Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 21 بهمن 1388 ساعت 00:43  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی ايران
 
بازخواني پرونده جدايي بحرين از ايران
سياست‌خارجی- زهرا ابراهيمي:
39 سال پيش درچنين روزهايي مراحل نهايي جدا شدن قسمتي از خاك ايران (بحرين) انجام شد.

شوراي امنيت سازمان ملل با استناد به گزارش نهايي نماينده ويژه دبيركل در بحرين مبني بر نظر اكثريت مردم به جدايي از ايران، استقلال بحرين از خاك كشورمان را در تاريخ 30 آوريل 1970 (‌ارديبهشت 1349 ) مورد تأييد و تصويب قرار داد.مجمع الجزاير بحرين از قديم الايام بخشي از امپراتوري ايران پيش از اسلام بوده است. در اوايل قرن شانزده ميلادي با هجوم استعمار پرتغال به منطقه اقيانوس هند و خليج‌فارس (‌در سال 1506)، بسياري از نقاط استراتژيك منطقه و از جمله جزيره هرمز و مجمع‌الجزاير بحرين نيز (‌ در سال 1521) به تصرف و اشغال پرتغالي‌ها درآمد.

پس از گذشت حدود يك قرن از اشغال پرتغالي‌ها، شاه‌عباس در سال 1602 با لشكركشي به بحرين آنجا را از تصرف اشغالگران خارجي آزاد كرد و مجددا به ايران ملحق شد. پس از آن، ‌مجمع الجزاير بحرين مدت 180 سال در اختيار و تحت نظر كامل حكومت ايران بود. در سال 1783 (‌يا 1782 ) شيخ احمد بن خليفه از قبيله ‌بني عتبه و از خاندان ‌خليفه ( كه از منطقه نجد در مركز عربستان به كويت مهاجرت كرده بود )‌ به اين سرزمين حمله كرد و پس از شكست سربازان ايراني بر آن استيلا يافت. از آن پس، حكومت بحرين با حمايت همه جانبه سياسي - استعماري انگلستان در اختيار اعضاي خاندان خليفه ( آل خليفه)‌ قرار گرفت.با اين همه در همه اين سال‌ها ايران همچنان بحرين را جزئي از خاك خود مي‌دانست.

دولت ايران در مدت يك قرن و نيم حاد شدن مسئله بحرين (‌1820 -1970 )‌و با وجود دخالت و سلطه انگلستان بر آن جزيره، هيچگاه جدايي بحرين از خاك ايران را نپذيرفت؛ اگرچه قدرت انجام عمل حادي عليه انگليس را نيز نداشت.نخستين گام‌ها به سوي واگذاري بحرين در زمان پهلوي دوم برداشته شد و آن زماني بود كه انگليسي‌ها و آمريكايي‌ها از هر دو سو شاه را به چنين تصميمي ترغيب، تهديد و تطميع كردند و سرانجام به هدف خود دست يافتند.

علت اقدام انگليس و آمريكا براي استقلال بحرين، اهميت سياسي - استراتژيك آن بود، ضمن اينكه ايران شاهد افزايش فعاليت‌هاي انقلابي اعراب در سواحل خليج‌فارس در خلال سال‌هاي 1965- 1964 و ترس از گسترش آن به داخل خاك ايران و عليه حكومت شاهنشاهي نيز بود؛‌ البته حضور نظامي انگليس در منطقه و نيز بندر عدن به‌عنوان متحد ايران تا اندازه‌اي ترس حكومت شاه را كاهش مي‌داد.‌

در نوامبر 1967، نيروهاي انگليسي پيرو جنگ‌هاي داخلي يمن از بندر استراتژيك عدن (نزديك باب المندب و ابتداي جنوبي درياي سرخ)‌ خارج شدند و به‌دنبال آن، ‌جمهوري دموكراتيك خلق يمن ‌ (يمن‌جنوبي)‌ به‌عنوان يك كشور سوسياليستي افراطي شكل گرفت. اين كشور به‌زودي حامي جنبش‌هاي انقلابي و چپ‌گراي منطقه شد و در اين راستا با ايران و نيز كشورهاي ميانه‌رو ( و غرب گراي ) عرب به‌عنوان كشورهاي مرتجع شروع به مقابله و مخالفت كرد. انگلستان پس از خروج از عدن (‌يمن جنوبي)‌، ‌نيروهايش را به بحرين منتقل كرد و بدين ترتيب پس از عدن، ‌مجمع الجزاير بحرين به‌عنوان پايگاه مهم انگلستان در شرق سوئز و خليج‌فارس مطرح شد.

مدتي بعد در ژانويه 1968، ‌پس از اينكه انگلستان اعلام كردكه نيروهايش را تا پايان سال 1971 از شرق سوئز خارج خواهد كرد، دولت ايران از اين تصميم استقبال كرد و اعلام كرد كه از حق حاكميت خود بر بحرين منصرف نشده است. اما‌ با طراحي و هدايت انگلستان قرار شد فدراسيوني متشكل از 9 شيخ نشين جنوب خليج‌فارس و از جمله بحرين در قالب يك كشور واحد پس از خروج نيروهاي انگليسي از منطقه تشكيل شود. شيخ بحرين با ابراز ناخشنودي از مسئله خروج نيروهاي انگليسي ‌و ادعاي مالكيت ايران بر بحرين آن را يك مشكل امنيتي براي آينده مجمع الجزاير دانست،  بنابراين حل اين مشكل را پيوستن بحرين به فدراسيون ياد شده دانست.

محمدرضا شاه اگرچه به‌دليل مخالفت با جدايي بحرين از ايران با تشكيل اين فدراسيون مخالفت مي‌كرد اما سرانجام در خلال مذاكرات گسترده با آمريكايي‌ها و انگليسي‌ها از مواضع خود عدول كرد.

 مذاكرات جدايي بحرين به‌طور آشكار و پنهان ميان ايران، ‌انگلستان، ‌عربستان سعودي و آمريكا انجام مي‌شد. جدا از سياست‌هاي استعماري انگلستان  حمايت عربستان سعودي (‌به‌عنوان كشور عرب با نفوذ منطقه)‌از خواسته‌ها و آمال شيخ بحرين و نيز مرز آب‌هاي سرزميني و فلات قاره دو كشور هم موضوع مهمي بود كه به تضاد منافع دو كشور ايران و عربستان انجاميد، به‌طوري كه شاه برنامه ديدار رسمي‌اش از عربستان سعودي را در اوايل سال 1968 (‌1347) به تعويق انداخت. بالاخره با مذاكرات طرفين نخستين قدم قابل توجه در حل اختلافات ديرين دو كشور بر سر مرز فلات قاره و مالكيت جزاير فارسي و عربي در تاريخ 24 اكتبر 1968 با امضاي يك موافقت‌نامه برداشته شد و باعث شد ايران در مورد مسئله بحرين كوتاه آمده و عقب نشيني سياسي كند.

در آن شرايط، حكومت ايران حفظ بحرين با توسل به شيوه‌هاي نظامي را در توان خود نمي‌ديد. دولت شاه از عكس العمل انگلستان به‌عنوان يك قدرت بزرگ استعماري واهمه داشت، ضمن اينكه اين كار تمام كشورهاي عربي را (‌اعم از تندرو و محافظه كار )‌ عليه ايران متحد و هم پيمان مي‌ساخت. اين در حالي بود كه ايران در آن دوران درگيري‌هاي ارضي و مرزي و سياسي گسترده‌اي با عراق داشت. از طرف ديگر اقدام نظامي ايران مي‌توانست سازمان ملل متحد را به وسيله قدرت‌هاي بزرگ عليه ايران وارد عرصه كند.

بنابراين شاه با توجه با سازش‌هاي پنهاني انجام شده و شرايط زماني، راه حل سياسي را برگزيد. شاه در زمستان سال 1348 (‌اوايل 1970) در مصاحبه‌اي خواستار حل مسئله بحرين از طريق كسب نظر مردم آن به وسيله سازمان ملل متحد شد. بالاخره پيشنهاد رسمي شاه از طريق گفت‌وگوهاي بعدي ايران با انگلستان و دبيركل سازمان ملل (‌اوتانت )‌در اوايل سال 1970 به نتيجه نهايي رسيد و ايران در تاريخ 9 مارس 1970 (‌ 9 اسفند 1348 )‌رسما خواستار همكاري دبيركل سازمان ملل براي استعلام نظر واقعي مردم بحرين از طريق انتصاب يك نماينده ويژه شد.

گزارش سازمان ملل

انگلستان در تاريخ 20 مارس موافقت رسمي خود را با انجام پيشنهاد دولت ايران به اوتانت، دبيركل سازمان ملل اعلام كرد. وي نيز در همان روز پس از مشورت با نمايندگان ايران و انگلستان اعلام كرد كه ويتوريو وينتسپير گيچياردي (‌ديپلمات ايتاليايي )‌ معاون دبيركل و مديركل دفتر اروپاي سازمان ملل در ژنو را به‌عنوان نماينده ويژه خود در كسب آراي‌مردم بحرين منصوب كرده است ضمنا وي از ايران و انگلستان براي انجام مسئوليت خود در ابراز نظر و تصميم‌گيري نهايي در مورد حل مسئله بحرين، اختيار تام گرفت!

نماينده ويژه دبيركل در امور بحرين، در رأس يك هيئت 5 نفري عازم آن جزيره شد و از 29 مارس تا 18 آوريل 1970 به‌نظر خواهي گزينشي و گفت‌وگو با گروه‌هاي منتخب سياسي - اجتماعي بحرين پرداخت. برخلاف ادعاي برخي منابع خارجي مبني بر مراجعه به آراي‌ عمومي از طريق (‌رفراندوم )‌ يا انتخابات عمومي، ‌اين امر صحت ندارد، بلكه به همان روش محدود گزينشي بسنده شد. پس از آن‌ گيچياردي داده‌ها و نتايج كسب شده را در گزارشي به دبيركل تسليم كرد تا براساس آن تصميم نهايي درباره سرنوشت بحرين اتخاذ شود.

در گزارش مذكور آمده بود:‌ هيئت اعزامي دريافتند كه مردم بحرين پيشنهاد و درخواست ايران و انگلستان براي نظرخواهي و مساعي جميله سازمان ملل را در اين راه مورد ستايش و تقدير قرار دادند، هيچ‌گونه تلخكامي و خصومتي از سوي مردم بحرين نسبت به ايراني‌ها مشاهده نشد و اظهار اميدواري شده بود كه  مالكيت ‌ ايران بر بحرين  يكباره و براي هميشه كنار رود ‌. ضمنا آمده بود كه مردم بحرين پس از حل مسئله بحرين، ‌خواستار روابط نزديكتر خود با ساير كشورهاي عرب و نيز ايران و خواهان يك كشور مستقل و با حاكميت كامل سياسي هستند و بالاخره اينكه اكثريت تام مردم احساس مي‌كنند كه بحرين يك كشور عربي است.

رئيس هيئت اعزامي، ‌گزارش خود را با اين نتيجه‌گيري به پايان رسانده بود كه كسب نظر و مشورت‌هاي وي در بحرين او را متقاعد كرده است كه اكثريت مردم بحرين خواهان شناسايي هويتشان در يك كشور كاملا مستقل و داراي حق حاكميت و آزاد براي ايجاد روابط با ساير كشورها هستند‌. گزارش ياد شده از سوي دبير كل به شوراي امنيت ارجاع شد و شوراي امنيت نيز با استناد به نتيجه‌گيري نهايي گزارش تدوين شده مفاد آن را راجع به استقلال بحرين و جدايي از خاك ايران در تاريخ 30 آوريل 1970 مورد تأييد و تصويب قرار داد.

ايران نيز در ماه مه (‌ارديبهشت 1349 ) براي شناسايي رسمي قطعنامه شوراي امنيت در مورد استقلال بحرين اقدامات قانوني را انجام داد. هيئت دولت قطعنامه‌ شوراي امنيت سازمان ملل را براي بررسي و تصويب درقالب لايحه به مجلس شوراي ملي تقديم كرد.

اين لايحه در تاريخ 24 ارديبهشت 1349 با 187 رأي مثبت و 4 راي منفي به تصويب مجلس شوراي ملي رسيد. نمايندگان مخالف از سوي جناح پان ايرانيسم به رهبري محسن پزشكپور رهبري مي‌شدند.مجلس سنا نيز در 28 ارديبهشت ماه آن را به اتفاق آرا ( 60 رأي كل نمايندگان ) تصويب كرد.

حاكم بحرين براي نخستين بار در آذرماه 1349 ( دسامبر 1970 ) ‌از ايران بازديد كرد و موافقت‌نامه اوليه مربوط به فلات قاره دو سرزمين به امضا رسيد.

اعلاميه استقلال بحرين در تاريخ 14 اوت 1971 منتشر شد. دولت ايران تنها يك ساعت پس از استقلال بحرين آن را به رسميت شناخت. يك روز بعد (‌15 اوت )‌، ‌بحرين و انگلستان يك قرار داد دوستي ( با هدف مشورت در مواقع ضروري) با يكديگر امضا كردند! بدين ترتيب، مسئله بحرين پس از يك قرن و نيم منازعه و كشمكش به نقطه حل رسيد.‌

سازش و توافق ايران با قدرت‌هاي غربي بر سر بحرين، امتيازات كوچكي براي ايران داشت و آن هم افزايش نقش ايران در منطقه خليج‌فارس بود. امتياز بزرگي  كه ايران با جدايي بحرين پرداخت كرد از بين رفتن نقش استراتژيك ايران در جنوب خليج‌فارس بود. تا پيش از اين ايران علاوه برشمال خليج‌فارس برقسمتي از جنوب آن نيز حاكميت داشت.

تاریخ درج: 15 اردیبهشت 1388 ساعت 09:40 تاریخ تایید: 15 اردیبهشت 1388 ساعت 14:45 تاریخ به روز رسانی: 15 اردیبهشت 1388 ساعت 14:58
 
مطالب مرتبط
 
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است