شعر طنز > عبدالرضا صمدی: ایده‌ها را توی ذهنم کرده بودم پشت میله

دوچرخه شماره ۸۹۸

ايده‌اي در بين آن‌ها

بود کوچک مثل تيله

 

ايده‌ي کوچک نمي‌خواست

هي بخوابد توي ذهنم

چندشش مي‌شد هميشه

از هوا و بوي ذهنم

 

از شکاف ميله‌ها زد

او به بيرون بي‌اجازه

از همان‌جا يک‌سره رفت

سمت و سوي يک مغازه

 

آن مغازه يک سوپر بود

ايده‌ام شاگرد او شد

ماه بعد ديدم که وضع

ايده‌ي من زيرورو شد

 


تصويرگري: سوگند صيد‌جو

کد خبر 387418

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 4 =