دوچرخه‌جان، سلام این اولین سلام من در سال ۱۳۹۷ به تو است. خوشحالم که این اولین سلامِ بعد از مدت‌ها را، در «هفتمین» روز از نوبهار برایت می‌فرستم.

دوچرخه شماره ۹۲۰

دوچرخه‌ي عزيزم، اين‌روزها همه‌چيز خيلي خوب است! صداي جيک‌جيک گنجشک‌ها هوا را پرکرده و از پنجره‌ي باز به خانه‌ مي‌آيد. حسن‌يوسفم هم از پژمرده‌شدن نجات پيدا کرده و قلپ‌قلپ هواي نرم بهار را تنفس مي‌کند.

دوچرخه‌جانم، پارسال سر سفره‌ي هفت‌سين آرزوها کرديم و سيزده‌به‌در به همان نيت‌ها سبزه گره زديم. اميدوارم سالي که به سرزمين خاطره‌ها سفر کرد، برايت پر از روزهاي خوب رسيدن بوده باشد، طوري که يادآوري‌شان برايت لبخند بياورد.

اميدوارم امسال هم برايت از آرزوهاي خوب پر باشد. حواست را جمع کني و آرزو‌هايي کني که برايت مهم‌اند و هيچ‌وقت بي‌اهميت نمي‌شوند.

دوچرخه‌جان، خوشحالم که امسال هم تو هستي، من هستم و هنوز هم دوستيم و مي‌توانم عيد را به تو تبريک بگويم؛ دوچرخه‌جان، عيدت مبااااااارک!

اميدوارم هميشه در ياد هم بمانيم و هميشه احساس‌هاي خوب نوبهاري را با هم قسمت کنيم.

دوستدار هميشگي تو

مهسا بابايي، 16ساله

خبرنگار افتخاري از شهريار

 

دوچرخه شماره ۹۲۰

عكس: فاطمه موسوي، 14ساله، خبرنگار افتخاري از كرج

 

  • بهاربانو

شهرزاد قصه‌ي ما چند شبي است که به ميمنت ظهور بهار، داستان‌هاي بهاري دل‌انگيزش را براي ملک جوان‌بخت بازگو مي‌کند؛ قصه‌ي شکوفه‌هاي عجين‌شده با شبنم‌هاي مرواريدنشان و قصه‌ي جامه‌ي سبز مخملي زمين که بلبلان سر بر دامانش گذاشته و تا خود صبح براي بهاربانو غزل عشق سر مي‌دهند.

او از گيسوان درهم پيچيده‌ي بيدمجنون مي‌گويد و ملک جوان‌بخت رؤياي رسيدن بهار را در سر مي‌پروراند، غافل از اين‌ که بهاربانو با چمدان رنگارنگش ارمغاني از جنس طراوت برايش آورده و او در غفلت روزها به انتظار بهار بر ديوار قلبش چوب خط مي‌کشد.

قصه‌ي ملک جوان‌بخت حکايت بسياري از ماست. مانند او در پي خوش‌بختي و تازگي هستيم، در حالي‌که خوش‌بختي و شادي در همين حوالي است. 

فاطمه عبادي

16 ساله از کرج

 

  • روزهاي جديد

هوا بهاري است‌... دلم روزهاي جديد مي‌خواهد؛ روزهايي که غم و غصه‌اش کم باشد. از ديدن شکوفه‌ها خوشحالم. خوشحالم که بهاري ديگر را مي‌بينم. خوشحالم که خدا اين فرصت را داده تا از نعمت‌هايش استفاده کنم.

شادي کردبچه

خبرنگار جوان از تهران

 

دوچرخه شماره ۹۲۰

عكس: حنانه باصره، 13ساله از تهران

 

  • پايان تعطيلات

امروز آخرين روز تعطيلات است. برخلاف بسياري که در اين روز غم‌باد روز چهاردهم را مي‌گيرند، من خيلي هم خوشحالم.

دلم براي دوستانم در مدرسه تنگ شده بود. حوصله‌ام هم حسابي سر رفته بود. استراحت بس است. هر چيزي از حدش که بگذرد نه تنها سود نمي‌رساند، بلکه مضر هم مي‌شود، حتي تعطيلات!

حديث گرجي، 13ساله

خبرنگار افتخاري از تهران

 

  • حرف نو

تک‌درخت عاشق، پشت پنجره طرب‌انگيز سماع مي‌کند.

شکوفه‌ حرفي نو دارد؛ نشاني از يک معجزه‌ي تازه.

بهارِ جان‌ها مي‌آيد و نه‌ تنها شاخه و برگ، بلکه جان من و تو را هم سبز مي‌کند.

حالا تو بخند... جان بشوي از کينه و درد. ياري که رميده بود آمده.

حالا تويي و سالي که منتظرت نشسته. تو بر کاغذِ اين سال چه مي‌نويسي؟

محدثه‌سادات حبيبي، 15ساله

خبرنگار افتخاري از تهران

 

دوچرخه شماره ۹۲۰

عكس: مبينا يوسفي، 17ساله، خبرنگار افتخاري از آمل

 

  • فال نيك

بالأخره آمدي! نمي‌داني چه‌قدر دلم براي بوي خوشت تنگ شده بود! رنگ شکوفه‌هايت را هم فراموش کرده بودم.

آن‌قدر خودم را غرق اطرافم کرده بودم که از خودم غافل شده بودم. باور مي‌کني با رنگ شکوفه‌هاي روبه‌روي مدرسه يک‌دفعه ياد خودم افتادم؟ مرا به ياد خودم انداختي. به ياد اين‌که نوشتن برايم با ارزش‌ترين چيز دنيا است.

باورم نمي‌شود! آن‌قدر مشغول بودم که نوشتن فراموشم شده بود. خودم فراموشم شده بود.

انگار امسال قرار است متفاوت باشي! مي‌گويند بايد جوجه را آخر پاييز شمرد، اما سالي که نکو است از بهارش پيداست. بايد اين احساس متفاوت را به فال نيک بگيرم، مگر نه؟ از همان اول هم عادت به بدبيني نداشتم.

فاطمه نريمان، 15ساله

خبرنگار افتخاري از کرج

 

دوچرخه شماره ۹۲۰

عكس: محدثه بوربور رنجبر، 14ساله، خبرنگار افتخاري از پيشوا

 

  • به روزرساني دل‌ها

گوشي ام را دستم مي‌گيرم و بدون هيچ هدفي رمزش را باز مي‌کنم. پيامي مي‌بينم: نسخه‌ي به‌روز چند برنامه موجود است. شروع مي‌کنم برنامه‌ها را به‌روز مي‌کنم؛ اولي، دومي، سومي و... گوشي را کنار مي‌گذارم.

فکر مي‌کنم به هدف انسان‌ها براي اين همه تغيير. به اين نتيجه مي‌رسم آن‌قدرها هم بي‌راه نيست تلاش براي تغيير. خيلي از ما آدم‌ها براي فراموش کردن بدي‌هاي سال گذشته زورمان فقط به ظاهر مي‌رسد، نه آن‌چه در دل است.

من سعي مي‌کنم اين‌طور نباشم. امسال هر‌چه درون قلبم هست، بيرون مي‌آورم. ليست مخاطبان و آشناها و دوستان و افراد درون قلبم را مي‌تکانم. از صافي عشق رد مي‌کنم و فقط آن‌هايي را که عاشقشان هستم، براي دلم نگه مي‌دارم. با حذف بيخودي‌ها خلوت مي‌شود براي راحت بودن عشق‌هاي واقعي زندگي‌ام.

سال نو مي‌شود؛ لباس‌ها، دکوراسيون، مدل مو، سبک زندگي آدم‌ها و حتي کارهايشان. نو شدن خوب است، اما نه نو شدن آدم‌هاي قديمي زندگي‌مان. دلم نمي‌خواهد آدم‌ها نو شوند. مي‌خواهم آدم‌هاي کهنه‌ي ساده‌ي ارزشمند دلم مال خودم باشند. آدم‌هاي رنگ‌ووارنگ نمي‌خواهم.

متينه خداوردي، 16ساله

خبرنگار افتخاري از وردآورد

 

  • بهار همايون

در بي‌حوصلگي روز‌ها، ميان بازي‌هاي بچه‌گانه، در ميان دستانم شكوفه زدي.

آفتاب كه تصميم بر طلوع دوباره گرفت، از شوق ديدار آواي هزار را شنيدم. نسيم گذري كرد و گل نفس كشيد. تو كه آمدي بهار آمد، فصل نرگس رسيد و شوق پرواز به قرار آمد. بهار همايون بادت، اي دوست!

نرگس خورشيدي، 16ساله

خبرنگار افتخاري از خرم‌آباد

 

دوچرخه شماره ۹۲۰

زهرا وطن‌دوست، 16ساله، خبرنگار افتخاري از رشت

 

  • نوروز مبارك!

* اميدوارم سال جديد، شروع بهتري باشد و هرروز پله‌هاي موفقيت رو طي كنيد.

آريانا توکل‌نيا، 14ساله

خبرنگار افتخاري از رشت

 

* اميدوارم سال جديد براي همه‌ي مردم ايران و مخصوصاً براي نوجوان‌ها، همراهان دوچرخه و خود دوچرخه‌ي عزيز، سالي پر از اتفاق‌هاي دل‌خواه باشد.

مريم محمودصفت، 15ساله

خبرنگار افتخاري از لنگرود


* دوچرخه‌ي عزيزم، يک دنيا آرزو برايت دارم. اميدوارم همه‌ي نوجوانان با تو هم‌رکاب خوش‌بختي شوند. آرزو مي‌کنم هرقدر هم از نوجواني دور ‌شويم، دلمان شاد و رفتارمان نوجوانانه بماند.

مريم خالقي‌هرسيني، 16ساله

خبرنگار افتخاري از تهران

 

* عيدتان مبارک! با اميد اين‌که هرروز کهکشان شادي درخشش ستاره‌اي را بر وجودتان نمايان کند.

مليکا نادري، 15ساله

خبرنگار افتخاري از تهران

 

* دوچرخه‌ي عزيزم، كنكور اجازه‌ي ركاب زدن با تو را نمي‌دهد. هميشه در قلب مني. سبز بمان! سال نو مبارك!

مهسا منافي

خبرنگار جوان از اسلامشهر

 

* ان‌شا‌ءالله سالي پر از رکاب داشته باشي.

پرستو فيضي، 16ساله

خبرنگار افتخاري از همدان

 

* سالت خيلي خيلي شکلاتي!

مليکا عبادي، 16ساله

خبرنگار افتخاري از مرند


* ان‌شا‌ءالله امسال خوش‌بختي کليد خانه‌تان را داشته باشد.

ريحانه شوروزي، 14ساله

خبرنگار افتخاري از پاكدشت

 

* شايد خيلي‌ها زودتر از من عيد را تبريک گفته باشند، ولي من عاشق تبريک‌هاي لحظه آخري‌ام!

پس عيدت مبارک. بهترين‌ها را برايت آرزومندم.

موژان سعادتمند‌منشادي، 13ساله

خبرنگار افتخاري از تهران

 

* از خدا مي‌خواهم خنده، موسيقي سال 97 باشد. اميدوارم بهترين لحظه‌ها را تجربه کنيد.

کوثرمزيناني، 16ساله

خبرنگار افتخاري از تهران

 

دوچرخه شماره ۹۲۰

عكس: هستي تركاشوند از كرج

 

  • شكوفه‌ها

شکوفه‌ها با رقص باد، با عشق شبنم‌هاي شاد، مي‌روند سوي بهار، مي‌دهند دست در دست باد.

ترنم اسديان

13ساله از کرمانشاه

 

  • عطر بهاري

در بهار شکوفه‌اي خواهم شد بر گيسوان لطيفت. مانند ماه خواهم درخشيد.

گلي خواهم شد تا مشامت را از عطر بهاري پر کنم.

زهرا احمدي، 14ساله

خبرنگار افتخاري از سروستان

 

  • 97 آرزو

دوباره آمد. بهار را مي‌گويم. يک سال بزرگ‌شدن و آغاز تحولات جديد را مي‌گويم. همه‌چيز نو مي‌شود. پس تو هم در سال 97، 97 آرزوي جديد کن و به هيچ‌کس نگو!

ساراحيدري‌پور، 17ساله

خبرنگار افتخاري از رشت

 

  • قدم‌هاي بهارانه

امسال شکوفه‌ها سر موقع رسيده‌اند و شکوفايي منتظر است تا با بهار شما هم‌کاري کند. شما هم با قدم‌هاي بهارانه‌ي خود، همراهي کنيد و هيجان درونتان را زيبا و دل‌نواز جلوه دهيد.

مبينا يگانه، 15ساله

خبرنگار افتخاري از شهريار

 

  • فروردين

فروردين يعني پرسه‌زدن لا‌به‌لاي شکوفه‌ها، يعني تکرار يک تکرارِ زيبا. در فروردين، هرروز عيد است.

نيلوفر کريمي

خبرنگار جوان از كوثر

 

  • عاشقانه

بوي فروردين همه‌جا را پر كرده، انگار اولين فرزند سال همه‌جا را در آغوش گرفته.

امسال را برايت عاشقانه آرزو مي‌كنم، عشقي بين من و تو.

سمانه منافي، 14ساله

خبرنگار افتخاري از اسلامشهر

 

  • خبرنگار واقعي

اميدوارم روزي خبرنگارِ واقعيِ واقعيِ‌ دوچرخه شوم، براي نوجوانان پيام‌هاي تبريک نوروز بفرستم و با عشق و خلاقيت پايه‌هاي دوچرخه را محکم‌تر و جاودانه‌تر کنم.

ياسمن‌سادات شريفي، 16ساله

خبرنگار افتخاري از اراك

کد خبر 403381

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 3 =