حمید قهوه‌چیان: حاشیه بر متن می‌چربد. روزنامه‌ای که خیلی در معرکه‌ها جنجال می‌کند. حسین شریعتمداری علت ورود به مسائل جنجالی جامعه را وظیفه‌ مطبوعاتی می‌داند. همین امر منجر به تشکیل پرونده‌های قضایی علیه «کیهان» شده‌ است.

حسین شریعتمداری

طرح شکایات متعدد علیه روزنامه کیهان، البته منتقدانی نیز دارد. برای مثال در اواخر سال 88، مسعود صادقی با یادداشتی انتقادی در روزنامه‌ی هم‌جریان "رسالت"نوشت:«طرح دعوی علیه مدیرمسئول کیهان از جانب برخی چهره‌های آلوده به فتنه، یکبار دیگر همه نگاه‌ها را متوجه دستگاه قضائی کرده و این پرسش را در اذهان تداعی کرده که در مرجع تظلمات مردم چه می‌گذرد؟» برخی نیز چنین شکایاتی را بخشی از تاکتیک‌های فتنه‌گران افراطی دانستند.

روزنامه کیهان یکی از قدیمی‌ترین روزنامه‌های ایران است. نخستین شماره آن در سوم خرداد 1321 در تهران منتشر شد. صاحب امتیاز آن در آغاز تأسیس، عبدالرحمان فرامرزی و سردبیر آن مصطفی مصباح‌زاده بود و آخرین سردبیر روزنامه کیهان تا آستانه انقلاب امیر طاهری بود. با نزدیک شدن انقلاب سال 1357، شورای سردبیری تازه‌ای در کیهان شکل گرفت که رحمان هاتفی در رأس آن قرار داشت.

در جریان انقلاب، کیهان به دفاع از اعتراضات مردم پرداخت و در مبارزه برای آزادی نشر و بیان، نقش برجسته‌ای ایفا کرد. از میانه اردیبهشت 58 تغییرات مشهودی در روند کاری کیهان به وجود آمد؛ کیهان مذهبی‌تر شد. بعد از هاتفی، ابراهیم یزدی و مدتی نیز سیدمحمد اصغری مسئولیت اداره کیهان را برعهده داشتند. محمد خاتمی نیز مدتی نماینده ولی فقیه در کیهان شد.

از اواسط دهه 70 پس از پایان دوران مهدی نصیری، حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه و مؤسسه کیهان را عهده‌دار شد و از آن زمان کیهان منش جدیدی را پیش گرفت. از نظر مسئوولان اصلی این روزنامه، کیهان همواره سعی داشته رویکرد انتقادی داشته باشد و با معضلاتی که می‌اندیشد گریبان جامعه را گرفته‌اند، به‌صورت فعال و مداوم برخورد کند.

کیهان با صراحت خاصی با مسائل برخورد کرده و «افشاگری» را مهم‌ترین وظیفه خود می‌داند. همین روند موجب شد تا نشان بهترین منتقد دولت را به خود کسب کند؛ اما این مانع شکایت قضایی نزدیک‌ترین چهره‌های نزدیک به محمود احمدی‌نژاد از این روزنامه نشد.

اسفندیار رحیم مشایی، محمدرضا رحیمی، علی‌اکبر جوانفکر و بعدها شکایت جنجالی ایرنا، کیهان را به‌خاطر همین افشاگری‌ها به دادگاه کشاندند.

شکایاتی که از کیهان شده را می‌توان در چند بخش کلی تقسیم‌بندی کرد. اکثریت اتهامات از نوع جرایم علیه حیثیت معنوی اشخاص است. بخش کلان این شکایات در نشر اکاذیب (موضوع ماده 698 قانون مجازات اسلامی) مشاهده می‌شود و بخش دیگر را می‌توان در سایر عناوین کیفری مانند افترا(موضوع ماده 697قانون مجازات اسلامی)، توهین(موضوع ماده 608 قانون مجازات اسلامی) و دیگر جرایم عمومی و مطبوعاتی خلاصه کرد.

بخش عمده‌ای از اتهاماتی که کیهان را به دادگاه کشانده،نشر اکاذیب بوده‌ است. مهم‌ترین دعاوی که در این زمینه مطرح شده، عبارتند از:
1- ادعای رابطه سیدمحمد خاتمی با جرج سوروس
2- ادعای نفوذ فتنه‌گران در بیت شریف حضرت امام و مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی و اقدامات خیانت‌بار در این مجموعه
3- ادعای ارتباط علیرضا بهشتی (مشاور میرحسین موسوی) با آمریکا

4- متهم نمودن خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران(ایرنا) به این‌که تبدیل به «تریبون جریان انحرافی» شده‌است.
5- ادعای رفتار غیراخلاقی و غیرمناسب ابطحی (معاون پارلمانی دولت سیدمحمدخاتمی) در خارج از کشور و اخذ سه میلیارد تومان تراکم در دوران شهرداری ملک‌‏مدنی
6- انتساب وابستگی و ارتباط تشکیلاتی با اسرائیل به عمادالدین باقی و اعضای انجمن دفاع از حقوق زندانیان

7- ایراد تهمت و افترا به عماد افروغ
8- شکایت اسفندیار رحیم مشایی از روزنامه کیهان به دلیل خبری با عنوان «درخواست استفاده از عامل سیا»و ...

بخش دوم شامل سایر دعاوی است که با عناوین مختلف مجرمانه کیهان را به دادگاه کشاندند. برخی از این دعاوی عبارتند از:
1- انتساب نام «روباه پیر» به شرکت بین‌‏المللی ایثارگران. البته شریعتمداری در دادگاه عنوان کرد به کار بردن واژه «روباه پیر» برای این کلاهبرداری‌‏ها، واژه‌‏ای محترمانه است.
2- توهین به محمدرضا شجریان با انتساب عنوان وطن‌فروش

3- شکایت رئیس جبهه‌ مشارکت قم از کیهان به دلیل توهین در مقاله‌ای تحت عنوان «مسئول حزب، جیب تشکیلات را زد».
4- پیگیری کیفری مدیرمسئول روزنامه به دلیل چاپ مطلبى که در آن به شبکه‌هاى مختلف داخلى و خارجى با ذکر اسامى اختصارى ـ و بعضاً کامل ـ به نقل‌قول از تعدادى اعضاى فریب‌خورده این شبکه‌ها اشاره شده‌است. صرف‌نظر از واکنش سایت‌ها و رادیوهاى بیگانه و بعضاً گروه‌هاى داخلى و صرف‌نظر از صحت‌وسقم این مطالب به لحاظ عدم رعایت تشریفات قانونى و ...

این‌ها تنها نمونه‌ای اندک از حجم زیادِ شکایاتی است که کیهان را پشت میز محاکمه کشاند.

به لحاظ شکلی، ایراداتی در رسیدگی به شکایاتی که علیه کیهان مطرح شده‌بود، مشاهده می‌شد. رسیدگی به شکایات متعدد به لحاظ آیین دادرسی باید به‌صورت جداگانه انجام می‌شد، چراکه نه موضوع واحد بود و نه شاکی و متهم واحد داشت.

اما این طور نشد و رسیدگی به اتهامات علیه روزنامه کیهان به‌صورت یکجا و در رسیدگی واحد برگزار شد. ازاین‌رو هم در شعبه 1083 دادگاه عمومی استان تهران به تصدی قاضی حسینیان (سال 1388) و هم در شعبه 76 دادگاه کیفری استان به ریاست قاضی مدیر‌خراسانی (سال 1389) شاهد رسیدگی واحد به پرونده‌های مجزا هستیم.

از سوی دیگر با نگاهی به نام شاکیان و موضوع شکایات خواهیم دید که گاهی تا 10 سال از وقوع جرم گذشته، مسئولیت افراد تغییر کرده و در بسیاری از موارد شاکیان دیگر در ایران نیستند. از این رو شکایت ساکنان کوی دانشگاه در سال 78 یا شکایات عضو شورای شهر اول تهران نیز از روزنامه کیهان در سال 88 رسیدگی شد.

شکایات علیه کیهان داستان واحدی نداشت. بسیاری از شاکی‌ها بعد از شکایت انصراف داده‌اند. انصراف رحیمی از شکایتش علیه شریعتمداری از این دست بود. از سوی دیگر همه شکایت‌ها سیاسی نبود.

برای مثال شخصی بنام «خسرو فلاحیان» مدعی شد، ذکر مطلبی کذب در تاریخ 6/6/80، موجب اخراج وی از اداره اوقاف همدان شد. در راستای درج همان خبر، شخص دیگری نیز به نام "زهره سماواتی" مدعی شد، مطلب منتشره در روزنامه کیهان موجب شد که شوهرش، وی را طلاق دهد.

شاکیانِ کیهان اما بسیار متنوع‌اند. از جریان‌های مختلف سیاسی گرفته تا مقامات عمومی سازمان‌ها، وزارت‌خانه‌ها و نیز اشخاص خصوصی غیرسیاسی. در این لیست طولانی نام مدیرعامل گروه قطعات فولادی ایران، وزارت اطلاعات، وزارت علوم تحقیقات و فناوری و معاون پشتیبانی و حقوقی امور مجلس (دولت اصلاحات)،مدیرکل حراست شهرداری تهران،دانشگاه تهران و بعضی از دانشجویان حادثه‌دیده در فاجعه کوی دانشگاه تهران،سرپرست مدیریت حقوقی دانشگاه تهران،انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، اداره کل حفاظت محیط زیست مازندران، بانک رفاه کارگران،شورایاران اسلامی شهرک قلعه حسن‌خان گرگان،شورای اسلامی شهر پارس‌آباد مغان استان اردبیل،اتحادیه اسلامی دانشجویان و دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی دیده می‌شود.

از سوی دیگر برخی شخصیت‌های سیاسی و فکری در ایران مثل خاتمی از یک سو و اسفندیار رحیم مشایی، محمدرضا رحیمی و علی‌اکبر جوانفکر از سوی دیگر و نیز شخصیت‌هایی چون عماد افروغ در آن به چشم می خورند.

اما هرچه هست، ادامه‌دار بودن چنین روندی نمایان است. قطار افشاگری‌های کیهان و انجام وظیفه مطبوعاتی‌اش (به زعم نظر مسئولان روزنامه کیهان) ایستگاهی ندارد! شاید تاریخ، تنها دادگاهی باشد که برحق بودن کیهان یا شاکیانش را روشن کند!

همشهری ماه

کد خبر 146166

برچسب‌ها