جرأت ميخواهد
سيد رضا تشكري*:
بحث بر سر مجموعه داستاني به نام ساعت شني است كه بعد از پخش سوم يا چهارمين قسمت نقد و بررسي و تحليل بر موضوعات مطرح شده در آن شروع شد در حالي كه اكثر مجموعههاي تلويزيوني پس از پايان يا حداقل پخش 10الي 15 قسمت آن مورد توجه رسانهها قرار ميگيرد. سؤال اينجاست، چرا اين مجموعه با چنين واكنشي مواجه شد؟ اكثر كساني كه راجع به اين مجموعه نظر دادهاند، از نوآوري در مضمون و ساختار آن سخن گفتهاند، از اين كه نويسنده اين مجموعه با نوع نگاه دراماتيك و مدرن خود وارد حيطهاي جسورانه شده است و اين كه چگونه هوشمندانه همه عوامل كنار هم قرار گرفتهاند تا ماحصل كار چيزي فراتر از معيارهاي معمول تلويزيون بشود و از حضور بازيگران حرفهاي و بازي درخشان آنها و تصويربرداري سيال و كارگرداني قابل قبول آن سخن گفتهاند، و رسانه ملي را مخاطب قرار دادهاند كه چند وقتي است تلويزيون با ساخت مجموعههايي اين چنيني، تلاش ميكند با تكيه بر مضامين تازه، از حدود و انتظار و سليقه بيننده فراتر رود و مخاطبش را با تمهيداتي جلوي تلويزيون نگه دارد. و با ساخت و پخش سريال ساعت شني، ماحصل نهادينه شدن اين تفكرات كه سازمان صداوسيما در پرداختن به واقعيتهاي موجود جامعه، دلسوزانه و دردمندانه برخورد ميكند. و در جاي نظرات بيشمار مخاطبين و دلسوزان كارآشنا، سازندگان و دستاندركاران صداوسيما را تشويق كردند كه:موضوعات مطرح شده در مجموعه ساعت شني، مسائل مبتلا به جامعه ماست كه رسانه ملي به آن پرداخته است و ما دست اندركاران سازنده ساعت شني خواستيم، كه در رابطه با مسائل موجود در جامعه صريحتر با مردم سخن بگوييم و صادقانه دردهاي مزمن اخلاقي جامعه را مطرح كنيم و انواع ناهنجاريهاي اجتماعي را به تصوير بكشيم و به خانوادهها هشدار لازم را بدهيم. با قصهاي جذاب به دختران جوان «مهتابها» كه به هر دليل از وضع موجود در خانواده ناراضياند بگوييم، فرار از خانه خطرناكترين تصميمي است كه ميگيرند. و بگوييم كه پدراني كه فرزندانشان را به ازدواج فاميلي و عدم توجه به آزمايشات ژنتيكي مجبور ميكنند و با تولد بچه معلول از آنان شخصيتي مثل «مينا» را ميسازند كه با رفتارهاي هنجار گريزش چه بر سر خود و بچه معلولشان و جامعه ميآورند. ما با طرح زندگي «منوچهر» گفتيم كه اعتياد، درد خانمانسوزي است كه فقط با اراده محكم فرد و همياري و همكاري ديگران ميتوان از شر آن خلاص شد و در اين قصه از خانوادهاي حرف زديم كه با تحكم و لجاجت پدري چون «خسروخان» و اصرار بر خواسته ناشدنياش چگونه خانوادهاي را در آستانه فروپاشي قرار ميدهد. از زوجي كه «ماهرخ –حامد» از نعمت فرزند محرومند و راهحلهاي علمي (رحم جايگزين) كه از نظر شرع مقدس هم منعي ندارد و براي حل مشكلاتشان گفتيم و از زن آسيبديدهاي «مهشيد» كه ناخواسته به دليل اعتياد شوهرش مجبور به زندگي با مشكلات خود و خواهر و برادران خود شده و باوجود همه اينها چگونه پاك و مقاوم در مقابل سختيها كمر خم نكرده و به عهده خود پايبند است و شوهري «حامد» كه با صبر و بردباري در مقابل همه سختيها و روانپريشهاي همسرش در جهت تحكيم بنيان خانواده خود پاي فشاري ميكند. ما، در ساعت شني از وجود مادري حرف زديم كه در عين سالمندي «زهرهخانم» همچنان در جامعه مفيد است، و با برخورد مادرانه و خيرخواهانه نقش موثري در تغيير مسير زندگي آسيبديدگاني كه به او مراجعه ميكنند دارد و آنان را به سمت خوبيها راهنما ميكند. و نشان داديم كه فردي مثل «اميرعلي» در عين رفاه اقتصادي، كمر همت به همياري و كمك به آسيبديدگان اجتماعي بسته و با همكاري با سازمان بهزيستي به دنبال انجام وظيفه انساني خود است. و در پايان به نگاه عميق و جامع مدير رسانه ملي ميپردازيم كه: * تهيه كننده سريال ساعت شني
«ساخت برنامههاي تاثيرگذار شجاعت ميخواهد، شجاعتي مبتني بر تحقيق و پژوهش»
تاریخ ورود
خبر:
25 اسفند 1386 ساعت 12:09
تاریخ تایید: 25 اسفند 1386 ساعت 20:32
تاریخ به روز رسانی:
25 اسفند 1386 ساعت 20:29
لینک خبر:
http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=48657