- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره اول - شنبه ۵ دي ۱۳۸۳ - ۱۲ ذيقعده ۱۴۲۵ - Dec 25, 2004
docharkhe
چيپس خوردن باجن ها
در سالن نمايش فيلم خوابگاه دختران نشسته اي و دست هايت به لبه هاي صندلي فشار مي آورد و نفست در سينه حبس شده انگار قضيه جدي است و واقعا با يك فيلم ترسناك روبه رو هستي
000222.jpg
محمد جباري
تماشاي اين فيلم به افراد زير 18 سال توصيه نمي شود. اين جمله اي بود كه لابه لاي رنگ هاي شاد وچهره هاي خندان پوستر اين فيلم گم شده بود و كم تر كسي به آن توجه مي كرد. حتي جمله ي تبليغاتي فيلم همان طور كه بايد بخنديم، بايد بترسيم بيشتر به يك شوخي شبيه بود تا چيز ديگر. حتي وقتي وارد سينما مي شدي، به نوشته اي كه روي مقواي نازكي بالاي سر در سينما مي ديدي، كم تر اهميت مي دادي: ديدن اين فيلم به بيماران قلبي و افراد سال خورده توصيه نمي شود. چرا كه ديدن اسم ايرج طهماسب به عنوان نويسنده ي فيلم نامه ومحمد حسين لطيفي كارگردان دختر ايرونيو سريال همسايه ها به عنوان كارگردان و همين طور حضور مجيد صالحي، همه ي اين جمله ها را بي اهميت جلوه مي داد؛ ولي در داخل سالن تاريك سينما واقعيت چيز ديگري بود.
فيلم ترسناك ايراني
روي صندلي سينما لم مي دهي و پاكت چيپس را با سر و صدا باز مي كني و همان طور كه يكي يكي نوش جان شان مي كني، نگاهي به تبليغات قبل از فيلم مي اندازي وبا بغل دستي ات بگو بخند مي كني. آماده اي تا يك دل كمي تا قسمتي سير بخندي؛ بالاخره فيلم ايرج طهماسب است ديگر. رديف فيلم هاي قبلي او از كلاه قرمزي و پسرخالهتا دختر شيريني فروش و عينك دوديو دختر ايرونيدر ذهنت رژه مي روند. فيلم با تصاوير سياه وصداي باران كوثري شروع مي شود كه دارد داستاني را مي خواند،بعد هم چهره ي او كه شكلك ترسناكي درآورده و به دنبال خواهر كوچكش مي دود. خلاصه ، فيلم همان طور كه دلت مي خواست پيش مي رود و حتي چند جا هم مي خندي. تا اين كه باران كوثري و نگار جواهريان به شهرستان مي روند و خوابگاه جا ندارد و ساختمان كبري خانم و ... از اين جا به بعد انگار كم كم لحن فيلم عوض مي شود؛ اسم جن به ميان مي آيد وساختمان متروك، ولي باز هم فكر مي كني قرار است با جن و اين حرف ها هم شوخي كنند. پس باز هم جدي نمي گيري و به خصوص صحنه اي كه در آن مجيد صالحي به پنجره ي اتاق سنگ مي زند اين حس را در تو تقويت مي كند.دوباره با خيال راحت در صندلي لم مي دهي، ولي گذشتن چند دقيقه ي ديگر كافي است تا كمي دست هايت به لبه هاي صندلي فشار بياورد و نفست در سينه حبس شود.انگار قضيه جدي است و واقعاً با يك فيلم ترسناك روبه رو
هستي. فيلم ترسناك آن هم در سينماي ايران؟
تماشاي اين فيلم به افراد زير 18 سال توصيه نمي شود. اين جمله اي بود كه لابه لاي رنگ هاي شاد وچهره هاي خندان پوستر اين فيلم گم شده بود و كم تر كسي به آن توجه مي كرد
طلسم شب بيست و نهم
واكنش تماشاگراني كه در روزهاي اول به تماشاي اين فيلم رفتند و در مورد داستان فيلم هم چيزي در مطبوعات نخوانده بودند، يك چنين چيزهايي بود. روبه رو شدن با يك فيلم ترسناك جدي در سالن تاريك سينما كه در چند صحنه حسابي نفست را بند مي آورد و تپش قلبت را به اوج مي رساند و اگر خانم باشي خيلي بايد جلو خودت را بگيري تا جيغ نزني و گاهي اوقات هم مثل آن صحنه ي ديوار و دودكش بخاري ديگر اختيار جيغ زدن از دستت در مي رود و شوكي بهت وارد مي شود كه تا به حال آن را تجربه نكرده اي.
همه ي تجربه ي سينماي ايران در سينماي وحشت تنها به يكيدو فيلم محدود مي شود؛ يكي شب بيست و نهم در سال 1368 با بازي حسين گيل، رضا رويگري و مرجانه ي دلدار گلچين و به كارگرداني حميد رخشاني كه خودش هم در فيلم بازي مي كرد. داستانش را يادتان هست؟ محترم مرجانه ي دلدار گلچين و حسين رضا رويگري مطابق يك سنت خانوادگي با هم نامزد مي شوند تا در جواني به ازدواج هم درآيند. ولي پدر و مادر حسين با ديدن شبحي در اين مراسم نگران آينده ي اين ازدواج مي شوند. سال 1342 فرا مي رسد. شايعه ي زلزله ، تهران را خالي از سكنه كرده است و محترمدر راه بازگشت به خانه، ميان خيال و واقعيت شبحي را بر بام خانه مي بيند و دقايقي بعد در چند متري خود در آشپزخانه و ...
000210.jpg
شب بيست و نهم  فيلمي است كه به دوران بچگي ما ربط پيدا مي كند و تماشاي آن در سالن سينما واقعاً ما را ترسانده بود  و البته شايد هم تماشاي دوباره ي آن نظرمان را عوض كند، اما فيلم بعدي كه يك جورهايي مي توان به سينماي وحشت نسبتش داد، طلسمبه كارگرداني داريوش فرهنگ است. هنوز خيلي ها اين فيلم را بهترين ساخته ي داريوش فرهنگ مي دانند. فيلمي با بازي سوسن تسليمي، جمشيد مشايخي، پرويز پورحسيني و آتيلا پسياني و درباره ي عروس و داماد جواني كه راه خود را گم مي كنند و مجبور مي شوند به قصري پناه ببرند. قصر مخوفي كه شازده و مباشرش در آن زندگي مي كنند و تالار آينه اي دارد كه همسر شازده سال ها پيش در شب عروسي به داخل آن رفته و گم شده. طلسمبازي هاي خيلي خوبي دارد و همين طور فضاي وهم آوري كه آن را بيش تر مي توان در سينماي دلهره و فيلم هاي رازآميز جاي داد.
تنها تجربه ي ايران در ژانر وحشت، تا قبل از …خوابگاه دختران ، به فيلم هايي مثل …شب بيست و نهم وطلسم محدود مي شود
به هر حال تنها تجربه ي ايران در ژانر وحشت، تا قبل از خوابگاه دختران، به همين دو فيلم محدود مي شود.
ژانر وحشت
كلمه ي ژنرا شايد در نقدها و نوشته هاي سينمايي زياد ديده باشيد و يا در برنامه ي تلويزيوني زياد شنيده باشيد، و اگر بخواهيم فارسي اش را بگوييم، مي شود نوعيا گونه. اما اين ژانر اصلا چي هست؟ به زبان خيلي ساده، ژانر نوعي قرارداد بين تماشاگر و فيلم ساز است. قراردادي كه به تماشاگر مي گويد كه قرار است چه نوع فيلمي را ببيند و فيلم ساز هم موظف است قواعد آن ژانر را رعايت كند. مثلا وقتي فيلمي از ژانر وسترن را ببينيد متوجه مي شويد كه با چه فيلمي روبه رو هستيد و حتما كابويي هست و تيراندازي و...
فيلم هاي ترسناك هم براي خود ژانري دارند و تماشاگران غربي به اين قواعد و الگوها در فيلم هاي ترسناك عادت كرده اند. يكي از ويژگي هاي مثبت خوابگاه دختران اين است كه قواعد اين ژانر قديمي را به خوبي رعايت مي كند.مثلا ً  اين كه اگر يكي دو تا از اتفاق هاي ترسناك الكي ازكار دربيايد، در اتفاق بعدي حتماً خبري هست. اين جا، هم صحنه ي سنگ زدن مجيد صالحي به پنجره را داريم و بعد هم شوخي او با باران كوثري در آن ساختمان متروكه، ولي سومين اتفاق كاملاً جدي است.اين صحنه ها همه چيز را براي تأثيرگذارتر كردن اتفاق اصلي آماده مي كند. استفاده از شب و تاريكي و زن به عنوان قرباني و ... از ديگر قواعدي هستند كه لطيفي كارگردان و طهماسب نويسنده از آن ها به خوبي استفاده كرده اند.
خانه ي متروكه
حالا همين طور كه به صندلي سينما چسبيده ايد و سعي مي كنيد چهره ي خود را طوري نشان دهيد كه انگار اصلاًَ نترسيده ايد،برويم سراغ حرف هاي ديگر. مثلا اين كه انتخاب لوكيشن مكان اتفاق افتادن ماجراها در فيلم ترسناك چه قدر مهم است.
اگر فيلم درخششكوبريك را ديده باشيد، متوجه مي شويد از چه چيزي حرف مي زنيم؛ بخشي از هراس موجود در درخشش به آن موقعيت خاص در آن نقطه ي كوهستان بر مي گردد. تهيه كنندگان خوابگاه دختران هم براي پيدا كردن لوكيشن با مشكل روبه رو بوده اند:پيدا كردن آن مكان مخروبه يكي از مشكلات ما بود. چون ما نمي خواستيم اين مكان يادآور جاهايي باشد كه در آن زندگي مي كنيم. از مكان هاي آجري و كاه گلي فاصله گرفتيم و به سراغ يك معماري فرنگي رفتيم همه ي اين حرف ها موجب شده اين خانه ي متروك چندان به دل ننشيند و براي مثال، ما هيچ نماي دور درستي از اين خانه نمي بينيم وموقعيت آن هم در شهر مشخص نيست. به اين ترتيب بعضي پتانسيل ها كه مي توانستند بر وحشت و هراس فيلم بيفزايند، حذف شده اند.
صحنه هاي ترسناك فيلم با توجه به استانداردهاي سينماي ايران، اين قدر خوب از كار درآمده اند كه آدم دوست دارد بي خيال نقطه ضعف هاي آن شود
هانيبال لكتر
خوابگاه دختران بازي هاي قابل قبولي دارد و به خصوص باران كوثري نشان مي دهد كه كم كم دارد به يك بازيگر تمام عيار تبديل مي شود. مجيد صالحي هم مثل هميشه است، اما براي داوري در مورد بازيگري نگار جواهريان بايد منتظر فيلم بعدي اين جوان تازه كار ماند، چرا كه در اين فيلم، او تنها كاري كه مي كند قربان صدقه رفتن و ترسيدن است، و فيلم نامه ي فيلم حس بيشتري براي او در نظر نگرفته. البته همين كه جلو دوربين راحت بازي مي كند، نكته ي مثبتي است. بازيگر نقش منفي فيلم هم كه صادق صفايي است، و اگر چهره ي او در پس آن گريم براي تان آشنا نيست، يك بار ديگر فيلم از كرخه تا راينرا ببيند تا او را بشناسيد. البته از فيلم نامه  اين فيلم انتظار هانيبال لكترو سكوت بره هارا نمي توان داشت و صادق صفايي در همين حد هم خيلي خوب وقابل باور ظاهر شده است؛ صحنه اي كه او سرش را به ديوار زندان مي كوبد به ياد داريد؟ 
جيغ هاي كودك
در پوستر فيلم تعدادي دختر كنار هم نشسته اند ومي خندند، با اين پس زمينه كه يك فضا و پنجره ي مخوف شكسته پشت آنهاست. اين پنجره يادآور اين موضوع است كه اين دختران در مكان غريبي هستند. درباره اسم فيلم هم مي توان گفت كه نوعي وهم و رويا در كلمه خواب هست.
اين توجيه سازندگان فيلم براي انتخاب عنوان خوابگاه دخترانونوع طراحي پوستر فيلم است كه همه ي آن ها، نشان از يك فيلم شاد ومفرح دارد وهيچ كس آن پنجره ي مخوفرا پشت سر دختران نمي بيند و از كلمه ي خوابگاه هيچ وهم و روياييح نمي  كند. البته اين يك جور ديگر. معرفي كردن فيلم را مي توان به حساب احتياط تهيه كنندگان بگذاريد، چرا كه در سينماي محافظه كار ما كه همه  به دنبال ساخت فيلم هاي كليشه اي و استفاده از فرمول هاي جواب پس داده هستند، همين كه آن ها جرا‡ت كرده اند و فيلمي در ژانر تجربه نشده ي وحشت ساخته اند، جاي آفرين دارد، ولي يك جاي كار اين جا مي لنگد. پدر و مادري را تصور كنيد كه با كودك سه چهار ساله ي شان براي تماشاي فيلم مفرح وشاد به سينما آمده اند، ولي ناگهان با فيلمي روبه رو مي شوند كه كودك شان را حسابي مي ترساند و معلوم نيست به لحاظ رواني چه تاثيري بر او مي گذارد و چند شب بايد با جيغ هاي كودك شان ازخواب بيدار شوند و با چه زباني بگويند همه ي اين ها فيلم بوده و جن چيست و ...
…تايتانيكدر خابگاه دختران
اين پا در هوايي در معرفي، به بعضي بخش هاي خود فيلم هم رسوخ كرده وسازندگان آن سعي كرده اند تا طعم هاي متفاوتي را در فيلم ايجاد كنند تا اگر تماشاگر از بخش ترسناك فيلم خوشش نيامد، بخش هاي كمدي يا عشقي اش او را جذب كند. البته اين همان چيزي است كه در فيلم هاي كمدي ترسناك جوانانه ي هاليوودي هم مي بينيد و ملغمه اي است از طعم هاي مختلف. براي مثال، به صحنه ي پاياني فيلم و صدا زدن هاي مجيد صالحي و باران كوثري دقت كنيد؛ تعليق فيلم در اين صحنه فداي فريادهاي عاشقانه ي دوشخصيت داستان شده و بدون اين كه حتي يك تصوير از قاتل ببينيم، فقط به طور متناوب شاهد فريادهاي اين زوج عاشق هستيم. فيلم نامه ي فيلم هم كه بي خيال شخصيت پردازي شده و همه چيز در خدمت ترس و طنز فيلم است.
بالاتر ازاستانداردهاي ايران
ولي خوب، صحنه هاي ترسناك فيلم با توجه به استانداردهاي سينماي ايران، اين قدر خوب از كار درآمده اند كه آدم دوست دارد بي خيال نقطه ضعف هاي آن شود و شايد همه ي اين نقطه ضعف ها را بتوان به پاي معمول نبودن اين تجربه در سينماي ما گذاشت و به كارگرداني لطيفي آفرين گفت و آرزو كرد سينماي ايران كمي از اين محافظه كاري دست بردارد و دست به تجربه در ژانرهاي مختلف سينمايي بزند هرچند هنوز بايد به فكر آن كودكي بود كه شب ها از ترس جن خوابش نمي برد و پدر ومادرش شايد ديگر به سينما نروند، چرا كه اين فيلم با آن ها صادق نبوده است.

 دوست دارم باران باشم
بزر گ ترين دل خوشي باران كوثري خانواده است و مهم ترين تفريحش بودن با دوستان و اگر زندگي شبيه راه رفتن بود او حتما مي دويد
000015.jpg
گفت وگو ها: محبوبه  رياستي
گفت وگو با باران كوثري در يك عصر باراني مزه ي ديگري دارد. به خصوص كه خودش هم باران ا دوست دارد و مي خواهد شبيه باران باشد. آن قدر هم ساده و صميمي است كه فراموش مي كني دختر رخشان بني اعتماد و جهانگير كوثري است و يكي از چهر ه هاي تازه ي سينماي ايران. باران بازيگري را از 6 سالگي شروع كرد و كارش را با بازي در فيلم هاي مادرش روسري آبي، باران و بومي ، روزگار ما و زير پوست شهر ادامه داد. بازي در زير پوست شهر مقدمه اي شد براي حضور او در فيلم هاي كارگردانان ديگر و بازي در فيلم هاي رقص در غبار، برگ برنده و خوابگاه دختران. تجربه اي كه نشان داد او تنها در فيلم هاي مادرش خوب بازي نمي كند و مي تواند به يكي از بازيگران مطرح سينماي ما تبديل شود.
او در فيلم ترسناك خوابگاه دختران بازيگر نقش روِياست؛ يك دختر نترس و با شهامت. اگر از او بپرسيد در زندگي اولين بار كي ترس را حس كردي؛ چنين جوابي به شما مي دهد: شايد از وقتي در شكم مادرم بودم. البته ترس از صداهاي بلند، از زمان جنگ با من مانده است.
چه طور بازيگر نقش روِيا در فيلم خوابگاه دختران شدي؟
بيش ترين دليلي كه باعث شد پيشنهاد بازي در اين كار را قبول كنم، حضور آقاي لطيفي و طهماسب بود. من هميشه دوست داشتم با آن ها كار كنم. چون احساس مي كنم سينماي آن ها، سينماي شريفي است. ضمن اين كه اين سينما مخاطبان خود را هم پيدا كرده است.
وقتي بازي در اين فيلم به من پيش نهاد شد، خيلي خوشحال شدم، چون فكر مي كردم يك كار كمدي است. البته وقتي فيلم نامه را خواندم، باز هم از آن خوشم آمد، چرا كه احساس كردم مي تواند تجربه ي جديدي باشد. گروه هم گروه حرفه اي و خوبي بود و همه ي اين ها باعث شد تا به اين كار اعتماد كنم، اما واقعا هيچ كس در گروه فكر نمي كرد كه صحنه هاي وحشت و ترس فيلم تا اين حد خوب دربيايد. بعد از همه ي اين  ها هم حضور نگار برايم بسيار رضايت بخش بود.  
 
000216.jpg
ببينيد، روِيا يكي از سخت ترين نقش هايي بود كه من بازي كرده ام.روِيا با من فرق داشت من به خرافات اصلا  اعتقادي ندارم و نخواهم داشت 
نگار جواهريان را از قبل چه قدر مي شناختي؟
كم و بيش با او آشنا بودم، ولي به واسطه ي بازي در اين فيلم بيش تر با او آشنا شدم و خيلي خوب هم توانستم با او ارتباط برقرار كنم.
در ابتدا روِيا را چه طور ديدي؟ در واقع تصورت از او چه گونه  بود؟  
به نظرم روِيا، نقش سختي بود. از اين لحاظ كه او هيچ گونه ويژگي بارزي نداشت تا بتوانم دست روي آن بگذارم و پرورشش بدهم. واقعا نمي توانستم هيچ چيزي را براي خودم ترسيم كنم. روِيا خيلي معمولي بود.
پس چه طور او را پيدا كردي؟
بيشتر از خود فيلم نامه و راهنمايي هاي خوب آقاي لطيفي و طهماسب استفاده كردم.
روِيا چه قدر به باران شباهت دارد؟
حتما يكسري ويژگي هاي مشتركي داريم، چون من به عنوان باران كوثري نقش روِيا را بازي كردم.
چه قدر شهامت و جسارت روِيا در وجود تو هست؟
فكر كنم اصلا نباشد!
پس با اين حساب شهامت روِيا اصلا روي تو تأثير نگذاشته؟ 
نه، چون اصولا آدمي نيستم كه با نقشم زندگي كنم.
فكر مي  كردي تماشاگر تورا در اين نقش قبول كند؟
نقش رويا يكي از سخت ترين نقش هايي بود كه من بازي كرده ام و رويا با من فرق داشت، به اين دليل كه شيطنت هايش با شيطنت هاي من فرق مي كرد. سرزندگي او به شكل ديگري بود. به همين دليل من خودم واقعا نگران اين مسأله بودم.
حالا از بازي ات راضي هستي؟ 
راضي راضي كه نه، اما خوش بختانه راضي تر از هميشه هستم.
خودت بيشتر سر كدام صحنه ترسيدي؟
همان صحنه اي كه يك دست از داخل لوله بخاري بيرون مي آيد. به همين دليل براي اين صحنه چيزي حدود 12 برداشت داشتيم و من خودم تا مدت ها قلبم تندتر از حد معمول مي زد و وحشت مي كردم.
000225.jpg
آرامش را در خلوت خيلي سخت پيدا مي كنم و معمولا در شلوغي بهتر به آن مي رسم. شايد به همين دليل هم هست كه شلوغي را به تنهايي  ترجيح مي دهم 
به نظرت واكنش مردم نسبت به فيلم  چه طور بود؟
واكنش مردم خيلي بهتر از آن چيزي است كه فكر مي كردم. ترس فيلم واقعا خوب درآمده است.
اگر قرار باشد از بازي خودت در اين فيلم انتقاد كني چه مي گويي؟
احساس مي كنم يك جاهايي شهامت روِيا را بيش از حد بازي كرده ام، و در واقع از اين نظر كمي تند رفته ام.
خودت، چه قدر اهل خرافات هستي؟
اصلا اعتقادي ندارم و نخواهم داشت!
از اين نقش چه يادگاري اي برايت مانده است؟
خيلي چيزها. چون هر نقشي ناخودآگاه تأثيراتي روي بازيگر مي گذارد، اما در هر حال تجربه ي بسيار بسيار خوب و لذت بخشي بود.
خب كمي هم به خود باران كوثري بپردازيم؛ باران چه قدر شبيه باران است؟
چه سؤال سختي!  نمي دانم اما باران را دوست دارم و سعي مي كنم شبيه آن باشم.
آرامش در دنياي پرهياهوي تو چه مفهومي دارد؟
آرامش را در خلوت خيلي سخت پيدا مي كنم و معمولا در شلوغي بهتر به آن مي رسم. شايد به همين دليل هم هست كه شلوغي را به تنهايي  ترجيح مي دهم.
بهترين تفريح باران كوثري چيست؟
اين كه با دوستانم باشم و لحظاتم را با آن ها بگذرانم.
بزرگ ترين دل  خوشي زندگي ات چيست؟
خانواده ام.
اگر زندگي شبيه به راه رفتن بود، سعي مي كردي چه گونه قدم برداري؟
مي دويدم.
چرا؟ مي خواستي به كجا برسي؟
اين خيلي خصوصي است و نمي توانم بگويم.
چه قدر فيلم مي بيني؟
خيلي زياد! 
هميشه دوست داشتم فضانورد مي شدم كه خب نشدم. البته هنوز هم اميدوارم كه اين اتفاق برايم بيفتد
دوست داشتي چه نقشي را در اين فيلم هايي كه ديدي، بازي مي كردي؟
خب خيلي زياد است. چون معمولا هر فيلمي كه مي بينم فكر مي كنم اگر من اين نقش را بازي مي كردم، چه طوري مي شد، به هر حال نقش هاي زيادي بوده، اما شايد اسكارلت در فيلم بر باد رفته به نوعي جواب اين سؤال باشد.
از مهم ترين تجربه اي كه در دنياي هنر كسب كرده اي براي مان بگو!
اينكه اساسا هنر، سينما و بازيگري هدفم نيست. اين ها همه وسيله اي هستند براي رسيدن.
رسيدن به چي و كجا؟ 
اين مسأله هم خصوصي است.
اولين بازي ات را به خاطر داري؟
بله، 5 ساله بودم كه همراه اميد آهنگر در فيلم بهترين باباي دنيا بازي كردم.
الان چه حسي نسبت به آن فيلم داري؟ 
اين فيلم خيلي برايم عزيز است. چون تصوير كاملي از باران است در 5 سالگي.
بزرگ ترين آرزوي باران كوچولو چه بود؟
هميشه دوست داشتم فضانورد مي شدم كه خب نشدم. البته هنوز هم اميدوارم كه اين اتفاق برايم بيفتد.
همين حالا چه آرزويي داري؟
آرزو دارم در جايي زندگي كنم كه به راحتي بتوانم رشته اي را كه دلم مي خواهد بخوانم.
چه رشته اي؟
نمي دانم.ولي چيزي شبيه به ادبيات نمايشي.
نوشتن را دوست داري؟
بله خيلي زياد!
پس با اين حساب زنگ هاي انشاي مدرسه برايت بسيار دلچسب بوده...
بله، دقيقا! من نه تنها براي خودم انشا مي نوشتم، بلكه براي بقيه ي بچه هاي كلاس هم اين كار را مي كردم.
زيباترين انشايي را كه نوشتي به خاطر داري؟
بله. انشايي بود با عنوان اگر ... بودم، و من نوشتم اگر من باران بودم... چه كارهايي مي كردم.
خب، چه كارهايي مي كردي؟
خيلي كارها. آن موقع چيزهايي نوشتم كه به نظر خودم خيلي جالب بود. هنوز هم اين انشايم را دارم.
باران، هنوز هم شلخته هستي؟
بله، اما با اين حال چيزي را كه دنبالش هستم مي توانم پيدا كنم. خلاصه ته ِ ته اش آدم منظمي هستم! 
اتاقت را براي مان شرح بده! 
به ديوارهاي اتاقم كاغذ ديواري كرم زده ام. بالا سر تختم، عكس مامانم را گذاشته ام. چند تا پوستر از فيلم پدرخوانده دارم كه در جاهاي مختلف اتاقم نصب شان كرده ام، و يك ميز تحرير كوچك هم كه وسايلم را رويش گذاشته ام.
قشنگ ترين سريالي كه ديده اي.
هاران چشم ه كارگرداني آقاي كيانوش عياري.
برنامه ي آينده ات چيست؟
دارم مخ خودم را مي زنم كه بروم و يك جايي درس بخوانم.
و يك جمله ي يادگاري...
مردم اشتباهات شان را روي هم مي ريزند و غولي مي سازند به نام تقدير!  

از خفه شدن مي ترسم
فكر مي  كنيد بزرگ ترين كابوس بازيگري كه خانه ي آرزوهايش زير درياست ودوست دارد از كودكان و رنگ ها حرف بزند چيست ؟
  نگار جواهريان هم آن قدر صميمي و مهربان است كه در نگاه اول مجذوبش مي شويد. او 22 سال دارد و در رشته ي طراحي صحنه تحصيل مي كند، به دنياي كودكي اش بسيار وابسته است و بچه ها را هم خيلي دوست دارد. نگار با حضور در فيلم من ترانه 15 سال دارم ارد دنياي سينما شد و كارهايي مانند قمگاه،ابگاه دختران، چند تار مو و ... را در پرونده ي هنري اش ثبت كرده است. جالب است بدانيد كه او مدتي هم كار مطبوعاتي مي كرده و اتفاقا يكي از نقدنويسان روزنامه ي همشهري نيز بوده است. نگار از خودش براي  مان بسيار گفت. اگر مي  خواهيد شيرين فيلم خوابگاه دختران ا بيشتر بشناسيد، اين مصاحبه را بخوانيد.
     از كجا شروع كنيم،نقد نويسي يا بازيگري؟
از بازيگري. چون من از اول بازيگر بودم و بعد موقعيتي برايم پيش آمد كه توانستم در روزنامه  هم كار كنم.
   در چه زمينه اي كار مي كردي؟
بيشتر در مورد تحليل بازيگري نقد مي نوشتم.
  چرا بيشتر در زمينه ي نقد كار كردي؟
من در ابتدا كار ترجمه مي كردم. به من پيش نهاد نوشتن نقد هم شد و وقتي نقدهايم چاپ شد، بيشتر ترغيب شدم كه بنويسم و كم كم تخصصي تر هم شد.
   دوست داشتي خبرنگار مي شدي؟
نمي دانم، چون به آن شكل به اين مقوله آشنايي ندارم و اين حرفه را درست نمي شناسم، اما نقد نوشتن را دوست دارم.  
  نوشتن نقد، چه قدر به بهتر بازي كردن ات، كمك كرده؟  
  خيلي زياد چون وقتي مي  خواهي نقد بنويسي، بايد زياد فيلم ببيني، زياد كتاب بخواني، زياد بنويسي و غيره. اين سير طبيعتا روي بازي هم اثر خواهد گذاشت.  
000228.jpg
به نظر من اين فيلم صرفا نمي خواهد بترساند بلكه به نوعي مي خواهد تلنگر بزند و معضلات اجتماع را مطرح كند
  خب چه شد كه نگار جواهريان، بازيگر شد؟
۱۵ ساله بودم كه اولين تئاترم را بازي كردم.البته قبل از آن در كلاس هاي صدا و سيما آموزش اين كار را ديده بودم. آن موقع به دليل سني كه داشتم تئاتر و كلا مقوله ي هنر را زياد نمي شناختم، اما خيلي دوست داشتم كه ياد بگيرم و بتوانم كار كنم.
  در حال حاضر چه قدر تئاتر مي بيني؟
خيلي كم. متأسفانه خيلي نمي رسم به ديدن تئاتر بروم.
  از تئاتر چي ياد گرفتي؟
حضور در تئاتر براي يك بازيگر تجربه ي بسيار بزرگي است. من شخصا از تئاتر زندگي كردن را ياد گرفتم.
 نگار جواهريان، در دنياي هنر به دنبال چه چيزي است؟
دنبال اين هستم كه آدم خوب و مهرباني باشم. اين مسأله برايم خيلي مهم است، اما اساسا از زماني كه اين كار را شروع كردم، واقعا مجذوب اين دنيا بودم و مي خواستم چيزهاي زيادي را از آن كشف كنم. اين دنيا من را دنبال خودش كشاند.
 خب چه چيزهايي را تا به حال كشف كرده اي؟
  خيلي چيزها ... ولي بازيگري همان چيزي است كه من دنبالش بودم. البته من تنها به بازيگري اكتفا نكرده ام و دنبال مسايل ديگري مثل طراحي، نقاشي، موسيقي و ... هم بوده ام. فكر مي كنم همه ي اين ها به نوعي روي يكديگر اثر مي گذارند و به هم ربط دارند.
  خب بهتر است كمي در مورد نقشت در فيلم خوابگاه دختران صحبت كنيم. وقتي فيلم نامه را خواندي توانستي با نقش شيرين ارتباط برقرار كني؟
خيلي. چون امثال شيرين و روِيا خيلي زياد است. به همين دليل خيلي زود ارتباط برقرار كردم. البته قرار بود من از روِيا باران كوثري شيطان تر باشم، ولي عملا وقتي اين دو را كنار هم مي گذاريم روِيا شيطان تر است.
  چه قدر با باران كوثري تمرين داشتي؟
  تمرين به آن شكل نداشتيم. فقط قبل از گرفتن سكانس هاي مختلف با هم حرف مي زديم تا بتوانيم آن صحنه را خوب درآوريم.
000219.jpg
وقتي مي خواهم به دوران كودكي ام برگردم نوار و يا كتاب  …شازده كوچولو را گوش مي كنم و يا مي خوانم 
   از بازي ات راضي هستي؟
بله، شيرين را دوست دارم.
  به نر تو، اساسا سينماي ايران ژانر وحشت دارد يا خير؟ 
فكر مي كنم تا قبل از اين فيلم اصلا نداشتيم، و يا اگر داشتيم من نديده ام. اما خوابگاه دختران به نر من مي تواند در اين زمينه يك شروع باشد. البته به نر من اين فيلم صرفا نمي خواهد بترساند بلكه به نوعي مي خواهد تلنگر بزند و معضلات اجتماع را مطرح كند. حتي اگر دقت كنيد رگه هاي طنزي هم در اين فيلم وجود دارد، مانند ارتباط روِيا و برادر شيرين، و يا حتي انتخاب خانواده ها.
  فكر مي كردي اين فيلم بتواند تا اين حد تماشاگر را بترساند؟
  نه، واقعا فكرش را نمي كردم و جيغ كشيدن مردم برايم خيلي جالب بود.
  بزرگ ترين كابوس زندگي ات چيست؟
  اين كه خفه شوم. از خفه شدن خيلي مي ترسم.
  نگار، مي خواهم با هم سري به دنياي كودكي ات بزنيم، شعرهايي را كه در آن زمان حف مي كردي به خاطر داري؟
فكر مي كنم شعر علي كوچولو بود. آن را خيلي دوست داشتم. همين طور شعرهايي كه در كتاب رنگين كمان باغچه بان نوشته بود كه آن ها را حف كرده بودم. جالب اين جاست كه وقتي به تئاتر رفتم دوست داشتم اين شعرها را بازي كنم.
  چه قدر به كودك درونت وابسته هستي؟
خيلي زياد. از اين كه به يك خواب زمستاني بروم ناخودآگاه و از آن چيزهايي كه دوست شان دارم فاصله بگيرم مي ترسم. كودك درونم را خيلي دوست دارم.
  فكر مي كني در 50 سالگي هم همين قدر به او وابسته باشي؟ 
بله، فكر مي كنم باشم.
  اصلا نگار جواهريان ميلي به بزرگ شدن دارد يا نه؟
نه، چون دوست ندارم از كودكي ام فاصله بگيرم.
  نرت در مورد بچه ها چيست؟
  به بچه ها خيلي علاقه دارم و فكر مي  كنم اين علاقه نشأت گرفته از همان كودك درونم باشد. باور كنيد در مقابل بچه ها كاملا بي اراده مي شوم و نمي توانم خودم را كنترل كنم مخصوصا اگر تپل مپلي هم باشند.
تعجب مي كنم از اين كه چه قدر مردم راحت و بي تفاوت از كنار بچه ها مي گذرند. من خيلي دوست دارم بفهمم بچه ها در خيابان چه طور به اطراف شان نگاه مي كنند و تصورشان چيست 
  خب تو كه تا اين حد به بچه ها علاقه داري، چرا براي آن ها فكري نمي كني؟
اتفاقا خيلي دوست دارم. اما زياد راغب نيستم به عنوان مجري در اين نوع كارها حضور داشته باشم. دوست دارم يك كار متفاوت انجام دهم.
   نگار وقتي مي خواهي به دوران كودكي ات برگردي، چه مي كني؟
نوار و يا كتاب   شازده كوچولو را گوش مي كنم و يا مي خوانم.  
  چي بيشتر به تو آرامش مي ده؟
جوابش خيلي سخت است، اما فكر مي كنم قرار گرفتن در مسيري كه حداقل مي داني آخرش كجاست خيلي خوب است.
  در دنياي تو آرامش چه قدر وجود دارد؟
آرامش من همراه با هيجان است. به همين دليل صرفا آرامش نيست، اما هميشه دنبالش هستم. چون فكر مي كنم هر آدمي به اين مسأله نياز دارد.
  چه چيزي براي تو تعجب آور است و براي ديگران نيست؟
اين كه چه قدر مردم راحت و بي تفاوت از كنار بچه ها مي گذرند. براي مثال من خيلي دوست دارم بفهمم بچه ها در خيابان چه طور به اطراف شان نگاه مي كنند و تصورشان چيست؟
  خانه ي آرزوهايت  را براي مان ترسيم كن؟ 
خانه ي آرزوهاي من زير درياست. بنابراين سقفش از آب است. ماهي ها را به راحتي مي بينيم، چون اين موجودات را به شدت دوست دارم. خانه ام ديوار ندارد، و فكر مي كنم مي  توانم در اين خانه به آن آرامشي كه مي خواهم برسم.
  شناگر خوبي هم هستي؟
بله، شنا كردن را دوست دارم و تا حدود زيادي هم واردم.  
  اگر قرار باشد از اين 22 سالي كه زندگي كرده اي يك نقاشي بكشي چي مي كشي؟
  نمي  دانم، ولي احتمالا در آن از رنگ آبي زياد استفاده مي كنم. خيلي زمينه ي سفيد و خالي خواهد داشت و پر از ماهي است.
    فكر  مي كني شخصيتت با چه جور موسيقي اي جور باشد؟
شايد شبيه موسيقي فيلم آملي موسيقي اين فيلم را خيلي دوست دارم.
  اگر يك بلندگو داشتي كه با حرف زدن در آن مي توانستي نر همه را جلب كني چه چيزي مي گفتي؟
دوست داشتم از بچه ها و رنگ ها حرف بزنم!
  از بين فيلم هايي كه بازي كرده اي، كدام يك از نر بازي تو راضي تر كرده است؟
از لحا بازي و كار خودم فكر مي كنم در قدمگاه وب بازي كرده ام. حنانه نقشي بود كه خيلي از من دور بود. حنانه را واقعا نديده بودم. به همين دليل تجربه ي جديد و در عين حال كار پيچيده تري بود. به هر حال در اين كار،خودم از خودم يك ذره راضي تر هستم.
  از چند تار مو بگو .
حضور آقاي كريمي به عنوان كارگردان خيلي برايم مهم بود. چند تار مو از آن فيلم هايي است كه به نرم كار خوبي شده و موضوع جديدي را عنوان كرده است.
  از نقشت در اين فيلم راضي هستي؟
بله ولي مثل حنانه، برايم جذابيت نداشت. حنانه برايم يك شخصيت تازه بود.
  تجربه ي زندگي در روستا چه طور بود؟ فكر مي كنم فيلم قدمگاه ر نطنز تصويربرداري شده باشد...
  بله واقعا عالي بود. محيط روستا مثل يوگا مي ماند. از همه چيز آدم را دور مي كند. خاطرات خوشي از نطنز برايم مانده.
  اگر حرفي باقي مانده بگو!
خيلي خوشحالم كه با شما صحبت كردم چون هميشه دوست داشتم اين سؤال ها را از من بپرسند. از شما تشكر مي كنم.  

اين جن ها از كجا آمدند
داستان فليم خوابگاه دختران شباهت زيادي به داستان فيلم كوتاهي دارد كه سال گذشته در جشنواره ي فيلم هاي كوتاه سوني جايزه ي  بهترين فيلم را از آن خود كرد
000213.jpg
ما اين قدر صداقت داريم كه اگر از هر منبعي داستان فيلم را برداشت كرده بوديم آن را ذكر مي كرديم. اين پاسخ ايرج طهماسب نويسنده ي فيلم نامه ي خوابگاه دختران است به سوآل ما درباره ي تشابه شخصيت قاتل اين فيلم با شخصيت اصلي فيلم كوتاه. ما هم اين قدر به صداقت آقاي طهماسب و گروه شان اعتقاد داريم كه حرف شان را باور كنيم. به هر حال ايرج طهماسب از كساني است كه بخشي از نوستالژي و خاطرات دوران كودكي و نوجواني ما را تشكيل مي دهد، و يكي از مهم ترين چيزهايي كه در همه ي برنامه ها و فيلم هاي ايرج طهماسب حس كرده ايم همين صداقتي است كه او هم در حرف هايش به آن اشاره مي كند.
اين كه دو هنرمند بي خبر از هم آثار هنري مشابه هم خلق كنند، مورد عجيبي نيست و ... اگر حسابي گيج شده ايد و نمي دانيد از چه چيزي داريم حرف مي زنيم ادامه ي مطلب را بخوانيد.
روايت مرگ نازلي از زبان يك جن گير عاشق اين نام يك فيلم داستاني بود كه سال گذشته در جشنواره ي فيلم هاي كوتاه سوني جايزه ي بهترين فيلم را از آن خود كرد.فيلمي با ساختار و داستاني خاص كه اگر نمي دانستي فيلم داستاني است فكر مي كردي با يك فيلم مستند روبه رو هستي و تنها زماني متوجه اشتباه خود مي شدي كه عنوان بندي پاياني شروع مي شد و نام بازيگر بر صفحه ي سينما نقش مي بست.نام كارگردان اين فيلم جواد امامي بود كه خودش هم به نقش تنها شخصيت فيلم يعني همان جن گير عاشق ظاهر شده بود. اين جن گير عاشق از خودش مي گفت و از جن ها و راز و رمزهاي ارتباط با جن ها، و در اين ميان داستان كشته شدن دختري به نام نازلي هم در ميان بود. دختري كه در پايان فيلم متوجه مي شويم قرباني عشق اين جن گير شده و خود او نازلي را به قتل رسانده. فيلم با بازي فوق العاده  ي جواد امامي و فضاي ترسناك و وهم آور ش تاثير بسياري بر تماشاگر مي گذاشت و فضاي مستند گونه ي فيلم هم به اين تاثير كمك بيشتري مي كرد. اگر فيلم خوابگاه دختران را هم ديده باشيد، حتما مي دانيد كه شخصيت منفي فيلم كسي است كه با جن ها در ارتباط است و دختر محبوبش طوبي را به قتل رسانده يعني همان داستاني كه براي شخصيت فيلم كوتاه روايت مرگ نازلي.... هم نوشته شده.
در فيلم كوتاه روايت مرگ نازلي از زبان يك جن گير عاشق، شخصيت منفي فيلم كسي است كه با جن ها در ارتباط است و دختر محبوبش را به قتل رسانده ، يعني همان داستاني كه در خوابگاه دختران براي طوبي اتفاق مي افتد
با جواد امامي كارگردان اين فيلم تماس مي گيريم و قضيه را با او در ميان مي گذاريم. او هم كه اصلا خبر ندارد فيلمي با اين موضوع در سينماها نمايش داده مي شود، از ما سراغ سينماهاي نمايش دهنده را مي گيرد تا برود و آن را ببيند ! از لحن صدايش هم پيداست كه آدم كم ادعايي است، همان طور كه قبول ندارد روايت مرگ نازلي ... فيلم خوبي شد. و به نظرش ضعف زياد داشته.
از او مي پرسيم: اگر واقعا از فيلم شما برداشت كرده باشند، چه كار مي كني؟ مي گويد: كار خاصي نمي كنم. ما خودمان هم در فيلم  هاي كوتاه از رو دست هم كپي مي كنيم! در دنياي فيلم سازي هم اين چيزها زياد است. منبع داستان فيلم كوتاه او هم مثل خوابگاه دختران، حادثه ي واقعي نبوده: از سال ها پيش مي خواستم در مورد جن و پري فيلم بسازم ولي نشد . تا اين كه اين داستان به ذهنم رسيد و امكانات ساخت اين فيلم مهيا شد. او كه ده سال در كار تدوين بوده و دو فيلم مستند نام هاي كسوف به روايت باد و يك مادرانه ي تلخ ساخته، اين روزها هم مشغول آماده كردن فيلم كوتاه ترسناك ديگري است. فيلمي به نام تاريكي با 20 بازيگر. از او مي پرسيم:دوست نداري فيلم بلند ترسناك بسازي؟ مي گويد: هنوز خيلي كوچك تر از اين حرف ها هستم! او كه از بين فيلم هاي ترسناك درخشش، قسمت اول جن گير و قتل با اره ي برقي در تگزاس را دوست دارد، شايد به يكي از سازندگان فيلم ترسناك در سينماي آينده ي ما تبديل شود.
000231.jpg
ايرج طهماسب روايت مرگ نازلي... را نديده است. او مي گويد: اگر ما از فيلمي كوچك ترين برداشتي كرده باشيم، حتما آن را ذكر مي كنيم. با طهماسب درباره ي چيزهاي ديگر هم حرف مي زنيم.
مثلا اين كه كودكي پس از تماشاي خوابگاه دختران چند شب است راحت نخوابيده و جيغ مي زند و پدر و مادرش را حسابي دچار مشكل كرده. او مي گويد: اولا مگر ما بر سردر سينماها نزده ايم كه تماشاي فيلم به افراد زير 18 سال توصيه نمي شود. بعد هم اين كه ترس چيز بدي نيست. ذات بشر به ترس احتياج دارد و ترس هم كاركرد خودش را دارد. مثلا باعث مي شود يك ذره حواس مان را جمع كنيم. مگر روي ما كه در كودكي فيلم هاي ترسناكي ديده ايم تاثير بدي گذاشته؟ مطمئن باشيد اين قضيه هيچ عوارض منفي نخواهد داشت. در فيلم يكي بود يكي نبود هم به ما گفتند چرا بره مي ميرد و مرگ بره باعث گريه ي بچه ها مي شود. در حالي كه مرگ وجود دارد و امري طبيعي است كه بايد آن را با بچه ها در ميان بگذاريم. ترس هم همين طور است.
طهماسب در مورد اين انتقادها هم مي گويد: هه ي اين حرف ها به خاطر اين است كه اين كار و اين نوع فيلم را ما شروع كرده ايم. كتكش را هم ما مي خوريم تا بقيه نفعش را ببرند!
ياد از اصل موضوع دور نشويم. اين كه دو هنرمند بي خبر از هم آثار هنري مشابه هم خلق كنند مورد عجيبي نيست. شايد تا به حال خبرهاي اين چنيني را شنيده باشيد كه شخصي ادعا كرده فلان فيلم ساز از روي طرح يا فيلم نامه ي او برداشت كرده و از اين جور چيزها. درصد زيادي از اين موارد به همين قضيه بر مي گردد كه ممكن است دو نفر در دو نقطه ي مختلف جهان اثري خلق كنند كه شباهت هايي به هم داشته باشد، ولي اين قضيه لزوما به اين معني نيست كه از روي هم كپي كرده باشند. مثلا علاوه بر شباهت شخصيت ها در اين دو فيلم، يك صحنه هم هست كه در هر دو فيلم اتفاق مي افتد و آن هم صحنه اي است كه قاتل سرش را به ديوار مي كوبد و خون جاري مي شود. اين صحنه  هاي مشابه فقط نزديكي حسي روح اين دو فيلمنامه نويس را نشان مي دهد، همين.راستي از ايرج طهماسب هم قول يك مصاحبه ي درست و حسابي را گرفته ايم تا به خاطرات گذشته و كلاه قرمزي و پسرخاله و دكتر عروسكي و ... هم سري بزنيم. منتظر باشيد!

پيشنهاد هفته
تجربه ي يك ميدان جنگ واقعي 
000360.jpg
حتما تا به حال تيزرهاي تبليغاتي مختلف فيلم …دوئل را در تلويزيون ديده ايد و شايد دو قسمت برنامه ي …برداشت دوم شبكه ي 2 درباره ي اين فيلم را هم ديده باشيد. مطمئنا بيلبوردهاي تبليغاتي اين فيلم هم در گوشه و كنار شهر به چشم تان خورده است. اگر هم اهل خواندن مطبوعات باشيد كه با حجم زيادي مصاحبه و نقد و پرونده روبه رو شده ايد؛ به همه ِي اين موارد اگر تبليغاتي شفاهي تماشاگران را هم اضافه كنيد، مي شود توفان تبليغات فيلم جنگي …دوئل كه علاوه بر داخل سينما در بيرون هم يك ميدان جنگ برپا كرده است. ميداني كه از هر طرف آن مواد تبليغاتي فيلم بر سر و روي تماشاگر مي بارد. البته اين قضيه چندان هم عجيب نيست؛ وقتي براي يك فيلم ستاد اكراني تشكيل مي شود، به رهبري حسين پاكدل مجري سابق تلويزيون و رييس تئاتر شهر روز  به  روز براي آن تبليغات صورت مي گيرد، جز اين هم نمي توان انتظار داشت. اما غير از اين تبليغات گسترده، …دوئل براي كشيدن تماشاگر به داخل سالن چه چيزهاي ديگري دارد؟ هزينه ي 5/1 ميلياردي فيلم و تمايل به تماشاي پرخرج ترين فيلم تاريخ سينماي ايران، شايد انگيزه اي براي خيلي ها باشد تا ببينند يك فيلم با اين هزينه ي هنگفت چه چيزي از آب در آمده است.
البته اين هزينه را هيچ يك از منابع رسمي تأييد نكرده اند و شايد هم دل شان نمي خواهد رقم دقيق را فاش كنند، چون همين دقيق اعلام نكردن هزينه باعث رواج شايعاتي مي شود كه در ميان آن ها و از زبان تماشاگران گاهي رقم 4/5 ميلياردي هم به گوش مي رسد و خلاصه آخرش همه چيز به نفع تهيه كننده تمام خواهد شد.
حضور بازيگراني مثل سعيد راد پس از سال ها دوري از سينما و آخرين بازي اش در …عقاب ها ، پرويز پرستويي، هديه ي تهراني، پژمان بازغي، كامبير ديرباز و پريوش نظريه كه در تبليغات فيلم هم بر حضور آن ها تأكيد بسياري مي شود، شايد يكي از دلايل جذب عده اي ديگر براي تماشاي اين فيلم باشد. …اولين فيلم ايراني باصداي دالبي. حتما اين جمله را در تبليغات تلويزيوني …دوئل ديده ايد.اگر تا به حال تجربه ي تماشاي يك فيلم پر از انفجار و پر زد و خورد خارجي را در سينماهاي مجهز به سيستم دالبي نداشته ايد، شايد تماشاي اين فيلم پر از توپ و تانك و انفجار در اين دسته از سينماها حسابي تكان تان بدهد. به خصوص اين كه مسؤول  جلوه هاي ويژه ي فيلم، محسن روز بهاني نيز زحمت زيادي كشيده و صحنه هاي اكشن آن در حد فيلم هاي هاليوودي از آب درآمده است؛ قطار مي تركانند و در ارتفاع نزديك بمباران مي كنند و خلاصه ، به هنگام تماشاي اين صحنه ها سينما به ميدان جنگي شبيه مي شود. بنابراين، پيشنهاد مي كنيم براي تماشاي …دوئل به سنيماهايي برويد كه به اين سيستم مجهز باشند؛ سينماهايي مثل فرهنگ، فلسطين، سپيده؛ آفريقا و ... ضمن اين كه اين سينماها از نظر كيفيت تصوير و پخش هم در رتبه ي خوبي هستند و كار گروه فني فيلم را در اين سينماها بهتر مي توانيد درك كنيد. يادتان باشد كه 5 سيمرغ از 7 سيمرغ …دوئل به بخش هاي تكنيكي آن، مثل فيلم برداري، جلوه هاي ويژه و صدا اختصاص يافت.

فيلم هايي كه در اين هفته مي توانيد ببينيد
سينماها
دوئل 
كارگردان: احمدرضا درويش 
بازيگران: پژمان بازغي، سعيد راد، پريوش نظريه، پرويز پرستويي، كامبير ديرباز، هديه تهراني 
سينماهاي نمايش دهنده
آفريقا: 8905177 / بلوار: 8965292 / آستارا: 2712966 / صحرا: 7632009 / آسيا: 64029009 /تهران: 7504329 / شاهد:؟ / فلسطين: 6463269 / ملت: 3124218 / اروپا:3913179/ سپيده: 6417670 / كريستال: 3117675 / دهكده: 4714085 / جي: 6696207 / كانون: 8728266/ فرهنگ: 2601205 / ايران: 7538711 / موزه ي سينما
خوابگاه دختران 
كارگردان: محمدحسين لطيفي 
بازيگران: باران كوثري، مجيد صالحي، نگار جواهريان، صادق صفايي 
سينماهاي نمايش دهنده:
عصر جديد: 8951550 / سروش: 7502929 / شهر قشنگ:6407777/ بهمن: 6418801 / سعدي:6468461/ مركزي: 6928686 / جوان: 2203031 / پيروزي: 7434570 / فرهنگ: 2601205 / گلريز: 8718713 / پيوند:3704040/ قيام: 6408321 / شيرين: 5643738 / المپيا:6926797/ شيدا: 7815576 / فردوسي: 882985 / پارس: 6926953 / ماندانا
بله برون 
كارگردان: داود موثقي 
بازيگران: فتح علي اويسي، سيروس گرجستاني، ثريا قاسمي، خسرو اميرصادقي 
سينماهاي نمايش دهنده:
پارس: 6926953 / قدس: 8907208 / گلريز: 8718713/ عصرجديد: 8951550 / بهمن: 6418801 / حافظ:3901074/ كارون:6885047/ تهران: 7504329 / آسمان آبي:3341668/ پايتخت: 8312631 / ميلاد: 3798843 / توسكا: 5643836 / جمهوري:6465307/ جي: 6696207 / ايران: 7538711
تا را و تب توت فرنگي 
كارگردان: سعيد سهيلي 
بازيگران: كتايون رياحي، لادن مستوفي، پژمان بازغي، شهره سلطاني.
سينماهاي نمايش دهنده:
استقلال: 8903942 / بهمن: 6418801 / سپيده: 6417670 / شقايق:؟‎/ بهاران: 6229551 / پيام:8829641
چند تار مو
كارگردان: ايرج كريمي 
بازيگران: الهه ي گلپري، فريبا كامران، مجيد مشيري، بهناز جعفري 
  سينماهاي نمايش دهنده:
فرهنگ: 2601205 / ايران: 7538711 ‎/ فلسطين: 6463269
روز كارنامه 
كارگردان: مسعود كرامتي 
بازيگران: مهدي هاشمي، متين عزيزپور، عبدالرضا اكبري 
  سينماهاي نمايش دهنده:
كانون :8728266 / جي:6696207/فلسطين: 6463269

مراكز ديگر
سينما تك موزه ي هنرهاي معاصر
پنج شنبه: 26 آذر؛ مروري بر فيلم هاي برگزيده ي جشنواره ي يادگار ؛ ساعت 4
نفت سفيد؛ محمود رحماني 17 دقيقه، بره هاي شاهو؛ صحبت ا... خداياري 30 دقيقههناسه ي سه ورد؛ اكبر شهبازي 18 دقيقه
شنبه 28 آذر: مروري بر فيلم هاي برگزيده ي جشنواره ي يادگار, ساعت 4
كاشفان نفت؛ هرمز امامي، پنجره اي رو به آفتاب؛ بيژن زمان پيرا، بند هفتم عبدالماء؛ طاها شجاع فوري، عباس اميني 
خانه ي هنرمندان 
دوشنبه 30 آذر؛ پخش مجموعه تله تآترهاي خارجي براساس نمايش نامه  هاي چخوف، ساعت 17 14
نشاني خانه ي هنرمندان: خيابان طالقاني، خيابان فرصت شمالي، باغ هنر، تلفن:
8 8310457
دانشكده ي هنرهاي زيبا بررسي و نمايش آثار كيارستمي
يكشنبه  29 آذر: …باد ما را خواهد برد، نقد و بررسي:  مجيد اسلامي
دوشنبه 30 آذر:همسرايان و …مسافر، نقد و بررسي:  …امير پوريا
سه شنبه:  1 دي:  …طعم گيلاس ، نقد و بررسي: …احمد طالبي نژاد
چهارشنبه 2 دي: …كلوز آپ، نقد و بررسي: …پرويز كلانتري
پنج شنبه 3 دي: …زير درختان زيتون، نقد و بررسي: …نغمه ثميني
جمعه 4 دي: …ده، نقد و بررسي: …روبرت صافاريان
اين برنامه ها ساعت 16 آغاز مي شود و ساعت 21 خاتمه مي يابد.
جهاد دانشگاهي دانشگاه تهران
يكشنبه 29 آذر: محله ي چيني ها به كارگرداني …رومن پولانسكي
فيلم خانه ي ملي 
سه شنبه 1 دي: …سيبل كارگردان: دانيل پتري 
حوزه ي هنري 
يكشنبه 29 آذر JFK: به كارگرداني اليور استون
دوشنبه تا جمعه :من ربات به كارگرداني :الكس پروياس

ويديو كلوپ
اين ها چند تا از فيلم هاي جديدي هستند كه وارد ويديو كلوپ ها شده اند :

تدبيرهاي افراطيExterme Measures
 كارگردان: مايكل آپتر
بازيگران: هيوگرانت، جيمن هگمن 

   بالستيك
كارگردان: كاوس 
بازيگران :كاوس، لوسي ليو
كاغذ بي خط 
كارگردان: ناصر تقوايي 
بازيگران: هديه ي تهراني، خسرو شكيبايي 
از وهم تا وحشت 
كارگردان: سام ريمي 
بازيگران: كيت بلانشت، جيوواني ريبيسي،
هيلا ري سوانك، كيانور يوز
دالان سبز
كارگردان: فرانك دارابونت 
بازيگران: تام هنكس، مايكل كلارك دانكن، ويويد مورس 
بي خواب در سياتل 
كارگردان : نورا افرون 
بازيگران: تام هنكس ، مگ رايان 
يو 571
كارگردان: جاتان موستاو
بازيگران: ميتو مك كوناگي، بيل پاكستون، جان بون جووي 

تئاتر
مجموعه ي تئاتر شهر 4 6460592
تالار اصلي: …من از كجا، عشق از كجا / نويسنده و كارگردان: پري صابري‎/ هر روز به جز شنبه ها ساعت 19 / قيمت بليت: 3000 تومان 
تلار چهارسو: …سه گانه ي وانيك / نويسنده: واسلاوهاول، كارگردان: سهراب سليمي‎/ هر روز به جز شنبه ها ساعت 30:17 / 2000 تومان 
تالار قشقايي: …زمزمه ي مردگان / نويسنده و كارگردان: سيامك احصايي‎/ هر روز به جز شنبه ها ساعت 18 / 2500 تومان 
تالار سايه: …ميتينگ / نويسنده: كليفورد اودتس، كارگردان: محسن ابراهيمي‎/ هر روز به جز شنبه ها ساعت 18
تالار كوچك: …شرق بوسه / نويسنده : ميلاد اكبرنژاد، كارگردان: مصطفي عبداللهي‎/ هر روز به جز شنبه ها ساعت 18 / 2000 تومان 
تالار نو: …در / نويسنده و كارگران: علي رضا اوليايي، حميدرضا نعيمي‎/ هر روز به جز شنبه ها ساعت 45:18 / 2000 تومان 
خانه ي خورشيد: …تا حالا شده شب امتحان بلايي سرت بياد كه اصلا نفهمي چي  داري مي خوني؟ / نويسنده و كارگردان: روح الله صديقي‎/ هر روز به جز شنبه ها ساعت۳۰ :18 2000 تومان 
كارگاه نمايش: …خوابگردها / كارگردان: محمد حاتمي‎/ ساعت 18 / 1500 تومان 
بليت نمايش هاي تئاتر شهر، يكشنبه ها نيم بهاست
تالار هنر: …داستان جنگل / نويسنده: ميثم نوروزي، كارگردان: حميد پورآذري‎/ ساعت 45:17/ 800 تومان 
خانه ي نمايش  اداره ي تئاتر: …گردونه / نويسنده: فرامرز طالبي، كارگردان: مريم كاظمي 
تالار مولوي: …زندگي در تئاتر / هر روز به جز شنبه ها ساعت 15:19 / 1500 تومان 
تئاتر گلريز: …قهوه خانه ي زري  خانم / ساعت 21، پنج شنبه و جمعه 30:20 و 23 / 3000 تومان 
تئاتر جوان بولينگ: …پسرهاي كوچه پشتي‎/ ساعت 45:20 پنج شنبه و تعطيلات 45:20، 30:22/ 3000 تومان 
تئاتر سنگلج: …مضحكه ي احمق ها / ساعت 30:18/ 2000 تومان 

فيلم خانه ملي
سيبل 
كارگردان: دانيل پتري 
بازيگران: سالي فيلد، جوان وودوارد
خلاصه داستان: …سيبل داستاني است واقعي از زندگي زن جواني به همين نام كه دوران كودكي آشفته اي را گذرانده و حداقل 16 شخصيت مختلف داشته است؛ دكتر ويلبرد جوان وودوارد به كمك او مي آيد تا از اين مشكل رها شود.نكته: اوديسه ي 11 ساله و باورنكردني دو زن براي مبارزه با اين مشكل، با بازي فوق العاده ي سالي فيلد؛ فيلمي كه داستان واقعي غلبه ي عشق و اراده بر درد و تنهايي را خيلي خوب به تصوير كشيده است.
زمان و مكان: سه شنبه ساعت 16، سينما صحرا براي عضويت با وزارت فرهنگ وارشاد، فيلم خانه  ي ملي تماس بگيريد.

موسيقي
تار فخام الدوله بهزادي  
000375.jpg
در تمام دنيا آدم ها يكي از سه نوع را شامل مي شوند: يا صداي تار را دوست دارند، يا عاشق تارند يا به موسيقي ايراني ربطي ندارند. رديف فخام الدوله ي بهزادي كه بر خاسته از بستر موسيقايي دو رديف دان بزرگ عصر، آقا حسين قلي و برادرش ميرزا عبدالله فراهاني است و در سه نوار به بازار آمده؛ يك نمونه ي عالي از صدايي است كه ارشد طهماسبي آن را …صداي زمانه ناميده است. اگر به ريشه هاي سنت موسيقي ايران علاقه داريد، اين نوارها را از دست ندهيد. 
ماهي گير
000369.jpg
مرحوم مازيار عبدالرضا كياني نژاد يكي از ترانه خوان هاي به نام سال هاي نه چندان دور است كه قبل از تولد دوبار ه ي موسيقي  پاپ درگذشت و تمام سال هاي فعاليت فرهنگي خود را در داخل كشور سپري كرد. او با كاست كودك قرن كه بعد از مرگش منتشر شد، آثار معدود و در عين حال خوبي را روانه ي بازار كرد. از اين هنرمند زود از دست رفته، اخيرا نوراي به بازار عرضه شده است به نام …ماهي گير كه مجموعه اي از ترانه هاي اوست. مجموعه اي كه هم خاطره هاي اين هنرمند را در بردارد و هم برخي از آهنگ هاي جديدش را. نوار …ماهي گير شامل 7 ترانه و يك قطعه ي بدون كلام است.  
تنها در باران  
000372.jpg
 تنها در باران نوار خيلي جديدي نيست، و يكي دو ماهي از عرضه ي اين اثر به بازار مي گذرد، اما بضاعت بازار موسيقي ايران هم خيلي بيشتر از اين  ها نيست. بر روي جلد …تنها در باران فقط دو اسم آمده كه يكي از آن ها اسم كاست وديگري، اسم آهنگ ساز و نوازنده است. بالاي هر دوي اين اسم ها يك عنوان فرعي ذكر شده است كه احتمالا خواننده ها را به حال و هواي اثر معرفي مي كند.
…موسيقي براي آرامش البته راهنماي گول زننده اي نيست و اين نوار مخلوطي از تأثيراتي است كه هنرمند از امثال ياني، كيتلرو، ونجليس و ناصر چشم آذر گرفته است.كيفيت خوب ضبط و تهيه ي معقول آهنگ ها اين اثر را به كاري مناسب براي دوست داران …موسيقي براي آرامش تبديل كرده است.  

چند تار مو
000363.jpg
خلاصه داستان: روايت زني كه به خاطر گرفتاري پسر دانشجويش به ناچار با بستگان و آشنايان دور و نزديكش تماس مي گيرد.
نكته: …چند تار مو دومين فيلم ايرج كريمي ، منتقد قديمي و نويسنده ي مجله ي فيلم پس از …از كنار هم مي گذريم است. اگر فيلم زيباي قبلي او را نديده ايد، اين يكي را از دست ندهيد. اين فيلم افتتاحيه ي گروه آسمان باز مخاطب خاص است.

جهاد دانشگاهي
محله ي چيني ها
000366.jpg
كارگردان: …رومن پولانسكي
بازيگران: …جك نيكلسن، …في  داناوي، …جان هيوستن
خلاصه ي داستان: در سال 1937 به يك گارآگاه خصوصي جك نيكلسن پرونده ي ساده اي محول مي شود. ولي پيگيري هاي اين كارآگاه روي ديگر ماجرا را آشكار مي كند و ...
نكته: …رومن پولانسكي يكي از كارگردانان متفاوت دنياي سينماست كه علاقه  مندان خاص خودش را دارد و محله ي چيني ها يكي از بهترين فيلم هاي اوست. فيلم نامه ي اين فيلم را …رابرت تاون نوشته كه برنده ي اسكار بهترين فيلم نامه شد. بازي …جك نيكلسن در اين فيلم ديدني است. اين فيلم محصول 1974 و مدت زمان آن 131 دقيقه است.

سينما
روز كارنامه
خلاصه داستان: پسري كارنامه اش را گرفته و تجديد آورده و نمي داند چه طوري با خانواده اش روبه رو شود.
نكته: مسعود كرامتي را به عنوان بازيگر …سفر به چزابه ساخته ي ملاقلي پور ديده ايد و به عنوان كارگردان هم شايد …پاتال و آرزوهاي كوچك او را ديده باشيد. اين فيلم در جشنواره ي كودك و نوجوان اصفهان جايزه گرفته و آن هايي كه آن را ديده اند مي گويند فيلم خوبي از كار درآمده است. متين عزيزپور هم همان بازيگر كودك سريال …خواب و بيدار است. نمايش اين فيلم قرار است آغازگر نمايش فيلم هاي خاص كودك و نوجوان باشد.

ويديو كلوپ
بي خواب در سياتل 
000378.jpg
كارگردان : نورا افرون 
بازيگران: تام هنكس ، مگ رايان 
كمدي رمانتيك از آن نوع فيلم  هايي است كه علاقه مندان زيادي دارد و فيلم هاي زيادي هم ساليانه در اين ژانر توليد مي شود. از اسمش هم پيداست كه چه جور فيلمي است . هم كمدي است و هم رمانتيك عاشقانه ؛ زوج تام هنكس و مگ رايان در دو تا از اين فيلم هاي كمدي رمانتيك حسابي جواب داد، كه …بي خواب در سياتل يكي از آن هاست. داستان فيلم هم درباره يك پدر خوب و يك معمار موفق به نام سام بالدوين با بازي تام هنكس است كه همسرش را از دست داده و تنهاست. يك شب پسر 8 ساله اش به يك برنامه ي راديوي زنگ مي زند و براي پدر تنها و غمگينش دنبال چاره اي مي گردد. سام هم گوشي را مي گيرد و داستان ازدواج و زندگي اش را مي گويد. يكي از هزاران زني كه تحت تاثير صحبت هاي سام قرار مي گيرد، آني ريد مگ رايان است كه .... فيلم هاي كمدي رمانتيك درست به درد كساني مي خورد كه دوست دارند در دنياي جادويي يك فيلم شيرين و زيبا غرق شوند؛ …بي خوابي در سياتل يكي از همين فيلم هاست.

يو۵۷۱
000384.jpg
كارگردان: جاتان موستاو
بازيگران: ميتو مك كوناگي، بيل پاكستون، جان بون جووي 
خلاصه داستان: بهار 1942 در شمال درياي آتلانتيك زيردريايي هاي هيتلر، كشتي هاي متفقين را غرق و خطوط مهمات رساني ميان آن ها را تهديد مي كنند. متفقين قادر به كشف رمزهاي راديويي زيردريايي ها نيستند. كاپيتان تابلر به همراه گروهي دريانورد سوار بر زيردريايي جاسوسي خود به مقابله با آلمان ها مي روند و ... 

دالان سبز
000381.jpg
كارگردان: فرانك دارابونت 
بازيگران: تام هنكس، مايكل كلارك دانكن، ويويد مورس 
اين فيلم 3 ساعته، محصول 1999 است و آن را كارگرداني ساخته كه فيلم اولش را شايد در تلويزيون، و در برنامه ي سينماي يك ديده باشيد؛ …رهايي از شاوشنك اولين فيلم فرانك دارابونت با بازي تيم رابينز و مورگان فريمن بود كه توجه خيلي ها را جلب كرد.

فهرست
همشهري جوان : روز داوري
گزارش تصويري
سينما تلويزيون
فقيه نصيري به نقش خواهر خوانده 
محمد حاتمي؛ يكي ازخوابگردها
گلشيفته ي فراهاني؛ بهترين بازيگر آسيا ، آفريقا و امريكا
پخت اسپاگتي به سبك رامبد جوان
بازغي و بهداد؛ دوباره در كنار هم
ماهايا پطروسيان در نقش يك گروگان گير
گزارش هفتگي اكران
در انتظار اعدام
رويداد هفته
تلويزيون
روزها و برنامه ها
 برنامه هاي ورزشي
سريال خارجي
سالواتوره جوليانو
گوي طلايي
كمربندها را ببنديم
نكراسوف
سريال ايراني
ببر خيزان، اژدهاي پنهان 
تمشك طلايي
سايه ي آفتاب
بيگانه اي در ميان ما
ورزشي
توطئه در پاناما
غافلگيري موقوف!
مرد يخي
جوگير
داستان دنباله دار بندر
رويداد هفته
حرفه:آقاي گل 
علي كريمي؛ جادوگر هنرمندي  كه قدر خودش را نمي داند
اجتماعي
كارتن خوابي براي كارتن خواب ها
استامينوفن؛ دوست سر، دشمن كليه 
پاك مثل 206، آلوده مثل پرايد انژكتوري
اصل وجوددوره سربازي قطعي است 
ژل هاي غير استاندارد، پزشكان غيرمتخصص 
وام هاي،۳۰ 50 و 100 هزارتوماني براي حل مشكل مالي دانشجويان! 
ثبت نام  براي تهيه كارت ملي جوان آغاز شد
رويداد هفته
گزارش تصويري
هر روز يك قاچ از هندوانه است
زندگي
بازار هندوانه در اولين شب زمستان
سر خودتان كلاه بگذاريد
آن كلاه كپ دوست داشتني 
كسب و كار
پرنده كوچك خوشبختي
بورس تهران براي تازه كارها
سينما
چيپس خوردن باجن ها
 دوست دارم باران باشم
از خفه شدن مي ترسم
اين جن ها از كجا آمدند
تجربه ي يك ميدان جنگ واقعي 
سينماها
مراكز ديگر
ويديو كلوپ
تئاتر
فيلم خانه ملي
موسيقي
چند تار مو
جهاد دانشگاهي
سينما
ويديو كلوپ
يو۵۷۱
دالان سبز
دانش
هيجان لا به لا ي بادكنك هاي رنگي
هيچ وقت كافي شاپ نمي روم 
موسيقي
از اين ملودي هايي كه مردم دوست دارند
پديده جهاني
نسل فشرده
آخرهاي دنيا
اين همه چراغ پشت پنجره ي چوبي
دي. وي. دي فقرا
داستان صدا
نوستالژي
MP3فشرده ي دوست داشتني
ذره ي صفر،با انرژي بي نهايت
روزها
ملكوت خدا نزديك است
خانه مشترك ما ايراني ها
برادر بزرگ تورا مي نگرد
تئوري هاي شاعرانه
كشف راديوم
اولين موتور بنزين سوز
تولد رودكي
سيماي مردي در ميان جنگ
داستان دو شهر
مردي كه زياد مي دانست
خشك، روراست و نابغه
زندگي به اين سادگي ها نيست
قبل از كا.گ .ب
تولد بوگارت
سفيد برفي
اولين هواپيما
داستايفسكي نمي ميرد
جلا ل الدين محمد بلخي 
بهاءولد، پدر مولوي همراه خانواده اش وارد نيشابور مي شود
مولوي به قونيه مي آيد و مي ماند
مولوي براي اولين بار شمس را مي بيند
ارتباط رازآميز مولوي و شمس
مولوي سرودن مثنوي را شروع مي كند.
چند روايت از يك ملا قات
ديوان شمس
سماع
آينه درآينه
جهان كوچك
روزگار انقلا ب هاي رنگي
وزش بادهاي تغيير در استپ هاي اوكراين 
بازي
ارباب حلقه ها: نبرد سرزمين ميانه 
پرفروش ها هفته
راهنما
خبر
مورتال كامبت: اسطوره بازي هاي رايانه اي
اتاق ملاقات
مثل يك فيلم گانگستري
حالا ديگر يك سابقه دار هستم! 
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  گزارش تصويري  |  زندگي  |  كسب و كار  |
|  دانش  |  سينما  |  موسيقي  |  پديده جهاني  |  روزها  |  جهان كوچك  |  بازي  |  شناسنامه  |
|  اتاق ملاقات  |  پاروقي  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |