ايران- حميدرضا اميديسرور:
نگاهي به كتاب «تاريخ عصر چنگيزخانمغول»؛ بازنويسي جلد اول تاريخ جهانگشاي جويني...
متون كهن ادبيات پارسي با وجود همه ارزش و احترامي كه نثار آنها ميشود،
به ندرت واقعا خوانده ميشوند، در حقيقت جلدهايگالينگور و چاپهاي نفيس بسياري از اين كتابها خوبياش اين است كه با دركنار هم قرارگرفتن ميتوانند جلوه قشنگي به ظاهر اتاق بدهند و بر زيبايي دكوراسيون خانهها بيفزايند. از سوي ديگر اين كتابها براي تشخص فرهنگي بخشيدن به صاحب آنها ميتوانند در جايي از كتابخانهها كه بيشترين توجه را برميانگيزند و جلوي چشم هستند، جا خوشكنند تا صاحب اين كتابها به ميهمانان خود بفهماند كه بله ما هم... اما گردوخاك نشسته روي كتابها و اينكه كاملا آشكار و مشخص است كه اين كتابها يك بار هم لايشان باز نشده است، از واقعيت ديگري خبر ميدهند؛ واقعيتي كه با توجه به ميانگين مطالعه مردم اين ديار در سال (آن رقمي كه اجازه بدهيد به دليل پرهيز از سرشكستگي آن را تكرار نكنيم) به خوبي گواه آن است كه ايراني جماعت چقدر اهل كتاب و مطالعه است. حتي معروفترين متون ادبيات فارسي (آنها كه توسط ناشران متعدد و با چاپهاي مكرر به بازار ارائهشدهاند) نيز از چنين سرنوشتي برخوردارند.
تاريخ جهانگشاي جويني نوشته علاءالدين، ملكبنمحمد يكي از همين متون كهن است؛كتاب معروفي كه شايد در كتابخانهها يا كتابفروشيها با دورههاي آن كه به صورت سه جلدي منتشر شده است، برخوردداشته باشيد. تاريخ جهانگشاي جويني يكي از آن متون قديمي است كه از نثر بسيار دشواري براي خواننده امروز برخوردار است. در واقع با وجود اينكه اين كتاب اثري است تاريخي درباره يكي از كنجكاوي برانگيزترين دورههاي تاريخي ايران (روزگار حمله مغول و فجايع خونيني كه به دنبال داشته است)، اما دشواري متن آن باعث شده كه خوانندگان چنداني نداشته باشد، جز يكسري دانشجويان و محققان كه به شكل تخصصي دست به كار تحقيق در متون قديمي هستند
. به اين ترتيب ميتوان تاريخ جهانگشايجويني را از جمله آثاري محسوب كرد كه براي بهوجود آوردن شرايطي كه طيف گستردهتري از مخاطبان از آن استفاده كنند، ضرورت بازنويسي و اصلاح متن در جهت ساده شدن نثر و امكان دريافتن آن توسط طيف گستردهتري از مخاطبان احساس ميشود. كتاب «تاريخ عصر چنگيزخان مغول» نيز پاسخي است به اين ضرورت كه به همت فروزانآزادبخت انجام شده و توسط انتشارات روزبهان در 368صفحه، 1000نسخه و به قيمت 5هزار تومان منتشر شده است.
نويسنده كتاب تاريخ جهانگشاي جويني، علاءالدين عطاملكبن محمد از رجال و مورخين ايراني در قرن هفتم هجري قمري است. او كه به سال 622 هجري متولد شده از جواني، قبل از آنكه به سن 20سالگي برسد وارد كارهاي ديواني شد و به خدمت امير ارغونخان (حكمران خراسان) درآمد و به همراه او نيز 2 بار به مغولستان سفر كرد. عطاملك، در سال 654 هجري كه هلاكوخان به خراسان آمد به خدمت او رسيد و در جنگهايي كه او با اسماعيليان الموت و خليفه عباسي در بغداد داشت، شركت كرد. چند سال پس از آن نيز به حكومت عراق و خوزستان منصوب شد و 20سال از عمر خود را در اين سمت سپري كرد. در عهد اباقاخان، عطاملك به همراه برادرش دستگير و زنداني شدند، اما مدتي بعد زماني كه تگودار به سلطنت رسيد، از زندان آزاد و چندي پس از آن در اران درگذشت و جسدش در تبريز به خاك سپرده شد.
در كتابي تحتعنوان «تسليهالاخوان» شرح آنچه در ايام اباقاخان بر او گذشته را به تحرير درآورده است. معروفترين اثر او تاريخ جهانگشا است كه مشتمل بر يك ديباچه و 3جلد است كه تأليف آن را در بين سالهاي 58-650 هجري قمري انجام داده است. تاريخ جهانگشا نثري منشيانه دارد و از مراجع معتبر تاريخ مغول محسوب ميشود، بهويژه آنكه نويسنده بدان روزگار نزديك بوده و برخي از آنچه در ايام حمله مغول بر ايران گذشته را نيز از نزديك درك كرده است. تاريخ جهانگشا از آنجا كه مملو از اطلاعات دستاولي است كه در ديگر متون بهدست نميآيد، منبع موثق و معتبري براي بسياري از محققانجديد و قديم بوده است.
اين اثر را اولينبار علامه محمد قزوينيتصحيح كرده و در 3 مجلد در بين سالهاي1329 تا1355 هجري قمري در ليدن هلند به چاپ سپرده است. در ايران نيز اين كتاب بارها توسط ناشران مختلف (از كلالهخاور در سال 1337 تا دنياي كتاب به سال 1375) به چاپ رسيده است.
تصحيح قزويني از تاريخ جهانگشا اگرچه از اعتبار ويژهاي برخوردار است اما دشواريهاي متن، همچنان براي خواننده ناآشنا به واژههاي رايج در متون قديمي و نثر خاص آن روزگار، باقي است. نزديك به يك دهه پيش از اين نيز دكتر منصور ثروت، تحريري تازه از اين كتاب را صورت داده و توسط انتشارات اميركبير(1378) به چاپ سپرده است.
اما شيوه كار فروزان آزادبخت به شيوهاي ديگر و مناسبتر براي مخاطب غيرمتخصص اما علاقهمند صورت گرفته است، بهگونهاي كه اگرچه از زيباييهاي خاص زبان اثر كاسته است، اما به دليل بهوجودآوردن شرايطي براي ارتباط با مخاطبان بيشتر از اهميت ويژهاي برخوردار است. تاريخ عصرچنگيزخان مغول درواقع، بازنويسي جلد اول تاريخ جهانگشاست كه آزادبخت كوشيده است براي آنكه كار تطبيق متن با نسخه اصلي آسانتر باشد، كار بازگرداني هر صفحه با معني واژه آغازين صفحه موردنظر شروع شده و با معني آخرين واژه به پايان برسد و در نهايت شماره صفحه نيز در متن كتاب آورده شده است.
بازنويسيكننده تاريخ جهانگشا در مقدمه كتاب، درباره نحوه كار خود مينويسد: «نهايت تلاش اين بود كه معني هيچ واژهاي هدر نرود كه خوشبختانه معاني تكتك واژههاي متن اصلي در جملاتمتن بازگرداني موجود است و البته بهخاطر دستيابي به اين مهم، سبك ترسل متن بازگرداني بيشباهت به سبك جهانگشا نيست و بهناچار مملو از مرادفات است... ساختار جملات هم تا حد امكان حفظشده كه ناگزير از زيبايي شيوه بيان كاسته است.»(ص 11)
كتاب تاريخ عصر چنگيزخان مغول دربردارنده يك پيشگفتار و يك مقدمه، افزون بر ديباچه خود نويسنده و متن اثر نيز هست. آزادبخت در اين مقدمه براي آشنايي خواننده با كتاب و نويسنده آن دست به گزينشي سنجيده زده و از منابع معتبر موجود، آنچه را كه لازم بوده در اين مقدمه، گنجانده است. به اين ترتيب براي آشنايي با زندگينامه عطاملكجويني از مقدمه علامهمحمدقزويني بر تصحيح جهانگشا استفاده كرده است. پس از آن براي روشنساختن زمينه وقوع حوادث موجود در متن كتاب به بيان اوضاع اجتماعي عصر مغول بهنقل از «تاريخ ادبيات ايران» نوشته ماندگار ذبيحالله صفا بهره برده است و سرانجام نيز براي روشنشدن سبكنگارش تاريخ جهانگشا به كتاب سبكشناسي محمدتقي بهار رجوع كرده و نظر استاد درباره اين اثر را نقل كرده است. اين مجموعه بهخوبي، خواننده علاقهمند را آماده بهرهگرفتن از متن اين كتاب خواندني، ميسازد.
در اين كتاب ابتدا خلاصهاي از چگونگي پيدايي قيام چنگيزخان و رخدادهايي كه به فتح و تسخير ديگرممالكدنيا ميانجامد، آمده است. پس از آن نوبت به حمله مغول به ايران رسيده و به شرح چندوچون حمله قوم وحشي مغول به كشور سلطان محمد خوارزمشاه پرداخته شده است و پس از آن نيز به ماجراي تسخير و تصرف شهرهاي آن روزگار ايران از خوارزم، خراسان و مرو گرفته تا نيشابور قاآن و بخارا پرداخته شده است.
كتاب تاريخ عصرچنگيزخانمغول مملو است از درد و رنجي كه بر مردم اين ديار گذشته؛ فجايعي دهشتبار كه در حمله وحشيترين قوم تاريخ بر نياكان ما گذشته و سرشار است از صحنههاي قربانيشدن كودكان، زنان و مردان بيگناه كه تاب مقاومت در برابر قوم مغول را ندارند.
وفاداري فروزان آزادبخت به متن اصليكتاب، با وجود تغييراتي كه در متن براي سهولت خواندن آن داده است بهگونهاي است كه به هيچ روي نكتهاي از آنچه در اصل كتاب آمده به هدر نميرود، بنابراين ميتواند براي محققاني كه قصد بررسيهاي تاريخي در آن دوران را دارند و از سوي ديگر حوصلهسروكلهزدن با متنهاي دشوار را هم ندارند، كارآمد باشد.
نكته قابل اشاره ديگر آنكه بازنويسيكننده كتاب، فهرستي از واژههاي دشوار متن اصلي را در انتهاي كتاب با ذكر شمارهصفحه و خطي كه اين كلمه در متن اصلي آمده است، جمعآوريكرده و معناي آن را نيز در كنار كلمات آورده است و به اين ترتيب شيوه خود را براي كارآمديكتاب، در جهت استفاده آن علاقهمنداني كه قصدتطبيق اثر با متن اصلي و استفادههاي آموزشي از آن را دارند، كامل كرده است.
در پايانكتاب نيز فهرستي از نام شخصيتهايي كه در جلدنخست تاريخ جهانگشا ذكري از آنها بهميان آمده، آورده شده است و همچنين توضيحاتي (كم يا بيش) با توجه به اهميت شخصيت، بر آن افزوده شده است كه ميتواند براي خواننده اثر، راهنماي خوبي براي درك متن و شناخت اشخاص باشد. در يك جمعبندي كلي انتشاركتابهايي نظير تاريخ عصر چنگيزخان مغول كه حاصل بازنويسي و زدودن دشواريهاي متنهاي قديمي هستند، ضرورتياست كه بايد بيش از اين مورد توجه قرار گرفته و در مورد ديگر آثاردشوار قديمي نيز صورت پذيرد تا شرايط براي استفاده از آثار بيشتري فراهم آيد.