- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره اول - شنبه ۵ دي ۱۳۸۳ - ۱۲ ذيقعده ۱۴۲۵ - Dec 25, 2004
docharkhe
بازار هندوانه در اولين شب زمستان
000147.jpg
سارا هاشمي نيك 
نام شب يلدا را پيشينيانمان با نام هايي مثل هندوانه، انار، آجيل و فال حافظ عجين كرده اند. اما در ميان همه ي اين ها هندوانه جايگاه ويژه اي دارد. طوري كه اگر به هر دليلي فراهم نشود، احساس مي كنيم سنت شب يلدا را خوب به جا نياورده ايم.
هندوانه خوردن شب يلدا را هم مثل ساير آداب و رسوم اين چنيني از قديمي ها به  ارث برده ايم؛ پدران مان كه شب چله را زير كرسي هاي داغ شان به صبح مي رساندند، هندوانه قاچ شده را هم به سفره ي شب چره هاي روي كرسي اضافه مي كردند تا با خوردن ميوه ي خنك فصل گرم، ياد و خاطره ي تابستان را زنده كنند و به زعم خودشان طولاني ترين شب سرد زمستان را به روزهاي پر حرارت تابستان پيوند بزنند.
دكتر غياث الدين جزايري در جلد اول كتاب زبان خوراكي ها هندوانه را يك ميوه ي عربي ذكر مي كند كه حدود دو هزار سال پيش از حجاز به ايران آورده شد، اما دليل اين كه آن را هندوانه يعني منتسب به هندوستان ناميده اند اين بوده كه در آن دوران هندوستان سرزمين عجايب بود و هر ميوه ي تازه اي كه وارد ايران مي شد، آن را هندي مي دانستند و يك اسم هندي رويش مي گذاشتند. اين تاريخچه ي كوتاه نشان مي دهد كه هندوانه در زندگي ايرانيان باستان نيز حضور داشته است.
اما هندوانه اي كه چند روز مانده به بلندترين شب سال در بازار ميوه و مغازه ها فراوان مي شود،با همتايان خود در تابستان و بهار تفاوت هايي دارد كه حكايت اش شنيدني است.
تا به حال هيچ از خودتان پرسيده ايد؛ هندوانه هايي كه در طول ماه پاييز كمياب مي شوند و چند روز قبل از شب يلدا ناگهان سر و كله شان در ميوه فروشي ها پيدا مي شود، تمام اين مدت كجا بوده اند و چه سرنوشتي داشته اند؟
واقعيت اين است كه بازار شاه ميوه ي شب يلدا از دو سه ماه قبل فعاليت اش را آغاز مي كند به اين ترتيب كه پاييز هر سال هندوانه ها را به جاي بردن به مغازه ها به انبارهاي مخصوص منتقل مي كنند تا براي شب يلدا نگهداري شوند.
000144.jpg
امير وراميني يكي از بارفروشان ميدان تره بار كه در خريد وفروش هندوانه فعال است مي گويد: اين طور نيست كه هندوانه فقط مخصوص تابستان باشد.  در فصل پاييز هم هندوانه خوب به عمل مي آيد.البته هندوانه انواع و اقسام دارد: نوع چيتي كه خط دار و تيره  و روشن هستند، نوع محبوبي كه سبز تيره است، ساكاتا كه خيلي مرغوب است، هندوانه مهندسي و هندوانه قرق. اختلاف آن ها بيشتر در طرز كشت شان است، كوچكي و بزرگي شان هم مربوط به نوع خاكي است كه در آن مي رويند. هندوانه را به صورت ديم و آبي مي كارند. تخم ديمي ها قرمز رنگ و تخمه ي آبي ها سياه و يا خط دار است. هندوانه هاي آبي معمولا درشت تر و بزرگ ترند. به طور كلي محصول هندوانه در شهرهاي استان خراسان، استان گلستان، همدان، جيرفت، دزفول و اطراف تهران به عمل مي آيد.  
هندوانه شب يلدا بيشتر محصول كشاورزان استان گلستان يا همان تركمن صحراي  قديم است كه البته پاييز مي رسد: كشاورزان تركمن صحرا، هندوانه ها را وقتي كه دم رس هستند مي چينند و بارفروشان آن ها را مي خرند و بعد از انتقال به تهران، به انبارها مي فروشند. البته يعني مغازه دارها خودشان انبار هم دارند. آن ها هندوانه را در انبارهاي مخصوص، داخل كاه گندم و جو مي خوابانند و بعد در انبار را مي بندند كه نور به آن ها نرسد. اين هندوانه ها مي توانند دو تا سه ماه سالم بمانند. 
هندوانه هاي انبار شده را يك هفته قبل از شب يلدا از انبارها بيرون مي آورند و وارد بازار مي كنند.
اين هندوانه ها كه مخصوص شب چله به ميوه فروشي ها مي آيد نسبت به هندوانه هاي تابستان بسيار گران تر هستند و فروشنده هاشان را به سود سرشاري مي رسانند.
مهدي گنابادي يكي از هندوانه فروش هايي است كه مغازه اش در تمام طول سال از كف تا سقف مزين به انواع هندوانه هاي رنگارنگ در اندازه ها و سايز هاي مختلف است. او درباره ي هندوانه ي شب يلدا مي گويد: انباردارها اين هندوانه را به همان قيمت تابستان مي خرند تا شب يلدا با دوبرابر قيمت بفروشند. خب طبيعي است وقتي ميوه اي سه ماه مي خوابد بايد گران تر شود. مثلا امسال تابستان هندوانه كيلويي 150 تومان بود كه ممكن است شب چله به كيلويي 400 تومان هم برسد. البته مغازه دار هم مجبور مي شود قيمتش را بالا  ببرد چون انباردار جنس را به او گران مي فروشد. ما چون خودمان انبارداريم و در تمام طول سال هندوانه مي فروشيم شب يلدا هم ارزان تر از بقيه جاها در ميآيد، اما بيشتر فروشنده ها از اين راه سود زيادي كسب مي كنند. 
000150.jpg
 البته هندوانه ميوه ي تابستان است و در زمستان به دهان نمي آيد، براي همين فروش ما هم طبيعي است كه در فصل سرد كم مي شود، اما بعضي ها عاشق هندوانه و مشتري ثابت ما هستند، البته يكي دو ماه قبل از عيد هندوانه خيلي كم مي شود تا اواسط اسفند كه هندوانه جيرفت به بازار مي آيد و دوباره بازار رونق مي گيرد. 
البته غير از هندوانه مصرف ميوه ي ديگري مثل خربزه، انار و ازگيل هم در شب يلدا مرسوم است، اما هندوانه طرف داران بيشتري دارد. اين ميوه مزايا و معايبي دارد كه بايد هنگام خوردن در نظر گرفت. از محاسن اش اين كه آب زيادي دارد، خنك و مسكن التهاب و برطرف كننده ي عطش زياد است و خون را رقيق مي كند و تب را پايين مي آورد، اما به علت داشتن سلولز زياد دير هضم و نفاخ است و ممكن است در صورت زياده روي، اشكالات گوارشي به وجود بياورد. ضمنا هندوانه هيچ نوع چربي ندارد و منبع خوبي از ويتامين ث است؛ يعني تمام افراد خانواده با خيال راحت وبدون نگراني از بالا رفتن ميزان يك چيزهايي در خون، مي توانند قاچ هاي هندوانه را گاز بزنند.

سر خودتان كلاه بگذاريد
هرچيزي را مي شود ناديده گرفت ،اما سرماي هوا را نه .حالا  ديگر وقتش رسيده توي آينه به قيافه ي خودتان نگاهي بيندازيد ،مدل مورد نظرتان را انتخاب كنيد ، تصميم تان رابگيريد و ...
000153.jpg
1 شايد عكس هاي شصت هفتاد سال پيش و قديمي تر از آن، كه قيافه ي اجداد ما را با كت و شلوار يا قبا و لباده و كلاه اين سرپوش نامانوس و عجيب و غريب نشان مي دهد و طبيعتا در گذر زمان رنگ و روي شان پريده و زرد شده؛ براي حذف كردن كلاه از مجموعه ي لباس هاي امروزي كافي باشد. در واقع در تصاوير ايران قديم تا آن جايي كه به دوره ي ناصر الدين شاه قاجار و ورود فوتوگراف ا همان دوربين عكاسي به ايران بر مي گردد حداقل در نگاه اول چيز دندان گيري كه آن را بتوان جزوي از لباس هاي ملي با هويت ايران دانست پيدا نمي شود. نه فقط لباس، كه احتمالا سبيل هاي تابيده و تيمار شده، فيگورهاي اخمو و جدي و در عين حال چشم هاي مظلوم و نگراني كه به دوربين زل زده اند، هيچ كدام نسبتي با سر و وضع امروزي ما ندارند.
۲حكايت كلاه اما حكايت ديگري است. حتي اگر چند سالي جلوتر بياييم و آلبوم ها و آرشيو روزنامه هاي مان را ورق بزنيم، با اين كه سر و وضع لباس پوشيدن نسل جوان دهه هاي 30 و 40 به نظرمان آشناتر مي آيد، اما هنوز مرجود روي  سرشان بدجوري توي ذوق مي زند. اين بار كلا ه ها لبه دار شده اند و اسم شان شده شاپو، اما اين ها كماكان واقعيتي مربوط به گذشته اند و روي سر ما جايي ندارند. هر جوري هم كه به سرووضع خودمان نگاه كنيم و تغييرش بدهيم، بعيد است چيزي مثل كلاه شاپو بتواند با لباس هاي ديگرمان ست شود.
۳زمستان كه فرا مي رسد ، آدم حتي اگر در گرم ترين مناطق ايران هم زندگي كند، با واقعيتي معمولا به شدت سرد روبه رو مي شود كه نمي توان ناديده اش گرفت: هوا.
پاييزها و زمستان هاي كشور ما به دلايل جغرافيايي جزو سردترين فصل هاي دنياست. طبق تحقيقات پزشكي، هشتاد درصد گرماي بدن از طريق سر منتقل مي شود. همين واقعيت علمي كافي است تا آدم حداقل براي روزهاي زمستان به فكر كلاه بيفتد.
۴ اين درست است كه كلاه بيش از هر لباس ديگري به فرم لباس مربوط مي شود تا كاركرد آن. به عبارت ديگر، كلاه بيشتر براي شكل دادن تيپ خاصي به درد مي خورد تا گرم كردن سر يا جلوگيري از تابش مستقيم آفتاب. همان تصاوير قديمي از اجداد ما، چه آن هايي كه كلاه نمدي هاي گنبدي شكل مي گذاشتند، چه آن ها كه كلاه قجري داشتند و چه بعدترها كلاه پهلوي و شاپو به سرها، بهترين مثال هاي تاثير كلاه در تيپ آدم ها هستند، آن قدر كه ما حتي بين دوره هاي تاريخي ايران و نوع كلاه مورد استفاده ي مردم ارتباط مستقيمي پيدا مي كنيم.
۵ براي آدم تصور اين كه قيافه اش با كلاه چه شكلي مي شود، خيلي كار سختي نيست: كافي است بهترين لباس هايي را كه دارد، بپوشد، به اصطلاح تيپ بزند، وارد يك كلاه فروشي شود و انواع كلاه ها را در مقابل آينه امتحان كند. تا همين جا را هم خيلي ها جراتش را ندارند يا كار مفيدي به حسابش نمي آورند، اما فقط وقتي مي توانيد در اين مورد با قاطعيت نظر بدهيد كه در برابر آينه ي تمام قد يك كلاه فروشي چند نوع كلاه را در شكل ها و رنگ هاي مختلف روي سرتان امتحان كرده باشيد.
۶ اين كاملا قابل درك است كه شما دنبال يافتن نسبتي بين كلاه خودتان با لبا س هاي ديگري كه داريد و معمولا مي پوشيد بگرديد. هيچ آدم عاقلي هم به شما نمي گويد فعلا كلاه را بخر، بعدا پالتو و لباس و شلواري را كه به شان بيايد مي خري!
در برابر آينه ي تمام قد يك كلاه فروشي بايستيد و چند نوع كلاه را روي سرتان امتحان كنيد. فقط در اين صورت مي توانيد بگوييد كه كلا ه به تيپ تان مي آيد يا نه
اما وقتي داريد دنبال اين تناسب مي گرديد، مي توانيد به اين فكر كنيد كه چه جور لباسي به تان مي آيد و كلاه تان را با توجه به لباس هايي انتخاب كنيد كه ممكن است در آينده اي نه چندان دور بخريد. اگر هم به اين زودي ها قصد خريد لباس را نداريد، به مجموعه ي لباس هايي كه داريد و به بقيه  ترجيحش مي دهيد فكر كنيد و البته يادتان باشد كه به هر حال براي اضافه كردن كلاه به اين مجموعه بايد كمي شهامت به خرج بدهيد.
۷  اولين و مهم ترين چيزي كه براي انتخاب كلاه بايد درباره اش تصميم گرفت جنس آن است. حتي اگر تنها كار كردي كه براي كلاه در نظر مي گيريد تيپ تان باشد، باز هم مهم است كه جنس كلاه تان بافتني، پارچه اي يا چرمي باشد؛ چون در هر صورت كلاه شما در معرض باد، باران، تابش مستقيم آفتاب و تغييرات دماي هواست و به هر حال همان كلاهي هم كه به خاطر تيپ تان انتخاب كرده ايد، نبايد فرم و شكل اصلي اش را از دست بدهد.
۸بسته به اين كه شبانه روز چه قدر از وقت تان را در هواي آزاد مي گذرانيد، آب و هواي شهري كه در آن زندگي مي كنيد خشك و آفتابي است يا باراني و مرطوب، و اين كه براي رفتن از جايي به جاي ديگر معمولا از اتومبيل شخصي و تاكسي استفاده مي كنيد يا نه، جنس كلاه تان را بايد درست انتخاب كنيد.
9 وضعيت آب و هواي منطقه اي كه در آن زندگي مي كنيد، فقط در انتخاب جنس كلاه نيست كه اهميت دارد. فكرش را بكنيد كه وقتي هوا شديدا آفتابي است و چشم آدم از شدت تابش نور آفتاب دارد از جا در مي آيد، كلاهي كه لبه ندارد چه قدر مي تواند حرص آدم را در بياورد! سفت و محكم بودن يا انعطاف پذيري كلاه هم با اين كه هواي شهر شما معمولا توفاني است يا آرام، نسبت مستقيم دارد. تا به حال ديده ايد كه لبه ي كلاه ملوان ها و كاركنان كشتي كه هميشه در معرض باد هستند تخت و صاف باشد؟
اگر هم مهم ترين دليلي كه سراغ كلاه آمده ايد رسيدن زمستان و سرماي هواست، با خودتان روراست باشيد و خودتان را گول نزنيد. كلاه بره يا كپ نمي تواند كاري براي گوش هاي يخ زده ي شما بكند، گرچه به همان اندازه كه قسمتي از سرتان را مي پوشاند گرم تان هم خواهد كرد.
۱۰ بعد از همه ي  اين حرف ها، كلاهي كه از اين به بعد قرار است بخشي از لباس تان را تشكيل دهد، بايد راحت باشد.
اگر با فرم كلاهي كه روي سرتان مي گذاريد يا جنس مواد به كار رفته در آن از همان اول مشكل داريد، بهتر است قبل از خريدش جدي تصميم بگيريد. اگر پوست سرتان به كامواي پشمي حساسيت دارد، يا اين كه طوقه  ي كلاه كپ حوصله تان را سر مي برد، احتمال اين كه خيلي زود بي خيال كلاه گذاشتن شويد خيلي بيشتر از عادت كردن به كلاهي است كه براي تان راحت نيست.
000168.jpg
كلاه لبه برگردان معمولي
مي گوييم معمولي تا مطمئن  شويد معمولي ترين كلاه زمستاني را كه مي توانيد، تصور مي كنيد.از فرم هاي نوستالژيك دوران كودكي كه فقط دهان و چشم هاي مان را نمي پوشاند گرفته تا نمونه هاي جديد، با رنگ ها و طرح هاي متنوع، كه هر سال به انتخاب هاي ما در مورد كلاه زمستاني افزوده مي شود.
در حال حاضر كلاه هاي معمولي با لبه ي برگردان، با دو جنس بافت و پولار، كماكان عنوان پرفروش ترين و متنوع ترين هاي بازار را دارند. اين كلاه ها را اگر بخواهيد، مي توانيد از 3 2هزار تومان تا 7 6 هزار تومان بخريد.
جنس پولار اين كلاه ها، تنوع رنگ و طرح كم تري داردو ارزان تر است. پولار نوعي پارچه ي ضخيم است كه گاهي از بافت هم گرم تر است،
اگر پوست روشني داريد، به راحتي از خير بر سر گذاشتن كلاه  هاي تيره در زمستان نگذريد. خلاصه كلاه هاي بافتني در بازار تهران از چنان تنوعي برخوردارند كه هم كساني كه فقط مي خواهند سرشان را گرم نگه دارند، و هم افرادي كه هدف اصلي شان از بر سر گذاشتن كلاه زمستاني، كار كرد زيبايي شناختي آن است، قبل از هر نوع كلاهي سراغ اين كلاه مي روند.
000156.jpg
كلاه كپEeght quarter hat
اصولا كپ به كلاهي مي گويند كه برآمدگي سايبان مانندي در قسمت جلو داشته باشد و به طور عام شامل كلاه هاي معمول ورزشي نيز مي شود.اما جنس معمول كلاهي كه به اسم كپ و براي استفاده ي زمستاني در بازار تهران وجود دارد، از پارچه است پشمي ، برزنتي و در موارد نادري نوع بافتني اش را هم ممكن است پيدا كنيد. اين كلاه با چند چين روي سر به يك دكمه ختم مي شود البته نوع غير يونيفورمال آناما شكلي كه استفاده از آن بيش از بقيه معمول است، هماني است كه سر كاپيتان ها ديده ايد. در حال حاضر كپ، به اندازه ي بافتني هاي مختلف، انريكو، بره و حتي انواع ساده ي پولار در ايران معمول نيست. بنابراين اگر فكر مي كنيد اين كلاه براي چهره ي شما مناسب است بايد قدري اعتماد به نفس به خرج دهيد و در مقابل مد روز و ايستادگي كنيد. اما اگر مطمئن شده ايد كه اين نوع كلاه را دوست داريد، در خريدش شك نكنيد. كلاه كپ جزو پوشيدني هايي است كه قيافه تان را حسابي تغيير مي دهد و به علاوه كلاهي است كه گاهي به افرادي مي آيد كه هيچ كلاه ديگري چندان مناسب شان نيست.قيمت اين كلاه ها از 5 تا 8 هزار تومان تغيير مي كند، ولي مطئن باشيد در بازار رقابتي كه براي كلاه وجود دارد، از اين ارزا ن ترش را هم حتما پيدا مي كنيد.
000159.jpg
كلاه برهBeret
كلاهي كه چوپان ها و كشاورزان باسك در فرانسه در قرن نوزدهم بر سر مي گذاشتند، حالا ديگر تقريبا در همه ي دنيا مترادف با رمانتي سيسم فرانسوي است. بره، براي همه ي مردم دنيا يادآور روشنفكر البته از نوع فرانسو ي اش، هنرمند و حتي جوان انقلابي است؛ چرا كه در اواسط قرن بيستم در اوج نهضت هاي روشنفكري فرانسه بر سر گذاشتن اين كلاه نوعي اعتراض به وضعيت موجود تلقي مي شد. …چه گوارا مشهورترين چريك انقلابي جهان هم كه او را فقط مي توان با كلاه بره تصور كرد، نوعي مفهوم انقلابي چپ را به كلاه بره افزود.
كلاه بره در ايران، در حال حاضر بعد از كلاه هاي بافتني، عمومي ترين نوع كلاه زمستاني است. جنس معمول آن پارچه  ي پشمي و آستر است. كه البته نوع چرم، پولار و حتي موهر آن نيز در بازار وجود دارد.
قيمت يك كلاه بره معمولا بين 3 تا 7 هزار تومان متغير است؛ نوع پولار آن ارزان تر و چرم گران تر است.
از آن جا كه خانم ها زياد از اين نوع كلاه ها استفاده مي كنند، رنگ بندي موجود اين كلاه در بازار بسيار متنوع است. بره، چون انعطاف پذيري فوق العاده اي براي طرز استفاده و به سرگذاشتن دارد، تقريبا به همه ي چهره ها مي آيد. اما اين كه اين كلاه را چه طور سرتان بگذاريد، كاملا بستگي به چهره ي شما دارد، مثلا كلاه بره اي كه لبه هايش را بخوابانند، براي صورت هاي كشيده مناسب است و همان كلاه وقتي مناسب صورت هاي گرد مي شود كه لبه هايش ايستاده باشد. اگر هم پيشاني بلندي داريد، آن قدر كه مي توانيد كلاه را به طور كامل روي سرتان بكشيد، البته تا جايي كه جلو چشم هاي تان را نگيرد .
ارتش بسياري از كشورها از كلاه بره به عنوان كلاه روزانه استفاده مي كنند، به اين صورت كه جلو كلاه ايستاده و پشتش خوابيده است شيوه اي كه احتمالا بر سر خيلي از قديمي هاي بره پوش ديده ايد و قيافه شان را به خاطر سپرده ايد.جلا ل آل احمد را كه يادتان هست؟
000162.jpg
كلاه انريكو
كلاهي كه در بازار به كلاه …انريكو معروف است ، نوعي كلاه بافتني تنگ و چسبان، و كشباف است كه لبه هايش برگردانده نمي شود و روي گوش را هم مي پوشاند.
جنس اصلي و معمول اين كلاه بافت است. راست و دروغش پاي خودشان ولي مي  گويند اين كلاه را اولين بار آفريقايي ها و بعد سياه پوست هاي آفريقايي امريكايي مي پوشيده اند. كلاه …انريكو در حال حاضر در ميان جوان ها از پرطرف دارترين كلاه هاست، كه در رنگ هاي متنوعي هم وجود دارد، اما تنوع طرح ندارد و از نظر بافت  هم معمولا يك دست و بدون نقش است.
قيمت اين كلاه ها در حال حاضر بين 8 تا 12 هزار تومان است . دليل اين قيمت نسبتا بالا  هم تقاضاي زياد اين نوع كلاه است.
اين كلاه به كساني كه سرشان بزرگ است، چندان نمي آيد؛ اما براي پوشيدن زير مقنعه يا روسري از همه ي كلاه ها مناسب تر است. دختر خانم ها اين كلاه را هم روي مقنعه و هم زير مقنعه مي پوشند.
000165.jpg
كلاه روگوشي اسكي
كلاه اسكي معمولا بافتني است ولي جنس پوست آن هم به سختي و به قيمت گزافي در بازار پيدا مي شود. كلاه اسكي از آن جا كه اسم لوكسي دارد، به نسبت كلاه هاي بافتني گران است. چيزي حدود 9 تا 12 هزار تومان.
اين كلاه با كناره هايي كه تا روي گوش پايين مي آيد و اگر بخواهيد زير گلو بسته مي شود، باعث مي شود گوش ها به خوبي گرم نگه داشته شوند.


مي خواهم زندگي كنم
آن كلاه كپ دوست داشتني 
000174.jpg
حسين وحداني 
كلاه را روي سرم گذاشتم و آن را جلو آينه امتحان كردم. خيلي به قيافه ام مي آمد، اما اصلا به نظر نمي رسيد كه بتوانم آن را به عنوان لباس رسمي بپوشم. منتظر اظهارنظر بقيه شدم؛ و همه، اين را كه اين كلاه به من آيد تاييد مي كردند؛ البته با نوعلي لبخند خاص، و اين يعني كه هيچ كس مرا با آن قيافه در مهماني يا خيابان تجسم نمي كند. نفر آخر به اظهارنظرش اين جمله را هم اضافه كرد: …بيرون كه نمي تواني سرت بگذاري؟!
سوال بزرگ همين بود: من اين كلاه را دوست داشتم، به قيافه ام مي آمد و ظاهرا بقيه هم با اين موضوع موافق بودند، ولي در عين حال …نمي توانستم آن را روي سرم بگذارم، و بروم توي خيابان، يا مهماني. اما چرا؟!
بهانه، …كلاه بود، اما ناتواني من در جاي ديگر ي ريشه داشت؛ من عادت كرده بودم كه با سلسله استدلال هايي كه ظاهرا از نظر  منطقي هم مشكلي نداشتند، تمايل به انتخاب هر چيز جديدي را سركوب كنم. مي گويم جديد، چون هيچ صفت ديگري از قبيل …مبتذل، …خلاف عرف يا …زننده براي آن چيز جديد مناسب نبود.
بدترين صفتي كه مي توانستم به آن بدهم …نامتعارف بود، صفتي كه حتي نمي شد گفت به خودي خود بد است؛ تازه، بگذريم از اين كه اين نامتعارف بودن، در مقايسه با تعريف هاي كاملا مشخصي من از جامعه، محيط كار، بستگان، دوستان و آدم هاي اطرافم خود را نشان مي داد، نه در قياس با الگوهاي متعارف اجتماعي. همين تعريف محدود من بود كه باعث مي شد اوركت قرمز رنگ انتخاب نكنم، پيراهن نارنجي نخرم يا در خيابان و محل كارم كفش ورزشي به پا نكنم؛ اگرچه اين آخري كاملا مناسب آدمي مثل من بود كه روزانه حداقل 2 ساعت مجبور بودم پياده روي كند.
درست در همان زمان كه من از انتخاب لباسي كه امكان داشت و فقط امكان داشت، نه قطعيت واكنش هايي از طرف آدم هايي اطرافم برانگيزد، صرف نظر مي كردم، دور و برم، حتي در ميان همان آدم هايي كه از تغيير نگاه شان مي ترسيدم؛ تغييراتي شكل مي گرفت كه نه تنها نامتعارف بودند، بلكه مي شد آن ها را …خلاف عرف، …مبتذل يا حتي …زننده ناميد. تغييراتي كه گاهي آن قدر گسترده اند كه به يك جريان هم تبديل مي شوند؛ يك …مد.
…مد در مقابل چشمان من متولد مي شد، رشد مي كرد، پا مي گرفت و در نهايت همه چيز را به نفع خودش تمام مي كرد. من مي نشستم و همان طور كه از دور نگاهش مي كردم، سعي مي كردم جدي اش نگيرم، به روي خودم نياورم و ابتذال آزار دهنده اش را فراموش كنم. بعد روزي مي رسيد كه در خيابان، به هر كسي تنه مي زدم، مي ديدم همان شكلي است، همان طور به نظر من مبتذل ولي در عين حال باز هم از طرف من ناديده گرفته شده.
آن وقت حسي كه پيدا مي كردم اين بود كه چقدر همه چيز بد شده و اعتماد به نفسم را در راه صادر كردن حكم هاي كلي در مورد …جامعه ، …عرف يا …آدم ها به كار مي بستم. در هر صورت بعد از صدور اين حكم هاي كلي هم نه تنها اتفاق خوش آيند ي براي من نمي افتاد؛ بلكه اوضاع بدتر هم مي شد؛ چون براي من …عرف معناي انتزاعي تري پيدا مي كرد كه انگار هيچ گونه نمي توانم در آن نقشي داشته باشم، حتي اگر نظر و سليقه ام منطقي تر و بهتر باشد.
عيد آن سال بالاخره من كلاه را سرم گذاشتم، و تمام تصورم از نگاه سنگين اطرافيان و غرولند يا احساس ناراحتي شان بيش از چند دقيقه ادامه پيدا نكرد، در واقع همه ي آن ها فقط متعجب بودند؛ تعجبي كه خيلي زود هم از بين رفت. كسي به من خيره خيره نگاه نكرد، و بالاخره وقتي يك نفر قيمت كلاهم را پرسيد، مطمئن شدم كه ماجراي ترس چند ساله ام از كلاه بر سر گذاشتن به پايان رسيده است.

فهرست
همشهري جوان : روز داوري
گزارش تصويري
سينما تلويزيون
فقيه نصيري به نقش خواهر خوانده 
محمد حاتمي؛ يكي ازخوابگردها
گلشيفته ي فراهاني؛ بهترين بازيگر آسيا ، آفريقا و امريكا
پخت اسپاگتي به سبك رامبد جوان
بازغي و بهداد؛ دوباره در كنار هم
ماهايا پطروسيان در نقش يك گروگان گير
گزارش هفتگي اكران
در انتظار اعدام
رويداد هفته
تلويزيون
روزها و برنامه ها
 برنامه هاي ورزشي
سريال خارجي
سالواتوره جوليانو
گوي طلايي
كمربندها را ببنديم
نكراسوف
سريال ايراني
ببر خيزان، اژدهاي پنهان 
تمشك طلايي
سايه ي آفتاب
بيگانه اي در ميان ما
ورزشي
توطئه در پاناما
غافلگيري موقوف!
مرد يخي
جوگير
داستان دنباله دار بندر
رويداد هفته
حرفه:آقاي گل 
علي كريمي؛ جادوگر هنرمندي  كه قدر خودش را نمي داند
اجتماعي
كارتن خوابي براي كارتن خواب ها
استامينوفن؛ دوست سر، دشمن كليه 
پاك مثل 206، آلوده مثل پرايد انژكتوري
اصل وجوددوره سربازي قطعي است 
ژل هاي غير استاندارد، پزشكان غيرمتخصص 
وام هاي،۳۰ 50 و 100 هزارتوماني براي حل مشكل مالي دانشجويان! 
ثبت نام  براي تهيه كارت ملي جوان آغاز شد
رويداد هفته
گزارش تصويري
هر روز يك قاچ از هندوانه است
زندگي
بازار هندوانه در اولين شب زمستان
سر خودتان كلاه بگذاريد
آن كلاه كپ دوست داشتني 
كسب و كار
پرنده كوچك خوشبختي
بورس تهران براي تازه كارها
سينما
چيپس خوردن باجن ها
 دوست دارم باران باشم
از خفه شدن مي ترسم
اين جن ها از كجا آمدند
تجربه ي يك ميدان جنگ واقعي 
سينماها
مراكز ديگر
ويديو كلوپ
تئاتر
فيلم خانه ملي
موسيقي
چند تار مو
جهاد دانشگاهي
سينما
ويديو كلوپ
يو۵۷۱
دالان سبز
دانش
هيجان لا به لا ي بادكنك هاي رنگي
هيچ وقت كافي شاپ نمي روم 
موسيقي
از اين ملودي هايي كه مردم دوست دارند
پديده جهاني
نسل فشرده
آخرهاي دنيا
اين همه چراغ پشت پنجره ي چوبي
دي. وي. دي فقرا
داستان صدا
نوستالژي
MP3فشرده ي دوست داشتني
ذره ي صفر،با انرژي بي نهايت
روزها
ملكوت خدا نزديك است
خانه مشترك ما ايراني ها
برادر بزرگ تورا مي نگرد
تئوري هاي شاعرانه
كشف راديوم
اولين موتور بنزين سوز
تولد رودكي
سيماي مردي در ميان جنگ
داستان دو شهر
مردي كه زياد مي دانست
خشك، روراست و نابغه
زندگي به اين سادگي ها نيست
قبل از كا.گ .ب
تولد بوگارت
سفيد برفي
اولين هواپيما
داستايفسكي نمي ميرد
جلا ل الدين محمد بلخي 
بهاءولد، پدر مولوي همراه خانواده اش وارد نيشابور مي شود
مولوي به قونيه مي آيد و مي ماند
مولوي براي اولين بار شمس را مي بيند
ارتباط رازآميز مولوي و شمس
مولوي سرودن مثنوي را شروع مي كند.
چند روايت از يك ملا قات
ديوان شمس
سماع
آينه درآينه
جهان كوچك
روزگار انقلا ب هاي رنگي
وزش بادهاي تغيير در استپ هاي اوكراين 
بازي
ارباب حلقه ها: نبرد سرزمين ميانه 
پرفروش ها هفته
راهنما
خبر
مورتال كامبت: اسطوره بازي هاي رايانه اي
اتاق ملاقات
مثل يك فيلم گانگستري
حالا ديگر يك سابقه دار هستم! 
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  گزارش تصويري  |  زندگي  |  كسب و كار  |
|  دانش  |  سينما  |  موسيقي  |  پديده جهاني  |  روزها  |  جهان كوچك  |  بازي  |  شناسنامه  |
|  اتاق ملاقات  |  پاروقي  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |