ماجرا از حدود یک سال پیش شروع شد. البته فکرش از خیلی قبل‌ترها متولد شده‌ بود، اما باید چند سالی می‌گذشت تا «لاک‌پشت پرنده» از فکر به عمل درآید و راست راستکی به دنیا بیاید.

کتاب‌ها بر بال لاک‌پشت پرنده

حالا گروهی نویسنده‌، شاعر، مترجم، منتقد و کارشناس ادبیات کودک و نوجوان گرد هم آمده‌اند و کتاب‌های هر فصل را می‌خوانند تا به بچه‌های کتاب‌خوان یا به پدر و مادرها و همه‌ی کسانی که به کتاب‌های کودک و نوجوان علاقه دارند بگویند که به نظرشان کدام کتاب‌ها بهترند و بیش‌تر با نیازهای زندگی امروزی ما ارتباط دارند. این 10 کتاب را هم، همین گروه نامزد کرده‌اند و سه‌شنبه‌ی آینده (اول اسفند) در فروشگاه مرکزی شهرکتاب، اعلام می‌کنند که نشان‌های لاک‌پشت طلایی و نقره‌ای کتاب‌های سال 1390 به کدام کتاب‌ها تعلق می‌گیرد.

 

 

همشهرى، دوچرخه‌ى شماره‌ى 688دختری متفاوت به دنبال زندگی

هستی، دختر نوجوانی است که در سال شروع جنگ تحمیلی در آبادان زندگی می‌کند و همان وقت‌ها شروع نوجوانی‌اش هم هست. او زبر و زرنگ است و به‌جای بعضی از کارهای دخترانه، دوست دارد فوتبال بازی کند...

این دختر نوجوان که با پدرش مشکل دارد و به‌دلیل جنگ ناگزیر به مهاجرت می‌شود، خودش با زبانی طنز‌آمیز، با لهجه‌ی جنوبی و  با شیطنت ماجرا را روایت می‌کند، طوری که خواننده کم و بیش خودش را در آن‌جا همراه هستی یا شاید هم به جای هستی حس می‌کند.

هستی با خیلی از دخترهایی که تا به حال در رمان‌های نوجوان ایرانی دیده‌ایم تفاوت دارد. دختری است که شهرش را و زندگی و خواسته‌هایش را دوست دارد و حتی جنگ هم نمی‌تواند مانع او بشود.

 

 

 

همشهرى، دوچرخه‌ى شماره‌ى 688وقتی حق را به تصویر می‌کشیم

کلی تصویرگر جمع شده‌اند و هرکدام تصویری زیبا و تماشایی خلق کرده درباره‌ی یکی از حقوقی که آدم‌ها در زندگی دارند. این کتاب به شکلی دیدنی، کاری می‌کند که هم کلیات حقوق خود را به‌عنوان انسان بشناسیم و هم با تصاویر زیبایش باعث می‌شود این حق‌ها را بهتر به‌خاطر بسپاریم.

این کتاب ترجمه است، اما بُعد انسانی آن نمی‌گذارد احساس کنیم از چیزهایی حرف می‌زند که به ما مربوط نمی‌شوند. 30 تصویر هنرمندانه، جذاب و هماهنگ کتاب، 30 حق انسانی را به ما یادآوری می‌کنند. شاید نام کتاب هم ما را به یاد وصیت امیرالمؤمنین علی‌ع بیندازد که به فرزندش فرمود: بنده‌ی دیگری نباش که خداوند تو را آزاد آفریده است. 

 

 

 

همشهرى، دوچرخه‌ى شماره‌ى 688زیر چراغ‌های روشن

داستانی شاعرانه به شیوه‌ی جهان نوشته‌های «احمدرضا احمدی» درباره‌ی امید، روشنایی، صلح و زیبایی. این کتاب نه فقط از نظر داستان، بلکه از نظر تصویرگری و کتاب‌سازی هم ویژه است.

خواننده با خواندن این کتاب‌ دنیایی را می‌شناسد و به صدا و آوایی گوش می‌دهد که تا کنون، نه فقط در ادبیات کودک ایران، که در ادبیات کودک جهان، بی‌سابقه بوده است. کتاب‌های این مجموعه اگرچه ظاهری کودکانه دارند، ولی خواندنشان برای خواننده در هر سن و سالی لذت‌بخش خواهد بود.

 

 

 

همشهرى، دوچرخه‌ى شماره‌ى 688یک عاشقانه‌ی ظریف در زمینه‌ی جنگ

ماجراهای سا‌ل‌های جنگ تحمیلی فقط به جبهه‌های جنگ محدود نمی‌شد و با همه‌ی سختی‌هایش، هم در جبهه‌ها و هم در پشت جبهه‌ها، امکان خلق لحظه‌های زیبا و دوست‌داشتنی‌ای را نیز فراهم کرده است. لحظه‌های عاشقانه‌ی پاک و ظریفی که در این کتاب روایت می‌شوند، مثل آن لحظه‌ای که سارا حاضر می‌شود «کوکو» پیانوی دوست‌داشتنی‌اش را در بیابان رها کند تا جا برای یونس و بی‌بی باز شود...

شاید تا آخر داستان نتوانید به‌طور قاطع بگویید یونس چه کسی بود و یکهو چه‌طور سر راه سارا و خانواده‌اش سبز شد؟ اما خواندنش آن‌قدر لذت دارد که این‌ها باعث نشوند کتاب را زمین بگذارید.

 

 

 

 

همشهرى، دوچرخه‌ى شماره‌ى 688گشودن راهی برای تغییر

کل ماتیوز، قهرمان این رمان، پسر 15 ساله‌ی خشمگینی است که از عالم و آدم طلبکار است و خشم و عصبانیتی مهارنشدنی، وجودش را انباشته و باعث شده بار‌ها و بار‌ها دست به کارهایی بزند که او را با تنبیه‌های سخت مواجه کند؛ مثلاً گلاویز شدن با هم‌کلاسی‌اش پیتر و کوبیدن سر او به لبه‌ی جدول باعث می‌شود به زندان بیفتد.

این تازه شروع داستان است. او را به جای زندان، به جزیره‌ای دورافتاده در آلاسکا می‌فرستند با این امید که تنهایی باعث بهبود رفتارش شود. یعنی کل باید به‌تنهایی در جزیره از پس کارهایش برآید و به طبیعت و دنیای پیرامونش دقیق شود و راهی برای گذران زندگی در آن‌جا پیدا کند.

همان شب اول کل تلاش می‌کند از جزیره فرار کند. او با یک خرس، معروف به خرس روح، درگیر و مجروح می‌شود...

 

 

 

همشهرى، دوچرخه‌ى شماره‌ى 688سینمای کاغذی دیده‌اید؟

هیچ فکر می‌کردید کسی بتواند سینما و داستان را با هم تلفیق کند و روی کاغذ به شما تحویل بدهد؟ حالا این اتفاق به‌دست «برایان سلزنیک»، نویسنده‌ و تصویرگر آمریکایی، افتاده است.

این جا تصویر و نوشته پابه پای هم رمان را روایت می‌کنند و حذف تصویر‌ها به فهم رمان آسیب می‌زند. زاویه‌ی دید هم در تصویر‌ها کاملاً سینمایی است.

«اختراع هوگو کابره» در ترجمه‌ی فارسی‌ «سینمارمان» نام گرفته و باید از «رضی هیرمندی» به‌خاطر انتخاب این کتاب و ترجمه‌ی خوبش تشکر کنیم.

 

 

 

همشهرى، دوچرخه‌ى شماره‌ى 688تلاشی برای زنده‌نگه‌داشتن زندگی

لیام و دوستش به‌دنبال تجربه‌های تازه، به طبیعت‌گردی می‌پردازند و زاغچه‌ای آن‌ها را به‌‌سوی کودکی در خرابه‌های یک خانه‌ی قدیمی راهنمایی می‌کند. آن‌ها دختر کوچولوی سرِراهی را به خانه می‌آورند و بعد از کلی ماجرا پدر و مادرش او را به‌عنوان عضوی از خانواده در کنار خود می‌پذیرند. خانواده‌ی فیلیپ و فیلومنا هم در این داستان هستند که بچه‌های آواره را دور خود جمع کرده‌اند.

داستان تلاش‌ بعضی از آدم‌ها برای زنده‌ نگه‌داشتن دوستی، آرامش و زیبایی را روایت می‌کند؛ تلاش‌هایی در اوج گسترش جنگ و خشونت که زندگی و زیبایی‌هایش را تهدید می‌کنند. کتاب با شخصیت‌های متنوعش به خواننده کمک می‌کند دنیای امروز را بهتر بشناسد...

 

 

 

همشهرى، دوچرخه‌ى شماره‌ى 688دنیای کودکانه و پرشیطنت جوجه‌ها

در این مجموعه داستان‌هایی زیبا با تصاویری جذاب و دوست داشتنی می‌بینید. موضوع‌های داستان‌های این مجموعه‌ی 10 جلدی دنیای شاد و مهیج کودکانه‌ای را به تصویر می‌کشند. بچه‌ها می‌توانند آرزوهای دور و دراز، بازی‌ها، دعواها و شیطنت‌های خود را در این داستان‌ها پیدا کنند.

 طنزهای بر گرفته از دنیای کودکان، داستان‌ها را خودمانی‌تر و دلچسب‌تر کرده است و خواننده می‌تواند شادی، خنده، تعجب، ترس و نگرانی را در چهره‌ی جوجه‌ها و مرغ و خروس‌های مجموعه ببینند. تصویرگر با نگاه ظریف و کودکانه‌ای نکته‌های ریز عاطفی و هیجانی‌ای را به تصویر‌ کشیده که متن به خاطر کوتاهی، مجال پرداختن به آن‌ها را نداشته است.

 

 

 

همشهرى، دوچرخه‌ى شماره‌ى 688مگی، هنی و اسب جادویی

داستانی عاطفی درباره‌ی خانواده‌ی فقیری که در یک کاراوان زندگی می‌کنند. مگی، شخصیت اصلیِ داستان با مادر و خواهر و برادرِ کوچکش (هنی و موچ) زندگی می‌کند. پدرِ مگی فوت کرده و مادرش مجبور است در شیفتِ شب یک کارخانه کار کند. هنی، یک بچه‌ی کم‌توانِ ذهنی‌ است و موچ هم سابقه‌ی دزدی دارد.

ماجرا از روزی شروع می‌شود که مگی با خواهرش در راهِ رفتن به خانه هستند و ناگهان هنی، عروسکی را در مزرعه‌ی نیول پیدا می‌کند؛ عروسک یک اسبِ تک‌شاخ. هنی خیال می‌کند که تک‌شاخ، یک اسب جادویی است با قدرتی شگفت برای برآورده ‌کردن سه آرزو؛ برای همین به مگی اصرار می‌کند تا رضایت بدهد عروسک را به خانه ببرند و هر یک آرزویی بکنند...

 

 

 

همشهرى، دوچرخه‌ى شماره‌ى 688دلش می‌خواهد از میک بگوید

داستان، روایت یک دختر نوجوان است از مرگ برادرش. البته در همان صفحه‌ی اول فیب می‌گوید که نمی‌خواهد یک داستان تراژیک تعریف کند تا اشک کسی را دربیاورد، فقط دلش می‌خواهد از میک بگوید.

او مخاطب را با خود همراه می‌کند و طوری از برادرش حرف می‌زند که بعد از خواندن چند صفحه، انگار سال‌هاست میک را می‌شناسیم و با جزئیات رفتاری، لحن حرف زدن، شیطنت‌ها، نوع لباس پوشیدن و... او آشناییم.

مخاطب هنگام خواندن این کتاب، با ابعاد گوناگون زندگی روبه‌رو می‌شود؛ زندگی با همه‌ی تلخی‌ها و شادی‌هایش.

کد خبر 201167