. پر از حرف هاي بكر و تازه و با كاركتري كه او را در ايران و كرواسي و هر جاي دنيا كه باشد تبديل به سوژه اي هميشه مطرح مي كند. خوراكي عالي براي رسانه ها. روي جلد روزنامه ها و برنامه هاي تلويزيوني.
اما برانكو برخلاف استادش چهر ه اي يخ زده دارد. او از خود بي خود نمي  شود و هميشه يك جنتلمن به نظر مي رسد. خصوصيتي كه براي نشستن روي نيمكت سرمربيگري تيم ملي ايران، با بازيكنان هيجان زده، ملت هيجان زده و منتقدان هيجان زده اش مي توان يك خودكشي تمام و كمال باشد، اما همه اين ويژگي هاي منفي او را براي تيم ملي ايران تبديل به يك مربي استثنايي كرده است. يك منجي؛ كسي كه برخلاف تمام تصورات و پيش بيني ها توانسته نزديك به 2 سال تيم المپيك ايران و پس از آن تيم ملي ما را تو مشتش بگيرد و از جايش بلند نشود. او مي رود كه به بهترين سرمربي تاريخ ايران بدل شود. با يك كارنامه قابل قبول كه در آن طلاي بوسان مي درخشند و پس از يك سال كه نگاهش مي كني، آن قدر كم فراز و نشيب و روبه  بالاست كه تكرارش غيرممكن به نظر برسد.
اگر در تاريخ فوتبال ايران حشمت مهاجراني مي تواند با سابقه رساندن ايران به جام جهاني همچنان خود را شماره يك بداند، حالا فقط يك نفر ديگر هست كه در نزديك هاي او به سر مي برد. برانكو ايوانكوويچ، كه در آستانه كسب بزرگ ترين افتخار زندگي اش ايستاده است. بردن ايران به جام جهاني براي او، آن هم در جايي كه ما ايستاده ايم، ممكن است آسان ترين كار باشد، اما اگر به خاطر بياوريم كه چه كساني پيش از او در اين راه شكست خورده اند، اگر چيرو را ببينيم كه با همه عظمت و تلالو اش نتوانست ما را به كره و ژاپن برساند   و حالا حتي در انتخابات رياست جمهوري كرواسي هم يك شكست خورده محسوب مي  شود مي توانيم بفهميم كاري كه برانكو مي كند، كاري كه خواهد كرد و ما از او انتظارش را داريم، تا چه اندازه بزرگ است.
اگر ما در جام جهاني 1998 فرانسه كسي را نداشتيم تا به او عشق بورزيم، و ويراي برزيلي تنها با دو بازي در مقابل استراليا و كسب دو تساوي توانست خود را به يك چهره محبوب تبديل كند، حالا برانكو را داريم. سناريوي او تا اين جا خوب پيش آمده؛ با چند نقطه طلايي و با آن گل هاي لحظه آخر و هپي اندهايي كه هميشه به ماجرا جذابيت مي بخشد.
امروز او 6 مسابقه پيش رو دارد و قرار گرفتن بين دو تيم اول گروه چهار تيمي نيازي به معجزه ندارد. بسياري معتقدند كه اين بهترين تيم تاريخ فوتبال ايران است. با دروازه باني مطمئن و يك خط دفاعي جوان و باتجربه. خط مياني تيم ايران اعجاب برانگيز است. بهترين سرگرمي برانكو مي تواند انتخاب نفرات موردنظرش از ميان نكونام، مبعلي، زندي، نويدكيا، نيكبخت، مهدوي كيا، كاظميان و جادوگري چون علي كريمي باشد و در   خط حمله دايي، هاشميان، عنايتي، خداداد و برهاني به اضافه بقيه نفراتي كه ممكن است در لحظات كشنده به داد تيم ملي برسند، همه چيز را آرماني نشان مي دهد، اما اما و اين اما مهم است تمام اين تيم فقط با يك نام است كه مي تواند تبديل به تيمي مطمئن و مهلك شود، و اين نام كسي نيست جز برانكو ايوانكوويچ كه نشان داده توانايي اش را دارد و حالا با كم ترين انتقاد و حمله اي كه سابقه داشته مي خواهد جام جهاني را نشانه برود.
دوست ندارم فقط جزو تيم هاي شركت كننده باشيم. در سال 2006 بايد اثري از خود به جا بگذاريم كه در تاريخ فوتبال دنيا باقي بماند. مي خواهم تمدن ايران را به رخ بقيه مردم بكشانم. احساس من را فقط خدا مي داند
اگر ايران به جام جهاني برسد، بدون شك او يكي از قهرمانان ما خواهد بود.
شب ها چند ساعت مي خوابيد؟
بايد هشت ساعت بخوابم، ولي هميشه كمتر مي خوابم.
دليلش؟
نمي دانم.
شايد بابت مسابقات آينده اضطراب داريد؟
اضطراب كه نه. فقط يك هيجان مثبت در خودم احساس مي كنم. اين احساس هميشه پيش از انجام مسابقات فوتبال وجود دارد. البته اين بار لذت هم مي برم. اين مسابقات حكم تفريحي را دارد كه من به همراه شاگردانم آن را تجربه مي كنم.
و اگر تفريح شما خراب شود؟
كاري مي كنم كه اين اتفاق نيفتد.
ولي احتمالش هست.
كاري مي كنم كه احتمالش صفر شود. البته اگر از پس اين كار برنيايم، غمگين ترين شهروند ايران خواهم بود.
بلاژويچ چهار سال پيش گفت اگر صعود نكنيم خودكشي مي كنم. حالا اين بار در صورت شكست كار شما هم ممكن است، به خودكشي بكشد؟
چيرو بحث خودكشي را براي بالا بردن اعتماد به نفس بازيكنان مطرح كرد. آن ماجرا يك نمايش بود. اما حالا شاگردان من هيچ احتياجي به اين نمايش ندارند. يك خواهش هم دارم. از اين به بعد سوال هاي مثبت بپرس. فقط درباره صعود حرف مي زنم.
عاملي كه برانكو را به موفقيت در ايران اميدوار مي كند؟
جو فوق العاده اي در بين بچه ها وجود دارد. در بيرون از اردو هم وضعيت مشابهي داريم. تمام مردم انرژي مثبت به ما مي دهند.
برانكو و حشمت مهاجراني بهترين نتيجه را در بين مربيان تاريخ فوتبال ايران داشته اند. اگر به جام جهاني صعود كنيم برانكو به يك قهرمان ملي بدل مي شود. در چنين حالتي چه احساسي داريد؟
خوش حال ترين انسان روي زمين خواهم بود. البته اين شادي را با تمام مردم ايران قسمت مي كنم.
هدف فعلي برانكو؟
صعود به جام جهاني.
و در صورت صعود به جام؟
اصلا دوست ندارم فقط جزو تيم هاي شركت كننده باشيم. در سال 2006 بايد اثري از خود به جا بگذاريم كه در تاريخ فوتبال دنيا باقي بماند. مي خواهم تمدن ايران را به رخ بقيه مردم بكشانم. البته اين تنها بخشي از اهداف من است. احساس من را فقط خدا مي داند.
برانكو هيچ وقت تاكتيك تيمش را تشريح نمي كند. چرا؟
مي خواهم حريف را غافل گير كنم.
تيمي كه برانكو را غافل گير كرده؟
از غافل گير شدن لذت نمي برم. فقط غافل گير مي كنم.
نگراني فعلي شما؟
همه چيز خوب پيش مي رود. نگراني خاصي ندارم.
اگر يك بازيكن كليدي تيم در تمرينات آسيب ببيند چطور؟
بزرگ ترين قدرت ما نيمكت است. يازده نفر دوم به اندازه يازده نفر اول اهميت دارند. در مسابقات قبلي سرنوشت ما با درخشش بازيكنان ذخيره رقم خورده و اين قدرت آن ها را به اثبات مي رساند.
توقع مردم از شما نگران كننده نيست؟
به اين فشار عادت كرده ام. البته فعلا جو مثبتي داريم و اگر بازي اول جلو بحرين را ببريم كه ديگر حرف ندارد. مردم ايران ديوانه تيم ملي هستند و ما بايد اين حس را ارضا كنيم.
از يازده بازيكن ثابت تيم ملي، چند نفر قطعي انتخاب شده اند؟
روند انتخاب بازيكن در تيم من پايان ناپذير است. هميشه دنبال كسي هستم كه در پستش بهترين باشد. پس از اين كه او را پيدا كردم، دنبال كسي مي گردم كه از انتخاب اولم بهتر باشد؛ و اين روند هيچ وقت به پايان نمي رسد.
پستي كه در آن هنوز به جمع بندي نرسيده ايد؟
تمام پست ها. در آخرين انتخابم در تمام پست ها بازيكن جديد دعوت كردم. پس از تست آن ها به جمع بندي مي رسم.
احساس شما نسبت به بحرين؟
آن ها چهار سال پيش ما را حذف كردند. در آن مسابقه از كارهاي كثيفي براي موفقيت استفاده كردند. پس از پايان بازي فهميديم به خاطر پاداش فوق العاده فدراسيون فوتبال عربستان بوده كه جلو ما دست به چنين كارهايي زدند.
تفاوت بحرين 2005 با بحرين 2001؟
در سال 2001 بحرين براي تيم ملي عربستان بازي مي كرد، ولي حالا آن ها براي خودشان بازي مي كنند. قطعا الان فشار بيشتري روي آن هاست و مسووليت بيشتري دارند. بازي ما با بحرين يك مسابقه جديد است با شرايط جديد!
و تفاوت هاي ايران 2005 با ايران 2001؟
تقريبا يك نسل عوض شده. جوانان زيادي داريم و البته بازيكن باتجربه هم كم نداريم.
بزرگ ترين تجربه شما؟
من قبلا در جام جهاني، جام ملت هاي اروپا و جام ملت هاي آسيا حضور داشته ام.
البته در كرواسي دستيار بلاژويچ بوده ايد. پس تنها تجربه مستقل شما جام ملت هاي آسياست؟
من در جام  جهاني 98 كمك اول بلاژويچ بودم. هر دو با هم كار مي كرديم و افتخاراتي را كه به دست مي آورديم، به پاي هر دوي ما نوشته اند. باور كنيد مي دانم كه چگونه از اين تجارب استفاده كنم.
با حضور فريدون زندي احتمال دارد تاكتيك تيم تغيير كند؟
اگر فريدون هم نمي آمد احتمالش وجود داشت. تيم ملي دايما در حال تغيير است. به غير از زندي، نويدكيا هم به جمع ما اضافه شده و البته كاويانپور هم در راه است. با حضور اين نفرات لحظه به لحظه تغيير مي كنيم.
تا كي در ايران مي مانيد؟
قطعا تا پس از جام جهاني.
و پس از آن؟
نمي توانم براي هميشه در ايران زندگي كنم. خانواده من در كرواسي هستند.

چند جمله مذاب از سال هاي داغ
من همبرگر مي خوام!
من همبرگر مي خوام! علي كريمي در بحرين، سه شب قبل از بازي نهايي. اين غرغر در رستوران جو تيم ملي را به هم زد. بازيكنان تيم ملي همواره بلاژويچ را به علاقه بيش از حد به كريمي متهم مي كردند 
002391.jpg
پژمان راهبر
خدا را شكر، مايلي كهن رفت!
 تيتر دل خنك كن روزنامه خبر ورزشي، پس از اخراج سرمربي تيم ملي به دليل شكست مقابل قطر. خبر ورزشي سال ها بعد با تيتر خدا را شكر مايلي كهن آمد! به قصد دلجويي از او برآمد، اما ظاهرا مايلي همچنان از اين روزنامه شاكي است. 
يك تف هم كف دست ما نينداختند
  علي پروين، پس از ضيافت يك سازمان دولتي كه به افتخار حضور تيم ملي در مسابقات مقدماتي جام جهاني برگزار شد. 
گواهي نامه مربيگري؟ هاها به نظرم اين آقايان گواهينامه رانندگي و مربيگري را با هم اشتباه گرفته اند!
 ميروسلاو بلاژويچ، در جريان مجادله طولاني با حجازي، ابراهيمي و مايلي كهن سه مربي شديدا مخالف حضور او در راس تيم ملي ايران 
آقاي هاشمي طبا از ما خواستند از كاويانپور استفاده كنيم.
 محسن صفايي فراهاني در برنامه نود. يك هفته پس از حذف تيم ملي ايران از مسابقات مقدماتي جام جهاني. او مي خواست توضيح بدهد چرا كاويانپور به يك باره جانشين جواد نكونام شد. 
رفتم بالاي سر نكيسا و داد زدم. گفتم مگر ايويچ دو ماه تمام نگفته بود ميهايلوويچ ضربه كاشته را به كدام سمت مي زند؟
 محمد خاكپور در گفت وگو با ماهنامه تماشاگران 
تمرينات سالني ايويچ هيچ جايگاهي در جهان ندارد.
 تحليل روزنامه هاي ورزشي فني ايران درباره تمرينات فشرده توميسلاو ايويچ در سالن كه مي خواست دوماهه قدرت بدني بازيكنان تيم ملي را به سطح استاندارد برساند و رساند. 
او ما را قبول ندارد، ما هم قبولش نداريم.
 افشين پيرواني درباره جلال طالبي. پيرواني كه در تمام مسابقات مقدماتي بازيكن فيكس تيم ملي بود، در جريان 3 بازي دور نهايي جاي خود را به نادر محمدخاني داد. او و خداداد معترضين اصلي به جلال طالبي بودند، اما برخلاف تصور، در بازگشت به ايران هيچ كس از آن ها حمايت نكرد. 
ما ايستاده مي ميريم!
 جلال طالبي در مصاحبه مطبوعاتي بعد از بازي ايران امريكا در ليون. نفهميديم چه ربطي داشت! 
هادي طباطبايي پسر خوبي است.
 محمد مايلي كهن در توجيه انتخاب طباطبايي به عنوان ذخيره عابدزاده در مسابقات مقدماتي جام جهاني 
همه توپ ها را ما گرفتيم، پاشازاده رفت تو تيم منتخب جهان.
 احمدرضا عابدزاده در شوي تلويزيوني صعود به جام جهاني اظهارنظر مستقيمي درباره انتخاب پاشازاده در بازي سمبوليك ستارگان جهان كرد كه ماه ها شعار طرف داران استقلال بود. 
دعوت نشدن علي دايي مهم ترين مساله مملكت است!
 محمد مايلي كهن پيش از آغاز مسابقات مقدماتي جام جهاني علي دايي را به دليل دخالت در امور فني تيم به تيم ملي دعوت نكرد ولي فشارها آن قدر زياد بود كه بالاخره بر خلاف ميل قبل از بازي اول، دايي را به جمع اصلي برگرداند. 
من همبرگر مي خوام!
 علي كريمي در بحرين، سه شب قبل از بازي نهايي. اين غرغر در رستوران جو تيم ملي را به هم زد. بازيكنان تيم ملي همواره بلاژويچ را به علاقه بيش از حد به كريمي متهم مي كردند 
من محسن صفايي فراهاني هستم. مسافران عزيز ما توقف كوتاهي در باند كناري خواهيم داشت تا بازيكنان تيم ملي از هواپيما خارج شوند. عذرخواهي من را بابت معطلي بپذيريد.
 بعد از بازي بحرين در هواپيما بدون توضيح 
شيرو ماشاءالله، تيم ملي ايوالله!
 تيتر خبر ورزشي در دوران تصدي ناصر احمدپور. آن ها در تلفظ بلازويج و شيرو [بلاژويچ و چيرو] به هيچ صراطي مستقيم نبودند. 
CIRO GO HOME!
 عنوان پلاكارد يك طرف دار افراطي خداداد عزيزي در فرودگاه. توضيح اين كه CIRO درست است! 
چه بي موقع!
 واكنش مهدي فنوني زاده به دسته گل ارسالي ايرانيان مقيم امريكا براي بازيكنان تيم ملي. اين گل درست بعد از شكست ناباورانه 03 در بازي اول مقابل كره جنوبي به اردو رسيد 
حاجي خوبه ولي اين جهانپور مرتب حرف مي بره و تيم رو به هم مي ريزه.
 خداداد عزيزي پس از درگيري با كادر فني تيم ملي در مصاحبه با هفته نامه گزارش هفته. او 4 سال بعد نيز درگيري مشابهي با كادر بعدي داشت. 
يك گل زدي، يك عمر نانش را مي خوري!
 تكه تند مرحوم رنجبر سرپرست تيم ملي به خداداد عزيزي. همين جمله باعث شعله ور شدن آتش شد. 
خداداد را از پنجره بيرون مي اندازم 
 ميروسلاو بلاژويچ در يكي از مصاحبه هاي انقلابي بعد از اخراج عزيزي 
متبرك باد اين شكست!
 تيتر مقاله افشاگرانه و تند ابراهيم افشار در كيهان ورزشي پس از حذف تيم از مسابقات مقدماتي جام جهاني 1994. 
غفور جهاني، گل جهاني، جام جهاني 
 عطاء الله بهمنش گزارشگر تلويزيون بعد از گل پيروزي بخش غفور جهاني مقابل استراليا كه منجر به صعود ايران به جام جهاني 1978 آرژانتين شد. 
چرا اومدي اين جا؟ اين جا كه تيم تو نيست. برو از دايي جونت بنويس.
 اولين درگيري جدي محمد مايلي كهن با خبرنگاران در جريان مسابقات مقدماتي جام جهاني. 
الله اكبر
 اسكندر كوتي گزارشگر تلويزيون، پس از تصميم داور براي اعلام پنالتي به نفع ايران. اين پنالتي را محمد الدعايه مهار كرد! 
پنج تا به چين مي زنيم و به جام جهاني صعود مي كنيم.
 مهدي مناجاتي سرمربي تيم ملي در مسابقات مقدماتي جام جهاني 1990. ايران در بازي رفت 02 به چين باخت و بعد از پيروزي 23 در بازي برگشت، حذف شد 
گوني گوني پول تحويل پروين داديم. او حتي رييس يك چلوكبابي را با خود به اردوي آلمان آورد، اما چيزي نگفتيم. نتيجه اش اين شد كه ديديد.
 محمود حداد نايب رييس فدراسيون فوتبال پس از حذف از مرحله دوم مقدماتي 1994 
من وقتي بچه بودم براي محسن گروسي دست مي زدم. امروز كه آمدم جاي ايشان واقعا خجالت كشيدم.
 علي دايي پس از بازي با سوريه كه 22 مساوي شد. 
ايشان صلاحيت حرف زدن ندارند. بفرماييد بيرون!
 علي پروين در خانه يك روزنامه نگار قديمي. قبل از بازي هاي آسيايي 1990 پكن .
چشم آقا، چشم!
 علي پروين، 3 سال بعد، قبل از مقدماتي 94 در پاسخ به همان خبرنگار درباره استفاده كردن از بازيكن موردنظر او. نتيجه اين همه تغيير را در نتيجه كسب شده ديده شد! 
هيچي به شان نگفتم.
 والدير ويه را سرمربي برزيلي تيم ملي در پاسخ به اين سوال كه بين دو نيمه به بچه ها چه گفتيد. 
اگر يوگسلاوي ايران را شكست بدهد، يك توپ قورت مي دهم.
 ميروسلاو بلاژويچ در زمان سرمربيگري تيم كرواسي، پس از بازي دوستانه با ايران 
از روي اين مردم خجالت مي كشم.
 محمود بياتي سرمربي تيم ملي در بازي هاي مقدماتي 1974. بعد از شكست 03 در بازي رفت مقابل استراليا، 70 هزار تماشاچي به آزادي آمدند تا ايران را براي پيروزي در بازي برگشت تشويق كنند. مسابقه اي كه 02 به نفع ايران تمام شد اما بي فايده بود. 
دهانم آفت زده بود. شب ها خوابم نمي برد. مي گفتم من نباشم اما باز مي ديدم توي ليستم.
 بهزاد غلامپور در توجيه ناكامي باورنكردني در مقدماتي 94 در قطر كه بدترين بازيكن ايران بود. 
گلامپور!
 تيتر مطلبي در گل آقا درباره غلامپور كه گل هاي بسياري خورد. 
ايران با خودش فقط يك دروازه بان و يك دلقك آورد.
 مطبوعات آرژانتين پس از سه بازي ايران. با اشاره به حجازي گلر و محمد بوقي، بوقچي ايران،
صفر به جاي صفر!
 مانوك خدابخشيان، گزارشگر مشهور پس از تعويض بهتاش فريبا به جاي حسين فركي در بازي مقابل پرو كه 14 به نفع پرو تمام شد. 
من تيم ملي را به جام جهاني بردم.
 داريوش مصطفوي رييس سابق فدراسيون فوتبال بارها و بارها با اعلام اين نكته كه انتخاب ساندروپول و بخشش بازيكنان محروم ايران كار لابي هاي گسترده او با مقامات فيفا بود صعود تاريخي ملبورن را آلوده كرده است. 
وقتي توپ به سرتان خورد چه احساسي داشتيد؟
 مرحوم عليقلي مجري صدا و سيما، يك روز پس از صعود ايران در مصاحبه تلفني با پاشازاده كه دروازه ايران را با جمع كردن توپ از روي خط دروازه نجات داد. 
مربي ما مثل ژله است، از ژله نمي پرسند چرا مي لرزي؟
 محمد صفي زاده رييس وقت فدراسيون فوتبال پس از شكست دوم ايران مقابل عراق در مقدماتي 94. 
ما بايد با آرژانتين و انگليس بازي كنيم.
 ميروسلاو بلاژويچ بعد از برد سوم ايران در مقدماتي 2002. اين خودبزرگ بيني كار دست او و تيم ملي داد. 
استاد، نمك تيم ملي است.
 توجيه يكي از كمك هاي محمد مايلي كهن در پاسخ به استفاده عجيب از استاداسدي به جاي پاشازاده. 
نيكبخت داد مي زد و مي گفت علي آقا پيراهنم شده 10 كيلو!
 علي دايي در روزنامه جهان فوتبال در انتقاد از جنس پيراهن تيم ملي 
شرم آور است كه انگليس و ولز در جام جهاني نيستند، اما ايران هست.
 سرمربي ولز آخرين حريف تداركاتي ايران در راه جام جهاني 1978 
خبرنگاران ما را از حريفان  ترساندند.
 علي پروين در بازگشت از جام جهاني 1978 
بلاژويچ دلال است.
 علي انصاريان در مصاحبه اي سرمربي تيم ملي را به واسطه گري متهم كرد، اما به مجرد دعوت به كميته انضباطي حرفش را پس گرفت 
اين بازيكن هايي كه مدام از آن ها حرف مي زنيد در حد تيم ملي نيستند چطور بگويم دهاتي بازي مي كنند.
 برانكو ايوانكوويچ سرمربي محافظه كار تيم ملي. همان طور كه مي دانيد بخشي از يك گفت وگوي خصوصي است! 
الفاتحه!
 تيتر يك نشريه پس از حذف تيم ملي در يكي از دوره هاي جام جهاني. 

نگاه فني
سبك بازي ايراني فرانسوي!
مجيد جلالي 
در سيستم 1324 دو سبك بازي داريم. سبك فرانسوي ها و سبك هلندي  پرتغالي. اختلاف بين اين دو شيوه در شرح وظايف چند پست است. با اين حال شيوه تيم ملي به سبك فرانسوي ها شباهت زيادي دارد. البته تفاوت هايي هم با سبك بازي تيم ملي فرانسه داريم. به علاوه، ضعف هاي تيم ملي در اجراي اين تاكتيك را هم نبايد فراموش كرد.
در پست دفاع كناري راست، يعني پست حسين كعبي، از بابت كارهاي هجومي هيچ دغدغه اي نداريم، اما دفاع ما در اين منطقه مشكل دارد. كعبي با پاي چپ قدرتمند خود براي نفوذ به قلب دفاع حريف ضعفي ندارد، اما نداشتن تجربه براي دفاع در آن پست، دفاع كناري سمت راست را به يكي از نقاط ضعف تيم ملي تبديل كرده است.
دفاع كناري سمت چپ هم كه مدام بين محمد نصرتي و علي بداوي دست به دست مي شود، يكي ديگر از نقاط ضعف ايران به حساب مي آيد. ضعف اين دو نفر برخلاف حسين كعبي در حمله به دفاع حريف است. نصرتي و بداوي هر دو مدافعان كاملي هستند، اما اين فقط 50 درصد از وظايف يك مدافع كناري است؛ آن ها بايد در كار هجومي هم شركت كنند. محمد نصرتي به  دليل ضعف در بازي با پاي چپ و علي بداوي به خاطر عادت به كار دفاعي در فولاد، از پس اين كار بر نمي آيند.
دو مدافع وسط تيم هم تا حالا نمايش متوسطي داشته اند؛ نه فوق العاده، نه خيلي بد! پس نمي توان ايراد زيادي به شيوه بازي جلال كاملي مفرد و رحمان رضايي گرفت.
عدد 2 در سيستم 1324 نقش مهمي در كارهاي دفاعي دارد. البته بابت حضور جواد نكونام در پست هافبك دفاعي نبايد شك كرد. او بازيكن بي رقيب تيم ملي است، اما براي جاي خالي كنار جواد، كمي ترديد وجود دارد، سيدمحمد علوي عنصري با ويژگي هاي دفاعي و ايمان مبعلي بازيكن با خصوصيات تهاجمي، دو كانديداي تيم ملي براي حضور در اين قسمت هستند كه بنا به شيوه  بازي حريف يكي از اين دو انتخاب مي شوند. با بهبود نسبي نويد كيا شايد او را هم در اين پست ببينيم. البته گزينه هاي ديگري هم براي پركردن اين جاي خالي وجود دارد: كريم باقري و يحيي گل محمدي.
در چهار پست تهاجمي تيم ملي دست برانكو براي انتخاب باز است. او براي بردن ايران به جام جهاني سه هافبك تهاجمي و يك مهاجم نوك مي خواهد، اما وقتي فهرست نفرات آماده اين منطقه را مي بينيم، به خيال راحت برانكو از بابت پركردن اين چهار پست پي مي بريم: نيكبخت، برهاني، كاظميان، مهدوي كيا، كريمي، خداداد، مبعلي، علي دايي، هاشميان و فريدون زندي. ايران براي اين چهار جاي خالي، 10 بازيكن آماده دارد. پس برانكو بدون هيچ نگراني خاصي، و بنابر انديشه هايش اين چهار نفر را انتخاب مي كند.
حضور دايي در نقش مهاجم نوك قطعي است. پست هافبك تهاجمي مركزي احتمالا به علي كريمي مي رسد و مهدوي كيا هم از سمت راست به دروازه حريف حمله مي كند. ابهام در جناح چپ است. جايي كه نيكبخت، زندي و هاشميان براي آن صلاحيت دارند. برانكو يكي از اين سه نفر و يا شايد به تناوب از اين سه نفر استفاده كند.
تنها پست باقي مانده درون دروازه است؛ ابراهيم ميرزاپور قطعا دروازه بان اصلي ايران در مسابقات مقدماتي به حساب مي آيد. تمام غيبت هاي ميرزاپور در چهار سال اخير يا به دليل آسيب ديدگي بوده و يا به خاطر استراحت دادن به او. البته نكته ديگري هم وجود دارد؛ اين كه برانكو ايوانكوويچ به شيوه 1324 چندان پاي بند نيست. تيم ملي هميشه در مسابقات تداركاتي با اين سيستم بازي مي كند، اما در مسابقات رسمي هنگامي كه تيم به بن بست مي خورد، روش بازي عوض مي شود. در بازي هاي آسيايي بوسان، تيم ملي در سه بازي ابتدايي خود دو تساوي و يك پيروزي كسب كرد. تنها پيروزي ما در برابر افغانستان بود و به همين دليل برانكو شيوه بازي را به 1 6 3 تغيير داد: نتيجه اين تغيير قهرماني در بوسان بود.
در جام ملت هاي آسيا هم پس  از دو بازي نخست مقابل تايلند و عمان تيم ملي دوباره به سيستم 1 6 3 برگشت. با اين حساب ما نمي توانيم مطمئن باشيم كه برانكو تا آخر مسابقات مقدماتي 1324 را به نمايش بگذارد. وقتي كه نگراني بر مربيان، بازيكنان و مردم ايران غالب مي شود، برانكو به سيستم 1 6 3 روي مي آورد. روشي كه كمي مطمئن تر از 1324 است.

به جام جهاني مي رويم، به هزار دليل 
مزدك ميرزايي
002397.jpg
روز بيست و يكم بهمن نزديك است و شمارش معكوس براي شروع مرحله دوم بازي هاي انتخابي جام جهاني آغاز شده است. بعد از صعودي پرحادثه و نفس گير از مرحله اول بازي ها، تيم كشورمان از هر زمان ديگري به جام جهاني نزديك تر است. وضعيت به گونه اي است كه تيم ايران راحتتر از دو دوره پيش مي تواند جواز حضور در جام جهاني را كسب كند؛ اما به راستي در پي اين صعود چه چيزي نهفته است؟ چه چيزي باعث مي شود كه با تمام توان به دنبال رسيدن به جام جهاني باشيم؟ و بالاخره در صورت نرسيدن به جام جهاني چه اتفاقي خواهد افتاد؟
۱تحقيقات نشان داده است كه بعد از قهرماني تيم ملي فرانسه در جام جهاني 1998، مردم اين كشور با توان بيشتري در محل كار خود حاضر شده اند و بيش از پيش در پي پيشرفت خود و كشورشان بوده اند. همانند همين تحقيقات بعد از جام جهاني 82 در كشوري چون ايتاليا انجام شده كه نتايجي مشابه داشته است. همين اتفاق در مورد كشورهايي كه جواز حضور در بازي هاي جام جهاني را با تلاش زياد به دست مي آورند نيز ثابت شده است. حضور در جام جهاني براي كشوري همچون ايران مي تواند حتي باعث بالا رفتن انگيزه و نشاط مردم جهت پيشرفت اقتصادي شود. همه روزهاي شيرين بعد از صعود به جام جهاني 98 را به خاطر داريم.
در سوي مقابل عدم صعود به جام جهاني 2002 موجب تلخ كامي و نااميدي اكثر مردم كشور شد. آن روزها را خوب به خاطر داريم: حتي اشخاصي كه علاقه اي به فوتبال نداشتند هم بازي هاي تيم ملي را در آن دوره با دقت و حساسيت دنبال مي كردند و در پي عدم موفقيت اين تيم چقدر ناراحتي و ياس بسياري مردم كشور را فرا گرفت.
۲ حضور تيم ملي در جام جهاني باعث بهبود كيفي وضعيت فوتبال كشورمان خواهد شد. با راه يابي تيم ملي به جام جهاني، بازيكنان زيادي در معرض ديد باشگاه هاي خارجي قرار خواهند گرفت و همچون جام جهاني 98 بازيكنان بيشتري مي توانند به تيم هاي اروپايي نقل مكان كنند و به اين ترتيب، اين بازيكنان با حضور در بازي هاي سطح بالا تجارب بيشتري كسب خواهند كرد.
عدم راه يابي به جام جهاني 2002 عامل اصلي كاهش تعداد لژيونرهاي كشورمان شد. به وضوح مشخص است كه دلال هاي بازيكن ياب تيم هاي اروپايي سعي مي كنند بازيكناني را براي تيم شان پيدا كنند كه سابقه حضور در جام جهاني را داشته باشند. به عنوان مثال بايد به بالا رفتن تعداد لژيونرهاي كره اي و ژاپني در اروپا بعد از جام جهاني گذشته اشاره كنيم.
۳ راه يابي تيم ملي به جام جهاني باعث بالا رفتن تعداد تماشاگران در بازي هاي ليگ و توجه بيشتر به بازي هاي داخلي خواهد شد. نتيجه بازي هاي پرتماشاگر هم، ليگي پرشورتر، جذابتر و در نتيجه پوياتر است. هر چقدر كيفيت بازي هاي ليگ بالاتر برود، استعدادهاي بهتر و بيشتري به فوتبال ايران معرفي مي شوند و در نتيجه آينده تيم  ملي نيز بيمه خواهد شد.
به ياد داريم كه بعد از عدم صعود به جام جهاني 2002 بازي هاي ليگ تا چه ميزان افول كرد، به طوري كه براي بازي هاي تيم هاي استقلال و پيروزي با حريفان شان به زحمت پنج هزار نفر تماشاگر به ورزشگاه تختي مي رفتند. از طرف ديگر در صورت صعود تيم ملي به جام جهاني تيم هاي مختلف كشورمان مي توانند با به فروش رساندن بهترين بازيكنان خود به تيم هاي خارجي مشكلات مالي خود را حل كنند و به تعادل اقتصادي برسند.
۴ خيلي از بازيكنان سال هاي اخير كشورمان، الگوهايي چون پروين، حجازي و ديگر بازيكنان جام جهاني 1978 داشته اند. در واقع بودن چنين بازيكناني در مسابقاتي در آن سطح بالا باعث توجه بيشتر كودكان و نوجوانان آن زمان به فوتبال و در نتيجه گرايش بيشتر اين عده به فوتبال شد. مسلما در صورت صعود به جام جهاني و قرار گرفتن بازيكنان شايسته ايراني در برابر بزرگان فوتبال جهان، ميزان علاقه و گرايش كودكان و نوجوانان ايراني به فوتبال بيشتر خواهد شد و مي توانيم در آينده از اين استعدادها بهتر و بيشتر استفاده كنيم. در نتيجه چنين اتفاقي اين كودكان و نوجوانان از مفاسد اجتماعي فاصله خواهند گرفت و به محيط پاك ورزش روي مي آورند.

رنكينگ فيفا
۱۹ ژاپن:
در اولين ماه سال 2005 دوپله سقوط كردند تا فيفا اين رده را براي آن ها كنار بگذارد. ژاپن فعلا بهترين تيم آسياست، ولي با شيب منفي آن ها در رنكينگ شايد جايشان را به ايران بدهند.
۲۰ ايران:
انجماد تيم ملي ايران در اين رتبه حوصله مردم را سربرده. اين براي چندمين ماه پياپي است كه برانكو و تيم ملي بر جايگاه بيستم تكيه زده اند. پيروزي در بازي دوستانه مقابل بوسني شايد يك تغيير جزيي در اين رده به وجود بياورد.
۵۰ بحرين:
در آسيا كسي فوتبال اين كشور را به حساب نمي آورد، اما وقتي رنكينگ آن ها را در فيفا مي بينيم، متوجه مي شويم كه بايد جديتر به آن ها فكر كرد. نوسان بحرين در حوالي رده پنجاهم رده بندي چندان هم عجيب نيست.
۹۷ كره شمالي:
مرموزترين تيمي كه مي توانست در مسابقات مقدماتي جام جهاني روي سر ايران خراب شود همين كره شمالي است. رنكينگ آن ها اصلا مقياس خوبي براي شناسايي فوتبال اين كشور نيست. بايد تا روز مسابقه در پيونگ يانگ صبر كرد.

ايران بحرين همه خاطرات غم انگيز
بحرين غيرقابل تحمل ترين تيمي است كه ايران در تاريخ فوتبالش با آن بازي كرده. اولين ضربه اي كه بحرين به تيم ملي فوتبال زد به سال 1992 ميلادي برمي گردد. گلر تيم ملي بحرين در بازي هاي آسيايي هيروشيما به طحال علي دايي آسيب رساند تا ايران از آن مسابقات حذف شود. بازي ايران بحرين در آن مسابقه ها صفر   صفر به پايان رسيد. البته اين تنها صفر صفر تاريخ دو كشور نبود. در مسابقات غرب آسيا در سال 2000 هم دو تيم به همين نتيجه رسيدند و در مسابقات مقدماتي جام جهاني 2002 بحرين در آزادي ايران را بدون گل متوقف كرد.
طلسم تساوي هاي بدون گل بالاخره با شكست ايران در بازي برگشت مسابقات مقدماتي 2002 شكست. ايران 13 باخت تا به جاي صعود مستقيم، به بازي پلي آف برود و بعد هم حذف شود. پس از شكست ايران در آن مسابقه خبرنگاران دلايل حذف را اين طور بررسي كردند.

سياست: در مقدماتي 2002 پس از هر پيروزي ايران مردم به خيابان ها مي ريختند و جشن مي گرفتند. براي همين پس از باخت به بحرين اين توهم به وجود آمد كه بازيكنان تيم ملي به اجبار باخته اند. شبكه هاي راديويي و تلويزيوني خارج از كشور اين شايعه بي معنا را بر سر زبان ها انداختند كه براي جلوگيري از اغتشاش در ايران آن ها مجبور به قبول شكست شده اند. البته با برگزاري چهار مسابقه پلي آف پس از بازي با بحرين اين تئوري رد شد. چرا كه مردم ايران چهار فرصت ديگر براي اغتشاش به دست آورده بودند!

كشك بادمجان: شب مسابقه با بحرين، تيم ملي به سفارت ايران در منامه دعوت شد تا روحيه بازيكنان در آستانه بازي بالا برود. در آن ميهماني با غذاهاي سنتي از فوتباليست ها پذيرايي شد: قورمه سبزي، قيمه، فسنجان و كشك بادمجان! ظرف كشك بادمجان پس از شام كاملا خالي شده بود. هضم اين غذاي سنگين حداقل چند روز وقت مي گرفت. پس عجيب نبود كه بازيكنان در بازي با بحرين سنگين بازي كنند.
اين موضوعي بود كه مدت ها پس از حذف ايران از جام جهاني مطرح و نقل محافل شد.

پان عربيسم به اضافه وقت كشي: يك كارشناس داوري چند روز پس از بازي ايران بحرين از روي فيلم مسابقه، ميزان وقت كشي بازيكنان بحرين را محاسبه كرد. در آن روز روي هم رفته 46 دقيقه از وقت مسابقه صرف مداواي بازيكنان مصدوم بحرين شد. همين اتفاق لقب تيم كثيف را براي بحرين كنار گذاشت.
البته فقط همين نبود. آن ها پس از پيروزي مقابل ايران با پرچم عربستان حريف ما در گروه مقدماتي به جشن و پاي كوبي پرداختند. بحريني ها خودشان صعود نكرده بودند، اما با بردن ايران رقيب عرب را به جام جهاني فرستاده بودند. آن ها با وجود ريشه هاي تاريخي با ايران، مي خواستند تعصب عربي خود را به رخ بكشند.

فوتبال
002364.jpg
سيسيلي
رحمان رضايي: يك سال و نيم اقامت در جزيره سي سيل و بازي در سريA ايتاليا خيال برانكو ايوانكوويچ را راحت مي كند و اين شايد تنها دل خوشي برانكو در خط دفاعي تيم باشد. او در سري A يك ركورد جاودانه دارد. رحمان رضايي از هفته اول مسابقات تا امروز در تمام مسابقات مسينا به ميدان رفته و تنها 2 دقيقه از زمين بيرون آمده است. او فقط يك كارت زرد گرفته و برخلاف دوران حضورش در پروجا، در اين جا هنوز گلي نزده. در رده بندي بازيكنان سري A به لحاظ دقايق بازي او جزو صدرنشينان است.
كاراكتر: كم حرف، كم حوصله، كم اشتباه، پرقدرت
تيتر: از من سوءاستفاده مي كنند
پس از يك سال حضور در پروجا در اعتراض به مديران ذوب آهن
ارزش تقريبي: 600 ميليون تومان 
002361.jpg
بازگشت 
محرم نويدكيا: كاشف او كسي غير از استانكو است. پيش از حضور استانكو در اصفهان حميد  نديميان او را روي نيمكت سپاهان مي نشاند. حتي در يكي از مسابقات سپاهان هم به ميدان رفت، اما نديميان براي پيشرفت او يك توصيه كوچك كرد؛ اين كه محرم نام خانوادگي اش را عوض كند و او خيلي سريع محرم گوزلي را به محرم نويدكيا تبديل كرد. البته باقي اعضاي خانواده هنوز نام خانوادگي خود را تغيير نداده اند. برخلاف تصور ها اصليت او ترك است.
كاراكتر: زود رنج، سربالا در زمين چمن، سر به زير بيرون از زمين 
تيتر: براي اين كه در تيم اميد بازي كنم شناسنامه ام را دست كاري كردم
آذر 83 در برنامه نود
ارزش تقريبي: يك ميليارد و پانصد ميليون تومان 
002394.jpg
آرامش ديوانه كننده 
علي كريمي: تنها اتفاقي كه مي تواند او را نگران كند سلامتي هاوش و هيرسا است. او نام فرزندان خود را از بين افسانه هاي گيلكي انتخاب كرده تا كساني را كه او را به فراموش كردن گذشته اش متهم مي كنند، زير سوال ببرد. فعلا در دبي روزي دوساعت تمرين دارد و باقي روز را با بچه هايش مي گذراند. آرامش او براي مردم ايران ديوانه كننده است. بلاژويچ در توصيف او مي گويد: يك روز در كمپ تيم ملي صدايش كردم تا خبر پيشنهاد 5 ميليون دلاري اتلتيكو مادريد را به او بدهم. جملاتم را شمرده شمرده گفتم تا سكته نكند، اما اشتباه مي كردم؛ تنها واكنش او دور كردن يك مگس از صورتش بود!
كاراكتر: خون سرد، مستعد در حركات موزون در زمين، فراري از جنجال 
تيتر: هيچ احساسي ندارم!
به هنگام دريافت تنديس بهترين بازيكن آسيا
ارزش تقريبي: 3ميليارد تومان 
002367.jpg
حسين نه، حسن 
حسين كعبي: او بايد از خانواده پرجمعيت خود ممنون باشد. كعبي براي بازي در تيم ملي نوجوانان بايد چند ماه كوچك تر مي شد و اين معجزه براي او امكان پذير نبود. با اين وجود برادر كوچك ترش حسين، حاضر شد شناسنامه اش را به او بدهد تا حسن كعبي با شناسنامه حسين كعبي به مسابقات نوجوانان آسيا برود. كعبي اتفاقا خوش درخشيد و پس از آن ترجيح داد با نام برادر كوچك ترش زندگي كند. كساني كه خانواده او را از نزديك مي شناسند، اين ماجرا را تاييد مي كنند!
كاراكتر: شوخ، صريح، كاملا آشنا به زبان عربي، پنالتي گير، رفيق باز
تيتر: اگر از چند متري من هم رد شوند، پنالتي مي گيرم!
پيش از مسابقه با اردن در مقدماتي جام جهاني 
نقطه قوتم اين است كه 50 كيلو وزن دارم
در جواب انتقاد علي پروين به وزن كمش 
ارزش تقريبي: 400 ميليون تومان 
002370.jpg
برادر بزرگتر
مهدي مهدوي كيا: هفت برادر و يك خواهر. هر هفت پسر با فوتبال بزرگ شدند، اما هيچ كدام از شش تاي ديگر به اندازه محمد مهدي بزرگ نشدند. هرچند كه محمد هادي هم توانست خودش را به فوتبال حرفه اي برساند، اما فاصله بين او و برادر بزرگ تر هيچ وقت پيموده نشد. مهدي در بانك ملي ميانگين بيش از يك گل در هر مسابقه را به جاگذاشت كه در فوتبال ايران بي سابقه است. پس از آن به پرسپوليس رفت و حالا هم كه پنجمين سال حضور در هامبورگ را تجربه مي كند. البته دو سال ديگر هم مي ماند. او تا پايان سال 2007 با اين تيم قرارداد دارد.
كاراكتر: جنتلمن، سرعتي، پرقدرت در زدن ضربات ايستگاهي و ارسال از هر دو جناح
تيتر: قبول، من كم كار بودم. ده نفر ديگر چرا بد بودند؟
پس از جام ملت هاي 2000 در پاسخ به اتهام جلال طالبي نسبت به كم كاري او در تيم ملي 
ارزش تقريبي: 2 ميليارد تومان 
002388.jpg
پسر داوود
ابراهيم ميرزاپور: حالا هفتاد ميليون نفر به او اعتماد مي كنند، اما چهار سال پيش فقط يك نفر سنگ او را به سينه مي زد؛ فخرالدين داوود بگوويچ آن قدر با بلاژويچ جر و بحث كرده بود كه چيرو به فكر برگرداندن مربي دروازه بان هاي تيمش به كرواسي بيفتد، اما داوود بالاخره او را قانع كرد تا ابراهيم را توي دروازه بگذارد. با اين اتفاق نگراني مردم بابت يك دروازه بان مطمئن پس  از عابدزاده برطرف شد. ميرزاپور حالا چهارمين سال تمرين خود با فخرالدين داوود بگوويچ را مي گذراند و البته به اندازه چهار سال پيش  رفت كرده است.
كاراكتر: خجالتي، كم حرف، تقويت نسبي در بازي با پا، مقتدر در آسمان، خوش شيرجه، صداي دورگه 
تيتر: نمي خواهند براي تيم ملي بازي كنم!
پس از مصدوميت جزوي در دي ماه و شايعه يكي از روزنامه ها بابت نرسيدن او به بازي با بحرين 
ارزش تقريبي: 300 ميليون تومان 
002406.jpg
كاپيتان 
علي دايي: در يك زمين غيراستاندارد بازي مي كرد. 70 متر طول و 40 متر عرض. كيفيت چمن هم اصلا در حد زمين فوتبال يك دانشگاه نبود، اما دانشجويان شريف ترجيح مي دادند به جاي رفتن به آزمايشگاه ها، وقت شان را در آن جا بگذرانند. بازي هاي بين دانشكده اي جذاب ترين اتفاق بود و يكي از بازي كنان دانشكده مواد، جذاب ترين بازي كن؛ او در تاكسي راني بازي مي كرد، ولي اين دليل نمي شد كه براي تيم دانشكده كم بگذارد. دايي تيم را جلو مي برد و هنگامي كه بازي به پنالتي مي كشيد، به جاي گلر كوتاه قد تيم توي دروازه مي ايستاد. او در اين چهارده سال تقاوت زيادي نكرده است.
كاراكتر: كاپيتان، جان سخت، سرزن، پنالتي زن، شوت زن، مغز اقتصادي 
تيتر: اگر عاشق مي شدم به اين جا نمي رسيدم.
در جمع دانشجويان دانشگاه شريف 
ارزش تقريبي: يك ميليارد
002385.jpg
آريايي 
فريدون زندي: بلاژويچ مي گفت كه او از استانداردهاي بين المللي دور است. اين بحث مال زماني است كه او در لوبك بازي مي كرد. دفاع چپ بود. چهار سال بعد او ديگر يك عنصر تدافعي به حساب نمي آمد. در كايزرس لاترن پشت سر مهاجم بازي مي كرد و با چهار گل و چهار پاس گل تا نيم فصل بوندس ليگا برانكو ايوانكوويچ را براي حضور در تيم ملي ايران مجاب كرد.
پرويز زندي پدر او تنها پل ارتباطي اين بازيكن دورگه با ايران بود كه در نهايت پيراهن سفيد را تن پسرش كرد. پدر زندي در آرزوي اين است كه اولين بازي فري در ايران را از تلويزيون رستورانش در آلمان ببيند.
كاراكتر: آشنا به زبان فارسي در حد كلمات كليدي، ناشناخته 
تيتر : از ايران پسرم را به مرگ تهديد كردند.
به نقل از پدر فريدون وقتي كه خبر آمدن او به ايران رسما اعلام شد.
ارزش تقريبي: دو ميليارد تومان 
002382.jpg
سرد
وحيد هاشميان: همراه رسول خطيبي به هامبورگ رفته بود. رسول خيلي زود فهميد كه بايد برگردد، اما وحيد فكر بازگشت به ايران را از سرش بيرون كرد. دو سال تلخ در هامبورگ كه در بعضي هفته ها حتي از نيمكت تيم هم سهمي نمي برد. در اين مدت همه او را فراموش كردند؛ مربيان تيم ملي و حتي خبرنگاران ورزشي كه مو را از ماست بيرون مي كشند. با اين حال وحيد كار خودش را كرد و يك انتقال ورق را برگرداند، او از هامبورگ به بوخوم رفت و در آن جا چهره شد. پس از آن نوبت به مربيان تيم ملي و خبرنگاران رسيد كه دوباره يادي از او كنند، اما وحيد خيلي فرق كرده بود.
كاراكتر: رسمي، پرانرژي، سرزن، شوت زن، كاملا مسلط به زبان آلماني 
تيتر:  آمده بودند اين جا، اما به من سر نزدند!
اشاره به دادكان و برانكو هنگامي كه تيم ملي در نزديكي مونيخ اردو زده بود.
ارزش تقريبي: دو ميليارد تومان 
002409.jpg
افسرده 
ايمان مبعلي: در ورزشگاه كارگران پكن پنالتي را به اوت زد تا ايران اوت شود. او تنها مقصر حذف ايران نبود، اما عذاب وجدان بابت آن پنالتي تا ماه ها دست از سرش برنداشت. پس از بازگشت به اهواز، ايمان تا ده روز با كسي حرف نزد، تا اين كه بالاخره يك روان شناس روحيه اش را به او بازگرداند. با اين وجود در مسابقات ليگ برتر باز هم پنالتي خراب كرد تا اين ماجرا براي او به يك كابوس تبديل شود. البته او براي فرار از اين كابوس يك راه حل پيدا كرد؛ مادرش اين ضعف را برطرف كرد.
كاراكتر: روي لبه افسردگي، قدرت پا به توپ بالا، عدم اعتماد به نفس در پنالتي. فوق العاده در ضربات ايستگاهي.
تيتر: با بگوويچ مي روم، هرجا كه برود!
پس از جدايي وينگو بگوويچ از فولاد.
ارزش تقريبي: يك ميليارد تومان 
002400.jpg
شيرجه 
آرش برهاني: مسير پيشرفت او برخلاف جاده اي بود كه جوانان در ذهن خود تصور مي كنند. او از تيم ملي به پاس رسيد و اين در حالي است كه در حالت عادي يك فوتباليست از باشگاه به تيم ملي مي رسد. آرش برهاني در مسابقات مقدماتي المپيك آتن همراه تيم اميد ايران آن قدر فوق العاده بود كه همايون شاهرخي او را در تركيب اصلي پاس گذاشت، البته همين كه تيم اميد از مسابقات مقدماتي حذف شد، او دوباره به روي نيمكت پاس برگشت. حالا ورق برگشته. او در پاس فيكس است و در تيم ملي اصلا شايد روي نيمكت هم نباشد.
كاراكتر: احساساتي، قدرت در بازي با توپ، ضعف در ضربات آخر، انرژي بي نهايت 
تيتر: ديگر شيرجه نمي زنم!
در واكنش به نگراني مردم نسبت به شادي شيرجه وارش پس از گل زني 
ارزش تقريبي: 400 ميليون تومان 
002379.jpg
مستعد
علي رضا واحدي نيكبخت: هنوز خال هاي سياه روي صورتش را برنداشته بود، دماغش فرم فعلي را نداشت و طول موي سرش از 5 سانتي متر تجاوز نمي كرد. پيراهن ابومسلم را مي پوشيد؛ هم در زمين فوتبال و هم در خارج از زمين. در يك مهماني پيراهن مشكي و قرمز ابومسلم را توي شلوارش كرده بود تا همه انگشت به دهان بمانند، اما هم در زمين فوتبال و هم در خارج از زمين استعداد زيادي داشت. به استقلال آمد و خيلي سريع با انواع مارك هاي برتر لباس مردانه آشنا شد. الان هم كه در الوصل امارات است؛ مركز تفريح فوتبال ايران!
كاراكتر: دو ساعت تمرين، چهار ساعت پورشه، سه ساعت جردن، چهار ساعت موبايل و يازده ساعت خواب. سرجمع بيست و چهار ساعت!
تيتر: فعلا قصد ازدواج ندارم!
در گفت وگو با يك هفته نامه زرد
ارزش تقريبي: 600 ميليون تومان 
002376.jpg
ناجي 
علي بداوي: نان كم بود چپ پا در فوتبال ايران را مي خورد. منطقه اي كه او در تيم بازي مي كند، نقطه ضعف برانكو به حساب مي آيد. البته اگر بداوي هم نبود، ديگر بايد قيد صعود به جام جهاني را مي زديم. جذاب ترين صحنه اي كه از او در ذهن تماشاگران باقي مانده، كتك كاري با رحمان رضايي در زمين چمن بود. البته چند ساعت بعد عكس روبوسي آن ها در يك روزنامه چيني چاپ شد تا ماجرا ختم به خير شود. بداوي پس از آن اتفاق عوض شد.
كاراكتر: آشنا با زبان بداوي، قدرت در دفاع، ضعف در حمله 
تيتر: خون به مغزم نرسيد!
پس از درگيري با رحمان در بازي ايرانعمان 
ارزش تقريبي: 200 ميليون تومان 
002373.jpg
تجربه 
يحيي گل محمدي: تا مرز خداحافظي از تيم ملي پيش رفته بود. در مسابقه نيمه نهايي جام ملت هاي آسيا جلو چين با يك ضربه چيپ فينال را از ايران گرفت. همان ضربه  براي منتقدانش كافي بود، اما بدشانسي ولش نكرد. در مسابقات مقدماتي جام جهاني در مسابقه با قطر دروازه ميرزاپور را باز كرد. احتمال خداحافظي او از تيم ملي با اين گل به خودي خيلي بالا رفته بود، اما او برگشت. شايد برانكو پررنگ ترين نقش را در بازگرداندن او به تيم ملي داشت.
كاراكتر: تحصيل كرده، مودب، مسن، باتجربه، كم سرعت 
تيتر: عذاب وجدان دارم.
پس از پنالتي از دست رفته در مسابقه با چين 
ارزش تقريبي: 300 ميليون تومان 
002412.jpg
سبز پراشتباه 
محمد نصرتي: تنها رقيب علي بداوي است. البته رقابت آن ها گاهي به حضور هر دو در تركيب يازده نفري تيم ملي ختم مي شود. او در سال 1382 يك ركورد عجيب برجا گذاشت. پوشيدن پيراهن پاس در مسابقات ليگ برتر و جام حذفي ايران، پوشيدن پيراهن تيم اميد ايران در مسابقات مقدماتي المپيك و پوشيدن پيراهن تيم ملي در جام ملت هاي آسيا. او ركورد 65 مسابقه در يك فصل را تثبيت كرد و البته با اين ركورد اشتباهات خودش را توجيه مي كند.
كاراكتر: داراي اعتماد به نفس، چپ پاي ضعيف، پاي راست عادي 
تيتر: مي توانم در رئال مادريد بازي كنم.
در يك روز كاملا عادي 
ارزش تقريبي: 300 ميليون تومان 
002403.jpg
نيكونام 
جواد نكونام: كسي است كه پله پله تيم ملي را بالا آمده. از تيم ملي نوجوانان شروع كرد، تيم جوانان را پشت سرگذاشت و در سن 22 سالگي، همزمان، براي تيم اميد و تيم ملي ايران بازي مي كرد. جواد هميشه هافبك دفاعي بوده و اين، تجربه او را براي بازي در اين پست بالا برده. نكونام يكي از عواملي است كه برانكو را به كم گل خوردن، زياد گل زدن و در نهايت صعود به جام جهاني اميدوار مي كند. اتفاقي كه مي تواند اين اميدواري را به اطمينان تبديل كند، شوت زني اوست. اگر شوت بزند، حتما گل مي شود.
كاراكتر: شوت زن، خون سرد، پنالتي زن، مدافع خوب، مهاجم عالي 
تيتر: من تيتر نمي دهم.
پس از كلنجار رفتن يك خبرنگار با او
ارزش تقريبي: 500 ميليون تومان

فهرست
پديده و ميميك 
فهرست
سينما تلويزيون
چهارشنبه سوري فيلم جديد اصغر فرهادي
گزار ش هفتگي اكران
توفان در تيزر جشنواره 
آخرين فيلم هاي بخش هاي مختلف جشنواره
ده شب با سينماي صامت 
اين فيلم ها مي رسند؟
پوستر جشنواره
رويداد هفته
ورزشي
داستان هميشگي
خداحافظي طولاني
از نيمكت تا سكو شايد هم دورتر
امسال نوبت ساعي است
مردي كه به زانو درآمد!
آرامش به احترام ديگران
رويداد هفته
فرار به سوي  پيروزي 
ازتمام ايران انرژي مثبت مي گيرم
من همبرگر مي خوام!
سبك بازي ايراني فرانسوي!
به جام جهاني مي رويم، به هزار دليل 
ايران بحرين همه خاطرات غم انگيز
فوتبال
اجتماعي
كسي كه در روز غدير به چهره برادر خود تبسم كند خداوند در روز قيامت با ديده رحمت به او مي نگرد
زندگي
دانشجويان مجازي شهريه ثبت نام نپردازند
غيربومي ها مشكل آفرين هستند
هنوز وقت قصاص بيجه نرسيده است
حذف پزشكي، تقريباً پر!
ورود ماشين حساب ممنوع
افزايش استرس دانشجويان در روزهاي امتحان
سبوس بخوريد تا چاق نشويد
حشيش قاتل
رويداد هفته
پايگاهي براي فيزيك پيشگان ايراني
سينما
سربازهاي جوان بازهم قلعه را تسخير مي كنند ؟
چگونه يك جشنواره بازحرفه اي شويم؟
و اما سينماهاي جشنواره
سه،دو،يك، حكم صادرمي شود
دانش
گاهي به آسمان نگاه كن!
غول كوچولوي شش تني
پديده جهاني
فاجعه  به روايت بلاگرها
وب لاگ خبرنگاران بي بي سي در كشورهاي آسيب ديده
به ياد قربانيان و نجات يافتگان زلزله 26 دسامبر جنوب شرق آسيا
روزها
امروز نعمتم را بر شما تمام كردم
بهانه هايي براي دوست داشتن او
ژنرال درهزارتو
سلا م رييس جمهور
به من نخند
شيرنالان اژدهاي غران 
رويدادها
بهداشت وسلامت
درجستجوي زيبايي از دست رفته 
زيبايي يا اعتماد به نفس؟
اتاق ملاقات
بازهم اين قرص هاي  لعنتي 
شادي به بهاي مرگ
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  سينما  |  پديده جهاني  |
|  روزها  |  بهداشت وسلامت  |  شناسنامه  |  اتاق ملاقات  |  پاورقي  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  در شهر  |
|  سبك زندگي  |  گفت و گو  |  گزارش  |  نامه به سر دبير  |  كارتون  |  موفقيت  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |