Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 21 بهمن 1388 ساعت 00:43  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی محيط زيست
 
بازيابي خود در طبيعت
زيست‌بوم- ترجمه و اقتباس سيدپيام كمانه:
فلسفه زيست‌محيطي يكي از رشته‌هاي جديدي است كه اين تعريف رايج از خرد را با توجهي ويژه به محيط‌زيست مي‌آميزد

بنابراين نقش و وظيفه فلسفه زيست‌محيطي كنكاش در آنچه ما درباره محيط‌زيست مي‌دانيم، يا به صورت موجهي بدان باور داريم است. اما اين وظيفه و نقش به همين مقدار محدود نمي‌شود زيرا فلسفه زيست‌محيطي زمينه‌اي را فراهم مي‌كند تا ما خردورزي و فلسفيدن درباره محيط‌زيست را توسعه دهيم؛ بدين‌معنا كه درباره آن‌گونه عملي كه مي‌تواند بهترين نحوه عمل ما نسبت به محيط‌زيست باشد بحث كنيم.

اما اخلاق زيست محيطي نيز  در اين ميان از زيرشاخه‌هايي است كه ذيل عنوان كلي فلسفه زيست محيطي در اين سال‌ها بسيار مورد اهميت قرار گرفته است.

نوشتار  حاضر درنگي است بر چيستي و آسيب‌هاي مورد مطالعه اخلاق زيست محيطي كه از نظرتان مي‌گذرد.

 اخلاق زيست‌محيطي نتيجه صنعت است. در طول 3‌دهه اخير، مجلات، پايان‌نامه‌ها و كتاب‌هاي ارزشمند زيادي در اين زمينه نوشته شده‌اند. متاسفانه بسياري از بحث‌هاي فلسفي در اخلاق زيست‌محيطي با فرض‌گرفتن مقولات و استدلال‌هايي كه مي‌توانند صرفا الگويي متداول براي اخلاق يا فلسفه سياسي باشند از مسير منحرف شده‌اند.

 فيلسوفاني را مي‌يابيم كه با فرمان مطلق اخلاقي كانت يا اصالت فايده انگليسي درباره مسائل زيست‌محيطي استدلال مي‌كنند يا همچنين فيلسوفان ديگري را مي‌يابيم كه درباره موجودات طبيعي با اصطلاحات كلاسيك «حق» و «وظيفه» بحث مي‌كنند. با طرح اين مسائل علاوه بر اينكه از قسمت اعظمي از مسائل اخلاق زيست‌محيطي نااميد مي‌شويم نمي‌توانيم مطمئن باشيم كه چگونه معيارهايي مانند مقولات اخلاقي و سياسي مي‌توانند درباره عناصر محيط‌زيست كاربرد داشته باشند.

 آيا صخره‌ها «حقي» دارند؟ آيا بايد ما «وظيفه»داشتن نسبت به يك راكون را تاييد كنيم؟ ما دوست داريم در جهاني زندگي كنيم كه در آن فقط مصالح و منافع انساني مورد توجه واقع شوند و هنگامي كه مي‌بينيم ممكن است مصالح و منافع ديگري به صورت جدي تصور شده و مورد بحث قرار گيرند از كنار آنها به‌سرعت مي‌گذريم.

 آنچه اكثر مباحثات فلسفي پيرامون اخلاق زيست‌محيطي فاقد آن هستند، بررسي كامل و معتبري پيرامون خود محيط‌‌زيست است. آنچه ما نياز داريم، فهم توصيفي گسترده‌اي است از انسان‌ها و محيط‌زيست‌ها، به هر طريقي كه بيانگر ارتباط آنها با يكديگر باشد. مقاصد و نيات ارزشي، به بياني از رابطه نياز دارد. اكثر محذورات زيست‌محيطي معاصر، ريشه در تصور مدرن از طبيعت به عنوان شيء منفعل دارد و نتيجه آن فروكاستن رابطه ما با طبيعت به صرف بهره‌برداري از يك شيء است. هنگامي كه ما بررسي عميق محيط‌‌زيست را آغاز مي‌كنيم، به اين نكته واقف مي‌شويم كه انسان‌ها و محيط‌زيست اطرافشان در ارتباطي دوجانبه هستند به صورتي كه پرسيدن سؤال راجع به يكي ضرورتا و بي‌واسطه ما را به پرسش درباره ديگري مي‌كشاند.

شكاف روانشناختي كه بين «ما» و «ديگري» برقرار است، مسبب اكثر اشتباهات و مضرات در امور انساني است. تا وقتي كه دو طرف بتوانند به عنوان «ديگري» از يكديگر مجزا و منفرد باشند آنها مجبور نخواهند بود با يكديگر با هرگونه احترام يا شفقتي برخوردكنند يا نياز به چنين برخوردي را درك كنند. آنچه ما آن را «محيط‌زيست» مي‌ناميم در اغلب جوامع به چنين وضعيتي رسيده است.

مسئله فناوري
معمولا اظهار مي‌شود كه انسان‌ها نسبت متفاوتي را با محيط‌زيست خويش برقرار مي‌كنند. انسان‌ها محيط‌زيست خود را اصلاح مي‌كنند تا راحت باشند در صورتي كه ديگر حيوانات، محيط‌زيست‌شان را همانگونه كه هست مي‌پذيرند. هرچند اين گفته در جزئيات درست نيست ولي مي‌توان با درجه‌بندي‌اي در ميزان ايجاد تغيير در محيط پيرامون، صحت نسبي آن را تاييد كرد. با پذيرش اين امر ما به سلطه فناوري واقف مي‌شويم. فناوري يكي از مهم‌ترين مشخصه‌هاي رابطه ما با محيط پيراموني‌مان است.

اگر اخلاق زيست‌محيطي ما را قادر سازد تا رابطه خود و محيط زيست‌مان را درك كنيم نتيجه واضح اين است كه فهمي از فناوري ضروري است، بنابراين فلسفه فناوري لازمه مهمي براي هر فلسفه زيست‌محيطي كامل و دقيق است. بدين‌ترتيب يك رابطه اخلاقي و خردمندانه با محيط‌زيست بايد در پرتو ادراكي كلي از رفتار فناورانه خردپذير فهم شود.

 ما مي‌توانيم تكنولوژي نوين را بازسازي جهان بناميم. انسان‌ها حقوق نامحدودي را براي خود فرض كرده‌اند تا جهان را دوباره بسازند و موضوعات اخلاقي اساسي راجع به محيط‌زيست‌گرايي و فناوري از همين مفروضات نشأت گرفته‌اند. نكته بسيار مهمي كه در اين زمينه بايد به آن توجه داشت اين است كه محيط‌زيست‌گرايي با فناوري در تضاد نيست بلكه تنها مطالبه‌اش اين است كه تكنولوژي را به عنوان يك رابطه كامل و همه‌جانبه در نظر داشته باشيم؛ بدين‌معنا كه درك مي‌كنيم وقتي ما در جهان چيزي مي‌سازيم، بايد سرنوشت جهان را در نظر آوريم.

به نظر مي‌رسد ما چنين مي‌انگاريم و عمل مي‌كنيم كه سرنوشت جهان از سرنوشت ما مجزا و جداست؛ بنابراين توجه به اخلاق زيست‌محيطي صرفا به نيت رفتار احترام‌آميز با جهان پيراموني يا احساس وظيفه نسبت به آن نيست بلكه مبدا بنيادي‌تر دارد كه به ادراكي از وابستگي و عمل متقابل در جهان بازمي‌گردد.

جنبش محيط‌زيست‌گرايي در واقع آغاز نوعي «خوديابي» براي انسان است. ما هرگز جهان پيرامون‌مان را نخواهيم ديد و درك نخواهيم كرد مگر اينكه زماني را براي مشاهده واقعي آن اختصاص دهيم. هنگامي كه ما آغاز به مشاهده واقعي طبيعت مي‌كنيم، در واقع آغاز به مشاهده خودمان براي نخستين بار كرده‌ايم.

 تا زماني كه ما خود را به عنوان «همزيست‌»هايي با ساير موجودات تجربه نكنيم، نمي‌توانيم خود را بشناسيم؛ بنابراين محيط‌زيست‌گرايي از صرف تقاضاي مراقبت از درخت‌هاي يك جنگل قديمي و ارتقاي كيفيت هوا فراتر است. محيط‌زيست‌گرايي از ما مي‌خواهد تا نحوه ادراكمان از خويش را در طبيعت بازيابي كنيم زيرا اگر ما رابطه دوطرفه «انسانيت» و «طبيعت» را بازيابي نكنيم هر دو را از دست خواهيم داد.

ما بايد طبيعت را داشته باشيم تا «انسان» را داشته باشيم. در نهايت دو دسته سؤالات بايد در فلسفه زيست‌محيطي مطرح شوند؛ نخست اينكه آيا در شناختن و مطالعه محيط‌زيست طبيعي ارزش‌هايي براي ما وجود دارد؟ (آيا محافظت از محيط‌زيست‌هاي طبيعي مهم است؟) و دوم اينكه آيا اخلاق متعالي‌اي وجود دارد كه در آن انسان‌ها به صورت متقابل با تمام اشياي ديگر به هم مربوط شوند؟

?What Is Environmental Philosophy
 by Tad Beckman Harvey Mudd College

تاریخ درج: 21 فروردین 1388 ساعت 14:30 تاریخ تایید: 21 فروردین 1388 ساعت 14:49 تاریخ به روز رسانی: 21 فروردین 1388 ساعت 16:08
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است