پنجشنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۳ - سال سيزدهم - شماره ۳۵۸۳ - Dec 16, 2004
با تلاش مأموران دايره ۱۱ اداره آگاهي مركز:
آزادي گروگان  بعد از ۸۰ روز
گروه حوادث: با تلاش مأموران دايره ۱۱ اداره آگاهي مركز و همكاري مأموران انتظامي منطقه ايرانشهر يك گروگان بعد از گذشت ۸۰ روز از بند آدم ربايان آزاد شد.
چهارم آبان ماه محمدرضا ۴۰ ساله به محل كارش واقع در يك املاك معاملات ملكي در يكي از خيابان هاي شهر تهران مراجعه كرد. چند ساعتي از شروع به كار وي نگذشته بود كه سه مرد به عنوان مشتري به املاك معاملات ملكي مذكور مراجعه كردند. دقايقي به گفت وگو بين دو طرف گذشت تا اين كه به پيشنهاد مشتريان، محمدرضا براي ديدن چند زمين كه در حوالي جاده قديم كرج بود با آنان همراه شد.
وقتي از تهران خارج شدند، مشتريان خودرو را به داخل يك جاده فرعي كشاندند و محمدرضا به خيال اين كه زمين ها در آن منطقه قرار دارد هيچ اعتراضي نكرد. بعد از طي مسافتي ناگهان سه مرد ماهيت اصلي خود را به محمدرضا نشان دادند. محمدرضا ۴۰ ساله ناگهان خود را در حصار سه مرد آدم ربا كه با تهديد و ايراد ضرب و جرح قصد ربودن وي را داشتند، مشاهده كرد.
آدم ربايان محمدرضا را از راه  زميني به منطقه ايرانشهر شهرستان زاهدان انتقال دادند. غافل از اين كه مردي كه توسط آدم ربايان دزديده شده است فردي نيست كه مدنظر آنان بوده است.
ماجرا از اين قرار بود كه حدود ۷ سال قبل دو قاچاقچي مواد مخدر توسط مأموران انتظامي بازداشت شدند. همدستان آن دو متهم كه آدم ربايان كنوني هستند به قصد آزادسازي آنان به دفتر وكالت يك وكيل مراجعه كردند، مردي كه خود را به آنان وكيل پايه يك دادگستري معرفي كرده بود در عوض دريافت ۵ ميليون تومان وعده آزادي دو متهم بازداشت شده را داد، اين در حالي بود كه وكيل مذكور داراي مدرك وكالت نبوده و خود را به صورت قلابي وكيل دادگستري معرفي كرده بود و بعد از اخذ مبلغ تعيين شده متواري شد. همدستان دو قاچاقچي بعد از اطلاع از فرار وكيل قلابي تصميم به انتقام گيري از وي گرفتند. چند سالي طول كشيد تا ردي از وكيل قلابي كشف شد. آدم ربايان دريافته بودند كه پسر وكيل فراري در يك معاملات ملكي مشاور است.
نقشه ربودن پسر وكيل قلابي و اخاذي از خانواده وي توسط آدم ربايان كشيده شد.
روز حادثه كه آدم ربايان غافل از اين كه پسر وكيل قلابي در مرخصي به سر مي برد به مشاور املاك مراجعه كردند. محمدرضا ۴۰ ساله آن روز در غيبت همكارش پست ميز وي نشسته بود و اين تغيير جاي كوچك سبب شد او در دام  آدم ربايان قرار گيرد.
آدم ربايان وقتي محمدرضا را به ايرانشهر انتقال دادند تازه متوجه اشتباه خود شدند. آنان به جاي اين كه محمدرضا را آزاد كنند، تصميم  گرفتند از خانواده وي كه هيچ ربطي به كلاهبرداري ۷ سال قبل وكيل قلابي نداشتند پول در عوض آزادي فرزندشان بگيرند.
۲۴ ساعت بعد از ربوده شدن محمدرضا تماس تلفني از سوي آدم ربايان با خانواده وي در تهران برقرار شد. هيچ كس علت ربودن محمدرضا را نمي دانست به جز آدم رباياني كه مرتكب اشتباه بزرگي شده بودند.
آدم ربايان۳۰ ميليون تومان پول از خانواده گروگان خود طلب كردند. خانواده محمدرضا پر از اضطراب و ناراحتي براي نجات فرزندشان وارد عمل شدند. در اولين حركت موضوع را به مأموران انتظامي خبر دادند. مأموران دايره ۱۱ اداره آگاهي مركز بعد از اطلاع از موضوع به سرعت تحقيقات خود را آغاز كردند.
مأموران آگاهي در بررسي هاي خود متوجه شدند كه فرد گروگان به اشتباه ربوده شده است. ولي آدم ربايان قصد آزاد كردن وي را ندارند.
تماس هاي تلفني آدم ربايان ادامه داشت. تهديدات جاني آنان در هر تماس بيشتر مي شد و اين مسئله بر دلهره خانواده محمدرضا نيز مي افزود. مأموران آگاهي بعد از انجام تحقيقات پيگير خود متوجه انتقال محمدرضا به ايرانشهر شدند. يك تيم پليسي براي انجام عمليات آزادسازي گروگان با اخذ نيابت قضايي به ايرانشهر اعزام شد.
آدم ربايان وقتي متوجه شدند كه پرداخت ۳۰ ميليون تومان پول براي خانواده محمدرضا دشوار است در يك تماس تلفني مبلغ درخواستي خود را۲۰ ميليون تومان كاهش دادند و طلب ۱۰ ميليون تومان كردند.
خانواده محمدرضا كه نگران جان وي بودند بدون هماهنگي با مأموران دايره ۱۱ آگاهي۱۰ ميليون تومان پول را به حساب بانكي كه آدم ربايان اعلام كرده بودند واريز كردند. آدم ربايان پول را برداشت كرده ولي محمدرضا را آزاد نكردند. خانواده محمدرضا ماجرا را به اطلاع مأموران دايره ۱۱ رساندند. اين بار مأموران اعزام شده به ايرانشهر براي فيصله آدم ربايي، رؤساي قبايل را ميانجي كردند. واسطه گري بزرگان قبايل آن منطقه باعث شد كه آدم ربايان از تصميمات بعدي خود صرف نظر كرده و غروب روز سه شنبه بعد از گذشت ۸۰ روز محمدرضا را آزاد كردند.
محمدرضا بعد از آزادي توسط مأموران مورد تحقيق قرار گرفت تا بدين ترتيب مخفيگاه آدم ربايان كشف و آنان بازداشت شوند. گروگان  اكنون آزاد است ولي جست وجو براي دستگيري آدم ربايان ادامه دارد.

اظهارات متهم به قتل تاجر هندي در دادگاه كيفري استان :
مقتول خودش مرا فراري داد
008991.jpg
مقتول - كولتارن سينگ
گروه حوادث: مردي كه در پي اختلاف مالي، يك تاجر هندي را در محل كارش به طرز فجيعي به قتل رسانده بود، صبح ديروز در شعبه ۷۴ دادگاه كيفري استان محاكمه شد.
به گزارش خبرنگار ما، در اين دادگاه كه به رياست قاضي ياورزاده و چهار مستشارش به نام هاي رحيمي، كوه كمره اي، سبزواري و باقري برگزار شد، مجيد ج (۴۹ ساله) متهم است كه همكارش را كه كولتارن سينگ انند نام دارد و يك تاجر هندي بود را در تاريخ ۱۵/۵/۸۲ با ضربات متعدد چاقو به قتل رسانده است.
در ابتداي جلسه دادگاه، نماينده دادستان كيفرخواست را به صورت لايحه تقديم دادگاه كرد و سپس اولياي دم پس از حضور در جايگاه، به طرح شكايت خود پرداختند: شكايت من از مجيد است كه در تاريخ ۱۶/۵/۸۲ شوهرم كورلتان سينگ(۵۱ ساله) را عمداً  به قتل رسانده است. تقاضاي صدور حكم قانوني در مورد متهم را دارم چون شوهر من عمداً  به قتل رسيده است، تقاضا دارم كه قاتل وي قصاص شود.
اولياي دم شوهرم من هستم و پسرش به نام سيپستن (۲۰ ساله) و پورسيما (۱۵ ساله) كه پورسيما هم اكنون در هند است و مادر همسرم كه در هند است و نمي توانند در دادگاه حاضر شوند.
قاضي: آيا اموالي از شوهرت به سرقت رفته است؟
همسر مقتول: بله، اسناد، مدارك، پول نقد و تراول بوده كه حسب اظهارات خود مجيد پس از ارتكاب قتل آنها را با خود برده است. گردنبند همسرم نيز به سرقت رفته است. اسناد و مدارك ديگري هم احتمالاً  به سرقت رفته كه من نمي دانم.
قاضي: اختلافي با هم داشتند؟
همسر مقتول: هيچ اختلافي نداشتند حتي ۱۵ روز قبل از حادثه، لاستيك خودرواش خراب شده بود كه مجيد كمكش كرد.
قاضي: آيا در مداركي كه پيدا كرديد، شما سندي را كه مقتول از مجيد داشته باشد، پيدا كرديد؟
008994.jpg
همسر مقتول: من رسيدي را ديدم كه در آن نوشته شده بود، من از سردار مقداري پول گرفته ام و مجيد زير سررسيد را امضاء كرده بود.
قاضي: رسيد را كجا پيدا كرديد؟
همسر مقتول: بعد از آن كه جنازه همسرم بيرون رفت و دفتر او را مي گشتم و دنبال سرنخي براي كمك به پليس مي گشتم، جزو كاغذهاي شوهرم كه به منزل برده بودم، رسيد را پيدا كردم و به پليس ارائه دادم.
قاضي:  كاغذ خون آلودي كه اثر انگشت شخصي روي آن بود و بعداً  معلوم شد متعلق به مجيد است، شما پيدا كرديد؟
همسر مقتول: پليس پيدا كرد.
قاضي: بعد از واقعه قتل شما با مجيد تماس گرفتيد؟
همسر مقتول: خير، تماسي نگرفتم. ضمناً  طبق تحقيقاتي كه به عمل آمد، سردار روز پنج شنبه به قتل رسيد و من روز جمعه با مأمورين به محل كارش رفتم و جنازه اش را پيدا كردم. روز شنبه بعدازظهر، تلفن خانه ام زنگ خورد و فرد ناشناسي گفت مي خواهم با خانم سردار صحبت كنم. گوشي را گرفتم فردي به من گفت: «من سردار را كشته ام، كسي به من پول داده تا او را بكشم و از اين كار پشيمانم» و گوشي را قطع كرد. چند روز بعد وقتي به آگاهي رفتم، از مجيد تحقيق مي شد، من در آن لحظه احساس  كردم صدا آشناست و احتمالاً  همان كسي است كه به من تلفن زده بود. دادگاه در ادامه خطاب به پسر مقتول از او خواست تا در جايگاه حضور يابد، وي گفت: از متهم شكايت دارم. وي پدرم را به قتل رسانده و اموالش را به سرقت برده است. تقاضاي حكم قصاص دارم. دليل من محتويات پرونده است.
قاضي: آيا در زمان واقعه قتل شما در ايران بوديد؟
پسر مقتول: خير، هندوستان بودم.
سپس وكيل اولياي دم- محمدرضا قاسميان- در جايگاه ايستاد و در دفاع از موكلشان گفت: من به وكالت از اولياي دم از مجيد به اتهام قتل عمدي و سرقت اموال مقتول كه با استفاده از سلاح صورت گرفته بود، شكايت دارم و با اصرار موكلين تقاضاي قصاص و با توجه به متعدد بودن جرايم ارتكابي تقاضاي اشد مجازات را دارم.
در ادامه جلسه دادگاه متهم به قتل در جايگاه ايستاد و ضمن معرفي خود خطاب به قاضي گفت: مجيد (۴۹ ساله) هستم و داراي شركت توليدات خودرو در اكباتان بودم. فاقد پيشينه كيفري و متأهل هستم.
قاضي: حسب مفاد كيفرخواست ،۴۶۹ صادره از دادسراي امور جنايي تهران اتهام شما قتل عمدي كولتارن سينگ در مورخ ۱۵/۵/۸۲ در خيابان اميركبير روبه روي خيابان ملت در اثر ضربات چاقو و سرقت اموال وي قرائت و تفهيم مي شود. آيا اتهام را قبول داري يا خير؟
متهم: اتهام قتل را قبول دارم. اما سرقت را قبول ندارم.
قاضي: درگيري شما با مقتول چگونه اتفاق افتاد و چرا؟
متهم: من در سال ۷۷ مبلغ ۳ ميليون تومان پول به آقاي كولتارن سينگ داده بودم، چون وي در كار خريد و فروش لوازم يدكي خودرو بود و قرار شد با اين پول كار كند و سودي هم به من بدهد كه اين امر صورت گرفت و من سودم را از وي مي گرفتم. در تاريخ ۳۱/۴/۸۲ من از ايشان خواستم كه ۳ ميليون پولم را پس دهد و ايشان هم ظاهراً  قبول كرد. نمي دانم او تلفن زد يا من تلفن زدم كه رسيد پول را برداشتم و به دفتر محل كار ايشان رفتم. در دفتر كار حدود ساعت ۱۱ صبح بود كه نشسته بودم با ايشان صحبت كردم. مقتول رفت بانك و برگشت. رسيدي را كه قبلاً  به من داده بود، گرفت. بعد از آن من منتظر بودم كه پولم را بدهد. به چند جا تلفن زد. بعد گفت كه هفته آينده پولت را مي دهم.
من از او خواستم براي هفته آينده چك به من بدهد. ايشان، از اين پيشنهادم ناراحت شد و خواستن چك از ناحيه من را توهين تلقي كرد. عصباني شد و شروع كرد به گفتن حرف هاي زشت. مشاجره بين من و او كم كم بالا گرفت. او همچنان توهين مي كرد. من مي خواستم بيرون بيايم. چشمم به چاقو افتاد و يكي از چاقوها را برداشتم.
وي در ادامه در حالي كه گريه مي كرد افزود: فقط مي خواستم او را بترسانم. به طرف او رفتم. وي در آن لحظه به طرف تلفن همراهش رفت. فكر مي كنم دكمه اش را زد مي خواست از كسي كمك بگيرد. زير دستش زدم. موبايل رها شد و به ديوار خورد. چراغ آباژور را برداشت. آن را هم از او گرفتم. چون به مادرم توهين كرد، در يك لحظه با ضربات كارد او را زدم.
قاضي: چند ضربه زدي؟
متهم: نمي دانم. اولين ضربه را به شكمش وارد كردم.
قاضي: بعد از اولين ضربه مقتول بر روي زمين افتاد؟
متهم: همان طور كه روي زمين افتاده بود، به من گفت آب بياور. بعد به من گفت برو تا گير نيفتي و مقداري پول از داخل جيبش بيرون آورد پرتاب كرد با اين كارش مي خواست وانمود كند كه، معتادان اطراف محل كارش او را به قتل رسانده اند و مي خواست مرا نجات دهد. من به او كمك كردم تا درست بنشيند همانجا اثر دستم روي ميز باقي ماند. بعد به من گفت: به همسرم بگو كه مقصر من بودم و روي ميز كاغذي بود چيزي هم روي آن نوشت كه من فكر مي كردم كارهايش براي اين بود كه من مقصر نيستم.
سپس كشوي ميز را باز كردم و او چند فقره چك به من داد.
قاضي: چاقو را كجا انداختي؟
متهم: چاقو را داخل پلاستيك مشكي رنگ گذاشتم و در خيابان تهران نو داخل رودخانه انداختم.
در ادامه وكيل متهم به قتل در دفاع از مجيد گفت: متهم سابقه شرارت نداشته و در طول زندگي اش، با كسي مشاجره نداشته است. همان طور كه در پرونده منعكس است متهم صادقانه مطالبي را اعلام داشته كه در محضر دادگاه اعلام كرده است. وي قصد قتل نداشته و نمي خواسته مقتول را از پاي در آورد.
آنچه محرز است مشاجره در ابتدا لفظي بوده و سپس با هتاكي به موكل موجب شده كه موكل از خود بيخود و مرتكب جنايت شود. پرونده با توجه به اين كه كليه اولياي دم حضور ندارند و مشخص نيست كه مادر مقتول چه درخواستي دارد ناقص است و از سوي ديگر مقتول با توجه به درخواست وي در آخرين لحظات تلاش كرده كه به گونه اي موكل را از صحنه قتل خارج كند. بنابراين درخواست تحقيق بيشتر و عفو و بخشش از سوي اولياي دم دارم.
در پايان جلسه محاكمه متهم به قتل در آخرين دفاع خطاب به قاضي گفت: تنها تقاضاي بخشش از خانواده مقتول را دارم. متأسفم از اين كه دوستي مان به اين ترتيب تمام شد.
وكيل اولياي دم با طرح اين قضيه كه خانواده مقتول بر اين باور هستند كه وي در قتل تنها نبوده است، از متهم به قتل خواست تا واقعيت را بيان كند.
برپايه اين گزارش، قاضي ياورزاده اعلام كرد: ظرف۱۰ روز آينده حكم قانوني را در خصوص اين پرونده صادر خواهد كرد.

دو تجمع بزرگ براي دو پرونده
008985.jpg
گروه حوادث: دو تجمع بزرگ براي دو پرونده بزرگ مالي در محل ملاقات هاي مردمي رئيس قوه قضائيه برگزار شد.
به گزارش خبرنگار همشهري، تعدادي از شاكيان دو پرونده جهيزيه خانه سبز و مؤسسه مالي اعتباري «بانگ صبا» با تجمع در محل ملاقات  هفتگي رئيس قوه قضائيه خواستار تسريع در رسيدگي قضايي به پرونده شان شدند.
پرونده «جهيزيه خانه سبز» با حدود ۵۵۰ شاكي يكي از سنگين ترين پرونده هاي قضايي است كه پيش از اين در چهار شعبه قدوسي، مفتح، صدر و بهشتي در حال رسيدگي بود كه ۲ ماه پيش رئيس قوه قضائيه دستور تجميع پرونده ها تحت نظارت قاضي ويژه را صادر كرد. بنا به گفته نماينده شكات پرونده خانه سبز، علي رغم دستور ويژه رئيس قوه تنها ۱۱۳۰ پرونده به قاضي ويژه ارجاع داده شده است. اين شكات همچنين مدعي اند شعبه اصلي جهيزيه خانه سبز واقع در خيابان دولت فك پلمب شده و اموال در حال خارج شدن است.
شيرج، رئيس نهاد قوه قضائيه در حاشيه مراسم ديدار مردمي در مورد اين پرونده گفت: «پرونده اين افراد در مرحله بدوي رسيدگي شده است. بر اساس ابلاغ ويژه براي رسيدگي خارج از نوبت اين پرونده، دو تن از قضات تجديد نظر در نظر گرفته شدند. آنها همه سوابق پرونده را مطالبه كردند. در مرحله بررسي مشخص شد كه براي قسمتي از پرونده حكم در دادگاه بدوي صادر نشده است و بخشي از احكام نيز به افراد ابلاغ نشده است و همچنين نسبت به دادخواست عده اي كه خواهان رسيدگي به مسئله ضرر و زيانشان هستند هنوز رسيدگي صورت نگرفته است، رئيس قوه پيشنهاد دادند كه پرونده به دادگاه بدوي برگردانده شود و زير نظر يك قاضي نواقص گفته شده پرونده رفع شود و يك جا به شعبه تجديد نظر فرستاده شود. اين كار در همين هفته انجام خواهد شد.»
شيرج در ادامه گفت: «شاكيان اين پرونده از اين قوه خواسته بودند كه با آزاد كردن متهم پرونده اموال مسترد شود. رئيس قوه با صدور دستوري به معاون دادسرا در امور زندانها دستور دادند كه در اين زمينه اقداماتي صورت بگيرد.»
شاكيان پرونده مؤسسه مالي واعتباري بانگ صبا نيز خواستار رسيدگي سريع به پرونده شان بودند. دو هفته پيش نماينده آنها در گفت وگو با همشهري گفته بود كه اين مؤسسه سال ۱۳۸۰ با مجوز ثبت در وزارت تعاون در كرج تشكيل شد. اين مؤسسه با ۳۰۰ شعبه و ۷۰۰ هزار سپرده گذار و بالغ بر ۲۵۰ ميليارد تومان سرمايه در گردش در حال فعاليت بود. با شكايت وزارت تعاون حساب هاي موسسه مسدود شد. با پول در گردش بدهي هاي مردم پرداخت شد. ۹ ميليارد تومان بدهي اين موسسه با فروش املاك و مستغلات صاحب مؤسسه قابل بازپرداخت است اما اين كار هنوز اجرا نشده است.
محمود شيرج، رئيس نهاد قوه قضائيه در مورد اين پرونده گفت: در مورد اين پرونده قاضي ويژه تعيين شده و مردم بايد صبر كنند تا پرونده مسير طبيعي خود را طي كند. اين نوع پرونده ها از نظر شيوه، دقت زيادي را مي طلبد.
* زن جوان نشسته بر روي نيمكت محوطه مجموعه نظارت و پيگيري قوه قضاييه گفت: ۶ سال پيش خانه اي را در سعادت آباد پيش خريد كرديم. قرار بود ۱۸ ماه بعد از امضاي مبايعه نامه خانه را به ما تحويل دهد. از ۱۷ ميليون تومان قيمت خانه ۱۴ ميليون را يكجا پرداخت كرديم و قرار بود سه ميليون تومان باقي مانده را نيمي در زمان تحويل خانه و نيم ديگر را هنگام تنظيم سند خانه پرداخت كنيم. زماني كه خانه آماده شد خانه و سند را به ما تحويل نداد. او سند را به نام خريدار ديگري كرده بود. دادگاه بدوي راي را به حقانيت ما داد و او را محكوم به تنظيم سند كرد.
ولي در دادگاه تجديدنظر به صورت غيابي حكم تغيير كرده و گفتند كه خانه اي كه فروخته شده است را نمي توان حكم برايش صادر كرد. در كميسيون ۳۲۶ شكايت كرديم.
۱۰ روز بعد از تحويل پرونده كميسيون به دستور رئيس قوه منحل شد. به شعبه تشخيص مراجعه كرديم و چون يك ماه از صدور حكم مي گذشت تجديد نظر اعتراض ما را نپذيرفت. دو سال پيش در روند پيگيري پرونده به اداره نظارت و پيگيري آمديم ولي هنوز پرونده مان رسيدگي نشده است. آنها نمي دانند پرونده من كجاست.
«حكيم آدتورو» يك نيجريه اي الاصل ايراني تبار بود كه براي آزادي زنش از زندان آمده بود. او به مسافرت خارج از كشور رفته بود كه مردي به در خانه اش آمد و با دادن يك سري نشاني از زن حكيم يك چك سفيد امضاي اماني گرفت. آن مرد در آن چك مبلغ ۱۷ ميليون و ۲۰۰ هزار نوشت و به اجرا گذاشت. زن او در دادگاه كيفري تبرئه شد ولي طي يك شكايت حقوقي و با استناد ماده ۲ قانون محكوميت مالي بدهكار اعلام شد.
حكيم دبير زبان انگليسي بود كه ۲۲ سال است در ايران زندگي مي كند. او آمده بود تا زنش را از زنداني در شهر كرد بيرون بياورد. رئيس قوه قضائيه دستور توقف اجراي حكم و يك ماه مرخصي براي زن را صادر كرد. در ديدار مردمي اين هفته رئيس قوه قضائيه، به پرونده ۵۲ نفر از مردم رسيدگي قضايي شد.

حادثه در جهان
آتش سوزي در سالن تئاتر
008988.jpg
مقامات رسمي تركيه اعلام كردند، به دنبال آتش سوزي در يك سالن تئاتر در اين كشور بيش از ۱۰۰ تن مجروح شدند.
اين آتش سوزي در حالي صورت گرفت كه صدها تن از مردم در داخل سالن تئاتر در حال تماشاي فيلم تركيMagic (جادو)بودند.شاهدان اعلام كردند، چندين تن از مردم در داخل شعله هاي آتش به دام افتادند اما پس از چند لحظه توسط ماموران آتش نشاني نجات يافتند.
پليس اعلام كرد، دست كم ۱۳۰ تن از مردم به بيمارستان هاي محلي منتقل شدند.
يك مقام رسمي بهداشتي اعلام كرد، اكثر اين افراد به دليل دودناشي از آتش دچار مشكل شده و گمان نمي رود هيچ كس با مشكل جدي روبرو شده باشد.
مقامات پليس اعلام كردند، به نظر مي رسد اين آتش سوزي به صورت تصادفي و با افتادن شمعدان هاي تزييني صورت گرفته است.
قتل والدين
سي.ان.ان: دانشجويي كه والدين خود را به قتل رسانده و سپس با يك شمشير اجساد آنها را تكه تكه كرده بود روز گذشته در دادگاه عالي ايالت تنسي محاكمه شد.
فيليپ بادوسكي در مصاحبه اي مطبوعاتي به قتل چستر بادوسكي ۴۷ ساله و مادرش كريستين ۴۶ ساله اعتراف كرد. دادستان عالي اين ايالت روز گذشته و پس از شنيدن اعترافات فيليپ وي را با دو مورد اتهام قتل عمد و متلاشي كردن اجساد مقتولان رو به رو كرد.
فيليپ ۲۲ ساله دانشجوي رشته فني دانشگاه تنسي روز گذشته حين انجام اين مصاحبه به شدت گريسته و گفت: آيا شما فكر مي كنيد كه تمامي اين اتفاقات در رويا رخ داده است. من كه فكر مي كنم كاملاً بيدار هستم.
وي در خصوص نحوه وقوع اين حادثه گفت: روز دوم دسامبر سال جاري بود. والدينم از يك مسافرت چند روزه به منزل بازگشته بودند كه با هم درگيري لفظي پيدا كرديم. در يك لحظه واقعاً از دست حرفهايشان عصباني شدم و كنترل خود را از دست دادم.
به گفته مأمور تحقيق پرونده فيليپ اسلحه را برداشته و قبل از آن كه به سمت آنها شليك كند با اسلحه ضربه اي بر سر مادرش وارد مي كند. وي پس از آن با شليك چند گلوله والدينش را كشته و به كمك يك شمشير قديمي آنها را تكه تكه مي كند.
به گزارش پليس، مأموران هر كدام از اعضاي بدن قطع شده مادر فيليپ را در گوشه اي از منزل پيدا كردند.
قرار است دادگاه رسيدگي به اتهامات فيليپ ظرف چند روز آينده برگزار شود.

۶ سال حبس براي قاتل
سي.ان.ان: قاضي دادگاه عالي بالتيمور روز گذشته مردي را كه با شليك گلوله اي به پسري ۱۵ساله كه قصد سرقت دوچرخه وي را از منزلش داشت وي را به قتل رسانده بود به شش سال حبس محكوم كرد.
ادوارد دي ۵۷ ساله روز گذشته در دادگاه، ادعا كرد كه به هيچ وجه قصد به قتل رساندن ديويد استوارت را نداشته است. ادوارد متهم است كه در ماه جولاي سال ۲۰۰۲ ديويد استوارت را با شليك گلوله اي به مغزش به قتل رسانده  است.
قاضي ادوارد را به سيزده سال حبس محكوم كرد كه هفت سال از اين دوران محكوميت حبس تعليقي به حساب خواهد آمد و وي تنها ملزم به گذراندن ۶ سال حبس است. مادر ديويد روز گذشته و پس از صدور رأي نهايي، حكم صادره را بسيار سطحي و دچار عدم مغايرت با جرم مرتكب شده خواند. دادستان پرونده روز گذشته ادعا كرد كه ادوارد زماني كه اسلحه را به سمت ديويد نشانه رفته است به خوبي از خطرات اين تيراندازي آگاهي داشته است.

دستگيري همدست خواستگار قلابي
008982.jpg
گروه حوادث: زن جواني كه با همدستي همسرش مرتكب اغفال دختران جوان مي شد با تلاش مأموران دايره ۱ آگاهي مركز بازداشت شد.
دختر بر روي صندلي پارك نشسته بود كه زن جواني به وي نزديك شد. زن بعد از كمي گفتگو با دختر به وي گفت: «من و برادرم در حال قدم زدن در پارك بوديم كه برادرم تو را ديد و از من خواست تا از تو خواستگاري كنم، اگر موافقي مادرم را به خواستگاري ات بفرستم» . دختر حرف هاي زن جوان را باور كرد و بدين ترتيب زمان ملاقاتي براي ديدار دختر با مادر پسر تعيين شد. زن جوان كه اكرم ۲۴ ساله نام داشت به دختر گفت: «مادرم آدم ظاهربيني است بنابراين اگر طلاجاتي داري، روز ديدار به خودت آويزان كن» . روز ملاقات فرا رسيد و اكرم و حميدرضا ۳۰ ساله در يكي از خيابان هاي تهران با دختر قرار گذاشتند تا به همراه هم به ديدار مادر پسر بروند. در مسير حميدرضا يك نوشيدني براي هر سه نفر خريد و بدور از چشم دختر مواد بيهوشي به داخل ليوان ريخت. دختر بعد از نوشيدن آب ميوه بيهوش شد و زماني به خود آمد كه كنار خيابان رها شده بود و تمام طلاجاتش ربوده شده بود.دختر چند روز بعد از اين حادثه حميدرضا را در ميدان تجريش ديد. با همكاري پليس حميدرضا دستگير شد. متهم به دايره ۱ آگاهي انتقال يافت. جستجو براي يافتن مخفيگاه اكرم ادامه داشت. حميدرضا اكرم را يك دختر فراري معرفي كرد كه با آن در پارك آشنا شده بود و محل زندگي او را نمي شناخت ولي واقعيت موضوع چيز ديگري بود. اكرم و حميدرضا زوج جواني بودند كه بعد از ورشكستگي حميدرضا در شغل دامداري كه در شهرستان آمل داشت از دو سال پيش به تهران آمده بودند.مأموران به آمل عزيمت كردند و در تحقيقات محلي معلوم شد كه اكرم در شهريار زندگي مي كند. عمليات پليسي براي دستگيري اكرم انجام شد و اين زن جوان عصر روز سه شنبه توسط مأموران انتظامي غافلگير شده و بازداشت شد.اين دو متهم داراي ۲۰ شاكي هستند كه يك پرونده قتل پسر ۴ ساله اي به نام مهران نيز از اتهامات آنان است. اين زوج كه بجز فريب دختران جوان به عنوان خريد از خانه وارد منازلي كه آگهي آنان در روزنامه ها چاپ شده بود مي رفتند و با بيهوش كردن اعضاي خانواده اموال باارزش منزل را مي ربودند، در يكي از اين موارد مواد بيهوشي زيادي درچاي ريخته بودند كه مهران ۴ ساله با خوردن آن چاي دچارمسموميت شد و جان سپرد.تحقيقات بيشتر از اين دو متهم در دادسراي امور جنايي تهران و دايره ۱ اداره آگاهي مركز ادامه خواهد يافت.

انهدام ۵ شبكه سرقت در كرمان
گروه حوادث: اعضاي اصلي ۵ شبكه سرقت كه سركردگي آن را افاغنه برعهده داشتند پس از دستگيري، در نخستين اعترافاتشان عنوان كردند، كه چون قصد خارج شدن از ايران را داشتند، نمي خواستند دست خالي از مرز بيرون بروند.
به گزارش خبرنگار ما، رسيدگي به اين پرونده زماني در دستور كار ويژه پليس شهرستان كرمان قرار گرفت كه از ۱۳ شهريور ماه امسال چند مورد سرقت مسلحانه از خانه هاي حومه شهر كرمان به پليس گزارش داده شد. پس از تشكيل يك پرونده ويژه، از آن جايي كه امنيت عمومي افراد به خطر افتاده بود، با دستور ويژه فرمانده انتظامي استان ۲۳۱۱ اكيپ انتظامي در قالب ۱۰ هزار گشت راه اندازي شد و در سطح استان اقدام به گشت زني ويژه كردند؛ به طوري كه در ظرف حدود ۳ ماه تعداد ۳۰۲ نفر ايراني و ۷۰۰ نفر افغاني به عنوان مظنون شناسايي و دستگير شدند. در تحقيقات مقدماتي به عمل آمده از آنان، تعداد ۹۵ نفر از آنان سارق بوده و داراي سابقه كيفري بودند كه در بررسي هاي انجام شده، از اين تعداد مظنونان، ۵ شبكه سرقت كه سركردگي آن را افاغنه برعهده داشتند شناسايي شدند به طوري كه اين شبكه هاي سرقت قصد خروج از كشور را داشتند.
بنابراين در يك عمليات ضربتي تمام اعضاي اين پنج شبكه سرقت شناسايي و دستگير شدند. به طوري كه متهمان در نخستين بازجويي هاي خود عنوان كردند كه معمولاً  خانه هايي را كه در حومه شهر كرمان قرار داشت را شناسايي كرده و اقدام به سرقت از آن جا مي كردند.برپايه اين گزارش، اعضاي اين شبكه تاكنون به ۱۷ مورد سرقت كه ۱۲ مورد آن مسلحانه و ۳ مورد آن ناموفق و ۲ مورد آن سرقت به عنف بوده است اعتراف كرده اند. هم اكنون اين پرونده در دستگاه قضايي در حال بررسي و رسيدگي تكميلي قرار دارد.

خسارت مالباختگان ايراني جبران مي شود
فارس: مسئول پيگيري پرونده شركت گلدكوئيست گفت: «در پي سفري كه جهت پيگيري پرونده گلدكوئيست به هنگ كنگ داشتيم مديران اين شركت متعهد شدند تمامي خسارات وارده را بعد از برآورد مالي دادسراي تهران به مالباختگان ايراني پرداخت نمايند» .
محمد شادابي افزود: «در اين سفر كارشناس امور بانكي و مستشار اقتصادي وزارت امور خارجه مستقر در دبي مقامات قضايي را همراهي مي كردند» .
در پي شكايت برخي از مالباختگان از شركت گلدكوئيست مبني بر كلاهبرداري، رسيدگي به اين پرونده در دستور كار شعبه سوم دادسراي ويژه رسيدگي به جرايم كاركنان دولت قرار گرفت كه با اقدامات قانوني صورت گرفته شركت گلدكوئيست جهت جبران خسارات وارده ۲ محموله سكه و ساعت را به كشور ارسال كرد كه اين محموله ها تا رسيدگي به وضعيت شكايت شاكيان بصورت امانت تحويل سازمان املاك تمليكي شد.

والدين پيمان ۳۵ روزه دستگير شدند
پليس: زوج جواني دو روز پيش در شهرستان رشت دستگير شدند.
اين دو، متهم به كودك آزاري و قتل نوزاد ۳۵ روزه خود هستند.
سرهنگ سيرتي، معاون اجتماعي و ارشاد استان گيلان در مورد نحوه دستگيري اين زن و شوهر اظهار داشت: ساعت ۱۳روز دوشنبه، ماموران انتظامي  شهرستان رشت از طريق تماس يكي از كاركنان بيمارستان هفده شهريور مطلع شدند، نوزاد ۳۵ روزه اي به نام «پيمان» ، اهل رحيم آباد شهرستان رودسر كه از تاريخ ۱۲ آذرماه به خاطر جراحات ناشي از آزار، شكنجه و خونريزي مغزي در اين بيمارستان بستري شده بود، چندي است كه فوت كرده اما از والدينش خبري نيست.
براساس اين گزارش، ماموران با انجام تحقيقات مريم و سجاد، والدين اين نوزاد را كه هر دو نوجوان ۱۷و ۱۹ ساله هستند در حوالي بيمارستان شناسايي و دستگير كردند. متهمان پس از اعتراف صريح به شكنجه و قتل فرزندشان براي تحقيقات بيشتر تحويل محاكم قضايي شدند.

حوادث
اجتماعي
اقتصادي
دانش انفورماتيك
بـورس
خارجي
سياسي
داخلي
شهري
علمي فرهنگي
ورزش
صفحه آخر
همشهري ضميمه
همشهري ايرانشهر
|  اجتماعي   |   اقتصادي   |   دانش انفورماتيك   |   بـورس   |   حوادث   |   خارجي   |   سياسي   |   داخلي   |  
|  شهري   |   علمي فرهنگي   |   ورزش   |   صفحه آخر   |  
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   شناسنامه   |   چاپ صفحه   |