دوشنبه 9 شهریور 1394 | به روز شده: 3 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
شنبه 4 آذر 1391 - 00:30:19 | کد مطلب: 192136 چاپ
در روز واقعه

زیر سایه‌ی خورشید می‌مانم؟

کودک و نوجوان > خانه فیروزه‌ای - بهاره صداقتی:
لحظه‌ی تصمیم، آنِ تصمیم، لحظه‌ی روشنایی است، لحظه‌ای است که همه‌ی آن‌چه تا کنون مبهم و تار بوده، حالا روشن و شفاف پیش رویت خود را نشان می‌دهد، جوری که دیگر می‌دانی قرار است چه‌کار کنی، چه‌طور عمل کنی و چه‌طور پیش بروی.

آنِ تصمیم

فرض کن وقتی هنوز تصمیم نگرفته‌ای برای روزت چه برنامه‌ای بریزی، همه‌ی کارهایی که می‌توان با یک روز کرد، بی‌نظم و نامرتب توی ذهنت وول می‌خورند، اما به محض این‌که تصمیم می‌گیری، حالا دیگر کارها و امکانات و انتخاب‌ها، توی دو صف مشخص خودشان را منظم می‌کنند؛ صف اول: صف ‌کارهایی که می‌توان انجام داد و صف دوم: کارهایی که باید دورشان بریزی. دیگر نمی‌توانی و نباید به آن‌ها فکر کنی. به‌خاطر همین است که لحظه‌ی تصمیم، مهم‌ترین لحظه‌ای است که می‌توان تجربه‌ کرد. لحظه‌ی روشنی و شفافیت.

روزهایی که از سر می‌گذرانیم، روزهایی است که در آن، بزرگ‌ترین تصمیم جمعی از انسان‌ها، چهره‌ی شهرمان و ساعت‌های هر روزمان را تغییر داده‌اند. جمع‌ که می‌گویم منظورم میلیون‌ها یا هزاران یا حتی صدها آدم نیست، منظورم تصمیمی است که سال‌ها پیش، هزار و سیصد وهفتاد و دو سال پیش، هفتاد و دو نفر، برای حمایت از یک نفر، یک نفر که نه برای حمایت از یک راه و یک هدف گرفتند، تصمیمی قاطع که تا لحظه‌ی آخر پای آن ایستادند. آن هدف و آن ایستادن تا لحظه‌ی پایانی است که این‌طور وجدان میلیون‌ها نفر را در طول تاریخ تکان داده است و هنوز هم، وصفِ ماجرا و آن‌چه به خاطر آن تصمیم بر آن جماعت گذشت، هر سال، روزها تن ما و شهرهایمان را سیاه‌پوش می‌کند.

اما لحظه‌ی تصمیم برای همه‌ی افراد همان جمع هم، یک لحظه‌ی مشترک نبود. لحظه‌ی تصمیم، لحظه‌ای است شخصی، لحظه‌ای که هرکس، می‌تواند آن‌قدر شفاف همه‌چیز را ببیند که راه، خود به خود، پیش رویش گسترده می‌شود. هر کدام از افراد آن جمع، راه خودشان را، به شکل خودشان آمدند تا به لحظه‌ی تصمیم برسند...

برادر خورشید

یک برادر، که نامش طراوت آب داشت و چهره‌اش رفیق ماه بود، برادر خورشید بود و گمانم هیچ‌وقت، هیچ‌کس از او نپرسید کی و چه‌طور به تصمیم رسیده است؟ مگر می‌شود از کسی که از کودکی از چشمه‌ی خورشید نوشیده است، پرسید کی با خورشید آشنا شده است؟ برادرش را «برادر» صدا نمی‌کرد، چون پیش از آن‌که برادرش را بشناسد، امامش را می‌شناخت و تصمیمش را گرفته بود. می‌شد این را از نگاهش خواند و در لحن صدایش حس کرد. تا آخر ماند. تا آخر که می‌گویم، منظورم دادن دست‌هایش است، منظورم هدیه‌ دادن چشمش، و پیشکش‌ کردن جانش است. جوان بود و مصمم، نگاهش به ماه بود که چشم فروبست، خوش از این‌که تصمیمش را تا لحظه‌ی آخر، گرم و گرامی، نگه‌داشته بود.

پیرمرد مصمم

یک پیرمرد، که اسمش «حبیب» بود، حبیب پسر مظاهر، که عمرش، طولانی‌تر از امامش بود، وقتی بی‌وفایی و بی‌تصمیم‌ بودن همشهریانش را دید، در میانه‌ی یک دوراهی ایستاد، در یکسو شهرش بود، ساکت و خاموش، بی‌تصمیم و معطل، و در سوی دیگر، ماندن بر سر عهد و تصمیمی که با خورشید بسته بود، ماندن بر سر محبتی که سال‌ها در دلش روشن مانده بود، نگه‌داشتن شعله تا وقت سوختن. و تصمیمش را گرفت، چنان آشکار و روشن که تا به امام برسد، چندین بار خواست دیگران را هم در آن‌چه می‌دید شریک کند و نتوانست کسانی را که عزم تصمیم‌گیری نداشتند، به دیدن آن‌چه به چشم او آشکار بود، قانع کند. و این شد که از خیلی پیش‌تر از روز واقعه، از وقتی که هراس در دل بسیاری، لانه کرده بود، حبیب، شاد و مصمم بود.

سردار آزاده

و بالأخره، سردار دشمن، صبح روز واقعه به لحظه‌ی تصمیم رسید. شاید باورکردنی به نظر نیاید، اما اسم او «آزاده» بود یا همان «حُر» ریاحی، فرمانده‌ی لشکری که راه خورشید را بسته بود. حُر کفش بر شانه‌اش انداخت، سرش پایین بود و گردنش را کج کرد، آمد و نشان داد به تصمیم رسیده است. و این‌طور بود که درخشان‌تر از همیشه، پای تصمیمش ایستاد و راه را ادامه داد. این آخرین کسی که تصمیم‌گرفته بود، اولین شهید آن روز بود.

می‌گویند هر روز عاشورا و همه‌جا کربلاست... لحظه‌ی تصمیم من، لحظه‌ی تصمیم تو کی می‌رسد؟ کجاست آن لحظه‌ای که قرار است نفسم را در سینه حبس کنم، راه را درخشان و مشخص ببینم، بدانم قدم بعدیم را کجا بگذارم، بدانم فردا کجا باید باشم و امروز باید چه‌طور نفس بکشم؟

به آسمان نگاه می‌کنم، در این روزهای سرخ خونی، در این روزهای سیاه‌پوش ماتم، صورتم را رو به آسمان می‌کنم و زیر لب می‌گویم: من هم می‌رسم؟ برای من هم لحظه‌ی تصمیم خواهد رسید؟ و چیزی شکل هراس در دلم چنگ می‌اندازد که نکند لحظه‌ی تصمیم من، آمده باشد و رفته باشد و من، بی‌خبر، آن را ترک گفته ‌باشم.

انتخاب سردبیر

عکس روز: مهاجران منتظر

همشهری آنلاین: مهاجران روز ۲۹ اوت (۷ شهریور)‌ ۲۰۱۵ در انتظار پیاده شدن از دیسیوتی، کشتی گارد ساحلی ایتالیا، در بندر مسینا در ایتالیا هستند.

پایان کار نمایندگان ایران با کسب ۷۷ مدال در بازی‌های جهانی پیوند اعضا

همشهری آنلاین: کاروان ورزشی پیوند اعضای ایران با کسب ۷۷ مدال به کار خود در بازی‌های جهانی آرژانتین پایان داد تا بهترین نتیجه تاریخ این بازی‌ها را از لحاظ مرغوبیت مدال رقم بزند.

تیرو کمان معلولین جهان: نشان برنز ریکرو بر گردن غلامرضا رحیمی

همشهری آنلاین: در آخرین روز از رقابت‌های قهرمانی جهان تیر و کمان آلمان، غلامرضا رحیمی به نشان برنز دست یافت.

کشتی آزاد نوجوانان جهان: ایران با دو نقره و چهار برنز نایب قهرمان شد

همشهری آنلاین: رده‌بندی انفرادی و تیمی رقابت‌های کشتی آزاد قهرمانی نوجوانان جهان که در بوسنی جریان داشت، مشخص شد.

خادم: الان زمان مناسبی برای طرح مشکلات مالی نیست

در فاصله ۴روز مانده به اعزام کشتی‌گیران به مسابقات جهانی۲۰۱۵ لاس‌وگاس رئیس کمیته ملی المپیک از تمرینات تیم‌های ملی کشتی آزاد بازدید کرد.

والیبال زیر ۲۳ سال: شکست ۳ بر ۱ ایران مقابل آرژانتین

همشهری آنلاین: تیم والیبال زیر ۲۳ سال ایران با قبول شکست مقابل آرژانتین برای کسب مقام هفتمی تلاش خواهد کرد.

بخاری گازی از مدارس پایتخت حذف می‌شود

علی اصغر محمدی: مدیرکل نوسازی مدارس استان تهران در آستانه آغاز سال تحصیلی جدید و بازگشایی مدارس وعده داد که بخاری‌های گازی و ناایمن تا اواسط آبان امسال از مدارس تهران جمع‌آوری و تا پایان امسال سامانه گرمایشی همه مدارس استان تهران استاندارد می‌شود.

۳شرط اصلی برای اعزام به کربلا در اربعین

رئیس سازمان حج و زیارت داشتن گذرنامه، ویزا و ثبت نام در سامانه را ۳شرط اصلی برای اعزام به اربعین اعلام و تأکید کرد: امسال هیچ زائری بدون گذرنامه و دریافت روادید نمی‌تواند به کشور عراق وارد شود.

ممنوعیت تجویز دارو خارج از فهرست رسمی

«بازار داروی ناصرخسرو» انگار که اکسیر حیات خورده و عمر جاودان پیدا کرده باشد. هر چند وقت یک‌بار تلاشی برای بستن این بازار قاچاق دارو انجام می‌شود؛ البته چند وقت بعد دوباره دلال‌های داروفروش ققنوس‌وار برمی‌خیزند و سروکله‌شان پیدا می‌شود.

۹شهریور؛ خبر اول روزنامه‌های ورزشی صبح ایران

همشهری‌آنلاین: تیتر یک روزنامه‌های ورزشی صبح ایران درباره نگرانی وزیر ورزش از کم‌تحرکی جامعه ایرانی ،صحبت های کفاشیان درخصوص تلاشش برای رفع نارضایتی گودرزی و تدوام این نارضایتی و بازی تیم ملی اختصاص دارد:

درمان همه جنگل‌ها یک نسخه ندارد

طرح تنفس جنگل که با هدف توقف بهره‌برداری از جنگل‌های شمال کشور به تصویب هیأت دولت رسید برای تصمیم‌گیری به مجلس شورای اسلامی ارسال شده است.

شرط بانک مرکزی برای ارائه تسهیلات به پروژه‌های گردشگری

محمد باریکانی: بانک‌ها و صندوق توسعه ملی به یاری سازمان میراث فرهنگی می‌آیند تا در روند تکمیل پروژه‌های زیرساختی در حوزه میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری سهیم شوند.

۹ شهریور؛ مهم‌ترین خبرهای روزنامه‌های صبح ایران

همشهری‌آنلاین: تیتر یک روزنامه‌های صبح ایران به انتشار نقل قولی از امام خمینی (ره) در ۳۳ سال قبل ،صحبت‌های رئیس‌ جمهور، احتمال دیدار رئیس مجلس با سناتورهای آمریکایی و صحبت‌های سخنگوی قوه قضائیه درباره پیدا کردن ۳۰ سکه طلا از سلول مهدی هاشمی اختصاص دارد:

کمبود تخت‌های مراقبت ویژه در کشور

همشهری آنلاین: رئیس انجمن مراقبت‌های ویژه ایران گفت: هر تخت مراقبت‌های ویژه بین ۵۰۰ تا ۶۰۰ میلیون تومان هزینه دارد.

بیمه ۵۲۵ هزار قالیباف و هنرمند صنایع دستی غیر فعال حذف می‌شود

همشهری آنلاین: مدیرکل بیمه های سازمان تامین اجتماعی از بیمه ۵۲۵ هزار قالیباف و هنرمند صنایع دستی خبر داد و گفت: بیمه افرادی که به این عنوان بیمه شده اند اما دیگر در این رشته‌ها فعالیت نمی‌کنند، حذف می‌شود.

درمان بیمار؛ دام سیاه مرد جوان برای یک زن

زن جوان وقتی برای خدمات ماساژدرمانی به خانه‌ای در غرب پایتخت رفت نمی‌دانست حادثه شومی در انتظارش است.

کمین اینترنتی برای کلاهبرداری از فروشندگان تلفن همراه

مرد جوان با شناسایی فروشندگان گوشی تلفن همراه در سایت دیوار در نقش یک خریدار ظاهر می‌شد و دست به کلاهبرداری می‌زد.