- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره سوم - شنبه ۱۹ دي ۱۳۸۳ - ۲۶ ذيقعده ۱۴۲۵ - Jan 8, 2005
docharkhe
ببخشيد! من يك وندال ام
ايران باز هم با كره شمالي هم گروه شده است. اولين چيزي كه به ياد مي آوريم ماجراي نارنجك زدن وسط چمن آزادي بود. كسي هست كه آن شب را به ياد نداشته باشد؟
001179.jpg
سعيد جباري 
اليوت لورنزي     Elliot Lorenzy هم اينك يك كارشناس علوم اجتماعي است كه مددكارانه آسيب هاي اجتماعي را كندوكاو مي كند. هر روز صبح لباسي در شان يك استاد دانشگاه مي پوشد و به محل كار خود و يا به تالارهاي سخن راني و هم انديشي مي رود؛ اما هميشه و هنوز در حين سخن راني هايش يك نگراني اساسي، او را دچار عذاب وجدان مي كند؟! 
اليوت 46 ساله هنوز مي ترسد در جمع شاگردان يا مردم حاضر در جلسات سخن راني اش، كسي پيدا شود كه بداند او در جواني سابقه ي تخريب اموال عمومي را داشته!
او به خاطر دارد كه مثل يك وندال به طور مستمر چندين شيشه از بيمارستان  محل سكونت خود را شكسته بود، فقط به اين دليل كه هيچ وقت او را به بيمارستان راه نداده بودند تا مريضان رواني را از نزديك ببيند!
 فلش اول 
مسابقه فوتبال هنوز شروع نشده است. گروه هايي از نيروهاي ويژه انتظامي از صبح زود وارد محوطه  و اطراف ورزشگاه  آزادي مي شوند. نيروهاي بازرسي وارد بوفه ها و سكوهاي ورزشگاه مي شوند تا پاك سازي انجام شود. پرسنل خدماتي مجموعه ورزشي در محل ورزشگاه، مورد نظارت و بازرسي قرار مي گيرند. بعضي عناصر اطلاعاتي هم در بوفه ها و لابه لاي جمعيت تازه  وارد قرار مي گيرند. 
بليت ها به فروش رفته و جمعيت، كم كم وارد مي شود. تا عصر كه زمان شروع بازي است فاصله خيلي خواهد بود، اما بالاخره وسايل و بازرسي بدني تماشاچيان زمان مي برد. هيچ كس حق ندارد غير از دوربين و موبايل، وسايل ديگري به همراه داشته باشد. چون ممكن است اين ابزار به آلت جرم تبديل شوند. حتي خوراكي ها و ميوه ها هم كنترل مي شوند. ورود سيب، پرتقال و نوشيدني هاي بطري دار ممنوع است! جمعيت با رقم بالايي وارد شده اند و جريان داغ فوتبال را با هياهو دنبال مي كنند.
تماشاچيان آن قدر به انبوه خلق يك پارچه اي تبديل شده اند كه ممكن است در اثرگرما و هيجان ابراز احساسا ت شان دست به هر كاري بزنند. به اموال يكديگر يا به صندلي ها و بناها آسيب بزنند و يا درگيري و نزاع هاي گروهي به راه بيندازند و خيابان ها و كوچه ها را ببندند.
ظاهرا وقتي تماشاچيان وارد اين گود جمعيت مي شوند، فقط يك تماشاچي هستند و ديگر فرهنگ و هنجار معنايي براي تحصيلات يا بيوگرافي شان ندارد.
حال بازي تمام شده و تماشاچيان كم كم مي خواهند به خانه هاي شان برگردند. نيروهاي ويژه ماشين ها و افراد را به بيرون هدايت مي كنند. خيابان ها هم شلوغ شده است. بالاخره بعد از دو سه ساعت همه چيز به وضع طبيعي اول برگشته، اما تعدادي دستگير شده اند!
تماشاچيان دستگير شده در حين و بعد از بازي فوتبال، با صورت جلسه تنظيم شده انتظامي بازجويي مي شوند. نماينده دادسراي ناحيه، پرونده متهمان را مي بيند و همان جا راي صادر مي كند. برخي آزاد و برخي به بازداشتگاه و دادسرا تحويل داده مي شوند. آن طور كه مسوولان انتظامي مي گويند؛ اين تماشاچيان عموما جوان و حداكثر 28 ساله هستند. 
فلش دوم 
شيشه هاي شكسته كيوسك تلفن ها و وسايل نقليه عمومي، صندلي هاي پاره شده با تيغ و ابزار برنده اتوبوس ها و ميني بوس هاي شهري، تصاوير و شعار نويسي هاي شخصي در اماكن و مراكز عمومي و . همگي نشان از انتقام جويي و خروج احساسات پرخاش گرانه يك شهروند وندال دارند.
ونداليسم    Vandalism، تخريب آثار هنري، تاريخي و تاسيسات عمومي معنا شده و شهرونداني كه دست به چنين اعمال خلاف عرفي مي زنند، از سوي محققان و پزشكان اجتماعي، وندال   Vandal خوانده مي شوند. ونداليسم نوعي عمل همراه با عقده گشايي است كه ريشه هاي رواني آن، مي خواهند به مخاطب خود چيزي بگويند يا فريادي بزنند. اين شهروندان شايد مثل اليوت لورنزي     Elliot Lorenzy حتي از طبقه آگاه و دانشگاهي و متشخص جامعه هم باشند، ولي دروني ناآرام داشته اند كه با ظاهر آرام شان چندان منطبق نيست و به هر حال، بدون اراده يا انگيزه، صرفا به خاطر ناراحتي شان از اجتماع، مسوولان يك سازمان يا دولت، خانواده يا هر چيز ديگري، نهايتا به اموال عمومي آسيب مي رسانند.
چندي قبل، شركت اتوبوس راني پاريس اعلام كرد كه سالانه 5000 شيشه اتوبوس در اثر اعمال وندال  ها تخريب و تعويض مي شوند. لوموند فرانسه هم درخبري گزارش كرده بود كه در بخش مخابرات پاريس، به ويژه تلفن هاي همگاني، سالانه بيش از 200 ميليون فرانك خسارت متوجه اين شهر مي شود.
در ايالات متحده هم، وندال ها آسيب زيادي به مدارس شهر وارد مي كنند، اما در ايران، آمار دقيقي از اين نوع خسارات گرفته نمي شود، اگرچه سازمان هاي عمومي مثل اتوبوس راني، راه آهن و مخابرات، به ندرت آماري از خسارات اموال شان در شهر تهران يا كشور اعلام كرده اند. مثلا تخريب كامل 30 دستگاه ميني بوس و 5 دستگاه اتوبوس در پايان ديدار تيم ملي ايران و كره شمالي در ماه هاي گذشته و يا خسارت 100 ميليون توماني به شركت اتوبوس راني بعد از يكي از بازي هاي استقلال و پيروزي از جمله اين حواشي بود.
آن طور كه تحقيقات آكادميك نشان مي دهد، در پديده ونداليسم، غير از متغيرهاي سن، خانواده، سوابق جنايي، پايگاه اقتصادي و اجتماعي، ناكامي ها، وضعيت شغلي وتحصيلي و مصرف مواد اعتيادآور ، عوامل، آن روي ديگر سكه مثل نحوه برخورد مسوولان يا بي توجهي آن ها به جوانان و پاسخ گو نبودن سازمان هاي اجتماعي يا دولتي به خواسته هاي عمومي هم نقش دارند. به همين خاطر است كه ناصر رنجبر، مربي و مدير ورزشگاه يك صد هزار نفري آزادي در سال هاي 62 تا 69 مي گويد: تجربه نشان مي دهد كه اغلب اين نوع تماشاچيان پرخاش گر، در يك ويژگي مشترك اند؛ بي كاري! به همين خاطر آنان چندان نگران مواجه شدن با تبعات رفتاري خود و برخوردهاي پليسي و بازداشت و مجازات نيستند. به خصوص وقتي داور بازي، مسوولان فدراسيون يا فرماندهان پليس با تصميمات خود، زمينه عصبانيت و هيجان شان را فراهم كنند 
 وندال  هاي مسابقات ورزشي، جشن ها و راه پيمايي هاي سراسري و ملي در اوج هرم خسارات ملي قرار دارند. از طرف ديگر، تعداد مدارسي هم كه سالانه در كشورمان خسارات فراواني مي بينند بسيار است، هر چند 15 درصد اين مدارس كه قدمت شان بالاي چهل سال است خطرآفرين هستند. به هر حال وندال  ها خود را با اجتماعي كه در آن زندگي مي كنند شريك نمي دانند.
 فلش سوم 
وندال ها بايد ياد بگيرند كه هزينه شكستن شيشه و صندلي و تخريب اموال عمومي، نهايتا از جيب خانواده و خود آن ها كسر مي شود. البته اين يك راه كار اقتصادي است كه بعضي مديران و كارشناسان آن را مطرح مي كنند، اما بعضي ديگر مثل مدير روابط عمومي مجموعه ورزشي آزادي معتقدند كه اين خسارات طبيعي اند. علي زاده بعد از پايان بازي تيم هاي پيروزي و پاس مي گويد: تخريب خاصي نداشته ايم و اصولا در جايي مثل ورزشگاه آزادي كه صد هزار نفر جمعيت جمع مي شوند، طبيعتا شلنگي پاره مي شود يا صندلي و شيشه اي هم به خاطر ازدحام مي شكند.
وندال ها گاهي با هورا كشيدن و هياهو اموال عمومي را مي شكنند يا منهدم مي كنند و گاهي هم بدون سروصدا، پشت لبخندي آرام، تيغ موكت بري را بر روي صندلي هاي وسايل نقليه مي اندازند تا يادگاري از خود به جا بگذارند؛ اما در هر دو صورت قابل توجه اند.
سرهنگ بابايي فرمانده تيپ امام خميني ره يگان ويژه نيروي انتظامي كشور هم درباره تاثير برخوردهاي انتظامي با وندال ها در بازي هاي فوتبال مي گويد: پس از اتمام مسابقات فوتبال، در داخل هر اتوبوس يك مامور قرار مي دهيم تا تماشاگران را كنترل كند، اما پس از پايان بازي معمولا برخي از تماشاگران در نقاط دورتري از ورزشگاه تجمع مي كنند و دست به جنجال ياتخريب مي زنند.
طبق ماده ي 558 قانون مجازات اسلامي، هر كس به تمام يا قسمتي از ابنيه، اماكن، محوطه ها و مجموعه هاي فرهنگي تاريخي يا مذهبي كه در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده اند يا تزيينات و ملحقات آن ها، تخريبي وارد كند، علاوه بر جبران خسارات وارده، به حبس از يك تا ده سال محكوم خواهد شد. همين طور طبق ماده ي 677 قانون جزايي، هر كس عمدا اشياي منقول و غيرمنقول متعلق به ديگري را تخريب نمايد يا به هر نحو، كلا يا بعضا تلف كند يا از كار بيندازد، به حبس از 6 ماه تا 3 سال محكوم خواهد شد. و بنا به ماده ي 678 قانون جزا نيز، هر گاه اين جرايم به وسيله ي مواد منفجره واقع شده باشند، مجازات مرتكب آن ها به 2 تا 5 سال حبس تبديل خواهد شد. 
بنابراين، وندال ها در همه ي كشورها از طرف قوانين قهريه نيز در كنار اجتماع مورد نكوهش هستند. فرقي نمي كند؛ تهران بزرگ، پاريس، لندن، بوخوم، مادريد، استانبول و يا هر شهر و ايالت ديگري، ميزبان گروه هايي از مهمانان ناخوانده با عنوان وندال هستند. بلكه نكته مشترك در همه  اين انسان ها، انگيزه ها و ريشه هاي رواني بروز اين رفتارهاست.
دكتر جمشيد افشنگ، روان شناس و استاد دانشگاه هم در اين باره مي گويد: وقتي يك شهروند، در طول زندگي، احساسات و تفكراتش را بيان نكند و تخليه هيجاني نشود، آرامش نمي يابد و با حضور در اجتماع فرياد مي زند و شادي يا خشم خود را به هر شكل ممكن نشان مي دهد.
وقتي در جامعه ما براي تخريب يا مراقبت از اموال عمومي تنبيه يا تشويقي به شكل مادي يا معنوي وجود ندارد، قطعا ونداليسم از ميدان آموزش و نصايح اجتماعي هم پيروز بيرون مي آيد.
سكانس آخر داستان وندال ها در مجموعه آزادي يا هر جاي ديگر اين است كه با راي قضايي، پلاكاردهايي  با مضمون معذرت خواهي بر گرد ن شان بيندازند و آن ها را در مجموعه ورزشي يا اجتماعات ديگر بگردانند! اما آيا اين پايان ونداليسم است؟

بدترين روز خدمت سرهنگ
فرمانده  يگان ويژ ه انتظامي و مسوول تامين امنيت بازي هاي بزرگ ترين مجموعه ورزشي كشور آزادي مي گويد: پس از پرتاب مواد آتش زا به طرف بازي كنان تيم رقيب در بازي فوتبال ايران و كره شمالي كه سال گذشته در همين روزها اتفاق افتاد، بارها بازخواست شدم و آن روز از بدترين روزهاي خدمتم بود.” حالا باز هم قرار است ايران و كره شمالي در بازي هاي مقدماتي جام جهاني 2006 آلمان در مقابل هم قرار گيرند. اين خبر هفته ي گذشته اعلام شد و همه باز هم به ياد آن حادثه تلخ افتادند و نگران از تكرار چنين حادثه اي، مطالبي را در برخي نشريات ورزشي نوشتند.
اگرچه تا انجام اين بازي هنوز زمان زيادي مانده، اما اين گونه حوادث و موارد مشابه آن ممكن است در هر بازي ملي و داخلي روي دهد.
به هر حال هميشه جوانان و يا افراد ميان سالي وجود دارند كه گاه تحت تاثير هيجان يك بازي فوتبال و يا تحت تاثير مسايل خلقي و آموزه هاي دروني و دست به اين كارها مي زنند. بعضي اوقات تنها خودشان، تيغ موكت بري و رويه صندلي اتوبوس از كارشان خبردار مي شود و بعضي اوقات تبعات كارشان در صدر اخبار ورزشي پنج غول رسانه اي دنيا قرار مي گيرد كه: بازي تيم هاي فوتبال ايران و كره شمالي كه در چهارچوب مسابقات مقدماتي جام  ملت هاي آسيا در تهران برگزار مي شد به دليل پرتاب مواد آتش زا از سوي تماشاچيان به داخل زمين بازي، ناتمام ماند.”
به قول گزارش گران مسابقات ورزشي چرا آن تماشاگرنما” آن رويداد تلخ را در تاريخ ورزش كشور ثبت كرد؟! 

به دنبال تماشاگر حرفه اي
مزدك ميرزايي
دقايق مياني بازي منچستريونايتد آرسنال است. هواداران شياطين سرخ هيجان زده و نگران اند. تيم محبوب شان بعد از يك فصل ناكامي محض در برابر رقيب هميشگي دست خالي مانده است. ينس لمان عامل اصلي درگيري پر سروصداي فصل گذشته با نيستلروي در فاصله سه متري جايگاه South East Stand ورزشگاه الدترافورد است. همان جايگاهي كه مخصوص هواداران دو آتشه منچستر يونايتد است. در نگاه اول هر حركتي از سوي اين تماشاگران قابل پيش بيني به نظر مي رسد، اما آن ها به خود اجازه نمي دهند كه هيچ حركتي انجام دهند. تماشاگران تيم خود را تشويق مي كنند و حداكثر در ضربات آزاد با به راه انداختن سروصدا سعي مي كنند روي دروازه بان و مدافعان تيم ميهمان فشار رواني ايجاد كنند و تمركز شان را به هم بزنند. حتي در ضربات كرنر كه فاصله تماشاگران كنج زمين با روبر پيرس به كم ترين حد مي رسد، تماشاگران هيچ حركت غيراخلاقي اي انجام نمي دهند. در نهايت منچستريونايتد بازي را با دو گل مي برد و به ركورد شكست ناپذيري تفنگ داران پايان مي دهد.
اين ماجرا در تمام طول سال هاي اخير در فوتبال انگلستان تكرار مي شود. هيچ تماشاگري حتي در عصبي ترين حالت روحي، اجازه توهين و پرتاب شيئي را به خود نمي دهد. در فوتبال فرانسه، تماشاگران تيم هاي محبوب اما شكست خورده اي نظير مارسي نهايت اعتراض خود را نسبت به تيم خودي با پلاكارد و يا تحريم حضور در ورزشگاهي كه حتي بليت آن  را نيز خريده اند به نمايش مي گذارند.
در واقع در اروپا سال هاست كه كلوپ هاي هوادران داراي نظام مشخصي است و هر باشگاه به خوبي با اين كلوپ ها در ارتباط است. هر يك از اين كلوپ ها داراي اساس نامه و رهبران مشخصي هستند كه وظايف تك تك  تماشاگران را به آن ها اعلام مي كنند. سروده هاي جديد در مورد تيم و بازي كنان از طريق افراد به تماشاگران ابلاغ مي شود. از همه مهم تر هر تماشاگري داراي جاي مشخص شده اي است كه در تمام بازي ها، در آن نقطه به تماشاي بازي تيمش مي نشيند.
اين ها همه گوشه اي از وضعيت فوتبال دوستان اروپايي در ورزشگاه هاي اين قاره سبز است، اما بي انصافي است اگر انتظار داشته باشيم تماشاگران ما هم چون آن ها تماشاگران حرفه اي باشند. همان قدر كه تاريخ فوتبال ما، با پيشينه فوتبال در اروپا فاصله دارد، همان قدر كه كيفيت فوتبال ما با فوتبال اين قاره فاصله دارد، و همان قدر كه ورزشگاه هاي ما با ورزشگاه هاي اروپايي تفاوت دارد، تماشاگر فوتبال ايراني هم بايد با تماشاگر فوتبال اروپايي فاصله داشته باشد، اما در اين ميان يك انتظار معقول هم وجود دارد؛ اين كه ما داراي فرهنگي غني، بااصالت و اسلامي هستيم و بايد فوتبال دوستاني با فرهنگ داشته باشيم. مدتي است كه جو ورزشگاه هاي ما دچار تغييرات محسوسي شده و بسياري از علاقه مندان به دليل الفاظ زشتي كه در ورزشگاه ها به زبان مي آيد، از خير حضور در ورزشگاه ها گذشته اند. آن هايي كه در دهه 60 به ورزشگاه مي رفتند كم تر به خاطر دارند كه جو ورزشگاه ها اين قدر آلوده بوده باشد. از پرتاب اشياي گوناگون به درون ميدان سخن نگوييم بهتر است. كار به جايي رسيده كه در بزرگ ترين ورزشگاه خاورميانه شاهد نصب حفا ظ هاي مخصوص در چهارگوشه ميدان هستيم تا بازي كنان در امان باشند. در شهرستان ها هم وضعيت به همين ترتيب است. آسيب رساندن به اتوبوس ها و اموال عمومي كه جايي ثابت در اعمال بعضي تماشاگران دارد. پرتاب مواد محترقه و بمب هاي كوچك آتش زا به داخل زمين مثل اتفاقي كه سال گذشته در حين بازي تيم كشورمان با كره شمالي رخ داد هم اتفاق ناخو ش آيند ديگري است كه گاهي شاهدش هستيم.
با تمام اين احوال در سال هاي اخير باشگاه هاي ما به باشگاه هاي فرهنگي ورزشي تغيير نام داده اند. سعي شده است هوادران داراي كانون  هاي مشخصي باشند و بعضي باشگا ه ها پا را فراتر نهاده و براي علاقه مندان شان كارت عضويت صادر كرده اند. اين ها نخستين قدم هاي رسيدن به تماشاگران حرفه اي است، اما براي ادامه اين روند چه بايد كرد؟
شايد مهم ترين كار، تجهيز و بالا بردن كيفيت ورزشگاه ها است. تماشاگران بايد در رفاه كامل يك بازي فوتبال را تماشا كنند. تماشاگري كه زير باران و برف به ورزشگاه هاي فاقد سقف مي آيد و تساوي با شكست تيمش را مي بيند، عصبي و پرخاش گر مي شود. شايد شكستن صندلي ها يا آسيب رساندن به سرويس هاي بهداشتي راحت ترين كاري باشد كه اين تماشاگر مي تواند انجام دهد!
براي بالا بردن سطح فرهنگي تماشاگران، بايد شعار قديمي  ما بهترين تماشارگران دنيا را داريم را به دست فراموشي سپرد. اين تماشاگران بيش از هر چيز نياز به حقيقت دارند. آن ها وقت و سرمايه خود را براي ديدن بازي تيم مورد علاقه شان مي گذارند و نياز دارند كه درك شوند، آن ها نياز دارند كه بدانند از نظرات شان براي اداره تيم استفاده مي شود. اگر آن ها متوجه شوند كه از نظر باشگاه داراي اهميت هستند، خيلي منطقي تر با قضايا روبه رو خواهند شد و در آن صورت كم تر شاهد حركت هاي پرخاش گرانه اي نظير پرتاب ترقه از سوي آن ها خواهيم بود. اگر همه چيز قانون مند شود و هر تماشاگري جاي مشخصي داشته باشد، تماشاگري كه كاري ناشايست انجام مي دهد، به وسيله ديگر تماشاگران طرد خواهد شد و اين مهم ترين قدم به سوي تطهير ورزشگاه ها است.
نكته ديگر اين است كه ميانگين سني تماشاگران ما نسبت به تماشاگران اروپا بسيار پايين تر است و دليل آن هم همين عدم رعايت مسايل اخلاقي است كه به آن اشاره شد. اگر محيط ورزشگاه ها قابل تحمل! شود، مسلما تماشاگران مسن و قديمي  به ورزشگاه ها بر مي گردند و اين مساله خود در امر بالا رفتن فرهنگ تماشاگران تاثير خواهد گذاشت. تماشاگري كه بزرگ تري را در كنار خود ببيند به خود اجازه توهين و اعمال غير اخلاقي نمي دهد. مساله برخورد خوب با تماشاگران فوتبال هم از مسايل مهم براي دعوت آن ها به رعايت اخلاق است. اگر برخورد خوبي با تماشاگر فوتبال صورت گيرد، او از ديدگاه خودش ارزش بيشتري پيدا مي كند و مي كوشد تا خوش اخلاق تر و با فرهنگ تر باشد.

صدنفربراي يك جلد
تا حالا  هوس كردي رگ و ريشه وشجره نامه يك كلمه را بفهمي؟ خانواده و فاميل هايش را؟ دانشنامه جهان اسلا م با تعداد زياد محققين وگستره تحقيقات حسابي به كارت مي آيد
001164.jpg
احسان ناظم بكايي 
وارد كتاب خانه كه مي شوي، تمام سروصدا و شلوغي، پشت در جا مي ماند و سكوتي شيرين با تو هم راه مي شود. سكوتي كه در آن حتي قورت دادن آب دهانت را هم به وضوح مي شنوي.
كساني كه وارد كتاب خانه مي شوند، چند دسته اند؛ دانشجوياني كه دنبال جاي آرامي براي درس خواندن مي گردند، كساني كه همين جوري آمده اند و نمي دانند براي چه اينجا هستند كه اين بدترين بيماري كتاب خانه اي به شمار مي رود ، افرادي كه در جست وجوي كتابي خاص اند و جمعي ديگر كه به دنبال كلمه اي خاص هستند؛ و البته محققين.
اگر جزو دو دسته آخر باشي و يا حتي ساير دسته ها، مي تواني راهت را كج كني به سمت قفسه كتاب هاي مرجع، كتاب هايي كه هر چند ده تا، با شكل و شمايلي يك سان كنار هم قرار گرفته اند و آدم را به ياد مصاحبه هاي تلويزيوني اي مي اندازد كه در پس زمينه شان اين كتاب ها پشت سر هم رديف شده اند.
كتاب هايي كه به قول معروف جان مي دهد براي ست كردن كتاب خانه با محيط اطراف در ميان اين همه كتاب. جورواجور، چشمت به هفت جلد كتاب سبزرنگ مي افتد؛ در قطعي بزرگ تر از ساير كتاب ها كه روي آن به جاي واژه متداول و قلمبه دايره المعارف، نوشته دانشنامه. به طور تصادفي يكي از آن ها را برمي داري و شروع مي كني به ورق زدن؛ ورق هاي مرغوب، نقشه ها و عكس هاي رنگي، اصرار بر نگارش و نظم فوق العاده. اصلا انتظار نداشتي كتاب مرجعي اين گونه باشد، آن هم رنگي و با چنين كيفيتي.
ملاقات با دانشنامه
روي نزديك ترين صندلي خالي مي نشيني و شروع مي كني به ورق زدن آن براي فرونشاندن حس كنجكاوي. بنيان گذار اين كتاب ها رهبر انقلاب است و زيرنظر دكتر حدادعادل تنظيم شده هر چند با همان نگاه اول و ديدن كلمه فارسي دانشنامه و ارجحيت آن بر كمله دايره المعارف مي توان حضور او را حدس زد و نام جمعي ديگر از سرشناس ترين محققين كشور در فهرست جمع آوري كنندگان آن به چشم مي خورد، ورق كه بزني كنجكاوي ات بيشتر مي شود، در اين صفحه اسامي تمام هم كاران اعم از اعضاي دايم و غيردايم بنياد دايره المعارف جهان اسلام كه در تهيه اين جلد كمك كرده اند به چشم مي خورد. از محقق گرفته تا ويراستار و تايپيست. در صفحه بعد فهرست الفبايي تك تك مداخل را مي بيني كه كنار هر كدام نام مولف آن به چشم مي خورد و اين يعني اين كه تو مي تواني بداني كدام كلمه توسط چه كسي مورد تحقيق قرار گرفته و علاوه بر معناي كلمه، نوع نگارش و احاطه او بر موضوع را هم بفهمي.
كلمه پرچم را كه بياوري،مي بيني  18 صفحه را از آن خود كرده،ازتوصيف پرچم هاي زمان پيامبر بگيرتا پرچم هاي سلسله هاي قديمي 
با يك نگاه كلي به راحتي مي توان تعداد افرادي را كه براي يك جلد زحمت كشيده اند شمرد كه بيش از يك صد نفرند. در صفحات اصلي و توضيح مداخل كه برسي، دقت و كيفيت آن تو را تحت تاثير قرار مي دهد؛ هر كلمه بنا به وسعت وعمق و مفهوم وگستردگي به چند بخش تقسيم شده و هر بخش را يك محقق خاص بررسي كرده است تا دقت فداي سرعت نشود. در كنار نوشته ها، عكس ها، نقشه ها و نمودارهاي رنگي با وضعي مناسب به چشم مي خورد و جالب اين كه براي حفظ امانت، اسامي تمام تهيه كنندگان موارد فوق در كنار تصاوير درج شده است.
اصرار بر مستدل بودن هر معنا را مي توان با ديدن اسامي ده ها هزار كتابي كه بانشاني دادن شماره صفحات استفاده شده از آن ها به وفور به چشم مي خورد را، ببيني.
كلمه پرچم را كه بياوري، مي بيني 18 صفحه را از آن خود كرده و بعد از معناي لغوي، به سه بخش تقسيم مي شود؛ تاريخ چه پرچم در جهان اسلام، پرچم در ايران و پرچم در جهان اسلام. آن چه معلوم است تحقيقات پيرامون هر كلمه به وضعيت آن كلمه و اسلام مي پردازد، چه جالب است توصيف پرچم هاي زمان پيامبر و امامان و ديدن تصاويري از پرچم هاي سلسله هاي قديمي.
هنگامي كه داري اين كتاب را ورق مي زني، چند جفت چشم كنجكاو را پشت سرت حس مي كني كه آن ها هم تحت تاثير اين كيفيت قرار گرفته اند و از تو درباره اين كتاب مي پرسند، وقتي بلند مي شوي تا كتاب را در قفسه بگذاري، مي بيني اثري از ساير جلدها نيست، همگي روي ميزها باز شده اند تا كنجكاوي كس ديگري را جواب بدهند.
آخرين اطلاعات 
اين روزها، هشتمين جلد از مجموعه دانشنامه جهان اسلام منتشر شده ، اين جلد به كلمات پاياني حرف ت مي پردازد و از كلمه تكاثر آغاز و با مدخل تيه به پايان مي رسد، اين جلد 866 صفحه اي، شامل 260 مقاله تاليفي از محققان ايراني و خارجي و 51 مقاله ترجمه اي است كه از مهم ترين كلمات موجود در اين جلسه مي توان به توحيد، تهران، توكل، توبه، تورات، تمبر، توسعه و تونس اشاره كرد؛ براي جمع آوري و تحقيق اين جلد، 192 مولف به كار پرداخته اند.
به طور كلي در زمينه ادبيات 33، اسلام معاصر 30، تاريخ 36، تاريخ علم 16، جغرافيا 49، فرهنگ و تمدن اسلامي 37، فقه و حقوق 34، فلسفه 32، قرآن و حديث 21 و كلام و فرق 23 مقاله در جلد هشتم دانشنامه درج شده است.
مكان: خيابان فلسطين 
بهانه انتشار جلد هشتم از يك سو و حس كنجكاوي، به خصوص در مورد چگونگي هم كاري افراد در تهيه و تنظيم مداخل اين دانشنامه از سويي ديگر، باعث مي شود تا سري به اين مجموعه بزنيم.
در خيابان كم عرض فلسطين كه مانند همتاي شرقي خود خيابان ولي عصر درختان قطور و كهن سال چنار و جوي آبي روباز دارد و حوالي ميدان فلسطين جايي كه بلندگوهاي مراسم نماز جمعه به تيرهاي چراغ برق نصب شده و خطوط موربي روي آسفالت ها جهت صف نمازگزاران را نشان مي دهد، بنياد دايره العمارف جهان اسلام قرار دارد. در كنار ده ها ساختمان كه بعضا با معماري مدرن به چشم مي خورند و ميزبان ده ها سازمان و شركت دولتي و غيردولتي اند و طبقه همكف شان بر خيابان، فروشگاه هايي اكثرا داراي محصولات فرهنگي زندگي مي كنند، طبقه هم كف بنياد نيز اين گونه است، پس براي ورود به آن بايد از فضايي دالان مانند كه اطرافش چند فروشگاه است گذشت تا به بخش اطلاعات رسيد.
ساختمان تقريبا قديمي است و 6 طبقه، طبقه هم كف، اطلاعات و تلفن خانه است، در طبقه دوم كتاب خانه و اطلاع رساني، و گروه هاي علمي هستند و در طبقه سوم معاونت علمي و واحدهاي آموزش و رايانه و طبقه چهارم هم ميزبان هيات امنا، معاونت اجرايي، روابط عمومي، دبيرخانه، واحدهاي نمونه خواني و كتاب شناسي و ويرايش و و طبقه پنجم هم تالار اجتماعات و نماز خانه . سنگ  بناي اين دايره المعارف كه به زبان فارسي و براساس حروف الفبا منتشر مي شود، در سال 1362 به دست بيش از 100 عضو هيات علمي دانشگاه ها و حوزه نهاد شده، برنامه ريزي اوليه آن، 25 سال بوده طوري كه هر سال دو جلد به چاپ برسد ولي به مرور زمان با توجه به گستردگي كلمات، مجموعه اي بيش از چهل جلد و بدون زمان پاياني در نظر گرفته شده.
برنامه آينده بنياد ترجمه متون به انگليسي و عربي است تا به عنوان مرجعي در سراسر جهان اسلام مورد استفاده قرار گيرد، هم كاري ساير كشورهاي اسلامي و به خصوص رايزني فرهنگي آن ها نيز بسيار موثر و در حال انجام است، مثلا رايزني تونس در مورد جلد هشتم مدارك و نقشه هايي قديمي رادر اختيار بنياد قرار داده است.
موضوع كنجكاوي برانگيز از همان وقتي كه دانشنامه را مي بيني و تحت تاثير جزئياتش قرار مي گيري، اين است كه چه طور مي شود با اين بنياد هم  كاري كرد؟ آيا همه مي توانند در اين مجمومه فعاليت كنند؟
سياست كلي بنياد، استقبال از افراد علاقه مند است اين را صابري مسوول خوش برخورد روابط عمومي كه با متانت فوق العاده اي سوالات را جواب مي دهد، مي گويد.
اين روزها هشتمين جلد از دانشنامه منتشر شده است. براي آماده سازي هر جلد ده ها محقق فعاليت مي كنند كه بسياري از آنان جوانان علا قه مند
برخوردار از تحصيلا ت مربوط اند

فرد بعد از مراجعه و با داشتن تجربيات لازم درمورد نگارش و مدرك معتبر در زمينه اي كه مي خواهد تحقيق كند، به يكي از گروه هاي ده گانه ادبيات، تاريخ، جغرافيا، مطالعات اسلام معاصر، فرهنگ و تمدن اسلامي، فلسفه و عرفان، قرآن و حديث، كلام و فرق، تاريخ علم، فقه و حقوق معرفي مي شود براساس محدوده فعاليت هر گروه بين 6 تا 10 نفر عضو دارد سپس به او سفارش مقاله اي داده مي شود كه براساس وسعت مدخل بايد چيزي حدود 1000 كلمه باشد؛ با ذكر اين نكته كه مقاله حتي المقدور بايد تاليفي باشد و نه ترجمه.
فرد بعد از تحقيق و تحرير مقاله، آن را به گروه مربوط ارايه مي دهد و سپس ارزيابي و كار كارشناسي توسط اعضاي هيات علمي انجام مي شود و بعد از تاييد، مطلب ويرايش شده و نام او در فهرست مولفان قرار مي گيرد.
آن چه مهم است اين كه مقاله اول آزمايشي است، براي ورود فرد به مجموعه، بعد از آن كه او در مجموعه قرار گرفت روند مدخل گزيني و تحقيق او ادامه مي يابد، مبلغ حق التاليف نيز بسته به مولف و مدخل، چيزي بين 50 تا 60 هزار تومان است.
كتاب خانه بنياد كجاست؟
در همين جا و در طبقه پايين، كتاب خانه اي با بيش از هفتاد هزار جلد كتاب وجود دارد؛ حال سري هم به كتاب خانه  مي زنيم؛ كتاب خانه اي بزرگ با تجهيزات جست و جوي دستي و رايانه اي. تالار مطالعه اي كه با عنوان مرحوم احمد عراقي اولين معاون علمي بنياد نام گذاري شده و آن سوتر كتاب خانه اهدايي استاد زرياب خويي، فضايي آرام با قفسه هايي پر از كتاب كه تودرتو و در كنار هم، طوري قرار گرفته اند كه فضا را به راه روهاي پيچ درپيچ تقسيم كرده اند و البته براي ورود به اين محوطه بايد حتما معرفي نامه داشته باشيد.
از ساختمان كه بيرون مي آيي، وضعيت فرق مي كند. مي داني كه حالا، توي اين ساختمان شش طبقه قديمي در مركز شهر، دارد اتفاق هاي عجيبي مي افتد. بيشتر از صد عضو  هيات علمي و 170 كارمند آن جا در تلاش اند تا جلد نهم را كه به حرف س مي پردازد آماده كنند و به اين ترتيب صفحه هاي ديگري به 6590 صفحه  چاپ شده اضافه  شود. داير ه المعارف بزرگ اسلامي دارد كم كم به نيمه راه مي رسد. تا چند سال ديگر بخش اول كار به پايان مي رسد. بخشي كه هدفش مكتوب كردن ميراث سال هاي سپري شده فرهنگ اسلامي است.

فهرست
نامه ها و آدم ها
گزارش تصويري
سينما تلويزيون
فروتن در باغ هاي كندلوس
پارسا پيروز فر در نقش علي سنتوري
حديث فولاد وند در گارد ساحلي 
فرهاد مهاديان در گل كاغذي 
باز هم دير شد
گزار ش هفتگي اكران
نيما فلاح در آكواريوم
رويداد هفته
تلويزيون
اي كاش هم پزشك بودم هم بازيگر!
يك ساختمان گرم گرم 
گرسنگي سريالي وغذاهاي يخ زده 
فيلم دوبار مصرف!
ورزشي
براي چند ميليون دلار بيشتر
آقاي گل: ادو
جنجال دسته گل!
جهان پهلوان در غربت
روزهاي گرم علي كريمي از راه مي رسند
جذابيت پنهانِ  آزمايش دوپينگ
ببر مازندران قلبش شكست
رويداد هفته
قرن خوبي داشته باشيد آقاي وزنه بردار!
يك شيرجه بلند به دروازه تيم ملي 
آدم هاو شماره ها
اجتماعي
تا رابطه كسي با خدا پي نبرده اي با او دشمني نكن كه اگر با خدا باشد تو شكست مي خوري و اگر از خدا دور باشد همان براي وي بس است
شب گردي دركوچه هاي شهر
گزارش تصويري
ببخشيد! من يك وندال ام
بدترين روز خدمت سرهنگ
به دنبال تماشاگر حرفه اي
صدنفربراي يك جلد
زندگي
طبقه بندي مهريه دختران،توهين به آن ها است 
در تامين خون خودكفا شديم
چهل ساله ها مرخص!
درصدافسردگي:بالا
حذف سهميه هاي بومي دركنكور
ورود پليس به حريم شخصي ممنوع
مغز بخوريد
ثبت نام آزمون استخدامي
ازدواج كنيد هديه بگيريد
رويداد هفته
چترهارانبايدبست 
ده فرمان
چترها را بايد بست
سينما
با۱۵۰هزارتومان جكي چان شويد
بخند،بميروبخند
داستان هايي كه قراراست ماتعريف كنيم
دانش
قايق ها ديگر باز نمي گردند
پديده جهاني
انقضا: يك دقيقه بعد
آتش يا تاج خروس؟
تصوير ما در آينه ديگران 
مد لباس
روزها
جوان ترين امام
پايان يك دوران
راوي كابوس ها
متقلب تر از ديگران
امور ايران را به شما سپرديم
مرگ ماركوپولو
مرگ تامس هاردي
تولد استيون سودربرگ
مرگ آگاتا كريستي
اولين نمايش متروپليس
تاسيس استاندارد اويل Standard Oil
براساس يك ماجراي واقعي
چند سند از يك واقعه
جذابيت مرگ بار
كي و كجا؟
شورش بي دليل 
مكاشفه يك ذهن درخشان
ويژه
چرا خلاق نيستم؟
لذت شنيده شدن 
هنر روز
سوهان حاج حسين، ويكس ودراكولاهاي خانگي
بازي
چرخه تمام نشدني قدرت
اسنيك Naked Snake
رييس The Boss
گروه كبراها
شخصيت هاي ديگر
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  گزارش تصويري  |  زندگي  |  دانش  |
|  سينما  |  پديده جهاني  |  روزها  |  ويژه  |  هنر روز  |  بازي  |  شناسنامه  |  پاورقي  |
|  مهمان هفته  |  راهنما  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |