ويژه نوجوانان - شماره ۳۷۹ - پنجشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۵ - - Aug 17, 2006
docharkhe
دلم هوايتان را كرد
تصويرگري از مليحه آجرلو ، خبرنگار افتخاري از تهران
023121.jpg
فقط ۲۰۰ هزار تومان
باز تابستان شروع شد و باز هم كلاس هاي جورواجور؛ آن هم با هزينه هاي سرسام آور. وقتي امتحانات تمام شد، من خواستم به كلاس درس بروم تا مثل كلاس پنجم در مدرسه تيزهوشان قبول شوم. خلاصه با پدرم براي ثبت نام رفتيم. خانمي كه آنجا بود، از من خواست فرمي را پر كنم. وقتي فرم را تكميل كردم، خانم گفت: مبلغ ۲۰۰هزارتومان به شماره حساب فلان واريز كنيد و فيش بانكي را براي ثبت نام بياوريد. دهان من يك متر بازمانده بود. ۲۰۰هزارتومان، پولي است كه كفاف زندگي يك ماهه يك خانواده چندنفري را مي دهد. بيچاره آنهايي كه درس خوانند، ولي پول ثبت نام ندارند. خلاصه چون من در درس فيزيك كمي ضعيفم، پدرم من را در فيزيك ثبت نام كرد و زود برگشتيم. يادم آمد كه خانمي براي ثبت نام دخترش آمده بود كه با شنيدن مبلغ ثبت نام با سرعت به طرف در خروجي رفت. از اين فكر خنده ام گرفت. راستي ما بايد براي اين موضوع ها گريه كنيم يا خنده؟
الهام فرشباف، خبرنگار افتخاري از تبريز
اميدوارم توي اين گرماي كلافه كننده روزهاي خوبي را سپري كنيد. از بس
اين دوره نامه ننوشتن طولاني شده كه ديگر يادم رفته چه طور نامه بنويسم. يادم رفته چي بگويم، چي نگويم. نمي دانيد چند وقت است كه مي خواهم بنويسم و هر بار، به هر دليل فرصت پيش نمي آيد، يا حسش نيست. آخر مي دانيد، نامه نوشتن حس مي خواهد؛ يك حس دوري و نزديكي. آدم هايي كه از هم دورند، اما آن احساس نزديكي وادارشان مي كند كه بنويسند. تابستان به نيمه رسيده. كم كم تمام مي شود. اين گذر ايام بدجوري به جان آدم دلهره مي اندازد. مخصوصاً براي ما كه سال ديگر كنكور داريم. نمي دانم امسال هم مي توانم مثل سال قبل نامه بنويسم و مطلب بفرستم يا نه. من كه چشمم آب نمي خورد. اما اگر فرصت نوشتن پيش آمد، حتماً نامه مي نويسم. نمي خواهم از همين الآن فاتحه نوجواني ام را بخوانم، اما اين روزها بدجوري احساس دلتنگي مي كنم، احساس بزرگ شدن و احساس خيلي چيزهاي ديگر. نمي دانم تا سال ديگر و بعد از آن چه قدر مي توانم به رفقاي نوجواني ام وفادار بمانم. اما مطمئنم كه هيچ چيز نمي تواند جاي ارتباط با شما و نامه نوشتن را در دلم بگيرد. نمي دانم بقيه رفقاي دوچرخه اي هم اين قدر زود به استقبال كنكور رفته اند يا نه. ولي ديگر دست خودم نيست. اطرافم پر شده از كلاس كنكور و تست هاي ريز و درشت و كتاب هاي كوچك و بزرگ. مي گويند اگر مي خواهي موفق شوي، بايد از همين تابستان شروع كني. شايد براي ما كه تابستانمان عطر كتاب و نوشتن و دوچرخه را داشت، سخت باشد از اين كه لحظه ها را با فكر كنكور سپري كنيم، اما بالاخره بايد بزرگ شويم. بزرگ شويم و درس بخوانيم. شايد فكر كرده ايد از آن درس خوان هاي درجه يك هستم. خيالتان راحت هنوز لاي هيچ كتابي را باز نكرده ام. نمي دانم شايد من هم مثل خيلي ها جوگير شده ام. خواستم بدانيد چرا توي اين غروب روز شنبه دلم هوايتان را كرد. دوچرخه، محل توجه همه ما نوجوان هايي است كه دلمان نمي خواهد به اين زودي بزرگ شويم.
بگذريم. اميدوارم باز هم بتوانم برايتان نامه بنويسم. حداقل به اين بهانه كه شما تنها كساني هستيد كه در اين هياهو بوي درس و كتاب نمي دهيد.
فاطمه گلي
خبرنگار افتخاري از قم

پستچي الكترونيكي آمد
هليا فتحي - ياسمن رسولي(۲)- مهناز گودرزي- محبوبه دهاقين(۴)- رسول عظيمي(۲) و روشنك حقيقي(صحنه)- تينا تيماج چي- ماهي ياري(۲)- شروين حداد- سميرا شاملوي- رز مشكي- آرزو قربان پور- دنيا سيفي- سارا چگيني- پويا پوركاشاني(رشت)- ريحانه مهرپويا- عليرضا حبيبي- نيلوفر معتضدي(۲)- بهاران اقبالي- عاطفه بهمني- علي غنمي جابر(اردبيل) - سمانه مالمير(۲)(قم)- سعيد ستايش - زهرا داوري - ريحانه جنابي- حامد خضري(اهواز)- تارا حسني(درود).

برنده هاي مسابقه در مسابقه
و بالاخره اين ها هم برنده هاي مسابقه هاي نمايشگاه
مطبوعات
مسابقه « چه جوري مي شه يه آدم اخمو رو خندوند؟!»
رتبه هاي اول: شهروز بيدآبادي - الميرا بيگلري، رتبه هاي دوم: مهسا بام افكن - محيا جانقلي - ليلا سالارپور- امير معيني
مسابقه  « حرف هايي كه توي گلويم گير كرده يا درددل هاي نوجواني»
رتبه هاي اول: سارا حدادي - شيدا هادي پور، رتبه هاي دوم: فتانه ارجمند - مريم باقري، رتبه هاي سوم: غزل حسن زاده - نگين ناطق
مسابقه « خنده دارترين»
با امتيازي مساوي: بهناز نوازي - شراره داودي - عارفه دهقاني - فرشته محمدي - محمد نبي زاده
مسابقه « تلخ ترين، شيرين ترين»
به ترتيب امتياز: دلارام ميرزانيا - حسين غلامي خواه - مرضيه مشهدي - پريسا رجبي موحد- مريم محمدزاده - سبا حسيني معمار
مسابقه « دوست نداريم نصيحت شويم»
رتبه اول: سمانه سقطچي، رتبه هاي دوم: مليحه آجرلو - پويا شيرازي - كيميا كاظمي ، رتبه هاي سوم:عليرضا عبدلي - نيلوفر نيك بنياد
مسابقه « شوت پور»
رتبه هاي اول: مينو اكبري - رعنا دلاكه - الهام طواف - طاهره يافيتان، رتبه هاي دوم: سوزان خليلي - سجاد ناموران
مسابقه « فوتبال ايراني»
با امتياز مساوي: انسيه اميري فر - شيما اوسطي - فاطمه جاهدي نيا - مهشيد خيزان - شيوا صداقتي - مهدي عباسي
مسابقه « داستان»
رتبه اول: سمانه عابدي، رتبه دوم: الميرا قهرماني ، رتبه سوم: مهسا بخشانيان
مسابقه « سينما»
نگار عباس پور
مسابقه « عنكبوت»
ساره حيدري
و مسابقه كوله سردبير
(به ترتيب الفبا):اميد ادب نژاد- مدينه اسدي - فريبا اميني - سارا بهجتي نيا - غزاله جداري فروغي - زهرا جمالي - ياسمين حاتمي - مژگان خانقلي - مهسا دوستي - فريبا ديندار - آناهيتا ذوالقدر - معصومه رسولي - صباح رضاقلي - الميرا شاهاندشتي - فاطمه صحبت - مهناز عابديني - فاطمه علمافر - پرنيان فلاحي - فاطمه كوچكي - مهسا محسني - سودا مقدمي - مهديه موسي زاده - نگين ناطق - ريحانه نجم صادقي

اي نامه كه مي روي به سويش
تهران: مهردخت الهياركيا(۳) - سحر پرويزي - مهرين نظري(۲) - عزيزه حسين نژاد- غزاله عسگري - عليرضا كاظم زاده - سحر ديانتي(۲)- فريبا اميني - منيژه شفيعي - سارا برزگر - اميرحسام مهاجر - مرجان جودوي - سمانه قانع - راشين جودت - محمدصادق عليخاني - مريم محمدخاني - مريم عرباني نژاد - ابراهيم سلطان آبادي - نگار اصغري - عاطفه باباشاه - بابك هوشمند- فريده بهرامي - دلارام اميني - هما حسينيان(۵)- جهانگيري - زهرا جوادي - آرمان يوسفي- زهره حلواچي - فريبا ديندار(۵)- حميدرضا نجفي - نسترن كمالي(۲) - وحيد اسلام زاده- حامد كاظمي- سميرا ميرزاآقايي- مونا بيوك آقازده- سارا خاتمي- كاميار پوراسمعيل- مينا ميرزايي(۲)- محبوبه رضايي- مهسا ملاجعفري- عطيه موسوي- نيلوفر مافي- مهدي يغمايي- عاطفه گودرزي- سميرا معتمد- آذين كريمي(۲)- شيرين عاقلي- نفيسه آقامحمديان- طاهره حيدري- سونا ايماني- معصومه رسولي- شقايق معيني- نيوشا دورانديش(۲)- پانيذ كتابيان(۲)- عارفه دهقاني(۲)- مهديس توكل- شادي قاسمي - مهديه رحماني- سحر بالغ صفت- مرضيه مشهدي (۲)- دنيا سيفي(۱۰)- بهاره كنجكاو(۳)- شيما شفيعي- زينب اسلامي(۲)- زينب طهراني(۲)- فرزانه فرهي راد - پريسا تيموري - فاطمه خليل زاده - زهرا دوربين - عطيه عسگري- الهه عربي(۲)- شبنم حسني- علي فراهاني - پرنيان سعيدي(۲)- فاطمه غضنفري - اكرم سلطاني- محبوبه ظريفيان- نيوشا صابونچي(۴)- نگار افاضل- مجتبي درويش- فريبا اميني- علي فرهمند - مريم جوادپور(۴)- سجاد سخنگو- نيلوفر تفليسي(۲)- آيين نوروزي- ماندانا اماني- مهرنوش اخوان- نوشين كشوري(۲)- حسني سوري- داريوش كريمي- فاطمه نوربخش - محمدجواد فدايي- زهرا طبسي- آرنگ علمشاهي- فاطمه ناموران- سميرا كاوندي- پرستو رمضاني(۲)- ندا عبدالتاجديني- ناصر نظري - الهام تافته.

گروه هاي تابستاني
تصويرگري از مهتاب كلاته سيفري، خبرنگار افتخاري از تهران
023118.jpg
تابستان است و بيكاري هاي بچه ها كه بايد به هر نحوي آن را پر كنند. هر كس از اين لحظه هاي تابستاني، ببخشيد، لحظه هاي ناب تابستاني به شكلي استفاده مي كند. توجه بفرماييد.
گروه اول: بيشتر شماها با آنها برخورد كرده ايد. كساني كه دقيقاً؛ نه كمي اين ورتر، نه كمي آن ورتر، سر ساعت
۳ بعدازظهر تو جز گرما دارند فوتبال بازي مي كنند. كجا؟ درست جلو خانه شما. حالا جرأت نمي كني چيزي بهشان بگويي. چرا؟ چون آن وقت بايد شيشه بر خبر كني!
گروه دوم: اين گروه از بچه ها حداكثر استفاده را از تابستان يا لحظه هاي ناب تابستاني مي كنند. حتماً مي گوييد چه طوري؟! اينها برنامه خيلي خوبي دارند. تا ساعت ۱۲ توي رختخواب، ۱۲ تا يك صبحانه، ۱ تا ۲ نهار، ۲ تا ۵ خواب بعدازظهر، ۵ تا يك نصف شب سريال هاي تلويزيون. اين جور آدم ها هيچ آزاري به شما نمي رسانند، خيالتان راحت!
گروه سوم: اين گروه از بچه ها آرام و بي دردسر هستند و حداكثر استفاده را از لحظه هاي نابشان مي كنند: صبح، كلاس، بعدازظهر هم خانه اقوام يا در حال انجام تكليف هاي كلاس ها. بعضي وقت ها هم كتاب مي خوانند. البته از همين ها ممكن است خطرناك هم بيرون بيايد؛ مثلاً اگر رفته باشند كلاس موسيقي، ممكن است ديوارهاي خانه ترك بردارد! گروه چهارم: اين گروه را خوب مي شناسم. چون خودم هم جزو اين گروه هستم. كار اين گروه نوشتن مطلب است...
حامد بهروز از مشهد

يك روز با املت مخصوص من
همه خوابيده بودند. تلفن زنگ زد: «زينگ ... زينگ...». مامانم بلند شد، گوشي را برداشت. چند دقيقه صحبت كرد و بعد به راه افتاد. پرسيدم: «مامان كجا مي روي؟» گفت: «مشكلي پيش آمده بايد برم شركت.» بعد هم گفت: «ناهار با تو.» و رفت. رفتم طرف كتاب هاي آشپزي؛ اسم هاي عجيب و غريب با مواد متفاوت. اما بعد از مدتي فهميدم كه از اين كتاب هاي آشپزي خيري به من نمي رسد. رفتم به آشپزخانه در يخچال را باز كردم. خوب چي داريم؟! كالباس، تخم مرغ گوجه فرنگي و... دست به كار شدم. اول رفتم دست هايم را شستم. خب بايد نظافت رعايت شود ديگر.
موادي كه لازم داشتم:
تخم مرغ، پياز سرخ شده، قارچ، گوجه فرنگي، كالباس، پنير پاستوريزه، پنير پيتزا رنده شده، سير سرخ شده، نمك و فلفل و زردچوبه.
گاز را روشن كردم. گوجه فرنگي ها و كالباس ها را خرد كردم و درون ماهي تابه ريختم و در آن را گذاشتم. بعد به پذيرايي آمدم و تلويزيون را روشن كردم و نشستم پاي تلويزيون. فيلم مورد علاقه ام را مي داد. بعد از ده دقيقه يادم آمد غذايي هم روي گاز است! رفتم به آشپزخانه، خدا را شكر هنوز غذا نسوخته بود!
قارچ خرد شده و پياز سرخ شده را با نمك و فلفل و زردچوبه به آن اضافه كردم و دوباره در آن را گذاشتم. اين دفعه ديگر به پذيرايي نرفتم. كنار گاز ايستادم و شمردم ۱ و ۲ و ۳و... تا ۱۰۰ بعد در آن را باز كردم. خوب پخته بود و بوي خوبي هم داشت. آنها را در بشقابي ريختم و كنار گذاشتم. تخم مرغ ها را درون كاسه اي ريختم و به هم زدم و بعد سير سرخ شده را به آن اضافه كردم و توي همان ماهي تابه ريختم تا سرخ شود. بعد مخلفات را روي تخم مرغ توي ماهي تابه ريختم و پنير پاستوريزه مكعب شده را به آن اضافه كردم و يك طرف ديگر تخم مرغ را روي آن برگرداندم و در طرف باز آن پنير پيتزا را پاشيدم تا قسمت هاي باز را بپوشاند و سپس در آن را گذاشتم و صبر كردم. بعد از ۵ دقيقه غذا براي خوردن حاضر بود. اين هم از ناهار امروز ما.
سيده سارا خلخالي شريفي از تهران

چراغ راهنما
روزي به نام مسجد
بهت و اشك و لبخند
آموزش مهارت هاي زندگي به كمك بازي
چرخ اول
ايرانگردي
پرنده ماهي
واي
خوب ها وبدها
شناسنامه اي براي بچه هاي خاك
مي  خورد باران به شيشه
يويو
يتيمچه
چشمه ها
كيك صبحانه
اي نامه كه مي روي به سويش
گرسنگي
نگاه گنجشگ
...و همه شعرها
مثل تكرارها
حرف هاي نگفته
اي نامه كه مي روي به سويش
اعضاي تيم شعر
با كفش هاي خيس
خنده عروسك
گفتم، گفتي
به تماشا
خانه فيروزه اي
باز مهرباني بياور، باز زيبايي هديه كن
هديه هاي زيبا براي پيامبر زيبايي ها
خبر
پنج شنبه هاي تابستاني
تعارف
خبرهاي چند خطي
۱۳۰۰ دانش آموز در اردو
گل پارك در فرهنگ سراي مدرسه
نوجوان ها دردسرساز نيستند
نامريي
جشنواره خلاقيت با موضوع موجودات خلق نشده
خوراكي هاي تابستاني
خبرچه
حديث
الو دوچرخه
تابستان يعني سفر؟!
فريبا خاني بادبادكم
نيمكت
دريچه ۱۶+۸
خبرنگار افتخاري
فرم خبرنگاري افتخاري
چند نكته
دور ايران مي گردم
به آرزوي نوجواني ام رسيده ام
عنكبوت
قلدري پيشرفته!
بزرگ به اندازه يك آدم!
شناسنامه  مجازي براي نوجوان ها
كليك
نوبت لباس شستن
گردون
گردش خون ، اين بار خارج از بدن ما!
نامه ها
دلم هوايتان را كرد
پستچي الكترونيكي آمد
برنده هاي مسابقه در مسابقه
اي نامه كه مي روي به سويش
گروه هاي تابستاني
يك روز با املت مخصوص من
ورزش
نوجواناني كه اروپا را به تسخير در مي آورند
برگزاري جشنواره سراسري شطرنج
جام جهاني از نگاه «ورلد ساكر»
حضور تيم فوتبال بانوان در رقابت هاي آسيايي
ويژه
ايران باستان در ژاپن
۹۳ ، نه، ۳۶۵ روز تولد را جشن بگيريم
دوست هايدن، رقيب موتزارت
ساحل دريا به شكل رؤياهاي ما
تأثيري به بلنداي تاريخ
كمتر يعني بيشتر
تصاوير شاعرانه
پدر آستريكس و لوك خوش شانس
بند كفش هايتان را خوب ببنديد!
همچنان قديمي
«ميهمان» هاي يك جمعه گرم
روي پاكت بنويسيد:«مسابقه...»!
بدون قاب عكس اضافه
رامبراند روي پرده سينما
هنر
موسيقي غذاي روح
|  چراغ راهنما  |  چرخ اول  |  چشمه ها  |  خانه فيروزه اي  |  خبر  |  خبرنگار افتخاري  |  عنكبوت  |  گردون  |
|  نامه ها  |  ورزش  |  ويژه  |  هنر  |  شناسنامه  |  كاري كلماتور  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |