مرور- هلن صديق بناي:
باربي زيلي رز در كتاب "روزنامه نگاري را جدي بگيريم"با شفاف سازي نظريه هاي ارتباطات به اين سؤال پاسخ ميدهد كه چرا روزنامهنگاري براي ما حائز اهميت است.
نويسنده كتاب باربي زيلي زر (Barbie Zelizer) داراي دكتراي ارتباطات از دانشگاه پنسيلوانيا است. او يك روزنامه نگار ، محقق ، نظريه پرداز فعال در زمينه روزنامه نگاري و منتقد خبري است. وي تا كنون سر دبيري چندين روزنامه را به عهده داشته و كتابهاي بسياري در زمينه ارتباطات و روزنامه نگاري نوشته است.
كتاب حاضر او "روزنامه نگاري را جدي بگيريم" (Taking Journalism Seriously ) است كه در هشت فصل و توسط انتشارات موسسه ساج(Inc. Sage Publications) در تاريخ 2004 به چاپ رسيده است. اين كتاب در عرصه روزنامه نگاري مورد توجه بسياري از روزنامه نگاران و پژوهشگران قرار گرفته است.
عنوان فصل اول كتاب او "در باب روزنامه نگاري: تحقيق و دانشگاه " (Inquiry and the Academy :Regarding Journalism) با عبارتي از گاستن باچلارد Gaston Bachelard)) " پرتوها سايه مي آفرينند " آغاز مي شود.
طبق نظر زيلي زر زماني كه "همينگوي" (Hemingway) به عنوان خبرنگاري تازه كار در سال 1920 در نشريه كانزاس سيتي استار (Kansas City Star ) شروع به كار كرد ، هرگز تصور نمي كرد كه اين يك دوره " كارآموزي" براي كتابهايي باشد كه او را در آينده به شهرت جهاني خواهد رساند.
سبك نوشتاري روزنامه نگاران آن زمان بر رعايت اصول و قواعد ديكته شده به عنوان روزنامه نگاري محض (Just Journalism ) يعني ، جملات كوتاه ، پاراگرافهای موجز و فشرده ، قاطع ، صریح و بدون منفیبافی و .... تاكيد داشت.
ارنست همينگوي فعاليت هاي روزنامه نگاري خود را با سبك نوشتاري روايي كه برخاسته از شخصيت مصصم و با اراده او است در روزنامه تورنتو استار (Toronto Star) و روزنامه هاي ديگر آن زمان ادامه داد.
شيوه نگارش همينگوي نه تنها اصول روزنامه نگاري آن دوره را تحت تاثير قرار داد ، بلكه سرنوشت او را به عنوان يك نويسنده شهير تغيير داد. اين سبك روزنامه نگاري بتدريج در سر تا سر دنيا گسترش يافت .
تغيير شيوه نگارشي باعث توجه مردم و استقبال بي سابقه آنها از روزنامه و روزنامه نگاري شد. چرا كه اين سبك به روزنامه نگار آزادي عمل و قدرت بيان بيشتري در نگارش و تهيه خبر مي داد. از آن زمان تا كنون پژوهشگران و محققان مطالعات و تحقيقات دانشگاهي زيادي در زمينه بهبود و ارتقاي شيوه هاي متفاوت در روزنامه نگاري انجام داده و كماكان انجام مي دهند.
زيلي زر مي گويد : "هدف من از تاليف اين كتاب ارائه فرضيه ها و نظريه هاي پژوهشگران رشته روزنامه نگاري و توضيح مطالعات انجام شده به منظور شفاف سازي آن نظريه هاست". به همين منظور با طرح اين سوال "چرا بايد روزنامه نگاري براي ما حائز اهميت باشد؟" شروع مي كند.
خميرمايه پاسخ او را در اين عبارت مي توان خلاصه كرد: به اين دليل كه روزنامه و روزنامه نگاري در طول حيات خود هميشه همراه و در كنار ما بوده است، روزنامه براي ما واجد اهميت خواهد بود .
او روزنامه را جايگاهي براي تبادل نظر و ارتباط چند جانبه با ساير افراد جامعه و حتي فرا تر از آن در سر تا سر دنيا مي داند. به نظر او اين وظيفه پژوهشگران و انديشمندان روزنامه نگار است كه با بررسي و مطالعات دقيق دانشگاهي خود براي پيشرفت و درك صحيح رشته روزنامه نگاري ونيز ايجاد ساختاري محكم و اصولي در اين عرصه تلاش كنند.
نويسنده مي گويد : عنوان كتاب بر گرفته از گفته هاي بي نظير جيمز كري (James Carey) در زمينه روزنامه نگاري است. او در طول بحث ها و مصاحبه هايش دائماُ براين نكته كه "روزنامه نگاري را جدي بگيريم " بسيار تاكيد مي ورزد. از نظر نويسنده مفهوم اين عبارت اين است كه همه مطالعات و تحقيقات دانشگاهي بايد هدف ، ديدگاه و رويكردي واحد داشته باشند؛ يعني همه آنها بايد با يك زاويه ديد به نوع خبر، ساختار خبر ، روزنامه نگار و روزنامه نگاري بنگرند تا به نتيجه مطلوب برسند. تنها در اين صورت است كه به روشني مي توان تاثير انديشه ، مطالعات و نقشي را كه آنها در حوضه روزنامه نگاري ايفا مي كنند، مشاهده و درك كرد .
باربي زيلي زر (Barbie Zelizer) نويسنده كتاب مي گويد: من هم در كنار تمامي تلاشهاي پژوهشگران ، تحت تاثير عنوان كتاب " روزنامه نگاري را جدي بگيريم"، سوالهايي را به منظور تاكيد بر اهميت اين موضوع مطرح كرده ام". او پس از طرح پرسش هاي مورد نظر خود عنوان مي كند كه خواننده براي رسيدن به پاسخ اين پرسش ها، نياز خواهد داشت تمامي فصل هاي كتاب را با دقت مطالعه كند.
او سوالهايش را صريح و روشن مطرح مي كند:
- آيا فرضيه ها و مطالعات دانشگاهي پژوهشگران در حوزه روزنامه نگاري تاثيري در روند عملي فعاليت هاي روزنامه نگاري عصر حاضر داشته است؟
- آيا اين نظريه ها در آينده چنين تاثيري خواهند داشت؟
- اگر تاثيري مشاهده نشده است، بايد پرسيد، چرا؟
- آيا مطالعات و تحقيقات دانشگاهي تا اين حد بي اهميت و بدون كاربرد بوده كه بي آن كه مورد توجه و استفاده روزنامه نگاران قرار بگيرند ، بايگاني شده اند؟
- آيا اميدي به ادامه و توسعه اين گونه مطالعات و تحقيقات براي ايجاد يك ساختار اصولي و صحيح براي روزنامه نگاري وجود دارد؟
- آيا در اين مطالعات، "روزنامه نگاري" به اندازه كافي "جدي" گرفته شده است ؟
نويسنده در اينجا به عنوان يك روزنامه نگار حرفه اي ادعاي پژوهشگران مبني بر" جدي گرفتن روزنامه نگاري" را با استناد به مطالعات و فرضيه هاي موجود آنها كاملا بي اساس ميخواند.
او همچنين به وجود برخوردها و درگير ي هاي بين روزنامه نگاران و پژوهشگران روزنامه نگاري در حوزه تحقيقات روزنامه نگاري اشاره مي كند و مي افزايد: "روزنامه نگاران و دستاندركاران روزنامه نگاري از اينكه كارهايشان زير ذره بين نگاه پژوهشگران مو شكافي و ارزيابي مي شود به شدت عصباني و نگران هستند.
بنابراين بدون توجه به نتايج و اصول ارائه شده توسط پژوهشگران، مصرانه بر حفظ روش ها و اصول سنتي و متداول خود پافشاري مي كنند".
او دلايل اصلي بي توجهي به روند مطالعات و نا كارايي نتايج آنها را وجود اين نوع برخوردها در عرصه روزنامه نگاري ذكر مي كند و مي گويد: "اين تمام ماجرا نيست ، چرا كه اوضاع در محيط مطالعات دانشگاهي هم دست كمي از اوضاع حاكم بر حوزه روزنامه نگاري ندارد.
زيرا در آن محيط هم فرضيه ها و نظريه ها ي پژوهشگران مختلف در تقابل باهم قرار دارند.بنابراين به جرات مي توان گفت كه در چنين شرايطي امكان اجراي هيچ تحقيق و مطالعه موُثري در حيطه روزنامه نگاري وجود ندارد".
نويسنده معتقد است كه براي توسعه جامعه روزنامه نگاري و نتيجه گيري موثر از مطالعات روزنامه نگاري دو گروه نقش عمده اي ايفا مي كنند .گروه اول روزنامه نگاران و گروه دوم محققان روزنامه نگاري هستند .
او نقش هر دو گروه را در شكل دادن به روند صحيح تحقيقات و مطالعات بسيار مهم مي داند و مي گويد: "هردوي اين گروه ها به يك اندازه از شفاف نبودن روند مطالعات و تحقيقات متضرر خواهند شد و ضمن آنكه حرفه و علاقه مشترك هر دو گروه هم ارتقا و توسعه كيفي و كمي روزنامه نگاري است." بر اساس اين دو پيش فرض، زيلي زر مي پرسد: "چه عاملي است كه از همكاري تنگاتنگ اين دو گروه جلوگيري مي كند"؟
او در ادامه مطالب خود فرضيه هاي چند تن از جامعه شناسان و فرهنگ شناسان مطرح چون دوركيم (Durkheim)،توماس كوهن (Thomas Kuhn) ، ماري داگلاس (Mary Douglas) و.... را مطرح مي كند. قصد او در اين راستا كشف ارتباطي است كه بين نظريه ها و مطالعات اين متفكران و پژوهشگران روزنامه نگاري است.
بينش نويسنده در خصوص كار روزنامه نگاري "doing journalism" با در نظر گرفتن تمامي نكات و مسائل روزنامه نگاري اين است كه هيچ تفاوتي بين كار روزنامه نگاري با كارهاي ديگري چون ، كار هنري " "doing art يا كار مذهبي " doing religion" وجود ندارد . چرا كه در كار روزنامه نگاري هم مانند ساير موضوع ها با عواملي چون سبك ها ،روش ها ، ساختار ها و اصول خاص حرفه روزنامه نگاري سر كار داريم .
اين كتاب براي رسيدن به درك صحيح نظريه ها و مطالعات روزنامه نگاري و شناخت تمام مواردي كه به رشته روزنامه نگاري به عنوان يك اصل ، حرفه و پديده اي فرهنگي معرفي مي كند ، مفيد است . زيلي زر به نكاتي اشاره مي كند كه خواننده كتاب، خواه دانشجوي رشته روزنامه نگاري، روزنامه نگار حرفه اي، و يا شهروندي عادي باشد، به واسطه آنها خواهد توانست با نگاهي واقع بينانه تر با مسائل حرفه روزنامه نگاري برخورد كند.
اين نگاهي است نو كه با تفكر و انديشه اي جديد و متفاوت به روزنامه نگاري عصر حاضر نگريسته و آن را ارزيابي مي كند.
فهرست عناوين فصل هاي ديگر براي اطلاع عبارتند از:
1. Defining Journalism تعريف روزنامه نگاري
2. Sociology and Journalism جامعه شناسي و روزنامه نگاري
3. History and Journalism تاريخ و روزنامه نگاري
4. Language Studies and Journalism مطالعه زبان و روزنامه نگاري
5. Political Science and Journalism علوم سياسي و روزنامه نگاري
6. Cultural Analysis and Journalism تحليل فرهنگي و روزنامه نگاري
7. Taking Journalism Seriously جدي گرفتن روزنامه نگاري
ساير اطلاعات:
نام كتاب: (Taking Journalism Seriously )
نام نويسنده: باربي زيلي زر (Barbie Zelizer)
ناشر : انتشارات موسسه سيج (Inc. Sage Publications) - انگلستان
تاريخ انتشار : 2004
تعداد صحفات: 230
مرکز تحقیقات و مطالعات رسانهای روزنامه همشهري