Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 21 بهمن 1388 ساعت 00:43  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی محيط زيست
 
خشكسالي؛ «چالشي» كه مي‌توانست «فرصت» باشد نه تهديد
زيست‌بوم- محمد درویش:
در تعريفي اجمالي، هنر مديريت را شايد بتوان به حق «تبديل چالش به فرصت» دانست.

 از همين رو، مديريت به‌عنوان يك دانش و فن چند بعدي، همواره مورد توجه دولت‌سالاران و نخبگان جهاني بوده و بيشترين سرمايه‌گذاري در هر كشور روي تربيت نسلي متمركز است كه قرار است با شناخت تهديدها و اولويت‌بندي آنها، راهكارهاي تبديل چالش‌ها را به فرصت و مزيت تبيين ساخته و مديريت كند.

خشكسالي نيز در شمار چالش‌هايي است كه همواره از آغاز بناي نخستين سنگ تمدن 8‌هزارساله ايراني در سيلك كاشان تا امروز موجوديت سكونتگاه‌هاي انساني و زيستگاه‌هاي طبيعي را نشانه رفته و مورد تهديد قرار داده است. اما هر زمان كه معرفت مبتني بر مديريت بر سامانه حكومتي و چرخه تصميم‌سازي اين ملك دست بالا را داشته، خشكسالي نيز كمترين تنش را بر پايداري حيات ايرانيان و ديگر زيست‌مندان اين سرزمين وارد آورده است.

بنابراين اگر امروز از خشكسالي به‌عنوان يك بلاي طبيعي و بحراني خانمان‌برانداز ياد مي‌شود، بيشتر از آنكه مقصر چنين وضعيتي را در آسمان‌ها جسته و چشم به رحمت خالقش بدوزيم، بايد اين پرسش را از خود باز تكرار كنيم كه چرا حضور، استمرار و غلبه‌ خشكسالي در هيچ‌يك از ممالك 200‌گانه كره‌‌زمين، به‌عنوان شاخصي براي تعيين فقير يا غني‌بودن كشورها به شمار نمي‌رود؟ به زباني ساده‌تر، هستند كشورهاي بسيار ثروتمندي كه همواره با رخداد خشكسالي در سامانه اقليمي خود روبه‌رو بوده‌اند و هستند كشورهاي فقيري كه اصولاً از تلاطم اقليمي چنداني برخوردار نبوده و هرگز دچار خشكسالي‌هاي پرشمار و خسارت‌بار نشده‌اند.

واقعيت پيش گفته نشان مي‌دهد: آنچه خطرناك است، خشكسالي نيست؛ بلكه نگاه منفعل و تسليم‌وار به آن است؛ نگاهي كه اغلب صبر مي‌كند تا خشكسالي رخ دهد، آنگاه برايش اتاق‌هاي بحران تشكيل دهد. درصورتي كه بايد برمبناي مديريت خطرپذيري حركت كرده و براساس رويكردهاي غيرسازه‌اي بكوشيم تا چيدمان توسعه كشور، متاثر از  نيازهاي بوم‌شناختي و ملاحظات بنيادين مبتني بر آمايش سرزمين تعريف شود. در آن صورت مي‌توان مطمئن بود كه هرگز هيچ تنش آب و هوايي نخواهد توانست همچون بلايي آسماني زيرساخت‌هاي توسعه‌ مملكت را با ركود و جراحتي ژرف مواجه سازد.

 پس اگر در طول چند دهه‌ اخير همواره با روند نگران‌كننده و شتابناك افزايش خسارت‌هاي ناشي از پديده‌ موروثي خشكسالي در ايران مواجه بوده‌ايم، چنان كه در سال آبي گذشته اين رقم از مرز باورنكردني و 13‌ميليارد دلار هم گذر كرد، نبايد از بخت‌بد خويش بناليم و تمام تقصيرها را به گردن بي‌مهري آسمان بيندازيم.

 يادمان باشد باران وقتي مي‌بارد، در پي احراز هويت پياله‌ها نيست؛ بر همه مي‌بارد و بدون منت مي‌بارد. اين ما هستيم كه در چيدمان درست پياله‌ها، در شناخت دقيق فرصت‌ها و مزيت‌هاي نسبي اين بوم و بر مقدس دقيق عمل نكرده و سبب شديم تا باران تمام شود، در حالي كه بسياري از پياله‌ها خالي مانده يا نيمه پر است.

بدين‌ترتيب و به مدد حضور سايه‌وار خشكسالي در بالاي سر آبادي ايران و ايراني، ساكنان اين ملك ترغيب شوند تا از مواهب طبيعي سرزمين مقدس مادري‌شان و از خوان نعمت گسترده‌اي كه در حوزه‌ انرژي‌هاي فناناپذير برايشان مهيا شده، بيشترين و كاراترين بهره را برده و با اصلاح متوازن و درخور الگوي مصرف و كاهش وابستگي معيشتي به سرزمين، ضريب آسيب‌پذيري كشور را نسبت به مخاطرات ناشي از خشكسالي و سيل كاهش دهند.

تاریخ درج: 18 خرداد 1388 ساعت 11:18 تاریخ تایید: 18 خرداد 1388 ساعت 11:53 تاریخ به روز رسانی: 23 خرداد 1388 ساعت 13:14
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است