خليجفارس- همشهري آنلاين- محمد عجم:
مهاجران با آنكه نقش بسیار مهمی را در كشورهاي حاشيه جنوبي خلیج فارس بازی میکنند اما از حقوق اجتماعی و حداقل شرایط زندگي محروم هستند.
کارگران ساختمانی و زحمتکشان کوره های آجر پزی، بلوکه سازی و خدمتکاران، فراموش شدگان همیشه تاریخ بوده اند بهویژه در خاورمیانه از آنگاه که اهرام مصر و کاخ کسرا را میساختند تا امروز که برج العرب و دهکده نخیل را می سازند.
در حالیکه چشمان سبز و آبی توریستها و مسافران سوداگر را زرق و برق لوکس گرایی و آسمانخراشها در دبی جلب می کند، افراد دیگری هستند که در ورای این لوکس گرایی، آلونکها و گومه های هزاران کارگر آسیایی ( بنگلادشی، هندی، پاکستانی و افغانی) را میبینند که در شرايطي همچون دوران بردگی قرون وسطی بسر می برند.
دیدبان حقوق بشر پس از 30 سال که از بردگی خاموش در سواحل جنوبی خلیج فارس میگذرد به تازگی در یک گزارش یکصد صفحهای به باز خوانی این برده داری مدرن و این خانه سازان بی خانه و برج سازان بی سرپناه پرداخته است.

95 درصد نیروی کار و تولید اقتصادی کشورهای خلیج فارس را مهاجران برعهده دارند. حتی تولید فکر، امر مطبوعات و تبلیغات، سینما، هنر و ورزش نیز توسط مهاجران به پیش میرود و بسیاری از امور دیپلماتیک کشورهای خلیج فارس را نیز مهاجران فلسطینی، لبنانی، اردنی، مصری و مراکشی انجام می دهند.
20 درصد مهاجران آسیایی که در کار ساختمانی مشغول هستند متعلق به خانواده های فقیر روستایی هستند كه حق کار آنها توسط کارفرما برطبق قرارداد خریده می شود و یک پیش پرداخت صورت می گیرد و گذرنامه و برگه اقامتی کارگران از آنها گرفته میشود تا نتوانند از محل تعیین شده خارج شوند.

گاهی 5 تا 10 کارگر در یک اتاقک زندگی می کنند كه در دمای 45 درجه به وسایل خنگ کننده دسترسی ندارند و با حداقل حقوق مجبور به صرفه جویی برای پس انداز و ارسال مختصر پس انداز به افراد تحت تکفل خود در روستاهای زادگاه هستند.
وضع مستخدمه ها و کنیزکان مدرن نیز بهتر از کارگران ساختمانی نیست، شرایط بعضی دختران تحصیلکرده که از کشورهای مغرب عربی به خیال کارهای هتلداری و مشاغل مدیریتی فریفته میشوند بسیار تاسف آور است.
دولت امارات زير فشار انتقادات شدید حقوقدانان و مدافعان حقوق مهاجرین، مجبور شده است تا قانونی را وضع کند اما این قانون هیچگاه قدرت اجرایی ندارد و کارگران همچنان نه از بیمه و نه از غرامت در مقابل حوادث بهره ای می برند.
یک کارگر آسیایی ماهانه تنها 175 دلار حقوق دریافت میکند. در مارس 2006 دولت امارات قول داد که قانون جدیدی را وضع خواهد کرد اما تا کنون از چنین قانونی خبری نیست. هیچگاه حقوق کارگرانی که در حین کار کشته میشوند پرداخت نمیشود و مشکلات متعدد دیگر. به تازگی دبی واحدی در پلیس را برای رسیدگی به مشکلات کارگران آسیایی تاسیس کرده است اما کارفرمای اماراتی در این موضوعات گوش شنوایی ندارد
شهرهای جنوبی خلیج فارس در سه دهه گذشته منطقه مهاجر پذیر بوده اند و این موضوع هم اکنون بحران هویت را در این منطقه دامن زده است و نگرانی های زیادی را برای بومیان فراهم کرده است. بومیانی که تا 40 سال قبل تفاوت رفاهی و سرمایه ای چندانی با کارگران مهاجر نداشتند اما امروزه تفاوت آندو از زمین تا آسمان است.

کارفرمایان بومی اكتون نه می توانند از سود کارگر ارزان مهاجر چشم پوشی کنند و نه میتوانند نسبت به در اقلیت قرار گرفتن و خطر انقراض فرهنگ بومی خود بی تفاوت باشند.
ناامنی و رفتارهای حقارت آمیز غرب علیه مسلمانان و ناامنی و عدم آزادیهای اقتصادی و اجتماعی دربعضی کشورهای اسلامی در منطقه باعث هجوم سرمایه و نیروی کار به دبی شده است. مهاجران مسلمان زیادی که قبلا ساکن غرب بوده اند سرمایه های خود را به دبی منتقل نموده اند.
مهاجرانی از 180 کشور مختلف جهان در شهر دبی که هر روز در حال ترقی است، فعالیت میکنند. این شهر با ايجاد یخ و برف در وسط بيابان گرفته و احداث ساختمان های سر به فلک کشيده و مناطق آزاد و فروشگاههای عظیم و جذب انبوه توریست ها از سراسر جهان سعي دارد هر روز گام های بزرگتری را به سوی تبديل شدن به يك مرکز اقتصادی، تجاری و توريستی جهان بر می دارد.

دبی توانسته است وابستگی به درآمد نفت از 98 درصد در سال 1975 را به کمتر از 6 درصد در سال 2005 برساند. ترقی دبی منجر به کاهش افراد بومی به 15 درصد شده است بومیان به همین دلیل ناراضی هستند و از آینده بیمناک هستند. البته دولت از بومیان به تمام معنی حمایت می کند و بر خلاف ديگر شهرهای بزرگ دنيا بومیان اصلی دبی هنوز سنتهای محلی خود را حفظ کرده اند.
دولت با صرف هزینه های سنگین به ترغیب بومیان می پردازد. در امارات و در دبی بر خلاف کشورهایی مانند استرالیا و نیوزيلند دولت در دست بومیان است و نه در دست مهاجران. این بدان معنی است که مهاجران شهروند محسوب نمیشوند و میهمانانی هستند که فقط به سرمایه و توانایی کار آنها خوش آمد گفته میشود.بنابراین مهاجران عمله هایی هستند که در محلی که هیچگاه وطن آنها نخواهد بود کار میکنند و به ترقی آن کمک می کنند و از تبعیضها بشدت رنج می برند.
با مهاجران و حتی بومیان غیر عرب مانند بدوي ها رفتار مي شود و انها شهروندان درجه پایین محسوب شده و به آنها نقش سازنده ای داده نمی شود. امارات و حتی دبی علی رغم زیبایی هایش و علی رغم رشد بالاي اقتصادي درصدی اش شاهد بعضی نارضایتی های سیاسی در سطح امیران و شیخ ها نیز هست. اعتصاب کارگران ساختمان و رانندگان تاکسی که همگی مهاجران هستند زنگهای خطر را به صدا درآورده است.
در آینده این وضع بدتر هم خواهد شد دولت برای اینکه با حوادثی مانند آنچه در پاریس اتفاق افتاد روبرو نشود از دادن تابعیت به مهاجران خودداری می کند و فقط اقامت میدهد در واقع مهاجرین در خلیج فارس خوش نشین هستند و مفهوم مهاجرین با آنچه در آمریکا یا استرالیا وجود دارد متفاوت است در کشورهای عربی خلیج فارس تنها عربهای سنی مذهب قادر خواهند بود تابعیت این کشورها را بدست آورند این امر در مورد بحرین علنی تر از سایر کشورها است.

غربی ها، اسلام گرایی، رادیکالیزم، تروریزم و توسعه ناپایدار و ناهماهنگ را از مشخصه های خاورمیانه و خلیج فارس می دانند، جو نگرانی و بی اعتمادی متحدان و دوستان و دشمنان در حاکمیت های منطقه را نیز باید به خصلت های موجود در خلیج فارس و خاورمیانه افزود. وجود مهاجرین، اقلیتهای دینی و قومی نیز که می تواند موجب بهره برداری هریک از کشورهای منطقه شود و یا خارج از منطقه شود و بحرانهای ریشه دار منطقه بر این بدبینیها می افزاید و سرمایه گذاران زیرک را از اعتماد پایدار به این منطقه برحذر می دارد.
تاثیر مهاجرت بر مسایل اقتصادی و فرهنگی کشورهای خلیج فارس
به دلیل جمعیت مهاجر ساکن در منطقه امروزه زبان رایج در بازار های کشورهای عربی خلیج فارس انگلیسی، فارسی، هندی و اردو است. و زبان عربی به حاشیه رانده شده است هرچند هزینه های هنگفتی از طریق تلویزیونهای ماهواره ای و مقامات رسمی صورت میگیرد اما زبان عربی عملا دیگر زبان اداری نیست و حتی بیم آن وجود دارد که ساکنان اصلی شیخ نشین ها به سرنوشت بومیان آمریکای شمالی، استرالیا و نیوزيلند دچار شوند به همین دلیل کارفرمایان بومی هرگز به مهاجران میدان نمیدهند.
خلیج فارس که 65درصد نفت و 35 درصد گاز جهان را در بردارد قلب خاورمیانه و جهان اسلام است هنوز 70درصد انرژي در قرن 21 از نفت تأمين مي شود. کشف منابع انرژی در خزر نیز بر اهمیت ترانزیتی خلیج فارس افزوده است. هرچند كه نفت مهم ترين منبع درآمد اين كشورها محسوب مي شود اما مناسبات اقتصادي هر يك از كشورهاي حوزه خليج فارس نیز مشابهت کمی به یکدیگر دارد. قبل از زمان پولهای نفتی در امیر نشین ها نوکر و گارگر وجود داشت اما روابط بین ارباب و نوکر روابط مساوی و بر اساس احترام بود بطوریکه نوکر و یا فرزندان او با فرزندان کارفرما و ارباب غذا می خوردند و با هم معاشرت داشتند و ... بود .
ولی شرایط در دهه های 70 به بعد نه تنها همزمان با مقررات و قوانین بین المللی جدید بهبود نیافت بلکه عقب گرد نیز نمود. بطوریکه در هم اکنون وضعیت معیشت این کارگران با هیچ یک از قوانین و کنوانسیون های مربوطه سازگاری ندارد.

در سال های اخیر انتقادات شدیدی در خصوص وضعیت اسفبار کارگران، از سوی رسانه ها و حقوقدانان مطرح شده است. درست است که قوانین کار و کارفرما وجود دارد و پیشرفتهایی بوده است،اما کارگران خانه ای بهویژه دختران خانه یا کنیزکان از هیچ حقی برخوردار نبوده و تحت هیچ قانون حمایتی قرار ندارند و در عمل قوانین همواره از کارفرمای خلیجی در مقابل مستخدمه بیگانه حمایت نموده است و ترس از انتقام گیری و یا اخراج از کار باعث شده است که کارگر هرگز در جهت احقاق حقوق خود برنیاید. و به تعبیر خودشان با نصف مشکل (دستمزد ناعادلانه) ساختن بهتر از تمام مشکل (اخراج از کار) است.
مزاحمت جنسی یکی از امور رایج نسبت به مستخدمه ها در منطقه جنوبی خلیج فارس است که توجه محاکم بین المللی را به خود جلب نموده است.
داده هاي اقتصادي درباره شيخ نشين های خلیج فارس
عربستان سعودي: ۷۵ درصد از بودجه اين كشور از طريق فروش نفت تأمين مي شود. توليد ناخالص داخلي عربستان سعودي براساس شاخص قدرت خريد ۲۸۸ ميليارد دلار و سرانه آن ۱۱ هزار و ۸۰۰ دلار است. بیشتر نیروی کار این کشور از کشورهای مغرب عربی ، سودان و پاکستان تامین می شود.
امارات متحده عربي: این کشور به علت سرمايه گذاري عمده در بخش تجارت و باز كردن درهاي خود به روي سرمايه هاي خارجي، بازترين اقتصاد در ميان كشورهاي خاورمیانه و خليج فارس را دارد. توليد ناخالص داخلي اين كشور۷/۵۷ ميليارد دلار و سرانه آن ۲۳ هزار و ۲۰۰ دلار است. سهم بخش هاي كشاورزي، صنعت و خدمات در اقتصاد اين كشور به ترتيب ۴ درصد، ۵/۵۸ درصد و ۵/۳۷ درصد است. 90 تا 95 درصد نیروی کار این کشور را مهاجرین تشکیل می دهد.
قطر: رابطه تازه قطر با آمريكا و اسرائيل به تا سيس پايگاه هاي جديد آمريكايي در قطر و افتتاح دفاتر بازرگاني در قطر و تل آويو منجر شد. اين روابط ويژه باعث شد در جريان حمله آمريكا به عراق در سال ۲۰۰۳ فرماندهي آمريكا در قطر مستقر شود. اقتصاد قطر بر صنايع نفت و گاز متكي است. توليد ناخالص داخلي اين كشور ۵/۱۷ ميليارد دلار و سرانه آن ۲۱ هزار و ۵۰۰ دلار است.
بحرين: بحرين علاوه بر منابع محدود نفت، داراي تكنولوژي پيشرفته پالايش است و ممر اصلي درآمد آن تصفيه خانه هاي اين كشور است كه نفت ديگر كشورها را پالايش مي كند.توليد ناخالص داخلي اين كشور ۵/۱۱ ميليارد دلار و سرانه آن ۱۶ هزار و ۹۰۰ دلار است. سهم كشاورزي در توليد ناخالص داخلي بحرين حدود ۷/۰ درصد، خدمات ۲/۵۷ درصد و صنعت۱/۴۲ درصد است. نرخ سرمايه گذاري در بحرين ۹/۱۱ توليد ناخالص داخلي است.
كويت: اقتصاد كويت هم مانند ديگر شيخ نشين هاي منطقه عمدتاً به صادرات نفت متكي است. اين كشور كوچك ۱۰ درصد ذخاير نفت جهان را در اختيار دارد. توليد ناخالص داخلي كويت ۴۶/۴۱ ميليارد دلار و سرانه آن ۱۹ هزار دلار است. نرخ رشد اقتصادي كويت در سال گذشته ميلادي ۶/۴ درصد و نرخ سرمايه گذاري۸درصدبود.
عمان: عمان نیز از خطر اسلام گرایان در امان نیست. اقتصاد عمان به تازگي جنبش آزادسازي را آغاز كرده و اين كشور اميدوار است با تكميل اين فرآيند در سالهاي آينده به سازمان جهاني تجارت بپيوندد. توليد ناخالص داخلي اين كشور ۷/۳۶ ميليارد دلار و سرانه آن ۱۳ هزار و ۱۰۰ دلار است. وضع كشاورزي در اين شيخ نشين كوچك از همسايگان آن- به جز عربستان سعودي- بهتر است.
در گزارش سالانه برنامه توسعه سازمان ملل متحد آمده است که، اگر کشورهای شیخ نشین خلیج فارس بخواهند که این رشد اقتصادی فعلی را حفظ کند، باید ظرف ده سال آینده یک میلیون نفر مهاجر را بپذیرند.لازم است که قوانینی برای ایجاد شرایط مناسب مهاجرت و تابعیت در نظر بگیرند".و باید قوانین گرفتن ملیت ساده تر شوند و مسئله مهاجرت بین المللی را به عنوان یکی از وظایف اصلی در نظر بگیرند.
تاثیر مهاجرت بر مسایل اجتماعی کشورهای خلیج فارس
بر اساس گزارش توسعه بشری:
- جمع كل درآمد داخلي كشورهاي بيست و دو گانه عضو اتحاديه عرب كمتر از درآمد كشوري مانند اسپانياست. در منطقه عربی شمال آفریقا يك سوم از افراد با درآمد روزانه كمتر از دو دلار زندگي مي كنند. مغرب کمتر از 2 درصد رشد و در سوی دیگر کشورهایی مانند امارات در خلیج فارس 16 درصد رشد اقتصادی دارند و اگرچه ثروتمند هستند اما در توسعه مدنی و انسانی عقب هستند.
- حدود ۴۰ درصد اعراب بالاي ۱۸ سال يعني ۶۵ ميليون نفر بي سوادند و زنان يك سوم اين تعداد را تشكيل مي دهند. با ورود به سال ۲۰۱۰ بيش از ۵۰ ميليون جوان وارد بازار كار مي شوند و با ورود به سال ۲۰۲۰ اين تعداد به ۱۰۰ ميليون نفر خواهد رسيد، از اين رو بايد حداقل ۶ ميليون شغل جديد ايجاد شود تا بتواند اين افراد تازه وارد را جذب كند.

پس از 11 سپتامبر در يك تحليل كلي جهان غرب به اين جمع بندي رسيد كه توسعه نيافتگي، حکومت های خودکامه و غیر منتخب، تفکرات قبیله ای و قومی در كشورهاي خاورمیانه عربی مهم ترين زمينه ساز تروريسم است بنابر این مقابله با تروريسم بدون توسعه اين كشورها و بدون تحقق روند انتخابات آزاد غيرممكن است .
هيچ يك از اين كشورها به لحاظ جمعيت، منابع، نحوه توزيع قدرت، نوع مشاركت، شكل گيري جوامع مدني، نقش فرهيختگان، توليد ملي، تعدد فرهنگ ، جمعيت بومي و جمعيت مهاجر، شفافيت حكومت و احزاب و رسانه هاي مستقل به ديگري شبيه نيست.
از تعداد 750 هزار جمعیت ساکن در قطر تنها 150 هزار نفر تابعيت قطر را دارا هستند و از این تعداد نیز جمعیت قابل ملاحظه ای ایرانی بندری الاصل هستند. دربحرین ، امارات و سایر کشورهای خلیج فارس نیز وضعیت به همین شیوه است در خود امارات که ایالات متحده عربی نام دارد تنها 19 درصد( کمتر از 400 هزار نفر) عرب اماراتی محسوب می شوند و این کشور امروزه به یک سرزمین غیر عربی با قوم های متعدد و چند ملیتی تبدیل شده است که ناچار است برای حفظ هویت بومیان اصلی هزینه های زیادی انجام دهد کویت وبحرین نیز وضع مشابهی دارند عمان و عربستان و یمن نیز بنوعی با تعدد اقوام و اقلیت ها روبرو هستند .
در عمان بیشتر از 70 درصد مردم اباضی هستند. در یمن نیز اقلیت قابل ملاحظه ای از طوایف شیعه زیدیه وجود دارند که هر چند گاه این جمعیت برای احقاق حقوق خود با دولت مشکلاتی پیدا می کنند. در کشور لبنان ، سوریه و کشورهای مغرب عربی اقلیت های غیر عرب جمعیت قابل ملاحظه هستند.مسیحیان در تحت حکومتهای ناسیونالیست عرب طی 50 سال گذشته مهاجرت را انتخاب نموده اند . مسیحیان در مصر از 20 درصد 50 سال قبل به کمتر از 10 درصد کاهش یافته اند، در عراق از 10 درصد به 3 درصد و در لبنان نیز از 60 درصد به 35 درصد کاهش یافته اند بیشتر از نیمی از مردم مراکش (75درصد امازیق بربر) هستند) همین وضعیت در مورد الجزایر، لیبی و سودان وجود دارد جمعیت بربرهای الجزایر و غیر عرب های جنوب و شرق سودان بیشتر از30 تا 35 درصد هستند.
جمعیت جنوب سودان به سه گروه مهم
1- نیلی شامل دنکا،نویر ، شیلوک واتوک که در استان بحر غزال زندگی می کنند و ادامه جمعیت اتیوپی محسوب می شوند
2- نیلی (هامی) که متشکل هستند از قبایل دینگا، بویا، توبوسا و لاششوشکا که با قبایل اوگاندا و کنیا خویشاوند هستند.
3- قبایل سودانی شامل منداری، زاندی، بالی، فاجولو، ولولیا و مورو تقسیم می شوند. 14 % جمعیت سودان را این قبایل تشکیل میدهند که زبان غیر عرب دارند. منطقه قبایل حاصلخیزترین منطقه سودان محسوب می شود دین بیشتر آنها قبیله ای است و اسلام و مسیحیت در دو سده اخیر به این منطقه آورده شده است.
کشورهای مهاجر پذیر برای توسعه خود به نیروی کار کشورهای مهاجر پذیر نیاز دارند و کشورهای مهاجر فرست نیز به بازار کار نیاز دارند این یک نیاز متقابل است. چه بخواهیم یا نخواهیم مهاجرین بر فرهنگ بومی تاثیر می گذارند و از سوی دیگر همه کشورهای در حال رشد به نیروی کار مهاجران نیاز دارند.