ايران- محمدباقر قاليباف:
يكي از دغدغههاي بسيار مهم امروز «كارآمدي دين در اداره جامعه» است.
مطلبي كه شايد بارها در سخنرانيها و افتتاحيههاي مختلف بهنحوي به آن اشاره كردهام. اعتقاد دارم اگر امروز بخواهيم از آرمانهاي امام و شهدا دفاع كنيم؛ بايد اين كارآمدي را به همگان اثبات كنيم.
يكي از مشكلاتي كه در راه اثبات كارآمدي دين در اداره جامعه با آن مواجه هستيم، هزينه كردن دين براي پوشاندن نقصها و كمكاريهايمان است، كه مصداق آن را در جاهاي مختلف ميتوانيم ببينيم.
در ايام جنگ يك روز به يكي از رزمندگان دستور دادم قبل از عمليات، مسيري را شناسايي كند تا از آن معبر عمليات كنيم. فرداي آن روز وقتي به سنگر رفتم ديدم همه بچههاي لشكر جمع هستند؛ رزمندهاي كه قرار بود كار شناسايي را انجام دهد براي بچههاي لشكر صحبت ميكرد.
بدون اينكه كسي متوجه حضورم شود به حرفهاي او گوش دادم. داشت به بچهها ميگفت: «من ديشب خواب آقا امام زمان(عج) را ديدم، ايشان به من گفتند كه فردا نبايد از آن مسير عمليات كنيد و مسير ديگري را براي عمليات به من نشان دادند و...» كاسه صبرم لبريز شد.
رفتم جلو و پسگردني محكمي به او زدم. كلي دعوايش كردم كه «اين حرفها چيست ميزني؟» بعد با همان عصبانيت گفتم: «برو به همان محوري كه امام زمان در خواب به تو گفته و آن محور را شناسايي كن. ما كه توي خواب تو نبوديم كه ببينيم امام زمان چه محوري را براي شناسايي و عمليات معرفي كرده!»
چند ساعت بعد از اين حرفها و درگيري لفظي، اين رزمنده آمد پيشم و گفت: «حاج باقر معذرت ميخواهم؛ ببخشيد. اون حرفهايي كه داشتم به بچههاي لشكر در مورد خوابم ميگفتم همهاش دروغ بود. حلالم كنيد.»
از او پرسيدم: «چرا اين حرفها را زدي؟» جواب داد: «حاج آقا راستش را بخواهيد ترسيده بودم براي شناسايي بروم. براي اينكه شما من را از شناسايي آن محور معاف كنيد مجبور شدم اين حرفها را بزنم؛ ببخشيد.آخر خيلي ترسيده بودم.»
بعد از شنيدن حرفهايش از او خواهش كردم به مشهد برگردد و ديگر به لشكر ما نيايد. هميشه ديدهام آدمهايي را كه براي نقصها و كمكاريهايي كه در كارهايشان دارند از دين هزينه ميكنند.
براي اينكه خود را حفظ كنند دين را سپر خود قرار ميدهند. و چه ضربههايي از اين راه به دين وارد شده و چه انحرافهايي كه در دين آمده است. امروز نيز صحنه جنگ است.
اگر روزي با سلاح از دينمان دفاع كرديم، امروز بايد با عملكردمان به دفاع از دين بپردازيم. كارنامه خود را ببينيم، آيا باعث تعالي دين و باورهاي ديني شدهايم؟ يا سبب دينگريزي و تخريب باورهاي ديني شدهايم؟