سه شنبه 3 مهر 1397 | به روز شده: 8 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
یکشنبه 5 آبان 1387 - 17:13:28 | کد مطلب: 66698 چاپ

یادداشت‌های سفر به آمستردام- 2

ارتباطات > رسانه و روزنامه‌نگاری - دکتر علی‌اصغر محکی:
تا آمستردام پروازی 6 ساعته را در پیش داریم. با 20 دقیقه تاخیر از باند بلند شدیم

مهمانداران چند نوبت پذیرایی کردند شاید برای این که در مدت طولانی سفر، حوصله مان سرنرود. یکی دو ساعتی هم به خواب گذشت. در خواب و بیداری بودم که صدای بلندگوی داخل هواپیما بلند شد: «آقای دکتر محکی، لطفا به انتهای هواپیما مراجعه کنید!» متعجب شدم موضوع از چه قرار است.

در انتهای هواپیما سرمهماندار منتظرم بود. خودش را مصطفوی معرفی کرد و گفت که پیش از پرواز یکی از مهمانداران که در این پرواز همراه آنها نیست به نام خانم پناهنده سفارش شما را کرده و سلام رسانیده است.

خانم پناهنده همسر آقای کیانی مدیر روابط عمومی همشهری است. مصطفوی تعارف کرد که با وی صبحانه ویژه صرف کنم و اگر نیاز به جای بهتری برای استراحت دارم از فضای آنها استفاده کنم. خیلی تشکر کردم و به صندلی ام بازگشتم.

خلبان که اعلام کرد وارد آسمان هلند شده‌ایم از پنجه به بیرون نگاه انداختم. تکه های ابرچنان کنار هم ردیف شده بود که منظره سطح زمین به زحمت دیده می شد ولی باز هم سرسبزی پایین قابل تشخیص بود.

به وقت محلی ساعت 8 و 10 دقیقه به زمین نشستیم. در فرودگاه چندان معطل نشدیم. با توجه به فاصله نسبتا زیاد فرودگاه تا مرکز شهر و کرایه بالای تاکشی، تصمیم گرفتیم با قطار برویم. 4/5 یورو بهای بلیط قطار هر کدام مان بود و البته اگر می خواستیم با تاکسی برویم نفری 40 یورو می شد. گذر از حومه آمستردام تا مرکز شهر با قطار دو طبقه تجربه جالبی بود. مردم هلند خونگرم هستند و هر گاه راهنمایی خواستیم با حوصله و مهربانی راه را نشانمان می دادند. هتل «ان اچ کارلتون» محل اقامتمان است.

وسایل را می گذاریم و در قبل از ظهر یکشنبه، همراه با سایر مردم شهر و توریست ها در خیابان های مرکز شهر قدم می زنیم. کفش های چوبی، مجسمه هایی از آسیاب های بادی و بذر و پیاز گل، مهم ترین سوغات آمستردام هستند و لذا فروشگاه های اطراف هتل مان مملو از همین اشیاء است. چند ویژگی توجه ام را بیشتر جلب می کند. یکی این که شهروندان آمستردامی علاقه زیادی به دوچرخه سواری دارند و حتی بارش باران هم مانع از دوچرخه سواری زنان و مردان شهر نمی شد. در خیابان های مرکز شهر کمتر خودروی شخصی تردد می کند و دوچرخه و تراموا، اصلی ترین وسایل تردد در خیابان ها هستند. پیاده رو ها هم مملو از افرادی است که پیاده روی در بافت تاریخی و زیبای شهر را با هیچ وسیله دیگری عوض نمی کنند.

به هتل بازمی‌گردیم. از متصدی پذیرش هتل تقاضای استفاده از اینترنت هتل را برای ارسال یادداشت‌ها می‌کنم.

وقتی می‌گوید به ازای هر ساعت استفاده از اینترنت هتل باید 10 یورو شارژ کنیم شگفت زده می شوم. آخر ما در ایران این طور شنیده بودیم که نرخ استفاده از خدمات اینترنت در اروپا خیلی پایین است اما از قرار در این هتل داستان طور دیگری است.

دو کنسرو خوراک گوشت و لوبیا که همراه آورده بودم باز می‌کنم و به اتفاق آقای دانش شکمی از عزا درمی‌آوریم. قرار می‌گذاریم پس از نماز و اندکی استراحت، مقارن غروب برای کشف گوشه‌هایی دیگر از زیبایی‌های شهر در مسیری دیگر از آمستردام گشت و گذاری داشته باشیم