جمعه 30 شهریور 1397 | به روز شده: 22 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
سه شنبه 16 خرداد 1385 - 22:34:09 | کد مطلب: 79 چاپ

از سازمان خدماتی به نهاد اجتماعی

اجتماع > اجتماعی - دکتر علی اصغر محکی:
در روزگاری به سر می بریم که فن آوری های نوین ارتباطاتی، بخشی اجتناب ناپذیر از زندگی مان شده، همه شئون آن را متحول کرده، همراه خود پیام آور بیم و امید گشته است.

می توان مهم ترین آثار اجتماعی بهره گیری از این فن آوری ها را پاسخگو شدن دولت ها، شفافیت یافتن اطلاعات و نقش پذیری بیشتر تشکل های مردمی در زندگی جمعی دانست.
سامانه الکترونیک ارتباطات مردمی، از مواهب فن آوری های جدید است که خیلی سریع رشد یافته و توانسته حوزه فعالیت اجتماعی سازمان ها را ارتقا داده، نوید بخش تحقق ایده «سازمان شفاف و پاسخگو» شود.

مهم ترین تاثیر شفاف سازی و پاسخگو بودن، جلب «اعتماد عمومی» است. اعتماد عمومی، با اهمیت ترین وجه «سرمایه اجتماعی» است. برای شهرداری تهران که چشم انداز خود را به درستی حرکت از وضعیت «سازمانی خدماتی» به سوی «نهادی اجتماعی» قرار داده، تکیه بر اعتماد عمومی گریز ناپذیر است.

اما چگونه فن آوری های نوین، در نگاهی راهبردی، تبدیل به فرصتی برای اعتماد سازی می شوند؟ پاسخ کوتاه و روشن است: معاضدت این فن آوری ها در تحقق «سازمان شفاف و پاسخگو».

مفهوم «جامعه اطلاعاتی»، پیشکش فن آوری های نوین ارتباطی به آنانی است که می دانند و می توانند هوشمندانه از این ابزارها استفاده کنند. اگر در بستر جامعه اطلاعاتی می توان ساختاری گسترده از شبکه ها را سامان داد و به کمک آن، اطلاعات دیجیتالی شده را از پشت دیوارهای سازمان به رایانه های هر خانه از محله های شهر کشاند، پس می توان افق چشم اندازها را هم در مسیری آرمانی تر امتداد داد و از تبدیل سازمان خدماتی «شهرداری» به «نهادی اجتماعی» سخن راند. نهادی که سرمایه های اجتماعی را بزرگ ترین دستمایه خود می داند و به خوبی واقف است که بهره مندی از موهبت سرمایه اجتماعی، در گرو «جلب اعتماد عمومی» است و جلب اعتماد هم محقق نمی شود مگر به مدد «مشارکت جویی» و «مشارکت پذیری».

بنابراین، در ایده «سازمان به مثابه نهادی اجتماعی»، نیل به افق چشم انداز سازمان مرهون مشارکت معنی دار مردم در تصمیم سازی، تصمیم گیری، اجرا و ارزیابی عملکرد سازمان است.

با چنین برداشتی همه جانبه از مشارکت، ضرورت می یابد در گام اول اسباب مشارکت مردم را مهیا ساخت. فن آوری های نوین ارتباطی، ظرفیت هایی جدید و منعطف را برای این مهم مهیا ساخته اند. مدیران هوشمند، از این ظرفیت می توانند نهایت بهره را ببرند.

با ایجاد و حفظ خط ارتباط دو سویه میان مردم و سازمان، بهتر می توان یاریگر درک، پذیرش و همکاری مردم شد. دریافت بی واسطه و مستمر آراء، نظرها و افکار مردم،  مسئولیت مدیریت سازمان را برای خدمت به منافع عمومی دوچندان می سازد، در عین حال به مدیران کمک می کند تا به موقع از تغییرات محیطی آگاهی یابند و متناسب با این تحولات فعالیت های لازم را در جهت خدمت رسانی به مردم پیش بینی کنند. 

پیام رسانی آگاهانه، مستمر و برنامه ریزی شده بر پایه شناخت و سنجش جامعه، ثمر دیگر این نوع ارتباطات مردمی است. چرا که می توان اطلاعات درخور و مناسب را، برابر آن چه خواست و نیاز مردم است آماده و به آنان عرضه کرد. بدین ترتیب میان نگرش ها و اقدامات سازمان با خواست و نیاز عمومی، همبستگی ایجاد خواهد شد.

دسترسی برابر، سریع و آسان مردم به مدیران سطوح مختلف سازمان، زمینه ساز مشارکت واقعی مردم خواهد بود. گرچه ملاقات رودررو، فرصتی برای ارتباط گیری صمیمانه است اما این اشکال هم بر آن وارد است که فرصت برابر برای دسترسی به مسئولان را فراهم نمی کند. به علاوه به احتمال زیاد اتکای صرف سازمان به ارتباطات رودررو، شبهه بهره برداری تبلیغی از ارتباط گیری با مردم را دامن می زند.

از این حیث می توان خرسند بود که استفاده از سامانه ارتباط الکترونیک، از یک سو فرصتی نسبتا برابر را برای آحاد جامعه در دسترسی به مدیران فراهم می کند و از سوی دیگر کمتر شائبه بهره برداری تبلیغاتی بر آن وارد است. به تعبیر ساده تر این نوع ارتباط به انصاف و خلوص نزدیک تر است.

در مجموع با عنایت به این که نظام ارتباطات عمومی در سازمان با بهره گیری از سامانه ارتباطاتی توسعه می یابد، می توان امیدوار بود فرایند اطلاع یابی و اطلاع رسانی الکترونیک، گفت و گوی دو سویه، برابر، مردم مدار و غیر تبلیغاتی میان مردم و مدیران سازمان را نهادینه نموده زمینه ساز مشارکت واقعی و معنادار مردم در عرصه اداره امور مربوط به خود شود. هر چند مقدمه و شرط اساسی این امر، باور داشتن به کارایی فن آوری های نو در راستای هدف یاد شده است.

می توان انتظار داشت سامانه های الکترونیک ارتباطی بین مردم و سازمان ها، حرکت آزاد اطلاعات بین مردم و نهادهای اجتماعی را فراهم سازند، به قدرت بخشی مردم در تصمیم سازی و مشارکت بیشتر آنها منتهی شوند، سوء تفاهم ها و تنش های ناشی از فقر ارتباط را کاهش دهند و به ارتقاء آگاهی و درک متقابل مردم و سازمان از یکدیگر منجر شوند.