سه شنبه 21 آذر 1396 | به روز شده: 2 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
شنبه 4 آذر 1396 - 12:03:47 | کد مطلب: 390490 چاپ
ريچارد لينكليتر از فيلم‌هاي جديدش مي‌گويد

زخم‌های جنگ عراق هرگز فراموش نمی‌شود

سینما و تلویزیون > سینمای‌ جهان - لینکلیتر در این گفت‌وگو درباره مسائل گوناگونی صحبت کرده است؛ از چگونگی نگارش و تولید فیلم تازه ‌اکران‌شده‌اش یعنی آخرین پرچم افراشته.

اينكه چرا براي فيلمسازان، دوره و زمانه هيجان‌انگيزي است، انتخاب بازيگران فوق‌العاده 2 فيلم جديدش و فرايند تدوين و حقايقي كه فيلمسازان بايد درباره‌اش بپذيرند، گرفته تا فيلم بعدي‌اش با نام «كجا مي‌روي برنادت؟» كه مراحل پس از توليد را سپري مي‌كند و كيت بلانشت نقش اصلي‌اش را بازي كرده است.باز هم يك پروژه طولاني ده‌ساله!

اين فيلم هم دست‌كم 10سال زمان مي‌خواست تا شرايط توليدش فراهم شود. فكر مي‌كنم به سال‌هاي 2005و 2006برمي‌گردد؛ البته قرار نبود در آن دوران ساخته شود. جنگ عراق هنوز تازه بود؛ درست مثل زخمي سر باز اما حالا اثر اين زخم باقي مانده است و به‌ نظرم مردم آمادگي بيشتري براي انديشيدن به آن دارند. اين موضوع بي‌ترديد خيلي به فيلم كمك مي‌كند. اما از سوي ديگر اين جنگ هم از آن اتفاق‌هاي تاريخي تلخي است كه هرگز فراموش نخواهد شد.

  • پذيرفتن واقعيت

شما بايد با واقعيت‌هايي كه درباره فيلمنامه‌ها و پروژه‌هايتان مي‌شنويد روبه‌رو شويد. در اين شرايط اگر همه‌‌چيز مطابق ميل شما پيش برود و بتوانيد فيلم‌تان را بسازيد بايد خدا را شكر كنيد. ما در دوران خوبي به ‌سر مي‌بريم؛ هرچه هست از 7سال پيش بهتر است. صنعت فيلمسازي حالا به‌ خاطر حضور بازيگردان‌هايي مانند «آمازون استوديوز»، «آناپورنا» و «نتفليكس» به جاي بهتري بدل شده است.

  • فرايند انتخاب بازيگران

شما هميشه فهرستي از آرزوهايتان را آماده مي‌كنيد و منتظر مي‌مانيد تا ببينيد چه اتفاقي روي خواهد داد. از بين بازيگران اين پروژه، پيش‌ از اين من فقط با كوئنتين جانسن كار كرده بودم كه نقش واشينگتن جوان را بازي كرد. پس خوش‌شانس بودم كه ديگران واكنش مثبتي به اين پروژه نشان دادند؛ البته هميشه پاي يك تماس تلفني، يك قرار ملاقات و در نهايت برنامه‌ريزي و هماهنگي برنامه‌ها در ميان است. بهترين موضوع ديگري كه مي‌توانم به آن اشاره كنم اين است كه بازيگران مورد نظر من واقعا مي‌خواستند با هم كار كنند. من بازيگراني را به دست آوردم كه كاملا براي كار يكديگر ارزش قائل بودند و مي‌خواستند با هم كار كنند. ما واقعا همكاري خوبي را تجربه كرديم و اين عاملي بود كه فيلم به آن احتياج داشت.

  • زمان نخستين نسخه از فيلم

نيم‌ساعت اضافه داشتيم. ابتدا فكر مي‌كردم نسخه دوونيم‌ساعته خوبي است اما دست‌آخر متوجه شدم كه مصالح تكراري داريم. با وجود اين، وقتي دست‌به‌كار شديم، سراغ فصل‌هاي بخصوصي نرفتيم تا آنها را از فيلم خارج كنيم. من و تدوينگرم سندرا ادير در فرايندي واقعا طولاني، دست به كوتاه‌كردن هر چيزي زديم كه لازم بود. به‌علاوه، هر بار فيلم را براي 4نفر به نمايش مي‌گذاشتم و هر دفعه، چيزهايي براي حذف‌كردن پيدا مي‌كرديم. بارها و بارها 30‌ثانيه،30‌ثانيه كم كرديم؛ چون ديديم اتفاقي روي نمي‌دهد. شما فقط بايد روي فيلم‌تان وقت بگذاريد و سروشكل‌دادنش را ادامه بدهيد. اين چالشي است كه در هر فيلمي با آن روبه‌رو مي‌شويد. فكر مي‌كنم در اين مورد بهتر شده‌ام اما حدس مي‌زنم كه بايد بيشتر به اين فرايند اعتماد كنم.

  • نمايش نسخه‌هاي اوليه براي ديگران

البته معمولا در جريان تدوين، فيلم را براي گروه‌هايي بيش از 4نفر به نمايش مي‌گذارم. در واقع اتاق تدوين مثل حبابي است براي شما و تدوينگرتان و آنچه فكر مي‌كنيد. پس ديدن فيلم از دريچه چشمان ديگران به‌نوعي مانند مواجهه با حقيقت است؛ جايي كه شما با خودتان مي‌گوييد «شايد آن‌قدر هم خنده‌دار نيست»، «شايد آن‌قدر هم جذاب نيست»، «شايد بتوانيم چيزهاي بيشتري را از آن حذف كنيم». به هر حال با فرايند بي‌رحمانه و صادقانه‌اي طرف هستيد كه نمي‌توانيد احساساتي تصميم بگيريد. نمي‌توانيد نوستالژي‌بازي كنيد و مجبوريد تصميم‌هاي دشواري بگيريد.

  • «كجا مي‌روي برنادت؟»

اين فيلم را تابستان امسال با بازي كيت بلانشت فيلمبرداري كردم و واقعا درباره‌اش هيجان‌‌زده‌ام. مراحل پس ‌از توليد هم آغاز شده‌ و كجا مي‌روي برنادت؟ سال آينده به نمايش درمي‌آيد. اين فيلم را هم سال‌ها بود كه مي‌خواستم بسازم. من از اين دست پروژه‌ها زياد دارم! هم‌اكنون هم روي فيلم ديگري كار مي‌كنم. در اصل 25سال است كه همين كار را مي‌كنم و هر بار مي‌كوشم فيلم ديگري را جلوي دوربين ببرم. البته اين‌روزها شرايط راحت‌تر شده است و من هم خرسندم كه مي‌توانم اين فيلم‌ها را بسازم.

  • جذابيت‌هاي يك هنرمند به بن‌بست‌خورده!

دليل جذابيت كجا مي‌روي برنادت؟ داستان و موضوع فيلم بود؛ اينكه هنرمندي در اواسط زندگي‌اش از آفرينش بازمي‌ماند؛ نمونه‌اي كه به بن‌بست مي‌رسد و... . واقعا برايم جالب بود. از سوي ديگر، اين فيلم پرتره‌اي است از زني كه از برخي جهات، مادرم را تداعي مي‌كند.

  • باز هم تركيب كنجكاوي‌برانگيزي از بازيگران

اين بار هم شانس آوردم كه فرصت همكاري با اين بازيگران را به ‌دست آوردم. من هميشه كاركردن با بازيگران را دوست داشته‌ام و البته هر كسي كه صاحب استعداد باشد و عاشق كاري كه انجام مي‌دهد. آدم‌هايي مانند كيت بلانشت نبوغي دارند كه هر كسي از آن برخوردار نيست.
منبع: كولايدر، استيو فراستي واينتراب