جمعه 24 آذر 1396 | به روز شده: 20 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
پنجشنبه 16 آذر 1396 - 02:30:00 | کد مطلب: 391700 چاپ
مادر (علي حاتمي 1368)

سوته‌دلان

سینما و تلویزیون > سینمای‌ ایران - سعید مروتی:
میان فیلم‌های زنده‌یاد علی حاتمی که دیروز بیست‌ویکمین سالروز درگذشتش بود، «مادر» جایگاه ویژه‌ای دارد.

حاتمي پس از پيروزي انقلاب 4 فيلم (حاجي واشنگتن، كمال‌الملك، مادر و دلشدگان) و يك سريال (هزار دستان) را كارگرداني كرد. البته او در دهه60 «جعفرخان از فرنگ برگشته» را هم ساخت ولي از آنجا كه فيلم به مشكل خورد و بخش‌هايي از آن توسط محمد متوسلاني ساخته شد، حاتمي اين فيلم را جزو كارنامه خود به حساب نمي‌آورد. او در آخرين روزهاي زندگي‌اش مشغول ساخت «جهان پهلوان تختي» بود كه اجل مهلت تمام‌كردنش را نداد. بين آثاري كه حاتمي پس از پيروزي انقلاب ساخت، فيلم مادر جلوه و درخششي خاص دارد.

نزديك‌ترين فيلم حاتمي به بهترين اثر كارنامه‌اش (سوته‌دلان) كه در آن غم غربت و گذشته‌بازي مطلوب فيلمساز، تجلي باورپذيري يافته است. شايد بتوان كمتر كسي را سراغ گرفت كه مادر حاتمي را ديده و تحت تاثير آن قرار نگرفته باشد. حس نيرومندي از عواطف انساني و تعلق خاطري نوستالژيك در مادر وجود دارد كه حاصل تسلط چشمگير حاتمي بر نوشتن گفت‌وگوهايي بي‌مثال و فضاسازي و توجه به جزئيات است؛ با ظرافت‌هايي كه فيلم را به تعبيري شبيه تابلويي مينياتور كرده است؛ مينياتوري حاصل ذهن خلاق يك استادكار كه خوب مي‌داند چگونه به حال‌وهواي شخصيت‌هاي سوته‌دلش بپردازد كه نهايت تاثير و تاثر عاطفي را در مخاطب برانگيزاند.

سكانس برگزيده: غلامرضا (اكبر عبدي) كه ناقص عقل و به‌نوعي يادآور كاراكتر مجيد در فيلم «سوته‌دلان» (علي حاتمي 1356) است به همراه خواهرش ماه‌منير (فريماه فرجامي) در سفري ذهني، ماشين‌سواري مي‌كنند. غلامرضا در قالب پدرش فرورفته و رانندگي مي‌كند. فصلي فانتزي كه حاتمي آن‌را با استفاده از تكنيك پرده آبي كارگرداني‌اش كرده است. در رؤياي مشترك غلامرضا و ماه‌منير بخشي از گذشته بازآفريني مي‌شود.

آنچه بر سر پدر آمده كه با وجود گذشت سال‌هاي طولاني از مرگش، غلامرضا و ماه‌منير همچنان به يادش هستند. دو شخصيت سوته‌دلان فيلم مادر، با معصوميتي كودكانه، گذشته را مرور مي‌كنند. سفري خيال‌انگيز كه ديالوگ‌هاي خوش‌آهنگ حاتمي و موسيقي نوستالژيك بيژن كامكار به آن طعم و حلاوت خاصي داده است. طولي نمي‌كشد كه از عالم رؤيا به واقعيت مي‌آييم. غلامرضا و ماه‌منير را نشسته بر تخت مي‌بينيم كه غرق در رؤياي مشتركشان هستند. دوربين عقب مي‌كشد و در قابي ماندگار حالا همه فرزندان مادر را مي‌بينيم. جلال‌الدين (امين تارخ) صدايشان مي‌زند. غلامرضا ترمز را مي‌كشد تا به همراه ماه‌منير از خيال به واقعيت بازگردد.

فصل ماشين‌سواري غلامرضا و ماه‌منير، خيال‌انگيزترين و سينمايي‌ترين سكانس فيلم مادر است. سكانسي كه در آن حاتمي كاملا با كاراكترهاي سوته‌دلش همراه مي‌شود.