- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره ششم - يكشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۳ - ۱۹ ذيحجه ۱۴۲۵ - Jan 30, 2005
docharkhe
گاهي به آسمان نگاه كن!
آن قدر عاشق آسمان و ستاره هايش است كه ممكن است چهار شب تمام به خاطر  رصد زحل بيدار بماند. پوريا ناظمي مي گويد وقتي آن بالا را نگاه مي كني، تعريف خيلي چيزها برايت عوض مي شود
002433.jpg
حتما چهره پوريا ناظمي را در برنامه آسمان شب شبكه 4 ديده ايد و يا حداقل نام او در سايت ها يا روزنامه هاي مختلف به چشم تان خورده است.
او در زمينه نجوم آن قدر اطلاعات دارد كه احتمالا اگر چند شبانه روز به طور پيوسته از آسمان بگويد، هنوز به بخش كوچكي از اطلاعاتش رجوع كرده است. اين در حالي است كه رشته تحصيلي او رياضي محض بوده است.
پوريا ناظمي آن قدر با هيجان از آسمان و بزرگي و زيبايي اش براي ما حرف زد كه وادارمان كرد يك بار ديگر با دقت به بالاي سرمان نگاه كنيم و دچار سياه چاله آسمان شويم!

هما كبيري 
آقاي ناظمي، تازگي ها از آسمان چه خبر؟
زحل، فقط زحل! چيزي كه اين هفته ها خيلي توجه همه را جلب كرده، هويگنس و كاسيني است. عجيب بود كه با موفقيت انجام شد! اتفاقاتي كه هفته پيش افتاد، از هفت هشت سال پيش حساب كتاب شده بود. براي اولين بار بود كه يك جايي غير از زمين، اقيانوس مايع ديده مي شد. تيتان دورترين جايي بود كه بشر توانسته بود به آن جا برود. همه اين ها خيلي جذاب است.
ما تا حدود پنج شنبه شب بهترين تصويري كه از تيتان مي ديديم، يك گوي كامل پوشيده از ابر بود. شنبه شب تصويري از آن مي ديديم كه در آن جزيياتي با مقياس 15 سانتي متر مشخص بود يعني ديد بشر به فاصله يك شب از 40 كيلومتر در پيكسل به 5/0 سانتي متر يا چند ميلي متر در پيكسل رسيد؛ و اين خيلي هيجان انگيز و نفس گير است!
اوضاع و احوال آسمان تهران چه طور است؟
در رده بندي آسمان، سه رده تاريك ، حاشيه روستاها و فاجعه وجود دارد. كه آسمان تهران، آسمان فاجعه است و در بدترين شرايط آلودگي نوري قرار دارد. حتي بيشتر از آلودگي غبار! آلودگي نوري به شدت بر روي جريان هاي بيولوژيك بدن تاثير مي گذارد، اما چون درد ندارد، آدم خيلي كم متوجهش مي شود.
جالب اين جاست كه هزينه  مرتفع كردن اين مشكل، بسيار اندك است. بايد چراغ ها را با گذاشتن يك قاب كوچك بر روي آن ها، درست كنيم، به طوري كه آسمان آلوده نشود و فقط زمين روشن بماند.
چرا از بين اين همه چيز در دنيا، سراغ آسمان رفتيد؟ اين همه علاقه به آسمان از كجا آمده؟
نمي دانم! قضيه آسمان به يك سيا ه  چاله مي ماند، يعني شما تا زماني كه مشغول زندگي تان هستيد، راحتيد و مشكلي نداريد. كافي است فقط يك شب به طور اتفاقي، يك آسمان خوب را به شما نشان بدهند و بعد يك ذره راجع به آن با شما صحبت كنند. بعيد مي دانم كه كسي بتواند مقاومت كند و خودش را از آن سياه چاله نجات بدهد. وقتي به آسمان نگاه مي كني در آن واحد هم در زمان و هم در مكان در حال سفر هستي.
خورشيد 8 دقيقه نوري با ما فاصله دارد. قدري دورتر، يك ستاره اي ديده مي شود كه فاصله اش با ما 5 سال نوري است. يعني اگر همين الان آن ستاره خاموش شود، ما تا 5 سال ديگر چيزي متوجه نمي شويم. يك كمي كه دورتر مي رويم، اولين كهكشان، 2 ميليون سال نوري با ما فاصله دارد؛ و اين داستان همين طور ادامه دارد.
اگر به ابعاد نگاه كنيم، باز هم به نوعي آدم را قلقك مي دهد. ما به دور ستاره اي مي چرخيم كه اگر 109 تا زمين را كنار هم بگذاريم، تازه قطر آن مي شود. بعد چيزي حدود 120 ميليارد ستاره در كهكشان وجود دارد و همين تعداد كهكشان را فعلا ما شناخته ايم. حالا با اين اوصاف، جايگاه خود را در عالم پيدا كنيد. خيلي چيزها براي آدم مسخره مي شود، مثلا اين كه دو نفر در خيابان دارند با هم دعوا مي كنند!
از چه زماني بحث نجوم كاملا جدي شد؟
از ابتدا اين يك روند پيوسته بود و كاملا جدي. هر كاري كه مي كردم آن را به نوعي به نجوم ربط مي دادم. در دبيرستان به همراه يكي از دوستانم يك ويژه نامه نجوم درمي آورديم. آن زمان منابع خبري خيلي كم بود. بعد از انتشار مجله نجوم، منابع اطلاعاتي به روزتري داشتيم، ولي باز هم دچار مشكل بوديم، چون هر خبر با فاصله زماني 5/2 تا 3 ماه بعد از وقوع به دست ما مي رسيد. آن زمان براي ما يك رويا بود كه يك خبر مربوط به نجوم آن طرف دنيا اتفاق بيفتد و ما به صورت همزمان آن را دريافت كنيم، چه برسد به اين كه آن خبر را پوشش دهيم.
شما براي وارد شدن به اين حوزه از چه زماني و چگونه شروع كرديد؟
اصلا يادم نمي آيد. اولين خاطراتي كه دارم، با نجوم شروع مي شود. هر چه به عقب بر مي گردم، مي بينم كه اين علاقه در من وجود داشته. يك زماني به ديدن فيلم هاي جنگ ستاره ها علاقه مند بودم.
در آن زمان تعداد كمي كتاب ترجمه شده در زمينه نجوم وجود داشت، ضمن آن كه من آن زمان سواد درست و حسابي هم نداشتم و مدرسه هم نمي رفتم. براي همين اين كتاب ها را به زحمت مي خواندم. سال اولدوم دبستان بودم كه كتاب كيهان شناسي نسبيتي را از نمايشگاه خريدم و گير دادم كه بايد آن را بخوانم و بفهمم. هنوز هم كه هنوز است نمي فهمم كه آن كتاب چه نوشته!
بعدها با تلسكوپ خواهرم آسمان را رصد مي كردم. يك دوربين دوچشمي شكاري هم داشتم كه هنوز از آن استفاده مي كنم.
002427.jpg
ما تا حدود پنج شنبه شب بهترين تصويري كه از تيتان مي ديديم، يك گوي كامل پوشيده از ابر بود. شنبه شب تصويري از آن مي ديديم كه در آن جزيياتي با مقياس 15 سانتي متر مشخص بود و اين خيلي هيجان انگيزاست!
شما هم از آن ها يي هستيد كه انتخاب رشته تان را اشتباه مي دانيد؟
من بي هيچ دليلي به رشته رياضي رفتم. به خاطر علاقه به نجوم، فيزيك و اخترفيزيك مدنظرم بود؛ اما نمي دانم به چه دليلي رياضي محض دانشگاه فردوسي مشهد، آن وسط پيدا شد و من در آن رشته قبول شدم. يك ترم كه گذشت كاملا به رياضي علاقه  پيدا كردم. البته نه اين كه نمره خيلي خوبي در درس ها بگيرم. روند خيلي آرام و كندي داشتم و 5 ساله ليسانس گرفتم. الان خيلي خوش حالم كه اين انتخاب رياضي به اشتباه در آن وسط رخ داد. احساس مي كنم اگر رياضي نمي خواندم هيچ كار ويژه اي نمي توانستم انجام بدهم.
در طول تحصيل، نجوم را هم دنبال مي كرديد؟
يادم مي آيد در ماجراي بارش هاي شهابي، بچه هاي دانشكده فيزيك از من و ديگر دوستانم دعوت مي كردند كه براي آن ها سمينار بگذاريم. در شرايطي كه اصلا كسي كار نجومي ما را قبول نمي كرد، دانشكده فيزيك از ما دعوت مي كرد كه در مورد يك مساله نجومي برايشان سخن راني كنيم. اين حداقل نشان مي داد كه گروه هاي آماتوري هم مي توانند موفق باشند. در ماجراي خورشيدگرفتگي كلي، دانشگاه، تور برگزار مي كرد كه بچه ها را ببرد اصفهان. ما كه بچه هاي دانشكده رياضي بوديم، به هر دري كه مي زديم، برگشت مي خورديم. يكي از استادان دانشكده فيزيك به ما مي گفت كه نجوم چه ربطي به رياضي دارد؟! با تمام اين شرايط، ما با هزينه اي تقريبا شخصي بچه ها را به اصفهان برديم. عكس هايي كه ما گرفتيم و كارهايي كه ما كرديم، يكي از موفق ترين ها بود. جزوه اي كه ما در آن جا توزيع كرديم، تا مدت ها به عنوان مرجع جاهاي مختلف مورد استفاده قرار گرفت.
گروه نجومي كه شما در دانشگاه عضوش بوديد، چه مدت بود كه كار خودش را شروع كرده بود؟
واقعيت اين است كه چنين گروهي وجود نداشت و ما آن را با ارتباطي كه با بچه هاي فيزيك پيدا كرده بوديم، راه اندازي كرديم كه جزو معدود گروه هايي بود كه در شهر مشهد شروع به كار رصد كرد. كارهاي متعدد ديگري هم انجام داديم. همچنين كانون فرهنگي علمي را هم خود ما در دانشگاه تاسيس كرديم. از دانشكده شروع شد و كم كم در دانشگاه گسترش يافت. كارهاي عجيب و غريب هم مي كرديم، نشريه تخصصي رياضي درمي آورديم، در حالي كه در آن زمان، بولتن تخصصي وجود نداشت. يا همزمان كلاس هاي زبان اسپرانتو در دانشگاه برگزار كرديم. كلاس هاي كيهان شناسي نسبيت و
اين فعاليت ها ادامه هم پيدا كرد يا محدود به زمان دانشجويي بود؟
چرا. فضاي دانشگاه به اين ترتيب تغيير كرد و قرار شد اين كارها كشوري شود. اصلا وقتي مجمع كانون فرهنگي، هنري و اجتماعي دانشگاه تاسيس شد، من جزو هيات سياست گذاري اين مجمع ها بودم و دبير بخش فرهنگي، اجتماعي. 4 روز همايش برگزار كرديم كه من سرش 12 كيلوگرم وزن كم كردم! تعداد زيادي مهمان از سراسر ايران آمده بود؛ از وزيرعلوم تا وزير ارشاد، معاونين و هر كسي كه به ذهن مان رسيد، دعوت كرديم. اما اين را هم بگويم كه بي علاقه بودن عده اي از نخبگان فرهنگي، وحشتناك بود. من براي اين كار، يك سال و نيم از كارهاي درسي و نجومي عقب مانده بودم، ولي مي ديدم كه هيچ نتيجه اي ندارد!
در زمان شما المپياد نجوم هم وجود داشت؟
نه، فقط 2 سال است كه ايران وارد اين مقوله شده، آن هم به صورت كاملا شخصي! مي توان گفت نجوم تنها المپيادي است كه در دو دوره شركت، همه اعضاي تيم ايران مدال گرفته اند و جالب اين است كه در تيم مدرسين اين بچه ها، فقط يك اخترشناس حرفه اي وجود دارد.
خود شما دوره  هاي خاصي را براي نجوم گذرانده ايد؟
متاسفانه من دوره اي نگذرانده ام؛ هر چه بود، روي كتاب ها، رصد و تطبيق اين ها با هم بوده و بعد هم مطالعه مجلات.
از سرويس هاي خبري و بخش خبررساني تان در نجوم بگوييد!
اين دو بخش است؛ يكي سرويس هاي خبري و ديگري جريان هاي خبري. من براي جاهاي مختلف خيلي كارهاي خبري كردم و يا مقالات مختلف نوشتم، اما يك مقاله هست كه به نظر من خيلي اهميت دارد و اميدوارم به نتيجه برسد. قصد دارم اين مقاله را براي ISI بفرستم و آن ها را راضي كنم.
مي شود ما هم بدانيم موضوعش چيست؟
ماجرا بر  سر گذر زهره است. اين ماجرا بر مي گردد به سال هزار و  هشتصد و خرده اي، كه دو اخترشناس انگليسي، توانستند گذر زهره را رصد كنند. وقتي من اين ماجرا را بررسي مي كردم، به نظرم خيلي غيرمنطقي آمد كه تا قبل از آن هيچ كس اين پديده را نديده باشد، چون قطر زهره به هنگام گذر، با چشم غيرمسلح قابل روِيت است. با بررسي اسناد موجود ديدم كه اخترشناسان ايراني در دوره هاي اسلامي توانسته بودند اين پديده را ببينند. با شبيه سازي اين ها، تقريبا همه گزارش هاي رسيده از آن زمان، حل شد، غير از يك مورد و آن هم گزارشي بود كه ابن سينا داده بود. تاريخ گزارش را با موقعيت زندگي او تقريب زديم و ديديم كه آن زمان اين اتفاق افتاده و ابن سينا توانسته گذر زهره را ببيند. با اين حساب ماجراي گذر زهره به 7 قرن پيش بر مي گردد. اين مساله چيزي نيست كه در غرب به سادگي پذيرفته شود، ولي اگر به نتيجه برسد، از آن چيزهايي مي شود كه آدم مي تواند نسبت به آن احساس رضايت كند.
آسمان شما را ياد چه چيزي مي اندازد؟
اين را نمي دانم، ولي همه چيز من را ياد آسمان مي اندازد. ياد بي كرانگي خيلي عظيم! يك كوچكي وحشتناك و در عين حال يك بزرگي به همان اندازه وحشتناك. چه طور مي شود يك آدم اين اندازه كوچك در يك كره كوچك، اين همه عظمت را درك كند؟ به قول بزرگي، هيجان انگيز ترين بخش زندگي ما در دوره مدرن اين است كه مي توانيم به شكل علمي به سوال هايي جواب بدهيم كه در حوزه فلسفه قرار مي گيرد؛ اين كه ما كجا زندگي مي كنيم؟ اين كه ذهن كوچك ما در جاي به اين كوچكي مي تواند ابعاد به اين بزرگي را درك كند، هيجان انگيز است.
بخش  هيجان انگيز ماجرا كجاست؟
هر كاوشي كه در هر جاي ديگري انجام مي شود، براي ما هيجان انگيز است. اتفاقي كه براي هويگنس افتاد، باعث شد من 4 شب نخوابم. يعني هيجان اين پديده آن قدر زياد بود كه نمي گذاشت هيچ كس بخوابد!
به عنوان يك اخترشناس، ارتباط حسي خاصي با ستاره يا سياره اي داريد؟
به صورت كاملا نوستالژيك از بين صور فلكي جبار را دوست دارم. ساختار بسيار شكيلي دارد. در بين ستاره ها شباهنگ براي من جايگاه ويژه اي دارد، چون پرنورترين ستاره آسمان است و جايگاه اسطوره اي خاصي در تاريخ ما دارد. بين سيارات هم مريخ جايگاه خاصي دارد. چون هنوز علامت سوالي در ذهن بشر وجود دارد كه آيا حيات در مريخ وجود دارد يا نه.
خواب ستاره ها را هم ديده ايد؟
به وفوردر جريان تيتان، خواب سطحش را مي ديدم كه تقريبا به عكس ارسالي شبيه بود، اما در يك مورد فرق داشت؛ جايي كه من تصور مي كردم بايد كمي بارندگي مي داشت اما در عكس واقعي اين طور نبود. بالاخره رويا بايد با واقعيت تفاوتي داشته باشد.
انگار اين هويگنس خيلي ذهن شما را مشغول كرده است!
چند شب پيش مي خواستم بروم برنامه آسمان شب، دو شب قبلش درگير جريان هويگنس بودم و اصلا نخوابيده بودم و به اين فكر مي كردم كه در ناسا و JPL چه مي گذرد. من از طرف مدير پروژه هويگنس دعوت شده بودم تا در اتاق فرمان حضور داشته باشم، اما متاسفانه نشد كه بروم. اين قدر ذهنم مشغول بود كه وقتي راننده ماشين از من پرسيد كجا مي رويد، گفتم JPL!
ارتباط شما با سفر چه طور است؟
به شدت به سفر علاقه مندم و هر وقت كه اعصابم خرد است، مطمئنم كه سفر خونم كم شده. ترجيح مي دهم با جمعي از دوستان به سفرهايي كه معمولا عجيب هستند بروم. سفرهاي من يا مربوط به رصد است كه منظم تر است و يا به سفرهايي منتهي مي شود كه در پايان گم مي شويم، و همين هاست كه جذاب است. آدم به جايي سفر كند كه هيچ موجود دوپاي ديگري آن جا نيست و سكوت محض دارد.
اگر الان شرايط مهيا شود، كجا را انتخاب مي كنيد؟
يك مسير پياده روي طولاني. شايد تخت جمشيد اولين گزينه ام باشد. سفر به مصر و امريكاي مركزي را هم خيلي دوست دارم.
افسوس مال دنيا را هم مي خوريد؟
اين خيلي بحث ويژه اي است، تعارف كه نداريم، اگر پول نباشد، معمولا هيچ چيز جلو نمي رود. اگر سرمايه اوليه نباشد، چه طور مي توان كار علمي كرد؟
مهمترين انتخاب شما در زندگي تان چه بوده؟
آن انتخاب رشته خيلي جذاب بود، من خودم هم نفهميدم چي شد كه آن اتفاق افتاد ولي منجر به انتخاب هاي بعدي شد، هم بر روي روند كارهاي فكري و درسي ام تاثير گذاشت و هم بر روي روند زندگي شخصي ام.
و تصميم به ادامه تحصيل نداريد؟
اگر شرايطش پيش بيايد حتما، هم بايد وقت داشته باشم و هم جاي خوب قبول شوم.
تصميم براي آينده
بايد طوري باشد كه به روزمرگي نيفتد و روند تكراري پيش نيايد.
به نظر شما آسمان چه رنگي است؟
بستگي دارد چه شكلي به آسمان نگاه كنيم. بايد سفر فكري ، علمي و روحي كرد تا رنگ هاي مختلف آسمان را ديد. چاره اي نداريم جز اين كه ذهن مان را باز كنيم و رنگ هاي مختلف آسمان را ببينيم. اصلا نمي توان با قاطعيت گفت كه آسمان همه جا يك رنگ است، حرف اخوان خيلي منطقي تر است. بيا ره توشه برداريم، قدم در راه بي برگشت بگذاريم، ببينيم آسمان هر كجا آيا همين رنگ است؟
آسمان زندگي شما چه رنگي است؟
هنوز به جايي نرسيده كه بخواهم راجع به رنگش چيزي بگويم!

غول كوچولوي شش تني
فضاپيماي كاسيني بزرگترين اميد ما براي دانستن بيشتر درباره زحل و قمرهايش بود
002445.jpg
علي فارسي نژاد
از خورشيد كه بشماري، زحل ششمين سياره است. بعد از مشتري بزرگترين سياره منظومه است. حلقه هاي زيبا و ماه هاي زيادش، نمونه كوچكي از منظومه شمسي است. دانشمندان در طي سال ها قمرهاي آن را كشف كرده و از راه دور بررسي شان كرده بودند، اما تماسي اين چنين نزديك با زحل را مي توان حادثه اي مهم در نجوم دانست.

انسان ها هر وقت چشم به آسمان مي دوخته اند در حسرت دانستن راز اين كرات دور آه كشيد ه اند. بشر در پي دانستن اين راز و برآوردن كنجكاوي ديرينه اش شروع به شناسايي ديگر كرات منظومه خورشيدي مان كرد. در آغاز قرن جديد توانست روي ماه راه برود. انگار زمين داشت تنگ مي شد كه بشر دنبال خانه اي ديگر مي گشت . ناسا در دهه نود اين قرن طرح ها ي بسيار بزرگي را براي شناخت سياره هاي منظومه شمسي شروع كرد:ماژلان براي نقشه برداري از سطح زهره، گاليله براي شناخت مشتري و اقمار آن، كاسيني براي زحل تيتان. طرح هاي ماژلان و گاليله با موفقيت كامل به پايان رسيده اند اما ماموريت كاسيني تازه شروع شده است.
غول كوچولوي شش تني
فضاپيماي كاسيني كه به افتخار كاسيني كاشف شكاف حلقه هاي زحل نام گذاري شده است، هفت متر طول و چهار متر عرض دارد و وزن آن تقريبا 6 تن است نصف وزن آن، وزن سوخت موتورهاي مدارگرد و تنظيم موقعيت آن است. ماموريت مدارگرد كاسيني كه دوازده وسيله مختلف روي خودش و دوازده وسيله روي دستگاه نمونه بردار مسافرش نصب شده اين است كه سياره زحل، حلقه هايش، تيتان و ديگر ماه هاي يخي سياره را بررسي كند. براي ساختن چنين دستگاه پيچيده اي دانشمندان زيادي ساعت ها وقت صرف كرده اند. چنين وسايلي صرفا يك استفاده از تكنولوژي نيستند بلكه همراه خود مرزهاي علم را جلو مي برند.
قسمت هاي مختلف كاسيني 
۱. آنتن هايي كه ارتباطش را با زمين برقرار مي كنند.
۲. وسيله اي كه ميدان مغناطيسي را اندازه گيري مي كند.
۳. دو دوربين كه عكس مي گيرند.
۴. يك طيف سنج مادون قرمز كه دما و تركيبات زحل را بررسي مي كند.
۵. دو منبع تغذيه راديو ايزوتوپ 750 واتي كه طرف داران محيط زيست سر و صداي زيادي در مورد اين كه اگر منفجر شود فضا را آلوده خواهد كرد راه انداخته بودند
۶. كاسيني دو موتور دارد.
۷. چند موتور كوچك براي تغيير جهت .
۸. مسافر همراه كاسيني به نام هويگنس كه در نهايت بر سطح تيتان فرود مي آيد.
۹. طيف سنج ها ي پلاسما ذرات باردار و بادهاي قطبي را اندازه مي گيرد.
از بسياري جهات مي توان اين مدارگرد را شبيه انسان و حواس پنج گانه اش دانست. هر چند اين فضاپيما حس ها يي بسيار پيشرفته تر از انسان دارد كه طول موج هايي از نور و انرژي را مي بيند و حس مي كند كه انسان قادر به تشخيص آن ها نيست.
دستگاه نمونه بردار به افتخار كريستين هويگنس منجم دانماركي كه در سال 1665 تيتان را كشف كرد، هويگنس نام گرفت. اين دستگاه روي كاسيني سوار شد تا همراه هم به سفري هفت ساله بروند و هرچه مي بيند براي زمين بفرستد. در طول سفر دستگاه ها مدام كنترل مي شدند و تنظيم مي شدند تا نمونه بردار براي آخرين ماموريت خود تيتان آماده باشد.
ماموريت كاسيني هويگنس ، پروژه مشترك ناسا و اسا و آسي ، در 15 اكتبر 1997 ، با پرتاب از مركز كيپ كاناورال آغاز شد. كاسيني فضاپيمايي سنگين بود، موشك تيتان سنتاور فقط مي توانست آن را تا نيمه راه زحل پرتاب كند. در نتيجه براي به دست آوردن انرژي كافي براي رسيدن به زحل، كاسيني ابتدا به سمت زهره پرتاب شد. در مسير بازگشت، كاسيني از كنار زمين نيز عبور كرد تا از نيروي گرانش زهره و زمين براي افزايش سرعت استفاده كند. كاسيني مسير هزاران ميليارد كيلومتري تا زحل را در چهار سال پيمود و روز 3 جولاي 2004 در مدار زحل قرار گرفت. اولين فضاپيمايي بود كه در يك مدار به دور زحل مي چرخيد. در اين مدت اطلاعات ارزشمندي در مورد حلقه هاي زحل براي زميني ها فرستاد. در 17 دسامبر سال قبل ميلادي موتورهايش را روشن و به سمت تيتان حركت كرد و در 22 دسامبر هويگنس را براي حركت به سوي تيتان آماده كرد .20 روز از زمان جدايي طول مي كشيد تا هويگنس به جو تيتان برسد. در آن جا هويگنس بايد با بررسي جزيياتي مانند تركيبات اتمسفر، بافت، دما، فشار، بادها و گازهاي معلق در آن، گزارش كاملي از وضعيت آب و هوايي تيتان تهيه مي كرد و سرانجام اگر مي توانست بر آن فرود مي آمد. تمامي اين داده ها به كاسيني رله مي شد تا از آن جا به زمين مخابره شود.
هنوز معلوم نبود هويگنس بر چگونه سطحي فرود خواهد آمد.
002448.jpg
002451.jpg
فضاپيماي كاسيني حدود 7 سال در راه بود و براي به دست آوردن انرژي كافي براي رسيدن به زحل از نيروي گرانش زمين و زهره استفاده كرد
تيتان تا چند روز پيش يك راز كيهاني به شمار مي آمد اما حالا  بچه مدرسه اي ها عكس هايش را براي هم ايميل مي كنند

مقصد
تيتان بزرگترين قمر زحل ، تنها قمر در ميان ماه هاي زياد سيارات منظومه شمسي است كه اتمسفر دارد. به علت تراكم ملكول هاي نيتروژن، متان و ساير ملكول هاي آلي كربني در اتمسفر تيتان، دانشمندان فكر مي كنند اين ماه به شرايط اوليه شكل گيري زمين شباهت داشته است. به خاطر همين اميدوارند بتوانند فرآيندهاي شيميايي را، كه به ايجاد حيات در كره زمين منجر شد، در تيتان مشاهده كنند. با اين حال با توجه به دماي 180درجه زير صفر، به نظر مي رسد تيتان سردتر از آن است كه بتواند موجودي زنده در آن باشد. سرانجام در شب كريسمس، در شروع سال، كاوشگر هويگنس كه سوار بر فضاپيماي كاسيني به مدار زحل رفته بود، از سفينه مادر جدا شد و به سوي تايتان رفت. سه هفته ناخن جويدن در انتظار دانشمندان بود. در اين فاصله ديگر فضاپيما به طور خودكار كار مي كرد و از زمين كنترلي روي آن نبود.

پايان اديسه 
و حالا كه اين كلمات را مي خوانيد، رييس آژانس فضايي اروپا اعلام كرده: ما سيگنال هايي حاكي از فرود موفق هويگنس بر سطح تيتان دريافت كرده ايم. شنيدن اين سيگنال ها به مانند شنيدن صداي گريه نوزادي است كه ما را از زنده بودن او مطمئن مي  سازد. سفينه بر تيتان فرود آمده. اين دورترين نقطه در منظومه شمسي است كه بشر موفق به فرود آوردن يك سفينه فضايي بر آن مي شود. اگر كريستف كلمب تصميم نگرفته بود كه از اقيانوس اطلس بگذرد ملكه ايزابلا پول هنگفتي را صرفه جويي مي كرد، ولي جسارت بشر را به روياهايش مي رساند. دوباره رويا به حقيقت پيوست تا دوران جديدي در ترك تازي هاي فضايي بشرگشوده شود.

تيتان پرده برداري مي شود
تا چند روز قبل تيتان معمايي كيهاني بود كه در غباري زرد خود را مخفي كرده بود و اسرارش را فاش نمي كرد، اما هويگنس چند ساعت بعد از فرود سيستم هايش به كار افتاده و شروع به ارسال تصوير به زمين كرده است. تصاوير،سرزمين هايي ناهموار و چند شكاف را نشان مي دهند . يكي از دانشمندان درباره نتايج داده هاي كاوشگر فضايي هويگنس گفته كه در آن جا تپه ها و مناطقي وجود دارد كه مانند صخره است. كه به معني اين است كه تيتان قمرفعالي است، اما دانشمندان مي گويند كه تصويرها را بايد بيشتر بررسي كرد. ما عادت داريم هر چيز را با مشابه اش در زمين بررسي كنيم، اما شايد چيزي كه در تيتان بيابيم به كلي متفاوت باشد. دختر يكي از دانشمندان وقتي پدرش داشته عكس هاي تيتان را نگاه مي كرده يكي از لكه هاي آن را شبيه گربه ديده و اين موضوع را به او گفته. اسم اين لكه را گربه سي سي گذاشته اند. اطلاعاتي كه اين نمونه بردار مي فرستد تا سال ها دانشمندان را به خود مشغول خواهد كرد.
در خبرهاي اوليه از كاسيني، به وجود محدوده هاي كوچك حاوي مايعات بر سطح تيتان اشاره شده بود، اما دانشمندان تاكنون چند بار درباره ماهيت اين اقيانوس هاي هيدروكربني دچار ترديد شده اند و گفته اند آن چيزهايي كه فكر مي كرده اند متان است ربطي به متان ندارد، و بعد دوباره گفته اند نه متان است و حتي از بارش باران متان هم خبر داده اند. به هرحال تيتان آماده است تا ما را باز هم غافلگير كند.

فهرست
پديده و ميميك 
فهرست
سينما تلويزيون
چهارشنبه سوري فيلم جديد اصغر فرهادي
گزار ش هفتگي اكران
توفان در تيزر جشنواره 
آخرين فيلم هاي بخش هاي مختلف جشنواره
ده شب با سينماي صامت 
اين فيلم ها مي رسند؟
پوستر جشنواره
رويداد هفته
ورزشي
داستان هميشگي
خداحافظي طولاني
از نيمكت تا سكو شايد هم دورتر
امسال نوبت ساعي است
مردي كه به زانو درآمد!
آرامش به احترام ديگران
رويداد هفته
فرار به سوي  پيروزي 
ازتمام ايران انرژي مثبت مي گيرم
من همبرگر مي خوام!
سبك بازي ايراني فرانسوي!
به جام جهاني مي رويم، به هزار دليل 
ايران بحرين همه خاطرات غم انگيز
فوتبال
اجتماعي
كسي كه در روز غدير به چهره برادر خود تبسم كند خداوند در روز قيامت با ديده رحمت به او مي نگرد
زندگي
دانشجويان مجازي شهريه ثبت نام نپردازند
غيربومي ها مشكل آفرين هستند
هنوز وقت قصاص بيجه نرسيده است
حذف پزشكي، تقريباً پر!
ورود ماشين حساب ممنوع
افزايش استرس دانشجويان در روزهاي امتحان
سبوس بخوريد تا چاق نشويد
حشيش قاتل
رويداد هفته
پايگاهي براي فيزيك پيشگان ايراني
سينما
سربازهاي جوان بازهم قلعه را تسخير مي كنند ؟
چگونه يك جشنواره بازحرفه اي شويم؟
و اما سينماهاي جشنواره
سه،دو،يك، حكم صادرمي شود
دانش
گاهي به آسمان نگاه كن!
غول كوچولوي شش تني
پديده جهاني
فاجعه  به روايت بلاگرها
وب لاگ خبرنگاران بي بي سي در كشورهاي آسيب ديده
به ياد قربانيان و نجات يافتگان زلزله 26 دسامبر جنوب شرق آسيا
روزها
امروز نعمتم را بر شما تمام كردم
بهانه هايي براي دوست داشتن او
ژنرال درهزارتو
سلا م رييس جمهور
به من نخند
شيرنالان اژدهاي غران 
رويدادها
بهداشت وسلامت
درجستجوي زيبايي از دست رفته 
زيبايي يا اعتماد به نفس؟
اتاق ملاقات
بازهم اين قرص هاي  لعنتي 
شادي به بهاي مرگ
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  سينما  |  پديده جهاني  |
|  روزها  |  بهداشت وسلامت  |  شناسنامه  |  اتاق ملاقات  |  پاورقي  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  در شهر  |
|  سبك زندگي  |  گفت و گو  |  گزارش  |  نامه به سر دبير  |  كارتون  |  موفقيت  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |