مهدی تهرانی : بیم و امیدهای برگزاری کن 63 در سال 2010 قبل از برگزاری این مهمترین ، جدی ترین و معتبرترین فستیوال سینمای جهان ؛به حدی برای مدیران و برگزارکنندگان دغدغه ایجاد کرده بود که به نوعی باعث شد تمام این استرس ها باعث شود بازهم کن به جاده خاکی بزند.

فستیوال فیلم کن

فیلترینگ فوق العاده سخت برای انتخاب فیلم های بخش مسابقه و قرار دادن بخش های بسیار متنوع و هم چنین احترام برانگیز مانند بخش فیلم های کلاسیک کن 63 ؛ هیچکدام نتوانست کن را از استیصال نجات دهد. حتی حضور رابرت دنیروی افسانه ای هم به عنوان رئیس هیات داوران نتوانست آن انتظاری که از کن 63 میرفت را برآورده کند.

حالا مگر چه اتفاقی افتاده بود که همگی به کن 63 به عنوان یک فصل تازه و حتی یک سکوی پرتاپ و خون رسانی مجدد نگاه میکردند را می توانید در اینجا بخوانید این یادداشت تحلیلی که سال گذشته همین ایام تقدیم کرده بودم به بررسی این انتظار می پردازد.

کن 64 نیز در حالی شروع می شود که گویی بازهم دست اندرکاران همه چیز را از بیخ و بن تغییر داده اند اما با یک نگاه عمیق تر میتوان دریافت که نه ؛ احتمالا هیچ چیز تغییر نکرده است. شعار خون تازه در همه جشنواره های کن دیگر شعاری بیش نیست . بیست فیلم بخش مسابقه به نحو بی سابقه ای از کارگردانانی تشکیل شده که پیش از این یا سابقه ی حضور در کن را به کرات دارند و یا اینکه در جشنواره های دیگر سینمایی ( جشنواره هایی که سرشان به تنشان می ارزد) آثارشان به موفقیت رسیده است و در یک کلام هرگز گمنام نیستند. این به مانند بیست سال اخیر کن ؛ به ذات این فستیوال آسیب می زند.

تا دو دهه پیش حداقل در فهرست فیلم های بخش مسابقه به 10 فیلمساز بر میخوردیم که هرگز نامی از آنها نشنیده بودیم اما کیفیت کاری شان به نحوی بود که به بخش مسابقه کن راه می یافتند و پس از تبدیل می شدند به یک فیلمسازی که قرار است برای سینمای جهان چه برای خلق آثار سرگرم کننده و چه برای آفرینش فیلم های هنری دست به کار شوند. در حقیقت قولی که مدیران و دست اندرکارن کن ئر طی این دو دهه به علاقمندان سینما داده اند ؛ هر سال محکم تر از سال قبل بیان می شود و در عمل اما ؛ پیاده سازی اش فراموش می گردد . اگر یادداشت بالا را بخوانید به برخی از این المنت های زیر پا گذاشته شده بر می خورید. میانگین سنی کارگردان های شرکت کننده در کن 63 ؛ چیزی حدود 57 سال بود و این میانگین برای دوره 64 ؛ تقریبا حدود 54 سال است.

در چینش و انتخاب 20 فیلمی که که در مهمترین بخش کن 64 قرار گرفته اند یعنی بخش مسابقه ؛ اتفاق عجیب حضور 5 فیلم از کشور فرانسه است. پس از میزبان؛ آمریکا ؛ ایتالیا و ژاپن هرکدام با 2 فیلم بیشترین سهم را دارند و 9 سهمیه دیگر برای کسب مهمترین جایزه ی هنری سینما یعنی نخل طلایی کن ؛ مربوط است به فیلمسازانی از کشورهای ترکیه ، اسرائیل،بلژیک ،استرالیا ،اتریش ،دانمارک، فنلاند، اسپانیا و انگلستان.

اگر حضور 6 فیلم از سینمای محتضر فرانسه در سال گذشته در بخش مسابقه کن 63 ؛ صدای همه را درآورده بود ؛ حالا در کن 64 ؛ فرانسوی ها 5 فیلم روانه کرده اند به عقیده ی بسیاری از منتقدان نهایت بی کفایتی مدیران را می رساند؛ چنانچه پیش از این قول داده بودند سهم سینمای فرانسه مانند سالهای دور هرگز بیش از 3 فیلم نباشد. جدای از این افزایش سهم سینمای آمریکا به دو فیلم جالب توجه است . همانگونه که عدم حضور سینمای روسیه ؛ چین و کره جنوبی به عنوان سوگلی های اخیر کن در بخش مسابقه بسیار عجیب به نظر میرسد. یادتان هست ؟ در کن 63 وقتی کره جنوبی با دو فیلم در بخش مسابقه شرکت کرده بود آه از نهاد بسیاری از غایبان از جمله ایرانی جماعت در آمد. ب

ه نظر می رسد دیگر باید حضورمان را در کن را با یادآوری سال های خوش گذشته مانند سال 1997 و با طعم گیلاس خوش کنیم. دوران ماه عسل ما همانگونه تمام شد که ماه عسل کره ای در بخش مسابقه به سر آمد و حالا نویت چشم بادامی های کشور آفتاب تابان است که در کن 64 جولان بدهند . بله !سینمای ژاپن با دوفیلم در بخش مسابقه نشان می دهد که خیلی خیلی حالش خوب است.

به لحاظ جهانی نیز تفییر چندانی در این بخش و فیلم ها و کشورهای شرکت کننده وجود ندارد. سال گذشته آفریقا و اقیانوسیه نماینده ای در بخش مسابقه نداشتند و این بار هم آفریقایی ها سرشان بی کلاه مانده ولی استرالیا نماینده دارد. سهم قاره آسیا نیز افت داشته است. در کن 63 کره جنوبی با دو فیلم ؛ ژاپن ، تایلند و چین نیز هرکدام با یک فیلم ، در مجموع 5 فیلم برای قاره کهن سهم آوری داشتند ولی در کن 64 این رقم به 3 اثر ؛ کاهش یافته است : ژاپن دو فیلم دارد و ترکیه هم یک فیلم.

این نکته بسیار ضروری را هم یادآوری کنم که حضور در کن به عنوان یک فیلمساز در بخش مسابقه اگرچه یک موفقیت رسمی تلقی می شود اما موفقیتی به تنهایی شخصی نیست و به ملیت فرد هم مربوط است. در کن پرچم کشورهای شرکت کننده برافراشته می شود و کارگردان و ملیت آن است که مهم است . از این روست که تعداد فیلم ها و سهم کشورها و حتی قاره ها را من بررسی و تحلیل کردم. به نظر می رسد سینمای آسیا به نوبت در کن ماه عسل داشته باشند. مدتی حدود 5 سال سینمای ایران در کن جولان می داد و صرفنظر از اینکه این موفقیت چقدر با استقبال مدیران سینمایی خودمان روبرو شد و چقدر باعث رشد و اعتلای سینمایمان ؛ ولی نام ایران را در دنیای بسیار بسیار بزرگ هنر هفتم تا به عرش بالا برد. حضور چتر بازی در کن و حضور در فیاپ ( اجلاسی که همه ساله در کن و در خلال برگزاری این فستیوال انجام میگیرد و در آن تهیه کنندگان سینمایی حضور دارند و اصلا به اجلاس تهیه کنندگان معروف هست) اگرچه لازم و عالی است ولی هیچ بازخوردی برای سینمای ایران ندارد.

اگر داشت از این همه حضور حداقل سر انگشتی سینمای ایران در زمینه های بازاریابی و امور مرتبط با آن سود می برد. نمیدانم ؛ شاید بازهم ماه عسل ایرانی در کن به وقوع بپیوندد و شاید هم نه. ولی با این همه رقیب بعید است ما بتوانیم سینمای دولتی مان را کشان کشان به جشنواره های معتبر بکشانیم. چه کنیم که درد نقدینگی سینمای ایران با یک یا دو نسخه درمان نمیشود و متاسفانه باید منتظر معجزه بنشینیم.

کد خبر 134416

برچسب‌ها