Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 21 بهمن 1388 ساعت 00:43  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی موسيقی
 
روح موسيقي خراسان در خطر است
نواحی- ركسانا شاهميري:
موسيقي خراساني يكي از قديمي‌ترين اشكال موسيقي ايراني است

كه به‌صورت آهنگ‌ها و ملودي‌هاي گوناگون در ميان مردم شهر و روستاهاي خراسان رضوي، شمالي و جنوبي نواخته مي‌شود. 

بقيه در صفحه 4 خيلي‌ها بر اين باورند كه موسيقي خراسان از ديگر مناطق ايران غني‌تر و متنوع‌تر است و البته به قول هوشنگ جاويد، پژوهشگر موسيقي علتش طوايف مختلف مانند ترك‌ها، بلوچ‌ها، كردها و اعراب در خراسان است كه به بركت تمام اين طوايف دريايي از موسيقي در محتوا، رنگ و لحن پديد مي‌آيد.

موسيقي بومي يا محلي ايران غير از آن كه روح، باورها و آيين‌هاي مردم همان منطقه را با خود به‌همراه دارد يادآور حماسه‌ها و افسانه‌هاي بومي هم هست. پژوهشگران معتقدند در حوزه خاوري و مركزي خراسان رضوي؛ همه اشعار فارسي است و دو تار كه ساز معروف خراسان شناخته شده بيشتر در تربت‌جام، خواف و تايباد نواخته مي‌شود.

به نوازنده دوتار در استان خراسان رضوي اوسا (اوستا) مي‌گويند و خيلي از زنان خراسان  نيز نوازنده‌هاي موفق دوتار هستند. درباره زنان دو تار نواز خراسان چندي پيش محسن دامن زن، مستند‌ساز، فيلم قابل توجهي ساخته بود كه زنان عاشقي را نشان مي‌داد كه در خفاي مرد خانواده، پدر يا همسر، دو تار نوازي را آموخته‌اند و حالا براي دل خودشان مي‌زنند و يا فراتر در مهماني‌ها مي‌نوازند.

سازهاي رايج در اين منطقه عبارتند از: دوتار، ساز (سورنا)، دهل، دوبوقه، ني‌هفت‌بند و دايره. و از آهنگ‌هاي اصلي اين منطقه هم مي‌توان به چهاربيتي، دوبيتي، غريبي، نجما، سرحدي، نوايي، مقوم‌الله و... اشاره كرد.

بخشي از موسيقي شمال خراسان، موسيقي كوه پايه‌اي است. اين نوع موسيقي توأم با فرياد است. در كنار آن، موسيقي جلگه و دشت قرار دارد كه ملايم‌تر و دروني‌تر است. نواي الله مزار، اناركي، دوقرسه و هراي، موسيقي اين نواحي هستند.

هنرمندان موسيقي در اين مناطق، عاشق‌ها، بخشي‌ها و لوطي‌ها هستند. عاشق‌ها قديمي‌ترين هنرمندان اين منطقه‌اند كه نوازندگان سازهاي سورنا، دهل، كمانچه، قشمه و دياره‌اند و از رقصندگان بزرگ شمال خراسان به‌شمار مي‌آيند.

هوشنگ جاويد، محقق و پژوهشگر موسيقي سنتي ايران وضعيت موسيقي خراسان را در شرايط نه چندان مناسبي مي‌خواند و مي‌گويد: « بيشتر اساتيدي كه ستون اصلي موسيقي منطقه بودند مدت‌هاست فوت كرده‌اند و آنهايي‌كه هم كه مانده‌اند چون در دوره پيري هستند صدايشان آسيب ديده و كمتر در مجالس شركت مي‌كنند.

اما مهم اين است كه براي ثبت و ضبط صداها اقدامي نشده تنها حركت‌ها در جشنواره‌هاي گاه و بيگاه ختم مي‌شود. از همه بدتر اينكه قرار بود مكتب‌هاي ويژه براي آموزش ايجاد شود كه متاسفانه نشد. حالا به‌جز پيرها و سر به سينه خاك سپرده‌ها چيزي به‌نام آموزشگاه موسيقي مانده است.

در آموزشگاه‌ها نيز كه آواز ايراني ياد داده نمي‌شود بلكه ترانه يا تصنيف‌خواني در دستگاه‌ها ياد مي‌دهند.»اين محقق موسيقي ادامه مي‌دهد: «حتي در زمينه موسيقي رزمي و بزمي خراسان كه عده‌اي پيشكسوت داشت حمايتي به‌عمل نيامد. اساتيد مسلم اين حيطه از دست رفتند و يا آنها كه ماندند در گوشه عزلت بدون حمايت روزگارشان در حال سپري شدن است. همين‌ها هم كه از دست برود ديگر چيزي از روح اصلي موسيقي خراسان باقي نمي‌ماند.

مضاعف بر اين كه در اين چند سال اخير به‌دلايل مختلف اجازه اجراي برنامه‌هاي موسيقي زنده داده نشده است. حتي اجازه موسيقي سنتي را هم به خراساني‌ها نداده‌اند. وقتي هم كه علت را جويا مي‌شويم مي‌رسيم به اينكه هركدام از نهادها تقصير را به گردن نهاد ديگر مي‌اندازد.‌»

هوشنگ جاويد با اشاره به اينكه در خراسان استفاده از همه سازها شايع است اما بيشتر دوتار، دايره، دهل، سرنا و ني مي‌نوازند درباره تنوع موسيقي در خراسان مي‌گويد: «‌به غير از حضور طوايف مختلف در خراسان سه دسته موسيقي كردي، تركي و فارسي با گويش‌هاي مختلفش حضور جدي و جايگاه محكم و غير‌قابل انكاري دارند كه هر كدام آيين خاص يا پند و حكمتي را منتقل مي‌كند.»

وي درباره ضرورت تشكيل مكتب‌هاي ويژه موسيقي در خراسان مي‌گويد: « از آنجا كه مثلا د ر دو تار نوازي شيوه نواختن استاد حاج سليماني با شيوه محمد حسين يگانه و يا رفتگاني مانند سلطان رضا بخشي فرق مي‌كند بايد مكتب‌هاي جداگانه‌اي هم براي علاقه‌مندان آموزش داده شود.

تا حدودي فرزندان اين اساتيد مكتب پدران خود را منتقل مي‌كنند اما حتي شيوه نواختن آنها هم فرق مي‌كند مثلا 3 پسر استاد يگانه كه هر سه از پدر خود دوتار نوازي را آموخته‌اند هركدامشان در روايت دستگاه موسيقي اختلاف نظر دارند. براي احترام گذاشتن به اين شيوه‌ها كه هركدام ميراث موسيقي ماهستند بايد به‌طور جدي مكتب‌هايي را برايشان پايه‌ريزي كرد.

هر استادي 10 -‌ 15 شاگرد مي‌تواند تربيت كند كه از بينشان فقط دو سه نفر درجه يك مي‌شوند. وقتي فضا براي آموزش اساتيد و شيوه‌هاي آنها جدي گرفته نشود مسلم است كه آموزشگاه‌ها مثل علف هرز   رشد مي‌كنند كه آنها هم هدفشان مدرك دادن است تا آموزش معنويت موسيقي.

در نهايت هوشنگ جاويد معتقد است كه اگرچه فرزندان و بعضي شاگردان اساتيد، شعله‌هاي موسيقي سنتي را روشن نگه مي‌دارند اما اين همه ماجرا نيست، ماجراي اصلي اين است كه تاريخ و روح آزاد موسيقي زير سئوال است و اين همان مقوله‌اي است كه بايد با جديت و اهميت بيشتري به آن توجه شود.»

همشهری استانها 

تاریخ درج: 2 شهریور 1388 ساعت 15:31 تاریخ تایید: 2 شهریور 1388 ساعت 17:46 تاریخ به روز رسانی: 2 شهریور 1388 ساعت 18:04
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است