زيستبوم- دكتر اسماعيل كهرم:
ما ياد گرفتهايم كه خيلي از مكانهاي عالم و مملكت خودمان را با نمادهاي مشخصي بشناسيم
مثلاً پاريس را نميتوانيم بدون برج ايفل تصور كنيم و يا نيويورك را بدون مجسمه آزادي! مگر ميشود گيلان را بدون تالاب انزلي لحاظ نمود و يا ايران را بدون خليجفارس؟ اينها چشمها و قلب بدنه ايران عزيز ما هستند و «هر چيزي به جاي خويش نيكو است»!
فكر كردم كه هر بار كه به جزيره زيباي كيش رفتم، در بازگشت يك تصوير قويتر و پررنگتر از هر چيز و همه چيز در ذهن من باقي ماند و اين تصوير آهوهاي اين جزيره ايراني است.
روزي روزگاري، همه پهنههاي (نهچندان وسيع) جزيره كيش زيبا در اختيار آهوهاي ايراني بود و بهتدريج با ساختوسازها، خريدوفروشها و اختصاصدادن زمينها و ساختن هتلهاي متعدد، عرصه بر آنان تنگ شد.
به هر صورت با كاهش خاك و نقصان پوشش گياهي، آهوان كيش در معرض كمبود موادغذايي قرار گرفتند.
اين آهوان بايد بر سر آذوقه با دامها هم به رقابت بپردازند. حقيقت آن است كه تعداد دامها در اين جزيره (مانند همهجاي ايران!) تا حدود 3برابر ظرفيت مراتع است و جايي براي چراي آهوها نميماند.
مسئله ديگر كه عرصه را بر آهوها تنگ كرده است ساختوسازها و تملك زمينها و تجاوز به حريمهايي است كه روزگاري نهچندان دور در اختيار آهوان بود. باز هم طبق روالي كه در همهجاي ايران معمول بوده است، سهمي براي طبيعت در جزيره كيش، در ميان اينهمه ساختوساز و تجاوز لحاظ نشده است.
اين بيتوجهي به طبيعت در سالهاي اخير، بهخصوص در همهجا ديده ميشود؛ در جادهسازي در انزلي، در احداث جاده در جنگل ابر، در احداث سد روي رودخانههايي كه درياچه اروميه را مشروب ميكنند... ميتوان ديد. طبيعت در مملكت ما بهحساب نميآيد.
مسئله ديگر كه آهوها را تحتفشار قرارداده جمعيت سگهاي ولگرد در جزيره كيش است.
سگهاي نگهبان تأسيسات و كارخانهها وقتي بچهدار ميشوند، بچهها به حال خود رها ميشوند و اينها گلههاي شكارچي تشكيل ميدهند (ما سگها را از گرگها بهوجود آوردهايم و در صورت رهايي در طبيعت به اصل طبيعت خود رجوع ميكنند). بهراستي كه «هركسي كو بازماند از اصل خويش/ باز جويد روزگار وصل خويش».
اين سگها (گرگها!) بهصورت گله به آهوها حمله ميكنند و آنها را ميدرند.در اثر عوارض ساختگي مانند ديوارها و پستي و بلندي و چاههاي فاضلاب... تعداد زيادي از آهوها در اين ساختارهاي دستساز گرفتار شده دست و پاي آنها ميشكند و سازمان حفاظت محيطزيست در جزيره فاقد تجهيزات درماني و حضور دامپزشك است و معمولاً اينگونه موارد به «پارك دلفين» در جزيره ارجاع داده ميشود.
بارها ديده شده كه آهوهايي كه در حال وضعحمل بودهاند، عاجز و بيحركت در كنار جادهها مانده، به دست رهگذران افتادهاند؛ آنان كه خوشاقبال بودهاند به پارك دلفين برده شده مورد مراقبت درماني قرار گرفتهاند و در غير اينصورت شايد خود و فرزند نزاييده آنها را در فريزر منازل يا رستورانها بايد يافت.
اخبار بسيار تأسفباري از اينقبيل موجب شده كه فرضيه همخوني جمعيت آهوها مطرح شود. چون تعداد اين جانوران در جزيره محدود است، تغييرات ژنتيكي موجب بهوجودآوردن برههاي درشت و يا برههايي با نابسامانيهاي وراثتي ميشود. راهحل در انتقال تعدادي آهو به خارج و معرفي تعدادي از خارج از جزيره به داخل است. با تغيير ساختار وراثتي آهوها، جمعيت پرتوانتر خواهد شد.
گاهي فكر ميكنم شكارباني يكي از مشكلترين مشاغل در ايران ماست. شكاربان، حياتوحش را در فكر و قلب خود دارد و حفاظت از طبيعت را راه زندگي خود انتخاب كرده. براي او اين يك شغل نيست؛ يك روش غرورآفرين زندگي است. اگر شما يك شكاربان باشيد و بشنويد كه يك راننده تاكسي در كيش سفارش گرفته كه يك آهو را با تاكسي خود زير بگيرد و به مشتري تحويل دهد، چه احساسي خواهيد داشت؟ من دلم به حال محيطبانهاي سختكوش كيش ميسوزد كه اينگونه نتيجه زحمات خود را ميگيرند!
بهراستي شما فكر ميكنيد جزيره كيش بدون آهوها، مفهومي دارد؟ من فكر نميكنم.
مرجانها
كيش، مرواريد خليجفارس لقب گرفته و بهراستي هم يك مرواريد است كه از فعاليت مرجانها بهوجود ميآيد. هر مرجان يك خانه آهكي براي خود ميسازد كه بعد از مرگ او برجاي ميماند ولي مرجان ديگر از او استفاده نميكند بلكه هر مرجان يك خانه مستقل براي خود ميسازد. اين گفته كه «هركه آمد عمارتي نو ساخت/ رفت و منزل به ديگري پرداخت» در مورد مرجانها صادق نيست.
تعداد بيشمار مرجانها در طول ميليونها سال خانههايي را ميسازند كه تشكيل صخرههاي مرجاني و بالاخره جزاير مرجاني را ميدهند. جنس اين تركيبات آهكي از جنس استخوان بدن من و شما يعني كربنات كليسم است (CaCo3). اين جزاير وقتي كه سر از آب بيرون ميآورند بايد در معرض فرسايش فراوان قرار گيرند تا خاك سطح آن جاي رويش گياهان شود. مثلاً حدود 400سال طول ميكشد تا يك سانتيمتر سنگ آهكي تبديل به خاك شود.
ولي حاصل كار 12هزارساله طبيعت را (30 سانتيمتر خاك سطحي زنده) ميتوان در چند ساعت با بولدوزر و لودر تخريب كرد و اين كار در منطقه باغو در كيش بهراحتي انجام شد. خاك، ايرانيترين بخش مملكت ماست و نميتوان آن را از خارج وارد كرد؛ بهعلاوه ما از خاك برآمدهايم و بر خاك فروخواهيم رفت و چنين رفتاري با خاك پاك كيش و استفاده از آن بهمنظور ساختوساز عين ناشكري است.