گروه حوادث: مردي كه در پي اختلاف مالي، يك تاجر هندي را در محل كارش به طرز فجيعي به قتل رسانده بود، صبح ديروز در شعبه ۷۴ دادگاه كيفري استان محاكمه شد.
به گزارش خبرنگار ما، در اين دادگاه كه به رياست قاضي ياورزاده و چهار مستشارش به نام هاي رحيمي، كوه كمره اي، سبزواري و باقري برگزار شد، مجيد ج (۴۹ ساله) متهم است كه همكارش را كه كولتارن سينگ انند نام دارد و يك تاجر هندي بود را در تاريخ ۱۵/۵/۸۲ با ضربات متعدد چاقو به قتل رسانده است.
در ابتداي جلسه دادگاه، نماينده دادستان كيفرخواست را به صورت لايحه تقديم دادگاه كرد و سپس اولياي دم پس از حضور در جايگاه، به طرح شكايت خود پرداختند: شكايت من از مجيد است كه در تاريخ ۱۶/۵/۸۲ شوهرم كورلتان سينگ(۵۱ ساله) را عمداً به قتل رسانده است. تقاضاي صدور حكم قانوني در مورد متهم را دارم چون شوهر من عمداً به قتل رسيده است، تقاضا دارم كه قاتل وي قصاص شود.
اولياي دم شوهرم من هستم و پسرش به نام سيپستن (۲۰ ساله) و پورسيما (۱۵ ساله) كه پورسيما هم اكنون در هند است و مادر همسرم كه در هند است و نمي توانند در دادگاه حاضر شوند.
قاضي: آيا اموالي از شوهرت به سرقت رفته است؟
همسر مقتول: بله، اسناد، مدارك، پول نقد و تراول بوده كه حسب اظهارات خود مجيد پس از ارتكاب قتل آنها را با خود برده است. گردنبند همسرم نيز به سرقت رفته است. اسناد و مدارك ديگري هم احتمالاً به سرقت رفته كه من نمي دانم.
قاضي: اختلافي با هم داشتند؟
همسر مقتول: هيچ اختلافي نداشتند حتي ۱۵ روز قبل از حادثه، لاستيك خودرواش خراب شده بود كه مجيد كمكش كرد.
قاضي: آيا در مداركي كه پيدا كرديد، شما سندي را كه مقتول از مجيد داشته باشد، پيدا كرديد؟
همسر مقتول: من رسيدي را ديدم كه در آن نوشته شده بود، من از سردار مقداري پول گرفته ام و مجيد زير سررسيد را امضاء كرده بود.
قاضي: رسيد را كجا پيدا كرديد؟
همسر مقتول: بعد از آن كه جنازه همسرم بيرون رفت و دفتر او را مي گشتم و دنبال سرنخي براي كمك به پليس مي گشتم، جزو كاغذهاي شوهرم كه به منزل برده بودم، رسيد را پيدا كردم و به پليس ارائه دادم.
قاضي: كاغذ خون آلودي كه اثر انگشت شخصي روي آن بود و بعداً معلوم شد متعلق به مجيد است، شما پيدا كرديد؟
همسر مقتول: پليس پيدا كرد.
قاضي: بعد از واقعه قتل شما با مجيد تماس گرفتيد؟
همسر مقتول: خير، تماسي نگرفتم. ضمناً طبق تحقيقاتي كه به عمل آمد، سردار روز پنج شنبه به قتل رسيد و من روز جمعه با مأمورين به محل كارش رفتم و جنازه اش را پيدا كردم. روز شنبه بعدازظهر، تلفن خانه ام زنگ خورد و فرد ناشناسي گفت مي خواهم با خانم سردار صحبت كنم. گوشي را گرفتم فردي به من گفت: «من سردار را كشته ام، كسي به من پول داده تا او را بكشم و از اين كار پشيمانم» و گوشي را قطع كرد. چند روز بعد وقتي به آگاهي رفتم، از مجيد تحقيق مي شد، من در آن لحظه احساس كردم صدا آشناست و احتمالاً همان كسي است كه به من تلفن زده بود. دادگاه در ادامه خطاب به پسر مقتول از او خواست تا در جايگاه حضور يابد، وي گفت: از متهم شكايت دارم. وي پدرم را به قتل رسانده و اموالش را به سرقت برده است. تقاضاي حكم قصاص دارم. دليل من محتويات پرونده است.
قاضي: آيا در زمان واقعه قتل شما در ايران بوديد؟
پسر مقتول: خير، هندوستان بودم.
سپس وكيل اولياي دم- محمدرضا قاسميان- در جايگاه ايستاد و در دفاع از موكلشان گفت: من به وكالت از اولياي دم از مجيد به اتهام قتل عمدي و سرقت اموال مقتول كه با استفاده از سلاح صورت گرفته بود، شكايت دارم و با اصرار موكلين تقاضاي قصاص و با توجه به متعدد بودن جرايم ارتكابي تقاضاي اشد مجازات را دارم.
در ادامه جلسه دادگاه متهم به قتل در جايگاه ايستاد و ضمن معرفي خود خطاب به قاضي گفت: مجيد (۴۹ ساله) هستم و داراي شركت توليدات خودرو در اكباتان بودم. فاقد پيشينه كيفري و متأهل هستم.
قاضي: حسب مفاد كيفرخواست ،۴۶۹ صادره از دادسراي امور جنايي تهران اتهام شما قتل عمدي كولتارن سينگ در مورخ ۱۵/۵/۸۲ در خيابان اميركبير روبه روي خيابان ملت در اثر ضربات چاقو و سرقت اموال وي قرائت و تفهيم مي شود. آيا اتهام را قبول داري يا خير؟
متهم: اتهام قتل را قبول دارم. اما سرقت را قبول ندارم.
قاضي: درگيري شما با مقتول چگونه اتفاق افتاد و چرا؟
متهم: من در سال ۷۷ مبلغ ۳ ميليون تومان پول به آقاي كولتارن سينگ داده بودم، چون وي در كار خريد و فروش لوازم يدكي خودرو بود و قرار شد با اين پول كار كند و سودي هم به من بدهد كه اين امر صورت گرفت و من سودم را از وي مي گرفتم. در تاريخ ۳۱/۴/۸۲ من از ايشان خواستم كه ۳ ميليون پولم را پس دهد و ايشان هم ظاهراً قبول كرد. نمي دانم او تلفن زد يا من تلفن زدم كه رسيد پول را برداشتم و به دفتر محل كار ايشان رفتم. در دفتر كار حدود ساعت ۱۱ صبح بود كه نشسته بودم با ايشان صحبت كردم. مقتول رفت بانك و برگشت. رسيدي را كه قبلاً به من داده بود، گرفت. بعد از آن من منتظر بودم كه پولم را بدهد. به چند جا تلفن زد. بعد گفت كه هفته آينده پولت را مي دهم.
من از او خواستم براي هفته آينده چك به من بدهد. ايشان، از اين پيشنهادم ناراحت شد و خواستن چك از ناحيه من را توهين تلقي كرد. عصباني شد و شروع كرد به گفتن حرف هاي زشت. مشاجره بين من و او كم كم بالا گرفت. او همچنان توهين مي كرد. من مي خواستم بيرون بيايم. چشمم به چاقو افتاد و يكي از چاقوها را برداشتم.
وي در ادامه در حالي كه گريه مي كرد افزود: فقط مي خواستم او را بترسانم. به طرف او رفتم. وي در آن لحظه به طرف تلفن همراهش رفت. فكر مي كنم دكمه اش را زد مي خواست از كسي كمك بگيرد. زير دستش زدم. موبايل رها شد و به ديوار خورد. چراغ آباژور را برداشت. آن را هم از او گرفتم. چون به مادرم توهين كرد، در يك لحظه با ضربات كارد او را زدم.
قاضي: چند ضربه زدي؟
متهم: نمي دانم. اولين ضربه را به شكمش وارد كردم.
قاضي: بعد از اولين ضربه مقتول بر روي زمين افتاد؟
متهم: همان طور كه روي زمين افتاده بود، به من گفت آب بياور. بعد به من گفت برو تا گير نيفتي و مقداري پول از داخل جيبش بيرون آورد پرتاب كرد با اين كارش مي خواست وانمود كند كه، معتادان اطراف محل كارش او را به قتل رسانده اند و مي خواست مرا نجات دهد. من به او كمك كردم تا درست بنشيند همانجا اثر دستم روي ميز باقي ماند. بعد به من گفت: به همسرم بگو كه مقصر من بودم و روي ميز كاغذي بود چيزي هم روي آن نوشت كه من فكر مي كردم كارهايش براي اين بود كه من مقصر نيستم.
سپس كشوي ميز را باز كردم و او چند فقره چك به من داد.
قاضي: چاقو را كجا انداختي؟
متهم: چاقو را داخل پلاستيك مشكي رنگ گذاشتم و در خيابان تهران نو داخل رودخانه انداختم.
در ادامه وكيل متهم به قتل در دفاع از مجيد گفت: متهم سابقه شرارت نداشته و در طول زندگي اش، با كسي مشاجره نداشته است. همان طور كه در پرونده منعكس است متهم صادقانه مطالبي را اعلام داشته كه در محضر دادگاه اعلام كرده است. وي قصد قتل نداشته و نمي خواسته مقتول را از پاي در آورد.
آنچه محرز است مشاجره در ابتدا لفظي بوده و سپس با هتاكي به موكل موجب شده كه موكل از خود بيخود و مرتكب جنايت شود. پرونده با توجه به اين كه كليه اولياي دم حضور ندارند و مشخص نيست كه مادر مقتول چه درخواستي دارد ناقص است و از سوي ديگر مقتول با توجه به درخواست وي در آخرين لحظات تلاش كرده كه به گونه اي موكل را از صحنه قتل خارج كند. بنابراين درخواست تحقيق بيشتر و عفو و بخشش از سوي اولياي دم دارم.
در پايان جلسه محاكمه متهم به قتل در آخرين دفاع خطاب به قاضي گفت: تنها تقاضاي بخشش از خانواده مقتول را دارم. متأسفم از اين كه دوستي مان به اين ترتيب تمام شد.
وكيل اولياي دم با طرح اين قضيه كه خانواده مقتول بر اين باور هستند كه وي در قتل تنها نبوده است، از متهم به قتل خواست تا واقعيت را بيان كند.
برپايه اين گزارش، قاضي ياورزاده اعلام كرد: ظرف۱۰ روز آينده حكم قانوني را در خصوص اين پرونده صادر خواهد كرد.