ترجمه چنگیز محمودزاده: تنها تجربه رفتن به موزه خیلی از ما ایرانی‌ها به اردوهای یک روزه‌ای مربوط می‌شود که در دوران مدرسه نصیبمان می‌شد.

موزه‌های ما معمولا فضاهای سوت و کوری هستند که کمتر پیش می‌آید گذر کسی به آنجا بیفتد. حال اگر این موزه به جای آثار باستانی و تاریخی به هنرهای مدرن و معاصر مربوط شود وضعیت باز هم بدتر می‌شود.

مشکل اول این است که در کل کشور تعداد موزه‌های نمایش دهنده آثاری از این دست به تعداد انگشتان یک دست هم نیست. اما در دیگر نقاط دنیا موزه‌ها ماجرای دیگری دارند.

لازم نیست این موزه‌ها به شهرت لوور پاریس باشند تا مدیران آن برای بهتر شدن کیفیت خدمات رسانی آن یا برپایی نمایشگاه‌های با اهمیت‌تر، همیشه در تب و تاب باشند.

بسیاری از مدیران موزه‌های آمریکا در سال‌های اخیر از انواع شیوه‌های مختلف استفاده می‌کنند تا مردم عادی را نیز  جلب کنند و علاوه بر علاقه‌مندان حرفه‌ای هنرهای تجسمی، گروه‌های دیگر را نیز به عبور از ورودی‌ موزه‌ها تشویق کنند.

اگر هر بار که به موزه‌ای می‌روید به‌نظرتان می‌آید فردی در حال پاییدن شماست، خیلی اشتباه نکرده‌اید. سه سال قبل وقتی موزه هنر مدرن نیویورک با 450 میلیون دلار هزینه توسعه پیدا کرد و نوسازی شد در شیوه عملکرد خود هم تغییراتی به وجود آورد.

از آن زمان در محل فروش بلیت موزه اطلاعاتی مانند کدپستی یا کشور محل اقامت بازدیدکنندگان ثبت می‌شود.

در موزه هنرهای زیبای بوستون که با صرف ۳۴۵ میلیون دلار در سال ۲۰۱۰ بازگشایی می‌شود، کارشناسان موزه متوجه شدند غیراز نام‌های مشهوری مانند پیکاسو، ونگوگ و مونه بخش‌های دیگری نیز برای بازدیدکنندگان جذابیت دارند؛ بخش‌هایی مانند طراحی داخلی، جواهرات سلطنتی و مومیایی‌های مصر باستان.

کارکنان مؤسسه هنر دیترویت به تازگی متوجه شدند هر بازدیدکننده به‌طور متوسط فقط بین چهار تا پنج دقیقه برای دیدن هر گالری وقت صرف می‌کند در حالی که تصور مسئولان موزه، زمانی در حدود 20 دقیقه بود. ضمن اینکه فقط هفت درصد از این افراد به اطلاعات نوشته شده روی پلاک‌ها توجهی می‌کنند.

هر چند از دو دهه قبل توجه به اقتصاد و جنبه تجاری فعالیت موزه‌ها آغاز شد اما گردآوری اطلاعات درباره بازدیدکنندگان موزه‌ها در هیچ زمانی به اندازه امروز با اهمیت و پیچیده نبود. همان طور که موزه‌ها توسعه پیدا می‌کنند، هزینه‌های آنها هم افزایش می‌یابد و به همین دلیل به مشتریان بیشتر احتیاج پیدا می‌کنند.

موزه‌ها برای جذب مشتریان خود باید با فروشگاه‌های بزرگ محلی، سالن‌های سینما و حتی سوپرمارکت‌ها به رقابت بپردازند.

فورد بل که مدیریت انجمن موزه‌های آمریکا را بر عهده دارد، می‌گوید: هزاران چیز وجود دارد که مردم را در اوقات فراغت به‌خود جلب می‌کند. شاید مردم به یک موزه بیایند تا تابلویی از مونه، نان برشته‌کن یا پارچه دستباف ببینند. فرقی نمی‌کند آنها برای دیدن چه چیزی می‌آیند، مسئله مهم برای ما این است که آنها را به داخل موزه بکشانیم.

در حال حاضر موزه‌ها با اتکا به شیوه‌های قابل اعتمادی مانند بررسی گروه‌های مختلف جامعه، تنظیم پرسش‌نامه و انجام پژوهش‌های گوناگون به‌دنبال این هستند که دریابند بازدیدکنندگان دوست دارند چه چیزهایی ببینند.

در دیترویت که پاییز گذشته ۱۵۸ میلیون دلار برای نوسازی و بازگشایی موزه هزینه شد، گروهی از پژوهش‌گران به دیدار مادر خانواده‌ها در خانه‌هایشان رفتند تا متوجه شوند از چه راهی می‌توان خانواده‌ها را به موزه دیترویت جذب کرد.

در عصر حاضر برای سنجش این مسائل نرم‌افزارهای متفاوتی طراحی شده که هر یک از آنها به موضوعی ویژه اختصاص دارد. کارین گرفت‌استورم که دردفتر خدمات بازدیدکنندگان موزه متروپلیتن کار می‌کند، می‌گوید: ما از ۱۰ روش مختلف برای نیاز‌سنجی بازدیدکنندگان استفاده می‌کنیم. در گذشته چنین امکانی وجود نداشت.

در یکی- دو سال اخیر نتایج بررسی نظرات بازدیدکنندگان بر همه چیز موزه‌ها تاثیرگذار است: از ساعت کار موزه گرفته تا کوتاه‌تر شدن توضیحات کنار هر اثر یا حتی موسیقی‌ای که در ساعات بعدازظهر در موزه پخش می‌شود. این تاثیر در برخی از موزه‌ها تا آنجا اهمیت پیدا می‌کند که موجب ترکیب برخی نمایشگاه‌ها با هم می‌شود.

گلن لوری، مدیر موزه هنر مدرن نیویورک معتقد است به همان اندازه که اهمیت دارد بدانیم چه افرادی به موزه می‌آیند، این نکته نیز اهمیت دارد که بدانیم چه افرادی به موزه‌ها نمی‌روند.

او می‌گوید: وقتی اطلاعات ثبت شده در ورودی موزه نشان می‌دهد تعداد قابل ملاحظه‌ای از محصلان کالج‌ها از موزه هنر مدرن بازدید کرده‌اند، یعنی ما نتوانسته‌ایم تعداد مورد نظر از افراد ۲۰ تا ۳۰ ساله را به موزه جلب کنیم. بعد از دریافتن این موضوع به‌دنبال راه حلی برای رفع این نقیصه رفتیم.

مسئولان موزه هنر مدرن با بررسی اطلاعات گردآوری شده درباره محل زندگی بازدیدکنندگان متوجه شدند تعداد بازدیدکنندگان کره‌ای و چینی آنها رشد قابل توجهی داشته است.

به همین دلیل به ۶ زبان دفترچه‌های راهنما و پلاک‌های اطلاع‌رسانی روی دیوارها، زبان‌های چینی و کره‌ای را نیز اضافه کردند. همچنین تورهای بازدید از گالری‌های موزه به این دو زبان نیز‌ آغاز شد.

مسئولان موزه همچنین با بررسی ساعتی که بازدیدکنندگان به موزه می‌رسند متوجه شدند در روزهای تعطیل مقابل گیشه فروش بلیت شلوغ‌تر می‌شود. همین موضوع موجب شد کار موزه در روزهای تعطیل از یک ساعت زودتر و از ساعت ۹ و نیم آغاز شود.

با پرسش از بازدید‌کنندگان که هم در محل موزه و هم از طریق ارسال نامه‌های الکترونیکی انجام شد، مدیریت موزه هنرمدرن متوجه شد شیوه چرخش بازدیدکنندگان در گالری‌های موزه هیچ ربطی به آن مسیری ندارد که موزه‌داران در نظر گرفته‌اند.

وندی وون، جانشین مدیر موزه هنرمدرن در امور آموزش موزه می‌گوید: مردم به شیوه خودشان در موزه می‌چرخند. بعضی‌ از آنها پلاک‌های اطلاعات را می‌خوانند، برخی دیگر نه. ما می‌خواهیم به مردم کلیدهایی برای بازدید از موزه بدهیم. قصد ما بازکردن قفل‌ها نیست.

علاوه بر این، مسئولان موزه شیوه ارائه اطلاعات به مردم حین بازدید از موزه را نیز تغییر دادند. به جای راهنماهای صوتی قدیمی حالا بازدیدکنندگان می‌توانند از تلفن‌های همراه برای شنیدن اطلاعات هر بخش از موزه استفاده کنند.

در برخی از نمایشگاه‌ها نیز فضای کوچکی از موزه به ارائه کاتالوگ‌ها و دیگر کتابچه‌ها و وسائل آموزشی درباره آن نمایشگاه اختصاص پیدا می‌کند.

در شرایطی که قرار دادن چیزهای مورد علاقه بازدیدکنندگان در اختیار آنها، اقدام اقتصادی مثبتی است اما از سوی دیگر نگرانی‌هایی نیز به همراه دارد؛ این نگرانی که با در پیش گرفتن چنین روندی، عملکرد موزه‌ها تقلیل پیدا خواهد کرد و بخشی از فعالیت‌های فرهنگی موزه‌داران از بین خواهد رفت.

سؤالی که در این رابطه مطرح می‌شود این است که آیا موزه‌ها برای سطح بالایی از فرهنگ در نظر گرفته شده‌اند یا سطحی پایین؟ موزه‌ها محلی برای تماشای مجموعه خودروهای رالف لائورین یا لباس‌ها، طرح‌ها و اشیای صحنه‌های فیلم «جنگ ستارگان» هستند یا اینکه در آنها باید به تماشای پرده‌های «ورمیر» از دوران رنسانس رفت؟

بیشتر موزه‌ها و مؤسسه‌های هنری از این دست تاکید دارند که بررسی‌ها و نظرسنجی‌های آنها تاثیری بر نوع نمایشگاه‌های آنها نمی‌گذارد.

نانسی پرایس، مدیر بازاریابی و ارتباطات موزه هنرهای زیبای سانفرانسیسکو می‌گوید: تمام این پژهش‌ها برای این است که ببینیم آثار را چطور به نمایش بگذاریم نه اینکه چه چیزی را نمایش دهیم و چه چیزی را به نمایش نگذاریم.

با این حال در موزه هنرهای زیبای بوستون نتیجه نظرسنجی و بررسی‌ها در نمایشگاه‌هایی که سالانه برگزار می‌شوند نیز تاثیر دارند.

جان استنلی، مدیر اجرایی فعالیت‌های این موزه می‌گوید: در سایتی ۵۰ طرح نمایشگاهی موزه نوشته می‌شود و دیدگاه‌های مردم درباره آنها جمع آوری خواهد شد.

بعد از آن اگر طرحی با اقبال چندانی روبه‌رو نشده بود آن نمایشگاه را در کنار طرح دیگری برگزار می‌کنند که مردم از آن استقبال کرده بودند.

به این ترتیب هم نظر مردم تامین می‌شود و هم اهدافی که ما در برپایی نمایشگاه‌ها مد نظر داریم. به گفته استنلی آنها سال گذشته از یک مؤسسه بازاریابی دعوت به همکاری کردند.

نتیجه‌ این بود که فهمیدند موضوع اصلی مورد توجه مردم برای رفتن به موزه، گنجینه آثار آنها است. نتیجه دیگر نظرسنجی از مردم این بود که مشخص شد آنها دیدگاه‌های بسیار متفاوتی درباره شیوه‌های دریافت اطلاعات درباره آثار به نمایش درآمده دارند.

همین امر موجب شد مسئولان موزه از چندین شیوه مختلف در کنار هم استفاده کنند. در یکی از نمایشگاه‌های اخیر موزه صفحه نمایشی در گالری‌ها قرار گرفت تا بازدیدکنندگان اطلاعات مورد نیاز خود را از آن دریافت کنند.

همچنین به‌دلیل اینکه اغلب بازدیدکنندگان عنوان کرده بودند علاقه‌ای به شیوه قدیمی اطلاع‌رسانی صوتی با استفاده از هدفون ندارند، عده‌ای از کارشناسان هنری در گالری‌های موزه مستقر شدند تا وظیفه اطلاع‌رسانی درباره آثار را بر عهده بگیرند.

به گفته استنلی برای راحتی مردم نیز دو نوع صندلی متفاوت برای استراحت طراحی شده است: یک نوع ثابت و یک نوع متحرک. او می‌گوید: شاید این موضوع عجیب به‌نظر برسد اما تمام اینها شیوه‌هایی برای جلب رضایت مردم است.

کارکنان موزه دیترویت به بررسی موضوع دیگری پرداختند: مسیر حرکت بازدیدکنندگان و زمان آنها برای هر اثر.

مت سیکورا، ‌مسئول ارزیابی فعالیت‌های این موزه می‌گوید: نتایج این تحقیق برای ما در حکم یک بیدارباش بود که به ما نشان داد باید شیوه خود را عوض کنیم.با تغییراتی که در موزه دیترویت ایجاد شد در هر گالری آن تعداد آثار کمتری به نمایش گذاشته شده است. پلاک‌های اطلاعاتی روی دیوار از ۲۵۰ کلمه به ۱۵۰ کلمه کاهش یافته‌اند.

موزه حتی برای نمایش آثار قرن هجدهمی خود به‌دنبال طراحی اثری ویدئویی بود که در آن یک سرویس شام‌خوری کامل با ظروف چینی «میسین» ونقره‌های ۳۰۰ سال پیش نشان داده شود. در موزه هنرهای مدرن سانفرانسیسکو در هر سال ۴ یا ۵ نظرسنجی انجام می‌شود که به تازگی نظرسنجی‌های اینترنتی نیز به فعالیت‌های آنها اضافه شده است.

آنها برای نمایشگاهی که ۳ ماه دیگر در این موزه برگزار خواهد شد و به مرور آثار فریدا کالو اختصاص دارد از ماه‌ها پیش فعالیت‌های خود را برای جلب بیشترین تعداد بازدیدکنندگان آغاز کرده‌اند. ساعت کار موزه در روزهای پنجشنبه برای این نمایشگاه از ساعت ۲۰:۴۵ به ۲۲ افزایش پیدا کرده است.

کارشناسان موزه با این مسئله درگیر هستند که تابلوها را به چه شکل به نمایش بگذارند تا بهتر دیده شوند. اگر آنها را کمی بالاتر بگذارند تا از فاصله دور هم دیده شوند بهتر است؟ درباره پلاک‌های اطلاعات تابلوها چطور؟ چند کلمه باید برای هرکدامشان نوشته شود و در چه محلی نصب شوند تا بهتر به چشم بیایند؟

نیویورک تایمز
۲۶ مارس ۲۰۰۸

کد خبر 47938

برچسب‌ها