یک وقت‌هایی دوست دارم هیچ جا نباشم. بدن خسته‌ام را کشان‌کشان به گوشه‌ی دنج اتاقم می‌برم، در خودم جمع می‌شوم، پتویی را تا بیخ گوشم بالا می‌کشم، چراغ‌قوه‌ام را روشن می‌کنم، کتابی را از زیر بالشم بیرون می‌کشم و تصادفی صفحه‌ای را باز می‌کنم و شروع به خواندن می‌کنم، یک نفس!

آفتاب پیدایم می‌کند. ذهنم گرم می‌شود. این‌جا هوا کم است. باید بروم به دنیای آدم‌ها، باید بگویم از کجا آمده‌ام، از شهر پرواز خیال، از شهر کتاب! باید هرچه خوانده‌ام را برای همه تعریف کنم. باید با هم پرواز کنیم، باید با هم بخوانیم...

 

یاسمین آشینه، 16 ساله

خبرنگار افتخاری از تهران

عكس: رقيه آفنداك، 14 ساله

خبرنگار افتخاري از آستانه اشرفيه

کد خبر 370023

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 7 =