پايگاه اينترنتي جنبش همبستگي بين المللي با فلسطينيان در كشور فرانسه تحقيقي را كه درباره وحشيگري اشغالگران در رفتار با غيرنظاميان فلسطيني انجام داده بود، منتشر كرد. اين تحقيق از طريق گفت وگوي اختصاصي با يكي از نظاميان صهيونيست كه از خدمت در سرزمين هاي اشغالي سرباز زده بود، انجام گرفت.
در اين تحقيق خوي و خصلت اشغالگران صهيونيست كه تمام قوانين حقوق بشر و قوانين حامي غيرنظاميان در زمان جنگ را زير پا مي گذارند، به وضوح نشان داده شده است. اين تحقيق توسط يك فرانسوي به نام مارسل شارونيه از زبان عبري به زبان فرانسه و به وسيله مركز بين المللي خبرنگاران به عربي ترجمه شد.
ايستهاي بازرسي
اين نظامي صهيونيست از ماجرايي كه در يكي از ايستهاي بازرسي نظامي صهيونيست ها رخ داده بود، اين گونه پرده برداشت: «شاهد حماقت هاي زيادي بوده ام، فرمانده يگان كه بيست سال بيشتر نداشت ناگهان ايست بازرسي را بست و به من دستور داد كه به رانندگان خودروها كه تعداد آنها به پنجاه تن مي رسيد، دستور دهم آن محل را بويژه مابين بلوكهاي سيمان را تميز كنند و گرنه به شهروندان اجازه عبور نمي دهد. در اين مدت بر شمار شهروندان در اين ايست افزوده مي شد. فرمانده يگان بويژه در غياب افسر همه كاره بود، اگر هم افسر در ايست بازرسي حضور داشت براي او فرقي نمي كرد. وجود صف هاي طولاني از شهروندان نيز هيچ اهميتي براي او نداشت. اين اتفاق دريكي از گذرگاه هاي باري اتفاق افتاد. انتقال كالاها از كاميونها و خودروها به خودروهاي تاجران در سمت ديگر گذرگاه صورت مي گيرد و شهروندان عادي در اين صورت امكان عبور نخواهند يافت.»
فرمان تيراندازي
اين نظامي صهيونيست درباره دستورات ويژه تيراندازي به سوي غيرنظاميان فلسطيني مي گويد:«در منطقه اي كه نظاميان به صورت گسترده حضور داشته باشند، دستورات آشكار است، تك تيراندازان در پشت بام منازل خالي مستقر مي شوند و سربازان اجازه دارند كه براي پوشش دادن به خودروهاي نظامي موجود در خيابانها به هر حركت مشكوكي تيراندازي كنند. در زمينه اردوگاه بلاطه فرامين روشن است. به نظاميان صهيونيست دستور داده اند كه به سوي هر شخصي كه به هنگام حمله نظامي صهيونيست ها در پشت بام منازل با تلفن همراه صحبت مي كند، يا مشكوك به نظر مي رسد، تيراندازي كنند. در اين صورت سرباز صهيونيست بايد در صورت مشاهده شخص مشكوك اجازه بگيرد و به پاهاي هدف تيراندازي كند.»
وي در پاسخ به اين سؤال كه آيا كافي است كه شخصي با تلفن همراه صحبت كند و شما به سوي آن تيراندازي كنيد؟ جواب داد: «اگر به هنگام صحبت به سمت پايين نگاه كند، اگر پاهايش مشخص نباشد بالاتنه او هدف قرار مي گيرد.»
هر سربازي صهيونيست كه كودكي را بكشد بدون بازجويي و محاكمه فقط ۱۰۰ شيكل جريمه مي دهد!
وقتي كه از او سؤال شد:آيا كسي از دوستانش را مي شناسد كه اين اتفاق براي او رخ داده باشد، پاسخ داد: «آن از روي عمد نبوده است. اتفاق افتاده است كه كودكي را در شهر نابلس به قتل برسانند، تك تيراندازان لزومي در تيراندازي به كودكان نمي بينند، ما تلاش كرده ايم كه به پاهاي آنها شليك كنيم، اما گلوله به كمر يا شكم آنها اصابت كرده است، در صورتي كه جواني هدف گلوله قرار گيرد، سرباز جريمه مي شود و افسر او صد شيكل مي پردازد!!»
هنگامي كه به اين سرباز صهيونيست گفتيم كه اغلب فلسطينياني كه در نه ماه گذشته به قتل رسيده يا مجروح شده اند از ناحيه سر و بالا تنه هدف گلوله قرار گرفته بودند، با خونسردي پاسخ داد:«من بي خبرم.»
وي در ادامه گفت: «طبعاً نمي دانم، اما هنگامي كه گروهي از نظاميان صهيونيست به منطقه وارد مي شوند و نوجواني به سوي ما سنگ پرتاب مي كند، ما دستور نداريم كه به سوي او تيراندازي كنيم، اما هنگامي كه ديديم كه نوجواني به سوي يك گشتي صهيونيست بمب آتش زا پرتاب مي كند، فرمان اين است كه پاهاي او را نشانه بگيريم.» اين در حالي است كه گشتي هاي صهيونيست ها زرهي هستند و سنگ يا بمبهاي آتش زا به آنها خسارتي وارد نمي كند.
اين سرباز مي افزايد:«در صورتي كه به سوي ما بمبهاي آتش زا پرتاب كنند دستور اين است كه به سوي پاهايش شليك كنيم و در صورتي كه ما در حال بازداشت شهروندان يا انجام عمليات ويژه نظامي در اين شهر باشيم فرمانده يگان وظيفه دارد كه به سوي آن نوجوانان تيراندازي كند!»
از اين سرباز صهيونيست درباره عمليات ويژه موسوم به«ليفنات شيبوتس»سؤال شد و او پاسخ داد:«اين عمليات در پي دريافت هشدارهاي جدي درباره ورود يك فرد مسلح به شهر نابلس يا اردوگاه بلاطه صورت مي گيرد. هنگامي كه مطمئن شديم و يكي از آنها تلاش كرد كه بفهمد ما در اين منطقه هستيم يا نه در آن صورت به صورت جنون آميز خودروها را به حركت در مي آوريم و در شهر داد و فرياد به راه مي اندازيم و در خلال آن گاز اشك آور شليك مي كنيم فقط براي اين كه نشان دهيم ما قدرت برتر هستيم و در بين شهروندان رعب و وحشت به راه مي اندازيم تا منازل خود را ترك نكنند، هدف ما از انجام همه اين كارها ايجاد درگيري است. هنگامي كه اين درگيريها تشديد شد و جواني از بمبهاي آتش زا استفاده كرد، دستورات ما روشن است (پاهاي او را هدف قرار مي دهيم.) از آنجايي كه من تك تيرانداز ماهري نيستم كه زانوي او را هدف قرار دهم و هر سرباز ديگري نيز چنين حالتي دارد، بارها اتفاق افتاده است كه اشتباهاً گلوله به كمر فرد اصابت كرده و او را به قتل رسانده است. اين اتفاق دو يا سه بار بويژه در عملياتهاي اخيري كه در نابلس انجام گرفت، رخ داد. همچنين ممكن است كه قتل كودكي كه در گزارش طرف فلسطيني آمده است در نزد مركز ارتباطات اشتباهاً به ثبت رسيده باشد.»
اين سرباز صهيونيست اضافه كرد:«در صورت رخ دادن چنين حادثه اي ضرري متوجه سرباز مذكور نمي شود بلكه فرمانده يگان ۱۰۰ تا ۲۰۰ شيكل جريمه مي دهد. تاكنون هيچ يك از آنان محاكمه نشده، از وي بازجويي صورت نگرفته و زنداني هم نشده است. تاكنون نديده ام كه سربازي تحت بازجويي قرار گيرد و شاهد چنين قضيه اي نبوده ام.»
ابزار ضد شورش
سرباز صهيونيست مذكور مي گويد:« هنگامي كه تيم اضطراري درباره ورود افراد مسلح به اردوگاه بلاطه هشداري را دريافت كرد، ما در اينجا مانند معلولان ذهني عمل مي كنيم، هنگامي كه افراد يگان به مكان مذكور رسيد، وظيفه ما اين است كه افراد درگير را متفرق سازيم و در اين صورت از بمب هاي صوتي و گلوله هاي گاز اشك آور استفاده كنيم.»
وي ضمن تأكيد بر اين كه در نحوه متفرق ساختن تظاهر كنندگان محدوديتي وجود ندارد، افزود:« براي يك سرباز اين امكان فراهم است كه چهار گلوله را براي اين امر استفاده كند. معمولاً در داخل خودروي نظامي يك كيسه پر از اين نوع گلوله ها وجود دارد و سربازان مي توانند هر طور كه بخواهند از آن استفاده كنند و فرمانده يگان نيز مي تواند از گلوله هاي گاز اشك آور هر طور كه خواست، استفاده كند و در اين نوع امور ممنوعيتي وجود ندارد.»
وي اضافه كرد كه لزومي ندارد كه سربازي از فرمانده يگان در اين زمينه اجازه بگيرد، او معمولاً در جلوي خودرو و در كنار راننده مي نشيند و سربازان در صندلي عقب خودرو سوار مي شوند. گاهي اتفاق مي افتد كه به آنها خبر مي دهند گروهي از نوجوانان در محل مذكور سنگ پرتاب مي كنند، بدين طريق افراد گروه ضدشورش بدون اجازه از فرمانده، خود را آماده مي كنند تا با شليك بمبهاي صوتي و گلوله هاي گاز اشك آور مانع فعاليت تظاهركنندگان شوند به اين بهانه كه هيچ نيازي به اجازه گرفتن نيست و سربازان فقط دستور اجرا دارند!
وي درباره سربازاني كه مانند كودكان لوس و ننر رفتار مي كردند مي گويد:«آنها به نزد فرمانده مي رفتند و از او مي خواستند كه اجازه دهد به سوي آنها گاز اشك آور شليك كنيم.» او درباره اعتراض برخي از افراد يگان به اين گونه اقدامات گفت:«من جزو آن گروه از سربازاني بودم كه به اين گونه رفتارها اعتراض داشتند. در يكي از حمله ها ما ۳نفر از مجموع ۹ نفر به اين گونه رفتارهاي بچگانه اعتراض داشتيم. هر بار كه به شهر نابلس حمله مي كرديم، نوجوانان به سوي ما سنگ پرتاب مي كردند ما در داخل خودروي زرهي در امان بوديم و خوب مي دانستيم كه آسيبي به ما نمي رسد. از اين رو دليلي نبود كه از بمبهاي صوتي كه به مدت يك ماه در گوش آنها تأثير مي گذاشت، استفاده كنيم.»
اين نظامي صهيونيست درباره شليك به سوي تظاهر كنندگان مي گويد:«دستورات مشخصي در اين زمينه وجود نداشت و اگر هم وجود داشت ما از آن بي خبر بوديم، كسي درباره نحوه استفاده از ابزار ضد شورش به ما آموزشي نداده بود، اقداماتي كه ما در مركز شهر نابلس به آن دست مي زديم نيز اين گونه بود؟»
وي اضافه مي كند:«در مركز شهر نابلس ما اجازه داشتيم كه هر كاري بكنيم، هنگامي كه مي خواهيم فرماندهي از طريق بي سيم اجازه استفاده از گلوله هاي پلاستيكي بدهد كسي مانع اين كار نمي شود و يا نه نمي گويد، فرماندهي كه در كنار راننده نشسته است، نمي فهمد كه در پشت سر او چه مي گذرد.»
اولين حمله نظامي اكتبر ۲۰۰۲
خبرنگار: آيا كسي را زخمي كرديد؟
سرباز صهيونيست:«نمي دانم، هرگز نديدم كه كسي در اكتبر ۲۰۰۲ زخمي شده باشد. ۴ تا ۵ ماه بعد از عمليات ديوار حائل، ما در عملياتي ويژه خواستيم پيش از روستائيان بر خانه اي دور افتاده سيطره يابيم. در اين عمليات از گلوله هاي پلاستيكي استفاده كرديم. بار ديگر در عملياتي گسترده وظيفه داشتيم كه مقررات منع آمد و شد را برقرار سازيم تا ادوات نظامي در سطح منطقه مستقر شوند، افسر مربوط به ما دستور مي داد كه خيابانها را ويران سازيم و نحوه تخريب آن را نيز به ما مي گفت.»
خبرنگار: منظور از تخريب خيابانها چه بود؟
سرباز صهيونيست:«كافي بود كه تانكي عبور مي كرد و خيابانها را ويران مي ساخت.»
خبرنگار: چطور انجام مي شد؟ با زير گرفتن خودروها يا...
سرباز صهيونيست:« در برخي اوقات.»
خبرنگار: آيا از نظر نظامي آن كار ضرورت داشت؟
سرباز صهيونيست:«نه ضرورتي نبود.»
خبرنگار: اگر مي خواستيد به محله اي وارد شويد و خودرويي در سر راه شما قرار مي گرفت آيا از نظر نظامي شما بايد آن را از بين مي برديد؟
سرباز صهيونيست:«گاه اشتباهاً ، يا اگر خودروي نظامي نمي توانست كه عبور كند در چنين موقعي ما هر كاري كه دلمان مي خواست انجام مي داديم و شليك مي كرديم. در ايستهاي بازرسي و در پشت بام منازل غيرمسكوني اين امكان براي ما فراهم بود كه از ۵۰۰ متري يا حتي يك كيلومتري اشخاصي را ببينيم كه به سوي ما مي آيند. ما نمي توانيم آنها را از منطقه دور كنيم، از اين رو دست به تيراندازي مي زنيم و با گلوله هاي واقعي به زيرپاي آنها شليك مي كنيم. در اين زمان ما فقط از گلوله هاي واقعي استفاده مي كنيم. هنگامي كه در داخل شهر نابلس بوديم به هر سو و هر طور كه مي خواستيم تيراندازي مي كرديم تا مردم را بترسانيم. ما در چنين اوقاتي نيازي به اجازه فرمانده يگان نداشتيم. از طريق بي سيم منبع تيراندازي مشخص مي گرديد(مقررات منع آمد و شد را برقرار مي كرديم) و همه از دستورات ما اطاعت نمي كنند؛ گاه خودرو را با سرنشينان آن سرنگون مي كرديم. يك بار من اين كار را كردم و خودرويي را سرنگون كردم و كسي از آن با خبر نشد!»
هنگامي كه خبرنگار از سرباز صهيونيست مذكور پرسيد:« آيا چنين كاري از يگان شما سرزده است؟»سرباز مذكور پاسخ داد:« يك بار سرنشينان را پياده كرديم و با لگد و قنداق تفنگ آنها را مورد ضرب و شتم قرار داديم، سپس به آ نها دستور داديم كه به منازل خود بازگردند و مقررات منع آمد و شد را رعايت كنند. اين كار با حضور افسر و راننده ها رخ داد و از خدمت من در ارتش نه ماه گذشته بود. اعتقاد داشتم كه بايد امور آن گونه باشد و آن طبيعي است! »
وي در ادامه سخنانش افزود:«يك بار خودرويي را كه راننده آن مي كوشيد در منطقه اي كوهستاني از دست ما فرار كند، تعقيب مي كرديم، هنگامي كه خودرو به شهر رسيد راننده نتوانست به سبب ترافيك فرار كند، راننده ما هم كه آن خودرو را تعقيب مي كرد قسمت عقب آن را له كرد سپس راننده را از داخل خودرو بيرون آورديم، دستانش را بستيم و او را به ديواري چسبانديم و در همين زمان يك خبرنگار با خودروي خود از آنجا عبور مي كرد و از آن صحنه عكس گرفت. افسر عصباني شد و دوربين و كارت خبرنگاري وي را گرفت و فيلم را از بين برد.»
يك سرباز اسرائيلي:« در حال حاضر به هنگام گشت زني فرياد مي كشم و كساني را كه از دستورات سرپيچي كنند، كتك مي زنم، حتي اگر بر «سوفا» سوار باشم(خودروي پليس مرزي) ما افراد را كتك مي زنيم تا فرمان ببرند. برخي اوقات در جلوي محلهاي تجاري در زمان حكومت نظامي مي ايستيم
و به مجردي كه در خودرو را باز مي كنيم به همه دستور مي دهيم كه به منازل خود بازگردند. آنها مي دانند كه چه كار كنند
سرباز مذكور مي گويد:«در زمان يورش سال ۲۰۰۲ ما هر كاري كه دلمان مي خواست انجام مي داديم گويي ما در «فاروست» هستيم و كسي از ما بازخواست نمي كرد. يك بار فيلم يك خبرنگار عرب را كه كارت خبرنگاري داشت، از او گرفتيم، كسي از ماجرا مطلع نشد و تحقيقي نيز در اين زمينه صورت نگرفت. در آن وقت نمي دانستم كه كارم اشتباه يا حتي ساده لوحانه است. سالها گذشت و سن من بالاتر رفت و به درجه افسري رسيدم و از نظر شخصيتي نيز تعادل پيدا كردم آن موقع بود كه به اشتباه خود پي بردم.»
وي اضافه كرد:« در حال حاضر به هنگام گشت زني فرياد مي كشم و كساني را كه از دستورات سرپيچي كنند، كتك مي زنم، حتي اگر بر «سوفا» سوار باشم(خودروي پليس مرزي) ما افراد را كتك مي زنيم تا فرمان ببرند. برخي اوقات در جلوي محلهاي تجاري در زمان حكومت نظامي مي ايستيم و به مجردي كه در خودرو را باز مي كنيم به همه دستور مي دهيم كه به منازل خود بازگردند. آنها مي دانند كه چه كار كنند. اگر از دستورات سرپيچي كنند، تير هوايي شليك مي كنيم تا از درگيري دور بمانيم. سوئيچ خودروهاي كساني را كه مقررات منع آمد و شد را ناديده بگيرند، از آنها مي گيريم، سپس محل مذكور را ترك مي كنيم. من طي سخنان يك فرمانده نظامي فهميده بودم كه مصادره سوئيچ خودروهاي فلسطينيان ممنوع است. راننده ها در داخل خودروهاي خود مانند «افراد كودن» مي مانند و آن را ترك نمي كنند. حادثه اي اين چنيني بارها در نابلس رخ داده است. »
سرباز صهيونيست مذكور سرقت خودروها را انكار كرد و مدعي شد:«نه...نه، ما به سر آنها فرياد مي كشيم و مدتي بعد مي فهميم كه سوئيچي اضافي دارند. آن سوئيچ را نيز از آنها مي گيريم و محل مذكور را ترك مي كنيم و خودرو را به همراه راننده آن رها مي كنيم. از او مي خواهيم كه دو روز بعد به ايست بازرسي بيايد و سوئيچ خود را بگيرد،گاهي شيفت سربازان تغيير مي كند يا كليدها گم مي شوند! »
حملات نظامي صهيونيست ها از دسامبر ۲۰۰۳ تا مه ۲۰۰۴ در نابلس
نظامي مذكور درباره حمله آبهاي راكد كه از نيمه هاي دسامبر ۲۰۰۳ تا مه ۲۰۰۴ در اردوگاه بلاطه رخ داد، مي گويد:« هر بار روزي را براي حمله مشخص مي كرديم و اين حمله مثلاً دو هفته و نيم ادامه مي يافت و ۴۰ تك تيرانداز در آن شركت مي كردند. به اردوگاه مذكور حمله مي كرديم سپس آن را ترك مي كرديم و دوباره به آن يورش مي برديم و شماري از غيرنظاميان را مي كشتيم. هر بار روزنامه اي را مي خريديم و در آن مشاهده مي كرديم كه سالخورده اي در يكي از نقاط به قتل رسيده است. از چيزي خبر نداشتيم و كسي به ما نمي گفت كه يكي از آنها به قتل رسيده است! در اردوگاه بلاطه يك پيرمرد سالخورده و ۴ نوجوان به سبب حضور در منطقه نزاع به قتل رسيده بودند.»
اين سرباز صهيونيست در ادامه سخنانش تأكيد كرد:«نمي دانم معناي منطقه نزاع چيست، افسران مي گويند كه بلاطه منطقه نزاع است، اما درگيريهاي زيادي در آن اردوگاه صورت نمي گيرد، اما منطقه نزاع به شمار مي رود بويژه كه افراد مسلح در آن دست به تيراندازي مي زنند. در روز روشن خيابانها و بازار اردوگاه را گشت مي زنيم تا آنها را بازداشت كنيم. يك بار هنگامي كه براي بازداشت يكي از آنها به دكاني حمله كرده بوديم هدف را اشتباهي گرفتيم. با وجودي كه تك تيراندازان در منازل اطراف مستقر بودند، اما ما ترسيديم كه در دام بيفتيم. سربازي در ماه گذشته به قتل رسيده بود، دوست داشتيم كه تك تيراندازان ما در كوچه هاي اردوگاه قاتل او را هدف بگيرد.»
سپر انساني
اين سرباز صهيونيست آن را به صورت غيرمستقيم تشريح كرد:« مي گويند استفاده از سپر انساني كه در زبان عبري به آن نوحال شاهين مي گويند، غيرقانوني است، به همين خاطر نام آن را «مافي هافر» گذاشتند. در خلال بازداشت شخصي «خطرناك» يكي از درهاي همسايه يا چند در و گاه همه درهاي خانه هاي محاصره شده را مي زنيم، ساكنانش را از آن خارج مي كنيم تا شخص مناسبي را براي قرار دادن در پيشاپيش يگان انتخاب كنيم. پيش از آن كه به محل هدف برسيم، به سوي او تيراندازي مي كنيم تا بفهمد كه راه فراري ندارد، سپس آنچه از او با اصرار خواسته مي شود، انجام مي دهد و از صاحب خانه خواهش مي كند كه در را بگشايد.»
وي ضمن تأكيد به اين كه هنوز از سپر انساني استفاده مي شود، افزود:«گمان مي كنيم آخرين باري كه از آن استفاده كرديم در ماه آوريل بود. دقيقاً يادم مي آيد . براي من غيرعادي و عجيب بود، اما آن چيزي است كه مداوماً صورت مي گيرد و اقدامي شناخته شده است.»
مانند پسر بچه اي رفتار مي كنند كه در زمان عادي عكس مي گيرد!
سرباز صهيونيست مذكور يادآور مي شود:« در حمله اي نظامي، يكي از افراد مسلح تلاش كرد كه از منزل مورد هدف فرار كند و سربازان ديدند كه او مسلح است و به پاهايش شليك كردند. كوشيد كه به سمت ديگري بپرد، اما با سر بر زمين خورد و به سبب خونريزي شديد مرد. سپس يگان به منزلي كه ما آن را به سبب وجود فرد مسلح ديگري به ديگي مچاله شده تبديل كرده بوديم، حمله كرد. در پايان مأموريت سربازان با نشان دادن علامت پيروزي با جسدها عكس گرفتند، آنها مانند نوجواناني كه در اوضاع طبيعي عكس مي گيرند، رفتار مي كردند.»
اين سرباز در ادامه افزود:« يكي از سربازان افتخار مي كرد كه كودكي يازده ساله را در حال بالا رفتن از يك تانك به قتل رسانده است. دستورات مي گويد كه كسي كه سعي مي كند از يك تانك بالا برود و به مسلسل بالاي آن دست بزند، شما بايد او را بكشيد. اين سرباز با خوشحالي گفت كه او يك مرد است و وجودش را ثابت كرده است! از كسي كه تيراندازي مي كند، بازخواست نمي شود و از او نمي پرسند كه چند گلوله شليك كرده است و آيا مقتول مسلح بوده يا نه!»
اين اولين باري نيست كه ما اين حقايق و جنايتهايي را كه در حق ملت فلسطين مرتكب مي شوند، مي شنويم و به طبع آخرين آن هم نخواهد بود.اشغالگران هنوز در اين سرزمين حضور دارند و كشتارهايي را مرتكب خواهند شد و كساني خواهند آمد و آن را روايت خواهند كرد و از حقيقت ددمنشي اين اشغالگران پرده بر خواهند داشت،چه از آن بيزار باشند و چه به آن افتخار كنند!