ماراتن آغاز ميشود
همشهري جوان:
نميدانيد چه حالي ميدهد؛ اينکه هنوز هيچي به هيچي نشده پيشبيني کنيم کدام سريال در ماه رمضان کاري ميکند که شما بيخيال خوردن زولبيا باميه و آش رشته شويد و سفره افطارتان را پهن نگه داريد. البته اينکه کدام سريال اول از همه بعد از اذان پخش شود، مهم است اما تجربه پارسال نشان داد زياد نميشود رويش حساب کرد چون پارسال «آخرين گناه» شبکه2، بلافاصله بعد از اذان پخش ميشد ولي چشم برزخي و اين حرفها نگرفت. سال گذشته همشهري جوان قبل از آغاز ماراتن رمضان 1427، پيشبيني کرد كه رقابت اصلي بين «صاحبدلان» و «زيرزمين» است که درست هم از آب درآمد. اما امسال همه شبکهها توپشان پر است و از 3ماه قبل از رمضان استارت زدهاند؛ شبكه يك با «اغما» به كارگرداني «سيروس مقدم»، شبكه2 با «ميوه ممنوعه» که کار حسن فتحي است، شبكه3 با «نقشي بر زندگي» ساخته علي عبدالعليزاده و شبكه تهران با «شكرانه» به كارگرداني «سعيد سلطاني». بايد ديد امسال چه سريالي برندة ماراتن ماه رمضان ميشود! داغداغ در تاجيكستان سعيد سلطاني: شنبهشبها «سالهاي برف و بنفشه»اش را داريد از شبکه3 ميبينيد؛ سريالي که بيننده دارد اما به پاي «پس از باران» و «خانهاي در تاريکي» نميرسد؛ سريالهايي که با اجتماع همه بدبختيها در اطراف چند زن بختبرگشته و مردان خبيث، بازار دستمال کاغذي را تکان دادند! سلطاني استاد ايجاد و استفاده از لحظات درام است و اهل سوسول بازي و پايان خوش و اين حرفها نيست. پوريا پورسرخ: «شاهين» سال پيش صاحبدلان، بعد از فيلم موفق «روز سوم» و کانديداتوري نقش دوم جشنواره فجر، نقش متفاوتي را تجربه ميکند. انگار بار اصلي سريال روي دوش اوست. حامد بهداد: «فؤاد» روز سوم که براي تلويزيونيها هنوز يادآور نقش کوتاهش در سايه آفتاب است. انرژي فوقالعاده بهداد ميتواند بازيگرهاي روبهرويش را هم شارژ کند. حسن جوهرچي: چه بخواهد چه نخواهد، ديگر همه او را با «او يک فرشته بود» ميشناسند. نوع بازي او معمولا در ماه رمضان جواب ميدهد. خارج: بيشتر کار در تاجيکستان گرفته شده. جذابيتها و خطوط قرمزي که در خارج کمرنگ ميشود، احتمالا اقبال به اين کار را بيشتر ميکند؛ بهخصوص که نقش روبهروي پورسرخ، يک دختر تاجيک است. تجربه مدار صفر درجه نشان داده كه اين نوع جذابيت تصويري جواب ميدهد. پنجهطلا در دالان وحشت امسال هم تلويزيون از اين مسئله بينصيب نمانده است و اين دفعه هم مثل سريال «كمكم كن» زندگي بيماراني كه در اغما هستند قرار است زمينه طرح اين مسائل ماورايي را فراهم كند. وظيفه دست و پنجه كردن با اين موضوع هم بر گردن سيروس مقدم گذاشته شده است؛ كارگرداني كه با آثاري چون «نرگس»، «ريحانه» و «مسافر» خوب بلد است از پس صحنههاي ملودرام برآيد و مخاطب را تا آخرين سكانسهاي سريالش دنبال خودش ببرد. شخصيت اصلي قصه هم پزشك ماهر و زبردستي است كه به دليل جراحيهاي فراواني كه در جبهه روي رزمندگان انجام داده و سوابق درخشاني كه داشته، به «پنجه طلا» معروف شده است. افشين سنگ چاپ – دستيار سيروس مقدم كه در واقع در همه سريالهاي او حضور دارد و به عنوان بازيگر هم در اين سريال نقش ناصر بتوني (راننده بيل مكانيكي) را بازي ميكند - درباره اغما ميگويد: «از 30خرداد سريال را در همين بيمارستاني كه مجتمع معلولان است، كليد زدهايم و فكر ميكنم كار تا 15رمضان طول بكشد. اين بيمارستان مهمترين لوكيشن ماست. خانه دكتر پژوهان در شهرك غرب هم از ديگر جاهايي است كه بخش زيادي از قصه در آنجا اتفاق ميافتد». البته قصه به معلولان ارتباطي ندارد و علت انتخاب مجتمع معلولان چيز ديگري بوده است؛ «چون هيچ بيمارستاني اجازه نميدهد كه ما حداقل 2 ماه در آنجا مستقر شويم و فيلمبرداري كنيم. با هماهنگي اين مركز و تغييراتي كه در آن داديم، اينجا به عنوان مركز اصلي فيلمبرداري انتخاب شده است». گفته ميشود اين سريال هم مثل خيلي از سريالهاي مناسبتي با نبود فيلمنامه كامل و مشخصي روي آنتن رفته است؛ اتفاقي كه به نظر ميرسد به هر حال تاثير منفياش را روي سريال ميگذارد و از كيفيت كار كم ميكند. با اين حال انگار سيروس مقدم خيلي هم از اين وضعيت نگران نيست. او كه در كارهايش هميشه به سرعت بالاي فيلمبرداري و جمع و جور كردن سريع هر سكانس و پلان معروف است و مثلا در فاصله 5 – 4 ماه يك مجموعه 40 – 30 قسمتي را روي آنتن ميفرستد، ميگويد: «قبول دارم كه وقتي فيلمنامه درست و حسابياي در دست كارگردان نباشد، كار بازدهي بالايي ندارد اما من خيلي با داريوش مختاري – نويسنده سريال – صحبت و بحث كردم؛ ضمن اينكه يك خلاصه كامل از آن چيزي را كه قرار بود اتفاق بيفتد در دست داشتم و هر جايي هم كه به ريزهكاريهاي فيلمنامه يا ديالوگهاي اساسي و مهم ميرسيدم، با همديگر آن را درست ميكرديم. با اين حال بحث فيلمنامه آنقدرها هم لطمهزننده نبود. چون بعد از چند روز فيلمبرداري، چند قسمت اوليه فيلمنامه به دستمان رسيد. البته عليرضا افخمي هم به داريوش مختاري در نوشتن و رساندن فيلمنامه كمكهاي مؤثري كرد». سيروس مقدم اصولا كارگرداني است كه موقع ضبط رج ميزند و خيلي مقيد نيست كه سكانسها را به ترتيب بگيرد. به همين خاطر مقداري سختش بوده كه بر اساس فيلمنامهاي كه هر روز دستش ميرسيده، فيلمبرداري كند؛ مثلا ترجيح ميداد اول همه صحنههاي بيمارستان را بگيرد، بعد به سراغ خانه پژوهان برود. ولي حالا كارگردان بايد مدام در بين اين دو فضا در رفت و آمد باشد. با اين حال او از نحوه كارش راضي است؛ «من در طول كار، هم به سرعت اهميت ميدهم و هم كيفيت. شايد فرق من با ديگران اين است كه اصلا اجازه نميدهم وقت تلف شود. با يك برنامهريزي، جاي دوربين، نماها و پروژكتورها را از قبل آماده ميكنم تا حين كار مشكلي پيش نيايد؛ اما اينطور نيست كه سرعت فيلمبرداري ما لطمهاي به كيفيت كارمان بزند». داريوش مختاري درباره قصه سريال ميگويد كه مطلقا وابسته به ماه رمضان نيست؛ «خيلي سعي كردهايم كه به لحاظ مضمون بحث خير و شر و نيروهاي خوب و بد را در وجود انسان كنار هم بگذاريم و يك پيام انساني بدهيم. قرارمان از اول با عليرضا افخمي و كارگردان اين بود كه به جاي سطحينگري، به روحيه آدمها توجه كنيم؛ خصوصا آدمهايي كه متحول ميشوند». او از خود فيلمنامه مثال ميزند؛ «مثلا شخصيت رز قدياني – كه دختري مرفه است و در دبيرستان زمين خورده و دچار شكستگي جمجمه شده – يك شخصيت شروعكننده در سريال است. اتفاقاتي كه براي او ميافتد يكجورهايي به كل داستان ربط پيدا ميكند. در اين بين حضور يك پزشك متدين مانند دكتر طه پژوهان – كه انساني مثبت است – در كنار دكتر جودت – كه شخصيتي تقريبا خاكستري دارد – و دكتر سيمين برديا كه متخصص بيهوشي است، ميتواند شخصيت دكتر پژوهان را دچار تزلزل كند و او را در مسيري قرار دهد كه به يك آزمون الهي شبيه است. در واقع اصل درام قصه در بيمارستان و ميان همين آدمها رخ ميدهد». سيروس مقدم هم انگار از فضاي قصه خيلي خوشاش ميآيد؛ «وقتي اين كار از طرف رضا جودي به من پيشنهاد شد، خيلي خوشحال شدم چون وقتي فيلمنامه اوليه را خواندم حس كردم ويژگيهاي مثبتي دارد. در واقع قصه به شدت من را جذب كرد. چون تا به حال در اين ژانر كار نكرده بودم و محوريت ماورايي داستان برايم تازه و جذاب بود و ديگر اينكه كار در بعضي جاها وارد گونههاي وحشت ميشود و تعليقهاي متافيزيكياش آدم را به مبارزه ميطلبد. خودم هم دوست داشتم در اينگونه سريالسازي – كه مناسبتي است و مسلما به خاطر زمان پخشاش خيلي بيننده دارد و به چشم ميآيد – خودم را بار ديگر محك بزنم». او به اين نكته هم اشاره ميكند كه در طول سريال، از 2 مشاور مذهبي (حجت الاسلام جواد گلي) و مشاور پزشكي (دكتر ايرانزاد) هم استفاده كرده است. مقدم درباره حضور بازيگران حرفهاي در سريالش ميگويد كه براي او خيلي مهم بود كه چهرهها نه خيلي تكراري باشند و نه متوسط. براي همين حضور امين تاريخ و لعيا زنگنه را در سريال خيلي مهم ميداند. او از همه انتخابهايش راضي است و علت سرعت بالاي كارش را حضور حرفهايهايي ميداند كه ارتباط برقرار كردن با آنها راحتتر است و كارشان را خوب بلدند؛ «سعي كردم از تيمهاي بازيگري قبليام خيلي استفاده نكنم تا مخاطب با چهرههاي تازهاي روبهرو شود و داستان برايش جذابتر باشد». مقدم پيشبيني ميكند كه اغما مخاطبان زيادي را جذب ميكند؛ «علتش هم اين است كه اين سريال فضاي متفاوتي را بين سريالهاي تلويزيوني دارد». او چندان از كارهاي ديگر همكارانش در شبكههاي ديگر خبري ندارد ولي از رقابتي كه قرار است در ماه رمضان بين شبكهها بر سر ديدن سريالها بهوجود بيايد، راضي است. او انگار مطمئن است كه اغما در ماراتن رمضان، رقيب سرسختي براي بقيه خواهد بود. شاهلير عاشق ميشود اسماعيل عفيفه حرفهايش را اينگونه شروع كرد. او كه تهيهكننده كارهايي مثل «خانهاي در تاريكي»، «رسم عاشقي»، «جواني»، «پس از باران» و «خداوند عشق را آفريد» بوده و اخيرا هم «سالهاي برف و بنفشه» را روي آنتن داشت، ميگويد: «اين سريال نه مذهبي صرف است و نه ارتباط مستقيمي با ماه رمضان دارد؛ ما ميخواستيم مسائل اجتماعي را بر پايه اخلاق و معنويات بنا كنيم و يكجور معناگرايي را در كار بگنجانيم». ساخت اين سريال هم تا ماه رمضان تمام نميشود؛ «اين كار از سوم تيرماه كليد خورده و با توجه به وسواسي كه فتحي در كار دارد و حتي به خاطر كيفيت فيلمنامه و توقعي كه گروه از خود داشته، نميتوانيم كار را تا ماه رمضان تمام كنيم. فعلا كه 50 درصد كار آماده است و فكر كنم فيلمبرداري و تدوين قسمتهاي نهايي تا دهم رمضان طول بكشد». و اما قسمت جذاب پيشبيني؛ «هيچ پيشداورياي از الان ندارم اما با توجه به حساسيتهاي زيادي كه فتحي در پرداخت قصه داشته و رعايت ظرافتي كه در بازي گرفتن از بازيگران به خرج داده، فكر ميكنم اين اثر اگر پربيننده هم نباشد، بسيار تاثيرگذار خواهد بود چرا كه حسن فتحي كاملا به موضوع داستان اشراف داشته و هم با داستان و هم با بازيگران ارتباط خوبي برقرار كرده است.» صحبتهاي عفيفه به فيلمنامه كار هم ميرسد؛ «با اينكه قصه اقتباسي از 2 اثر ارزشمند شاه لير و شيخ صنعان و دختر ترساست اما عمده قصه رئال است و داستان در فضاي امروزي با دغدغههاي رايج زندگي ما اتفاق ميافتد. عليرضا كاظميپور كه قبلا هم تجربه كار مناسبتي «او يك فرشته بود» را داشته، بعد از نوشتن 12 قسمت فيلمنامه، كار را به ما تحويل داد تا ما ضبط را شروع كنيم و بعد همزمان هر قسمت را به دستمان ميرساند. البته شيوه كار، اين شكلي است كه ديالوگها را عليرضا نادري مينويسد و فضاسازي را كاظميپور برعهده دارد. براي اينكه مشكلي در متن و اجرا پيش نيايد، براي هر قسمت، با حضور كاظميپور و فتحي جلسهاي ميگذاريم تا اگر نياز به بازنويسي دارد، همانجا بازنويسي نهايي را انجام بدهيم؛ چون از ديد ما فيلمنامه يك اثر صرف و منحصر به فرد نيست و ميتواند تا لحظه آخر هم تغيير كند. به شما قول ميدهم با يك اثر كاملا اجتماعي روبهرو شويد كه با اثر قبلي نويسنده يعني «او يك فرشته بود» متفاوت باشد». ن.ر.م با استقبال روبهرو ميشود فقط به خاطر اصرار مدير شبكه 2 بود. چون با ايشان در سريال «روشنتر از خاموشي» همكار بودم و رفاقتي بين ما بود، وقتي پيشنهاد ساخت يك سريال 30 قسمتي را به من داد، ديگر نتوانستم نه بگويم؛ در واقع يك انتخاب و قبول رفاقتي بود. البته ميدانم كه بقيه از من توقع زيادي دارند ولي بايد اين را هم در نظر گرفت كه بين مجموعهاي كه براي آن 2 سال وقت ميگذاريم، با مجموعهاي كه 3 ماه رويش كار ميكنيم، تفاوتهايي وجود دارد. قبول كنيد كه مشكلات اينجور سريالها بيشتر است. سعيام اين بود كه بيشتر بار روي دوش خودم باشد و به كيفيت كار لطمهاي نخورد. الان اينجا همه خستهاند و كمبود خواب دارند. خود من از صبح تا شب سرصحنهام و اگر فرصتي پيش بيايد فقط فيلمنامه را مرور ميكنم تا لطمهاي به كار نخورد. كارهاي مناسبتي فشارشان روي كارگردان و گروه مضاعف است. فكر نميكنيد اگر اين پروژه زودتر بهتان پيشنهاد ميشد، كيفيت كار بهتر ميشد؟ اين مسئله را بايد از ديگران بپرسيد كه چرا به كارهاي مناسبتي آنقدر اهميت نميدهند كه زودتر كليد بخورد. در حالي كه اتفاقا اين سريالها در ماه رمضان ـ چه خوب چه بد ـ پربيننده هستند چون مردم سر سفره افطارشان تلويزيون را روشن ميكنند. فكر ميكنم تا وقتي كه در تلويزيون به كارهاي مناسبتي به عنوان كار درجه يك و الف نگاه نشود و اهميتي برايشان قائل نشوند، همين اتفاق هر سال تكرار ميشود. در صورتي كه اگر از 6 ماه قبل به تهيهكننده سفارش كار داده شود و او هم سر فرصت عواملاش را جمع كند، ديگر تا نيمه ماه رمضان، ما در حال ضبط سريال نخواهيم بود. من نويسندگي را از كارگرداني جدا نميدانم. در عين حال براي هركدام هم دغدغهاي جداگانه دارم ولي خودم در كارهايي كه نويسندگياش را كردهام، راحتتر بودهام. خب، شما ميتوانيد فكر كنيد كه اين كارها را بيشتر دوست دارم. فكر ميكنم نتيجه كار خوب باشد. من و گروه سريال همه سعيمان را كردهايم كه كار به خاطر مناسبتي بودن و كمبود زمان لطمه نخورد. هماهنگي و كارگروهي در اين مجموعه خيلي به من كمك كرد تا از نتيجه كارم راضي باشم. اميدوارم اين كار مثل كارهايي كه در سال گذشته به عنوان يك سريال مناسبتي موفق روي آنتن رفته بودند، بگيرد و نمونه خوبي براي كارهاي مناسبتي در تلويزيون باشد. پيشبيني من اين است كه كار با استقبال خوب مخاطبان روبهرو شود. از «زيرزمين» پربينندهتر ميشود خودش معتقد است احتمالا به دليل آن دو تجربه اولش كه در زمينه طنز بوده، ساخت تنها سريال طنز امسال به او واگذار شده است. وقتي هم كار به او پيشنهاد شده، فقط يك طرح 25-20 صفحهاي به دستش رسيده است. هنوز هم فيلمنامه كامل نشده و 19 قسمت آن نوشته شده است؛« البته از ابتدا قرار نبود متنها آماده نباشد ولي پيشبينيها هميشه به همان شكل از آب درنميآيند. البته الان كار سخت نيست ولي احتمالا تا پايان ماه رمضان درگير اين كار هستيم و تا 21-20ماه رمضان فيلمبرداري داريم. روزهاي سخت ما هنوز باقي مانده است.» ليگ برتر كه نيست! او ميگويدتوازني ميان طنز و موضوعات اجتماعي و بخش محتوايي كار در بدنه داستان وجود دارد؛«يعني داستان اصلي يك فراز دارد كه شخصيت اصلي دچار تحولاتي ميشود. اين ويژگي با ويژگي طنز تلفيق شده و سعي كردهايم كاري دلنشين باشد. بار طنز كار فقط روي دوش يكي دو شخصيت قصه است. درواقع داستان جدي است و يك گرهگشايي دارد كه مطلقا طنز نيست». الوند درباره اين دو شخصيت طنز ميگويد: «محسن قاضيمرادي و يوسف تيموري اين بار طنز را به دوش ميكشند؛ اين دو پدر و پسري هستند از طبقه پايين اجتماعي». الوند در پاسخ به اين سؤال كه چه پيشبينياي براي پرمخاطبترين سريال ماه رمضان دارد، ميگويد: «ليگ برتر كه نيست تا ببينيم چه تيمي اول ميشود! ». نقش دايي پرويز و اياز ميگيرد مفيد پيشبيني ميكند كه موفقيت سريالاش امسال 15-10 درصد بيشتر از «زيرزمين» باشد. او حدس ديگري هم ميزند؛ «2 شخصيت دايي پرويز و اياز - كه پدر و پسر هستند با بازي محسن قاضي مرادي و يوسف تيموري – توجه بيشتري را به خود جلب ميكنند» . امين تارخ (طه پژوهان) او در اين سريال نقش اول را بر عهده دارد؛ يك پزشك جراح كه به «پنجه طلا» معروف است. او فردي متدين است كه روزهاي زيادي از عمرش را در جبهه گذرانده و جراحيهاي دشوار در زمان جنگ يكي از اعتبارات اوست. با اين حال يك اتفاق به ظاهر معمولي باعث ميشود او به دنياي ديگري برسد و متوجه شود تمام اين مدت دچار چه خطاها و لغزشهايي شده است؛ «مهمترين دليل پذيرفتن اين نقش برايم شخصيت خود پژوهان بود؛ آدمي به ظاهر معمولي كه تكبعدي نيست و تحولات زيادي كه در شخصيت اين آدم رخ ميدهد ، او را به آدمي چند وجهي بدل ميكند. حس كردم ميتوانم خودم را به اين نقش بسپارم». او از كار با سيروس مقدم راضي است؛ «به نظرم مقدم يكي از چند كارگردان برجسته تلويزيون است كه رسانهاي مانند تلويزيون را خوب ميشناسد و ميداند كه با بازيگر چه برخوردي كند و قابليتهاي او را به نمايش دربياورد. همه اينها در كنار سرعت بالا و نظم ايشان در كار باعث شده از حضور در اين سريال كاملا راضي باشم». او اميدوار است اغما هم مانند ديگر سريالهاي مناسبتي ماه رمضان سالهاي گذشته – همچون صاحبدلان و او يك فرشته بود – بتواند موفق و پرمخاطب باشد و به يكي از سريالهاي شاخص اين دوره تبديل شود. لعيا زنگنه (دكتر سيمين برديا) نقش دكتر برديا براي او به اين خاطر تازگي داشته كه به گفته خودش تا به حال چنين نقشي را در پرونده بازيگرياش نداشته است. او دليل پذيرفتن اين نقش و بازي در يك مجموعه تلويزيوني مناسبتي را حضور سيروس مقدم به عنوان كارگردان و رضا جودي به عنوان تهيهكننده ميداند؛ «مدتها بود كه دوست داشتم كارگرداني مقدم را تجربه كنم». با اين حال او از نبود فيلمنامه كامل چندان راضي نيست؛ «اگر فيلمنامه به موقع به دستم ميرسيد، فرصت بيشتري براي تمرين حسها داشتم». هرچند از نظر او برنامهريزي دقيق و حرفهاي كارگردان و گروه زيردستش اين نقص را جبران كرده است. زنگنه كه علاقه چنداني به شرح و تفصيل نقشاش ندارد، ميگويد خود كار بايد ديده شود؛ «نظر خودم را در مورد نقش بعد از پخش آن ميدهم». هانيهتوسلي(هستي) توسلي درباره ويژگي كار با حسن فتحي معتقد است كه او خيلي به جزئيات اهميت ميدهد و در ضمن اصلا بازيگر را محدود نميكند و همين مسئله براي او كافي است. وقتي از توسلي ميپرسيم كه آيا فكر ميكند هستي يكي از شخصيتهاي محبوب سريالهاي ماه رمضاني امسال شود يا نه، ميخندد و ميگويد: «من هيچ پيشبينياي نميتوانم بكنم چون بازي بقيه را در سريالهاي ديگر نديدهام. هنوز براي قضاوت زود است». توسلي دوست ندارد فعلا در مورد جزئيات نقش هستي صحبت كند؛ «بايد كار ديده شود و آن وقت در مورد حس و حال و هواي صحنهها حرف زد». اما يك نكته مشخص است؛ او از اينكه دوباره به تلويزيون آمده راضي است؛ «قبل از اينكه كار آقاي فتحي را قبول كنم، با آدمهاي زيادي كه ميدانستم نظرشان درست است، صحبت كردم. اكثر آنها ميگفتند براي اينكه ديده شوي بايد بازي كني. براي همين اگر نقش خوبي بهات پيشنهاد شد و احساس كردي كه قابليت نمايشي بالايي دارد، قبول كن و اصلا روي مديوم سينما و تلويزيون حساسيت به خرج نده؛ خصوصا كه به نظر خودم تلويزيون بسيار گسترده است و بازيگر هم بيشتر ديده ميشود». امير جعفري (جلال) حسن فتحي، جعفري را از فيلم تلويزيوني «نسخه خطي» (ساخته خود فتحي) به ياد داشته. البته نقش جعفري هم در آن كار طبق معمول جدي نبوده ولي رضايت هر دو نفر از اولين همكاري باعث شده كه فتحي نقش جلال ـ پسر بزرگ خانواده فتوحي را كه اتفاقا يك نقش كليدي، مهم و البته جدي است ـ به جعفري پيشنهاد بدهد. حالا قرار است مانند 2 سال قبل، امير جعفري را در شبهاي ماه رمضان ملاقات كنيم. خودش كه خيلي به اين نقش اميدوار است؛ «همين كه توانستم سايه طنز را از روي سرم بردارم و در يك نقش جدي حاضر شوم، خودش كلي است. سعيام را كردهام آنطور كه فتحي خواسته، نقش را خوب دربياورم. براي همين خيلي دلم ميخواهد كار پخش شود تا نتيجهاش را ببينم». يوسف تيموري (اياز ) اياز يك پسر پايينشهري است كه به دلايلي خانوادهاش پولدار ميشوند و وقتي پولدار ميشوند، تغيير ميكنند. من سعي كردهام از آن زمان به بعد طنز كار را بيشتر كنم. خود كارگردان هم چنين چيزي را خواست و كمك كرد و البته متنهاي خشايار الوند هم چنين ويژگياي داشت. بله، بار آخر 2 سال پيش در سريالي بازي داشتم. آره، من براي بار دوم است كه در ماه رمضان در سريالي بازي ميكنم. بله، اهل ريسكم! البته از ابتدا نميدانستم و متنهايي را كه خوانديم كامل بود ولي من خودم هم بيشتر معتقد به لحظهسازي هستم. يعني چي؟ يعني بازي فيالبداهه پيش بيايد؛ زياد به قبل و بعد آن فكر نميكنم و فكر هم ميكنم اگر فكر نكنيم بهتر است. چه خوب! بله ديگر. (با خنده) از ابتدا نقش تعريف ميشود و در پيشزمينه ذهني من است و هربار آن را در هر سكانسي به نقش اضافه ميكنم. فكر ميكنم اگر پيشبيني كنم، توقع مردم را بالا بردهام. ممكن است كار پخش شود و اينجوري نباشد يا قسمتهايي از آن در تدوين جابهجا شده يا حذف شود. به همين خاطر پيشبيني نكنيم بهتر است. چه كسي اول ميشود؟ به نظر ميرسد امسال با توجه به نامها و ستارهها، کيفيت تمام کارها بالاست؛ تنوع سوژهها هم زياد است. ولي بههرحال ما خطر كردهايم و از همين الان رتبههاي اول تا سوم جدول پربينندهترين سريالهاي ماه رمضان را پيشبيني كردهايم: يكي از پرمهرهترين سريالها، اغماست. سيروس مقدم - سازنده «نرگس» که بعد از سفر حج، زده توي فاز معنا - در کنار عليرضا افخمي - که معرف حضور هست - و البته با مشاورت جواد گلي - مشاور مذهبي صاحبدلان - و با تهيهکنندگي رضا جودي، مربع خفني را درست کردهاند. داستان سريال، هم ماورايي است و هم يكجاهايي در ژانر وحشت. امين تارخ، لعيا زنگنه و ايرج نوذري هم از بازيگرهاي سريال هستند. از ما نشنيده بگيريد ولي اين سريال به احتمال زياد در صدر قرار ميگيرد. احسان ناظم بكايي- نيره رضايي مطلق- مريم درستاني
شبكه5 حسابي مخفيبازي درآورده و بيسروصدا در تاجيكستان دارد «شكرانه» (وراء) را ميسازد. فعلا فقط ميتوانيم دربارة برگهاي برندة احتمالي اين سريال حرف بزنيم.
يكي از موضوعات جذابي كه در فضاي سريالهاي مناسبتي – خصوصا ماه رمضاني – بهتر جا ميافتد، مسائل ماورايي و متافيزيكي است؛ اتفاقاتي كه ميتواند جانمايه خيلي از قصههاي به قول معروف مذهبي – معنوي ماه رمضان شود. شروع اين اتفاق از سريال مناسبتي «كمكم كن» قاسم جعفري و «او يك فرشته بود» عليرضا افخمي بود و سال گذشته هم با سريال «آخرين گناه» ادامه پيدا كرد.
«اسفندماه سال قبل به من پيشنهاد تهيه يك مجموعه داستاني از طرف شبكه 2 شد، من هم دو تا طرح به شبكه دادم كه هر دوتايشان وجهه اجتماعي پررنگي داشتند. يكياش پذيرفته شد كه همين «ميوه ممنوعه» است. بعد هم وقتي خواستم بروم سراغ يك كارگردان، ياد حسن فتحي افتادم كه سالها قبل وقتي اصلا حرفي از سريالهاي مناسبتي نبود، با ساخت «همسايهها» در سال 72، اينجور سريالها را باب كرديم. قصه را هم به عليرضا كاظميپور سفارش دادم».
علي عبدالعليزاده بعد از سالها به تلويزيون بازگشته و كارگرداني اين سريال را بهعهده دارد. او قبل از اينها، سريالي چون «داني و من» را در 52 قسمت ساخته بود كه مايههاي طنز داشت و همينطور «دردسر بزرگ» را و حتي قبل از آن «گروه نجات» را براي شبكه 2. با اين حال او از سال 80 براي تلويزيون كار نكرده است.
«خشايار الوند» - نويسنده فيلمنامه سريالهايي چون «دايره ترديد» و «باغ مظفر»- فيلمنامه «نقشي بر زندگي» را نوشته است. او معتقد است بعد از سالها نويسندگي براي شبكه 3، ديگر با طبع مخاطبان اين شبكه آشناست؛ «اين طرح متعلق به «بهروز مفيد» (تهيهكننده كار) است. يكي از دوستان نويسنده 5-4 قسمت آن را نوشته بود اما بعد به دلايلي كار به من واگذار شد. وقتي من براي نويسندگي اين كار انتخاب شدم، طرح كامل بود و حتي بازيگرها و لوكيشنها هم انتخاب شده بودند».
بهروز مفيد – تهيهكننده – معتقد است نقشي بر زندگي به نوعي ادامه «زيرزمين» است؛«در اين سريال از طنز استفاده كردهايم، آن هم طنز موقعيت چون سال گذشته اين شيوه پاسخ داد». طرح اين سريال متعلق به خود اوست؛«داستان تحول مردي از قشر متوسط جامعه و كمك به محرومين جامعه، به اضافه داستانهاي فرعي ديگر، از چيزهايي است كه سعي كردهايم در قصه از آنها استفاده كنيم تا سريال جنبه مذهبيبودن خود را براي اين ماه بخصوص حفظ كند».
دكتر پژوهان را دوست دارم
اين روزها ميتوانيد امين تارخ جوان را در سريال «بوعلي سينا» - كه دوباره دارد از تلويزيون پخش ميشود – ببينيد. او 3 سالي ميشود كه ديگر در تلويزيون حضور ندارد اما به گفته خودش مدتها بود كه دنبال فرصتي ميگشت تا دوباره به تلويزيون برگردد.
تا به حال چنين نقشي نداشتهام
لعيا زنگنه نقش دكتر سيمين برديا – متخصص بيهوشي – را بازي ميكند. اين روزها او را در سريال مدار صفردرجه در نقش بهجتالملوك ميبينيم و قرار است به همراه تيم پزشكان به عنوان يكي از شخصيتهاي تاثيرگذار در اغما ديده شود.
نميتوانم پيشبيني كنم
مهمترين دليلي كه براساس آن توسلي بعد از بازي در مجموعه تلويزيوني «غريبه» و «وفا» مايل به همكاري مجدد در يك كار تلويزيوني شده، حضور حسن فتحي به عنوان كارگردان مجموعه بوده؛ «بعد از اينكه فيلمنامه را خواندم، از نقش هستي خوشم آمد و احساس كردم در كل سريال تاثيرگذار است. از اينجور نقشها كمتر در تلويزيون به من پيشنهاد ميشود و براي همين وقتي با آقاي فتحي صحبت كردم، مطمئنتر شدم. حرفهاي ايشان من را به يك تصميم كلي و نهايي رساند».
اينبار جدي هستم
انگار امير جعفري از بازي كردن در نقشهاي كمدي و طنز خسته شده. او مدتهاست كه سراغ اينجور كارها نرفته و به قول خودش همهاش منتظر بوده تا يك نقش جدي بهاش پيشنهاد شود. كسي هم اين ريسك را نميكرده كه نقشي متفاوت به او بدهد اما بالاخره اين موقعيت با بازي در ميوه ممنوعه برايش پيش آمده.
من بازيگر لحظهساز هستم
يوسف تيموري در كارنامهاش نقشهاي طنز زيادي را دارد. او ويژگي پسرهاي شر و شيطان و تقريبا توسريخور را خوب بازي ميكند؛ نمونهاش 3-2 سال پيش در سريال «براي آخرينبار»كه اتفاقا در ماه رمضان به نمايش درآمد و اولين آنها هم در «مجيد دلبندم».
رقيب اغما، دار و دسته حسن فتحي است. با ترفند هميشه جواب داده؛ عبور از خط قرمز و اين بار عشق پيرمرد مذهبي به دختري جوان با حجم عظيمي از بازيگر مثل علي نصيريان، گوهر خيرانديش، هانيه توسلي، امير جعفري و نيما رئيسي؛ ضمن اينکه احسان خواجهاميري هم با خوانندگياش ميتواند ضريبي به جذابيت سريال بدهد. رويه خطشکن فتحي - که اين روزها «مدار صفر درجه»اش را با سارا آستروک ميبينيم - ميتواند ميوه ممنوعه را بعد از اغما به رتبه دوم جدول برساند.
اما نکته نهچندان خوشايند اينکه امسال به جز سريال شبکه3، مابقي سريالها طنز چنداني ندارند و اتفاقا همين برگ برنده «نقشي بر زندگي» است؛ سريالي که برعکس 3 کار ديگر، شايد کارگردان معروفي نداشته باشد ولي يوسف تيموري، ابوالفضل پورعرب و آناهيتا همتي ميتوانند يکباره ورق را برگردانند. مسئولان شبکه3 به سياق سالهاي قبل سراغ طنز رفتهاند تا مثل سالهاي قبل هم جواب بگيرند. اين سريال که خشايار الوند آن را نوشته و عليرضا افخمي هم از دور دستي بر آتشاش دارد، ميتواند نشان بدهد مخاطب در ساعتهاي هضم افطار به خنده ميانديشد يا دنبال «معناگراييجات»(!) خفن است. «نقشي بر زندگي» ديده ميشود و اگر آن روحيه غير قابل پيشبيني بودن ايرانيجماعت گل نکند، سوم است والّا...
يک نکته را بايد قبول کرد؛ شبکه5 با تمام تلاشي که ميکند، به خاطر استاني بودنش دايره مخاطب وسيعي ندارد اما اين دليل نميشود كه مسئولان اين شبکه قافيه را ببازند. آنها سعيد سلطاني اشک درآر را آوردهاند تا با استفاده از پورسرخ و بهداد و البته حال و هواي خارجکي سريال - که در تاجيکستان اتفاق ميافتد - لااقل تهرانيها را راضي کند. البته فعلا هيچ عكس يا خبري از گروه سازنده اين سريال به بيرون درز نكرده و اين، كار را براي پيشبيني سخت ميكند. همه اينها -يعني اين سريال - ميتواند رقيب خطرناكي براي رتبه اول تا سوم پيشبيني ما باشد.
تاریخ ورود
خبر:
25 شهریور 1386 ساعت 10:36
تاریخ تایید: 25 شهریور 1386 ساعت 12:36
تاریخ به روز رسانی:
25 شهریور 1386 ساعت 12:33
لینک خبر:
http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=32787