فكر مي كنيد بزرگ ترين كابوس بازيگري كه خانه ي آرزوهايش زير درياست ودوست دارد از كودكان و رنگ ها حرف بزند چيست ؟
نگار جواهريان هم آن قدر صميمي و مهربان است كه در نگاه اول مجذوبش مي شويد. او 22 سال دارد و در رشته ي طراحي صحنه تحصيل مي كند، به دنياي كودكي اش بسيار وابسته است و بچه ها را هم خيلي دوست دارد. نگار با حضور در فيلم من ترانه 15 سال دارم ارد دنياي سينما شد و كارهايي مانند قمگاه،ابگاه دختران، چند تار مو و ... را در پرونده ي هنري اش ثبت كرده است. جالب است بدانيد كه او مدتي هم كار مطبوعاتي مي كرده و اتفاقا يكي از نقدنويسان روزنامه ي همشهري نيز بوده است. نگار از خودش براي مان بسيار گفت. اگر مي خواهيد شيرين فيلم خوابگاه دختران ا بيشتر بشناسيد، اين مصاحبه را بخوانيد.
از كجا شروع كنيم،نقد نويسي يا بازيگري؟
از بازيگري. چون من از اول بازيگر بودم و بعد موقعيتي برايم پيش آمد كه توانستم در روزنامه هم كار كنم.
در چه زمينه اي كار مي كردي؟
بيشتر در مورد تحليل بازيگري نقد مي نوشتم.
چرا بيشتر در زمينه ي نقد كار كردي؟
من در ابتدا كار ترجمه مي كردم. به من پيش نهاد نوشتن نقد هم شد و وقتي نقدهايم چاپ شد، بيشتر ترغيب شدم كه بنويسم و كم كم تخصصي تر هم شد.
دوست داشتي خبرنگار مي شدي؟
نمي دانم، چون به آن شكل به اين مقوله آشنايي ندارم و اين حرفه را درست نمي شناسم، اما نقد نوشتن را دوست دارم.
نوشتن نقد، چه قدر به بهتر بازي كردن ات، كمك كرده؟
خيلي زياد چون وقتي مي خواهي نقد بنويسي، بايد زياد فيلم ببيني، زياد كتاب بخواني، زياد بنويسي و غيره. اين سير طبيعتا روي بازي هم اثر خواهد گذاشت.
به نظر من اين فيلم صرفا نمي خواهد بترساند بلكه به نوعي مي خواهد تلنگر بزند و معضلات اجتماع را مطرح كند
خب چه شد كه نگار جواهريان، بازيگر شد؟
۱۵ ساله بودم كه اولين تئاترم را بازي كردم.البته قبل از آن در كلاس هاي صدا و سيما آموزش اين كار را ديده بودم. آن موقع به دليل سني كه داشتم تئاتر و كلا مقوله ي هنر را زياد نمي شناختم، اما خيلي دوست داشتم كه ياد بگيرم و بتوانم كار كنم.
در حال حاضر چه قدر تئاتر مي بيني؟
خيلي كم. متأسفانه خيلي نمي رسم به ديدن تئاتر بروم.
از تئاتر چي ياد گرفتي؟
حضور در تئاتر براي يك بازيگر تجربه ي بسيار بزرگي است. من شخصا از تئاتر زندگي كردن را ياد گرفتم.
نگار جواهريان، در دنياي هنر به دنبال چه چيزي است؟
دنبال اين هستم كه آدم خوب و مهرباني باشم. اين مسأله برايم خيلي مهم است، اما اساسا از زماني كه اين كار را شروع كردم، واقعا مجذوب اين دنيا بودم و مي خواستم چيزهاي زيادي را از آن كشف كنم. اين دنيا من را دنبال خودش كشاند.
خب چه چيزهايي را تا به حال كشف كرده اي؟
خيلي چيزها ... ولي بازيگري همان چيزي است كه من دنبالش بودم. البته من تنها به بازيگري اكتفا نكرده ام و دنبال مسايل ديگري مثل طراحي، نقاشي، موسيقي و ... هم بوده ام. فكر مي كنم همه ي اين ها به نوعي روي يكديگر اثر مي گذارند و به هم ربط دارند.
خب بهتر است كمي در مورد نقشت در فيلم خوابگاه دختران صحبت كنيم. وقتي فيلم نامه را خواندي توانستي با نقش شيرين ارتباط برقرار كني؟
خيلي. چون امثال شيرين و روِيا خيلي زياد است. به همين دليل خيلي زود ارتباط برقرار كردم. البته قرار بود من از روِيا باران كوثري شيطان تر باشم، ولي عملا وقتي اين دو را كنار هم مي گذاريم روِيا شيطان تر است.
چه قدر با باران كوثري تمرين داشتي؟
تمرين به آن شكل نداشتيم. فقط قبل از گرفتن سكانس هاي مختلف با هم حرف مي زديم تا بتوانيم آن صحنه را خوب درآوريم.
وقتي مي خواهم به دوران كودكي ام برگردم نوار و يا كتاب …شازده كوچولو را گوش مي كنم و يا مي خوانم
از بازي ات راضي هستي؟
بله، شيرين را دوست دارم.
به نر تو، اساسا سينماي ايران ژانر وحشت دارد يا خير؟
فكر مي كنم تا قبل از اين فيلم اصلا نداشتيم، و يا اگر داشتيم من نديده ام. اما خوابگاه دختران به نر من مي تواند در اين زمينه يك شروع باشد. البته به نر من اين فيلم صرفا نمي خواهد بترساند بلكه به نوعي مي خواهد تلنگر بزند و معضلات اجتماع را مطرح كند. حتي اگر دقت كنيد رگه هاي طنزي هم در اين فيلم وجود دارد، مانند ارتباط روِيا و برادر شيرين، و يا حتي انتخاب خانواده ها.
فكر مي كردي اين فيلم بتواند تا اين حد تماشاگر را بترساند؟
نه، واقعا فكرش را نمي كردم و جيغ كشيدن مردم برايم خيلي جالب بود.
بزرگ ترين كابوس زندگي ات چيست؟
اين كه خفه شوم. از خفه شدن خيلي مي ترسم.
نگار، مي خواهم با هم سري به دنياي كودكي ات بزنيم، شعرهايي را كه در آن زمان حف مي كردي به خاطر داري؟
فكر مي كنم شعر علي كوچولو بود. آن را خيلي دوست داشتم. همين طور شعرهايي كه در كتاب رنگين كمان باغچه بان نوشته بود كه آن ها را حف كرده بودم. جالب اين جاست كه وقتي به تئاتر رفتم دوست داشتم اين شعرها را بازي كنم.
چه قدر به كودك درونت وابسته هستي؟
خيلي زياد. از اين كه به يك خواب زمستاني بروم ناخودآگاه و از آن چيزهايي كه دوست شان دارم فاصله بگيرم مي ترسم. كودك درونم را خيلي دوست دارم.
فكر مي كني در 50 سالگي هم همين قدر به او وابسته باشي؟
بله، فكر مي كنم باشم.
اصلا نگار جواهريان ميلي به بزرگ شدن دارد يا نه؟
نه، چون دوست ندارم از كودكي ام فاصله بگيرم.
نرت در مورد بچه ها چيست؟
به بچه ها خيلي علاقه دارم و فكر مي كنم اين علاقه نشأت گرفته از همان كودك درونم باشد. باور كنيد در مقابل بچه ها كاملا بي اراده مي شوم و نمي توانم خودم را كنترل كنم مخصوصا اگر تپل مپلي هم باشند.
تعجب مي كنم از اين كه چه قدر مردم راحت و بي تفاوت از كنار بچه ها مي گذرند. من خيلي دوست دارم بفهمم بچه ها در خيابان چه طور به اطراف شان نگاه مي كنند و تصورشان چيست
خب تو كه تا اين حد به بچه ها علاقه داري، چرا براي آن ها فكري نمي كني؟
اتفاقا خيلي دوست دارم. اما زياد راغب نيستم به عنوان مجري در اين نوع كارها حضور داشته باشم. دوست دارم يك كار متفاوت انجام دهم.
نگار وقتي مي خواهي به دوران كودكي ات برگردي، چه مي كني؟
نوار و يا كتاب شازده كوچولو را گوش مي كنم و يا مي خوانم.
چي بيشتر به تو آرامش مي ده؟
جوابش خيلي سخت است، اما فكر مي كنم قرار گرفتن در مسيري كه حداقل مي داني آخرش كجاست خيلي خوب است.
در دنياي تو آرامش چه قدر وجود دارد؟
آرامش من همراه با هيجان است. به همين دليل صرفا آرامش نيست، اما هميشه دنبالش هستم. چون فكر مي كنم هر آدمي به اين مسأله نياز دارد.
چه چيزي براي تو تعجب آور است و براي ديگران نيست؟
اين كه چه قدر مردم راحت و بي تفاوت از كنار بچه ها مي گذرند. براي مثال من خيلي دوست دارم بفهمم بچه ها در خيابان چه طور به اطراف شان نگاه مي كنند و تصورشان چيست؟
خانه ي آرزوهايت را براي مان ترسيم كن؟
خانه ي آرزوهاي من زير درياست. بنابراين سقفش از آب است. ماهي ها را به راحتي مي بينيم، چون اين موجودات را به شدت دوست دارم. خانه ام ديوار ندارد، و فكر مي كنم مي توانم در اين خانه به آن آرامشي كه مي خواهم برسم.
شناگر خوبي هم هستي؟
بله، شنا كردن را دوست دارم و تا حدود زيادي هم واردم.
اگر قرار باشد از اين 22 سالي كه زندگي كرده اي يك نقاشي بكشي چي مي كشي؟
نمي دانم، ولي احتمالا در آن از رنگ آبي زياد استفاده مي كنم. خيلي زمينه ي سفيد و خالي خواهد داشت و پر از ماهي است.
فكر مي كني شخصيتت با چه جور موسيقي اي جور باشد؟
شايد شبيه موسيقي فيلم آملي موسيقي اين فيلم را خيلي دوست دارم.
اگر يك بلندگو داشتي كه با حرف زدن در آن مي توانستي نر همه را جلب كني چه چيزي مي گفتي؟
دوست داشتم از بچه ها و رنگ ها حرف بزنم!
از بين فيلم هايي كه بازي كرده اي، كدام يك از نر بازي تو راضي تر كرده است؟
از لحا بازي و كار خودم فكر مي كنم در قدمگاه وب بازي كرده ام. حنانه نقشي بود كه خيلي از من دور بود. حنانه را واقعا نديده بودم. به همين دليل تجربه ي جديد و در عين حال كار پيچيده تري بود. به هر حال در اين كار،خودم از خودم يك ذره راضي تر هستم.
از چند تار مو بگو .
حضور آقاي كريمي به عنوان كارگردان خيلي برايم مهم بود. چند تار مو از آن فيلم هايي است كه به نرم كار خوبي شده و موضوع جديدي را عنوان كرده است.
از نقشت در اين فيلم راضي هستي؟
بله ولي مثل حنانه، برايم جذابيت نداشت. حنانه برايم يك شخصيت تازه بود.
تجربه ي زندگي در روستا چه طور بود؟ فكر مي كنم فيلم قدمگاه ر نطنز تصويربرداري شده باشد...
بله واقعا عالي بود. محيط روستا مثل يوگا مي ماند. از همه چيز آدم را دور مي كند. خاطرات خوشي از نطنز برايم مانده.
اگر حرفي باقي مانده بگو!
خيلي خوشحالم كه با شما صحبت كردم چون هميشه دوست داشتم اين سؤال ها را از من بپرسند. از شما تشكر مي كنم.