شنبه 29 مهر 1396 | به روز شده: 2 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
دوشنبه 19 بهمن 1388 - 13:05:06 | کد مطلب: 101227 چاپ

استخراج گرانیت، به بهای نابودی بهشت ایران

شهر > محیط زیست ایران - عباس محمدی*:
در اوایل بهمن‌ماه جاری، برای چندمین‌بار در طول 2دهه گذشته - به‌ویژه در 6-5سال گذشته – اهالی کلاردشت با شرکت بهره‌برداری سنگ‌گرانیت منطقه درگیر شدند.

این درگیری که هنوز ادامه دارد، به‌دلیل مخالفت مردم با تخریب گسترده محیط‌زیست است که مسبب آن شرکت بهره‌برداری معدن «لت کمر» در بالادست کلاردشت (دامنه‌های کوه‌دیوچال) است. اهالی، با ایستادن در برابر کامیون‌های حامل سنگ، نارضایتی خود را از تلاش شرکت برای آغاز به کار دوباره در منطقه اعلام داشتند؛ نارضایتی‌ای که محدود به اهالی کلاردشت نمی‌شود و همه گردشگران، کوهنوردان و طبیعت دوستان ایران را در برمی‌گیرد، چرا که کلاردشت یکی از منطقه‌های طبیعی ایران است که از نظر داشتن چشم‌اندازهای طبیعی، در کشور کم مانند و بسیار مورد توجه است.

برداشت گرانیت از کوه‌های منطقه کلاردشت از اواخر دهه 60  آغاز شد. از همان ابتدا، این معدن کاوی موجب نارضایتی مردم منطقه شد؛ مردمی که بیشتر آنان طبیعت دوست هستند و از نظر اقتصادی، منتفع از طبیعت منطقه و مخالف تخریب کوه‌ها و جنگل‌ها و رودخانه منطقه.

کشیده شدن جاده از حدود تأسیسات شیلات به بالا در حریم و حتی داخل رودخانه حفاظت شده سردابرود که شاهرگ حیاتی کلاردشت است، تخریب کیلومترها دامنه جنگلی و مرتعی، عبور چندین کامیون حامل سنگ در هر روز از وسط روستاها و شهر، مخدوش شدن چشم‌انداز منطقه و ناامن شدن دره در مقابل خطر سیل‌ و تخریب تپه تاریخی اکید، مهم‌ترین دلایل مردم برای این مخالفت بود.در سال 1378شرکت بهره‌بردار، معدن گرانیت لت کمر را در مقابل بدهی خود به سازمان تأمین اجتماعی که گویا در حدود 5/1‌میلیاردتومان بود، به این سازمان واگذار کرد. چندی بعد، شرکتی به نام شرکت سنگ تزیینی کلاردشت تأسیس شد و کار بهره‌برداری از معدن را ادامه داد.

معدن کاوی در کلاردشت، محدود به لت کمر نماند و شوربختانه، ده‌ها کیلومتر دیگر جاده توسط شرکت‌های دیگر در کناره رودخانه سردابرود و سرشاخه‌های آن (تا «بریر» و «حصارچال») و گوشه و کنارهای این مسیر کشیده شد که نتیجه آن گذشته از تخریب حریم و بستر رودخانه و تجاوز گسترده به جنگل و مرتع، زمینه‌سازی‌ برای ساخت‌وساز در امتداد این جاده‌ها بود، به‌طوری که امروزه سیمای منطقه در فاصله تقریبا 15کیلومتری رودبارک تا ونداربن، به کلی متفاوت از آنچه تا  20سال پیش بود، شده و در حاشیه رودخانه شمار زیادی خانه و ویلا ساخته شده و آلوده‌سازی‌ و تخریب محیط‌زیست و توسعه ناپایدار شهری در همه جا به‌شدت به چشم می‌خورد. از ونداربن به بالا هم به دو سمت (بریر و حصارچال) کیلومترها جاده کشیده شد و اگرچه معدن‌کاوی در اینجاها، توسط شرکت سنگ بریر و... چند سالی است که متوقف شده، اما زمین‌خواری و ساخت‌وساز در آنها به‌شدت رواج دارد.

هزینه‌های زیست‌محیطی و اجتماعی

معمولا  هرگاه که طبیعت‌دوستان خواستار تعطیلی معدن سنگ می‌شوند، بهره‌برداران اشاره می‌کنند که «پروانه بهره‌برداری» دارند و کارشان منطبق با قانون است‌ اما‌ موضوع این است که بسیاری از پروانه‌ها در واقع بدون مطالعه کافی و بدون در نظر داشتن تمام جوانب کار صادر شده و می‌شوند.

در مورد معدن‌های سنگ کلاردشت، فقط این نکته در نظر گرفته شده که فلان مقدار گرانیت قابل برداشت وجود دارد که با فروش آنها فلان مقدار سود به دست می‌آید‌اما محاسبه نشده است که با نابودی جنگل و مرتع روی دامنه‌هایی که تا 70درجه شیب دارند، فرسایش خاک و خطر سیل تا چه حد افزایش می‌یابد،در نظر نگرفته‌اند که گل آلودشدن سردابرود و آلوده شدن آن به گازوییل و روغن موتور و پساب‌ها، تا چه اندازه به «مرکز پرورش آزادماهیان کلاردشت» که جزو معدود مراکز کمک‌کننده به حفظ ذخایر ماهی دریای مازندران است، خسارت وارد می‌کند.

در محاسبه «منافع» این معدن‌ها همچنین توجهی نداشته‌اند که در ایران فقط یک کلاردشت داریم و سرجمع وسعت مناطقی که در پهنه ایران شبیه به این منطقه باشد، معادل نیم درصد مساحت کشور هم نیست. حتی فکر نکرده‌اند که کاربری منطقه، به درستی، از دهه40 و در طرح جامع کلاردشت، «گردشگری» تعریف شده و فعالیت‌های معدنی و صنعتی سنگین، مغایر این تعریف است. همچنین این نکته مهم در نظر گرفته نمی‌شود که جامعه محلی به‌شدت مخالف فعالیت معدن است و ادامه کار آن، هزینه اجتماعی سنگینی را در پی‌دارد.

سنگ گرانیت معمولا برای نمای ساختمان به کار می‌رود و ماده‌ای حیاتی نیست که استخراج آن در هر شرایطی ضرورت داشته باشد. به علاوه، لازم به یادآوری است که گرانیت‌ها به‌طور کلی و گرانیت کلاردشت به‌طور خاص دارای خاصیت رادیواکتیو هستند که می‌تواند موجب سرطان در انسان شود. این نکته مورد تأیید سازمان زمین‌شناسی کشور و سازمان حفاظت محیط‌زیست است و مستندات آن هم موجود است. بنابراین، بهره‌برداری از گرانیت کلاردشت و کاربرد آن در محیط‌هایی که انسان در آن به سر می‌برد، می‌تواند خطرناک باشد.

مخالفت همگانی با معدن

امروزه علاوه بر اکثر مردم کلاردشت، شورای شهر و شهرداری و اداره‌های محیط‌زیست و منابع طبیعی کلاردشت و همچنین اداره شیلات، با ادامه فعالیت معدن لت کمر (و هرگونه فعالیت معدنی دیگر و برداشت شن و ماسه) در منطقه مخالف هستند. همچنین، ده‌ها هزار کوهنورد کشور که کلاردشت برایشان مبدا صعود دومین قله بلند‌ و فنی‌ترین کوهستان کشور (علم کوه) است و صدها هزار گردشگر و طبیعت دوست که به خاطر جاذبه‌های طبیعی به کلاردشت می‌روند، معدن را لکه‌ای نامتجانس با هویت این منطقه می‌دانند و خواستار تعطیلی همیشگی آن و ترمیم خرابی‌های آن (تا جایی که ممکن باشد) هستند.

در روز 20 آذر گذشته، به مناسبت «روزجهانی ‌کوهستان»  (11 دسامبر) همایشی با حضور صدها نفر از اهالی کلاردشت و اعضای سازمان‌های مردم نهاد زیست‌محیطی، انجمن‌ها و هیأت‌ها و گروه‌های کوهنوردی، شوراهای شهر و روستاهای کلاردشت و مرزن‌آباد و...، در حسن کیف کلاردشت برگزار شد.

در نخستین بند قطعنامه این همایش، استخراج و برداشت سنگ در کوه‌های منطقه به‌شدت محکوم شد. در روز 14 بهمن هم با پیگیری‌های مردم، جلسه‌ای در فضای باز محل معدن، با حضور اعضای شورای شهر کلاردشت، شهردار و بخشدار کلاردشت، رئیس صنایع و معادن مازندران، مدیرکل محیط‌زیست و مدیرکل منابع طبیعی مازندران، شماری از اعضای انجمن کوهنوردان ایران و انجمن حامیان محیط‌زیست کلاردشت و... برگزار شد.

در این جلسه، مهدی سلیمان‌پور، رئیس شورای شهر اعلام کرد که همه اعضای شورا و عموم مردم منطقه با ادامه کار معدن مخالف هستند. جا دارد که مقام‌های تصمیم‌گیرنده در سطح استان و کشور، برای رفع نگرانی بجای کلاردشتی‌ها و دیگر طبیعت‌دوستان ایران، پروانه فعالیت معدن لت کمر را برای همیشه ابطال کنند. شکی نیست که حفظ طبیعت کلاردشت، بزرگ‌ترین سرمایه برای این منطقه و تضمین‌کننده درآمد پایدار برای آن خواهد بود.

*رئیس هیأت مدیره انجمن کوهنوردان ایران