سيسيلي
رحمان رضايي: يك سال و نيم اقامت در جزيره سي سيل و بازي در سريA ايتاليا خيال برانكو ايوانكوويچ را راحت مي كند و اين شايد تنها دل خوشي برانكو در خط دفاعي تيم باشد. او در سري A يك ركورد جاودانه دارد. رحمان رضايي از هفته اول مسابقات تا امروز در تمام مسابقات مسينا به ميدان رفته و تنها 2 دقيقه از زمين بيرون آمده است. او فقط يك كارت زرد گرفته و برخلاف دوران حضورش در پروجا، در اين جا هنوز گلي نزده. در رده بندي بازيكنان سري A به لحاظ دقايق بازي او جزو صدرنشينان است.
كاراكتر: كم حرف، كم حوصله، كم اشتباه، پرقدرت
تيتر: از من سوءاستفاده مي كنند
پس از يك سال حضور در پروجا در اعتراض به مديران ذوب آهن
ارزش تقريبي: 600 ميليون تومان
بازگشت
محرم نويدكيا: كاشف او كسي غير از استانكو است. پيش از حضور استانكو در اصفهان حميد نديميان او را روي نيمكت سپاهان مي نشاند. حتي در يكي از مسابقات سپاهان هم به ميدان رفت، اما نديميان براي پيشرفت او يك توصيه كوچك كرد؛ اين كه محرم نام خانوادگي اش را عوض كند و او خيلي سريع محرم گوزلي را به محرم نويدكيا تبديل كرد. البته باقي اعضاي خانواده هنوز نام خانوادگي خود را تغيير نداده اند. برخلاف تصور ها اصليت او ترك است.
كاراكتر: زود رنج، سربالا در زمين چمن، سر به زير بيرون از زمين
تيتر: براي اين كه در تيم اميد بازي كنم شناسنامه ام را دست كاري كردم
آذر 83 در برنامه نود
ارزش تقريبي: يك ميليارد و پانصد ميليون تومان
آرامش ديوانه كننده
علي كريمي: تنها اتفاقي كه مي تواند او را نگران كند سلامتي هاوش و هيرسا است. او نام فرزندان خود را از بين افسانه هاي گيلكي انتخاب كرده تا كساني را كه او را به فراموش كردن گذشته اش متهم مي كنند، زير سوال ببرد. فعلا در دبي روزي دوساعت تمرين دارد و باقي روز را با بچه هايش مي گذراند. آرامش او براي مردم ايران ديوانه كننده است. بلاژويچ در توصيف او مي گويد: يك روز در كمپ تيم ملي صدايش كردم تا خبر پيشنهاد 5 ميليون دلاري اتلتيكو مادريد را به او بدهم. جملاتم را شمرده شمرده گفتم تا سكته نكند، اما اشتباه مي كردم؛ تنها واكنش او دور كردن يك مگس از صورتش بود!
كاراكتر: خون سرد، مستعد در حركات موزون در زمين، فراري از جنجال
تيتر: هيچ احساسي ندارم!
به هنگام دريافت تنديس بهترين بازيكن آسيا
ارزش تقريبي: 3ميليارد تومان
حسين نه، حسن
حسين كعبي: او بايد از خانواده پرجمعيت خود ممنون باشد. كعبي براي بازي در تيم ملي نوجوانان بايد چند ماه كوچك تر مي شد و اين معجزه براي او امكان پذير نبود. با اين وجود برادر كوچك ترش حسين، حاضر شد شناسنامه اش را به او بدهد تا حسن كعبي با شناسنامه حسين كعبي به مسابقات نوجوانان آسيا برود. كعبي اتفاقا خوش درخشيد و پس از آن ترجيح داد با نام برادر كوچك ترش زندگي كند. كساني كه خانواده او را از نزديك مي شناسند، اين ماجرا را تاييد مي كنند!
كاراكتر: شوخ، صريح، كاملا آشنا به زبان عربي، پنالتي گير، رفيق باز
تيتر: اگر از چند متري من هم رد شوند، پنالتي مي گيرم!
پيش از مسابقه با اردن در مقدماتي جام جهاني
نقطه قوتم اين است كه 50 كيلو وزن دارم
در جواب انتقاد علي پروين به وزن كمش
ارزش تقريبي: 400 ميليون تومان
برادر بزرگتر
مهدي مهدوي كيا: هفت برادر و يك خواهر. هر هفت پسر با فوتبال بزرگ شدند، اما هيچ كدام از شش تاي ديگر به اندازه محمد مهدي بزرگ نشدند. هرچند كه محمد هادي هم توانست خودش را به فوتبال حرفه اي برساند، اما فاصله بين او و برادر بزرگ تر هيچ وقت پيموده نشد. مهدي در بانك ملي ميانگين بيش از يك گل در هر مسابقه را به جاگذاشت كه در فوتبال ايران بي سابقه است. پس از آن به پرسپوليس رفت و حالا هم كه پنجمين سال حضور در هامبورگ را تجربه مي كند. البته دو سال ديگر هم مي ماند. او تا پايان سال 2007 با اين تيم قرارداد دارد.
كاراكتر: جنتلمن، سرعتي، پرقدرت در زدن ضربات ايستگاهي و ارسال از هر دو جناح
تيتر: قبول، من كم كار بودم. ده نفر ديگر چرا بد بودند؟
پس از جام ملت هاي 2000 در پاسخ به اتهام جلال طالبي نسبت به كم كاري او در تيم ملي
ارزش تقريبي: 2 ميليارد تومان
پسر داوود
ابراهيم ميرزاپور: حالا هفتاد ميليون نفر به او اعتماد مي كنند، اما چهار سال پيش فقط يك نفر سنگ او را به سينه مي زد؛ فخرالدين داوود بگوويچ آن قدر با بلاژويچ جر و بحث كرده بود كه چيرو به فكر برگرداندن مربي دروازه بان هاي تيمش به كرواسي بيفتد، اما داوود بالاخره او را قانع كرد تا ابراهيم را توي دروازه بگذارد. با اين اتفاق نگراني مردم بابت يك دروازه بان مطمئن پس از عابدزاده برطرف شد. ميرزاپور حالا چهارمين سال تمرين خود با فخرالدين داوود بگوويچ را مي گذراند و البته به اندازه چهار سال پيش رفت كرده است.
كاراكتر: خجالتي، كم حرف، تقويت نسبي در بازي با پا، مقتدر در آسمان، خوش شيرجه، صداي دورگه
تيتر: نمي خواهند براي تيم ملي بازي كنم!
پس از مصدوميت جزوي در دي ماه و شايعه يكي از روزنامه ها بابت نرسيدن او به بازي با بحرين
ارزش تقريبي: 300 ميليون تومان
كاپيتان
علي دايي: در يك زمين غيراستاندارد بازي مي كرد. 70 متر طول و 40 متر عرض. كيفيت چمن هم اصلا در حد زمين فوتبال يك دانشگاه نبود، اما دانشجويان شريف ترجيح مي دادند به جاي رفتن به آزمايشگاه ها، وقت شان را در آن جا بگذرانند. بازي هاي بين دانشكده اي جذاب ترين اتفاق بود و يكي از بازي كنان دانشكده مواد، جذاب ترين بازي كن؛ او در تاكسي راني بازي مي كرد، ولي اين دليل نمي شد كه براي تيم دانشكده كم بگذارد. دايي تيم را جلو مي برد و هنگامي كه بازي به پنالتي مي كشيد، به جاي گلر كوتاه قد تيم توي دروازه مي ايستاد. او در اين چهارده سال تقاوت زيادي نكرده است.
كاراكتر: كاپيتان، جان سخت، سرزن، پنالتي زن، شوت زن، مغز اقتصادي
تيتر: اگر عاشق مي شدم به اين جا نمي رسيدم.
در جمع دانشجويان دانشگاه شريف
ارزش تقريبي: يك ميليارد
آريايي
فريدون زندي: بلاژويچ مي گفت كه او از استانداردهاي بين المللي دور است. اين بحث مال زماني است كه او در لوبك بازي مي كرد. دفاع چپ بود. چهار سال بعد او ديگر يك عنصر تدافعي به حساب نمي آمد. در كايزرس لاترن پشت سر مهاجم بازي مي كرد و با چهار گل و چهار پاس گل تا نيم فصل بوندس ليگا برانكو ايوانكوويچ را براي حضور در تيم ملي ايران مجاب كرد.
پرويز زندي پدر او تنها پل ارتباطي اين بازيكن دورگه با ايران بود كه در نهايت پيراهن سفيد را تن پسرش كرد. پدر زندي در آرزوي اين است كه اولين بازي فري در ايران را از تلويزيون رستورانش در آلمان ببيند.
كاراكتر: آشنا به زبان فارسي در حد كلمات كليدي، ناشناخته
تيتر : از ايران پسرم را به مرگ تهديد كردند.
به نقل از پدر فريدون وقتي كه خبر آمدن او به ايران رسما اعلام شد.
ارزش تقريبي: دو ميليارد تومان
سرد
وحيد هاشميان: همراه رسول خطيبي به هامبورگ رفته بود. رسول خيلي زود فهميد كه بايد برگردد، اما وحيد فكر بازگشت به ايران را از سرش بيرون كرد. دو سال تلخ در هامبورگ كه در بعضي هفته ها حتي از نيمكت تيم هم سهمي نمي برد. در اين مدت همه او را فراموش كردند؛ مربيان تيم ملي و حتي خبرنگاران ورزشي كه مو را از ماست بيرون مي كشند. با اين حال وحيد كار خودش را كرد و يك انتقال ورق را برگرداند، او از هامبورگ به بوخوم رفت و در آن جا چهره شد. پس از آن نوبت به مربيان تيم ملي و خبرنگاران رسيد كه دوباره يادي از او كنند، اما وحيد خيلي فرق كرده بود.
كاراكتر: رسمي، پرانرژي، سرزن، شوت زن، كاملا مسلط به زبان آلماني
تيتر: آمده بودند اين جا، اما به من سر نزدند!
اشاره به دادكان و برانكو هنگامي كه تيم ملي در نزديكي مونيخ اردو زده بود.
ارزش تقريبي: دو ميليارد تومان
افسرده
ايمان مبعلي: در ورزشگاه كارگران پكن پنالتي را به اوت زد تا ايران اوت شود. او تنها مقصر حذف ايران نبود، اما عذاب وجدان بابت آن پنالتي تا ماه ها دست از سرش برنداشت. پس از بازگشت به اهواز، ايمان تا ده روز با كسي حرف نزد، تا اين كه بالاخره يك روان شناس روحيه اش را به او بازگرداند. با اين وجود در مسابقات ليگ برتر باز هم پنالتي خراب كرد تا اين ماجرا براي او به يك كابوس تبديل شود. البته او براي فرار از اين كابوس يك راه حل پيدا كرد؛ مادرش اين ضعف را برطرف كرد.
كاراكتر: روي لبه افسردگي، قدرت پا به توپ بالا، عدم اعتماد به نفس در پنالتي. فوق العاده در ضربات ايستگاهي.
تيتر: با بگوويچ مي روم، هرجا كه برود!
پس از جدايي وينگو بگوويچ از فولاد.
ارزش تقريبي: يك ميليارد تومان
شيرجه
آرش برهاني: مسير پيشرفت او برخلاف جاده اي بود كه جوانان در ذهن خود تصور مي كنند. او از تيم ملي به پاس رسيد و اين در حالي است كه در حالت عادي يك فوتباليست از باشگاه به تيم ملي مي رسد. آرش برهاني در مسابقات مقدماتي المپيك آتن همراه تيم اميد ايران آن قدر فوق العاده بود كه همايون شاهرخي او را در تركيب اصلي پاس گذاشت، البته همين كه تيم اميد از مسابقات مقدماتي حذف شد، او دوباره به روي نيمكت پاس برگشت. حالا ورق برگشته. او در پاس فيكس است و در تيم ملي اصلا شايد روي نيمكت هم نباشد.
كاراكتر: احساساتي، قدرت در بازي با توپ، ضعف در ضربات آخر، انرژي بي نهايت
تيتر: ديگر شيرجه نمي زنم!
در واكنش به نگراني مردم نسبت به شادي شيرجه وارش پس از گل زني
ارزش تقريبي: 400 ميليون تومان
مستعد
علي رضا واحدي نيكبخت: هنوز خال هاي سياه روي صورتش را برنداشته بود، دماغش فرم فعلي را نداشت و طول موي سرش از 5 سانتي متر تجاوز نمي كرد. پيراهن ابومسلم را مي پوشيد؛ هم در زمين فوتبال و هم در خارج از زمين. در يك مهماني پيراهن مشكي و قرمز ابومسلم را توي شلوارش كرده بود تا همه انگشت به دهان بمانند، اما هم در زمين فوتبال و هم در خارج از زمين استعداد زيادي داشت. به استقلال آمد و خيلي سريع با انواع مارك هاي برتر لباس مردانه آشنا شد. الان هم كه در الوصل امارات است؛ مركز تفريح فوتبال ايران!
كاراكتر: دو ساعت تمرين، چهار ساعت پورشه، سه ساعت جردن، چهار ساعت موبايل و يازده ساعت خواب. سرجمع بيست و چهار ساعت!
تيتر: فعلا قصد ازدواج ندارم!
در گفت وگو با يك هفته نامه زرد
ارزش تقريبي: 600 ميليون تومان
ناجي
علي بداوي: نان كم بود چپ پا در فوتبال ايران را مي خورد. منطقه اي كه او در تيم بازي مي كند، نقطه ضعف برانكو به حساب مي آيد. البته اگر بداوي هم نبود، ديگر بايد قيد صعود به جام جهاني را مي زديم. جذاب ترين صحنه اي كه از او در ذهن تماشاگران باقي مانده، كتك كاري با رحمان رضايي در زمين چمن بود. البته چند ساعت بعد عكس روبوسي آن ها در يك روزنامه چيني چاپ شد تا ماجرا ختم به خير شود. بداوي پس از آن اتفاق عوض شد.
كاراكتر: آشنا با زبان بداوي، قدرت در دفاع، ضعف در حمله
تيتر: خون به مغزم نرسيد!
پس از درگيري با رحمان در بازي ايرانعمان
ارزش تقريبي: 200 ميليون تومان
تجربه
يحيي گل محمدي: تا مرز خداحافظي از تيم ملي پيش رفته بود. در مسابقه نيمه نهايي جام ملت هاي آسيا جلو چين با يك ضربه چيپ فينال را از ايران گرفت. همان ضربه براي منتقدانش كافي بود، اما بدشانسي ولش نكرد. در مسابقات مقدماتي جام جهاني در مسابقه با قطر دروازه ميرزاپور را باز كرد. احتمال خداحافظي او از تيم ملي با اين گل به خودي خيلي بالا رفته بود، اما او برگشت. شايد برانكو پررنگ ترين نقش را در بازگرداندن او به تيم ملي داشت.
كاراكتر: تحصيل كرده، مودب، مسن، باتجربه، كم سرعت
تيتر: عذاب وجدان دارم.
پس از پنالتي از دست رفته در مسابقه با چين
ارزش تقريبي: 300 ميليون تومان
سبز پراشتباه
محمد نصرتي: تنها رقيب علي بداوي است. البته رقابت آن ها گاهي به حضور هر دو در تركيب يازده نفري تيم ملي ختم مي شود. او در سال 1382 يك ركورد عجيب برجا گذاشت. پوشيدن پيراهن پاس در مسابقات ليگ برتر و جام حذفي ايران، پوشيدن پيراهن تيم اميد ايران در مسابقات مقدماتي المپيك و پوشيدن پيراهن تيم ملي در جام ملت هاي آسيا. او ركورد 65 مسابقه در يك فصل را تثبيت كرد و البته با اين ركورد اشتباهات خودش را توجيه مي كند.
كاراكتر: داراي اعتماد به نفس، چپ پاي ضعيف، پاي راست عادي
تيتر: مي توانم در رئال مادريد بازي كنم.
در يك روز كاملا عادي
ارزش تقريبي: 300 ميليون تومان
نيكونام
جواد نكونام: كسي است كه پله پله تيم ملي را بالا آمده. از تيم ملي نوجوانان شروع كرد، تيم جوانان را پشت سرگذاشت و در سن 22 سالگي، همزمان، براي تيم اميد و تيم ملي ايران بازي مي كرد. جواد هميشه هافبك دفاعي بوده و اين، تجربه او را براي بازي در اين پست بالا برده. نكونام يكي از عواملي است كه برانكو را به كم گل خوردن، زياد گل زدن و در نهايت صعود به جام جهاني اميدوار مي كند. اتفاقي كه مي تواند اين اميدواري را به اطمينان تبديل كند، شوت زني اوست. اگر شوت بزند، حتما گل مي شود.
كاراكتر: شوت زن، خون سرد، پنالتي زن، مدافع خوب، مهاجم عالي
تيتر: من تيتر نمي دهم.
پس از كلنجار رفتن يك خبرنگار با او
ارزش تقريبي: 500 ميليون تومان