شاعران- جشنواره ادبي رها امسال دومين دورهاش را سراسري كرد. جشنوارهاي كه در سه بخش پژوهش، داستان و شعر فراخوان شركت داده بود، اما در نهايت بخش شعر بيش از دو بخش ديگر يعني حدود 1730 شعر شركتكننده داشت.
آنچه در اين جشنواره در بخش شعر ديديم و به عنوان نكتهاي درخور ذكر فراچنگ آورديم، چيزي بيش از ساير جشنوارههاي شعر و متمايز از آنها نيست. ماهيت اين جشنوارهها يك ماهيت فصلي- موسمي، دولتي- ارگاني و آماتور- نيمهحرفهاي است.
بنابراين نبايد هرگونه ايراد احتمالي كه در نوشتار و امثال آن ميآيد را به عنوان نفي غيرمنصفانه زحمات دستاندركاران اين جشنوارهها و زيرسؤالبردن نيت صادقانه آنها تلقي كرد؛ انتقادات، اكثراً ناظر به مصاديقي است كه بازتاب تعريف نامشخص اين جشنوارهها در نسبت با «شعر حرفهاي» است.
تمام اخبار پيشين كه در رسانهها خوانده بوديم، حاكي از اين بود كه اين جشنواره سه بخش دارد: «دفاع مقدس»، «پيامبر اعظم» و «بخش موضوعي آزاد» اما وقتي وارد شيراز شديم و بيلبوردهاي اين جشنواره در سطح شهر را ديديم، اين عنوان به چشم ميخورد: «دومين جشنواره ادبي دفاع مقدس، رها». اينجا سريع سؤالي به ذهن ميآمد:
هفته دفاع مقدس آخر شهريورماه بوده است و برگزاري اين كنگره تقريباً 40روز پس از هفته دفاع مقدس است. چه مناسبتي داعيه برگزاري «جشنواره ادبي دفاع مقدس، رها» در اين ايام بوده است؟ از طرف ديگر، مگر در همان هفته دفاع مقدس، پانزدهمين كنگره سراسري دفاع مقدس برگزار نشده است؟ آيا براي اين حيطه موضوعي از شعر متعهد ما يعني «دفاع مقدس»، همان يك كنگره سراسري كافي نيست؟ كنگرهاي كه اكنون پس از پانزده دوره تثبيت شده است و تقريباً تمام شعرهاي سرودهشده در اين موضوع، به سوي آن كنگره سرازير ميشوند.
از طرف ديگر، بدون اينكه بخواهيم در اعتقاد پاك دستاندركاران اين كنگره خدشهاي وارد كنيم، نگاه آنها را به يك بيتوجهي شتابزده در تابلوي اين كنگره معطوف ميكنيم. «پيامبر اعظم» كه موضوع ديگر اين كنگره بوده است، آيا آنقدر بزرگ نيست كه اجازه عرضاندام به موضوع ديگري را در كنار نام مقدس آن حضرت ندهيم؟
متاسفانه اين اتفاق افتاده است؛ يعني در فراخوان كنگره و در خبررسانيهاي قبلي، موضوعات كنگره، سهگانه تعريف شده بود؛ دقيقاً با اين ترتيب: «دفاع مقدس، پيامبر اعظم و بخش آزاد» اما در تابلوهاي كنگره، خبري از پيامبر اعظم نبود. عملاً در كتاب برگزيده اشعار كنگره كه به كوشش دبير خستگيناپذير كنگره، شاعر خوب شيرازي سيدمحمدامين جعفري حسيني، منتشر شده است حجم اعظم اشعار به دفاع مقدس اختصاص دارد.
جالب است كه هيچ شعري در بخش موضوعي آزاد نيز در اين كتاب به چشم نميخورد. اگر مسئولان محترم اين كنگره كه عبارت بودند از بسيج دانشگاه علوم پزشكي شيراز و نيز نهادهايي چون بنياد حفظ آثار و ارزشهاي دفاع مقدس، اين كنگره را كلاً از نظر موضوعي آزاد ميگذاشتند و در كنار آن، بخشهاي ويژه موضوعي تعريف ميكردند، مطمئناً بهتر از آب درميآمد؛ همانطور كه تجربه «شبهاي شهريور» اين را نشان داده است، اگر شاعران جوان احساس كنند كه نهادهاي انقلابي و مذهبي ما در درجه اول پشتيبان شعر جوان مملكت هستند، قطعاً خود با رغبت بيشتر و نيت خالصتري اشعار ويژه موضوعي خود را شركت ميدهند.
منافاتي هم ندارد كه يك شاعر، هم در بخش موضوعي و هم در بخش آزاد شركت كند؛ همانطور كه در جشنوارههايي از اين دست ديدهايم؛ چنان كه پارسال در جشنوارهاي كه همين دانشگاه يعني دانشگاه علوم پزشكي شيراز متصدي آن بود يعني جشنواره چهارم مهرگان، شاهد چنين رويكردي از بسياري از شاعران شركتكننده بوديم.
ابتكاري كه دبير علمي جشنواره انجام داد اين بود كه شعرخواني شاعران برگزيده را به شكل كارگاه شعر درآورد؛ يعني غير از دوسانس افتتاحيه و اختتاميه كه دربست در اختيار سخنرانان مدير و غيرمدير، شاعر و غيرشاعر، روحاني و غيرروحاني،سردار و غيرسردار... بود، دو سانس ديگر را كاملاً در اختيار شعرخواني درآورد؛ آن هم به صورت كارگاهي؛ يعني در كنار هر چند شاعري كه با هم به روي سن ميآمدند و در جايگاه شاعران قرار ميگرفتند، چند نفر از ميهمانان جشنواره كه در ميان آنها شاعران پيشكسوتي مثل دكتر كاووس حسنلي، حسين اسرافيلي، پرويز بيگي و... به چشم ميخوردند، شعر شاعران را نقد ميكردند.
جالبش آن بود كه جعفري حسيني- دبير علمي باتهور- برخي از شاعران جوان را كه تقريباً همنسل شاعران شركتكننده در كنگره هستند و ميهمان جشنواره بودند، به اجبار به روي سن آورد و قسمتي از كار اداره كارگاه را به عهده آنان گذاشت؛ شاعراني مثل آرش شفاعي، عليمحمد مؤدب و... . از جنبههاي زيباي اين كارگاه، ديالوگ بين دو نسل از شاعران جنگ بود كه گهگاه در نقدهاي شاعران پيشكسوت و دفاعيههاي شاعران جوان شكل ميگرفت.
مثلاً شاعر اصفهاني علي ثابتقدم، غزلي خواند با اين مطلع كه «رفتي بهشت را ز جهنم بياوري» و آقاي اسرافيلي به اين مصراع چنين انتقاد داشت كه تعبيركردن از جبهه به جهنم، با توجه به مقدسبودن جبهه درست نيست.
ثابتقدم در دفاع ميگفت كه اولاً من گفتهام كه تو رفتي بهشت را از آنجا بياوري نه جهنم را، ثانياً جنگ چه مقدس باشد و چه نامقدس، اين را نميشود انكار كرد كه هر جنگي آن هم در اين روزگار از نظر فيزيكي، جهنمي براي هر دو طرف درگير در جنگ درست ميكند و مرگ از جنبه انساني آن مقولهاي ترسناك و زشت است.
تجربه اين كارگاه و چنين ديالوگهايي ميتواند براي كنگره شعر دفاع مقدس مفيد باشد كه هر سال از تراكم شاعر، فقط به شعرخواني شتابزده شاعران اختصاص مييابد و تازه باز هم نوبت به خيلي از شاعران براي همين شعرخواني نميرسد.
علي ثابتقدم اعتراض داشت كه دقيقاً همين مصراع غزل را در كتاب اشعار برگزيده كنگره دفاع مقدس امسال، بدون اطلاع و رضايت او عوض كردهاند و به صورت «رفتي مگر بهشت مجسم بياوري» درآوردهاند. استاد اسرافيلي چنين پاسخ دادند كه تغيير اين مصراع كه با نظر همه داوران كنگره انجام شد، مجوز ورود اين شعر و شاعرش به كنگره را فراهم كرد، اما به نظر نگارنده حقير، باز حق با ثابتقدم است، چراكه شاعر بايد راضي به چنين تغييري باشد.
همانجا و در حين همين بحث، محمدجوادآسمان - ديگر شاعر اصفهاني- نيز گفت كه با يكي از شعرهاي او در يكي از كنگرههاي ديگر نيز همين كار را كردهاند. غرض اين كه اين رويه غلط است؛ با هر نيت و هر پشتوانه كارشناسياي كه باشد.
جشنواره «رها» با يك اتفاق غيرمنتظره ختم شد؛ جشنواره، شاعر يا شاعران برگزيده نداشت، بلكه به كل 80 شاعر راه يافته به مرحله نهايي، تنديس بلورين و جايزه جشنواره اهدا شد. نفس اينكه جشنواره شعر را از حالت رقابتي درآوريم تا مبادا شعر يعني موضوع همدلي به موضوع رقابت و حسادت بدل شود، خوب است اما به نظر نميرسد كه اين، روش درست كار باشد.
ميتوانيم كار را به شكل فستيوال درآوريم و نام جشنواره را از روي آن برداريم و شكل اجراي عموميتري به آن بدهيم كه در اين صورت، ديگر جايزه معني ندارد(مثل شبهاي شعر گوته يا شبهاي شعر خوشه كه نمونههاي موفقي از برگزاري اين گردهماييها در سالهاي پيش از انقلاب بودهاند يا شبهاي شعر عاشورا و كنگره ادبي ميلاد آفتاب كه نمونههاي موفق آن در سالهاي پس از انقلابند).
اما اگر جشنواره و هيات داوري در كار است بايد نفرات برگزيدهاي داشته باشد و در اين صورت هر قدر جايزه سنگينتر باشد، اعتبار جشنواره بالاتر ميرود. مثلاً اگر به جاي 80 برگزيده و 80 ربع سكه، 5 برگزيده با جايزه 16ربع سكه بود، سال بعد به جاي 1730شعر، پنجششهزار شعر به چنين جشنوارهاي ارسال ميشد.
***
ترديدهاي زيادي درباره اين شكل خاص پشتيباني ازشاعران يعني كنگره هاي شعر وجود دارد؛ يكي مثلاً اينكه بر اين همه كنگره سراسري و محلي كه اكثريت قريب به اتفاقشان از محل بودجه عمومي برگزار ميشوند، چه مرجعي نظارت كيفي دارد؟
آيا اگر بودجه اين كنگرهها را جمع كنيم و با اين بودجه، يك چاپ از بيست عنوان كتاب برتر شعر جوان كشور در هر سال خريداري شود و سود آن هم به ناشر و هم به شاعر برسد، بهتر نيست؟ (تا ناشران به چاپ كتاب شاعران جوان تشويق شوند و پديده خجالتآور چاپ كتاب شعر با سرمايهگذاري شاعر كمي كاهش يابد). بگذريم؛ مجال ما اندك است و حرف در اين زمينه، بسيار.