یکشنبه ۱۷ تیر ۱۳۸۶ - ۱۱:۳۰

ترجمه فرانک فراهانی‌جم: انیوموریکونه از چهره‌های فراموش نشدنی موسیقی است که در برقراری ارتباط میان موسیقی و سینما نقش بسزایی داشته است.

 او در دوران فعالیت خود علاوه بر جوایز متعدد بین‌المللی چندین بار نیز نامزد دریافت اسکار شده بود تا اینکه بالاخره در سال 2007 موفق به دریافت جایزه اسکار افتخاری شد.موریکونه از پرکارترین آهنگسازان معاصر است و به یقین آهنگساز دیگری وجود ندارد که در کارنامه هنری خود این تعداد موسیقی تصنیف کرده باشد.

  • چگونه به عرصه موسیقی وارد شدید؟

- پس از پایان تحصیلات درست بعد از پایان جنگ جهانی دوم، در نواختن ترومپت با گروه کوچکی همکاری می‌کردم، آن زمان شرایط سختی بر کشور حکمفرما بود. این گروه برای ارتش آمریکا و اروپا موسیقی می‌نواخت و من از این بابت ناراحت بودم.

از اینکه مجبور باشم در نواختن موسیقی با گروه‌های دیگر همکاری کنم در عذاب بودم و اگر در عرصه سینما وارد نمی‌شدم برای همیشه به صورت انفرادی فعالیت در عرصه موسیقی را ادامه می‌دادم. اما به صورت اتفاقی کارگردانی با من تماس گرفت و من نوشتن و ساخت موسیقی متن فیلم را آغاز کردم.

 از آن زمان تاکنون هیچ کارگردان دیگری از من نخواسته به او مراجعه کنم و پیشنهاداتم را مطرح کنم، بلکه همیشه آنها ساخت موسیقی برای فیلم‌هایشان را به من پیشنهاد می‌کنند.

  •  همکاری با سرجیولئونه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

- او خیلی به موسیقی علاقمند نبود و شناخت چندانی هم از موسیقی نداشت. اما دقیقا می‌دانست چه می‌خواهد. من فیلم‌های او را تماشا می‌کردم و موسیقی مناسب فیلم را پیشنهاد می‌کردم. معمولا وقتی قطعه‌ای را برای او می‌نواختم همان را انتخاب می‌کرد. اما تردید و دودلی جزء لاینفک وجود لئونه بود و همواره پس از پایان ساخت موسیقی متن فیلم درباره آن دچار شک و تردید می‌شد.

 او موسیقی را بخش مهم فیلم‌هایش می‌دانست و صحنه‌های ساده‌ای را برای آنها انتخاب می‌کرد. بر ادامه موسیقی در جریان نمایش فیلم اصرار می‌ورزید و به همین جهت اغلب صحنه‌های فیلم هماهنگ با سبک موسیقی پیش می‌رفت.

  •  در خلق آثار هنری خود از چه چیزی الهام می‌گیرید؟

- در ساخت موسیقی به هیچ چیز و هیچ کسی جز خودم متکی نبوده‌ام. اگر چه معتقدم هر کسی برای ایجاد خلاقیت حرفه خود قطعا به عاملی متکی است. از زمانی که فهمیدم به موسیقی علاقمند هستم به آثار هنرمندانی مانند باخ، استراوینسکی، مروسکو بالوی و... عشق می‌ورزیدم. این آهنگسازان در زندگی من نفوذ کردند و به عبارتی می‌توان گفت مانند اعضای خانواده‌ام بودند. به این ترتیب زمینه‌ای فراهم شد تا به نوشتن قطعات موسیقی بپردازم.

  •  نسبت به استراوینسکی چگونه می‌اندیشید؟

- من استراوینسکی را می‌ستایم و چیزهای زیادی را از او یاد گرفته‌ام. اما باید پذیرفت که هیچ آهنگسازی حتی استراوینسکی و یا باخ موسیقی را ابداع و اختراع نکرده‌اند. هر آهنگسازی بر شانه‌های گذشتگان ایستاده و از منابع جدیدی که به آن دسترسی دارد استفاده می‌کند. شما باید مانند نقاشی باشید که حرکات قلم مو را می‌شناسد. این آگاهی به تجربه‌ای تبدیل می‌شود.

گاهی ایده‌ای به صورت تصادفی به ذهن شما خطور می‌کند، باید از آن به دفعات استفاده کنید. اگر بدانید چگونه کار خود را انجام می‌دهید مطمئنا به نتیجه مطلوبی دست خواهید یافت. امتحان کنید.

  •  به نظر می‌رسد شما زبان منحصر به فردی را در موسیقی خلق کرده‌اید که رشد و نمو خود را ادامه می‌دهد.

- ممکن است این‌طور باشد. من همواره در تلاش بوده‌ام چنین تغییری را در عرصه موسیقی به وجود آورم. همواره در جستجوی تازه‌ها هستم و گاهی پیش می‌آید که در جریان این جستجو به کشف بزرگی می‌رسید. در فیلم، وظیفه آهنگساز است که نوآوری جدیدی را در این عرصه ایجاد کند.

  •  ویژگی آثار هنری شما در چیست؟

- در ساخت موسیقی از ابزار آلات مختلف موسیقی استفاده می‌کنم تا همواره با نوآوری همراه باشد. استفاده از صدا، ترکیب موسیقی سنتی و مدرن و بهره‌گیری از سازهای کوبه‌ای و اصواتی مشابه ناقوس و سوت از ویژگی‌های همیشگی این آثار است. آهنگساز فیلم باید بتواند ایده‌های قوی خود را در موسیقی متن یک فیلم بیان کند.

 این در حالی است که خواسته‌های کارگردان در خصوص موسیقی را نیز باید پذیرفت. من برای شروع می‌بایست تدوین نهایی فیلم را ببینم سپس ایده موسیقی را در ذهنم بررسی می‌کنم و در مرحله بعد اقدام به نوشتن آن می‌کنم.

  •  کدام یک از آثار خود را برتر می‌دانید؟

- من هیچ گاه به این سئوال پاسخ نمی‌گویم. این 400 اثر هنری که در بخش موسیقی فیلم به ثبت رسانده‌ام همانند فرزندان من هستند. یک پدر هیچ‌گاه نمی‌تواند بین فرزندانش فرق بگذارد. اما می‌توانم بگویم کم‌شانس‌ترین اما زیباترین فیلم‌ها با موسیقی متن خوب از جمله آثاری هستند که از لحاظ قلبی ارتباط نزدیک‌تری با آنها برقرار می‌کنم.

  •  کوئنتین تارانتینو از اینکه پیشنهاد ساخت موسیقی فیلم «بیل را بکش» را نپذیرفتید احساس نکرد به او توهین شده است؟

- در ابتدا من با او به طور مستقیم صحبت نکردم، بنابراین تصور نمی‌کنم احساس کرده باشد به او توهین شده است. از من خواسته شده بود تنها دو یا سه دقیقه از موسیقی فیلم را بنویسم و من قبول نکردم. از سوی دیگر مبلغ پیشنهادی نیز بسیار عجیب به نظر می‌رسید. بنابراین پیشنهاد او را رد کردم و او به آهنگساز دیگری مراجعه کرد که از سبک من تقلید می‌کرد.

  •  اوقات فراغت خود را چگونه می‌گذرانید؟

- هنگامی که در محل کارم، کاری برای انجام دادن نداشته باشم، از سینما و کار در منزل لذت می‌برم. به شطرنج بسیار علاقمند هستم و گاهی با پسرم جیووانی شطرنج بازی می‌کنم.

  •  از اینکه موفق به دریافت جایزه اسکار افتخاری شدید چه احساسی دارید؟

- پس از پنج بار نامزدی برای دریافت اسکار دیگر انتظار نداشتم . از دریافت اسکار ناامید شده بودم و فکر می‌کردم بدون اسکار به فعالیت خود در این عرصه پایان خواهم داد. البته اسکار برایم ارزشی نداشت اگر چه کسانی که موفق به دریافت اسکار می‌شوند سزاوار آن هستند. نمی‌توانم بگویم از این موضوع خوشحال نیستم. من جوایز زیبا و بیادماندنی بسیاری دریافت کرده‌ام اما حفره کوچکی در این میان باقی مانده بود که امیدوارم جایزه اسکار بتواند این حفره را پر کند.

  •  چه نوع موسیقی را برای مراسم خاک‌سپاری خود انتخاب می‌کنید.

- انتخاب این موسیقی برعهده دیگران است. من می‌خواهم مراسم شخصی داشته باشم و دوست ندارم کسی جز خانواده‌ام در این خصوص مطلع شود. وقتی مراسم خاک‌سپاری تمام شد دیگران هم می‌توانند از مرگ من مطلع شوند به این ترتیب هیچ‌کس را نمی‌آزارم و کسی پول خود را برای خرید گل دور نمی‌ریزد.

منبع: www.amazon.co.uk

کد خبر 26028

برچسب‌ها