همشهری آنلاین: سه عنصر هنر، فرهنگ و صنعت در ذات صنایع دستی استان مازندران نهفته است. صنایع دستی این استان، روایتگر صنعت و هنر نیاکان و بیانگر هنر و ذوق ساکنان کرانه دریای مازندران است و تجلی‌گاه بخش قابل ملاحظه‌ای از هنر و خلاقیت اقوامی است که با این صنایع سر و کار دارند.

صنایع دستی مردم استان مازندران

صنايع دستي اين استان با توجه به ويژگي‌ها و شاخصه‌هاي آن مي‌تواند به عنوان يك پيام‌رسان جدي از فرهنگ و تمدن ايراني و اسلامي در سطح جهاني نقش ايفاء كند.

بر اساس تحقيقات و کاوش هاي باستانشناسي سابقه و قدمت صنايع دستي در استان مازندران به قبل از ميلاد مسيح مي‌رسد.گواه اين مدعا، کشف غار کمربند و هوتو در بهشهر و اشياء به دست آمده از آن که متعلق به 6 هزار سال پيش از ميلاد مسيح است كه حکايت از آگاهي مردم آن عصر به فن ريسندگي و تبديل پشم به نخ دارد.

همچنين وجود مصنوعات سنگي، سنگ تراشيده‌هاي مسي، سفالي و مفرغي زرين، نشانه توليد لوازم خانگي توسط مردم اين استان در گذشته بوده است.

در نقش های قالی کلاردشت گویی طبیعت زیبا و در عین حال سخت کوهستانی متجلی می‌شود. زيراندازهاي دست بافته هنرمندان مازندراني و صنايع دستي مرتبط با سفال و كوزه و سراميك و منبت و معرق و سوزندوزي ها و خاتم و مينا و كنده‌كاري‌ها و اشكال و اجسام ساخته شده در جاي جاي اين سرزمين، آرامش، ايمان، عشق، رضا و محبت را به مخاطب خود هديه مي‌كند و دستان هنرمندانش فرش محبت زيرپاي افراد مي‌گستراند تا هم اوج خيال و پرواز را به رخ بكشد و هم نهايت فروتني و از خود گذشتگي و مهمان نوازي مازندراني‌ها را نشان دهد.

از جمله صنایع دستی استان مازندران می‌توان به قالی بافی، گلیم بافی، جاجیم‌چه بافی، بافت گلیم‌چه، چوقا، شمد و ملحفه، سوزن دوزی، رنگرزی و چاپ سنتی سفالگری و سرامیک سازی، فرآورده‌های پوست و چرم، هنرهای مرتبط با فلز، هنرهای مرتبط با چوب، حصیر بافی، طراحی سنتی و نگارگری، صحافی و جلد سازی سنتی، صنایع دستی دریایی عروسک سازی اشاره کرد.


قالی بافی و گلیم بافی از رشته‌های اصلی و اساسی مازندران نیست ولی در استان بافته می‌شود. در شرایطی که فرش در بعضی مناطق حرف اول برای ابراز وجود دارد تنها شهرت خود را در مازندران به سایر رشته ها واگذار کرده است و نقشه هایی که در مازندران بافته می‌شود مربوط به سایر مناطق است.

در ادامه برخي از صنايع دستي شهرهاي مختلف استان مازندران معرفي شده است:

  • دستبافی (نساجی سنتی):

امروزه دستبافی به صورت تهیه و تولید انواع پارچه ها و برخی زیراندازها جاجیم، جاجیم‌چه، روتختی، رومیزی، روسری، لباس‌های محلی، ملحفه و شمد و ... .

در بسیاری از مناطق روستایی و برخی نقاط شهری استان مازندران مرسوم است رامیان در استان مازندران نیز یکی از مراکز مهم پارچه های ابریشمی محسوب می‌شود.

بعضی از دستبافان از دستگاه‌های ساده بافندگی نظیر دستگاه‌های دو وردی و چهاروردی استفاده می‌نمایند و برخی از آنها دستگاه‌های ژاکارد دستی، تک فاز و سه فاز را نیز به تدریج جایگزین دستگاه‌های قدیمی كرده‌اند.

  • قالی کلاردشت:

قالی کلاردشت، فرشی است که در منطقه مازندران و حتی در ایران، بسیار ناشناخته است و حتی بین تجار و بافندگان نیز نا آشنا است.

این قالی در بازار داخل بطور کل خریدار بسیار اندکی دارد و تنها گروهی از صادرکنندگان قالی اقدام به صادرات آن به کشورهای اروپایی می نمایند.

معروفترین قالی کلاردشت در روستای مکارود استان بافته می شود. قالی کلاردشت جزء قالی‌های درشت با فت می باشد که به قالی خرسک نیز معروف است.

نقوش قالی کلاردشت عمدتاً ذهنی و بدون نقشه هستند. در نقشهای قالی کلاردشت گویی طبیعت زیبا و در عین حال سخت کوهستانی متجلی می شود.

نقش "مل چفته" در حاشیه گلیم هرسین دقیقاً در حاشیه نقش متن یک قالی قدیمی کلاردشت مشاهده می شود.
از دیگر نقوش قالی در کلاردشت می توان به نقش جنگلی، صندوقی، رودبارکی، مجمه ای، گل سینی، عینکی، چخماقی، رسولی، شمله، خرکی، شکری، سیخ کبابی و مزلقان اشاره کرد.

گل‌هایی که در متن فرش کلاردشت استفاده می‌کنند، عبارتند از: رسین گل (که به آن"طناب رسن" می‌گویند)، شاخ نر، چنگ گربه، گل کلوچه، حلوا قجل (که یک نوع حلوا با کره محلی و عسل درست می شود)، نقشه گوزن، گنجشک، مسیر کاه گل، شانه هیری، گل ترکمن، گل لاری، گل شاه عباسی، پیل مل یا پول گردن، ماهی گل، گل چخماق، لوله پنجه، پیچ پیچی، پمپال، گل سینی، میش دندان، گل پیاله، پتو گل، کریم خانی، چهارواز، چنار، گل شیدی، پل بز (بز بدون شاخ) و بز چلچله‌ای (بز شاخ دار).

  • سفالگری و سرامیک سازی:

سفالگری در مازندران از رشته‌های بسیار رایج است. خاک رس در منطقه بسیار یافت می شود و به دلیل در دسترس بودن خاک رس، این از رشته های رایج استان می باشد.

مهمترین مراکز سفالگری استان مازندران عبارتند از کلاگر محله جویبار در 19 کیلومتری قائم شهر، چالوس، تنکابن و برخی از روستاهای بابل و آمل.

  • حصیر بافی:

حصیربافی نیز از جمله هنرهایی است که جنبه خود مصرفی دارد ولی در حال حاضر جنبه هنری کمتری دارد و بیشتر برای روزمره استفاده می‌شود

  • طراحی سنتی و نگارگری:

طراحی سنتی و نگارگری از جمله هنرها و صنايع دستي استان است كه توليد و عرضه آن بسیار محدود شده است.
کنده کاری روی چوب:
در استان مازندران به دلیل شرایط جوی و محیطی و وجود جنگل‌های فراوان تولید صنایع و هنرهای چوبی بسیار رایج است. از جمله اشیای کنده‌کاری شده، پیمانه و ظرف شیر، قاشق شربت خوری، صندوق تخته شطرنج یا تخته نرد و قندان و مجسمه های حیوانات است.

چوب‌هایی که برای این رشته هنری استفاده می‌شود دارای سطح صاف و مناسبی بوده مثل چوب گردو، فوفل، راش انار سرخ، انار زرد و افرا. اما برای کارهای ظریفتر از چوب گلابی استفاده می شود.

ایجاد نقش‌های برجسته از جمله فنون معمول است، و آن را منبت می‌نامند. یکی دیگر از روش‌هایی که زیاد به کار برده می شود و با برجسته کاری ترکیب می‌شود، مشبک است. یکی از فعالیت‌های منبت‌کاران در گذشته ساختن قالب‌های مشبک در و پنجره بود، که گاهی اوقات فضای بین گره ها با شیشه رنگی پر می شد، این گره‌ها را قامه می نامیدند.

  • نمدمالی:

نمد مالی یکی از رشته‌های پر طرفدار استان است. تهیه نمد براساس دو خاصیت پشم است، یکی خاصیت جعدیابی و دیگری پوسته‌ای شدن. زمانی که پشم در حرارت مرطوب مجعد شده و الیاف آن درهم می‌روند پوسته‌ها نمی‌گذارند الیاف دوباره از هم باز شوند این بهم پیچیدگی، بافت نا منظمی درست می‌کند.

نمد مالي در بيشتر مناطق استان مازندران به خصوص در منطقه كجور و روستاهاي اطراف رامسر رواج دارد. ماده اصلي نمد پشم و گوسفند و به رنگ‌هاي طبيعي مانند سفيد و سياه و قهوه اي و براي نقش اندازي آن از پشم‌هاي رنگ شده شيميايي بهره مي‌جويند.
معمولا" ساخت يك قطعه نمد يك روز به طول مي انجاميد و اغلب چند نفر روي آن كار مي كنند.

  • در ضريح، صندوق مزار، ارسي :

از قرن پنجم تا هفتم قمري هنرمند منبكار با استفاده از شيوه قاب و گره، طرح‌هاي نو آفريده از قرن هشتم هجري نمونه‌هاي فراواني از رسم و عناصر هندسي و اشكال نباتي و گل و بته روي منبرهاي چوبي، صندوق مزارها، در و پنجره و رحل قرآن باقي مانده است.

از اوايل قرن نهم هجري اين هنر رونق ويژه‌اي يافت و صنعتگران موفق شدند در آثار خود با به كارگيري انواع خطوط نمونه‌هاي ارزشمندي را بيافرينند كه اكنون زينت بخش مرقد امامزادگان و بزرگان ديني است.

پنجره‌هاي زيبا و خوش نقش و نگار چوبي كه نشانه نور و روشنايي است با استفاده از هنر گره‌سازي و نقش‌هاي هندسي سه گوشه و چهار گوشه، ستاره‌هاي چهار پر و هشت پر و و درنهايت شيشه‌هاي رنگين پيشاني و رواق بناها را آذين مي‌بخشد اين پنجره ها به اورسي معروفند.

لاك تراشي:

لاك تراشي در مناطق روستايي و جنگلي مورد توجه پيشه وران هنرمندان بوده و انواع سازه‌هاي آن بر اساس نياز زندگي روزمره رشد يافته است.

روستاييان ساكن مناطق جنگلي در گذشته بيشترين نيازهاي خود را از چوب تهيه مي‌كردند و در ساخت لوازم چوبي از مهارت خوبي برخوردار بودند.

استادكاران با استفاده از ريشه و تنه درختان بدون بهره گيري از ابزار كار امروزي ظروف چوبي مانند جوله، كلز، لاك دانه پاش، قند چوله، تنباكو چوله، قاشق، ملاقه، كترا، توليد مي‌كرند.

هنر لاك تراشي يك كار ابتكاري است و جنگل نشينان با شناختي كه از انواع درختان جنگلي دارند براي ساخت مصنوعات چوبي از ريشه و چوب درختان خاصي با استفاده از ابزار كار بسيار ابتدايي استفاده مي‌كنند.

درختاني كه از چوب آنها براي اين كار بهره مي‌گيرند افرا، راش، ملج، توسكا، ممرز، شمشاد، نم دار و انجيلي است. ظروفي كه از ريشه درختان تهيه مي شود سبك تر و در مقابل سرما و گرما مقاوم تر است ترك بر نمي‌دارد و در اثر ضربه به سادگي نمي‌شكند.
لاك تراشان معتقدند ظروفي كه از ريشه درختان تهيه مي‌شود، اگر خوب نگه داري شود عمر مفيد آنها حداقل بالاي صد سال خواهد بود. برخي از ظروف چوبي كه در مازندارن كاربرد دارد عبارتند از :

دانه پاش: به جاي سيني براي پاك كردن برنج و حبوبات به كار مي‌رود.

جوله: اين وسيله شبيه پارچ آب، باگردن باريك و دهانه‌اي گشاد و در اندازه‌هاي متفاوت ساخته مي‌شود. در قديم براي دوشيدن شير و نگه داري انواع مواد لبني از آن بهره مي‌گرفتند از نقش‌هاي متدوال روي بدنه جوله مي توان از جوله نقش مارپيچ ، نقش زنجيره‌اي و نقش حلوايي نام برد. بزرگ‌ترين نوع جوله مندر ناميده مي‌شود كه حدود 18كيلوگرم وزن دارد. نوع ديگري از جوله كه جوله كون نام دارد از ريشه درخت افرا تراشيده مي شود.

كلز: از اين وسيله چوبي به جاي ملاقه براي هم زدن و سرد كردن شير استفاده مي‌شود. در مناطق مختلف مازندران اين وسيله به نام هاي گوناگون خوانده مي‌شود. به طور مثال در منطقه رامسر گيال در بخش مركزي كلز يا كيلز و در منطقه گرگان كمچه لز ناميده مي شود.

قاشق و ملاقه وكفگير: اين وسايل كه در زبان محلي «گچه» «پل گير» و «كترا» ناميده مي‌شود. از ساقه و شاخه درخت شمشاد تهيه شده و در كنار انواع وسايل امروزي همچون گذشته كابرد دارند.

كيله لاك: به عنوان پيمانه استفاده مي‌شود. هر پيمانه حدود 6 كيلوگرم «شالي» و يا «جو» و حدود5/7 كيلوگرم « گندم » ظرفيت دارد.

عصا :از چوب درخت آزاد كه به زبان محلي «ازدار» نام دارد تهيه مي‌شود.

قند چوله : وسيله‌اي است براي خرد كردن قند.

تنباكو چوله: از اين وسيله به عنوان ظرف تنباكو استفاده مي‌شود.

سير كوب: اين وسيله در اندازه‌هاي متفاوت ساخته مي شود. در قديم از اين ظرف به جاي هاون براي كوبيدن و خرد كردن نيز استفاده مي شد.

حصير بافي: حصير بافي در برخي از روستاهاي استان مازندران به ويژه در غرب استان رايج است. در مازندران از نوعي حصير به نام «كوب» براي زير انداز استفاده مي‌شود. براي بافت «كوب» از گياهان خود رو چون «گاله» و «واش» كه در باتلاق‌ها و آب بندان‌ها مي‌رويد بهره مي‌جويند. براي تهيه زنبيل و سبد نيز از همين گياهان استفاده مي‌شود.

  • گليم بافي:

گليم بافي نيز يكي از ديگر صنايع دستي و سنتي استان محسوب مي شود. در حال حاضر در بيشتر روستاها و شهرهاي استان به اين هنر اشتغال دارند. نقوش گليم اغلب به شكل هندسي است و بافنده با الهام گرفتن از اطراف طبيعت خود، نقش مي زند. رنگ گليم نيز بر گرفته از طبيعت پيرامون و غالب رنگ هاي تند و شاد مانند قرمز ، نارنجي ، كرم، سبز، سرمه اي است.

  • جاجيم بافي :

در ميان دست بافت هاي روستايي ، جاجيم از اهميت بيشتري برخوردار است و كاربردهايي نظير زيرانداز، پشتي، سجاده رختخواب پيچ، مفرش، پتو، وريه كرسي و... داردو اين هنر در بسياري از مناطق روستايي از جمله «متكازين» از توابع بهشهر بخش دودانگه شهرستان ساري، آلاشت سواد كوه ، كجور، نوشهر و كلاردشت چالوس اقبال و توجه است. در روستاي كوهستاني و ييلاقي متكازين در بخش هزار جريب بهشهر ، اصولا" بافت جاجيم توسط زنان صورت مي گيرد و مردان جز در مرحله تهيه پشم، نقش چنداني ندارند. در بافت جاجيم اين منطقه پس از بافتن حاشيه، نقش اندازي كه در اصطلاح «گل» خوانده مي شود صورت مي گيرد . اين نقش ها اسامي مختلفي دارند چهار گل، خشتي ، پنجه اي، گل آفتاب گردان، آفتاب تيره، حاشيه هاي اطراف نيز با طرح مثلث دندانه دار پر مي شود.براي بافت جاجيم در اندازه هاي بزرگ تر دو يا چند عدد جاجيم بافته شده به اندازه عرض دار موجود را به يكديگر متصل مي نمايند و يك جاجيم در اندازه دل خواه شكل مي گيرد.

  • جوراب بافي :

جوراب بافي يكي از صنايع دستي رايج و بومي منطقه است كه به ويژه در روستاي صالحان از جمله صنايع دستي اساسي محسوب مي شود. اين صنعت بومي را مي‌توان بر مبناي توليد و مصرف آن به جوراب چكمه اي يا گردن بلند و گردن كوتاه تقسيم كرد. در روستاهاي منطقه در حال حاضر توليد جوراب به شكل ساده انجام مي شود و پشم گرفته شده از گوسفند بدون ررنگ آميزي واستفاده از نقوش مختلف عرضه شده و جنبه هنري ندارد.

  • موج بافي:

ماده اوليه موج بافي كه به نام هاي «رختخواب پيچ» و «ايزار» نيز معروف است، پشم است. به همين دليل ارزان و قابل شستشو داراي استحكام، نرم و سبك است. موج بافي به دليل صفت هايي كه بر شمرديم، به عنوان هنري فراگيري در كذشته مطرح بود و اكنون ميز كم وبيش در اين منطقه رواج دارد.امروزه اين هنر بيشتر در روستاهاي منطقه كجور به جا مانده است. گونه اي از اين دست بافت ها با همين كاربرد «چاد شب» ناميده مي شود. معروف ترين آن «چادر شب دارايي» است كه داراي رنگ هاي متنوع به وبژه طيف هاي گوناگون رنگ قرمز كه جاذبه بيشتري نسبت به رنگ هاي ديگر دارد است. در اين منطقه در كنار بافت اين نوع پارچه، سفره هاي ظريف و پرارزش نيز بافته مي شود.

  • پارچه بافي :

در گذشته بافت انواع پارچه هاپشمي، ابريشمي و نخي معمول بود. نوعي پارچه ابريشمي كه اليجه نام داشت براي دوخت كت زنانه به كار مي رفت. از پارچه هاي پشمي «چوغا» و «باشلق» براي پالتو استفاده مي شود. و از شمد كه نوعي پارچه خنك و لطيف است در تابستان به جاي پتو استفاده مي شود.

  • چنته لفور :

چنته نوعي كيف دسته دار است كه در قريه «لفور» از توابع سواد كوه توليد مي شود براي بافت آن از دستگاه «كرك چال» استفاده مي شود و مراحل توليد آن مانند جاجيم است با اين تفاوت كه پس از پايان كار، دوردوزي و گاه با مهره هاي تزييني و خرمهره تزيين مي شود.

  • سفال گري :

يكي از مراكز ساخت سفال و سفال گري، كلاگر، محله جويبار و اقاي غلامعلي چيني ساز از استادان به نام اين منطقه است. ابزار سفال گري شامل چرخ، كاردك براي بريدن و سوراخ كردن كار، غربال ، سطل، تشت ، كوره ، ول كارد ، نخ ، قالب گل زدن است.

  • حصير بافي:

حصيربافي نيز از جمله هنرهايي است که جنبه خود مصرفي دارد ولي در حال حاضر جنبه هنري کمتري دارد و بيشتر براي روزمره استفاده مي شود

  • طراحي سنتي ونگارگري:

طراحي سنتي و نگارگري بسيار محدود است و تقريباً مي توان گفت حرفي براي گفتن در اين خطه سبز ندارد.

  • صحافي و جلد سازي:

صحافي و جلد سازي سنتي نيز بسيار محدود است .
ساير رشته هاي صنايع دستي مثل صنايع دريايي، عروسک سازي و .... است. ولي مورد ديگري که از رشته هاي مهم مازندران به حساب مي آيد نمدمالي است.

کد خبر 290150

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 2 =