- ۳۷ - دوشنبه ۲۵ مهر ۱۳۸۴ - - Oct 17, 2005
داستان صدا
Front Page

مروري بر رمان «آوريل شكسته»
از جهل تا فاجعه ممتد
003429.jpg
نوشته: اسماعيل كاداره
فرزين شيرزادي
«اسماعيل كاداره» به سال ۱۹۵۴ و زماني كه بيش از هجده سال نداشت، نخستين مجموعه شعرهايش را با عنوان «شعرهاي جواني» منتشر كرد. چند سال بعد، هنگامي كه از روسيه به آلباني برگشت، مجموعه ديگري از شعرهاي خود را به نام «قرن من» انتشار داد. كوتاه زماني بعد، در عين ادامه به كار شاعري، مقام ادبي خود را به عنوان يك رمان نويس جوان و نوآور با دو اثر با نام هاي «كوه ها به چه مي انديشند؟» و «موتيف هاي آفتابي» به اثبات رساند. يكي دو سال بعد هنگامي كه پس از صرف وقت بسيار نخستين رمان بزرگ خود را با عنوان «ژنرال ارتش مرده» نوشت و منتشر كرد، به شهرت جهاني دست يافت. اين رمان ابتدا در فرانسه منتشر شد و ظرف مدت كوتاهي به چند زبان بين المللي برگردانده شد و خبر از ظهور و حضور نويسنده اي داد كه عمق نگاه و انديشه اش، ضمن رويكرد دروني و ريشه اي به فرهنگ غني آلباني،  افق هاي گسترده معناهاي بشري را در هر جغرافيا و در هر جاي جهان جست وجو مي كند. اسماعيل كاداره در زماني كه ديواري ناديدني اما ظاهراً نفوذ ناپذير به دور كشورش كشيده شده بود و آلباني در نوعي تنهايي و انزواي سياسي تقريباً با كمتر كشور و دولتي رابطه متعارف و تفاهم آميز داشت، رمان ديگري را با عنوان «طبل هاي باران» به چاپ رسانيد. در اين رمان مبارزات استقلال طلبانه آلباني به رهبري اسكندر بيك در قرن نوزدهم ميلادي برضد اشغالگران بيگانه، بازتابي حماسي يافته بود. اسماعيل كاداره، سپس در سال ۱۹۷۱ رمان «رويدادهاي شهر سنگي» را منتشر كرد كه در آن به شرح و وصف دوران كودكي خود در شهر زادگاهش و به هنگام شوربختي هاي ناشي از وقايع جنگ دوم پرداخته بود. آنچه در ادامه سخن مي آيد،  تأملي است بر رمان «آوريل شكسته» كه قاسم صفوي آن را به فارسي برگردانده است و بي گمان يكي از آثار برجسته اين داستان نويس آلبانيايي است.
آوريل شكسته،  رمان موقعيت
برپايه نوعي تقسيم بندي كلي ، «آوريل شكسته» را مي توان رمان متكي بر موقعيت دانست، چون آدم ها وحتي اشيا در اين رمان اسير موقعيتي هستند كه سنگيني بي ترحم نوعي قانون بدوي از ديرباز به وجود آورده است و برتداوم آن اصرار مي ورزد. اينجا «موقعيت» مسلط و مستولي كمترين امكان و مجال را براي ابراز «شخصيت » به آدم ها نمي دهد و كوچك ترين تخطي از عرف و قواعدي كه از اعماق ذهنيت هاي منجمد قرون وسطايي برآمده و هرگونه موضوعيت را از دست داده موجب وهن و طرد و مرگ مي شود. مكان وقوع حادثه و ماجراهاي «آوريل شكسته» سرزميني محصور و سرد و غالباً مه گرفته از فلات هاي بلند آلباني است؛ سرزميني كه خاموشي كوه ها در آن درك منطقي و ساده زمان و مكان را پيچيده مي كند و ادراك انساني را به مرزهاي توهم مي كشاند. بر اين عرصه غمبار، خشن ترين جلوه سلطه موقعيت بر كوه  نشينان روستايي، در آيين انتقامجويي و خونخواهي پايان ناپذير خلاصه مي شود. طبق اين آيين، افراد جوان از دو خانواده متخاصم ـ كه شايد با گذشت ساليان و طي شدن عمر چند نسل، علت و دليل بيهوده خصومت را از ياد برده اند ـ بدون هيچ كينه  و نفرت و بي هيچ انگيزه شخصي، به ضرب گلوله يكديگر را مي كشند، داستان از جايي شروع مي شود كه جواني بيست و شش ساله از خانواده «برشيا» به نام «گيورگ» در غروب يك روز سرد ماه مارس، بيرون از دهكده اي پرت افتاده از فلات هاي شمالي آلباني به كمين مي نشيند و جواني ديگر به نام «زف» از خانواده «كريه كيك» را به ضرب گلوله تفنگش مي كشد. محمل اين قتل خونخواهي است چون مدتي پيش برادر گيورگ را مردي جوان از خانواده «كريه كيك» به قتل رسانده است.
آغاز اين چرخه منحوس و خونخواهي شوم و ظاهراً وقفه ناپذير براي دو خانواده «برشيا» و «كريه كيك» به هفتاد، هشتاد سال پيش برمي گردد، به يك تصادف پوچ. حالا اين گيورگ است كه بلافاصله بعداز ارتكاب قتل، به حكم قانون كذايي فلات به حكم قانون خون، بايد نواري سياه بر آستين لباسش بدوزد تا به عنوان يك «قاتل ـ قرباني» به نوبه خود هدف گلوله طرف ديگر مخاصمه قرار بگيرد. پيران دهكده ابتدا براي او يك مهلت بيست و چهار ساعته از خانواده كريه كيك مي گيرند و بعد به او فرصتي يك ماهه داده مي شود، يعني از اواسط مارس تا ميانه آوريل. گيورگ مي داند كه پس از مهلت مقرر، كسي از خانواده مقتول سايه به سايه او را دنبال خواهد كرد تابه سوي سر يا قلب او شليك كند.
003432.jpg
دلالت هاي چند معنايي آوريل شكسته
به لحاظ ساختار نمايشي «آوريل شكسته» نيز چون هر داستان و رمان برجسته ديگري، از ظرفيت هاي نظرگاه متحرك اما پايبند به الزام هاي خود بهره مند است. زاويه ديد يا نظرگاه سوم شخص بنا به ضرورت هاي طرح كلي رمان چنان از سوي نويسنده باسنجيدگي به كارگرفته شده است كه مجموعه چشم اندازهاي دروني و بيروني هر يك از اشخاص داستان در نگاه خواننده و مخاطب نيز زنده مي شود. علاوه بر اين، اسماعيل كاداره بر اساس نوع خاص هستي شناسي خود در خلق فضا و القاي موقعيت ها توفيق يافته است، به نحوي كه در خلال ارائه هر تصوير، هر حركت و هر توقف، معناي مورد نظر كشف و دريافت مي شود. از اين گذشته، در قلمرو تأويل، رمان «آوريل شكسته» از دلالت هاي چند معنايي برخوردار است. با رجوع به آغاز رمان كه «گيورگ» در غروب روز هفدهم ماه مارس به كمين مي نشيند تا بالاخره «زف كريه كيك» را به ضرب گلوله تفنگش بكشد و با تأمل برپايبندي داستان كه گيورگ در جاده و به هنگام شامگاهان روز هفدهم ماه آوريل هدف گلوله تفنگ ديگري قرار مي گيرد، ساخت دايره وار اثر به خودي خود، معناي زيبايي شناختي مي گيرد و ضمناً با القاي نوعي انگاره هندسي نقش به تلويح معنا آفريني خود را القا مي كند. از اين گذشته، كل رمان داراي چند لايه مفهومي است و نويسنده ـ بدون آنكه مستقيماً  داوري و نتيجه گيري كند ـ از يكسو ساحت فاجعه بار زندگي و مرگ را در موقعيتي كه سلطه نوعي قانوني بدوي، يكسره برآن سايه هاي شوم گسترده، به زمينه اي براي تخيل و انديشيدن آزاد خواننده و مخاطب تبديل كرده است.
از سوي ديگر بادرنگي سنجيده بر عمق پيچيده مناسبات و عواطف انساني و با بهره گيري از يك مضمون كهن اما قوي و پرجاذبه، داستاني زنده و پر تپش را آغاز كرده، به پيش برده و در سزاوارترين جايگاه و مقطع ممكن و هماهنگ با قالب و هدف هاي كار خلاق خود، به پايان رسانده است.

كتاب سفر
سفر امريكا
جلال آل احمد
اثر چاپ نشده‎/ انتشارات كتاب سيامك
چاپ اول ۱۳۸۲/۳۸۳ صفحه
كتاب «سفر امريكا»، كه در سال ۱۳۴۴ نوشته شده، واپسين سفرنامه جلال آل احمد محسوب مي شود و دست كم از نظر تعداد كلمات، بزرگ ترين سفرنامه اوست. با توجه به سال نگارش سفرنامه، با يك حساب سرانگشتي مشخص مي شود كه اينك، انتشار آن، با يك تأخير درازمدت و سي و چند ساله صورت مي گيرد.
علت در محاق ماندن «سفر امريكا» و منتشر نشدن آن، قريب به سيزده سال، از ۱۳۴۴ تا ۱۳۵۷ خورشيدي، كاملاً موجه و پذيرفتني است؛ چرا كه نظرات تند و صريح آل احمد، درباره حكومت شاهنشاهي، و نيش گزنده قلم او، در انتقاد از اوضاع و احوال سياسي و اجتماعي ايران در دهه چهل، جايي براي مماشات دستگاه مميزي وزارت فرهنگ و هنر باقي نمي نهاد و هم خود آل احمد و هم وراث او، پيشاپيش، چاپ و نشر «سفر امريكا» را، در دوران پادشاهي محمد رضا پهلوي، ناممكن مي دانسته اند. اگر بپذيريم كه علت تأخير سيزده ساله اول براي چاپ اين اثر آل احمد دوران ستم شاهي بوده، متأسفانه دلايل وقفه بيست و دو ساله بعدي از سال ۱۳۵۸ تا امروز، حديث مفصلي دارد كه بازگويي آن را به وقتي مناسب بايد واگذاشت. به قول مولوي «شرح اين هجران و اين خون جگر / اين زمان بگذار تا وقت دگر!»
جلال آل احمد در بخشي از اين سفرنامه آورده است:
«به هر صورت فكر مي كردم اگر در آن خراب شده من هم آزادي بود و همكاري اي با مطبوعات مي توانستم داشته باشم، چه خوب مي شد اگر مختصر شده همين اباطيل را درمي آوردم و براي يك كدامشان مي فرستادم و هم پولي مي دادند، و هم منتشر مي شد و لاي اين دفتر نمي ماند براي خاك خوردن... والخ. اما در اين عدم آزادي و فشار و غيره و سانسور، مگر ممكن است؟»
سفر به امريكا از پنجم تيرماه سال ۱۳۴۴ شروع مي شود و تا بيست و سوم شهريور همين سال ادامه پيدا مي كند.
بهزاد بهزاد پور

فال مسافر
فروردين
شاه شمشاد قران خسرو شيرين دهنان
كه به مژگان شكند قلب همه صف شكنان
پيروزي، شادكامي، اقبال بلند و بخت خوش همگي با پاي خودشان نزد شما آمده اند. هفته هاي آينده براي شما هفته هاي پرشور و عشق و مملو از محبت و شادي خواهند بود. بزودي پيشنهادي را شما خواهيد پذيرفت كه دگرگوني بزرگي در زندگي شما به وجود خواهد آورد، اين دگرگوني همراه با موفقيت و درخشندگي خواهد بود.

ارديبهشت
تا زميخانه و مي نام و نشان خواهد بود
سر ما خاك ره پيرمغان خواهد بود.
مشكلاتي كه ممكن است براي شما رخ بدهند، به هيچ وجه موجب تغيير يا سستي اراده شما در رسيدن به اهدافتان نخواهد شد. شما از سوي برخي از دشمنان يا رقيبانتان وادار به تغيير جهت و مسير يا زير پا گذاردن عهد و پيمانتان مي شويد. شما آن قدر تحت فشار قرار مي گيريد كه اگر هر كس ديگر جاي شما بود، تسليم خواست هاي آنان مي شد، اما بايد از بابت پايداري و وفاداري تان به شما تبريك بگويم. به ويژه كه اين پافشاري شما بر عهد و پيمانتان جنبه معنوي نيز دارد.

خرداد
ستاره اي بدرخشيد و ماه مجلس شد
دل رميده ما را انيس و مونس شد
بهترين وضعيتي كه انتظارش را داشتيد، در پيش روي شماست گشايش در روزي و باز شدن دروازه شهر عشق هر دو همزمان براي شما رخ خواهند داد. پيش بيني مي كنم كه بزودي يك سمت مهم به شما پيشنهاد مي شود يا يك ماجراي عشقي و عاطفي براي شما رخ مي دهد. در هر صورت شما بايد آماده برخورد با موقعيت هاي جديد باشيد و آمادگي و شجاعت پذيرش مسئوليت هاي جديد را داشته باشيد.

تير
چراغ روي تو را شمع گشت پروانه
مرا ز حال تو با حال خويش پروا نه
بي باكي و شجاعت اگر چه صفات خوبي هستند اما اگر به جسارت و بي پروايي تبديل شوند، خطرساز و خطرآفرين مي شوند. شما هدفي داريد كه براي رسيدن به آن حاضريد دست به هر كاري بزنيد، اما مطمئناً بهترين راه رسيدن به هدف را انتخاب نكرده ايد. اما حال وقت آن است كه به خود روي بياوريد و با تأمل و دقت بيشتر، راه رسيدن به هدفتان را انتخاب كنيد.
مرداد
بخت از دهان دوست نشانم نمي دهد
دولت خبر ز راز نهانم نمي دهد
خب البته نمي توانم بگويم كه اين بار شانس خوبي داشته اي چون از بين دوازده ماه سال تنها فالي كه چنگي به دل نمي زند فال توست. به هر حال در آرزوي چيزي هستي كه فكر مي كني آن را از دست داده اي و آنچه كه فالت مي گويد اين است كه بايد صبر و حوصله داشته باشي. خلق و خوي تو مانند فالت است و دلت مي خواهد كه مانند باد، وزيدن را تجربه كني، اما يادت باشد كه هيچ كس دلش نمي خواهد در برابر توفان قرار بگيرد و احتمالاً تو چند بار غرش كرده اي درست مانند توفان.

شهريور
صلاح از ما چه مي جويي كه مستان را صلا گفتيم
به دور نرگس مستت سلامت را دعا گفتيم
از قضا بهترين كاري كه مي توانيد انجام دهيد، بر حسب صلاحديد خودتان كار مهمي است. بدون مشورت هيچ تصميم مهمي نگيريد. البته مشورت با خبرگان و اهل نظر نه افراد فاقد صلاحيت. بزودي يك هديه ارزشمند دريافت خواهيد كرد. اين هديه مي تواند ارزش مادي يا معنوي داشته باشد در پذيرش آن ترديد نكنيد.


مهر
ديده دريا كنم و صبر به صحرا فكنم
و اندرين كار دل خويش به دريا فكنم
تلاش براي رسيدن به مقصود خوب است اما نه به هر قيمتي، البته شما براي رسيدن به هدفتان نبايد نااميد شويد و دست از كوشش برداريد. اما در عين حال حواستان جمع باشد كه مبادا بيشتر از طرفتان سرمايه گذاري يا هزينه كنيد. به هر حال به نظر مي رسد كه هدف شما براي شما آنچنان مهم و عزيز است كه حاضريد براي رسيدن به آن دست به هر كاري بزنيد.

آبان
خيال نقش تو در كارگاه ديده كشيدم
به صورت تو نگاري نديدم و نشنيدم
جست و جو در پي يك گمشده يا خواستي بزرگ و پراهميت در زندگي شما بالاخره نتيجه بخش خواهد بود. اگر چه شما هم مانند متولدين برج دي، احساس نااميدي و سرخوردگي داريد، اما پايان تلاش ها و جست و جوي شما، كاملاً بر عكس آنچه كه انتظارش را داريد، مفيد و ثمربخش خواهد بود.
آذر
ز هاتف غيبم رسيد مژده به گوش
كه دور شاه شجاع است مي دلير بنوش
يك دوره سخت و تنگناي ناخواسته اي را پشت سر خواهيد گذاشت و دوره جديدي را آغاز خواهيد كرد. در محيط كاري يا در محيط خانوادگي يك فرد سختگير و بداخلاق، جايش را به يك فرد سهلگير و خوش اخلاقي خواهد داد. بكوشيد كه از افراط و تفريط پرهيز كنيد. اختلافات خانوادگي بزودي برطرف مي شوند به شرط آنكه شما هم كمي كوتاه بياييد و گذشت كنيد.

دي
در اين زمانه رفيقي كه خالي از خلل است
صراحي مي ناب و سفينه غزل است
موقعيت شما هم در حال حاضر و هم در آينده خوب خواهد بود اگر شما به اندازه كافي با احتياط رفتار كنيد و در هر كاري كه مي خواهيد انجام دهيد، جانب احتياط و شرط عقل را مراعات كنيد. فالتان مي گويد بزودي به آنچه مي خواهيد مي رسيد و به طور مشخص آنچه شما مي خواهيد، پايان خوش براي يك عشق آسماني و پاك است. با اين حال بهتر است كه بدانيد وصال كسي كه دوستش داريد به اين آساني ها كه فكر مي كنيد نيست.

بهمن
هر آن كو خاطر مجموع و يار نازنين دارد
سعادت همدم او گشت و دولت همنشين دارد
سعادت و خوشبختي و يك زندگي آرام و توأم با اطمينان خاطر مادي و معنوي در انتظار شماست. حتماً كسي كه دوستدار و خيرخواه شماست براي شما دعاي خيري كرده است. چون هر چيزي كه خوب است و ديگران به دنبال آنند، از بركت همان دعاي خير، براي شما حاصل و فراهم مي شود.


اسفند
خيز تا از در ميخانه گشادي طلبيم
به ره دوست نشينيم و مرادي طلبيم
ترديد نداشته باشيد كه به مرادتان خواهيد رسيد اما كي، كجا و چگونه؟ مطمئن باشيد چيزي را كه مي جوييد به دست خواهيد آورد اما به شرط آن كه بدانيد چگونه و كجا در جست و جوي مطلوبتان باشيد. مراسم آشتي كنان خواهيد داشت آن هم بزودي زود. ضمن آنكه پس از اين آشتي، رابطه شما با كسي كه با او قهر بوده ايد، بهتر از پيش خواهد شد.

آسمان آبي
جماعت ايمن
هركس زندگي اش براي مردم سودمند نباشد او را از مردگان بشمار.
امام علي(ع)

بدان كه تو از ديد خداوند پنهان نيستي، پس بنگر كه چگونه هستي.
امام جواد(ع)

هر چيزي را كه چشمانت مي بيند، پندي در آن نهفته است.
امام كاظم(ع)

سكوت در برابر شخص احمق، بهترين پاسخ اوست.
امام علي(ع)

بدترين مردم كسي است كه خود را بهترين آنها بپندارد.
امام علي(ع)

با جماعت همراه شو، زيرا گرگ، تنها گوسفند دورمانده را مي خورد.
حضرت محمد(ص)

خداوند سبحان ياد خود را روشني بخش دل ها قرار داده است. دل ها به اين وسيله پس از كري شنوا، پس از نابينايي بينا و پس از سركشي رام مي شوند.
امام علي(ع)

ايمان درختي است كه ريشه آن يقين، شاخه  اش تقوا، شكوفه اش حيا و ميوه اش سخاوت است.
امام علي(ع)

توبه از گناه آن است كه ديگر به آن بازگشت نكند.
پيامبر اكرم(ص)

خداوند به حضرت موسي(ع) وحي كرد كه «اي موسي! از من سپاسگزاري كن آنچنان كه سزاوار من است.» موسي(ع) در جواب پرسيد: پروردگارا،  چگونه حق سپاس تو را ادا كنم در حالي كه هرگونه سپاسگزاري من خود نعمتي ديگر است؟ خداوند در پاسخ فرمود: «اكنون [كه دانستي سپاس تو نيز نعمتي از جانب من است] حق شكر مرا به جاي آوردي.»
امام صادق(ع)

خداوند به حضرت داود فرمود: گنهكاران را مژده بده و صديقان (راستگويان و درست كرداران) را بترسان. داود گفت: چگونه گنهكاران را مژده دهم و صديقان را بترسانم! فرمود: اي داود، گنهكاران را مژده بده كه من توبه را مي پذيرم و از گناه آنان در مي گذرم و صديقان را بترسان كه به اعمال خويش خود بين نشوند؛ زيرا بنده اي نيست كه به پاي حسابش نكشم، جز آنكه هلاك باشد.
پيامبر اكرم (ص)

ايمان موجب دوري از امور حرام و پاكي از مطامع دنيوي است، ايمان چيزي جز بردباري و بخشندگي نيست.
پيامبراكرم(ص)

كسي كه آ گاه به حكمت باشد، چشم ها به ديده وقار و هيبت به او مي نگرند.
امام علي(ع)

|  شوسه  |   ديدار  |   توريست  |   جاده  |   سفر آخر  |   همسفر  |
|  فرامرزي  |   محله تهران  |   آلبوم مسافر  |   داستان صدا  |   شناسنامه  |

|   صفحه اول   |   آرشيو   |   بازگشت   |