یکشنبه 31 تیر 1397 | به روز شده: 15 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
شنبه 16 تیر 1397 - 08:44:19 | کد مطلب: 409967 چاپ

هشت دوگانه همسان هالیوود | دور ریختن پول یا خطای محاسبه؟

سینما و تلویزیون > سینمای‌ جهان - همشهری آنلاین:
دست‌کم ۱۰ نمونه در تاریخ معاصر سینمای وجود دارد که در آنها استودیوهای هالیوودی گرفتار پدیده «فیلم‌های دوقلو» شده‌اند؛ فیلم‌هایی که با موضوع‌های تقریبا مشابه و یکسان در کمترین زمان ممکن از یکدیگر روی پرده رفته‌اند.

به گزارش همشهري آنلاين به نقل از اينديپندنت، گرچه استوديوهاي بزرگ همواره در جريان پروژه‌هاي هم قرار دارند اما مواردي هم پيش مي‌آيد كه حتي زمان اكران فيلم‌هاي مشابه بسيار به هم نزديك مي‌شود. شايد بتوان همه فيلم‌هاي كارنامه دواين «راك» جانسن را يكسان دانست اما «دانكرك» و «سياه‌ترين ساعت» را كجاي دل‌مان بگذاريم كه هر دو درباره تخليه نيروهاي بريتانيايي از سواحل فرانسه در ماه مي 1940 توليد شدند؟

بلاك‌باستر تحسين‌شده كريستوفر نولان آن رويداد تاريخي را از نگاه مردان گرفتار در ساحل نرماندي روايت كرد و «سياه‌ترين ساعت» جو رايت ماجرا را از لحظه‌هاي تصميم‌گيري وينستن چرچيل، نخست‌وزير بريتانيا به تصوير كشيد. با اينكه پروژه‌ها به اندازه‌اي متفاوت بودند كه برنامه‌ريزي استوديوهاي هاليوودي را توجيه كنند اما توليد همزمان «دانكرك» و «سياه‌ترين ساعت» درست مثل اين بود كه دو دوست نزديك با يك لباس مشابه با هم به يك مهماني باشكوه برسند! آنچه پيش رو داريد، برجسته‌ترين فيلم‌هاي دوقلوي هاليوود در سال‌هاي اخير هستند.

1. «سنگ گور» 1993 و «وايت ايرپ» 1994: ماجراي مشهور همكاري وايت ايرپ و داك هاليدي قمارباز براي مبارزه با خانواده كلانتن در آريزونا در 1879 بارها دستمايه توليد وسترن‌هاي سينمايي بوده كه دو فيلم معروف آنها از اين قرارند: «كلمنتاين عزين من» جان فورد در 1946 و «جدال در اوكي كرال» جان استرجس در 1957. پس از موفقيت خيره‌كننده «نابخشوده» كلينت ايستوود در 1992، استوديوها دوباره به گونه وسترن روي خوش نشان دادند و «سنگ گور» را با كرت راسل و ول كيلمر و «وايت ايرپ» را با كوين كاستنر و دنيس كويد ساختند اما هيچ‌كدام نتوانستند توفيق «نابخشوده» را تكرار كنند.

2. «قله دانته» و «آتشفشان» 1997: گدازه‌هاي آتشفشاني موضوعي مشترك در بلاك‌باسترهاي پايان دهه 1990 بود كه در «قله دانته» راجر دانلدسن و «آتشفشان» ميك جكسن ظهور يافت. فيلم اول به لطف بازي پيرس برازنان و ليندا هميلتن در گيشه خوش درخشيد و حدود 180 ميليون دلار فروخت. فيلم جكسن كه با 90 ميليون دلار (30 ميليون دلار كمتر از «قله دانته») توليد شده بود، با 130 ميليون دلار فروش به كار خود پايان داد. هر چند تابستان آن سال در اختيار فيلم‌هايي چون «دنياي گمشده: پارك ژوراسيك»، «سربازان سفينه» و سرآمد همه دوران‌ها «تايتانيك» بود.

3. «تاثير عميق» و «آرماگدون» 1998: دو فيلم با موضوع مشابه تلاش فضانوردان براي جلوگيري از برخورد اجرام آسماني به زمين و رخ دادن آخرالزمان. در «تاثير عميق» مورگان فريمن رئيس‌جمهوري است كه ماموريت نجات زمين را هدايت مي‌كند و در دومي بروس ويليس و ديگر همكاران فضانوردش راهي فضا مي‌شوند. گرچه ستاره‌شناسان از نظر علمي به «تاثير عميق» ميمي لدر چراغ سبز نشان داده بودند اما «آرماگدون» مايكل بي و جري بروكهايمر بيشتر به دل تماشاگران نشست با فروش 550 ميليون دلاري راه را براي توليد فيلم‌هاي مشابه هموار كرد. رولند امريش ديگر كارگرداني بود كه در سه‌گانه «روز استقلال»، «روز پس از فردا» و «2012» سراغ ماجراي نابودي زمين رفت.

4. «مورچه‌اي به نام زي» و «زندگي يك حشره» 1998: با وجود حرف زدن چهره‌هايي چون وودي آلن، شارون استون، سيلوستر استالونه و جنيفر لوپز در فيلم اول، اين «زندگي يك حشره» پيكسار و والت ديزني به كارگرداني جان لسه‌تر بود كه در گيشه خوش درخشيد و به لطف صداي كوين اسپيسي 365 ميليون دلار فروخت. نكته جالب اينكه آلن، لسه‌تر و اسپيسي اين روزها به رسوايي اخلاقي دست به گريبان هستند و چندان طرفدار ندارند.

5. «ماموريت به مريخ» و «سياره سرخ» 2000: مريخ سياره‌اي است كه از زمان ژرژ مه‌ليس ذهن فيلمسازان را به خود مشغول كرده است اما تلاش‌هاي آنتوني هافمن و برايان دي‌پالما در نخستين سال هزاره سوم براي جلب نظر علاقه‌مندان ره به جايي نبرد تا اينكه ريدلي اسكات در 2015 با «مريخي» حرف آخر را در اين عرصه زد.

6. «پرستيژ» و «شعبده‌باز» 2006: روايت كريستوفر نولان از رقابت شعبده‌بازان در لندن دوران ويكتوريا با بازي هيو جكمن و كريستين بيل 110 ميليون دلار در گيشه فروخت كه 70 ميليون دلار بيش از هزينه توليد بود. «شعبده‌باز» نيل برگر اما با هزينه 17 ميليون دلاري توليد شد و 88 ميليون دلار در گيشه به دست آورد. ادوارد نورتن، پل جياماتي و جسيكا بيل در اين فيلم ايفاي نقش كرده‌اند.

7. «كاپوتي» 2005 و «بدنام» 2006: فيليپ سيمور هافمن فقيد براي بازي در نقش اصلي «كاپوتي» بنت ميلر دو جايزه اسكار و بفتاي بهترين بازيگر نقش اول را برد و توبي جونز براي حضور در «بدنام» داگلاس مك‌گرث در حلقه منتقدان فيلم لندن تقدير شد. به هر حال، فيلم اول يك سال زودتر بيرون آمد و بيشتر مورد توجه قرار گرفت. اين در حالي است كه قهرمان هر دو ترومن كاپوتي، نويسنده نيويوركي بود كه در 1959 با دو متهم پرونده قتل خاندان كلاتر گفتگو و حاصل آن را به داستان «در كمال خونسردي» تبديل كرد. بينگام ري، تهيه‌كننده هاليوودي بعدها به نيويوركر گفت: «خاطرم هست مك‌گرث به من زنگ و زد از كامل شدن فيلمنامه‌اي درباره كاپوتي خبر داد. به او گفتم كه خبر دارم و فيلمنامه روي ميز من است. در واقع، من داشتم به فيلمنامه دن فوترمن نگاه مي‌كردم كه ميلر فيلمش را بر اساس آن ساخت.»

8. «مارگريت» 2015 و «فلورنس فاستر جنكينز» 2016: روايت سرراست استفن فريرز از زندگي خواننده بدصداي آمريكايي يك نامزدي اسكار براي مريل استريپ به ارمغان آورد و مورد توجه منتقدان هم قرار گرفت اما «مارگريت» زاوير جيانولي كه دو ماه پيش‌تر در بريتانيا به نمايش درآمده بود، با وجود بازي درخشان كاترين فروت در نقش اصلي چندان جدي گرفته نشد. جيانولي بعدها گفته بود: «درست يك ماه پيش از آغاز فيلمبرداري مارگريت، در جريان توليد فلورنس فاستر جنكينز قرار گرفتم... وحشتناك بود.»