Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 21 بهمن 1388 ساعت 00:43  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی انديشه
 
او ثروت خدا در زمين بود
دین- مرجعيت شيعه، پرافتخار‌ترين نهاد روحاني در همه اعصار زندگي ديني انسان است و اين يك ادعاي از سر حماسي نوشتن نيست و گواهان بسياري براين ادعا بينه‌اند

مرجعيتي كه توانسته در نشيب و فراز نه چندان طولاني خود در مقايسه با نهاد‌هاي عالي روحانيت در ديگر اديان، اثراتي بسيار درخشان از خود بر جاي بگذارد.

بنيان مرجعيت شيعه در طول تاريخ نقش آفريني خود با پيوستاري حركت عالي علمي از يك طرف و دور نبودن از اجتماع و دنيا و معيشت مردمان از طرف ديگر جايگاهي رفيع را از آن خود كرده است. همچنين نبايد از نظر دور داشت كه اين بنيان هر چه پيش‌تر مي‌رود مستحكم‌تر از پيش با تبلور ولايت فقيهي كه در روزگار معاصر تنها در گوشه‌اي از جهان آن هم به زعامت مرجعي شيعه توانسته است ريشه بدواند مستحكم‌تر مي‌شود.

آنگاه كه انديشه ولايتمدارانه فقيهي جامع‌الشرايط به‌عنوان نايب معصوم به قيام مرجعي كه خود هم فلسفه و عرفان‌داني بي‌نظير و هم متخلق و متحقق به عرفان و فلسفه بود پا گرفت، بسياري از متفكران داخلي و خارجي كه به وضعيت ايران مي‌انديشيدند بيش از هركس ديگر به اين پتانسيل ناب در جهان تشيع علوي پي بردند. وقتي شريعت و تفقه مي‌تواند با طريقت و تفلسف جمع شود در قامت زعيمي كه به مردمان چونان بنده خداوند - و نه رعيت نهاد‌هاي ديني - مي‌نگرد، آن مي‌شود كه در ايران اسلامي شده و بي‌اغراق است اگر بگوييم بايد وجه كلي‌اي از كيستي ايراني بودن و مسلماني‌مان را در كارنامه اين نهاد پر افتخار به تماشا بنشينيم.

اما مقدمه گفتن از مرجعيت شيعه بهانه‌اي است براي سوگداشت عالمي از تبار همين مرجعيت كه جداي از شمع فروزان عمل و عقل مردمان بودن، معلم دل‌هاي ايشان نيز بود و بلكه هست، اگرچه گفته‌اند «ثلم في‌الاسلام ثلمه لايصدها شيء».

صفحه انديشه روزنامه همشهري ضمن عرض تسليتي چند باره به خاطر ثلمه درگذشت آيت الحق حضرت حاج شيخ محمد تقي بهجت، توجهي دارد به زندگي و آثار علمي اين مرجع عالي قدر و معلم اخلاق و عرفان.

شهر مذهبي فومن در استان گيلان در اواخر سال 1334 هجري قمري چشمان باز آيت‌الله محمد بهجت فومني را به‌عنوان پنجمين فرزند خانواده‌اي اهل ديانت به سرپرستي كربلايي محمود بهجت به خنده ديد.

آيت‌الله بهجت كه در 16ماهگي مادر را از دست داده بودند تحت تربيت پدر تحصيلات ابتدايي را در مكتب‌خانه فومن به پايان برده و پس از آن در همان شهر به تحصيل علوم ديني ‌پرداختند. بعد از اين دوره بود كه ايشان با اينكه هنوز 14 سال بيشتر نداشتند در سال 1348 هـ . ق‌. به عراق مشرف شدند و در كربلاي معلّي اقامت‌ گزيدند.

در سال 1352هـ . ق‌.اين جست‌و‌جوگر حقيقت محمدي براي ادامه تحصيل به نجف اشرف مشرف مي‌شوند و قسمت‌هاي پاياني سطح را در محضر آيات عظامي چون  مرحوم آيت‌الله آقا شيخ مرتضي طالقاني به پايان مي‌رساند.

 آيت‌الله بهجت پس از اتمام دوره سطح و درك محضر استادان بزرگي چون آيات‌عظام: آقا سيد ابوالحسن اصفهاني(ره)، آقا ضياء عراقي(ره) و ميرزاي نائيني(ره)، به حوزه گرانقدر و پر محتواي آيتِ حق حاج شيخ محمد حسين غروي اصفهاني‌(ره)، معروف به غروي وارد شد و در محضر آن علامه كبير به تكميل نظريات فقهي و اصولي خويش پرداخت و به ياري استعداد درخشان و تأييدات الهي از تفكرات عميق و ظريف و دقيق مرحوم علامه كمپاني، كه داراي فكري سريع و جوال و متحرك و همراه با تيز‌بيني بوده، بهره‌ها برد.

آيت‌الله محمد تقي مصباح‌يزدي كه از شاگردان نامدار مرحوم بهجت هستند درباره استفاده آيت‌الله بهجت از استادان خود مي‌گويد:«در فقه بيشتر از مرحوم آقا شيخ محمد كاظم شيرازي- كه از شاگردان مرحوم ميرزا محمد تقي شيرازي و از استادان بسيار برجسته نجف اشرف بود- استفاده كرده و در اصول از مرحوم آقاي نائيني و سپس بيشتر از مرحوم آقا شيخ محمد حسين غروي اصفهاني فايده برده بودند، هم مدت استفاده‌شان از مرحوم اصفهاني بيشتر بود و هم استفاده‌هاي جنبي ديگر.»

در هواي يار

 هواي پريشاني ياد يار، اين سالك معرفت راستين را بر آن داشت تا در ضمن تحصيل به تهذيب نفس و استكمال معنوي همّت بگمارند و در كربلا در جست و جوي استاد و مربي اخلاقي بر آمده و به‌وجود آقا‌سيد علي قاضي، عارف واصل بزرگي كه در نجف ساكن بوده برسند و خوشه‌چين خرمن معرفت اين استاد رباني ‌شوند. همچنين پس از مشرف شدن به نجف اشرف از استاد برجسته خويش آيت‌الله شيخ محمد حسين اصفهاني (غروي ) استفاده‌هاي اخلاقي كردند.

آيت‌الله مصباح درباره تاثير اين دو استاد اخير ايشان مي‌گويد: پيدا بود كه از نظر رفتار هم(آيت‌الله بهجت) خيلي تحت‌تأثير مرحوم آقا شيخ محمد حسين اصفهاني بودند، چون گاهي مطالبي را از ايشان با اعجابي خاص نقل مي‌كردند و بعد نمونه‌هايش را ما در رفتار خود ايشان مي‌ديديم. پيدا بود كه اين استاد در شكل گرفتن شخصيت معنوي ايشان تأثير بسزايي داشته است... . ايشان از مرحوم حاج ميرزا علي آقاي قاضي مستقيماً در جهت اخلاقي و معنوي بهره برده و سال‌ها شاگردي ايشان را كرده بودند.

آيت‌الله قاضي از كساني بودند كه مُمَحَّضِ در تربيت افراد از جهات معنوي و عرفاني بودند مرحوم علامه طباطبايي و مرحوم آيت‌الله آقا شيخ محمد تقي آملي و مرحوم آقاشيخ علي محمد بروجردي و عده زيادي از بزرگان و حتي مراجع در جنبه‌هاي اخلاقي و عرفاني از وجود آقاي قاضي بهره برده بودند. آيت‌الله بهجت از اشخاص ديگري نيز گه‌گاه نكاتي نقل مي‌كردند مثل مرحوم آيت‌الله آقا شيخ مرتضي طالقاني و ديگران... .

اما در زمينه تحصيل فلسفه نيز آيت‌الله بهجت، اشارات ابن‌سينا و اسفار ملاصدرا را نزد مرحوم آيت‌الله سيد حسن بادكوبه‌اي از استادان بزرگ فلسفه زمان خود فرا گرفتند.
اين عالم رباني بعد از تكميل دروس، در سال 1324 هـ .ش. به ايران مراجعت كرده و چند ماهي در فومن اقامت داشتند و بعداً تصميم گرفتند كه در شهر مقدس قم اقامت ‌كنند.
درباره اين تاريخ بايد گفت هنوزچند ماهي از اقامت حضرت آيت‌الله‌العظمي بروجردي در قم نگذشته بود كه آيت‌الله بهجت وارد قم شد و همچون حضرات آيات عظام امام خميني(ره)، گلپايگاني و... به درس فقيد سعيد مرحوم بروجردي حاضر شدند.

آيت‌الله مصباح نيز در اين باره اعتقاد دارند:
«آيت‌الله بهجت از همان زماني كه مرحوم آيت‌الله بروجردي(ره) در قم درس شروع كرده بودند از شاگردان برجسته و از مُستَشكلين معروف و مبرز درس ايشان بودند. معمولاً استاداني كه درس خارج مي‌گويند، در ميان شاگردانشان يكي دو سه نفر هستند كه ضمن اينكه بيش از همه مطالب را ضبط مي‌كنند احياناً اشكالاتي به‌نظرشان مي‌رسد كه مطرح و پيگيري مي‌كنند تا مسائل كاملاً حل شود، اينان از ديگران دقيق‌ترند و اشكالاتشان علمي‌تر و نياز به غور و بررسي بيشتري دارد و ايشان در آن زمان چنين موقعيتي را در درس مرحوم آيت‌الله بروجردي داشتند. »

آيت‌الله بهجت در همان ايام كه در درس آيات عظام اصفهاني، غروي و شيرازي حضور مي‌يافت، ضمن تهذيب نفس و تعلم، به تعليم هم مي‌پرداخت و سطوح عاليه را در نجف‌اشرف تدريس مي‌كرد. پس از هجرت به قم نيز پيوسته اين روال را ادامه مي‌دادند. در رابطه با تدريس خارج فقه توسط ايشان نيز در مجموع مي‌توان گفت كه ايشان بيش از 40سال به تدريس خارج فقه و اصول اشتغال داشتند و به واسطه شهرت گريزي غالباً در منزل تدريس كرده اند و فضلاي گرانقدري ساليان دراز از محضر پر فيض ايشان بهره برده‌اند.

اين تدريس، بركات بسياري داشته كه مي‌توان از شاگردان نامدار ايشان اين فضلا را كه برخي اكنون خود صاحب رساله و فتوايند نام برد: محمدتقي مصباح يزدي،  عبدالمجيد رشيدپور،  سيد مهدي روحاني، علي پهلواني تهراني، مختار امينيان، محمدهادي فقهي، هادي قدس، محمود امجد، محمد ايماني، محمد حسن احمدي فقيه يزدي، محمد حسين احمدي فقيه يزدي، مسعودي خميني، سيدرضا خسروشاهي،  اسماعيل عابدي، حسن لاهوتي‌، عزيز علياري، سيد محمد مؤمني، حسين مفيدي، محمد كريم پارسا، جواد محمد‌زاده تهراني،  سيدصابر مازندراني، شهيد نمازي شيرازي و مهدي هادوي. اما از ميان اين شاگردان برخي درباره روش تدريس اين معلم متخلق چنين مي‌گويند:

آيت‌الله مصباح يزدي: «ايشان در بيان مطالب سعي مي‌كردند ابتدا مسئله را از روي كتاب شيخ انصاري قدس سره مطرح كنند و بعد هر كجا مطلب قابل توجهي از ديگران مخصوصاً از صاحب جواهر قدس سره در طهارت و از مرحوم حاج آقا‌رضا همداني و ديگران مطالب برجسته‌اي داشتند آن را نقل مي‌كردند و بعد هر جا خود ايشان نظر خاصي داشتند آن را بيان مي‌كردند. اين شيوه از يك طرف باعث اين مي‌شد كه انسان از نظر استادان بزرگ در يك موضوع آگاه بشود و در عين حال صرفه‌جويي در وقت مي‌شد. استادان ديگر هم براي تدريس شيوه‌هاي جالبي داشتند كه شايد براي مبتدي مفيدتر بود كه هر مطلب را از هر استاد جداگانه طرح مي‌كردند، ولي خوب اين باعث مي‌شد كه وقت بيشتري گرفته بشود و احياناً مطالبي تكرار بشود.

در ضمن تدريس، در ميان نكته‌هايي كه از خود ايشان ما استفاده مي‌كرديم و طبعاً بعضي از اين نكته‌ها چيزهايي بود كه ايشان از استادانشان شفاهاً دريافت كرده بودند به مطالب بسيار ارزنده و عميق و داراي دقت‌هاي كم نظيري برمي‌خورديم.

 آيت‌الله بهجت گاهي داستاني را يا حديثي را نقل مي‌كردند كه براي ما تعجب آور بود كه ايشان چه اصراري دارند كه بر مطالب معلوم و روشن تكيه مي‌كنند. از جمله مطلبي كه ايشان در تذكرات پيش از درس اصرار مي‌كردند امامت امير‌المؤمنين عليه‌السلام بود. ما تعجب مي‌كرديم كه ما مگر در آن حضرت شك داريم كه ايشان اين قدر اصرار دارند كه دلايل امامت حضرت علي عليه‌السلام را براي ما بيان كنند.

يك خورده ته دلمان گله‌مند بوديم كه چرا به جاي اين مطالب يك چيز‌هايي كه بيشتر حاجت ماست (در امور اخلاقي و معنوي) مطالبي را نمي‌گويند. اما بعد از اينكه به 60-50 سالگي رسيديم، در بسياري از مباحث ديديم كه آن نكته‌هايي كه ايشان 40سال پيشتر در درسشان درباره امامت علي عليه‌السلام مي‌فرمودند به دردمان مي‌خورد. گويا ايشان آن روز مي‌ديد كه مسائلي بناست در آينده مورد غفلت و تشكيك قرار بگيرد. شايد اگر توجه‌هاي ايشان نبود ما انگيزه‌اي نداشتيم درباره اين مسائل مطالعه‌اي داشته باشيم، حتي از نكته‌هايي كه ايشان 40سال پيش بيان مي‌كردند امروز بنده در نوشته‌هايم در مورد مسائل اعتقادي يا جاهاي ديگر استفاده كرده‌ام.»

آيت‌الله مسعودي: «سبك درس ايشان سبك خاصي بود. معمولاً آقايان مراجع و بزرگان در درس خارج يك مسئله‌اي را مطرح مي‌كنند و اقوال ديگران را يكي يكي ذكر مي‌كنند، سپس يكي را نقد مي‌كنند و ديگري را تأييد و سرانجام يكي از آن نظرات را مي‌پذيرند، يا نظريه ديگري را انتخاب مي‌كنند. ولي ايشان برخلاف همه، نقل اقوال نمي‌كنند بلكه ابتدا مسئله را مطرح مي‌كنند و بعد روند استدلالش را بيان مي‌كنند. اگر شاگرد آراي علما را ديده و مطالعه كرده باشد، مي‌فهمد كه دليلي را كه استاد ذكر مي‌كند چه كسي گفته است و اشكال يا تأييدي را كه مي‌كند مي‌فهمد به سخن چه كسي اشكال يا قول چه كسي را تأييد مي‌كند. لذا هر كس بخواهد در درس ايشان شركت كند بايد مباني و نظرات آقايان ديگر را ديده باشد.»

آيت‌الله محمد حسين احمدي فقيه يزدي: «نوعاً ايشان چند مسئله اصلي يا فرعي را كه عنوان مي‌فرمودند بعد از توجه به ظرافت‌هاي حديث و روايت يا آيه شريفه‌اي كه دلالت بر موضوع بحث داشت، مقايسه‌اي بين موضوع بحث و ساير بحث‌هاي مشابه مي‌‌كردند و دقت عقلي و فكري خاصي در تعادل آن دو انجام مي‌دادند، آنگاه نتيجه مي‌گرفتند كه انصافاً نتيجه علمي و جديد بود و حقيقتاً مطلبي را كه ذكر مي‌كردند ناشي از اوج و عظمت ديد و فكرشان بود كه از ائمه عليه‌السلام و اسلام گرفته بود و اجتهاد صحيح نيز هم اين گونه بحث و تجزيه و تحليل كردن است. »

حجت‌‌‌الاسلام والمسلمين قدس: « روال آيت‌الله‌العظمي بهجت اين بود كه پيش از شروعِ درس، حدود 10دقيقه موعظه مي‌كرد، ولي نه به‌عنوان موعظه بلكه به‌عنوان حكايت حال بزرگان گذشته.

در حديث عالمان

فقيه فقيد آيت الحق بهجت جداي از سلوك دل در سالك علم بودن نيز از توانمنداني بودند كه مي‌توان نشانه‌هاي آن را از صحبت برخي استادان و هم‌دوره‌اي‌ها و شاگردان ايشان نشان داد و عظمت و سغي بليغ علمي‌شان را دريافت.

مرحوم آيت‌الله حاج شيخ مرتضي حائري: « ايشان با اظهار نظرهاي دقيق و اشكالات مهم، چنان نظر استاد را جلب كرده بود كه چند روزي مجلس درس از حالت درس خارج شده بود، آن ايرادها براي ما هم مفيد بود ولي آقاي بهجت براي گريز از شهرت ديگر به انتقاد نپرداختند و اگر ادامه مي‌دادند معلوم مي‌شد اگر بالاتر از ديگران نباشند بي‌شك كمتر از آنان نيستند.»

مرحوم علامه محمد تقي جعفري: « آن هنگام كه در خدمت آقا شيخ كاظم شيرازي، مكاسب مي‌خوانديم، آيت‌الله بهجت نيز كه اينك در قم اقامت دارند، در درس ايشان شركت مي‌نمودند، خوب يادم هست كه وقتي ايشان اشكال مي‌كردند آقا شيخ كاظم با تمام قوا متوجه مي‌شد؛ يعني خيلي دقيق و عميق به اشكالات آقاي بهجت توجه مي‌كرد و همان موقع ايشان در نجف به فضل و عرفان شناخته شده بود.»

آيت‌الله سيد محمد حسين طهراني: «آيت‌الله حاج شيخ عباس قوچاني، وصي
 سيد علي آقاي قاضي مي‌فرمودند: آيت‌الله‌العظمي حاج شيخ محمد تقي بهجت در فقه و اصول به درس مرحوم آيت‌الله‌العظمي حاج شيخ محمد حسين غروي اصفهاني حاضر مي‌شدند و چون به حجره خود در مدرسه مرحوم سيد باز‌مي‌گشتند بعضي از طلابي كه در درس براي آنها اشكالاتي باقي مانده بود به حجره ايشان مي‌رفتند و اشكالشان را رفع مي‌نمودند. و چه بسا ايشان در حجره خواب بودند و در حال خواب از ايشان مي‌پرسيدند و ايشان هم مانند بيداري جواب مي‌دادند؛ جواب كافي و شافي و چون از خواب برمي‌خاستند و از قضايا و پرسش‌هاي درحال خواب با ايشان سخن به ميان مي‌آمد ابداً اطلاع نداشتند و مي‌گفتند: هيچ به‌نظرم نمي‌رسد و از آنچه مي‌گوييد در خاطرم چيزي نيست.»

آيت‌الله امجد: «ايشان در علميت در افق اعلي است. فقيهي است بسيار بزرگ و معتقدم كه بايد مجتهدين پاي درسشان باشند تا نكته بگيرند و بفهمند و حق اين است كه درس خارج را بايد امثال آيت‌الله بهجت بگويند نه آنهايي كه به نقل اقوال بسنده مي‌كنند.»

آيت‌الله محمد حسين احمدي يزدي: «آيت‌الله شهيد مطهري» درباره درس آيت‌الله بهجت به ما خيلي سفارش مي‌كرد و مي‌فرمود: «حتماً در درس ايشان شركت كنيد مخصوصاً در اصول، چون آقاي بهجت درس آقا شيخ محمد حسين اصفهاني را ديده حتماً در درس ايشان شركت كنيد.»

حجت‌الاسلام خسروشاهي: «بنده در درس فقه خارج خيارات آيت‌الله‌العظمي شيخ‌مرتضي حائري شركت مي‌كردم. ايشان اواخر عمر مريض بودند و درسشان تعطيل شد. يك روز وقتي كه آيت‌الله حائري از حرم بيرون مي‌آمدند، به خدمتشان رفتم و پس از سلام عرض كردم: ان‌شاء‌الله درس را شروع مي‌فرماييد؟  فرمودند: نه. بعد فرمودند: «شما كه جوان هستيد من يك ضابطه‌اي را در اختيار شما قرار بدهم و آن اينكه در درس كساني شركت بكنيد كه فقط نقل اقوال نكنند، بلكه اقوال را بررسي كرده و نكاتي را در درس بيان كنند كه در فعليت رساندن ملكه اجتهاد خيلي سودمند باشد. چون درسي براي شما مفيد است كه اين ملكه اجتهاد را از قوه به فعليت برساند و تنها به نقل اقوال كفايت نكند.»

من همان جا به ايشان عرض كردم: جناب عالي كسي را با اسم براي ما معرفي بفرماييد. فرمودند:  من از اسم بردن معذورم.‌ عرض كردم: من در درس آيت‌الله‌العظمي بهجت شركت مي‌كنم. ايشان اظهار رضايت نمود و تبسم كردند و فرمودند: ‌درس ايشان از نظر دقت و محتوا همين قاعده و ضابطه‌اي را كه به شما گفتم دارد، خوب است كه در درس ايشان شركت مي‌كنيد. درس ايشان از هر جهت سازنده است هم از جهت علمي هم از جهت اخلاقي، اين درس را ادامه بدهيد.‌

در پايان براي درك علمي اين مرجع فقيد و خوشه‌چيني از خرمن دانش ايشان به فهرست كلي تأليفات ايشان اعم از چاپ شده و نشده چنين مي‌توان اشاره كرد:

الف) تأليفات چاپ شده

1- رساله توضيح‌المسائل (فارسي و عربي)

2- مناسك حج
2كتاب فوق توسط برخي از فضلا براساس فتاوي ايشان تأليف و پس از تأييد آقا به چاپ رسيده است.

3- وسيله النجاه (اين كتاب در بردارنده نظرات فقهي ايشان در اكثر ابواب فقه است كه در متن وسيله النجاه آيت‌الله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني(ره) گنجانده شده و نهايتاً جلد نخست آن با تأييد ايشان به چاپ رسيده است.)

4- جامع‌المسائل
اين كتاب مجموعه حواشي ايشان بر كتاب «ذخيره العباد» استادش (آيت‌الله‌العظمي محمد حسين غروي اصفهاني) و نيز تكميل آن تا آخر فقه است كه قسمت‌هايي از آن ابتدا با نام «ذخيره العباد» با حروفچيني نه چندان زيبا و در تعداد نسخه اندك در اختيار برخي از شاگردان و خواص ايشان قرار گرفت و بعداً جلد اول از اين مجموعه كه قرار است در 5مجلد به چاپ برسد، به خاطر كثرت فروع فقهي كه توسط حضرت آيت‌الله بهجت بر اصل كتاب افزوده شده و جامعيت آن «جامع‌المسائل» نام گرفته و به همت برخي از شاگردان ايشان به چاپ رسيد.

ب) تأليفات آماده چاپ و نشر:

1- جلد اول از كتاب صلوه
آيت‌الله بهجت در اين كتاب با سبكي ويژه و تلخيص مطالب به‌ترتيب مباحث « جواهر‌الكلام» به بيان نظريات نو و ابتكاري خويش پرداخته‌اند.

2- جلد اول از دوره اصول
اين كتاب تقريبا به‌ترتيب «كفايه‌الاصول» نگارش يافته است و بارها توسط ايشان مورد مداقه و تجديد نظر قرار گرفته و نظرياتي نو در بسياري از مباحث اصول را در بردارد.

3- تعليقه بر مناسك شيخ‌انصاري
اين كتاب در بردارنده نظرات ايشان درباره مناسك حج است.
ج) تأليفاتي كه هنوز اقدام به چاپ آنها نشده است:

1- بقيه مجلّدات دوره اصول

2- حاشيه بر مكاسب شيخ انصاري
كه به‌ترتيب مكاسب شيخ‌انصاري(ره) از اول تا انجام و پس از اتمام آن ادامه مباحثي كه در مكاسب مطرح نشده براساس متن
«شرائع الاسلام» نگارش يافته است. ايشان در اين دوره از مباحث فقهي نظرات جديدي را ارائه داده‌اند.

3- دوره طهارت
در اين كتاب نيز آيت‌الله بهجت بسان دوره «كتاب الصلوه» به‌ترتيب مباحث «جواهر الكلام» با تلخيص و نوآوري نظرات خويش را مطرح كرده‌اند.

4- بقيه مجلّدات دوره كتاب‌الصلوه
همچنين ايشان در تأليف سفينه‌البحار با مرحوم حاج‌شيخ عباس قمي(ره) همكاري داشته‌اند و قسمت زيادي از سفينه‌‌البحار خطي، به خط ايشان نوشته شده است.

تاریخ درج: 29 اردیبهشت 1388 ساعت 09:05 تاریخ تایید: 29 اردیبهشت 1388 ساعت 09:45 تاریخ به روز رسانی: 12 دی 1388 ساعت 12:48
 
مطالب مرتبط
... و آيت‌الله‌‌العظمي اين‌گونه‌ بود مراسم ترحيم آيت‌الله العظمي بهجت با حضور رهبرمعظم انقلاب پیکر پاك آیت الله العظمی بهجت به خاک سپرده شد حضور سران سه قوه در مراسم تشییع پيكر آيت‌‌الله العظمي بهجت آيت الله سيستاني: رحلت آيت الله‌ بهجت مصيبتي جبران ناپذير است آغاز مراسم تشییع پیکر مطهر آیت الله العظمی بهجت وداع با بهجت عارفان اطلاعيه تسليت جامعه مدرسين حوزه علميه قم پيام تسليت رئيس مجلس خبرگان پیام تسلیت آیت‌الله مکارم شیرازی پیام تسلیت شورای نگهبان پيكر آيت‌الله بهجت 29 ارديبهشت تشييع مي‌شود آيت‌الله العظمي بهجت دارفاني را وداع گفت
 
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است