از پنجره‌ی من آسمان آبی نیست، شب می‌شود وحوضچه مهتابی نیست

پاییز زندگى و دو شعر دیگر

پاییز که می‌شود، دلم می‌گیرد

حتی به تن باغچه شادابی نیست

هوهوی عجیب در هوا پیچیده

باد است، صدای ترس و بی‌تابی نیست

خوشحالم از این‌که هرچه هم بد باشد

غم‌های جهان، همین که می‌خوابی، نیست!

باید به سکون زندگی تکیه کنم

آرام و صبور، گرچه اعصابی نیست

الهه صابر

خبرنگار جوان از تهران

همشهرى، دوچرخه‌ى شماره‌ى 683

عکس: محمدحسین نادغلى، 17 ساله، خبرنگار افتخارى از خرم‌آباد

موج و صخره

صخره‌های زندگی

دیگر برایم معنی ندارند

وقتی موجی شده‌ام

که محکم بر آن‌ها می‌کوبم و

                         در هم می‌شکنمشان!

سارا سلیمانی،15ساله

خبرنگار افتخاری از ملارد

 

گم می‌شود راهم  

خودت را می‌زنی به آن راه

و من

سرگشته‌تر از همیشه

راهم را گم می‌کنم!

مهشاد ترابی

خبرنگار جوان از سنقر

همشهرى، دوچرخه‌ى شماره‌ى 683

تصویرگرى: پارمیس رحمانى، 17 ساله، خبرنگار افتخارى از تهران

کد خبر 197694

برچسب‌ها