دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 | به روز شده: 1 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
جمعه 28 اردیبهشت 1397 - 20:20:50 | کد مطلب: 405781 چاپ

تکرار دهقان فداکار این‌بار در زنجان

اجتماع > اجتماعی - کمتر از ۶ ماه پس از مرگ ریزعلی خواجوی که همه او را به نام «دهقان فداکار» می‌شناختند، این بار دهقان ۶۱ساله‌ای اهل زنجان با فداکاری توانست جان ده‌ها مسافر قطاری را که از تبریز راهی تهران بود، نجات دهد.

حسین علیمردانی وقتی متوجه شد خاک زیر ریل‌ آهن به‌خاطر باران فرو ریخته و درصورت عبور قطار ممکن است فاجعه‌ای رخ دهد، تصمیم گرفت هر طور شده مسافران قطار را نجات دهد.

به گزارش همشهری، صبح 25اردیبهشت بود و باران بهاری هوای تازه‌ای به شهر بخشیده بود. حسین‌علیمردانی، دهقان 61ساله زنجانی مثل هر روز سوار خودروی پرایدش‌ شد تا راهی باغ و زمین‌های کشاورزی‌اش شود؛ زمین‌هایی که در 36کیلومتری زنجان و در منطقه نیک‌پی قرار دارند و دهقان 61ساله خرج زندگی و خانواده 7نفره‌اش را با کشاورزی در این زمین‌ها تامین می‌کند. «من هر روز حدود ساعت 7صبح از خانه بیرون می‌زنم اما دوشنبه هوا خوب بود و تصمیم گرفتم کمی زودتر راهی زمین‌ها و باغم شوم.»

جاده‌ای که حسین علیمردانی را به زمین‌هایش می‌رساند، از کنار خط آهن می‌گذرد. بخشی از خط آهن ارتفاع زیادی با جاده دارد و آن را با استفاده از شن و ماسه زیرسازی کرده‌اند. علیمردانی می‌گوید: «هنوز به زمین‌هایم نرسیده بودم که متوجه شدم خاک زیر خط‌آهن به‌خاطر باران ریزش کرده و داخل جاده آمده است. طوری که عبور از جاده را سخت کرده بود. وقتی نگاه کردم حدود 15متر از خاک زیر ریل ریزش کرده و کاملا خالی شده بود. شک نداشتم که اگر قطار از آنجا عبور می‌کرد، ریل طاقت نمی‌آورد و حتما حادثه‌ای رخ می‌داد. برای همین تصمیم گرفتم ماجرا را گزارش کنم.»

اولین فکری که به ذهن دهقان 61ساله رسید، تماس با پلیس بود. او دو بار 110را گرفت اما کسی جواب نداد. همان موقع بود که به یاد یکی از دوستانش افتاد که در راه‌آهن کار می‌کرد و تصمیم گرفت او را خبر کند. «ماجرا را برای او تعریف کردم و او هم گفت دیگر در راه‌آهن کار نمی‌کند اما حتما رئیس راه‌آهن را مطلع می‌کند.»

زمان می‌گذشت و خبری از تیم‌های امدادی نبود. هر لحظه احتمال داشت قطاری از آنجا عبور کند و دهقان فداکار برای اینکه مطمئن شود خطری پیش نمی‌آید، خودش را به یک بلندی رساند و دقایقی بعد قطاری را دید که از سمت تبریز به سوی تهران در حرکت بود.

یک فکر بکر

حسین علیمردانی به یاد داستان ریزعلی خواجوی و فداکاری او افتاد. باید هر طوری شده، لکوموتیوران را از ماجرا باخبر می‌کرد. «اطرافم را نگاه کردم و چشمم به یک بنر قرمز و کهنه افتاد که در گوشه‌ای افتاده بود. آن را برداشتم و روی ریل شروع کردم به دویدن به سمت قطار. لکوموتیوران متوجهم شد و چراغ قطار را روشن کرد. من همچنان می‌دویدم و او که فهمید اتفاقی رخ داده، ترمز را به‌کار انداخت.

قطار در 20متری جایی که زیر ریل خالی شده بود، توقف کرد. مسئولان قطار با دیدن ماشینم فکر کردند که برایم مشکل پیش آمده و ماشینم خراب شده اما وقتی آنها را به محل ریزش خاک بردم، وحشت کردند و گفتند که شما با این کارت همه ما و مسافران را نجات دادی.» پس از آن مسئولان قطار ماجرا را به مرکز خبر دادند و به این ترتیب قطار به ایستگاه قبلی برگشت تا مسافران با اتوبوس به مقصد منتقل شوند.

  • تکرار فداکاری

این اما نخستین‌باری نیست که حسین علیمردانی با فداکاری خود باعث نجات جان عده‌ای شده است. سال‌ها پیش نیز، زمانی که او مردی جوان بود، توانست با ازخود‌گذشتگی 2نفر را از غرق‌شدن و مرگ حتمی نجات دهد؛ «سال57 بود و در آن زمان در کرج کارگری می‌کردم. یک روز که هوا گرم بود همراه یکی از آشنایان برای آبتنی راهی یک کانال شدیم.

همان موقع متوجه پسربچه 12ساله‌ای شدم که به‌دنبال دمپایی‌اش به داخل آب افتاد و یک نفر هم برای نجات او به داخل کانال پرید. هر دوی آنها در حال غرق‌شدن بودند و با دیدن این صحنه و با توجه به اینکه در روستا تجربه شنا در این مکان‌ها را داشتم، توانستم هر دوی آنها را نجات دهم.» دهقان فداکار شرافت و کمک به مردم را مهم‌ترین اصل زندگی می‌داند و می‌گوید از اینکه توانسته جان همنوعانش را نجات دهد، خوشحال است.