همشهری آنلاین: دومین نشست نقد موسیقی که به نقد و بررسی آلبوم "گریز" با صدای نادر گلچین و آهنگسازی فریدون شهبازیان اختصاص داشت، غروب دوم دی ماه با استقبال گسترده اهالی موسیقی و مطبوعات در فرهنگسرای شفق برگزار شد.

به گزارش همشهری آنلاین در این نشست که اجرای آن به عهده ، فاضل جمشیدی خواننده موسیقی ایرانی بود.

وی ضمن مغتنم خواندن حضور نادرگلچین پس از سال ها دوری از صحنه موسیقی کشور، گفت: نقد موسیقی حرکت نویی در کشور ما نیست ولی با اطمینان می گویم که دراین خصوص بسیار کم کار شده است.

گلچین و سالها دوری

پس از سخنان مجری، نادر گلچین به سخن درآمد و اظهار کرد: به لطف دوستداران موسیقی، پس از سالها گوشه گیری به میان شما آمده ام. فریدون شهبازیان هم در تأیید سخنان همکار قدیمی اش گفت: پس از انقلاب اکثر قریب به اتفاق هنرمندان موسیقی منزوی شدند و در صحنه نبودند. وقتی هنرمند در صحنه نباشد، خود به خود، مردم او را فراموش می کنند.

تکرار

نخستین ایراد وارد بر "گریز"  تکرار راپسودی سنتور بود که پیش از این در آلبوم "جام تهی" از همین آهنگساز و با صدای استاد محمدرضاشجریان شنیده بودیم.

شهبازیان در پاسخ گفت: این راپسودی با دو اجرای مختلف در دو نوار گنجانده شده است. در جام تهی، استاد فرامرز پایور نوازندگی سنتور را بر عهده داشتند و در اجرای مربوط به گریز، خانم بهناز ذاکری( ازشاگردان استاد پایور) سنتور نواختند و ضمن اینکه این کار دانشجویی بود.

 وی همچنین در خصوص اینکه چرا نام فرهنگ شریف و رحمت ا... بدیعی به عنوان تکنوازان آلبوم گریز در جلد آن درج نشده است، گفت: من معمولاً پیش از انتشار نوار، نسخه نهایی جلد آن را مرور می کنم ولی در این مورد خاص چاپ نهایی بدون مشورت با من انجام شد.

گوش خراب مردم

از شهبازیان سوال شد با توجه به اینکه گریز سی و پنج سال پیش تولید شده است آیا امروز می تواند در شرایط فعلی پاسخگوی نیاز عمده جامعه باشد؟ و شهبازیان صراحتاً پاسخ داد خیر. وی در توضیح سخن خود افزود: پیش از این بارها گفته ام که ما مردم را به موسیقی بد عادت دادیم. مردم جامعه ما گوش موسیقایی خود را از دست داده اند.

زمانی که من در تلویزیون مسئولیت داشتم، یک مجموعه کارهای پاپ را با همکاری جوانان شکل دادم که مورد اقبال جامعه قرار گرفت و در مقطعی توانست با محصولات پاپ آنسوی مرز رقابت کند. در کل آن نوع موسیقی بد نبود ولی در ادامه دیدیم که جریان پاپ شکل عوض کرد. در واقع ما امکان شنیدن موسیقی خوب را از مردم گرفتیم. به همین دلیل الان اگر یک یا چند کار خوب هم منتشر شود، نمی تواند گوش خراب مردم را اصلاح نماید.

 بنابراین من ادعا ندارم که این کار پاسخگوی بخش عمده ای از جامعه باشد ولی چنانچه از این دست کارها منتشر شود می تواند به اصلاح موسیقی شنوایی مردم کمک بکند.

علت کناره گیری گلچین

از دیگر پرسش های مطرح شده، علت کناره گیری نادر گلچین از صحنه موسیقی کشور در سالهای پس از انقلاب بود. گلچین در این خصوص اظهار داشت: من عضوی از وزارت فرهنگ و هنر بودم سالها در این وزارت خانه با ارکسترهای مختلف همکاری داشتم. آن موقع به اقتضای جوانی حس و حال فعالیت در من زیاد بود ولی با نزدیک شدن به ایام پیری خود به خود میل به فعالیت های هنری کاهش یافت.  در ظاهر اینطور نشان نمی دهم ولی به قول شاعر "بر ظاهر آباد من امید مبند   من خانه ویرانه ام از من بگریز"

همین آلبوم گریز را من در شرایطی خواندم که حال و هوای خاصی داشت و آن حال و هوا همیشه میسر نمی شود تا آدم کاری به انجام برساند. گلچین همچنین در خصوص استقبال مردم از آلبوم جدیدش گفت: اگر عده ای از این کار خوششان آمد، دلیلی نمی شود که کار مورد پسند همگان واقع شده است. هیچگاه همه مردم از یک اثر واحد استقبال نمی کنند.
 
سپس شهبازیان با ضمن تشریح اوضاع موسیقی در 27 سال اخیر درباره موسیقی مبتذل گفت: به اعتقاد من موسیقی مبتذل اساساً وجود ندارد. آنچه که می تواند به یک موسیقی آسیب وارد کند یکی متن و شعر نامناسب است و یکی هم ملودی و ریتم های بیگانه با فرهنگ ملی. جریان انقلاب می توانست با این ذهنیت به کمک موسیقی ایرانی بیاید و کمک کند تا این موسیقی در شرایط جدید، راه خود را بیابد که متأسفانه چنین نشد و آنگاه چگونه توقع داریم در چنین جامعه ای، آثار ماندگار و تأثیر گذار به فراوانی تولید شود؟ آیا پس از انقلاب موقعیتی پیش آمد تا من از امثال گلچین دعوت به کار بکنم؟

مجری برنامه با اشاره به برخی آثار ماندگار پس ا زانقلاب، شهبازیان را متهم به کم کاری کرد که وی نپذیرفت و پاسخ داد: شرایط برای آهنگسازان مساوی نیست. اگر چنین بود شما حق داشتید مرا به کم کاری متهم کنید. در ادامه از وی سوال شد چرا آلبوم گریز فاقد یک یا دو تصنیف است؟ آیا وجود تصنیف باعت جذب مخاطب بیشتر نمی شد؟

 شهبازیان ضمن پذیرش این ایراد گفت: من دوست داشتم این کار با یک شعر دنبال شود. فضای شعر "سایه" به گونه ای بود که نمی خواستم شعر دیگری را در قالب تصنیف کنار آن بگذارم. با این وجود قبول دارم که وجود یک یا دو تصنیف باعث جذاب تر شدن کار می شد. ضمن آنکه شعر آقای سایه[هوشنگ ابتهاج] هم خود د رحکم نوعی تصنیف عمل می کند.

صدای مرحوم منوچهر همایون پور

میزان تأثیر پذیری نادر گلچین از خواننگان پیشکسوت یکی از پرسش های مطروحه بود. گلچین در این خصوص اظهار داشت: از صدای منوچهر همایون پور خیلی خوشم می آمد. ایشان تسلط زیادی به شعر داشتند و با عنایت به معنی آن، خوانندگی می کردند. از شنیدن آثار امین ا... رشیدی هم لذت می بردم ولی در نهایت مثل خودم می خواندم. 

وی با انتقاد از انبوه پروری در آواز ایرانی ادامه داد: به تازگی شنیدم سه هزار نفر برای شرکت در کلاس آواز یکی از اساتید موسیقی ایرانی نام نویسی کرده اند. اگر به فرض همه اینها بتوانند به محضر استاد نایل شوند خروجی کار، تعدادی خواننده یکرنگ خواهد بود و این جالب نیست که جمعیتی از خوانندگان جوان مثل هم بخوانند.

گلچین با اشاره به تفاوت شیوه های آموزش  موسیقی آوازی ایرانی و نوع کلاسیک رایج در غرب افزود: در آواز کلاسیک که دوستان من مثل زنده یاد حسین سرشار دوره آن را دیده بودند، تکنیک صدا و تقویت اندام مرتبط با حنجره انسان از جمله ماهیچه های شکم، بسیار ضروری است اما در موسیقی ایرانی ما با نگرش دیگری مواجه هستیم. در آواز ما خوانندگی به صدا خلاصه نمی شود.

 خواننده باید شعور شعری داشته باشد و هنگام خواندن آواز تا حد ممکن به جوهره شعر شاعر نزدیک شود.  در آواز ایرانی این خیلی مهم است که شعر چه پیامی را در بر دارد. چرا اصولاً می گوییم تلفیق شعر و موسیقی و نمی گوییم تلفیق موسیقی و شعر؟ برای اینکه شعر برای ما ایرانی ها اهمیت زیادی دارد و تقدم آن بر موسیقی هموارهً آشکار است.

ایراد های جزیی

یکی از حاضران با اشاره به آواهای ششگانه صدادار و بی صدا از گلچین پرسید چرا روی واژه "وصل"  تحریر داده است. تحریری که به زعم وی زیبا و تأثیرگذار نیست. نادر گلچین ضمن قبول این انتقاد گفت: می خواستم اجرا ی آواز کمی متفاوت باشد. ضمن اینکه اجراهای آن زمان من همگی بداهه بودند و از قبل روی آنها فکر نمی کردم که واژه ها را چگونه ادا کنم.

همین آوازی که در "گریز" می شنوید، یک بار اجرا شد. مثل امروز نبود که یک قطعه را بارها در استودیو بازخوانی کنند.

فریدون شهبازیان هم برای کمک به همکار قدیمی اش وارد بحث شد و گفت: از این ایرادهای جزئی همیشه در آثار موسیقایی وجود دارد. زیرا شرایطی به وجود می آید که آهنگساز یا خواننده ناچار می شود گاهی شعر را فدای ملودی کند و گاهی بر عکس ملودی فدای شعر بشود. به نظر من این موضوع مشکلی ایجاد نمی کند. مهم آن است که اثر نهایی به دل بنشیند.

نقد اثری از سه دهه پیش؟

یکی از حاضران با خطاب قرار دادن مجری برنامه گفت: چرا شما اثر مربوط به سه دهه پیش را برای نقد و بررسی انتخاب کرده اید؟

پاسخ این پرسش به سید ابوالحسن مختاباد ،یکی از طراحان برنامه  نقد نغمه، محول شد که وی چنین پاسخ داد: هر اثر به هنگام انتشار یک اثر نو محسوب می شود. بنابراین باید مورد نقد و بررسی قرار گیرد. همین الان اگر یک اجرای جدید از آثار بتهون را یک ارکستر سمفونیک ازکشوری خاص اجرا کند طبیعی است که کار تازه ای کرده است  و می توان با آن مثل یک کار جدید برخورد و نقدش کرد. ضمن اینکه برخی از آثار موسیقی ایرانی نقطه عطفی در موسیقی ما هستند ،‌آثاری مثل گل صد برگ، بیداد، شور انگیز و دستان  و لازم است به بهانه هایی آنها را مورد نقد و بررسی قرار داد.

به نظر من گریز یکی از این نمونه کارهاست که حتی با وجود سی و پنج سال از تولید آن ارزش بحث و بررسی را دارد. چرا که از نخستین کارهایی است که شعر نو را با موسیقی تلفیق کرده است.

مهدی آذرسینا آهنگساز و نوازنده کمانچه که دومین حضورش در نقد نغمه را تجربه می کرد از بیت اول آواز بیات اصفهان به عنوان یک تلفیق خوب یاد کرد و از بیت دوم همین آواز اشکال گرفت. گلچین در پاسخ وی گفت: من هنگام اجرای آواز بسیار تحت تأثیر موسیقی آقای شهبازیان بودم. ضمن اینکه اشاره کردم ما آوازها را از قبل تمرین نمی کردیم. همان اجرای نخستین ضبط شد و شما الان می شنوید.

شان مجلس ، شان مدیران فرهنگی

سید عباس سجادی مدیر موسسه نغمه شهر با حضور در جایگاه ضمن سپاسگزاری از حضور هنرمندان د ر مجلس گفت: حضور شما به این سالن معنی داده است. نظیر این مکان در شهر تهران زیاد داریم که بدون حضور هنرمندان، همچون یک انباری به چشم می آیند. من از این توجه اهالی هنر سپاسگزاری می کنم و امیدوارم این حرکت نوپا را رسانه ها پی گیر باشند و ما را در ارتقاء کیفیت برنامه یاری نمایند. سجادی با انتقاد از مدیران فرهنگی کشور گفت: در چنین نشست هایی هیچ گاه نگران سیاسی شدن بحث نباشید.

انتقاد از عملکرد مدیران فرهنگی کشور به معنی انتقاد از نظام جمهوری اسلامی نیست. مدیران ما باید در قبال مسئولیت خویش پاسخگو باشند. ما از ابتدای سال جاری تا کنون 15 برنامه موسیقایی در موسسه نغمه شهر در خصوص بزرگداشت پیشکسوتان موسیقی ایران برگزار کردیم که یک با مدیر موسیقی تلویزیون و یا ارشاد در آن حضور نیافتند. البته مدیران ما باید توجه داشته باشند که مجلس هنرمندان با حضور ایشان شأنی نمی یابد. بلکه بر عکس این مدیران هستند که با حضور در چنین مجالسی، با شأن و منزلت می رسند.

حاشیه های نشست:

 -به رغم بارش شدید باران جمعیتی نزدیک به  200 نفردر سالن حاضر شدند که شش برابر تعداد حاضران برنامه اول بود. جالب توجه این که پیش از این برنامه تجلیل از ناشران‌در همین سالن برگزار شده بود که تعداد حاضران در آن برنامه از انگشتان دو دست هم تجاوز نمی‌کرد.

-حضور چهره های صاحب نام موسیقی نیز دراین برنامه بیش از گذشته بود ؛افرادی چون داوود گنجه ای، مهدی آذرسینا، امین ا... رشیدی، وارطان ساهاکیان، جواد بطحایی، حسین پرنیا، محمدرضا چراغعلی، امیر کریمی، آرش سزاوار ،‌امین الله رشیدی، روحبخش، مهدخت مخبر  و ... د راین نشست حاضر شده و تا پایان برنامه نشستند.

- بنا بر خبر های قبلی قرار بود سید علیرضا میر علینقی به عنوان منتقد در کنار شهبازیان به نقد این آلبوم بپردازد که اعلام شد وی به دلیل ابتلاء به آنفلوآنزای شدید نتوانسته است در برنامه حاضر شود. لذا مجری برنامه  و نیز برخی از حاضران در نشست  بخشی از وظایف منتقد غایب را به عهده گرفتند.

-کیوان پهلوان پژوهشگر موسیقی نواحی ایران یکی دیگر از حاضران جلسه ضمن تأیید سخنان ابتدایی شهبازیان گفت: ما هنوز تعریف روشنی از موسیقی و پیرامون آن نداریم. منتقد نداریم و نمی دانیم نقد دقیقاً به چه معنی است. خیلی خوب است که اینگونه نشست ها را ادامه دهیم تا در آینده شاید نتیجه ای حاصل شود. من از همه دوستان خواهش می کنم یک مقدار سعه صدر داشته باشند تا کار به فرجامی خوش برسد.

-امین ا... رشیدی خواننده قدیمی نیز بر خلاف عرف برنامه  با حضور در جایگاه ضمن مغتنم خواندن این نشست گفت: من سال ها به دنبال این بودم که نادر گلچین را از نزدیک ببینم و هیچ گاه نشانی از وی پیدا نمی کردم. خیلی خوشحالم که امروز به بهانه نقد آلبوم "گریز" ایشان را دیدم.

 -از شهرداری تهران و موسسه نغمه شهر نیز سپاسگزارم که به جای وزارت ارشاد قبول زحمت کردند و این نشست ها را برگزار می کنند. رشیدی در ادامه صحبت هایش بحث موسیقی زنده و مرده را پیش کشید. به اعتقاد وی موسیقی صد سال پیش اگر در دل و جان مردم برقرار باشد، یک موسیقی زنده است و موسیقی تولید شده در هفته پیش اگر امروز فراموش شود، یک موسیقی مرده به حساب می آید.

 -موسیقی زنده ذهن انسان را بیدار می کند و موسیقی مرده پژمردگی به ارمغان می‌آورد. موسیقی زنده رنگ سبز دارد و موسیقی مرده همیشه خاکستری است. امین ا... رشیدی در پایان با ذکر خاطره ای گفت: زنده یاد منوچهر همایون پور از اجرای تصنیف مرغ سحر نادر گلچین خیلی خوشش می آمد. می گفت خیلی ها این تصنیف را خوانده اند ولی اجرای نادر گلچین به دلم نشسته است.

-پدر فریدون شهبازیان که از جمله نوازندگان شناخته شده ارکستر به شمار می رفت هم برای دیدن این برنامه به فرهنگسرای شفق آمده بود.

 -در میانه سخنان عباس سجادی نوشته ای خوانده شد که نویسنده آن مدعی بود این مجلس همه‌اش تعارف است که سجادی گفت شما تعارف نکنید و  اگر نقدی دارید همین الان بیان کنید.

کد خبر 11906

برچسب‌ها