چهارشنبه 4 مهر 1397 | به روز شده: 29 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
پنجشنبه 8 تیر 1396 - 01:31:00 | کد مطلب: 374474 چاپ

زنانی که عشق، آنها را جذب داعش کرد

جهان > خلیج‌ فارس - همشهری آنلاین:
در میان داعشی‌ها در سوریه یا عراق زنانی حضور دارند که از کشورهای غربی به آنها محلق شدند. آنها در مواجهه با واقعیت داعش به سرنوشت‌های گوناگونی دچار شده‌اند.

تعداد قابل توجهي از زناني كه به داعش ملحق شدند شهروندان كشورهاي اروپايي و آمريكايي هستند و در ميان آنها زنان و دختراني هستند كه حتي مسلمان هم نبوده‌اند. اين افراد بعد از پيوستن به اين گروه تروريستي به سرنوشت‌هاي مختلفي دچار شده‌اند.

ايسنا در گزارشي به زندگي چهار تن از اين زنان پرداخته است:

طی دو، سه سال اخیر، زن‌ها و دختران زیادی در کشورهای اروپایی یا آمریکایی از طریق «مبلغان سایبری داعش» با مردان جوانی آشنا می‌شوند و به بهانه ازدواج با آن‌ها کشور خود را ترک کرده و راهی مقر فرماندهی داعش می‌شوند، بدون اینکه بدانند دقیقا چه سرنوشتی در انتظار آن‌هاست.

  • سیترلینا بیتالو ـ ۱۸ ساله ـ اهل هلند

«سیترلینا بیتالو» یک دختر ۱۸ ساله و یک کاتولیک بسیار معتقد بود. او به همراه خانواده‌اش در شهر ماستریخت یک زندگی معمولی را تجربه می‌کرد. سیترلینا یک روز به صورت پنهانی و بدون اطلاع خانواده‌اش، ماستریخت را به مقصد استانبول ترک کرد تا خودش را به سوریه برساند.

نام او در بدو ورود به «رقه» به «عایشه» تغییر پیدا کرد و با شخصی به نام «عمر یلماز» ازدواج کرد. تا اینجا همه چیز برای سیترلینا خوب بود تا اینکه شوهرش مجبور شد، همسر خود را به «امیر» داعش دهد. ازدواج او با امیر هم چندان دوام نیاورد و او در مدت کوتاهی مجبور به ۷ ازدواج شد و این در حالی بود که داعش اجازه ترک خاک «رقه» را نیز به سیترلینا نمی‌داد. داعشی‌ها معتقدند که مهاجران صرفا برای جهاد به آن‌ها می‌پیوندند و این ازدواج‌های مکرر را هم نوعی جهاد برای زن می‌دانند.

تحمل مادر سیترلینا در این یک سال تمام می‌شود و تصمیم می‌گیرد با حمایت پلیس ضدتروریسم هلند راهی ترکیه شود تا دختر جوانش را از داعش پس بگیرد. همه برنامه‌ها به درستی پیش می‌رود و این مادر و دختر در استانبول با یکدیگر دیدار می‌کنند تا راهی هلند شوند.

ستیرلینا پس از ورود به خاک هلند به اتهام همکاری با داعش، بازداشت شد. او  پس از دو روز به شرط عدم ترک شهر خویش و با قرار وثیقه به صورت موقت آزاد شد. با این حال از آن روز دیگر هیچ اطلاعی از او و خانواده‌اش وجود ندارد و به نظر می‌رسد به زندگی مخفیانه روی آورده‌اند.

  • خدیجه داره ـ ۲۲ ساله ـ اهل انگلیس

«خدیجه داره» یک دختر ۲۲ ساله بود که در جنوب شرق لندن و در خانواده‌ای مسیحی زندگی می‌کرد. درباره نام انگلیسی او اطلاعات چندانی وجود ندارد؛ اما خدیجه یک دختر خوش‌گذران بود که در زندگی‌اش جز لاک‌زدن و پوشیدن پیراهن‌های زنانه به چیزی فکر نمی‌کرد.

او دانشجوی روانشناسی بود و وقت زیادی از زندگی‌اش را در فضای مجازی سپری می‌کرد و در خلال همین گشت‌ و گذارهای اینترنتی‌اش با یکی از مبلغان داعش آشنا شد. گپ و گفت اینترنتی با مبلغ داعشی خدیجه را وادار کرد که یک روز به طور پنهانی و بدون اطلاع خانواده‌اش لندن را ترک کند و برای پیوستن به داعش راهی «رقه» شود.

او در «رقه» با یک تروریست سوئدی به نام ابوبکر ازدواج کرده و می‌گوید می‌خواهد اولین زن انگلیسی باشد که یک آمريكايي يا انگليسي را مي‌كشد.

  • سالی جونز ـ ۴۷ ساله ـ اهل انگلیس

«سالی جونز» نوازنده یک گروه موسیقی راک انگلیسی بود که در دهه ۱۹۹۰ پله‌های ترقی را در زمینه موسیقی طی کرد؛ اما در برهه‌ای دچار مشکلات فراوان شد و مسیر زندگی‌اش تغییر کرد. یکی از مشکلات سالی جونز در آن‌ سال‌ها بیکاری و بی‌پولی شدید بود که باعث شد او بیشتر وقتش را در فضای مجازی بگذراند.

او در همین گشت و گذارهای اینترنتی‌اش عاشق پسری به نام «جنید حسین» شد. جنید یک دورگه انگلیسی ـ پاکستانی بود که در ارتش سایبری داعش فعالیت می‌کرد. جنید، سالی جونز را مجاب کرد که برای داشتن یک زندگی مرفه راهی رقه شود.

سالی جونز در بدو ورود به رقه نام خود را به «سکینه» تغییر داد و با جنید ازدواج کرد. پس از مدتی هواداران سالی جونز، هنرمند مورد علاقه خود را با ردا و پوشیه در شبکه‌های اجتماعی دیدند و آن هم در حالی که این هنرمند به «زن خون‌خوار داعش» مشهور شده بود.

او قسم خورد سر همه کسانی را که به داعش نپیوندند ببرد و یک بار هم توییت کرد: «سر همه شما مسیحیان باید با یک چاقوی زیبا و تیز بریده و روی نرده‌های شهر رقه نصب شود. من در هر مکانی که شما را ببینم، این کار را انجام خواهم داد.»

  • امیره عباسه ـ ۱۵ ساله ـ اهل انگلیس

«امیره عباسه» یک دختر انگلیسی ۱۵ ساله بود که تمام دنیایش در توجه به ظاهرش و البته ورزش‌کردن خلاصه می‌شد. امیره بخش زیادی از زمانش را در فضای مجازی سپری می‌کرد که همین امر موجب آشنایی او با مبلغان داعش در شبکه‌های اجتماعی شد.

این دختر نوجوان عاشق هیجان و تجربه‌های جدید بود. برای همین یک روز صبح بدون اطلاع خانواده‌اش سوار اتوبوس شد و خودش را به فرودگاه لندن رساند تا بتواند از آنجا راهی استانبول شود. او می‌خواست خودش را به مناطق مرزی ترکیه با سوریه برساند؛ جایی که داعشی‌ها در انتظارش بودند.

امیره که گفته می‌شود یک دانش‌آموز بسیار موفق بود و به دانشگاه رفتن فکر می‌کرد، فقط برای حس یک هیجان تازه به عناصر تروریستی داعش پیوست.