مطمئن بودم اين بار استخدام مي شوم، اما ديروز كه نتيجه مصاحبه را اعلا م كردند اسم من در ميان قبول شدگان نبود
باور
Belief
باورهاي معقول
بدشانسي آوردم كه قبولم نكردند
هيچ دلم نمي خواست رد شوم
كاش قبولم مي كردند؛ چه بد شد!
انگار در پيدا كردن شغل دل خواهم مشكل دارم
باورهاي نامعقول
قبول نشدنم در اين مصاحبه افتضاح بود
من تحملش را ندارم
بايد قبول مي شدم
من بي عرضه ام كه رد شدم
ديگر هيچ وقت نمي توانم شغل دل خواهم را پيدا كنم
من مطمئنا در مصاحبه هاي شغلي آينده هم ضعيف عمل مي كنم و يا بي دليل مرا رد مي كنند
پيامد
Consequence
پيامدهاي هيجاني مطلوب
احساس تاسف
ناكامي و تحريك شدن
سرسخت تر شدن
پيامدهاي رفتاري مطلوب
ادامه جست وجو براي يافتن شغل
ارتقاي مهارت ها
پيامدهاي هيجاني نامطلوب
افسردگي
اضطراب
عصبانيت
حس حقارت
پيامدهاي رفتاري نامطلوب
قطع جست وجو براي كار
افت عمل كرد در مصاحبه هاي بعدي
به دليل ازدياد اضطراب
زير سوال بردن باورهاي نامعقول
چرا قبول نشدن در يك مصاحبه شغلي افتضاح است؟!
چرا تحملش را نداشته باشم؟!
طبق چه شواهدي بايد در مصاحبه قبول مي شدم؟!
چرا رد شدن در مصاحبه به اين معناست كه من بي عرضه ام؟!
طبق چه شواهدي هيچ وقت شغل دل خواهم را پيدا نخواهم كرد؟!
چرا بايد در مصاحبه هاي شغلي آينده هم ضعيف عمل كنم و يا بي دليل رد مي شوم؟!
آثار زير سوال بردن باورهاي نامعقول
آثار شناختي
رد شدن البته ناخوش آيند است، ولي افتضاح نيست
من از رد شدن خوشم نمي آيد، ولي تحملش را دارم
هيچ دليلي وجود ندارد كه بايد در مصاحبه بهتر عمل مي كردم، البته اگر بهتر عمل مي كردم خوب بود
رد شدن بي عرضه بودنم را ثابت نمي كند. شايد نشان بدهد كه ضعف هايي دارم كه بايد رفع شود
پيدا كردن شغل خوب سخت است، ولي محال نيست
اگر از اشتباهاتم درس بگيرم، هيچ دليلي وجود ندارد كه هميشه ضعيف عمل كنم
آثار رفتاري
در مصاحبه هاي شغلي بيشتري شركت مي كنم
سعي مي كنم بيشتر آموزش ببينم
ضعف هايم را در مصاحبه پيدا مي كنم و آن ها را رفع مي كنم
به كمك دوستان و آشنايان و آگهي هاي روزنامه ها و بيشتر و جدي تر به دنبال يك شغل مناسب مي گردم
آثار هيجاني
متاسفم، نه افسرده
نگرانم، نه مضطرب
خودم را قبول دارم
احساس ناكامي شايد، اما عصبانيت براي چي؟