شعر طنز > رضا احسان‌پور: گاهی من اگر که می‌شوم بازیگوش یا سهواً اگر که می‌شوم شرّ و چموش

دوچرخه شماره ۸۳۱

از عمد نبوده، بلکه هی دوخته است

شیطان لعین برای بنده پاپوش

 

  • رباعي دوم

همسایه! اگر نصفه‌شبی زنگ زدم

از عمد اگر به شیشه‌ات سنگ زدم

شرمنده‌ام از کار خودم؛ کافی نیست

این‌قدر که پشت درتان ونگ زدم؟!

 

  • رباعي سوم

من عاشق شرّ و شیطنت هستم اگر

یا ذلّه شده است دیگر از من، مادر

دایی که ندارم از همین رو بنده

حتماً به شما رفته‌ام آقای پدر!

 

  • رباعي چهارم

در مدرسه، ناظم از من از بس شاکی است

شد نمره‌ی انضباط من، پنج از بیست!

با این همه باز هم از او ممنونم

از صفر، خداوکیلی این بهتر نیست؟

 

دوچرخه شماره ۸۳۱

تصويرگري: شادي هاشمي

کد خبر 334978

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 5 =