- دور جديد شماره دوم ارديبهشت 1385 80 صفحه - ۲
Tehran
انفجار دهب و چالش  ها ي امنيتي مصر
ضربه به پرستيژ
000684.jpg
زير ذره بين
انفجارهاي سه گانه دهب به اقتصاد و پرستيژ مصر و دامنه و قلمرو بازيگري مصر در منطقه خاورميانه صدمه زده است. اين اقدام تروريستي همچنين ضعف ها و ناتواني دستگاه امنيتي و پليس مصر را آشكار ساخت چراكه اين دستگاه صرفاً از سياست مشت آهنين در حل مشكلات امنيتي استفاده مي كند و اين امر زمينه را براي ارتكاب اشتباهات بعدي فراهم آورده است

يوسف كنعاني
انفجارات سه گانه شهرك سياحتي دهب در يكصد كيلومتري شمال مجتمع سياحتي شرم شيخ دستگاه امنيتي و سياسي مصر را در وضعيت بحراني و خطرناكي قرار داده است و به مشكلات نظامي سياسي اين كشور معظلاتي نوين افزوده است. اين انفجارات كه 30 كشته و 153 زخمي به جاي گذاشته است، هنوز به صورت معمايي براي دستگاه امنيتي مصر درآمده است. كشورهاي جهان و منطقه  اين اقدامات تروريستي را به شدت محكوم كرده و همدردي و همبستگي خود را با مبارك رئيس جمهوري مصر اعلام نموده اند. اخوان المسلمين مصر، حماس و جهاد اسلامي فلسطين كشتن بيگناهان اين حادثه و ضربه زدن به مصر را محكوم كرده اند. اخوان المسلمين مصر بزرگترين تشكيلات سياسي مذهبي مصر در بيانيه خود كه در 25 آوريل 2006 (يك روز پس از حادثه دهب) صادر نمود اين انفجارات را مخالف دين و شرع دانسته و اقدام تروريستي را تهاجمي به ارزش هاي انساني و اسلامي قلمداد نموده و تأكيد داشته كه اين اعمال امنيت و ثبات كشور را مختل و در راستاي اهداف صهيونيست ها و آمريكايي ها مي باشد. در پايان اخوان المسلمين از نظام سياسي و دستگاه امنيتي مصر خواسته است نسبت به نتايج  تهديد زاي امنيت ملي مصر هوشيار و بيدار باشد. ديگر احزاب و گروه هاي سياسي مصر اين حادثه را محكوم كرده و از دولت مصر خواهان مقابله با اقدامات تروريستي شده اند.
حادثه و وجوه تشابه با انفجارهاي طابا و شرم شيخ
در استان سيناي مصر در دو سال اخير تاكنون سه واقعه انفجاري شبيه هم اتفاق افتاده است. انفجار اول در شهرك سياحتي طابا در اكتبر 2004 و در آستانه سي ودومين سالگرد پيروزي ارتش مصر (6 اكتبر 1973) بر ارتش صهيونيستي رخ داد. در اين حادثه در هتل طابا، هتل نوبيع و هتل رأس شيطان سه انفجار پي  در پي اتفاق افتاد و 34 كشته و 111 زخمي داشت.
حادثه دوم در آستانه پنجاه و سومين سالگرد پيروزي انقلاب ژوئيه (23 ژوئيه 1952) و سقوط نظام پادشاهي فاروق واقع گرديد و سه انفجار همزمان نيز رخ داد و 64 كشته و 250 زخمي حاصل اين حادثه خونين بود.
حادثه سوم كه اخيراً در شهرك سياحتي دهب رخ داد به دو كافه تريا و يك سوپرماركت خسارات شديدي وارد و 30 كشته و 153 زخمي از خود بجاي گذاشت. اين واقعه تروريستي در آستانه بيست  و چهارمين سالگرد خروج اسرائيل از سينا (24 آوريل 1982) حادث شد.
هر سه حادثه در مناسبت هاي ملي مصر و به صورت انفجارهاي سه  گانه پي در پي و در منطقه جغرافيايي سينا و در مناطق سياحتي اين منطقه بوده است. و هنوز دستگاه امنيتي مصر عاملين واقعي اين حوادث سه گانه را كشف نكرده است. اين دستگاه مظنونين بومي را دستگير كرده و ناتوانايي خود را به دليل عدم دستگيري مسببين اصلي حادثه به اثبات رسانده است.
از ديگر وجوه تشابه حوادث سه گانه مي توان به موارد زير اشاره نمود:
۱ - سه حادثه در پي پيام هاي بن لادن رهبر القاعده و ايمن ظواهري معاون مصري وي بوده اشت. حادثه دهب 24 ساعت پس از پيام اخير بن لادن رخ داد.
۲ - حادثه شرم شيخ (انفجار دوم) يك روز قبل از تشكيل دادگاه متهمين حادثه طابا (انفجار اول) (در 24/ ۷/ ۲۰۰۵) رخ داد در اين دادگاه قرار بود 17 متهم محاكمه شوند و حادثه دهب در آستانه تشكيل دادگاه متهمين حادثه شرم شيخ بود. قرار است در 27 مه 2006، 13 نفر متهم حادثه شرم شيخ محاكمه شوند.
۳ انفجارهاي طابا، شرم شيخ و دهب هر سه از طريق كنترل از راه دور رخ داده است.
جغرافياي انفجارهاي سه گانه
بسياري از شخصيت هاي سياسي و آگاهان به مسائل جهان عرب اعتراف دارند كه انور سادات توانست از راه مذاكره سياسي و چانه زني با آمريكا و رژيم صهيونيستي، سرزمين سيناي اشغالي را از چنگ صهيونيست ها، آزاد سازد ولي همگان بر اين باور هستند كه مصر در ازاي آزادي سينا جايگاه و پرستيژ خود را در جهان عرب و منطقه خاور ميانه از دست داد. سادات با امضاي قرارداد ننگين كمپ ديويد (در 26/ ۳/ ۱۹۷۹) قرارداد صلحي با رژيم صهيونيستي منعقد كرد و سرزمين سينا را پس گرفت، ولي حاكميت بر اين سرزمين را بازنيافت. زيرا بر اساس قراداد صلح قرار شد كه منطقه سينا خالي از سلاح و حضور نظامي مصر باشد و امنيت اين منطقه فقط به عهده يگان هاي پليس است.
مصر سينا را پس از مذاكره طولاني و خسته كننده در 1982 بازپس گرفت و منطقه طابا را پس از چانه زني طولاني با رژيم صهيونيستي در دهه نود آزاد ساخت. ساكنين سينا اكثراً از قبايل بدوي و كوچنده هستند و جغرافياي اين منطقه براي وقوع حوادث تروريستي و خرابكاري، بسيار مساعد است.
خصوصيات امنيتي و اجتماعي منطقه به طور خلاصه به شرح زير است:
۱ به دلايل شرايط جنگي و به خاطر شيوه هاي معيشتي و اجتماعي در اين منطقه سلاح هاي سبك به وفور در دست مردم است. قاچاق اسلحه و مواد مخدر كه فروشندگان اسرائيلي در آن نيز نقش دارند، مزيد بر علت است.
۲ سهولت تحرك و مانور در منطقه سينا از رهگذر دشت ها و دره هاي اين منطقه، شرايط مساعدي را براي هر گونه اقدام نظامي و تروريستي فراهم مي كند.
۳ نقصان حضور امنيتي و نظامي مصر در اين منطقه و وجود قراردادها و موافقتنامه هاي امنيتي و نظامي ميان مصر و رژيم صهيونيستي ( از جمله مقررات قرارداد صلح ميان مصر و رژيم صهيونيستي و موافقتنامه امنيتي طابا كه در سال 1983 ميان دو كشور امضا شد) مانع از تحرك فعال نيروهاي امنيتي و پليس مصر در منطقه سينا شده است. وسعت و پهناوري منطقه سينا و موانع فراوان فوق، قابليت و توانمندي مصر را در كنترل اين منطقه به شدت تضعيف نموده است.
۴ ارتباطات و وابستگي هاي عشيره اي و قبيله اي ميان ساكنين آن منطقه مانع از تحرك و مانور نيروهاي امنيتي و پليسي براي مقابله با هسته هاي خرابكاري و تروريستي بومي مي شود. ميان عشاير منطقه و نيروهاي امنيتي مصر خصومت ديرينه  اي وجود دارد‍، زيرا دستگاه امنيتي و پليس مصر بدون درك مسايل اجتماعي و روابط قبيله اي و سنت ها و عرف هاي مردم اين منطقه براي حل مشكلات امنيتي اين منطقه هميشه به خشونت و راهكارهاي سخت افزاري متوسل شده است.
دستگاه امنيتي و پليس مصر در پي حوادث طابا و شرم شيخ با خشونت با مردم اين منطقه برخورد كرده و بسياري از جوانان منطقه را دستگير و شكنجه نموده است. مردم منطقه سينا هنوز نسبت به بازداشت و محاكمه جوانان خود شكايت دارند. رسانه هاي گروهي و سازمان هاي حقوق بشر درباره شكايت هاي مردم اين سامان گزارش هاي مفصل نوشته اند. در اين راستا دكتر عبدالمنعم ابوالفتوح عضو دفتر ارشاد (كادر رهبري) اخوان المسلمين مصر معتقد است كه حادثه دهب عكس العمل طبيعي برخورد خشن دستگاه اطلاعاتي مصر عليه مردم سينا بوده ولي در همين حال دخالت رژيم صهيونيستي را در حوادث سه گانه سينا براي ضربه زدن به امنيت و ثبات مصر، نفي نمي كند.
انگيزه هاي داخلي و علل خارجي حادثه
الف مسئوليت و دخالت گروه القاعده را در حوادث طابا، شرم شيخ و دهب (عليرغم اينكه هنوز به طور شفاف و قاطع به اثبات نرسيده) نمي توان به آساني مردود دانست، دستگاه تبليغاتي مصر هنوز به طور صريح گروه القاعده را در اين حوادث متهم نكرده است ولي مبارك در پي حادثه دهب اظهار داشت كه نمي توان اقدامات تروريستي را تفكيك و جدا از هم دانست . بن لادن و ايمن ظواهري و ديگر رهبران القاعده در گفتمان سياسي و عقيدتي خود صهيونيست ها و صليبي ها را دشمنان اساسي و اصولي خود دانسته اند.
در زمان وقوع حادثه دهب 20 هزار جهانگرد يهودي روزهاي عيد پاك خود را در منطقه سينا مي گذراندند و ممكن است هدف حادثه دهب اين جهانگردان باشد.
ب - برخي از مخالفين رژيم مبارك، دستگاه اطلاعاتي مصر را به دخالت در ايجاد چنين حوادث خرابكارانه و خونيني، متهم مي سازند. زيرا به نظر آنها حكومت مبارك در سايه حوادث تروريستي همچون واقعه دهب وطرح كردن دستگيري گروه هاي تروريستي همچون گروه الطائفه المنصوره مي تواند قوانين حكومت نظامي و فوق العادة خود را تداوم بخشد و در پرتو استمرار حكومت نظامي، حاكميت غير مشروع خود را ادامه دهد و به سركوب آزادي ها و تحكيم استبداد داخلي بپردازد. مبارك بارها به بهانه مبارزه با تروريسم، حالت فوق العاده در كشور و قوانين آن را لغو نموده است.
ج برخي از مخالفين رژيم و آگاهان به مسائل مصر بر اين باور هستند كه القاعده به خاطر شرايط سياسي و اقتصادي اين كشور توانسته است، هسته هاي بومي در سينا به وجود آورد. به اعتقاد آنها شرايط اجتماعي و اقتصادي سينا محيط مناسبي براي رشد هسته هاي خوشه اي تروريستي است. پيروان اين نظريه مي گويند محيط اجتماعي و اقتصادي سينا شبيه محيط منطقه صعيد مصر (جنوب مصر) است كه رحم و زايشگاه گروه هاي افراطي و خشن جماعات اسلامي در دهه هاي هفتاد و هشتاد قرن بيستم است. آنها عوامل و انگيزه هاي پيوستن جوانان مصري به گروه ها و سازمان هاي افراطي و بنيادگرا و خشونت طلب را موارد زير بر مي شمارند:
۱ فقر در پي كاهش رشد اقتصادي مصر و افزايش بي رويه جمعيت.
۲ بيكاري جوانان.
۳ استبداد و سركوب آزادي ها.
۴ رشد روند مهاجرت از روستاها.
۵ گسترش پديده ساكنين گورستان ها.
۶ افزايش ناهنجاري هاي اجتماعي و گسترش بزهكاري در ميان جوانان و نوجوانان.
۷ افزايش نرخ حضور كودكان و نوجوانان در عرصه كار كه بيسوادي و ناهنجارهاي اجتماعي در پي دارد.
۸ فروپاشي نهادهاي خانواده مصري تحت فشارهاي اقتصادي و اجتماعي.
۹ سرايت فرهنگ فساد مالي و اداري به درون جامعه.
۱۰ نا تواني دولت در مبارزه با اعتياد و فحشا و جرايم سازمان يافته.
منحا طحاوي در مقاله اش تحت عنوان تروريسم بار ديگر در مصر مي گويد: اغلب كساني  كه به توريست هاي خارجي حمله كردند در محلات فقير و حاشيه نشين متولد و رشد و نمو كردند طحاوي مي گويد: دولت مصر در ارزيابي علل بروز چنين پديده هايي سخت اشتباه مي كند و با رفتار غلط و خشونت بارش، اشتباه دوم و مرگباري مرتكب مي شود . طحاوي در توصيف اشتباهات دولت و دستگاه اطلاعاتي و پليسي آن چنين اظهار مي دارد: دولت مصر در پي حادثه طابا 2000 نفر از مردم سينا را دستگير و شكنجه كرد و هنوز 500 نفر از آنها بدون محاكمه در زندان هاي مصر به سر مي برند .
دستگاه امنيتي نيز در پي حوادث واقعه انفجارهاي شرم شيخ صدها نفر از مردم عشيره اي سينا را دستگير كرد. به نظر خانم طحاوي اقدامات سركوب گرايانه رژيم روند عمليات اصلاحات و دموكراسي در اين كشور پوشالي و دروغين را برملا مي سازد.
000690.jpg
د فرضيه آنارشيسم خلاق: برخي از آگاهان به مسائل مصر معتقدند كه دولت مبارك با استبداد و سركوب مخالفين نمي تواند به حيات خود ادامه دهد. از سوي ديگر اجراي عمليات اصلاحات واقعي و برگزاري نظام دموكراسي در كشور به معني فروپاشي نظام استبداد دولت فعلي است. لذا اين رژيم با تكيه بر آمريكا و دستگاه هاي اطلاعاتي آن اقدام به ترويج آنارشيسم خلاق نموده است تا زمينه را براي به قدرت رسيدن جمال پسر مبارك، فراهم سازد. آمريكا سالانه 9/ ۱ ميليارد دلار به دولت مبارك كمك مالي و نظامي مي كند و اقدامات دولت فعلي مصر هيچگاه در مسير اصلاحات سياسي و دموكراسي واقعي نبوده است. پيروزي اخوان المسلمين در انتخابات اخير پارلمان مصر به مثابه ضربة محكم و كابوسي كه خواب حاكميت فعلي مصر را  آشفته كرده است. واشنگتن عليرغم ادعاهاي فرانسيس ريچارد دوني سفيرش در قاهره كه اجراي دموكراسي، محك تداوم كمك هاي مالي آمريكاست ، هنوز به دولت مصر كمك هاي مالي و لجستيكي مي كند. اين كمك ها به نظر بسياري از پژوهشگران مسائل مصر تنها به سود آمريكا و تداوم دولت مبارك بوده و هيچ سودي به توسعه و پيشرفت مصر نمي كند.
ه بسياري از پژوهشگران قضاياي مصر و مسايل جهان عرب بر اساس مستندات حقيقي و منطقي معتقدند رژيم صهيونيستي در بروز حوادث انفجارات منطقه سينا نقش داشته است. جهت تبيين اين نقش ملاحظات آگاهان مصري و عرب در اين زمينه مطرح مي شود:
۱ حادثه دهب پس از اعلام تاريخ ملاقات مبارك و اولمرت نخست وزير جديد رژيم صهيونيستي در شرم شيخ به وقوع مي پيوندد. قرار بود در اين ملاقات، روابط دو جانبه و مسايل مربوط به حكومت جديد حماس و آغاز مرحله جديد از همكاري براي استقرار صلح و امنيت در منطقه مورد بحث و كنكاش طرفين باشد.
عاملين و برنامه ريزان حادثه دهب به طور قطع از مخالفين اين نشست بودند و بسياري از جناح راست افراطي رژيم صهيونيستي با چنين ملاقات هايي مخالفند.
۲ سه حادثه (طابا، شرم شيخ و دهب) در شهرك ها و مراكز سياحتي سينا و در زمان فعال شدن صنعت توريسم در اين منطقه رخ داده است.
ضربه زدن به صنعت جهانگردي مصر به معني ضربه زدن به چهارمين منبع اصلي درآمد مصر است و مختل كردن اقتصاد مصر از سوي دشمن، به مثابه تهديد جدي براي امنيت ملي اين كشور است. رژيم صهيونيستي در دكترين نظامي و انديشه ارتش مصر و اغلب شخصيت ها و رهبران احزاب مصر به استثناي حزب حاكم مصر (به رياست مبارك) به عنوان دشمن اصلي مصر مطرح است.
3 ملاحظه سوم: سه حادثه فوق به دليل رفتار خشن دستگاه امنيتي و پليس مصر با مردم سينا، شكاف ژرفناك و خصومت متراكمي ميان مردم سينا و دولت مركزي مصر ايجاد خواهد كرد و روند توسعه و آبادي اين منطقه را مختل خواهد كرد. رژيم صهيونيستي از ديرباز به اين منطقه چشم طمع دوخته بود و دو بار در سال 1956 و 1967 آن را اشغال كرده است. اكنون در شرايط زير مي تواند دگربار آن را اشغال كند.
الف: منطقه سينا طبق موافقتنامه هاي صلح ميان صهيونيست ها و مصر عاري از سلاح و حضور نظامي ارتش مصر است.
ب:  ميان عشاير بدوي سينا و دولت مصر خصومت و دشمني است.
ج: به بهانه تكرار عمليات تروريستي در اين منطقه، رژيم صهيونيستي مي تواند فضاي مناسب را براي اقدامات نظامي به منظور مقابله با تروريسم به وجود آورد.
حوادث تروريستي فوق هر سه به مناسبت هاي ملي مصر بوده و تداعي خاطرات تلخي بر حافظه تاريخي صهيونيست ها بوده است. سقوط رژيم پادشاهي فاروق و پيروزي افسران آزاد به رهبري ناصر در 23 ژوئيه 1952، آزادي منطقه سينا از يوغ ارتش صهيونيستي در عمليات جنگ رمضان 6 اكتبر 1973 و بازگشت سينا به مصر در 24 آوريل 1982. (انفجار طابا در اكتبر 2004 انفجار شرم شيخ در ژوئيه 2005 و انفجار دهب در آوريل 2006 رخ داد).
۵ قبل از بروز حوادث سه گانه فوق دستگاه اطلاعاتي رژيم صهيونيستي به جهانگردان اسرائيلي نسبت به عمليات تروريستي هشدار داده بود. در حادثه دهب عليرغم حضور هزاران اسرائيلي در منطقه سينا بنابر اظهارات سفير رژيم صهيونيستي در قاهره به هيچ اسرائيلي آسيب نرسيد.
تبعات انفجارها و آثار منفي آن
الف: بعد سياسي:  انفجارهاي سينا به مشكلات امنيتي و سياسي حكومت مبارك معضلات جديدي افزود. دولت مصر هم اكنون در صحنه داخلي و بعد خارجي با مشكلات خطيري گريبان گير است از جمله:
۱ حوادث خونين اسكندريه و منازعه ميان مسلمانان و مسيحيان قبطي مصر.
۲ بحران قضات مصر كه در پي انتخابات پارلماني مصر رخ داده است.
۳ چالش هاي جديد پيروزي اخوان المسلمين مصر براي رژيم فعلي.
۴ بحران هاي اصلاحات سياسي، اقتصادي و فشارهاي علني آمريكا.
۵ معضلات سياست خارجي و پرستيژ منطقه اي مصر به ويژه عدم توانايي مصر در حل مشكلات سودان كه هر گونه تهديدي براي خارطوم به مثابه تهديدي جدي براي امنيت منابع آبي مصر است. همچنين كاهش قابليت مانور سياسي مصر در حل مشكلات فلسطين، عراق و سوريه. ضعف مصر در عادي سازي روابط با جمهوري اسلامي ايران نشانگر توانمندي لابي هاي صهيونيستي در قاهره و قابليت هاي نقش واشنگتن در سياست خارجي مصر است.
۶ انفجارهاي سينا به هيبت و پرستيژ دولت مركزي مصر ضربات مهلكي مي زند و ضعف هاي پنهان اين دولت را به طور روشن هويدا مي كند.
ب: بعد امنيتي:  انفجارات منطقه سينا ضعف ها و ناتوانايي هاي دستگاه امنيتي و پليس مصر را عيان ساخت. پيروزي اين دستگاه از سياست مشت آهنين در حل مشكلات امنيتي كشور زمينه ها و بسترهاي فراواني را براي ارتكاب اشتباهات بعدي فراهم آورده است. اين روند، هزينه هاي امنيتي، چالش هاي سياسي و منابع تهديدزا براي امنيت ملي مصر و آينده نظام سياسي كشور را گسترش مي دهد.
ج:  بعد اقتصادي: اقتصاد مصر از نوع اقتصادهايي است كه شديداً تحت تأثير عوامل خارجي و شرايط داخلي قرار مي گيرند و با اندك حوادثي پايه هاي اين اقتصاد متزلزل مي شود. به طور مثال صادرات نفتي و گازي اين كشور (از منابع اصلي درآمد مصر است) هميشه تحت تأثير سياست هاي اوپك و نرخ بين المللي است و وضعيت كشتيراني در كانال سوئز (درآمد كانال سوئز سومين منبع مالي مصر است) مرتبط به ثبات و شكوفايي تجارت بين المللي است. همچنين درآمد كارگران مصري مقيم كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس (چهارمين منبع درآمد مصر) بستگي به امنيت و ثبات منقطه خليج فارس دارد و جنگ هاي خليج فارس منجر به كاهش درآمد مصر و بحران اقتصادي اين كشور مي شود.
موج هاي عمليات تروريستي ضربات جبران ناپذيري به صنعت جهانگردي و صنعت خدمات اين كشور مي زند. در پي وقوع هر گونه حوادث تروريستي سفر جهانگردان خارجي به مصر كاهش يافته است.
همچنين تزلزل ثبات و استقرار امنيت در مصر مشكلات و معضلات عديده اي براي جذب سرمايه گذاري خارجي به وجود آورده است. عليرغم تبليغات دولت مصر مبني بر اينكه اين حوادث تأثيرات اندكي بر وضعيت اقتصادي كشور گذاشته ولي نشانه هاي فراواني در دست است كه حوادث منطقه سينا بر اقتصاد مصر آثار منفي گذاشته است. قاهره عليرغم اينكه 22 ميليارد دلار ذخيره انرژي دارد ولي تاكنون نتوانسته است ارزش جنيه (پوند مصري) در قبال دلار و ارزهاي خارجي را تثبيت كند.
حوادث اخير به بازار بورس مصر نيز ضربه زده است، كارشناسان مصر اعلام كردند كه آثار اين حادثه بر بورس قاهره اندك بوده است.
اسرائيل تنها برنده حوادث سينا است
در پي حوادث خونين سينا نظام سياسي در مصر و احزاب و سازمان هاي سياسي آن در پي فرصت طلبي و استفاده از اين واقعه ها بودند. رسانه هاي گروهي دامنه و صحنه رقابت دولت و احزاب مخالف بر سر ميوه تلخ تروريسم به طور دردناكي نشان دادند. مخالفين نظام مبارك، ضعف و ناتوانايي دستگاه امنيتي و پليس نظام براي رصد و مقابله با تروريسم را بزرگنمايي كردند و فرصت را براي تهاجم و انتقاد از سياست و اقدامات رژيم مغتنم شمردند و نظام سياسي حوادث سينا را بهانة مناسبي براي تمديد حالت فوق العاده و قوانين حكومت نظامي، قلمداد نمود. حوادث خونين و اسفناك منطقه سينا به اقتصاد و پرستيژ مصر و به ملت مسلمان و شريف ضربات مهلكي زده و مي زند. اين اقدامات تروريستي به دامنه و قلمرو بازيگري مصر در منطقه خاورميانه ضربات شديدي وارد ساخته است.
اين حوادث فقط و تنها دشمنان مصر و ملت مسلمان و آگاه مصر را خشنود مي سازد و صهيونيست ها تنها برنده حوادث تروريستي منطقه سينا هستند و دستاوردهاي اين حوادث براي رژيم تروريستي دولت اسرائيل فراوان است از جمله:
۱ رژيم صهيونيستي با كنار رفتن شارون از صحنه سياست اين رژيم و تبعات معضل ساز آن و عليرغم انتخابات اخير اين رژيم و انتخاب اولمرت به عنوان نخست وزير، دولت غاصب قدس، هنوز از حيطه يك بحران سياسي فراگير خارج نشده است. حادثه دهب مي تواند كمك موقتي براي پوشاندن ضعف هاي اصولي رژيم صهيونيستي باشد.
۲ درگيري نظام سياسي مصر با مشكلات تروريستي از جمله حادثه اخير موضع قاهره را در قبال تحولات جديد غزه و دولت نوين اولمرت متزلزل و ضعيف مي سازد.
۳ وقوع انفجارها در نزديكي شهر شرم شيخ (كه به نماد جايگاه منطقه اي مصر و نمادي از ديپلماسي فعال آن تبديل شده) تبعات و آثار منفي بر روند فعاليت ديپلماتيك مصر در صحنه منطقه اي و عرصه بين المللي خواهد گذاشت.
۴ آمريكا و رژيم صهيونيستي مي توانند از ابعاد مختلف اين حوادث تروريستي براي متهم ساختن حماس و ديگر گروه هاي جهادي فلسطين بهره برداري كنند و مصر را براي همكاري مشترك فعال جهت مهار دولت اسماعيل هنيه و كنترل و ضبط حركات حكومت حماس، متقاعد سازند.
۵ تشديد بحران هاي اقتصادي و امنيتي مصر را وادار به تمكين به سياست هاي منطقه اي آمريكا و اسرائيل خواهد كرد.
در پايان بايد گفت هر گونه كاهش و فرسايش نقش بازيگري در مصر در صحنه خاورميانه به سود رژيم صهيونيستي خواهد بود.

جايگاه نفت آفريقا در اولويت هاي سياست جهاني آمريكا
تهاجم پرسر و صدا
000594.jpg
علي رغم افزايش اهتمام واشنگتن به كشورهاي آفريقايي جايگاه اين قاره تا حادثه 11 سپتامبر 2001 در اولويت هاي راهبردي آمريكا نبوده است. بوش در تبليغات انتخابات رياست جمهوري سال 2000 اعلام كرد كه: آفريقا جايگاهي در اولويت هاي امنيت ملي آمريكا ندارد ولي نفت آفريقا به ويژه ذخاير نفتي خليج گينه پس از حادثه يازده سپتامبر اولويت ژئوپليتكي براي امنيت ملي آمريكا پيدا كرد
صبري انوشه
چند سال از انتشار مقاله تهاجم بي صدا روزنامه نيجريايي ونگارد مي گذرد. اكنون تهاجم آمريكا به منابع نفتي آفريقا ديگر يك اقدام بي صدا نيست و رسانه هاي منطقه اي و جهاني درباره آن و ابعادش خبرها و گزارش هاي تفصيلي مي نويسند. نگارنده مقاله تهاجم بي صدا تحركات آمريكا براي دستيابي به منابع نفتي آفريقا را رصد مي كند و دو دليل براي تهاجم بي صداي آمريكا به منابع طلاي سياه آفريقا ذكر مي كند:
1 نرنجاندن متحدان خاورميانه اي ايالات متحده آمريكا.
2 زدودن اين تصور عمومي كه آمريكا تنها به منابع آفريقا علاقه مند است و به نفت منطقه جنوب صحراي آفريقا چشم دوخته است.
والتر كانشتاينر معاون وزير خارجه آمريكا در امور آفريقا در يكي از مناسبت ها اظهار داشته: نفت قاره سياه به صورت يكي از منافع ملي استراتژيك ايالات متحده درآمده است و زماني أد رويس سناتور جمهوريخواه پرنفوذ كاليفرنيا و رئيس كميسيون فرعي آفريقا، وابسته به كميته روابط خارجي مجلس نمايندگان آمريكا، اعلام مي كند كه: براي تأمين امنيت ملي آمريكا پس از يازده سپتامبر، نفت آفريقا را بايد يك اولويت به شمار آورد .
تحركات فزون يافته مقامات آمريكا در صحنه آفريقا، نشانه هايي از ارتقاي اهميت نفت آفريقا در سياست هاي راهبردي واشنگتن بوده است. به طور مثال:
1- افزايش نقش آمريكا در تحولات اخير سودان.
2 - افزايش ديدارهاي مقامات آمريكا به كشورهاي نفتي منطقه خليج گينه.
3 - بوش در يك حركت نمادين در 13 سپتامبر 2002، ده تن از سران كشورهاي منطقه آفريقاي مركزي را به ميهماني صبحانه دعوت كرد.
4 سفر ژنرال كارلتون فولفورد (يكي از فرماندهان ارشد فرماندهي نظامي آمريكا در اروپا) در ژوئيه 2002 به كشور سائوتومه و پرنسيپ جهت بررسي مسأله امنيتي منابع نفتي در خليج گينه و كنكاش پيرامون احتمال مستقر ساختن يك فرماندهي نظامي آمريكايي در اين منطقه شبيه به آنچه اكنون در كره جنوبي استقرار يافته است.
جايگاه آفريقا در سياست بين المللي آمريكا
آمريكا در دوران جنگ سرد علايق ثانوي به قاره سياه داشته و اهداف راهبردي و اولويت هاي حساسيت واشنگتن در قبال اين قاره در دوران نظام دوقطبي جهان، حول محورهاي زير بوده است:
1 مقابله و مهار كمونيسم در قاره سياه و مبارزه فعال با نفوذ شوروي و بلوك شرق در كشورهاي اين منطقه.
2 حمايت از خطوط دريايي تجارت بين المللي و مقابله با هر گونه تهديد.
3 رسيدن به مناطق مواد خام استراتژيك و معادن مهم براي توليد و صنعت اردوگاه سرمايه داري.
4 ترويج ارزش هاي ليبرالي و حمايت از آنها در اين قاره و مبارزه با انديشه ها و جريانات كمونيستي در كشورهاي اين منطقه.
اولويت هاي آمريكا در قاره آفريقا پس از فروپاشي شوروي و سقوط كمونيسم بين الملل متحول گرديده و اهداف و رويكردهاي جديد سياست آمريكا در قبال تحولات قاره سياه نيز نكات زيراست:
1 تلاش و تكاپو براي ادغام قاره آفريقا در منظومه اقتصاد جهاني، آمريكا براي عملياتي نمودن اين هدف، اقدامات زير را انجام مي دهد:
الف: اجراي مفاهيم شراكت آمريكا آفريقا جهت پايان دادن به مرحله اعطاي كمك هاي خارجي به كشورهاي اين قاره و جايگزين نمودن مرحله مبادله بازرگاني ميان واشنگتن و كشورهاي آفريقايي. در اين راستا آمريكا، سرمايه گذاري آمريكايي در اين قاره را تشويق نمود.
ب: حمايت از رژيم هاي سياسي آفريقايي كه از دموكراسي آمريكايي و مفاهيم آن پيروي مي كنند. به ويژه كشورهايي كه جايگاه راهبردي در سياست جهاني آمريكا دارند.
ج: تلاش براي منع گسترش منازعات منطقه اي در اين قاره.
در راستاي حفظ منافع ملي و پاسداري از امنيت ملي آمريكا، واشنگتن اقدامات فعال در جهت ثبات و امنيت در كشورهاي آفريقايي، انجام داده است.
2 هدف دوم: اهتمام به قاره آفريقا از سوي آمريكا در راستاي حمايت از منافع حياتي اين كشور بوده است. لذا واشنگتن در اين زمينه به مسائل گسترش سلاح هاي متعارف و غيرمتعارف در اين قاره اهتمام جدي مي ورزد.
آمريكا پس از حادثه يازده سپتامبر از كشورهاي آفريقايي كه در راستاي مبارزات آمريكا عليه تروريسم جهاني حركت و اقدام مي كنند، حمايت بيشتري نمود و به اين كشورها كمك هاي لجستيكي و مادي نموده است.
علي رغم افزايش اهتمام واشنگتن به كشورهاي آفريقايي، جايگاه اين قاره تا حادثه 11 سپتامبر 2001 در اولويت هاي راهبردي آمريكا نبوده است. بوش در تبليغات انتخابات رياست جمهوري سال 2000 اعلام كرد كه: آفريقا جايگاهي در اولويت هاي امنيت ملي آمريكا ندارد . ولي نفت آفريقا به ويژه ذخاير نفتي خليج گينه پس از حادثه يازده سپتامبر اولويت ژئوپليتكي براي امنيت ملي آمريكا پيدا كرد. برخي از پژوهش هاي راهبردي و اقتصادي مؤسسات مطالعاتي آمريكا در باره اهميت آفريقا و نفت آن تأثيرات بسزايي در محاسبات دور انديشانه و وسوسه انگيز واشنگتن داشته است. در نشست بازرگاني (Cnuced) و توسعه سازمان ملل متحد، مجموع ذخاير منابع نفتي قاره سياه را 80 ميليارد بشكه برآورد كرده است كه اين رقم 8 درصد كل ذخاير نفتي جهان را تشكيل مي دهد. مطابق تخمين شوراي اطلاعات ملي آمريكا، تا سال 2015 آمريكا خواهد توانست واردات نفت خود را از منطقه آفريقا از 16 درصد كنوني، به 25 درصد برساند. توليد نفت آفريقايي در عرض ده سال اخير 36 درصد افزايش داشته است. در حالي كه در همين فاصله زماني، نرخ افزايش توليد ديگر كشورهاي جهان تنها 16 درصد بوده است. بر اساس اطلاعات مركز پژوهش آمريكا، خليج گينه كه ذخايري به اندازه 24 ميليارد بشكه دارد در مدت كوتاهي به نخستين قطب جهاني توليد نفت از طريق سكوهاي شناور با چاه هاي بسيار عميق تبديل مي شود. منابع نفتي اين حوزه جغرافيايي به استثناي ميدان هاي نفتي سودان، در دسترس بي واسطه سواحل شرقي آمريكا قرار دارند. شركت هاي نفتي آمريكا در اين منطقه سرمايه گذاري هنگفتي نموده اند؛ به طور مثال شركت هاي امراداهس، ماراتون در سال 2003 بيش از ده ميليارد دلار در صنعت نفت اين حوزه سرمايه گذاري كردند. يكي از مراكز مطالعاتي كه روي مركز تصميم گيري آمريكا در زمينه اهميت نفت آفريقا، بسيار تأثيرگذار بوده انستيتوي مطالعات پيشرفته سياسي و استراتژيك IASPS است. اين مركز مطالعاتي كه در سال 1984 در قدس اشغالي تأسيس شده كه هم به محافظه كاران نوين نزديك است و هم به حزب ليكود كه به طور سنتي طرفدار استراتژي قطع وابستگي آمريكا و غرب از نفت عربستان سعودي و ايران است. با پيروزي بوش، كه در عين حال پيروزي شركت هاي نفتي تگزاس است و پس از حادثه يازده سپتامبر، طرح ها و انديشه هاي IASPS كم كم نزد مشاوران كاخ سفيد در امور انرژي و به طور كلي نزد عقاب هاي آمريكا جاي باز كردند. مركز مطالعاتي IASPS در 25 ژانويه 2002 سميناري را برگزار كرد كه در آن والتر كانشتاينر معاون وزارت خارجه آمريكا در امور آفريقا و بسياري از متخصصان امور انرژي آمريكا و امور آفريقا و مديران شركت هاي نفتي و سرمايه گذاري شركت جستند. اين نشست پايه ريز تأسيس گروه ابتكار سياسي براي نفت آفريقا (AOPIG)، شد. اين گروه كه در حقيقت African Oil Policy Initiative Group يك سازمان هماهنگ ميان بخش دولتي و بخش خصوصي آمريكا براي سرمايه گذاري در نفت آفريقا است، در اوايل تأسيس مجموعه اسناد رسميي انتشار داد به نام نفت آفريقا، يك اولويت براي امنيت ملي آمريكا و توسعه آفريقا . در اين اسناد، شركت هاي نفتي آمريكا به بوش پيام دادند كه اگر شما راه را نشان دهيد، ما در پي شما خواهيم آمد،If You Ldead, We'll Follow
پس از ژانويه 2002 كه در آن سمينار مزبور برگزار و گروه فوق تأسيس شد، سياست دولت آمريكا در امور انرژي و اهتمام واشنگتن به منطقه آفريقا به طور هويدا تحت تأثير لابي گروه AOPIG قرار گرفت. ديك چني معاون رئيس جمهوري آمريكا در يكي از اظهاراتش اعلام كرد: نفت آفريقا به سبب كيفيت بسيار خوب و مقدار كم گوگردش، نمونه اي از يك بازار رو به رشد براي پالايشگاه هاي كناره شرقي آمريكاست .
سرمايه گذاري شركت هاي نفتي آمريكا در منطقه آفريقا در پي اهتمام واشنگتن به نفت آفريقا، تشديد شد. به طور مثال شركت شيفرون تگزاكو در سال 2002 اعلام نمود كه 5 ميليارد دلار در نفت آفريقا در پنج سال گذشته سرمايه گذاري كرده و در نظر دارد طي يك برنامه پنج ساله 20 ميليارد دلار در صنعت نفت آفريقا سرمايه گذاري كند. در مقابل آن شركت اگزون موبيل كه از رقباي سنتي شركت شيفرون است اعلام كرد كه قصد دارد در چهار سال آينده مبلغ 15 ميليارد دلار در نفت آنگولا و در برنامه ده سال مبلغ 25 ميليارد دلار در نفت آفريقا سرمايه گذاري نمايد. پس از واقعه يازده سپتامبر، آمريكا به بهانه جنگ با تروريسم به مواد خام استراتژيك آفريقا توجه ويژه اي نمود. به نوشته abramovici نويسنده كتاب صخره  اشغال شده ، آمريكا تحت لواي جنگ بر ضد تروريسم، حضور خود را در آفريقا گسترش داده است و با آگاهي از وابستگي اش به مواد خام استراتژيك، تعداد توافق نامه هاي اقتصادي و نظامي خود را با بسياري از كشورهاي آفريقايي افزايش داده تا به اين ترتيب امنيت ذخاير خام خود را افزايش دهد. در عرض چند سال اخير توجه مقامات سياسي و نظامي آمريكا به آفريقا به ميزان قابل توجهي افزايش يافته است. به طور مثال:
الف: سفر كالين پاول وزير خارجه سابق آمريكا به گابن و آنگولا در سپتامبر 2002.
ب: سفر بوش به سنگال، نيجريه، بوتسوانا، اوگاندا و آفريقاي جنوبي در ژوئيه .2003
ج: سفر دوره اي ژنرال چارلز.اف. والد معاون فرماندهي نيروهاي نظامي آمريكا مستقر در اروپا به ده كشور آفريقايي (غنا، الجزاير، نيجريه، آنگولا، آفريقاي جنوبي، ناميبيا، گابن، سائوتومه و پرنسيبپ، نيجر و تونس) در مارس 2004.
4 نشست اشتوتگارت: در روزهاي 23 و 24 مارس 2004 در شهر اشتوتگارت آلمان براي نخستين بار و بي سروصدا در مقر فرماندهي اروپايي ارتش آمريكا جلسه اي با حضور روساي ستاد هشت كشور آفريقايي (چاد، مالي، موريتاني، مراكش، نيجر، سنگال، الجزاير و تونس) و فرماندهان ارتش آمريكا برگزار شد كه از اهداف اعلاي آن، هماهنگي ميان آمريكا و نظاميان اين كشورها جهت مقابله با تروريسم در منطقه ساحل و صحراي آفريقا بوده است.
به گزارش رسانه هاي گروهي در كشورهاي منطقه خليج گينه دوسوم امتيازهاي نفتي به پيمانكاران آمريكايي كه پيوندهاي نزديكي با دستگاه بوش دارند، اعطا شده است.

علل و انگيزه هاي اهتمام آمريكا به نفت منطقه غرب آفريقا
منطقه غرب آفريقا به طور كلي و منطقه خليج گينه پس از واقعه يازده سپتامبر اولويت هاي ژئوپلتيك و ژئواكونوميك براي سياست جهاني آمريكا پيدا كرد. نيجريه، آنگولا، جمهوري كنگو، گينه استوائي و گابن مهم ترين كشورهاي توليدكننده نفت منطقه هستند. منابع نفتي اغلب اين كشورها در مناطق دريايي خليج گينه قرار گرفته و اين امر يكي از موجبات اهتمام آمريكا به نفت اين منطقه است. انگيزه ها و علل اهتمام واشنگتن به نفت اين منطقه به طور خلاصه، مي توان چنين بيان نمود:
1 نفت اين منطقه به علت دارا بودن مقدار كم گوگرد مرغوب ترين نفت جهان است. به طور مثال درجه نفت آنگولا بين 32 درجه تا 39.5 درجه است و تقريباً خالي از مواد گوگردي است. اين نفت مرغوب تر است. نفت سبك ايران (با درجه 33.9) و نفت سبك عرب (34.2) و نفت ميناس اندونزي (با درجه 33.9 درجه).
2 نزديكي منابع نفتي به سواحل آمريكا: منابع نفتي خليج گينه كه بخشي از اقيانوس اطلس است به سواحل شرقي آمريكا نزديك است به عنوان مثال يك تانكر نفتي از خليج گينه تا ساحل نفتي منطقه گالوستون در ايالت تگزاس آمريكا، نيمي از مسافتي را طي مي كند تا از خليج فارس به سوي آمريكا حركت كند.
3 از علل مهم اهتمام آمريكا به نفت اين منطقه، تمامي كشورهاي آفريقاي غربي به جز نيجريه عضو كشورهاي اوپك نيستند و براي نفت كشورهاي غير عضو اوپك صرفاً عامل تقاضا است كه قيمت نفت را تعيين مي كند.
4 اغلب منابع نفتي در اين منطقه (سكوهاي شناور استخراج نفت) از ناآرامي هاي سياسي و اجتماعي تا حدودي در امان هستند. همچنين حمل و نقل نفت اين حوزه به خاطر واقع شدن آن در سواحل يا در آبهاي كم عمق كشورهاي خليج گينه كه ارتباط مستقيمي با اقيانوس اطلس دارد نسبت به ساير منابع نفتي جهان آسان و كم هزينه است.
5 حجم واردات نفتي آمريكا از اين منطقه بالغ بر 16 درصد كل واردات نفتي خود از جهان است و اين حجم برابر با حجم واردات نفتي آمريكا از عربستان سعودي است. بروز مشكلات عديده در روابط آمريكا و منطقه خاورميانه و روابط آمريكا ونزوئلا، اهميت واردات نفت آفريقايي براي امنيت انرژي آمريكا به طور روزافزون شاخص تر گشته است.
6 حجم توليد و ذخاير نفتي منطقه: ذخاير نفتي و توليد منطقه آفريقا به ويژه منطقه خليج گينه به خاطر پيشرفت فناوري انرژي در حال افزايش است. به طور مثال حجم ذخاير نفتي نيجريه 22/5 ميليارد بشكه و توليد روزانه آن بالغ بر دو ميليون بشكه است. پس از حادثه يازده سپتامبر توليد نفتي كشورهاي حوزه خليج گينه به طور چشمگيري افزايش يافته است.
7 سابقه حضور شركت هاي نفتي آمريكا: بسياري از شركت هاي بزرگ نفتي آمريكا سابقه حضور فعال در صنعت نفت آفريقا دارند از جمله شركت هاي اگزون موبيل، شيفرون تگزاكو، آمراداهس، ماراتون اويل و دوون انري، هستند.
8 ميان كشورهاي منطقه خليج گينه ارتباطات اصولي نيست: ميان كشورهاي غرب آفريقا روابط نژادي، فرهنگي، تاريخي و سياسي مستحكم و پايداري وجود ندارد. لذا ضريب احتمال اتحاد و ائتلاف اين كشورهاي عليه آمريكا و قطع صادرات نفتي به آن، اندك است.
9 فن آوري و پيشرفت علمي در زمينه استخراج نفت به شركت هاي نفتي آمريكا كمك هاي فراواني كرده است. در دهه شصت، حفاري و استخراج نفت در آب هاي عميق مشكل بود، ولي هم اكنون با بهره برداري از فناوري هاي پيشرفته، امكان حفاري و استخراج نفت از عمق 2500 متر ميسر گرديده است.
10 تنوع در منابع واردات نفتي از قاره هاي مختلف، امنيت ملي آمريكا را به ويژه در بعد انرژي مصون از تهديدات جدي مي نمايد. منابع نفتي آفريقا مي تواند تا حدودي بديلي براي نفت منطقه خليج فارس باشد. از اين رهگذر آمريكا طرح هايي براي كاهش منابع تهديد عليه امنيت انرژي خود برنامه ريزي نموده و طرح سرمايه گذاري در نفت آفريقا يكي از راهكارهاي مقابله با منابع تهديدزا عليه امنيت ملي واشنگتن بوده است. هم اكنون آمريكا 15 درصد نيازهاي نفتي خود را از آفريقا تأمين مي كند و قصد دارد تا سال 2020 اين مقدار را به 30 درصد برساند.
11 تسلط بر نفت آفريقا به طور عيان در خدمت گسترش هژموني منطقه و جهاني واشنگتن بوده است. آمريكا از رهگذر تسلط بر منابع نفتي و معادن مواد خام استراتژيك در قاره آفريقا مي تواند دامنه نفوذ و اقتدار اروپا در اين قاره را محدود سازد.
12 آمريكا از رهگذر افزايش حضور اقتصادي خود در منطقه آفريقا، تلاش هايي جهت گشايش بازارهاي نوپايي براي محصولات خود در اين منطقه است و كسري بازرگاني خود با اين قاره را كاهش دهد. حجم سهم آمريكا از بازار آفريقا فقط 7.6 درصد است در حالي كه كشورهاي اتحاديه اروپا 30 درصد كل بازار آفريقا را در اختيار دارند.
000516.jpg
ذخاير نفتي در منطقه آفريقا
آمار دقيق و علمي در باره ذخاير نفتي آفريقا در دست نيست. بر طبق تخمين نشريه Arab oil and gas تا پايان سال 2003 ميزان ذخاير نفتي كشورهاي آفريقايي معادل 101.8 ميليارد بشكه و ميزان توليد اين كشورها تا پايان همين سال روزانه افزون بر 8.401 ميليون بشكه برآورد شده است. بر اساس گزارش مجله اشپيگل 24 مارس 2004 كارشناسان، نفت موجود در زير آب هاي ساحل غربي آفريقا را حدود 105 ميليارد بشكه تخمين زده اند. از طرفي كنفرانس بازرگاني Cnuced و توسعه سازمان ملل متحد منابع نفتي اين قاره را 80 ميليارد بشكه برآورد كرده است، كه اين رقم 8 درصد كل منابع نفت خام جهان را تشكيل مي دهد. همچنين اين قاره داراي ذخاير گازي به ميزان 7 درصد كل ذخاير گازي جهان يعني حدود 11 از 150 تريليون مترمكعب است.

وضعيت ذخاير و توليد كشورهاي آفريقا
وضعيت ذخاير و توليدي كشورهاي نفتي آفريقا به طور خلاصه و بر اساس گزارش هاي رسانه هاي گروهي منطقه و جهان به طور خلاصه:
الجزاير
رسانه هاي گروهي الجزاير اعلام كردند كه درآمد اين كشور از صدور گاز و نفت در سه ماهه اول سال 2006 بالغ بر 12 ميليارد دلار بوده و انتظار مي رود كه درآمد الجزاير در سال 2006 از صدور انرژي بالغ بر 47 ميليارد دلار باشد. در آمد اين كشور در 2005، 45.6 ميليارد دلار بوده است. شركت ملي نفت الجزاير سوناتراك تصميم گرفته در سال 2006، 6.6 ميليارد دلار در صنعت انرژي (گاز و نفت) سرمايه گذاري كند و همچنين شركت هاي خارجي قصد دارند 2 ميليارد دلار در اين زمينه سرمايه گذاري نمايند. هم اكنون الجزاير يك چهارم نيازمندي هاي اروپا را تأمين مي كند. ميزان ذخاير نفتي اين كشور 11.3 ميليارد بشكه برآورد شده است و ذخاير گازي اين كشور (كه در مقام اول كشورهاي آفريقايي در اين زمينه است) بالغ بر 160 تريليون فوت مكعب است و صادرات روزانه آن 62 ميليارد مترمكعب است و احتمال مي رود ميزان صادرات روزانه در سال 2010 به 85 ميليارد مترمكعب برسد. صادرات نفتي اين كشور هم اكنون 1.857 ميليون بشكه در روز است و ممكن است در سال 2010 ميزان صادرات نفتي اين كشور به 2 ميليون بشكه ارتقا يابد. شركت آمريكايي اناداركو در حوزه هاي نفتي الجزاير فعال است و روزانه حدود 600 هزار بشكه توليد مي كند. شركت هاي نفتي آمريكا به طور سنتي شركاي اول الجزاير هستند و اختلاف و تضاد دولت هاي الجزاير پس از استقلال آن كشور در سال 1962 با فرانسه به ويژه دولت حواري بومدين، بستر ساز حضور فعال آمريكا در صنعت انرژي اين كشور بوده است.
ليبي
شركت هاي نفتي آمريكايي و انگليسي نقش تاريخي در كشف و استخراج نفت و گاز در اين كشور داشته اند. اين كشور 30 ميليون بشكه نفت و 26 تريليون فوت مكعب گاز دخيره دارد. هم اكنون روزانه 1.3 ميليون بشكه تا 1.8 ميليون بشكه توليد مي كند. در گذشته (در سال 1970) 3.2 ميليون بشكه توليد مي كرد. تيرگي روابط ميان طرابلس و واشنگتن از نيمه دهه هشتاد تا اوايل قرن بيست و يكم ضربات شديدي به توليد نفت ليبي وارد ساخت. در سه دهه گذشته شركت نفتي آمريكايي اوازيس متشكل از ماراتون اويل، كونوكوفيليپس و اميراداهيس صنعت نفت ليبي قبضه كرده بود. با رسيدن سرهنگ قذافي به قدرت در اواخر دهه شصت (اول سپتامبر 1969) ميان ليبي و شركت هاي نفتي آمريكا تنش رخ داد ملي شدن صنعت نفت در سال 1973 اين تنش به قطع روابط و خروج شركت هاي نفتي آمريكا از خاك ليبي منجر شد. پس از مدتي در سال 1983 محاصره آمريكا و تحريم هاي نفتي آن عليه ليبي آغاز شد و كشورهاي غربي به ويژه كشورهاي انگلوساكسون در اين زمينه آمريكا را همراهي كردند. در پي حادثه سقوط هواپيماي آمريكايي در روستاي لاكربي شوراي امنيت طي صدور قطعنامه اي تحريم هاي بين المللي عليه طرابلس تحميل نمود. فشارهاي بين المللي نقش مهمي در كاهش توليد نفت ليبي داشته كه معضلات اقتصادي و توسعه اي براي اين كشور در پي داشته است. آمريكا علاوه بر تحريم هاي بين المللي، در مورد ايران و ليبي در سال 1996 قانون تحريم داماتو وضع نمود كه آثار منفي روي صنعت نفت و اقتصاد ليبي داشته است. برخي از كارشناسان بر اين باورند كه لغو تحريم هاي بين المللي عليه ليبي و بازگشت آن به جامعه بين الملل با تمهيدات واشنگتن بوده تا فرصت ها و زمينه هاي حضور شركت هاي نفتي آمريكا در اقتصاد ليبي از دست نرود و عرصه را براي افزايش سهم كشورهاي اتحاديه اروپا در اقتصاد طرابلس محدود سازد. با آغاز روند عادي سازي روابط واشنگتن طرابلس، ليبي تسهيلات و امتيازات فراواني به شركت هاي نفتي آمريكا جهت بازگشت و حضور فعال در صحنه صنعت انرژي گاز و نفت، داده است. رسانه هاي گروهي منطقه و جهان گزارش هاي فراواني درباره افزايش سهم شركت هاي نفتي آمريكا در صنعت نفت ليبي مخابره نموده اند. و ارسال اولين محموله نفتي ليبي به آمريكا در سال 2004 به عنوان نقطه عطف تاريخي در روابط اقتصادي ميان آمريكا و ليبي، ثبت گرديده است.
مصر
بر اساس برآوردهاي سال 2001 مصر داراي 0.3 ميليارد بشكه نفت و 55 تريليون فوت مكعب گاز، نفت و گاز نقش اساسي در اقتصاد مصر دارند و ميزان توليد نفت اين كشور در سال 2003، 750 هزار بشكه در روز بوده است.
تونس
ذخاير نفتي تونس تا سال 2002، 2.3 ميليارد بشكه و ذخاير گازي اين كشور 3 تريليون فوت مكعب تخمين زده مي شود، توليد روزانه نفت آن 83 هزار بشكه است.
سودان
شركت نفتي آمريكايي شيفرون در سال 1992 در اين كشور دست به اكتشاف زد و اولين محموله نفتي بالغ بر 6 ميليون بشكه در سال 1999 به سوي سنگاپور صادر شد. هم اكنون توليد نفتي اين كشور بالغ بر 250 هزار بشكه در روز است كه سقف توليد در سال 2010 به 800 هزار بشكه خواهد رسيد. حمل نفت از چاه هاي نفتي به بندر بشائر (بندر مخصوص صدور نفت در درياي سرخ) از طريق خل لوله به طول 1610 كيلومتر ميسر شده است. ذخاير نفتي سودان 262 ميليون بشكه و ذخاير گازي 3 تريليون فوت مكعب تخمين زده شده است. اين كشور داراي يك پالايشگاه نفتي با ظرفيت 80 هزار بشكه در روز است. شركت هاي نفتي چيني، مالزيايي و هندي نقش كليدي در صنعت نفت سودان دارند و با كشف نفت در جنوب سودان و منطقه دارفور، اهتمام و دخالت آمريكا در امور داخلي سودان به طور روزافزون گسترش يافته است.
چاد
فرانسوي ها نقش مهمي در كشف نفت در اين سرزمين داشتند. تلاش پاريس براي كشف و استخراج اقتصادي نفت در چاد به نيمه دوم دهه شصت بازمي گردد و شركت نفتي آمريكايي كونوكو اولين شركت آمريكايي كه در سال 1970 براي اكتشاف و استخراج نفت وارد چاد شد. شركت شيفرون تلاش هاي زيادي در زمينه اكتشاف نفت در اين كشور نمود و به خاطر جنگ داخلي در سال 1993 امتيازات نفتي خود را در چاد به شركت توتال فروخت ولي در سال 2000 دگربار به چاد بازگشت. حوزه نفتي دوبا بزرگترين حوزه نفتي اين كشور است هم اكنون يك كنسرسيوم نفتي متشكل از شركت هاي حوزه نفتي اين كشور است. هم اكنون يك كنسرسيوم نفتي متشكل از شركتهاي نفتي اسو، بتروناس (مالزي) و شيفرون آمريكايي استخراج و صدور نفت چاد را به عهده دارند. در سال 2004 اين كشور روزانه 200 هزار بشكه نفت توليد مي كرد و از طريق يك خط لوله به طول 1050 به يكي از بنادر كامرون در اقيانوس اطلس به خارج صادر مي كند. در سال 2004 اين كشور 63 ميليون بشكه نفت فروخت. بروز تنش در مرزهاي ميان چاد و سودان و بحران دارفور به عقيده برخي از آگاهان سياسي به دليل مداخله واشنگتن در اين منطقه بوده است و تحركات آمريكا در اين منطقه پس از كشف و استخراج نفت، تشديد شده است.
نيجريه
اين كشور عضو اوپك است و يازدهمين توليدكننده نفت در جهان است. ذخاير نفتي اين كشور بالغ بر 35.2 ميليارد بشكه برآورد شده است. بر اساس بررسي ها و تحقيقات به عمل آمده سقف ذخاير نفتي اين كشور در سال 2010 ممكن است به 40 ميليارد بشكه برسد. هم اكنون حدود 2.5 ميليون بشكه روزانه توليد مي كند و درآمد نفتي آن 80 درصد كل درآمد ملي را تشكيل مي دهد. نيجريه پنجمين كشور صادركننده نفت به آمريكا است و حدود يك ميليون بشكه روزانه به آن كشور صادر مي كند. اين كشور حدود 10 درصد كل واردات نفتي آمريكا را تأمين مي كند. بروز تشنج و آشوب هاي مذهبي و قومي در شمال نيجريه، نگراني آمريكا را تشديد كرد؛ لذا آمريكا يك هيأت مذهبي و فرهنگي به مناطق آشوب زده اعزام داشت تا ثبات و امنيت را به اين كشور بازگرداند. آمريكا در اين راه موفقيت هايي كسب نمود و درگيري هاي ايالات شمالي اين كشور را خاموش نمود. شركت هاي نفتي تگزاكو شيفرون، شل (شركت نفتي هلند انگليس)، الف اكيتان و اجيپ از مهم ترين شركت هاي نفتي خارجي هستند كه در نيجريه فعاليت دارند. نيجريه در ابعاد مختلف جايگاه ممتازي در سياست هاي راهبردي آمريكا دارد.
آنگولا
از زمان استقلال اين كشور از پرتغال در نيمه دوم دهه هفتاد يك جنگ فرسايشي و داخلي در اين سرزمين در جريان بوده و آمريكا با حمايت هاي همه جانبه از جنبش اونيتا در قبال رژيم چپگراي حاكم نقش كليدي در گسترش دامنه جنگ ها و بحران ها داشته است. با افزايش توليد نفت در اين كشور، اهميت منطقه اي و جهاني اين كشور پرتغالي زبان افزايش يافت. با مرگ رهبر اونيتا مهم ترين گروه اپوزيسيون دولت، دولت آمريكا جهت بازگرداندن صلح و امنيت به اين كشور تلاش هاي فراواني كرد و انگيزه راهبردي اين اقدامات حضور فعال شركت هاي نفتي آمريكا در اين سرزمين بوده است. موافقتنامه صلح لوزاكا در سال 1994 نقش مؤثري در بازگشت صلح و امنيت به آنگولا داشته، اين وضعيت بستر ساز فعاليت جدي شركت هاي نفتي آمريكا در اين كشور بوده است. توليد روزانه اين كشور حدود 850 هزار بشكه است و ذخاير نفتي آن 6 ميليارد بشكه و ذخاير گازي آن 2 تريليون فوت مكعب تخمين زده مي شود. حدود 40 درصد توليدات نفتي اين كشور به آمريكا صادر مي شود و شركت نفتي شيفرون 75 درصد كل صنعت نفت اين كشور را در دست دارد. بر اساس برخي از تحقيقات و پيش بيني ها تا سال 2020 توليد نفتي اين كشور به سقف 3.28 ميليون بشكه در روز خواهد رسيد.
گابن
اين كشور با تشويق آمريكا در سال 1995 از اوپك خارج شد و ذخاير نفتي آن 2.5 ميليارد بشكه و ذخاير گازي آن 1.2 تريليون فوت مكعب برآورد شده است. ميزان توليد روزانه آن 240 هزار بشكه است كه 44درصد كل توليد را به آمريكا صادر مي كند.
موريتاني
اين كشور به دليل موقعيت راهبردي و منابع شيلاتي و معادن مواد خام استراتژيك و كشف و استخراج نفت جايگاه و اهميت استراتژيكي در سياست منطقه اي و جهاني آمريكا پيدا كرده است. شركت استراليايي وودسايد در سال 2001 بزرگترين حوزه نفتي به نام شنقيط را كشف و موريتاني با استخراج اقتصادي نفت وارد باشگاه كشورهاي توليدكنندگان نفت شد. ذخاير نفتي اين سرزمين 120 ميليون بشكه برآورد شده و ميزان توليدات روزانه بالغ بر 75 هزار بشكه است.
آفريقاي جنوبي
عمليات براي كشف و استخراج نفت در اين كشور هنوز استمرار دارد و شركت شيفرون فعاليت نفتي در اين كشور دارد و ميزان توليد روزانه اين كشور 20 هزار بشكه است.
كامرون
موقعيت حساس آن در خليج گينه و بنادر آن براي سياست هاي راهبردي آمريكا بسيار مهم است. صادرات نفتي اين كشور به آمريكا روزانه 85 هزار بشكه است.
جمهوري كنگو
توليد نفت توسط اين كشور به سه دهه گذشته برمي گردد. ذخاير نفتي اين كشور 1.5 ميليارد بشكه و ذخاير گاز آن 3.2 تريليون فوت مكعب است. ميزان توليد روزانه آن 340 بشكه است و حدود 40 هزار بشكه روزانه به آمريكا صادر مي كند.
گينه استوائي (كويت خليج گينه)
در سال 2001 رشد توليد نفت در اين كشور به 70 درصد رسيد و اهميت اين كشور در سياست نفتي آمريكا افزايش يافت. لذا آمريكا سفارت خود را كه در زمان كلينتون به دلايل مالي بسته بود دگربار بازگشايي كرد. ذخاير نفتي اين كشور اسپانيولي زبان 2 ميليارد بشكه برآورد شده و ميزان توليد روزانه هم اكنون 200 هزار بشكه است كه تا سال 2020 تا سقف 740 هزار بشكه ترقي خواهد كرد. شركت هاي آمريكايي شيفرون و ماراتون در صحنه انرژي اين كشور فعاليت دارند و 70 درصد كل توليد نفتي به آمريكا صادر مي شود.

سياست خارجي
شاهراه ارتباطي
خاورميانه
كاهش انعطاف پذيري آمريكا
بازيگرداني شيعيان
بازگشت به نقطه تعادل
كمك به دشمنان
مناقشه داخلي
چالش حماس با اردن
جداسازي يكجانبه
سوءتفاهم بزرگ
طلوع سياسي يك مرده
آسيا
پادشاه در محاصره
جنگ پنهان قدرت
اروپا
بازگشت چپ ها
شكاف سياسي در اروپا
پاشنه آشيل رهبران اروپا
بي اعتمادي به بزرگان
بحران و انتخابات
سياست خارجي در سايه
حفظ بلوك قدرت
عصر رفراندوم ها
دورخيز براي اتحاديه اروپا
مسير دشوار
آمريكاي شمالي
دورخيز انتخابات 2008
خانه تكاني در كاخ سفيد
كاهش اعتبار
شورش ژنرال ها
آمريكاي جنوبي
جدال فرزندان اينكاها
زوال هژموني آمريكا
آفريقا
ضربه به پرستيژ
تهاجم پرسر و صدا
سياست بين الملل
چهرة سوم قدرت
اينترنت و ديپلماسي
اقتصاد بين الملل
يكپارچگي
نمايه
اي نام تو بهترين سرآغاز
پرونده هسته اي
مقاومت هوشمند
حركت در روشنايي
تقابل گزينه ها
ايران مصمم است
چالش ها و فرصت ها
محدوديت هاي استراتژيك
فلاش بك
جنگ رو اني
حفظ ثبات و رقابت
روزشمار پرونده ايران
متني با كاركرد دوگانه
|  سياست خارجي  |  خاورميانه  |  آسيا  |  اروپا  |  آمريكاي شمالي  |  آمريكاي جنوبي  |  آفريقا  |  سياست بين الملل  |
|  اقتصاد بين الملل  |  نمايه  |  شناسنامه  |  صفحه آخر  |  پرونده هسته اي  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |